Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دانلود رايگان فيلم و سريال .::WWW.KINGMOVIE.BIZ::.
براي سفارش فيلم هاي جديد ايميل بدهيد KINGDVD2015@GMAIL.COM
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KINGDVD telegram.me/KING_MOVIE
کاری که ما کردیم،فکر میکنم نیاز به پیدایش های قوی برای .مقابله با چالش هایی که تغییر میکنند دارند
و ما میدونیم که این چالش ها ارتقا پیدا کردند ...و نیازمند رفتار ها و پاسخ های قوی توسط فرماندار هستند
شاه با همه میجنگه،باید حمله کنه،این درست شبیه رفتار اکثر مردمه
خدمت کردن برای انجام جرم ها،این منابع ما هستن
شهردار از فرمانده فدرال کمک خواست برای مقابله با این مواد ها
.براساس اخبار من قبول میکنم
خب،همونطور که تو میدونی ما الان روی چیزی هستیم که خیلی تاثیر گذاره،که تو باهاش در آمریکا در مقابله بودی،این حقیقته،درسته؟
البته
خیلی خب
تیم تی او جی چیزی که من فکر میکردم رو انجام داد
تیم مسیر انتقال
و در 4 ساعت آخر
همه چیز از چنگال ما خارج شد،وکلانتر
.وقتی او ای میخواست که با اونا ملاقات کنه، ظاهر شد
ظاهرا موقعیت تو شامل یک مکان بزرگه
.و من میتونم موقعیت رو درست کنم
تو انسان عجیب حساسی هستی،خط پایان اون روز مشخص شد
از جوابم میتونید بفهمید
چه بدبختی
باشه،خب،به من اجازه بده
بدبختی که تو باعثش شدی
با همراه شدن یه کار ادامه پیدا کرد ،از 5سال تا به حال
اونا میخواستن که توپ هایی داخل ارتش داشته باشن
91با افرادی که داخلش بودن
درست تمام زمان هایی که ما شطرنج بازی میکردیم
همه تیم ها در موقعیت - همه منتظر پیام من باشید -
تکرار میکنم،روی خط بمونید
کی به این اهمیت میداد،ما همه حرکت میکردیم همه اینو میدونستن
تیم گشت،همه آماده
درخدمتم
اینا کسایی هستن که میدونن
72ساعت قبل از مکان اون در اونجا مردی ناشناس اونجا بود.عملیات سبز در حال انجام بود
.خب،اونا اطلاعات رو دارن و دقیقاً هرچیزی که تو مسیرشون لازم دارن
مطمئن شید که این حرومزاده رو نکشید،زنده لازم ـش داریم
بسپرش به من
میدونی چرا من انقدر عاشق این کیک هام؟
چون اون کیک همیشه یدونه است
.نه
خب
میدونی میخوام چی بگم
شاه داره میمیره
شاه عمر درازی داره
تو داری یاد میگیری
از اونجایی که دارم شکستت میدم،آره
روزی که انجام بدی
من میخوام همه اینا رو به تو بدم
وزن کل قلبم
همه چیز یه طرف واضح داره
نشانه بد اونو میبینی
دلم میخواد بدونم اون چیه
این دلیلیه که من گنجم رو به تو پیشنهاد میدم
چی ـه
اون تمایل به دختر داره - من اینو گوش میدم -
تمام واحد ها،برید،برید ،برید
برید،برید،برید،برید،برید
نذار به داخل خونه اصلی بیان
ما میخوایم بریم داخل
رییس،ما باید الان بریم
اگه اونا به باغ بیان
از پنجره دور بمون
بیا اینو بپوش
روی قولت بمون ،من اونا زنده میخوام
اون باید ملکه باشه
