Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:شکوفه هلو
[زندگی دوگانه همسرم]
[قسمت ششم]
ارشی
پیداش کردی؟
خواهر
کل جاهایی که میشه تو شهر
پنهون شد رو گشتیم
اما آدمی از امپراتوری نان شیانگ که گفتین رو پیدا نکردیم
اما یه سری اطلاعات گیر اوردم
نمیدونم ربطی به اونی که دنبالش میگردین داره یانه
چه اطلاعاتی؟
دیروز داشتیم تو غذاخوری گدایی میکردیم
مدیر اونجا گفت
اخیرا یکی همش گوشت گاو با برگ کومینگ سفارش میده
و از مدیر میخواد که غذا رو توی ظرف غذا بذاره و تحویلش بده
اما مردم پایتخت
اصلا برگ کومینگ نمیخورن
فقط اونایی که اهل نان شیانگن دوستش دارن
مردم خیلی سخت میتونن تو پایتخت برگ کومینگ بخرن
مدیر نگران بود که برگ کومینگ کافی خریده یانه
میدونی غذا رو کجا تحویل میده؟
قمارخونه سان چینگ
ممنون همین الان میرم اونجا
خداحافظ
[گلدوزی سرای جین شین]
ارشد
استاد چی گفت؟
به نظرت چی گفت؟
گفت سرکار خیلی زیرک
و شجاع بودی
که به افراد وزارت عدلیه توهین کردی
اینم گفت که یکی از
معدود شیرزنای آسیاب آبی هستی
حرفاش بیشتر بوی طعنه میده
عین حرفایین که خودت میزنی
میخوای ادامه اش رو بشنوی یانه؟
اره ، بگو
استاد گفت
چه درمورد پرونده فرستاده کاری کرده باشی یا نه
باید تو عمارت شو بمونی و جایی نری
یادت باشه بانوی جوانی
سعی کن از این قضیه دور بمونی
و اگه کاری نداری به آسیاب آبی نیا
نمیشه که
ارشد
بالاخره چندتا سرنخ پیدا کردم
باید کمکم کنی
خواهر کوچیکه
استاد فقط ازم خواسته باهات همکاری کنم
تا بفهمی آویز یشم کجاست
نمیتونم سر هر چیزی
کمکت کنم که
اگه بی گناهیم ثابت نشه
همه افراد آسیاب آبی درگیر ماجرا میشن
فقط به من که مربوط نیست
از اینکه هممون درگیر این ماجرا بشیم کیف میکنی؟
منظورم این نبود
بگو ببینم چطور کمکت کنم؟
ممنون
وزارت عدلیه مسئول پرونده است
ارباب جوان گونگ یانگ
تمام مدت چهار چشمی مراقبمه
میشه بری پیشش و برام وقت بخری
...و
چی میگی واسه خودت؟
خیلی خوب
برو ببینم ، برو ، برو
-از دست تو با این فکرات -جون من کمکم کن ارشد
این ایده هات دیر یا زود سرم رو به باد میده
حرفم رو گوش کن ارشد
[صادق و متعهد به قانون]
چرا میخواد همچین کاری کنه؟
چی رو نگاه میکنی؟
اعلیحضرت گفت
وزارت عدلیه مسئول پرونده است
-نباید دخالت کنیم -سرورم
چای بخور
شو موچن از وزارت عدلیه است؟
خیلی خوب
-برگرد سرکارت -...اگه از وزارت عدلیه است
بره با وزارت عدلیه تحقیق کنه
بره با وزارت عدلیه ای ها حرف بزنه
اینجا واینسا
برو بیرون
برو ببینم
چند تا مامور بهم بدین
بگین لباس دستای مرکزی رو بپوشن و باهام بیان
کدوم مامور ؟مامور واسه چیته؟
چندبار بهت گفتم؟
چرا تو مخت فرو نمیره؟
دیوان زی چن دیگه نباید تو این موضوع مداخله کنه
هیچ مأموری بهت نمیدم
همچین کاری نمیکنم
مخفیگاه فرستاده رو پیدا کردیم
داری میگی فرستاده هنوز زنده است؟
خوب
الان کجا مخفی شده؟
تو قمارخونه سان چینگه
قمارخونه سان چینگ؟
خوب
این اطلاعات رو از کجا اوردی؟
ووژائو و من فهمیدیم
اون روز بعد فرارش از عمارت گنجینه
