All language subtitles for deadly.class.s01e07.rise.above.720p.web.dl.hevc.x265

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...‫آنچه در "کلاس مرگبار" گذشت

‫مگه قرار نبود کل این ماجرا ‫مثل یه راز بینمون بمونه

‫تا خودمون و به کشتن ندیم ؟

!‫- چیکو !‫- گمشو بیرون، چیکو

‫اون پسره که باهاش می‌پرم ‫و یادته ؟

.‫می‌گفت که دیده یوکیو در و باز کرده

‫کوروکی میخواسته که چیکو .‫رو بزنه کنار

.‫باید بره

،‫اگه تو برادرم نبودی

‫دیگه نمیدونستی مدرسه‌ـت رو .‫داشته باشی

!‫بابایی

‫تو چی پسر ؟ ‫تو از چی بدت میاد ؟

‫فقط وایسا و ببین من با .‫رفیق قدیمیم، مارکوس چیکار میکنم

‫- این شماره رو از کجا پیدا کردی ؟ .‫- یه جاسوس داخلی دارم

‫چی میخوای چستر ؟

!‫"منم، چیکو

‫اگه تا سه روز دیگه ،‫منو پیدا نکنی

‫این روانی منو با یه ‫یادداشت میفرسته خونه

".‫و روش مینویسه که کی اینکارو کرده

‫.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..

‫خیلی از صعود خسته شدم و .‫دیگه نمیتونم از منظره لذت ببرم

‫لذت از یه لحظه .‫سکوت غیرممکن شده

‫یه احمقی همش توی ذهنم ‫یادم میندازه

.‫که این وضعیت موقتیـه

‫و مدام منتظرِ

.‫یه اتفاق مزخرفِ دیگه‌ـس

‫گاهی وقتا یادآوری یه سری اتفاقات

‫میتونه جسمی بهت آسیب برسونه

‫همونطوریکه همه چیزی که اونموقع ‫برات اهمیت داشته رو مرور میکنی

‫و متوجه میشی که چطور .‫همش از دست رفته

‫همیشه یه گوشه مینشستم ،‫و به خونوادم فکر میکردم

‫روی هر خاطره‌ای که به ذهنم میرسید .‫تمرکز میکردم

‫همیشه به گریم مینداخت .‫و اون حس و دوست داشتم

‫این حس و بهم میداد که .‫هنوزم انسانم

.‫الان دیگه تموم شده

‫من خودم و درگیر مشکلات .‫زیادی کردم

‫وقتی نمونده دیگه که بخوام .‫برای گذشته گریه کنم

.‫دردسرای بزرگ دنبالم میفتن

‫چرا انقدر مهمه که دوباره

‫این بازی مسخره رو شروع کنیم ؟

،‫من تو دردسر افتادم .‫هممون افتادیم

.‫فهمیدم که جسد چیکو کجاست

‫چی ؟

،‫وقتی توی وگاس بودیم

‫فکر میکردم بخاطر اسید بوده ،‫اما داشته ردم و میزده

‫و حالام جسد چیکو پیش .‫هم‌اتاقی قدیمیمـه

...‫لعنتی، اگه به مارتل بگه که ماریا

‫نباید بهش بگیا، خب ؟

.‫همینجوریشم به زور خودش و جمع و جور کرده

.‫درسته

‫ماریا چیکو رو میکشه ،‫و همه‌ی مارو به فنا میده

.‫اما بیا ناراحتـش نکنیم

.‫نباید میومدم پیشت

‫یه جوری رفتار نکن که انگار چاره .‫دیگه هم داشتی

‫پای منم گیره، میدونی ؟

‫خب... اون کیه ؟

،‫مارس 86

.‫این یه گندِ شخصیـه

.‫من بهت اعتماد دارم

.‫فاتحت و بخون

‫آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.

