Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara
♪ حافظه مانند انعکاس در آینه ست♪
♪ زودگذر و در عین حال ماندگار در قلب♪
♪ نگرانی ها رو رها کردم و با جاده پیش رو روبرو شدم♪
♪سرزمین پهناور اطرافم خیلی گسترده ست♪
♪ قلب من قوی میمونه، و روح ناشکسته♪
امیدوارم این زندگی باقی بمونه♪ ♪تا دوباره همدیگه رو ببینیم
♪با خنده های آرام، شر رو شکست میدم♪
♪ با هم، دست در دست هم در طول زندگی قدم می زنیم♪
♪ گرد و غبار برمی خیزه♪
♪ نغمه در میان آشفتگی ادامه داره♪
♪ما در کنار باد محکم ایستاده ایم♪
♪ خواب می بینم انگار همه چیز فقط یک لحظه زودگذره♪
با این حال زندگی به ندرت♪ ♪از خواسته های ما پیروی میکنه
♪با توتم قدرت، آزمایش های زیادی رو تحمل می کنم♪
♪تقابل عشق و نفرت، زندگی و مرگ♪
♪با سر بالا میجنگیم♪
♪ با شکاف زندگی رو به رو میشیم♪
♪بی ترس ایستاده ایم♪
=عشق وفادار=
=قسمت یک=
(جنگلی در مرز سونگ)
چی شده؟
چیه؟
گو شی؟- اونجا-
چی شده؟
حالت خوبه؟
اون مار غول پیکر خیلی وحشتناک بود
حتی فرصت نداد واکنش نشون بدم
اگه تو نبودی
کارم تموم بود
با تشکر از تو الان همه در امنیت کاملن
اون آموزش حرفه ای دیده
جای تعجب نیست که انقدر سریع و چابکه
انقدر ترسیده بودم که پاهام سست شده بودن
یه شرکت بیوتکنولوژی بهم گفته
کمکشون کنم منابع زیستی کمیاب رو پیدا کنن
اینجا خطرناکه
باید زود از اینجا بریم
زود کارتون رو تموم کنین و برین
راه رو نشون میدم
گو شی،تو حواست به پشت سر باشه
باشه
چه خبره؟
چرا همچین سیگنال غیر طبیعی قوی ای اینجا هست؟
اونجا رو نگاه
یه غاره؟
همین جا بمونین
من میرم داخل و بررسی میکنم
گو شی، ازشون محافظت کن
باشه
(چرا اینجا خنجر هست؟)
چرا وسط روز اینجا دراز کشیده؟
کیه؟
چرا اینجا دراز کشیده؟
خوشگله
بریم.انقدر زل نزن
بی حیا
(ظاهرا نجات پیدا کردم)
هان زی چینگ
دختره ی بدبخت
...فقط صبر کن تا من
بانو
خوبین؟
جرات میکنی لگد بزنی؟
(من کجام؟)
تو کی هستی؟
من کی ام؟
خودتو نزن به اون راه
هان زی چینگ
(هان زی چینگ؟)
چطور میتونی وسط روز
همچین لباسی بپوشی
و همچین رفتار شرم آوری از خودت نشون بدی؟
نجابتت کجا رفته؟
چته؟
چمه؟
دوستان
لطفا خودتون قضاوت کنین
با اینکه دختر خودم نبود
من و شوهرم
با عشق بزرگش کردیم
و بهترین زندگی رو براش ساختیم
الان ببینین داره چیکار میکنه
همچین کار بی شرمانه ای انجام داده
چطور میخوای با پدرت و
مادر مرحومت روبرو بشی؟
چطور تونست همچین کنه؟
امروز به جای پدرت
تنبیهت میکنم
بیارینش
اطاعت- اطاعت-
(مسافرخانه یون لای)
برو
کارش خوبه
زود باش یکی رو بیار
سریع- چشم بانو-