یه حلقه یشم رو با دو تیل معامله کرده
دو تیل نقره کفاف مخارجش تو پایتخت رو نمیداده
...مگه اینکه
مگه اینکه
از پول ، پول دربیاره
درسته
ارباب گو
وقتی همراهیش میکردم
فهمیدم فقط به قمارخونه ها علاقمنده
و صورتحسابایی که توی توشه راهش پیدا کردم
همه قدیمی و مچاله بودن
انگار صورت حسابا مال قمارخونه بودن
اما تو پایتخت
کلی قمارخونه هست که بعضیاشون مخفین
ازکجا آنقدر مطمئنی که تو قمارخونه سان چینگ مخفی شده؟
فقط دو تیل داشته
بقیه قمارخونه ها جز قمارخونه سان چینگ
که براش مهم نیست
قماربازها چقدر پول شرط میبندن وبهشون خوشآمد میگن،اجازه بازی بهش نمیدن
حالا بهم مامور میدین یانه؟
نخیر نمیدم
ووژائو
برای افرادمون نصف روز مرخصی رد کن
بهشون بگو لباس ترگل ورگل بپوشن
و یه غذای خوب مهمونشون کن
نه دو وعده غذا مهمونشون کن
چشم
فهمیدی؟
بله
بریم
امروز حسابی بخت بهم رو کرده
بد نیست
به ژانگ بگو
بیاد باهامون نوشیدنی بخوره
[قمارخونه سان چینگ]
باشه
بردم
بیاین
خوش اقبالی خوب که چی؟
نمیدونم امروز چم شده
زودباشین شرطاتون رو بذارین
کوچیک
کوچیک ، کوچیک
بهشون بگو حسابی مراقب باشن
اطاعت
دیوان زی چن هم بو برده قمارخونه سان چینگ مشکوکه
انگاری
فرستاده به احتمال زیاد همونجا مخفی شده
خیلی وقته بیرون قمارخونه بودیم
اما فرستاده رو ندیدیم
به نظرتون داخله
و بیرون نیومده؟
غیرممکنه
ارباب شو هیچوقت درمورد پرونده ای اشتباه نکرده
به نظرم
فرستاده تو قمارخونه مخفی شده
و جرات بیرون اومدن نداره
[عمارت وو شینگ]
حالا چیکار کنیم؟
نمیتونیم مثل قبل روی پرونده تحقیق کنیم
حتی نمیتونیم بریم تو و دنبالش بگردیم
فقط صبر کن
ببین ارباب شو فکری جدیدی به سرش میزنه یانه
راستی
فرستاده واقعا قمارباز قهاریه
جونش درخطره
اما بازم هر روز به قمارخونه میره
...خوب
خیلی خوب ، بریم
چه فکری به سرش بزنه؟
باید برای اینکه کمکش کنم همه تلاشش رو بکنه
هرچند
...اگه فرستاده واقعا قمارباز قهاری باشه
بردم
اینبار حتما بزرگه
زودباش
آماده این
بازش کن
بیاین دوباره انجامش بدیم
شرطاتون رو بذارین
زودباشین
اینجا چیکار میکنی؟
مگه صاحب قمارخونه ای؟
چرا نباید بیام؟
دارم کار میکنم
تمومش کن برو خونه
باهم قول و قراری داریم ازهمدیگه چیزی نپرسیم
شرطت رو بذار ، عجله کن
بجنبین
[قمار]
بجنب ، بازش کن
بازش کن
کوچیکه
اینبار باید بزرگ باشه
دوباره ، بیاین دوباره انجامش بدیم
دوبرابر میکنم
بازش کن
بیاین دوباره انجامش بدیم
بردم
دوباره برد
بدنیست ، دختر جون
پولم رو بدین
سرورم
بانوی جوان واقعا کارشون خوبه
بگو افرادمون حسابی مراقب باشن
اطاعت
بیا پسرم
پسرم
امتحانش کن
غذای تازه ایه که آشپزمون پخته
همین الان چشیدمش
خوشت میاد
پسرم
مادر
خوشمزه است
این روزا چت شده؟
حواس پرت و کم اشتها شدی
چیزی اذیتت میکنه؟
فکرم درگیر یه پرونده است
نگرانم نباشین
پرونده رو بذار کنار غذامون رو بخوریم
پدرت تو کار کمکت میکنه
چیزی که بیشتر از همه میخوام
اینه که ازدواج کنی و بچه دار بشی
بعدش خاندانمون ،ادامه پیدا میکنه
اینه که مهمه
مادر