‫«:: مــتـرجـمـیـن: کـوروش ، نــهــال ::» |^| iredprincess , Kourosh7m |^|

،‫به هر شکلی شده .‫میخوام خودم و بکشم بیرون

‫همه‌ی بچه‌ها پذیرفتن که ما

‫قراره توی این بیگاری خونه کار کنیم

‫و هیچ چاره‌ی دیگه‌ای هم نداریم

‫جز تحمل کردن این یتیم خونه‌ی مزخرف و .‫کارمندایی که اداره‌ـش میکنن

‫امروز من چیز دیگه‌ای رو ،‫بهشون نشون میدم

‫و اونا هیچوقت انتظارش .‫رو نخواهند داشت

‫از سهمیه خودت استفاده کن یا .‫پشیمون میشی، آرگوئلو

،‫پروردگار به سخت‌کوشان پاداش خواهد داد

.‫و انسانهای سست را مجازات خواهد کرد

‫من به دنیا نشون خواهم داد .‫که اینا اینجا چیکار میکردن

.‫امروز به اندازه کافی سوزن جمع کردم

‫احتمالا هفته پیش هم به اندازه .‫کافی جمع کردم

‫یه دور دیگه درد و توی ..‫گونه‌هام تحمل کنم

.‫هزینه‌ی کمیـه

‫نمیتونم واسه دیدن قیافشون .‫صبر کنم

!‫خیله‌خب، بچه آشغالا کار امروز تمومه

.‫یه لحظه صبر کن هنک

...‫سوزن‌های قسمت مارکوس کم شده

.‫ای گه لعنتی

‫میدونی این یعنی که ما باید ‫چیکار کنیم، نه ؟

،‫به دیدن بانو رنکس بریم

‫که یه اهریمن خالص در .‫جسمِ یه کتابداره

‫ما گشتیمش اما نتونستیم .‫سوزنی پیدا کنیم

‫بذار ببینیم این نیکاراگوئه‌ای کثیف

،‫دزدیش و کجا قایم کرده

‫و گمونم بهمم نمیگی که کی ‫این بلارو سرت آورده، درسته ؟

‫شما انگلای کثیف علاقه‌ی .‫خاصی دارید که از هم محافظت کنید

‫هیچکدوم شماها به .‫مقامات احترام نمیذارید

‫بیا پسر، بذار یه نگاهم به .‫سوراخ موشت بندازیم

‫

‫شما آدمای پلید و حقه باز ‫خودتون و توی کشور جا کردین

.‫تا از منایع این ملت بزرگ سود ببرید

،‫من ازتون محافظت میکنم ،‫بهتون خوراک و پوشاک میدم

.‫و شما دروغ تحویلم میدین

!‫مواظب طرز نگاه کردنت باش

.‫این حیوون و ببرید به سلولش

...‫قطعا، تو حتما

.‫امروز توی اتاق کار عجب صحنه‌ای راه انداختی

‫استرس گرفتم که ‫یه وقت حواست پرت نشه

.‫و منو فراموش نکرده باشی

.‫فراموش نکردم

،‫مارمالاد جونی ‫منتظر چه گهی هستی پس ؟

‫که بزنم اونور صورتتم ‫خط خطی کنم ؟

.‫نه، شرمنده... اینم ساندویچت

،‫یه نامه از عمه‌ام رسیده .‫همچنان قبولم نکرده

.‫فکر میکنه من پدرم و کشتم

‫باورت میشه، برادرزاده خودش ؟

...‫بعضی آدما

‫

‫این ساندویچ مزه‌ی .‫یه مشت گه و میده

‫چی دادی بهم کصکش ؟

.‫پنیرش بد بوده شاید

‫چیزی شده ؟

.‫فکر میکردم ساندویچ دوست داری

،‫اوه صبر کنم .‫یادم رفته بود که مسموم شده بود

‫چطور میتونم انقدر احمق باشم، چستر ؟

،‫الان دیگه کنترل بدنت و از دست میدی

!‫ای کثافت مریض

.‫اما نگران نباش

.‫برای اتفاق بعدی کامل به هوش میمونی

،‫نمیذارم از دستش بدی

،‫ارزشش و نداره .‫نه بعد از همه کارایی که انجام دادی

...‫کلی خاطرات

‫تموم این سالها توسط تو .‫شکنجه شدم

.‫این دستورالعملش و توی کتاب خودت گرفتم

،‫چندماه طول کشید تا آماده بشه

.‫اما به نظرم ارزشش و داشته

.‫فقط وایسا و ببین

!‫کمک! هم‌اتاقیم! کمک

‫بنظرت اون تشک منو ازت دور میکنه پسر ؟

.‫من از دست تو مخفی نشدم

!‫یا حضرت بیژن

.‫گمونم فهمیدی که سوزنارو چی میشدن، هنکس

‫شگفت‌انگیز بود که چقدر همه چیز .‫داشت عالی پیش میرفت

.‫فقط کشتن رنکس مونده بود

،‫اما وقتی که توی چشماش نگاه کردم

‫متوجه شدم که زنده نگه داشتنش .‫خیلی بدتر خواهد بود

‫در سلول هارو باز کردم .‫و همه رو آزاد کردم

‫وقتی پلیسها میرسیدن، میفهمیدن .‫که چه کارایی کرده