بذار بیان اینجا
من یه مهندس هستم که ما رو شامل میشه،که چطور قبلاً به اونجا رسیدیم
اینجاست،دستت رو همین الان نشون بده
بررسی کنید
دستا بالا
من میتونم به این رسیدگی کنم
من میخوام از مرگش مطمئن بشم
کشتن ما تموم شد
این پایانه
جنگ مرگ تموم شد
یه روزی مامور درانانای مرد
حالا تو باید درمورد بادادا به من بگی
نتیجه جستجو باید توی فایل باشه
،خب
بایکاس میگه که کار من خیلی برای فایل ها خوب نیست که باهاش با تو حرف بزنم
چطور اینکارا رو کردی؟
اون درخواست همکارا بود،قربان
با جاتس کام کن
اون مرد خوبی بود
بله،قربان
اره،اون برمیگرده به تعیین باتا
چرا میخوای بدونی؟
ماموریت آخر با براتا بود
اونا زنده اومدن،بلی
برای چیزای مردم
همراه بودن در یک مسیر،که هیچوقت نمیفهمن چی تو کشور میگذره
البته که تو اونو میفهمی،قربان من باید توی زندان بمونم که فکر نمیکنم خیلی آزاد باشم
تو میخوای بیرون از زندان بمونی،فکر میکنی من میخوام تورو داخل زندان بذارم؟
بله،قربان
ارشد تام جانسون
خودمم
دیر کردی جانسون
من گزارشم زودتر از خودم رسید
تو میتونی هرگهی درباره شماره ها میخوای بخوری
تو دیر کردی
خب،زودباش،بچه ها این طرف
بدبختی چیه؟
زودباش اقا
انتقال برای واحد برادا
صبرکن،یه موقعیت دیگه
صبرکنید
هرچیزی،هرکاری انجام بدیم به صورت واحدیه
این روش برگشت ما به خونه است و روشیه که باهاش برای عملیات بعدی آماده میشیم
من ارشدم
اره،گفتنش برای من قرمز بود
!ارشد
احمق لعنتی
در برابر تمام کارایی که میکنیم این ورزش به حساب میاد
ما فقط 6 تیر در برابر دشمن استفاده میکنیم
ارشد کمکی
من وقت میگیرم
نه ثانیه
پنج ثانیه
برای آخری وقت گرفتم
فقط همون مهمه
میشه دلیلش رو بگی؟
باید به اینم فکرکنیم که من نمیتونم به یک خانم خوشگل شلیک کنم
به تلاشت ادامه بده
تلاشم رو میکنم
حالا زمانیه که تو هم به دویدن نیاز داری
وای،باید چیکار کنیم؟
دی او ای با ما تماس گرفته که گزارش یه انتقال رو بده
دی ای اِی جسد هارو با هلیکوپتر حمل میکنن که درخواست کانتینر برای اونا کردن
برای سپاه؟
به نظر میرسه که تی پی ای لعنتی
اطلاعات رو به دست آورده و روی گذشته تمرکز کرده
براساس سوابق،جسد داخل کیف یکی از سالازار هاست
نفس ـش بند اومده - درسته -
این دایره برادری ماست
یکی در حال هماهنگ سازیه به نظر میرسه رییس ما تو اروپا کارایی داره
خنده یا مرگ
و یا رفتن در سمت خوبی
آماده شید و حرکت کنید
منتظر چی هستی،اون رفت
بانی تیم رو قبل اون کارش ترک کرد،درسته؟
فکر میکنم میتونست
اونا به تو نشان دادن که پایان درستی ماشین طبیعیه
نه،قربان
تو درمورد دستورات سوال نمیکردی؟
نه قربان
تو ایده ای نداری که چجوری این عملیات رو بهبود بدیم؟
از اونجایی که پرواز انجام شد تو به عنوان زندانی ویژه هم حساب میشی
اون حرکت موردعلاقه منه
... اعتماد برای