به خاطر توانمندیم تو وزارت عدلیه استخدام شدم
هیچ ربطی به کمک پدرم ندارم
ازدواج و بچه دار شدنم
هم خیلی فوری فوتی نیست
چطور همچین حرفی میزنی؟خیلی به خاطرش بی قرارم
شوموچن
با دختر عالیجناب وصلت کرده
بانو شو
احتمال زیاد سال آینده نوه دار میشه
نمیدونی چه قیافه ای برام میگرفت
تو هم باید زود ازدواج کنی
سو جین ژن؟
مادر
به نظرتون سو جین ژن مشکوک نیست؟
چرا
نمیفهمم
چرا با شوموچن ازدواج کرده
پسرم نگران نباش
از بانو وانگ و بانو لیو
و بانو ژائو دعوت میکنم چند روز دیگه بیان اینجا
ازشون میخوام دخترای مجردشون رو هم باخودشون بیارن
بعدش
دختری که خوشت اومده رو انتخاب کن
تا برات یه قرار ترتیب بدم
مادر
خودم حواسم به این قضیه هست
نمیخواد کاری برام بکنین
به حرفم گوش کن
ارباب جوان ، بانوی من
یه بانو به اسم چین دم در منتظرن
میگن اومدن لباسای ارباب جوان رو تحویل بدن
بانو چین؟
بگو بیاد داخل
چشم
بازش کن
هشت حرف
...ورقایی که دارم
زودباش
تک انتخاب ، بردم
دوباره برد
پولش رو بدین ، زودباشین
شرطاتون رو بذارین ، زودباشین
بردم ، اژدهای بزرگ
اژدهای بزرگ؟
تا الان چندبار برنده شده؟
دویست و پنجاه و شش بار
خیلی خوش اقبالی
پول رو بدین ، پول رو بدین
بیا
-کل پولام رو باختم -ممنون
بردم
بردم
بردم
دست اسمانی
دست اسمانی؟
[قمار]
دست اسمانیه
سیزده یتیم
سیزده یتیم؟
واقعا فوقالعاده است
واقعیه ، ببین
سیزده یتیم
بفرمایین
پولش رو بدین
خیلی خوش اقبالی
میرم ، میرم
بعد رفتنت چطور بازی کنیم؟
[قمار]
-کی میخواد بهمون ملحق بشه؟ -میخوای باهامون بازی کنی؟
-بیا دیگه -نمیتونم
بجنب بهمون ملحق شو
-زودباش -برو
بجنب
زودباش
حرف نداره
خیلی خوب بیاین بازی کنیم
زودباش
به افرادمون بگو حواستون جمع باشه
حتی سیزده یتیم و دست آسمانی رو هم نشون داد
بازم میخوان باهاش بازی کنن؟
نه بامبو
مهارتاش خوبن
انگار استاد ماهجونگه
رد روی انگشتش
نشون میده همیشه حلقه دستش بوده
کوچیک
بزرگ ، بزرگ
کوچیک ، بزرگ
شکل و شمایلش مثل فرستاده است
باید فرستاده باشه
همون مردیه که اون شب باهام مبارزه کرد
شمال
ساکته
چون میترسه لهجه اش لوش بده
باد غربی
باید راهی پیدا کنم که شو خبر بشه
هشت حرف
تو ماهجونگ بازی کردن خیلی ماهری
اما با توجه به مهارتت
به نظرم محلی نیستی
از اهالی نان شیانگی؟
ووژائو
چی شده سرورم؟
هدف رویت شد
قمارخونه رو تخلیه کن
اطاعت
بفرمایین ، بانو
بانو چین
عرض ادب ارباب جوان گونگ یانگ
عرض ادب بانو گونگ یانگ
ممنون که اوردینش
خیلی ممنونم
خواهش میکنم
خودم لباس رو اوردم
که اگه اندازه نبود
مقصرم ندونین
و خجالت زده ام نکنین
حتما شوخیتون گرفته
مطمئنم مهارتتون عالیه
بانو چین
همه لباسایی
که مشتریاتون به گلدوزی سراتون سفارش میدن
رو خودتون به خونه هامون تحویل میدین؟
بانوی من
معلومه که اینطور نیست
ارباب جوان گونگ یانگ مشتری ویژه امونن
برای همین خودم شخصا لباسشون رو تحویل دادم
فقط چند دست لباس
تو گنجه پسرم بود
انتظار نداشتم
لباس به گلدوزی سراتون سفارش بده
بانو چین بابت
کارو کاسبی سکه اتون تحسینتون میکنم
مادر