.‫بعدشم اون تنها کسی میشد که توی سلول میفته

...‫میتونستم صدای جروواجر کردن نگهبانارو بشنوم

.‫برقراری عدالت همه رو دیوونه کرده بود

‫البته من نمیدونستم که چه اتفاقی افتاده

.‫تا روز بعد

!‫یه قتل عام

‫توی روزنامه‌ها نوشته بود ‫که همه‌ی بچه‌های توی یتیم خونه

.‫کشته شده بودن

‫ساختمون به آتیش کشیده شده بود .‫و همش افتاده بود گردنِ من

،‫یتیم خونه حقش بود که به آتیش کشیده بشه

‫اما بقیه بچه‌ها باید از اونجا .‫خارج میشدن

‫خانم رنکس باید میبود و ‫دنیا همه‌ی حقیقت

.‫رو راجع بهش میفهمیدن

،‫اونموقع نمیدونستم ،‫اما به جاش همه مرده بودن

‫و هرچند که به دست من انجام نشده بود

.‫اما یه جورایی تقصیرم بود

...‫الان چستر یه قاتل زنجیره‌ایِ

.‫یه قاتل بگا رفته

‫اون روانیِ توی روزنامه ؟

.‫باید بکشمش

.‫ما

‫

‫خدایا تو مثل یه لپرکانی

.‫که رفته خودش و شبیه مکزیکیا کرده

.‫تو داری برام خوش شانسی میاری

‫از وقتی که پیدات کردم، همه چیز .‫داره خوب پیش میره

‫خوب پیش میره همه چی، پسر ؟

.‫- اوهوم ...‫- چون من

!‫من هیچ جسمی ندارم

‫هیببین، زندگی .‫به این بستگی داره که چطور بهش نگاه کنی

‫قطعا میتونی سرازیریش و ببینی

‫و روی سر از بدن جداشدت ،‫تمرکز کنی

‫یا میتونی ببینی که جزوی ،‫از جامعه هستی

.‫جزوی از یه چیز بزرگتر

.‫یه گروه از انواع خونواده‌ی من

‫اینطور ما مثل داداش میمونی، میبینی ؟

،‫فکر نمیکردم یه آدم قوی و باهوشی مثل تو

.‫به خونواده نیاز داشته باشه

‫کی گفت که بهشون ‫نیاز دارم ؟

‫سعی دارم که از جنبش .‫رو به بالاشون کمک بگیرم

!‫درسته! ایول

‫اجازه نده اون دیوث

!‫انطوری باهات حرف بزنه

،‫اگه منم اونجا بودم !‫با صندلی میزدمش

،‫هی مامان جونی .‫کارت خوب نیست

!‫آخ

‫

...‫تو نمیتونی هی

،‫منصفانه‌ـست .‫حقم بود

.‫کاملا اشتباه من بود

‫بهشون اعتماد داری ؟

.‫من به هیچ عنی اعتماد ندارم

‫اونا اینجان چون ‫قول دادم

.‫که با شهرت پولدارشون کنم

‫اما این یه هدف مشترکه، درسته ؟

.‫فقط نمیخوام که دوباره آسیب ببینی

.‫بیا بریم وقتی میرینم پیشم باش

‫

،‫تو همیشه قراره پیشم بمونی

.‫مثل سیمون و سایمون

.‫هی فکر نکنم اونا باهم میریدن پسر

.‫درسته

.‫منظورم کگنی و لیسی بود

،‫سلا آقای ریده صورت ،‫قربان، کاپیتان

‫متوجهم که اینجا ،‫هیچ قانونی وجود نداره

‫اما خیلی خوب میشه اگه بهشون بگید .‫که انقدر بهم چاقو نزنن

.‫لعنتی، کار بدیـه

.‫اما کمکی از دستم برنمیاد

،‫اونا مردمِ منن .‫من نیاز دارم که صددرصد پشتم باشن

‫درست نیست که بخاطر چاقو زدن

.‫به یه زندانی از دستشون عصبانی بشم

،‫باشه خب

.‫ممنون که به شکایتم گوش دادی

.‫شرمنده مزاحم کتاب خوندنت شدم

!‫بیب بیب

!‫کار انجام شد، پسرعمه

.‫یارو داشت دوتا سگ و به فنا میداد

...‫مثل یه خوک جرش دادیم

.‫میدونی، همونطوری که گفتی

‫نمیشه آدم یکم برینه

‫بدون اینکه صدنفر بیان ملاقاتش ؟

‫فقط فکر کردم که میخوای سریع .‫در جریان قرار بگیری

‫و دماغش ؟

.‫ماغشم با اره ترکوندیم

.‫راحت نبود

‫دماغ یکم سفته واسه اینکه با اره .‫روش زاویه دربیاری

‫و رنگ ؟

‫

...‫خب

‫نشان رنگیم و فراموش کردی ؟

‫تو یه کصخل گاوی، نه ؟

،‫بیخیال، پسرعمه چستر

،‫من قبلا کسی و نکشتم

.‫یکم بهم زمان بده

‫میخوای با قاتل بودن ‫مشهور بشی ؟

.‫باید همه چیز و درست انجام بدی

‫همه‌ی قتلها دقیقا باید یه جور باشن

.‫تا بتونی شهرتت و بوجود بیاری

‫مشهور میشی و .‫قراردادهایی واسه تلویزیون و کتاب میگیری