چیکار میکنی؟
نزدیک نیا
عقب بمون
تو کی هستی؟
هنوزم داری تظاهر میکنی؟
نزدیک نشو
گریه نکن
دارم تنبیهش میکنم
بخواب
خوب بخوابی
(یعنی دارم)
(خواب میبینم؟)
داره جالب میشه
آفرین
ببینیم پدرت چطور مجازاتت میکنه
(حتی اگه خواب باشه)
(هیچ کس حق نداره اذیتم کنه)
چیکار میکنی؟
بانو
ولم کن
هان شی آر کجاست؟
منو ببر پیشش
نمیدونم
حرکت کن- بانو زی چینگ-
ولم کن
واقعا بانو زی چینگه؟
اون حتی جرئت نداره صداشو بلند کنه
چطور یهویی انقدر تغییر کرده؟
وقت این حرف ها نیست
زود برو صدراعظم رو پیدا کن
همین الان
(اقامتگاه صدراعظم)
بد شد
بانو زی چینگ دیوونه شده
بانو رو کتک زد
آروم. آروم
برو کمک بیار
عجله کن
زود باش
بانو شی آر گفتن دروازه رو ببندیم
باز کنین
بانو برگشتن
باز کنین
بانو اومدن
باز کنین
بانو
بانو- باز کنین-
عزیزم
شی آر،باز کن
هان زی چینگ
چطور جرئت کردی دست روم بلند کنی؟
صبر کن تا پدرت بیاد
بهت یه درس حسابی میده
انقدر مزخرف نگو
شی آر،اونجایی؟
شی آر کمکم کن
زود باش بیا بیرون
(این هان زی چینگ واقعاً رقت انگیزه)
( مادرش رو تو بچگی از دست داده.نامادری و خواهرش)
(آزارش میدن)- شی آر-
باز کن- (پدرش فقط تماشاچیه)-
شی آر- (حالا که فکر میکنن من اونم)-
(امروز)- شی آر-
(پشتت وایمیستم)
هان زی چینگ
ولم کن
...وگرنه
وگرنه چی؟
از این همه نقش بازی کردن خسته نشدی؟
کمکت کنم یه لایه دیگه رو در بیاری
تا خنک شی؟- نه-
لطفا- درش بیار-
درش بیار
درش بیار
لطفا نکن
بعد این رسوایی هان زی چینگ چطور قراره
به عنوان همسر شاهزاده انتخاب بشه؟
شرط می بندم همش زیر سر هان شی آر هستش
هان شی آر
باز کن
وگرنه مادرت رو ول نمیکنم
شی آر- بانو شی آر-
باید برین ببینین چه خبره
ممکنه بانو تو خطر باشن
زی چینگ داره وحشتناک عمل میکنه
به مادرت کمک کن
میخواد با استفاده از اون
منو پایین بکشه- باز کن شی آر-
کار من نبود- باز کن-
شاهزاده چهارم در حال انتخاب همسرشه
شی ار
...اگه با این کار آبروی خودم رو ببرم
باز کن
اونوقت چطور انتخاب بشم؟
اما جلوی همه داره
اسمتونو صدا میزنه
اینم آبروتون رو میبره
...من- بله-
پدر کجاست؟
چرا هنوز برنگشته؟
ارباب
مراقب باش
عزیزم
لطفا کمکم کن
چرا اینجوری لباس پوشیدی؟
مادرت رو ول کن زی چینگ
اون لباسمو در آورد
برای چی اونجا وایستادی؟
نشنیدی؟
میخوای بیشتر از این خودتو خجالت زده کنی؟
خجالت زده بشم؟
حتی نمیدونی چی شده
پس از کجا میدونی این منم که باید خجالت بکشم
و نه اونا؟
...تو
چرا از زن و دخترت نمیپرسی
دیشب باهام
چیکار کردن؟
برای چی بهم خیره شدی؟
من چیزی نمیدونم
من هیچ کاری نکردم
اون منو گروگان نگه داشته