به خاطر تحقیق درمورد پرونده ای به گلدوزی سرا رفتم
تعجبی نداشت این چند روزه
حواست پرت بود و اشتها نداشتی
چطور میگی برای تحقیق درمورد پرونده ای اونجا رفتی؟
پرونده ای که میگی اونه؟
مادر چی میگین؟
بانو چین
مادرم منظوری نداشت
مادر
میشه برین و استراحت کنین
مادرم رو ببر که استراحت کنن
اطاعت
قربان
خواهش میکنم بپوشینش
بانو چین
خودم میتونم انجامش بدم
بذارین کمکتون کنم
کاریه که باید براتون بکنم
لازم نیست
تکون نخورین
بذارین کمک کنم لباساتون رو در بیارین
و لباس جدید رو بپوشین
خودم میتونم انجامش بدم
خودم میتونم
تکون نخورین
دیوان زی چن برای تحقیقات اومده
[دیوان زی چن]
همگی برین
همین الان برین
باشه
داریم میریم ، داریم میریم
-باشه -میریم
داریم میریم
عجله کن ،نشونش بده
چی رو نشون بدم؟
دیوان زی چن برای تحقیقات اومده
همین الان برین
عجله کن نوبتته
چی شده؟
چطور بعد بردن این همه پول میخوای فرار کنی؟
چیکار میکنی؟
چی شده؟
چه خبره؟
تکون نخور
خنجر رو بنداز
خنجرت رو بنداز ،زودباش
اگه هرکدوم بیاین طرفم میکشمش
وایسین ، تکون نخورین
-برگردین عقب -تکون نخورین
[قمار]
عزیزم ، نجاتم بده
شوهرشی؟
بهشون بگو برن عقب
آروم باش
برین عقب
برین عقب
نشنیدین چی گفتم؟
بیاین
برین عقب
شما اهالی جینگ واقعا برای خودتون کسی هستین
برای گرفتنم
حاضرین همسرتون هم قربونی کنین
بهش صدمه نزن
اومدیم ازت محافظت کنیم
برای محافظت ازت اومدن
نشنیدی؟نیومدن بهت صدمه بزنن
خیلی ور ور میکنی
همتون
میخواین بکشینم
هیچکدوم تون آدمای خوبی نیستین
برام یه اسب چابک بیارین
وقتی صحیح و سالم رفتم ولش میکنم بره
نشنیدین چی گفتم؟
نشنیدین؟
براش یه اسب بیارین
اطاعت
عقب وایسین
عقب وایسین
عقب وایسین
رفیق ، آروم باش
عقب وایسین
[قمار]
ولم کنین
ولم کنین
ولم کنین
خوبی؟
ولم کنین
بانو چین
کافیه
میدونم
چرا همچین میکنین
چی ؟
لازم نیست به زبونش بیارین
میدونم
میدونم نسبت بهم احساساتی دارین
خوب میدونم مرد با استعداد و خوش قیافه ایم
مناسب همدیگه ایم
بابت اینکه به خاطر پیشینه خاندانتون
از بالا نگاهتون کنم نگران نباشین
اصلا به این مسائل اهمیت نمیدم
...اما
بااینکه هم رو دوست داریم
باید به همدیگه احترام بذاریم و زیاد نزدیک هم نشیم
وگرنه درمورد رابطه امون شایعه درست میشه
و صدمه میبینین
درست میگین
سرورم
چی شده؟
بعضی از افرادمون دیدن
افراد دیوان زی چن
تو قمارخونه سان چینگ قشقرق به پا کردن
انگار دارن کسی رو دستگیر میکنن
چرا زودتر بهم خبر ندادی؟
...من
...مگه
خیلی احمقی
بانو چین
باید برم
بعدا میبینمتون
جناب فرستاده پیدا کردنتون اصلا راحت نبود
شوموچن از دیوان زی چنی؟
میدونستم مردم سلسله جینگ همه دنبال کشتنمن
به نظرم براتون سوءتفاهم شده
سوءتفاهم؟
برام سوتفاهم شده؟
اگه نمیخواین بکشینم
چرا همچین بساطی راه انداختین؟
بعد از چند روز
وقتی کسی حواسش بهم نباشه از پایتخت میرم
حالا که یکی میخواسته تو عمارت گنجینه بکشتتون
چرا هنوز هم فکر میکنین میتونین صحیح و سالم از پایتخت برین؟
راحتش بذارین
سرورم
امپراتورتون