‫قصد داری منو از قراردادام ‫بندازی، جیمی جان ؟

‫جیمی جان داره بی مصرف بودنش رو نسبت

.‫به سازمان ثابت میکنه، پسر

.‫- خوب بنظر نمیاد !‫- دارم بهش رسیدگی میکنم کله

‫فکر کردی مدیریت راحته ؟

‫باید بااین کصشرات سروکله بزنم

‫وقتی که باید روی اون حرومزاده ...‫مارکوس تمرکز کنم

.‫هی

.‫و اینکه چطور بدجور حالش و بگیرم

‫تو نمیتونی از جک خروشان

.‫و کاپیتان محسوس فرار کنی ماریا

‫بیخیال عشقم

‫مثل یه مرد شکستت رو !‫قبول کن

‫یوهو

.‫دارم میبینمت

!‫لعنتی !‫این حیوون روانی ازم دور کنید

!‫بس کن ماریا

!‫بس کن !‫خونسر باش ماریا

.‫یادداشت برداری کنید بچه‌ها

‫توی دعوا، آدرنالین هم میتونه مثل یه .‫دعوای واقعی ازتون تغذیه کنه

،‫اگه بدویی دنیالش .‫همه، همه چیز و میفهمن

.‫این یوکیوی آشغال باید کارش تموم شه

‫میخوای مجبورم کنی به دیابلو زنگ بزنم ؟

‫بهش بگم که داری از یه سری چیزا چشم پوشی میکنی

‫چون که دم پرِ اون کوروکیِ شدی ؟

‫چه مرگته تو ؟

.‫این عوضی چیکو رو کشته

‫چرا یه کار میکنی که مجبورت کنم ؟

،‫کار یه یاروی کانادایی بود .‫توی یه مقاله خوندم

.‫پس حتما حقیقت داره

.‫عجب خونه‌ای

‫این یارو کاناداییِ پیوند قلب داشته

،‫که یهو عاشق آهنگای کلاسیک شده

...‫و سوشی میخورده

‫چیزایی که اصلا علاقه‌ای بهشون نداشته .‫اما اهداکننده‌ـش داشته

‫آره خب هیچ پیوندی

.‫باعث نمیشه که من یه ماهی نپخته رو بخورم

.‫ولی خب با عقل جور درمیاد

‫یعنی خب تو اینجوری یه تیکه‌های .‫از یه آدم دیگه رو تو خودت میذاری

.‫یه تیکه‌ای از روحش رو در خودت قرار میدی

‫واقعا باورت میشه که یه دکتر

‫میتونه روحت و بذاره توی بدن یکی دیگه ؟

،‫نمیدونم .‫میدونم که ما بیشتر از این حرفاییم

.‫فکر نکنم این "ما"ی حقیقی باشه

‫

.‫ممنون

،‫وقتی بابام مُرد ‫در تابوت و باز کرده بودیم

‫و یادمه که نگاهش کردم

...‫و با خودم گفتم

".‫"این پدر من نیست

‫چطور شد که فوت کرد ؟

.‫مهم نیست

‫فقط یادمه برام سوال بود

‫که "این یارو دیگه کیه ؟

".‫چون واقعا مطمئنم که اصلا پدر من نیست

...‫حالا هرچیزی که اسمش و بذاری تغییر کنه

.‫دیگه ما نمیشه

...‫خب مرگ هرچیزی که هست

.‫امیدوارم که بالاخره بابام خوب شده باشه

.‫هیچوقت واقعا شاد نبود

‫میخواست چی بشه ؟

.‫آهنگ میخوند

.‫آره، باب مارلی و اینجور چیزا

.‫همیشه یه گیتار همراهش بود

.‫همیشه هم داشت باهاش آهنگ میزد

.‫میتونست یه خواننده باشه

.‫فقط هیچوقت فرصتش و پیدا نکرد

‫همیشه همینطوری انجامش میدی ؟

‫آسیب پذیر خودت و نشون میدی ‫تا بتونی شلوارم و دربیاری ؟

.‫نه

...‫نه من

.‫با هیچ کسی اینکارو نمیکنم

.‫باید یه راه بهتری وجود داشته باشه

.‫نداره

.‫باشه خب میری به صحنه‌های جرم

‫که چیکار کنیم بتمن ؟ .‫ ما که کارآگاه نیستیم

‫ما بلد نیستیم که .‫مجرمارو پیدا کنیم

.‫چه برسه به قاتلای زنجیره‌ای

.‫بعدشم وقتمون داره تموم میشه

.‫به یه متخصص نیاز داریم

...‫خب

‫اینم از پسر حق به جانبی که .‫از منو قلدرا متنفره

.‫من درکنار خودم، پیشگوهم هستم

.‫ما به کمک نیاز داریم

‫پس واسه همین اومدید پیش این خودپرست بی خایه ؟

.‫آره

.‫یه قاتل زنجیره‌ای هست

،‫مشکل ساز شده .‫ما نیاز داریم که پیداش کنیم

..."‫"نیاز

.‫جالب شد

.‫معنای ضمنیی داره

،‫ما توی یتیم خونه باهم بودیم

،‫هم‌اتاقی بودیم .‫همیشه اذیتم میکرد

‫

،‫حالا شده قاتل .‫و اسمش و گذاشته کله گهی

.‫عجب اسمی