ببین قربان،ما گفتیم که همه اینا برای دی ای اِیه
ارتباطی که با دی ای بود تموم شد،فایل رفت
این فقط اطاعت از دستورات بود قربان
یه جایی اطراف غرب
اسکونی - درل -
من از اون پشتیبانی آخر دقیقه تشکر میکنم
اره،خب من برای خیلی وقته توی خونم
خب،درباره اون
لوکا
امریس
من رو تنها بذار چیکا
تو هم همینطور،جانسون
لعنت
اون چه کوفتیه؟
دوست لعنتی منه
سالازار میخواد برای ده سال آینده ستاره بشه
تمام کاری که باید بکنی اونو کنار بذاری
اون حتما فقط یه تلنگر میخواد
اون پشت خانوادست
اون میدونه که خدمات میتونه از خط خارج بشه
اره امتحان کن موفق میشی
حالا وقتشه
علاوه براین،تو فقط دو دقیقه برای زنت ریسا وقت داری
اون مشکل من نیست
تمام چیزی که من بهش اهمیت میدم برگردوندن اون به یو اس ای ـه
همه سوپرایز شدن که منو زنده دیدن
چرا که نه،لعنتی
مخصوصا تو لیتریا
تو قرار بود که انتقال رو انجام بدی،مدونی که
ما 24 ساعت قبل از انتقال وقت داریم
هی،ببین،ما از بالا اومدیم
ما میخوایم اونا رو بذاریم
و هیچ سلاحی هم بهش ندادیم
ما فقط میخوایم که توی لعنتی اونکارو بکنی
این سفارش دلخواهی نبود
درل،اون فقط درست مثل دی ای استخونیه
اون رفته
از من چی میخوای؟
درسته
دی او جی سالازار رو ساخته
اونا مرگ قلابی رو باور کردن
پس هچیکس نمیتونه بهش تلنگر بزنه
اون برنامه عملیات رو تغییر نمیده
اونا میگن که ما رو برای واضح کردن همه چیز فرستادن پس ماهم واضحش میکنیم
من برای 24 ساعت تورو میخوام
ما میتونیم اونو برای بقیه زندگی کنار بذاریم
24ساعت
ما امنیت گرفتن و نگه داشتن رو نداریم
ببین کاری که باید بکنی اینه که توی اون پایگاه پارک کنی یا اونجا تورو زندانی میکنن
دقیقا این راه یکم کار داره
من نمیتونم 8 هزار سرباز رو برای اینکار به خطر بندازم
من یه خونه امن دارم
تو عاشقش میشی
اما من براساس اسم تو انجامش دادم
اسم کی بود؟
دکتر
شما ها
قربان
لعنت به تو،درل،به سمت آزمایشگاه
سیگار رو بده من برای 4 ساعت اونجام
فرصتی در کار نیست
،در دنیای تو
بعضیا وسایلتون رو برمیدارن،تو باید عالی بازی کنی
دنیای من
اینجوری بود
فقط یادت باشه،تو قرار بود مرده باشی
پس هرکاری دوست داری انجام بده
جزم
من دارمش
من شنیده بودم که تعطیلات نیالوانا داخل روم ـه
نمیخوایم که خیلی سختش کنیم،ها؟
ریمرس،غرب رو داشته باش،تو شرق رو داشته باش جس و شد با من
به سمت پله ها؟
رییس جمهور شیرین
هیچی به جز بهترین نیست
به سمت محل اصلی
با توجه به چین ،مردم از موش ها و ... خسته شدند
حتما تو اونجوری دیدی
نه،موش ها نه
من یه کوسه ام
چرا ما داریم به موش لعنتی اهمیت میدیم؟
... قدرت
رییس جمهور ژنراتور رو داره؟
سوزی دستگاه
یا قدرت اصلی
... شخص
همه رو بفرست
مشکل چیه؟
برای شیش ماه آخر خیلی سخت بود
برای ما خوبه اما برای افراد انتقال پارک بده
دیگه کی اینجا بوده؟