زی چینگ
مادرت رو ول کن
بریم داخل حرف بزنیم
باید یکم آبروداری کنی
آبروداری؟
بعد کاری که دیشب باهام کردن
هنوزم فکر آبرویی؟
...تو
چطور جرئت میکنی با من اینطوری حرف بزنی؟
تحقیرم کرد و به مادرم توهین کرد
خیلی زشت بود
الان دیگه دیره که
فکر آبرو باشیم
مهم نیست چه اتفاقی افتاده
گروگان گرفتن اون قابل توجیه نیست
ولش کن و بیا تو
ولم کن.ولم کن- شنیدی؟-
و اگه این کار رو نکنم؟
اگه نکنی
واسه بی ملاحظه بودنم سرزنشم نکن
کِی با ملاحظه بودی؟
نگاش کن
شلاقم
ول میکنی یا نه؟
منتظر چی هستی؟
بزنش
هان شی آر رو بیار
وگرنه ولش نمیکنم
زی چینگ
این یه موضوع خانوادگیه
بیا جلوی مردم حلش نکنیم
بریم داخل و در موردش بحث کنیم
ولش کن
اونوقت خودم
ته توش رو در میارم
قول میدم طرف کسی رو نگیرم
هان شی آر رو بیار
اونوقت حقیقت روشن میشه
زود باش
باز کنین
شی آر رو بیارین
زود بیا بیرون
پدر
چه خبر شده؟
مادر
مادر چی شده؟- منو اینطور صدا نکن-
هان زی چینگ
با مادرم چیکار کردی؟
به همه بگو
چیکار کردی
...من
چه اتفاقی افتاده؟
بگو
من هیچ کاری نکردم
دیروز منو بردی قصر بزرگ
و مجبورم کردی نوشیدنی بخورم
بعد از اینکه از حال رفتم
اونجا تنهام گذاشتی
چه نقشه ای داشتی؟
همین اتفاق افتاده
واسه چی اینکار رو کردی؟
پدر
من زی چینگ رو بردم قصر بزرگ
تا حساب هارو بررسی کنیم
هوا سرد بود
واسه همین بهش نوشیدنی پیشنهاد دادم تا گرم بشه
نتونست جلوی خودشو بگیره
بعد چند تا فنجون از حال رفت
واسه همین از مغازه دار چن خواستم
واسش اتاق آماده کنه تا بخوابه
وقتی مطمئن شدم همه چی مرتبه اومدم خونه
نمیدونم چرا
این اتفاق افتاد
دروغ میگی- نمیگم-
اگه باور نمی کنی
از مغازه دار بپرس
آره- درسته-
از مغازه دار بپرس
درسته- ازش بپرس-
آره
ارباب
ارباب
منو بکشین
تقصیر منه
من مقصرم
قضیه چیه؟
بگو
دیشب مسافرخونه پر بود
پسر ارباب چن
یه اتاق میخواست
نمیدونستم بانو زی چینگ داخله
واسه همین اتاقو دادم بهش
امروز صبح موقع تمیزکاری
بانو زی چینگ رو نشناختن
واسه همین
...اونا
بیرونش کردن
خواهش می کنم، ارباب
رحم کنین
پسر ارباب چن؟
این چن کیه؟
صدراعظم
صدراعظم
صدراعظم
صدراعظم
صدراعظم
من مقصرم
من سزاوار مرگم
تو کی هستی؟
من چن شو هستم
دیشب اون اتاق رو به من دادن
فکر میکردم
ایشون رقاصن
واسه همین بی احترامی کردم
من نمی دونستم
دختر شماست ارباب
...تو
...تو
موجود پست
صدراعظم
لطفا مجازاتم کنین
ولی من روحمم خبر نداشت
صدراعظم جونم رو ببخشین
(درست نیست)
(این مردی نبود که دیشب دیدم)
(چه بازی راه انداختن؟)
ارباب
خواهش میکنم
دخترتون به عقد من در بیارین
...قول میدم- خفه شو-