‫تا حالا درنظر گرفتید که برید ‫جاهایی که احمقا لونه میکنن ؟

‫فکر کردم شاید خودت یکم بهتر .‫بتونی گونه‌ی خودت و پیدا کنی

‫گونه‌ی من ؟

‫منو این آقا اصلا از .‫یه نوع هم نیستیم

.‫هردو روانی که هستین

،‫کنجاوم

.‫خیله‌خب بیاید حرف بزنیم بچه‌ها

‫انگیزش چیه ؟

‫یعنی چه چیزی بوده که نمیتونسته ‫بهش دست پیدا کنه

‫و فقط ازش حرف میزده توی یتیم خونه ؟

.‫- سگها .‫- همین الان خسته شدم

.‫نه واقعا به سگها علاقمنده

‫

...‫آها خب جقدر وحشتناک

.‫به انسانهای اولیه میخوره

...‫کمک میکنم

.‫اما نه از اینجا

..."‫گفتید "نیاز .‫انتخاب لغاتتون ضعیفه

،‫خیلی چیزهارو تغییر میده .‫جون من هم یه سری نیازها دارم

‫میخوام که توی رستوران پانچو ویلا بشینم

.‫و از غذای مکزیکی بوریتوم لذت ببرم

،‫پیشنهاد ناراحت کننده‌ایِ میدونم

‫اما شما هیچوقت سراغم نمی‌اومدید

.‫اگه خیلی خیلی دستتون بسته نبود

.‫عه وایسا، درو نبند

‫

‫- بیلی اینجا چخبره ؟ .‫- اینجا اتاق معماست رفیق

،‫اونا تصادفی بچه‌هارو اینجا زندونی میکنن

‫و تو باید معمارو حل کنی .‫تا بتونی بری بیرون

.‫فقط یکی از درها خروجیِ بدون نگهبانِ مدرسه‌ـس

‫امروز راهبه‌ها منو فرستادن اینجا

.‫اما من معمارو حل نمیکنم

‫چرا ؟

...‫شیرها، آتیش

...‫"پشت یکی از درها، آتشی سوزان

،‫دیگری، سه شیر گرسنه به مدت چند ماه

.‫و آخری، قاتلان مرگبار هستن

"‫کدوم در به سمت امنیت است ؟

‫هی بچه‌ها حواستون هست که دارید

‫با عقرب کش میچرخید ؟

.‫میخوایم بوریتو بخوریم

خواهش می‌کنم نگید که خبر بد اوردید

نه ماریا

خبری نیاوردم

حال خودت چطوره دخترم؟

بعضی وقتا درد سینه‌م اینقدر زیاده که

نمی‌تونم تکون بخورم

صداش رو می‌شنوم می‌گردم دنبالش

یعنی هیچ خبری نداری؟

کسی باهاش دعواش نشده؟

کسی نمی‌خواسته از چیکوی من انتقامی چیزی بگیره؟

نه

تو باید ازش مراقبت می‌کردی ماریا

اینا کافی نیست

مراقبت؟

من واسش بیشتر از اینا بودم

عاشقش بودم اون قلب من بود

...دلیل زنده بودن تو

من متوجه اوضاع نا به سامان ماریا شدم

همیشه زیر بار عذابشه

هرگز تلاشش برای فهمیدن ماجرا رو تموم نکرد

خانمِ گائو اومده تو جستجو کمکمون کنه

هیچ چیز رو تا به حال به اندازه‌ی پیدا کردن چیکو، جدی دنبال نکرده بودیم

پیداش می‌کنیم

ممنون ماریا

شما بچه داری استاد لین؟

یه دختر داشتم

فوت کرده

درد بدتر از این نیست

پسرمه

وارث منه

دست بردار نیستم

و افرادی که مسئول این ماجرا هستند

همین بلا سرشون میاد

و خونواده‌هاشون قبل اینکه خودم بفرستمشون جهنم

جهنم رو به چشماشون می‌بینن

اون زیر نظر تو بود

تا حالا دیدی چندتا خوک یه آدمو زنده زنده بخورن؟

معلومه که دیدم

اه، بابا این مرتیکه تخمی‌چهره چی می‌خواد؟

چرا بهمون نگفتی؟

مارکوس خیلی چیزا رو نمی‌گه

تو کیر هم نمی‌دونی چیه

اتفاقاً خوب می‌دونم کیر چیه

من خیلی بیشتر از این رفیق فرهیخته‌ای که

بغلت نشسته می‌تونم درکت کنم

موهام مدل موهاکیه

من هیچ وجه تشابهی با گوساله‌ای که

نوجوانارو موقع سکس تو ماشین می‌کشه ندارم

آها، توی یتیم‌‌خونه بسوزونمشون اشکال نداره؟

اووو حرف حساب جواب نداره

آخه چیِ پانکا شبیه دکترسوسه؟

اصلاً کاملا متفاوتن

دکتر سوس، مست و وراجه

اوه ناموسن؟

وقتی زنش داشت از سرطان می‌مُرد

روی یه زن دیگه بود

یه کسخل رو داشت تو یه کارتن می‌کرد

اون که پانک نیست اون یه بی‌ناموس سطح بالاست

ببین بی‌ناموسی کاملاً باطنیه