فقط اونا
به این منظره نگاه کن
این منظره خیلی منو جذب میکنه
سه بیلیون به عنوان محوطه
اون چیزیه که من دیگه بهش فکر نمیکنم
من نمیتونم بگم که تو یه عالمه خانواده رو میشناسی
پدرت
دارم فکرمیکنم
اون تاثیر زیادی روی زندگی تو داشت
درست میگم؟
برای من پدری در قانون بود
کسی که منو به چیزی که هستم تبدیل کرد
میدونی چی به من درس داد
با اردک های گنده نگرد
نصیحت خوبیه
داستان
اون درمورد جوونا خوبه نه درباره سگ های لعنتی
سالازار،اتاق تو بالای پله هاست
دنبالم بیا
خیلی خب،همه اینا مال توئه
من باید ترتیب تمیزی رو بدم،تو چیزی نمیخوای؟
خب،بیا مطمئن شیم که کسی نفهمه چه کسی اینجاست
بچه های من خیلی ضایعن پس لوکا رو ببر
من امشب میبینمت برمیگردم،واضحه؟
میتونیم احتمال همه چیز رو بدیم
شیش تا از ما هست،تو انتظار داری که همه آماده باشیم؟
اسکونی،فقط دوراه به بالای اینجا هست
آسانسور و پله ها تنها راه ها هستند
چی؟تو میخوای با سه نفر انجامش بدی؟
بسه،من بهت گفتم،آدمای بد به نظر میرسه مردن
اونا حتی نمیدونن چی اینجاست؟
این یه هدیه هیچکاری به جز آماده بودن نمیکنی اماده باش باش
خیلی خب ،گوش کنید
این الان وضع داغیه اگه اتفاقی برای من افتاد ،ریمرس مسئولیت دار میشه،فهمیدید؟
جیسون،شاویست،شما اول میرید
لوکا تو و من ریمرس حواستون به پله ها و آسانسوره،هردوی اونا
تو اینجا بامنی،باهم باشید افراد
24ساعت دیگه ما به حالت عادی برمیگردیم
به نظر نمیرسید که چیزی برای پشتیبانی مونده بود
بعد از اینکه وقتش رسید
اونا مطمئن بودن
حرکت کن یا میمیری
بهت زنگ میزنم،کوچولو
تو انگلیسی حرف میزنی،حریان چیه؟
امیلیان هد درمن 47ساله و عاشق گشت در دنیا
مشکوک میزنی،خب اینجا چیکار میکنی،امیلیان؟
برای درمان سرطان مینوشم
چه غلطی کردم من،دارم فقط استراحت میکنم،از سیگار لذت میبرم و با همسرم حرف میزدم
هیچکس به من نگفت که اونا امنیت رو عوض کردن
اونا باید به من میگفتن
میتونی از چهره ترسوی من ببینی
روی پشت بام بودن،سیگار کشید،امنیت سلاحی ،کسی به من نگفته بود
چیزی که من میدونم اینه که دیگه شاید اینجا نیام
هیچکس قرار نیست بدونه ما اینجاییم،امیلی
خب ممکنه باهم بتونیم حال کنیم
... خب تو اومدی این بالا چون من جلوی تو وایسادم،دارم سیگار میکشم
اونا تورو میکشن ،پس گوش کن،اینکارو میکنیم باشه؟
آخرین شانست اینه،که بری داخل و من به اون آشغالا نمیگم که تو اینجا چیزی فهمیدی
باشه؟ منتظر چی هستی؟خوبی؟ روز خوبی داشته باشی - ممنون -
تو چیزی رو گزارش دادی؟
!نه
تو به سفرکننده ها چیزی رو گزارش دادی؟
نه،قربان
چرا نه؟
یه تماس ساختگی
دیدن اون که اشرار گذاشتن اون راه بره
چطور تو فهمیدی؟
تو سیگار میکشی؟
اون بوی سیگار میده؟
!عجیبه
تو به من اعتماد نداری
من بوی اونو حس کردم و یهو دیدم که این از اونحا اومد من منطقه رو گشتم و صاحب اصلیش رو پیدا کردم