(عجب نمایشی راه انداخته)
همه اش بخاطر
همسر شاهزاده شدنه
(پس همش بخاطر انتخاب همسر شاهزاده ست)
حتی اگه نامشروع باشه
چطور تونست این کار رو باهاش بکنه؟
شی آر
ببین چیکار کردی
برای خواهرت متاسف نیستی؟
پدر
متاسفم
من باعث دردسرش شدم
زی چینگ
لطفا منو ببخش
همش تقصیر منه
میتونی عصبانیتتو سرم خالی کنی
جدی؟
...تو- بانو شی آر-
عجب سیلی آبداری
پدرت درست میگه
همه اینها
تقصیر توئه
ندیدی؟
درسته
همش تقصیر منه
همش تقصیر منه
زی چینگ
بعد از ازدواج با خانواده چن
حتما برات جبران میکنم
می خوای من با خانواده چن ازدواج کنم؟
فراموشش کن
زی چینگ
الان
فقط میتونی با ازدواج با خانواده چن
آبروی خودتو حفظ کنی
زی چینگ
شی آر عذرخواهی کرده
میتونی آبروش رو
حفظ کنی؟
من ازش گذشتم
ولی خودتون شنیدین که
خودش گفت این کار رو بکنم
خودش خواست این کار رو بکنم
دستم بخاطر سیلی درد میکنه
پس بزار همینطور بمونه
به چی زل زدین؟برین
برین
برین- برین-
تموم شد
برین
برین
برین
بانو زی چینگ
واسه کاری که کردم متاسفم
ولی قلبم نسبت بهتون صادقه
بانو زی چینگ
قلبت صادقه؟
بهش چاقو بدین
قلبت رو در بیار نشونم بده
گم شو
گشنمه
باید غذا بخورم
دختر قانونی هان واسه خواهرش توطئه چیده
چقدر حقیر
عجیبه
از سم مو شون جون سالم بدر برد
در موردش تحقیق کن
(حتی اگه این عمارت مجلل باشه)
(اما برای هان زی چینگ بیچاره)
(مثل یه جهنمه)
زی چینگ- مادر-
منو مادر صدا نکن- دقیقا چه شده؟-
با چن
رابطه نامشروع داشتی؟
چرا زودتر نیومدی؟
واقعا نگران بودم
دقیقا چه اتفاقی افتاده؟
...تو
زی چینگ- صورتم درد میکنه-
حقته
...من
چرا هنوز اینجایین؟
برین بیرون
بله بانو
برو
برو
زی چینگ
...من
ادامه بده- رفتارت-
زی چینگ
همش تقصیر شی آر بود
اون اشتباه کرد
اما باید به فکر
آبروی خانواده مون هم باشی درسته؟
حالا که چن حاضره باهات ازدواج کنه
...از قبل با هم
به نظر پسر صادقی میاد
...پس چطوره
میخوای با چن ازدواج کنم
تا رسوایی هان شی آر
رو بپوشونی؟
چطور رسوایی منه؟
واضحه که
رسوایی توئه
قربانی باید شرم زده باشه
ولی توطئه چین چیزیش نشه؟
بسه
بحث نکنین
بسه
...من
زی چینگ
حالا دیگه
حتی اگه آبروی خانواده رو در نظر نگیری
باید فکر آینده ات باشی
به نظرم
ازدواج با چن
بهترین راه حل برای توئه
اینطور نیست؟
حالا که بهترین راه حله
پس چرا نمیذاری دختر خودت باهاش ازدواج کنه؟
...تو
تو با چن رابطه نامشروع داشتی
یه زن با فضیلت فقط به یه مرد وفاداره
به صلاح خودته
دقیقا
علاوه بر این، همه میدونن که
چن قراره شوهرت بشه
باید باهاش ازدواج کنی
چه بخوای چه نخوای
بسه
زی چینگ
لجباز نباش