به این بستگی داره که با کی چیکار کنی

نه صبر کن

نه شیر

شیری که چند ماه هیچی نخورده باشه دیگه تا الان مُرده

دلم واسه بوی پول تنگ شده بود

همینطوری که نمی‌تونیم ولت کنیم بچرخی

معلومه که نمی‌شه

اول ایمنی بعد کار

طعم بهشت رو می‌ده لامصب

پشمام ریخت که پوست آدم سفارش ندادی

...خب

حالا چی شده که پسرمون می‌خواد ریگان رو بکشه؟

آره دفتر معلما شده مثل جلسه‌های خانوما

مثل این می‌مونه که بیست چهاری دارن سبزی پاک می‌کنن

عمراً چیزی از خودم بهت بگم

غذاتو بخور حرف نزن

این یارو چهره، خودش حاصل یه دردیه

خودش که نمی‌خواسته همچین آدمی بشه

این بهش تحمیل شده

زر نزن خودش می‌خواست

تو خودت می‌خواستی تو یتیم‌خونه زندگی کنی؟

پسری که کمبود محبت داشته باشه، از هر راهی ممکنه به گُه ترین آدم تبدیل شه

یکی از باحال‌تریناش عشق محتاطانه‌ست

بعضیا دنبال ایمنیِ احساسی‌ان

اونا کسی یا چیزی رو شکلی می‌کنن که می‌خوان تا به عشقه برسن

حالا در این مورد

تو این جال می‌تونه عاشق چیزی بشه که حرف نمی‌زنه یا اساساتش پیچیده‌ست

چستر به عشق نیاز داره

ولی تنها چیزی که می‌تونه باهاش ...ارتباط برقرار کنه

خب- خیلی خب، فهمیدیم-

کجا بریم؟

شما صاحب اختیاری

چرا ریگان؟

پدر و مادرم کشته شدن

ایشالا که من نکشتم اون مموقع ناجور میشه

خفه بابا لاشی

ببین مشکل من اینه که فحش محش بهم بدی

از کوره در می‌رم

البته خوشم هم میاد

یکی از کسایی که از کلینیکای درمان روانی

ریگان فرار کرده بود کشتشون خب؟

خیلی خب پس که اینطور

اطلاعات بیشتری دوست داشتم بشنوم

شاید اصلاً چیزی نمی‌دونی نه؟

چیزی که خواستی رو گفتم - بستنی -

بستنی؟

بستنی بخوریم

بعدش قول می‌دم جا رو بهت بگم

اون همه سال یاد گرفتیم که ...پیپا یزنیم

ولس اصلا به ساز دست نمی‌زنم

کی وقتشو داره؟

...خوب جمعش کردی

با وجود این که اشتباه از ما بوده

ازین آدما زیاد دیدم

فقط باید چیزی که می‌‌خوای رو بگی

من نگرانم

فرار یورگن

غیب شدن چیکو

و ماریا

توی دوره‌ی سختی اومدی

تو یه زمانی بهونه قبول نمی‌کردی

خب بعضی وقتا نمی‌شه قبولشن کرد

اونی که باید می‌فهمه

من از راه و رسم انجمن

خبر دارم

ولی نمی‌دونم چرا فقط همین‌جا

توی دفتر بابا اینا روم اثر می‌ذاره

توی معبد سبز اجازه‌ی ابراز احساسات نداشتی

...اگه نایا زنده بود

می‌اوردیش پیشمون؟

به این آسونیا نبود

ولی در کل این توی خون هممونه

اگه سنش قد می‌داد

باعث افتخارم می‌بود که مسیر تو رو پیش بگیره

قدرتش کافی بود؟ - شک نکن -

تو دو سالگیش به این نتیجه رسیدی؟

مثل خودت بود

وقتی جوون بودی خیلی قوی بودی

قوی‌تر از من

الان زورم بیشتر هم شده

ولی چطوری برادرم رو از قبری که خودش داره

واسه خودش می‌کنه دربیارم؟

اشتباهات تو غیر قابل بخششن

انگار بعد مرگ مینگ

دم دراوردی

پسرم، اهمیت کارمون رو بهم اثبات کرد

نمی‌خواستم سرنوشتش عوض شه

مرگ اون باید باعث این بشه که دیگران تغییر رو انجام بدم

حان فشانی اون من رو به کسی تبدیل کرد که هستم

ولی تو اینطوری نیستی

مرگ دخترت تو رو آروم‌تر هم کرده

هرکسی یه جوری عزاداری می‌کنه

بله بدون شک

خیلی حیف شد که نمی‌تونی کیف این وان رو ببری بی بدن

عالیه

البته غرق می‌شی

بهم بگو چیکو حاجی

خیلی خب چیکو

شرمنده که صحنه‌ی فرو کردن سر جیمی جان تو چاه توالت رو دیدی

فکر کنم به خاطر این کارای مارکوس یه کم ریختم بهم

توی وگاس می‌تونستی همین کاررو با مارکوس بکنی

نه، می‌خوام مثل توپ صدا کنه