فهمیدن تو پایتخت به خطر افتادین
برای همین برنامه دارن باهامون وارد جنگ بشن
اگه جنگ شروع بشه ، مردم هر دو طرف عذاب میکشن
هردومون نباید اجازه همچین اتفاقی رو بدیم
سلسله جینگ شروعش کرد
فکر کردین بعضی مقامات جینگ میخوان بکشنتون
برای همین کاری کردین همه فکر کنن جسد قاتل ، جسد خودتونه
مرگتون رو جعل کردین تا فرار کنین درسته؟
فقط مقامات سلسله جینگن
که آنقدر قدرت دارن که میتونن قاتلی رو برای کشتنم اجیر کنن
...سارق برگ بید لیو
کدوم سارق برگ بید لیو ؟
منظورت همون زن سیاه پوشه؟
اون شب بعد مبارزه فرار کرد
این پرونده به دوتا کشور مربوطه
جناب فرستاده خواهش میکنم باهامون بیاین
بانوی جوان رو همراهی کنین
اطاعت
[قمارخونه سان چینگ]
[می لو]
سرورم
سرورم
افراد دیوان زی چن و اسباشون پشت قمارخونه ان
دارن با یه عده سیاه پوش ناشناس
مبارزه میکنن
همشون قاتلن
برین از فرستاده محافظت کنین
کی فرستادتتون؟
حرف بزن
سرورم
با سم خودکشی کردن
چی شده؟
جناب فرستاده
ووژائو
اینجا چیکار میکنی؟
فرستاده کجاست؟
دارم ازت میپرسم فرستاده کجاست؟
آروم باشین ، آروم باشبن
فرستاده رو بردیم جای دیگه ای
ارباب شو خودشون بردنش
شو موچن؟
چطور جرات کردین گولم بزنین؟
گولتون نزدیم
راهبردمونه
ولم کنین
میخواین اجساد رو ببرین
وزارت عدلیه و
ازشون سرنخ گیر بیارین ؟
مال خودتون باشن
بریم
اطاعت
اجساد رو ببرین دیوان زی چن
ببینین میشه اطلاعاتی از
هویتشون پیدا کرد یا نه
اطاعت
پرونده فرستاده افراد زیادی رو درگیر کرده
ممکنه پشت پرونده یه مقام مهم جینگ باشه
که نقشه همه این اتفاقات رو کشیده
با ارابه جا به جاش میکنیم
تا فریب بخورن و خودشون رو نشون بدن
ببینیم مغز متفکر پشت ماجرا دست به کار میشه یانه
کاری برات دارم
تظاهر کن فرستاده ای
تظاهر کنم فرستاده ام؟
پیش بینی ارباب شو درست از آب دراومد
[وزارت عدلیه]
تو ، سبزی فروشی که اونجایی
گاریت رو بکش کنار
جلوی راه رو نگیر
[دیوان زی چن]
ارباب شو
فوریه
باید ارباب گونگ یانگ رو ببینم
باشه
[وزارت عدلیه]
[وزارت عدلیه]
فرستاده نان شیانگ واقعا هنوز زنده است
بله
یه قاتل
سعی داشته تو عمارت گنجینه فرستاده رو بکشه
برای محافظت از خودش
جسد قاتل رو جای خودش زده
و تو قمارخونه مخفی شده
سرورم
گمونم
یکی میخواد با این قضیه دو کشور رو باهم درگیر کنه
خواهش میکنم کامل درموردش تحقیق کنین
بهت افتخار میکنم
ارباب شو
کامل روی پرونده تحقیق میکنم
و حقیقت رو برای اعلیحضرت و فرستاده روشن میکنم
ممنون عمو گونگ یانگ
خدانگهدار
امروز که میخواست نجاتم بده
بدجور نگران و بی قرار بود
آروم باش
همسرم رو ول کن
اومدم ازتون محافظت کنم
شوهرشی اره؟
بهشون بگو برن عقب
کدوم شوهر؟
همش الکیه
اما کونگ فوش خیلی خوبه
قشنگ میشه تو لحظه های حساس بهش اعتماد کرد
[قمار]
خوبی؟
تظاهر نمیکرد بی قرار و نگرانه واقعا بود
به نظر احمق میاد ولی گوگولیه
اگه ژن ار واقعا باهاش ازدواج کنه
اونقدرام بد نمیشه
وایسا ببینم
الان ژن ارم
بانوی جوان
بانوی جوان؟
بانوی جوان
امروز اتفاقی براتون افتاده
صبر کنین اتفاق خیلی بدی براتون افتاده