برات یه جهیزیه بزرگ آماده می کنم
تا آینده خوبی داشته باشی
نمیخواد شما
نگران باشین
نگران خودتون باشین
...تو
عزیزم
یهویی این اتفاق افتاد
باید به زی چینگ
وقت بدیم آماده شه
شی آر
یه فنجون چای برای خواهرت بیار تا آروم بشه
زود باش
زی چینگ
همش
سوءتفاهمه
این چای رو بخور
و همه چیو فراموش کن
وقتی با خانواده چن ازدواج کردی
یادت باشه بهمون سر بزنی
ما همیشه باهات خوب رفتار کردیم
مگه نه؟
دقیقا
قبولش کرد
چیزی نیست عزیزم
...تو- نمیدونم مسمومه یا نه-
...تو
تمام این سالها، هرگز باهام مثل یه آدم رفتار نکردین
بهم توهین میکردین
دیروز تحقیرم کردین
و امروز فکر می کنین
یه فنجون چای میتونه همه چیز رو حل کنه؟
ممکنه ندونین
پس بزارین روشنتون کنم
از این به بعد خودم واسه خودم تصمیم میگیرم
سعی نکنین تو کارهام دخالت کنین
اینجا خیلی مجلله
بانو زی چینگ
اینجا چیکار میکنین؟
بیاین
وگرنه باز تنبیه میشین
بیاین
بانو زی چینگ
حالتون خوبه؟
اینجا محل زندگی منه؟
بله.ما اینجا زندگی می کنیم
بانو زی چینگ
استراحت کنین
میرم غذا آماده کنم
(این خدمتکار که اسمش یون شی ئه)
(به نظر میرسه تنها کسیه که)
(واقعا به هان زی چینگ اهمیت میده)
(فکر نمی کردم)
(خوابم یه مادر داشته باشم)
(مادر واقعی هان زی چینگ باید)
(زن ملایم و مهربونی باشه)
بانو زی چینگ،غذا آماده ست
همین؟
بله
قایمکی یه تخم مرغ بهش اضاف کردم
جواهر یا سوزن نقره ای داری؟
میخواین چیکار؟
برای آزمایش سم
سم؟
این رشته رو خودم درست کردم
چطور ممکنه مسموم باشه؟
بانو زی چینگ
اگه بهم اعتماد ندارین،براتون امتحانش میکنم
نیازی نیست
ساعتو نگاه
شاهزاده دوم
چرا شاهزاده چهارم هنوز نیومده؟
(هر کسی که سم موشون رو بخوره)
(حتما میمیره)
(مطمئناً دیگه نمیاد)
اگه حرفی برای گفتن داری
فقط بگو
بله،اعلیحضرت
یکی رو فرستادم به اقامتگاهشون
شاید شاهزاده چهارم دیشب مست بودن
واسه همین خواب موندن
پدر
معتقدم که باید با شی لینگ
صلح کنیم
به نظرت
چطور باید با شی لینگ صلح کنیم؟
از طریق ازدواج
شاهزاده چهارم تشریف آوردن
سلام پدر
مشغول انجام کارهای رسمی بودم
واسه همین دیر اومدم
طلب بخشش دارم پدر
پاشو
الان شاهزاده دوم درباره صلح با شی لینگ
از طریق ازدواج گفت
ما تو جنگ پیروز شدیم،برای صلح به این کارها نیاز داریم؟
ممکنه که شاهزاده دوم
به شاهدخت شی لینگ علاقه داشته باشه؟
نمیخواد خجالت بکشی
اگه واقعاً این خواسته رو داری
واسه رسیدن به آرزوت
شی لینگ رو با خاک یکسان میکنم
بسه
از اونجایی که تو جنگ پیروز شدیم
بیاین درباره شرایط مذاکره با
شی لینگ صحبت کنیم
بی فایده ست
مادر
آروم باشین مادر
مادر
چطور ممکنه؟