مارکوس یه قاتل زنجیره‌‌ای تحت تعقیبه

توجه رسانه‌ها شدید جلب میشه

می‌خوای بری داناهیو؟

فقط درگیر کارای خواب‌گاهی بودیم

بازی و اینا

اون دیگه زیاده‌روی کرد

باید تاوانشو بده

فقط صورتم رو به فنا نداد کل زندگیم رو به فنا داد

تنها جایی که توش اجساس امنیت داشتم همون یتیم‌خونه بودش

نگهبانا بد بودن

ولی بابام خیلی بدتر بود

بعضی باباها سخت‌گیرن دیگه

بابام بدجور زور می‌گفت

عمه واسم یه سگ گرفته بود

سگ خوبی بود

عاشقش بودم

ولی بابام از همین موضوع شاکی شد

یه روز بردمون پشت کلبه و ...مجبورم کرد که

فکر کنم همین روم تاثیر گذاشت

بعد اون روز دیگه با بابام راحت نبودم

رابطمون عوض شد

یه روز گه داشت تعویض روغن می‌کرد

ماشین رو نشوندم روش

مُرد

....من

واقعا متاسفم چستر

باید برم تو تلویزیون

اینطوری همه‌چی بهتر میشه

دیک کلارک میگه شهرت باطنت رو آروم می‌کنه

اون راست میگه

اگه بمونم تو حموم گریه کنی چیزی حل نمیشه

باید بری اون بیرون

بری دنبال رویات

برو چارتا آدم بکش ...بذار بفهمن که

خدا لعنتش کنه

حق با توئه آره

!آره

برو جرشون بده

!آره

!جیمی جان

تا حالا فکر کردی با خودت چیکار کردی؟

که رسیدی به اینجا؟

نه

الان با یه قاتل زنجیره‌ای زنجیری

داریم می‌ریم تو دل یه ماموریت

اسم رد استرینگ به گوشِت خورده؟

یه چیزایی شنیدم

لباس فروشی رو دیدم

خیلی از ژاپنی‌ها باور دارن که روابط ما

بر اساس طناب‌هایی شکل می‌گیره که خدایان

به انگشت‌های آدما می‌بندن

نه گره می‌خوره نه می‌پوسه

ولی پاره میشه

خیلی از آمریکایی‌ها هم به خدای آسمونی باور دارن که

که بهشون کمک می‌کنه فوتبال رو برنده بشن

چرته - آره-

ولی افسانه‌ها از یه جایی میان

یعنی یه ریشه‌ی حقیقی؟

در اعماقِ وجود، می‌دونیم که اینو انتخاب نمی‌کنیم

اوف

یادم رفته بود چه لذتی داره

از فروختن نوجوونای خونی و مالی عاشق، خیلی بیشتر حال میده

هم می‌خوایم هم نمی‌خوایم

مثلِ خودمون دو تا

با عقل نمیشه از مرگز ناگریز فرار کرد

و اینقدر از باسنت اورده باشی که تنها بازمانده‌ی خونواده باشی

واسه خودمون یه هدف درست می‌کنیم که

بتونیم ماجرا رو فراموش کنیم همین

البته حداقل ماجرای من و مارکوس اینطوریه

میشه اینقدر مقایسه نکنی؟

فرقمون اینه که من می‌خوام جامعه رو به گا بدم

ولی تو دنبال عدالتی

بلکه بتونی فقدان مادر و پدرت رو قابل تحمل‌تر کنی

اینقدر اسم مامان بابام رو نیار جاکش

حل کردن ناعادلانگی مرگ پدر و مادرت

کاریه که سرت رو گرمش کردی تا روانی نکنتت

عه؟ از کجا معلوم روانی نباشم؟

انقدری که ریگان رو بکشی؟ - شک نکن -

آخه فقط ریگان نیست که

همه سرمایه‌دارا هوای ریگان رو داشتند

دیوونه‌ها رو ول کردن به امون خدا که پول از جیبشون بیرون نیاد

مامان بابای تو مُردن که پولدارا بتونن

چند دلار کمتر مالیات بدن

اونا هم تاوان می‌دن

نگاه کن روانی‌هایی که ادا آدما رو در میارن

خودشه

بریم دنبال جناب چهره؟

بابا یکم راه بیا مادرخراب

شهره مثلاً

نیاز نیست اینقدر خودتو بپوشونی

الان که همه دم و دستگاهتو دیدم

بعدش فرق می‌کنه - باشه -

این سیاه سفیدا چطوریان؟

اون یارو اوگامی خیلی خفته

هرچی سامورایی خفن بود رفت بکشتش

بعد یارو بچه به بغل دهنشونو صاف کرد

ناموسن؟ - والا -

لعنتی

رفقات پیغام اضطراری فرستادن؟

دیگه بیشتر از این نمی‌تونن بدون من کار رو پیش ببرن

بمون

نمی‌تونم بمونم عزیزدلم

مامان روم حساب کرده کار خونوادگیه