نه بابا
چرا همش بهم زل میزنی؟
راستی
ارباب جوان کی برمیگرده؟
هفتمین باره
که میپرسین ارباب جوان کی برمیگردن
واقعا؟
فقط نگران ارباب جوانم
برگشته یانه؟
نه
چرا هنوز برنگشته؟
دلتون میخواد ارباب جوان اصلا برنگردن؟
دلتون میخواد ارباب جوان خونه نباشن
تا برین بیرون؟
برم بیرون؟
چرا برم بیرون؟
بانوی جوان
بعد از ازدواجتون با ارباب جوان
اغلب صبح زود از عمارت بیرون زدین و شب دیروقت برگشتین
تازه همین
چند لحظه پیش برگشتین
اما حالا بازم میخواین
قبل برگشتن ارباب جوان برین بیرون
شیائوچیو
منظورت چیه؟
فکر میکنی بعد وصلتم با خاندان شو
دیگه نباید پام رو بیرون بذارم؟
منظورم این نیست بانوی جوان
ازدواج کردین
نباید هر روز هر روز تنها برین بیرون
خوب
ارباب جوان اونقدرام عشق و عاشقی حالیشون نیست
اما نباید بهشون خیانت کنین
اصلا کار درستی نیست
بهش خیانت کنم؟
حتما زیادی کتاب قصه خوندی
فکر میکنی میرم بیرون
تا با مردای دیگه سر قرار مخفیانه برم؟
اگه با مردای دیگه قرار نمیذارین
چرا نمیشه باهاتون بیام؟
درکش نمیکنی
الان همسر خوب ارباب جوانم
باید تو خیلی چیزا کمک حالش باشم
اغلب باید برم بیرون
تا کاری براش بکنم
برای همین نمیذارم باهام بیای
پس اشتباه فهمیدم؟
معذرت میخوام
عیبی نداره، میبخشمت
ارباب جوان برگشتین
میخواین چیزی براتون درست کنم؟
گشنه ام نیست
دیگه برای امروز کاری نیست برگرد اتاقت و استراحت کن
اطاعت
[عمارت مجلل زیر نور بهاران]
شیائوچیو
چرا هنوز اینجایی؟
منتظرت بودم
چیکار میکنی؟
نگران ارباب جوان و بانوی جوانم
بانوی جوان بیشتر روز رو خونه نبودن
ارباب جوان هم خیلی خوشحال به نظر نمیومدن
قطعا امشب حسابی باهم دعوا میکنن
باید باهاشون حرف بزنم
امشب دعواشون نمیشه
ارباب جوان باید از بانوی جوان به خاطر کاری که امروز کردن تشکر کنن
ازشون تشکر کنن؟
چرا؟
بانوی جوان امروز
کمک زیادی به حل پرونده کردن
بانوی جوان به حل پرونده کمک کردن؟
اره
ببین چی میگم
فرستاده نان شیانگ
تو قمارخونه سان چینگ مخفی شده بود
خیلیامون رفتیم اما پیداش نکردیم
بعد بانوی جوان اومدن و شروع به قمار کردن
کلی پول بردن و
فرستاده رو فریب دادن تا پای میزشون بیاد
...اما
بانوی جوان تو خطر افتادن؟
خیلی خطرناک بود اما خم به ابرو نیاوردن
ترسوندیم
اما خودتون چیکار میکردین؟
چطور شد که بانوی جوان باید برای پرونده کمکتون میکردن؟
خودت چیکار میکردی؟
نمایش میدیدی؟
کی گفته؟
بعدش تظاهر کردم فرستاده ام
و یه مشت قاتل ریختن سرم
خوشبختانه ازپادرشون اوردم
واقعا؟
معلومه
صدمه دیدی؟
اینجا
خوبی؟
و اینجا
اینجا هم درد میکنه
ادا نیا دیگه
گشنته؟
اره
بیا بریم اشپزخونه
یه چیز خوشمزه برات میپزم
باشه
بذار ادامه اش رو بگم
وقتی به قاتلا برخوردم
خیلی راحت زدمشون
هیچ کدومشون
در حد و اندازه ام نبودن
داری چاخان میکنی
تو ماهجونگ بازی کردن حرف نداری
اما باتوجه به مهارتت
فکر نکنم محلی باشی
از اهالی نان شیانگی؟
با کمکی که کرد
پرونده خیلی زود حل شد
اما یه بانو از عمارت اربابه
براش خوب نیست که