چرا میخوای انقدر سریع گند بزنی،جانسون - نمیتونم مخفیش کنم،یکی داشت روی سقف راه میرفت و سیگار میکشید -
تو گذاشتی اون به کارش برگرده؟
خب،معلومه اینکارو کردم،من نمیتونستم کار دیگه ای بکنم
تو داری جک میگی - نه نمیگم من دارم از خودم دفاع میکنم -
شاویس،یکم وقت بده
اتفاقی که برای پدرت در حین کار افتاد
من هیچی نمیدونم
هیچ راهی نداشت
شایعات درسته؟
درسته.اون برای هیچی مرد
روز مرگش فرا رسیده بود
اما اون توی نیهن مرد پس من میخوام یه شانس دوباره بدم
براساس سوابق،ما هیچ شانس دیگه ای نداشتیم
خب
ممنون قربان
از اینجا خارج شو
نمیدونم،شاید اون خرابکاری کنه
درب مرکز خرید
فهمیدم قربان
اون توی طبقه اصلی هتل نیست ودسترسی هم ممنوعه
شتر دیدی ندیدی
سیگنال موبایلم رفت
صبرکن
اسکونی،از همه راه ها مطمئن بشید
بله،ما داریم رسیدگی میکنم
خیلی زود فهمیدید،قربان
و همه چیز خوب بود
سیگنال موبایل ما قطعه
بررسی میکنم
قربان اینو ببینید
این چیه؟
همه سر موقعیت ها
پی تی در موقعیت
.اونا نیستن
این سگا کین؟
بدو،بدو،بدو،بدو
من کار اینو ساختم
تو خوبی؟ - خوبم،مرده هارو بررسی کن -
حمله شده ،دارن میان
دارن از آسانسور بالا میان
= خطر اتاق تجهیزات آسانسور .تنها پرسنل حق ورود دارند
اون چه کوفتی بود؟
چیز خاصی نبود
سیگار کشیدن رو تموم کن
یه اتفاقی داره میوفته و مادرسگا دارن یه غلطی میکنن،میخوای نشونت بدم؟
پلیس میخوام یه گزارش انفجار رو بدم
همه بیاید اینجا
جانسون هستم،کاری داشتی
با من حرف بزن جانسون
اونا هردو اسانسور رو گرفتن
یه جلیقه هست که شاید تیر بهش خورده باشه
چندتا؟
4تا از اونا فقط مونده
تیم دوم در لابیه،فکر میکنم 20 تان اونا خیلی عجیبن
مرده؟ - منفیه قربان -
آسانسور از کار افتاده و شاویس هم شکست خورده،جانسون مطمئن نیست که زنده است یا مرده
من میخوام که در هارو بگیری و لوکا هم به موقعیت روی پله ها ببری
دوتا تیم دارن میان بالا،برو
بله قربان
فکر میکنی دوستا هم دیگه رو هدف گرفتن؟
همه اونا -همه ـشون سریع اتفاق افتادند
تو داری چیزی از طرف من حس میکنی؟
و تو میدونی که استفاده از اونا باعث چه بلاهایی میشه
وقتی اونا به من زنگ زدن برای یه جک بود
در طول روز کی سیگار هارو دزدیده بود
وقتی اونا به من زنگ زدن
گردن توی لعنتی گیر بود
وقتی اونا به من زنگ زدن
تو یا میرفتی یا میمردی
اینا لحظات خدایی بود
و من توی هیچ گه دونی ای به دنیا نیومدم
من توی شب به دنیا نیومدم
من توی روز روشن خورشیدی به دنیا اومدم
من اینو برای مدت ها انجام دادم
فکر نکن من تازه اومدم،فکر نکن میتونی منو بازی بدی
خب بیا به اون آشغال ادامه بدیم،چه اتفاق لعنتی ای افتاد؟
باشه،من باور میکنم که حمله عجیب بود
برای نشون دادن وجود ما داخل هتل
من درمورد اون چیزای مسخره حرف نمیزنم