مگه منی که الان اینجام

خونوادم راضی‌ان؟

فرار کردم

نمی‌خواستم مثل اونا بشم

نه درست برداشت نکردی

...موقعیتی که من توشم

یه جوری می‌گی انگار اختیارت دست خودت نیست

خودت دلت راضی نیست

هیج عضوی از خلافکارای محلی قرار نیست

بزرگ شه بره بشینه کتابای ابرقهرمانی بنویسه

پس تو هم مثل بابات یکی از تارای گیتاری

مهم نیست

می‌تونی اولی باشی

تو گزینه‌هام نیست

صحنه‌های خفنی می‌بینی

عصر بخیر ماریا

بشین

وقتی من میام می‌دونی که

خبرای خوبی همراهم نیست

دیابلو

ازت

ناامید شده

هیس

اشکات با قلبت نمی‌خونن

وقتی تو چشمات نگاه کرد فهمید راست نمیگی

باید نتایج رو بهش بدی

فقط 24 ساعت وقت داری

بعدش من برمی‌گردم

چند ساعته داریم ول می‌چرخیم

اسکلمون کرده

آدمای سگی عجیبن

آدمای سگی؟

یادت نرفته که نوجوونا رو فقط به خاطر اینکه

خیلی سکسی بودن تو ماشین کُشتی درسته؟

هرکسی که کشتمش به عنوان نوکر من

وقتی بمیرم باهام میاد بهشت

دلیل من واقعیه

برعکس آدمایی که الکی یه حیوون کثیف رو توی خونه نگه می‌دارن

تنها جای سانفرانسیسکو که می‌ذارن سگا رو

بدون هیچ حرف و حدیثی ول کنی به امون خدا

همین جاست

یه جورایی یتیم‌خونه‌ی سگای ناخواسته‌ست

و اگه از من بپرسید

اینجا خوراک خودشه

همین‌جا وایسیم

من می‌رم پشت

من خیلی خفنم

آخه کدوم آدم کثافتی

توله سگ رو واگذار می‌کنه؟

غلط کردم

این سگ سر تا پا عشق و وفاداریه

توی جهم یه جایی هست

مخصوص کسایی که سگا رو ول می‌نن به امون خدا

ای کیری خان

سریع پیدام کردی

ولش کن

سعی کن مجبورم کنی

انگار که برده مرده هم دوست دارید نه؟

اسمت چیه رفیق؟

اصلا رفتارت محبت‌آمیز نیست

جیمی جان می‌خوای یه چشمه از

رفتارای شهرستانی رو نشون بدی؟

بیا ببینم

اوف اوف چه چیزایی توشه

ای کیــرم توش

واااای حاجیمون خیلی بارشه

صدام می‌زنن عقرب پاره کن

ولی توی کار امعاء و احشا هم هستم

خیلی از دیدنتون خوشحال شدم قربان

شعنی خب شنیدم که می‌گن قهرمانا رو هرگز از نزدیک نمیشه دید ولی چرت محضه

اصلا از شوی ماشینی آدام وست هم خفن تره

ای مادرتو گاییدم

رفتی بازیکن خارجی اوردی مارکوس

قبول نیست

نذار در برن

میشه من رو باز کنید خانم؟

درست چطور بود؟

سلام برادر

آخرین بار که دیدمت خیلی کوچولو بودی

احتمالاً یادت نیست

من عمه‌ت هستم

من نایا ام

خیلی قشنگه

یه اسم خونوادگیه می‌دونستی؟

من رو هم به همین اسم صدا می‌زدن

چرا این کارو باهام کردی؟

صددرصد می‌دونی جرا

قکر کردی می‌تونی پنهونش کنی؟

هرگز از خطر دور نمی‌‌مونه

بستگی داره کی بدونه اونا زنده‌ن یا نه

تو خانواده رو شرمنده کردی

انجمن پیداشون می‌کنه

فقط تو می‌تونستی خبردار بشی

هر پدر مادری که داغ بچه ببینه

به راحتی می‌فهمه که اصلاً تو عزادار نیستی

پدر جد ما سوگند خورده بود

گناه توی خون ماست

من نوجوون بودم - منم هشت سالمبود -

از این بزرگتر نبودم

بزودی می‌بینمت نایا

!بیاید یکم دیگه بخریم- آره-

باید برم بشاشم

بعدش می‌ریم خونه‌ی ما

!بهترین جنسِ شهر رو داره

چی؟

یوکیو حتماً داره می‌رینه

نه؟آره؟

یوکیو رو کُشتن بجنبید

!برید برید برید

هیس هیس هیس

کارت خوب بود دخترم

.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..

آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.

«:: مــتـرجـمـیـن: کـوروش ، نــهــال ::» |^| iredprincess , Kourosh7m |^|

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.