جاهایی مثل قمارخونه رفت و آمد کنه
انتظار نداشتم سر حرفش بمونه
به خاطر دفعه پیش
که ازم سواستفاده کرد میبخشمش
وقتی آویز یشم رو پیدا کردم
نمیکشمش
پرونده حل شده
چرا باید به همه بگیم
اون مرد رو سارق برگ بید لیو نکشته؟
خوب نکشتتش
لزومی نداره تو اعلامیه گفته بشه
اون سارقه ماهم ماموریم
چطور میشه مامورا
بی گناهی یه سارق رو ثابت کنن؟
مضحک نیست؟
خوب نکشتتش
حقیقته
حقیقت هم مهمه
چه ربطی به مامور و سارق بودن داره؟
[جایزه دستگیری]
[اعلامیه]
اونی که میخواسته فرستاده نان شیانگ رو بکشه
سارق برگ بید لیو نبوده؟
اما وزارت عدلیه براش اعلان دستگیری صادر کرده
معنیش این نیست که سارق برگ بید لیو قاتل بوده؟
چرا
چرا
اره ، اره ، اره
[اعلامیه]
وزارت عدلیه حقیقت رو
کشف نکرده
بعد از یه تحقیق دقیق و مفصل
که دیوان زی چن انجام داده
قاتل واقعی رو پیدا کردیم
برای همین اعلامیه نصب کردیم
تا بی گناهیش رو ثابت کنیم
ها
خیلی خوب
بریم
[دستور تعقیب و دستگیری] [اعلامیه]
بهت که گفتم قصه های توی نقالی همشون درستن -میبخشین
-معذرت میخوام -سارق برگ بید لیو واقعا یه دزد شریفه
قاتل نبوده
راست میگی
وزارت عدلیه چطور تونست شهرتش رو خراب کنه؟
به نظرم
دیوان زی چن قابل اعتماد تره
اره درسته
دیوان زی چن قابل اعتماد تره
سارق برگ بید لیو کسی رو نکشته
درسته
اما اون روز کی بود میگفت
سارق برگ بید لیو خیلی زشته و نتونسته شوهر پیدا کنه
برای همین جوش اورده
و زده فرستاده نان شیانگ رو ناکار کرده
کی همچین حرفی زده؟
کی گفته؟
کی گفته؟
هیچکس
سارق برگ بید لیو فرستاده نان شیانگ رو نکشته
اما اینکه واقعا زشته و شوهر گیرش نمیاد
حقیقته
اره درسته
چطور همچین حرفی میزنی؟
پس چرا ازدواج نکرده؟
چرا خواسته سارق باشه؟
راست میگی
چرا ازدواج نکرده؟
چرا ازدواج نکرده؟
حرفی که میزنین بی پایه و اساسه
اینطوری آبروی سارق برگ بید رو
میبرین
چرا یهویی گذاشت رفت؟
عجیبه
[عمارت شو]
شوموچن آدم بدی نیست
واقعا حکم بازداشتم رو لغو کرد
آدم صادق و دقیقیه
کونگ فوش
هم یه ذره از مال من بهتره
قیافه اش
هم بدک نیست
به اون بدجنسی که
استاد گفته نیست
نه
رونگ ار
بااینکه باهوشی
هنوز خیلی جوونی
نباید بذاری گولت بزنه
مهمترین چیز اینه که آویز یشم رو پیدا کنی
اما هیچ سرنخی از
جای آویز یشم ندارم
دفعه بعد که استاد رو ببینم
دوباره سرزنشم میکنه
گفت به اندازه کافی تلاشم رو نکردم و باهاش صمیمی نشدم
اما چطور باهاش صمیمی بشم؟
ارشد نیستم که
تقریبا همشون رو خوردم
بانوی جوان اومدین
چی شده؟
هیچی
فکر کردم شاید گشنه اتون باشه
برای همین کمی شیرینی براتون اوردم
ممنون
برین سر کارتون
دیگه باید برم
[ رایحه افرا]
سرورم
بانوی جوان واقعا خوب باهاتون رفتار میکنن
اغلب که میان
چیزی برای خوردن میارن
باید درعوض براشون کاری بکنین
میخوای بهم زن داری یاد بدی؟
نه غلط بکنم
چرا بانوی جوان براتون گل داوودی سفید اوردن؟
مگه گل داوودی سفید برای ترحیم نیست؟
نمیخواستن نفرینتون کنن
گل داوودی سفید حتما معنی دیگه ای هم داره
فهمیدم
روغن گل داوودی سفید قوای مردا رو تقویت میکنه