اون سم موشون رو خورد
اما چطور هنوز
صحیح و سالمه؟
ممکنه سم
تقلبی بوده؟
غیر ممکنه
خاله ات،همسر چین از نان ژائو
فرستادتش
بعد خوردنش
بعد چند ساعت میمیری
یعنی یه حیله سوار کرده
و نوشیدنی رو نخورده؟
امکان نداره
خودم دیروز دیدم نوشیدنی مسموم رو خورد
و تلو تلو کنان از قصر اومد بیرون
ممکنه
پادزهر خورده باشه؟
محاله
همسر چین گفت
این سم پادزهر نداره
مادر
اگه جون بی یوئه
دختر صدراعظم رو بعنوان همسرش انتخاب کنه
...و با صدراعظم متحد بشه
مادر
شنیدین
امروز جلوی خونه صدراعظم
یه آشوب راه افتاده بوده؟
چی شده بوده؟
شنیدم دختر نامشروع هان
تو روز روشن از
قصر بزرگ بیرون انداخته شده
ظاهرش آشفته بوده
و آبروش به فنا رفته
میگن
خیلی خوشگله
هان شی آر بخاطر ترس از غرق شدن
و تضمین همسر شاهزاده چهارم شدنش
برای خواهرش نقشه کشیده و آبروش رو برده
...اگه درست باشه
اگه تایید بشه
هان شی آر نمیتونه همسر شاهزاده چهارم بشه
مادر
نباید این قضیه رو نادیده بگیریم
باید
این اتهام رو تقویت کنیم
عالیه
(ظاهرا)
(تو حالتی شبیه هیپنوتیزم شدنم)
(نقاشی و کتیبه های داخل غار)
(باعث توهم شدن)
(با زل زدن به نور سبز)
(تو این رویا افتادم)
(شاید وقتی گو شی و بقیه پیدام کردن)
(بتونن بیدارم کنن)
(آره.باید اینطور باشه)
(ولی اگه نتونن پیدام کنن چی؟)
(این خواب قراره تا کی ادامه داشته باشه؟)
(عمرا)
(نباید راحت بشینم و کاری انجام ندم)
(باید خودم رو نجات بدم)
(اما دستور کلیدی بیدار شدن چیه؟)
(نقاشی های توی غار...)
(نور سبز...)
خنجر
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara
♪خاطرات دورتر میشن♪
♪ در عشق جمع شیم، قلبمون رو باز کنیم♪
♪مثل عطر شیرین گل♪
♪ جای زخم های قدیمی رو التیام می بخشن♪
♪ امیدوارم با هم در آزمایش های زندگی شجاع باشیم♪
♪زمان مانند نهر با آرامش در جریانه♪
♪در دریا ادغام میشه، جایی که ویرانی از بین میره♪
♪توسط چرخه بی پایان زمان شسته میشه♪
♪غصه های قدیمی محو شدن♪
♪کاش زمان از طریق اشتیاق بیاد به♪
♪جایی که هستی♪
♪مهم نیست تا کی، هیچوقت فراموش نمیکنم♪
♪ عبور از آسمان شب،با ماه خیلی روشن♪
♪کاش نور از تاریکی شب بگذره♪
♪و بیاد جایی که پیدات کردم♪
♪فاصله مهم نیست♪
♪به سمت تو پرواز میکنم♪
♪در گذر زمان و فراتر از آن♪
♪کاش نور از تاریکی شب بگذره♪
♪و بیاد جایی که پیدات کردم♪
♪فاصله مهم نیست♪
♪به سمت تو پرواز میکنم♪
♪در گذر زمان و فراتر از آن♪
♪ در گذر زمان♪
♪ و فراتر از آن♪
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Yara
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.