سرورم
بانوی جوان دارن بهتون نخ میدنا
خفه شو
اما چرا بانوی جوان همچین کاری کردن؟
[عمارت شو]
دزده رو براش گیر انداختم
و کلی هم خوراکی بهش دادم
حالا نوبت اونه که
کاری برام بکنه
یا آویز یشم موروثیش رو بهم بده
عزیزم برگشتی
بعد یه روز پرکار حسابی خسته ای؟
اره بدجور خسته ام
نادیده ام گرفت
شوموچن چش شده؟
وقتی بهش خوراکی دادم
که خیلی خوشحال بود
چرا حالا نادیده ام میگیره؟
کی این وضع تموم میشه؟
[عمارت مجلل درنور بهاران]
بانوی جوان بیدار شدین؟
بانوی جوان
دیشب خوب خوابیدین؟
بانوی جوان وقتشه بیدار بشین
بانوی بزرگ خیلی وقته منتظرتونن میخوان باهاتون صبحونه بخورن
ساعت چنده؟
نه صبحه
نه صبحه؟
شیائوچیو
اگه دفعه دیگه این ساعت بیدار نبودم
حتما بیدارم کن
مادر رو منتظر نذار
چشم
چی بپوشم؟
بانوی جوان
بذارین کمکتون کنم
چرا
گلای به این خوبی رو دور میریزن؟
بانوی جوان
بانوی جوان
بانوی جوان متین و سنتی به نظر میان
اما در کمال تعجب واقعا اهل حالن
دقیقا
ببین چی میگم
همه تو عمارت درموردش فهمیدن
مادر
معذرت میخوام که منتظرتون گذاشتم
چرا اینجا نشستین؟
پیر شدم
زودتر بلند میشم
برای شما جوونا عادیه که دیر بیدار بشین
از الان به بعد اینجا صبحانه میخوریم
که لازم نباشه زیاد راه بری
بیا ، بشین
شیائوچیو
خیلی خوبه که
همچین کاری کنیم
وظیفه امه
یه خونواده ایم
برای همین باید با شوهرت
بیشتر ارتباط داشته باشی و باهم مدارا کنین
چن ار از بچگیش آدم گوشه گیری بوده
اما خیلی کونگ فو تمرین میکنه
و عادات بدی هم نداره
قطعا جسم و جونش سالمه
شاید بعضی مشکلات سلامتی رو داشته باشه
اما بیشتر وسواس فکریه
نمیدونم
چطور باید کمکتون کنم
باید بیشتر باهم حرف بزنین
و بیشتر هم رو درک کنین
تا عشقتون عمیقتر بشه
بهتره نذاری از روغن گل داوودی استفاده کنه
درسته؟
گل داوودی؟
کدوم گل داوودی؟
گل داوودی؟
خبر نداری
بانوی جوان
دیروز به ارباب جوان گل داوودی سفید دادن
گوشواره هام چطورن؟
خوشگلن
مادر
چون شیرینی ها رو با گل داوودی عوض کردم
ازم عصبانی شدین؟
..فقط
ازت عصبانی نیستم
درک میکنم چه حسی داری
برای همین
فهمیدی منظورم چیه
خیلی خوب بیا غذامون رو بخوریم
برات یه پیاله فرنی میکشم
بذارین خودم انجامش بدم
به چی نگاه میکنی؟
-ولش کن -بذار ببینم
بانوی من چرا اومدین؟
موچن بیرون نرفته مگه نه؟
نه ، داخله
آروم باش
کی هستی که مغازه ام رو میبندی؟
ولم کن
دفتر حسابم رو پس بده
آنقدر خوبه؟
جلوش رو بگیرین
ولم کنین
عرض ادب بانو شو
هر روز اینجا دورهم جمع میشین
خاندانتون رو ول کردین
خیلی بداقبالم که
باهات ازدواج کردم
خفه شو
خیلی خوب
[صادق و متعهد به قانون]
بانو شو
وو ژائو در رو ببند
چشم
خفه شو
بیا اینجا ببینم
بانوی من
دستت بهم نخوره
خفه شو
مادر
این کیه؟
بهترین طبیب پایتخت ،طبیب دینگه
ناخوش احوالین؟
حالم خوبه
از طبیب دینگ خواستم بیاد
و معالجه ات کنه
معالجه ام کنه؟
صحیح و سالمم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:شکوفه هلو
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.