به ما بار ها اینجوری حمله شده بود
تو سلاح هارو دیدی
همونطور که گفتم،موقعیت اونجوری بود
به قدرت ها و حمله ها فکر کردم
شگفت انگیز،قربان
اون موش بود
فکر میکردم تو تازه اومدی
یه جوری جواب ها الان منطقی به نظر میرسه
شاید باید دیگه به آخراش برسیم
پس شاروز گرفته شد
دنبالش میرم
منفی ،همین الان خارج میشی و پوشش میبری ما هیچ ارتباطی دیگه نداریم
اونجا محدوده رادیویی قطع میشه
ببخشید،قربان،اون ممکنه هنوز زنده باشه،من اینجا رو ترک میکنم
منفیه.ماموریت در اولویته.دارم مستقیم دستور میدم
تو گفتی یه موش اونجا بود و به نوعی تو از دستورات اطاعت کردی
عملیات داشت ترسناک میشد
نمیدونستم به کی اعتماد کنم
من به تو دستور مستقیم دادم
جانسون
اون بیچاره رو ول کن،خودم کمکت میکنم
من به خاطر خانوادم میمیرم
نه،چند دقیقه صبرکن
راه بیوفت
اسکونی،اسکونی
من دیدم دارن میان
من از تو خوشم میاد،اسکونی
قوی اما باید چیزی رو بدونی
اگه میخوای زنده بمونی،بذار من برم
بعضی ها یکم برات فیلم بازی کردن آقای اسکونی
میدونی کی صاحب اصلی اینه؟
نه
من
چی؟
درسته،این برای من ساخته شده،دوست کوجولو من اینجاست
اون برای مدت طولانی ـی منتظر من بود
یه روز فکر کردم شاید بتونم اینجا بمونم
یه رویای زیبا
من به خودم قول دادم
من مرگ رو پیدا میکنم
اون منو پیدا نمیکنه
و زمانی برای کنار ایستادن میرسه
برای انجام کارای پر افتخار
و در آخر یه چیز تونست منو پیر کنه این سال ها
اون چی بود؟
شوهر شدن
یه گنگستر شدن نه
نه کسی که میترسه
پس زمانی که تصمیم بگیری،وقتشه
و اتفاقی که میوفته
اونا لریسم منو گرفتن
اونا خانواده منو ویرون کردن
برای اونا
من چهار کلمه گفتم
"مشکل هیچوقت تنها نمیاد"
کدوم گوری میری؟
برای گرفتن مارشال،آقای اسکونی
به نظر میرسه مارشال اسکونی باعث خیلی ریسک ها شده
چطور بهش نگاه کردی؟
لال شدی؟
من چیزی جز یه سرباز نبودم چیکار میتونستم بکنم؟
من بهتون گفتم که فایل رو خوندم
منظورم اینه اسکونی عملیات های اشتباه داشته
قربان
مارشال رو بیار
اون خودشه،مطمئن قابل اعتماد - ساکت فکر میکنم تو شخص اصلی باشی -
من کیم بدبخت؟
تو هرچی توی ذهنته رو میگی؟
تو موشی - تو باید مرده باشی -
مرگ منتظرته
سرباز هارو زدی
اونا اینجا دیوونه شدن
تو میدونی کیا زنده هستن درسته؟
مطمئن شده بودم
اره،جالب بود قربان
من میخواستم دوباره تکه هارو پیش هم بذارم تا بفهمم
چرا سالازار از اسکونی و تیمش میترسید؟که خیلی عجیب بود
که ما متوجه شدیم اون از اسکونی استفاده کرده
این سالازار چه اشغالی میتونه باشه
رابطه اون میمون لعنتی
اره،اون خیلی کارا رو انجام داد قربان
من فکر نمیکنم نیازی باشه که خطی بریم
اما من امیدوارم که در این حین خروج ما از اینجا به یه دردی بخوری
وقتشه
گوش کن
من میخوام اینو برای شما خیلی آسون کنم
منتظر پیام بعدی باشید
من یه مرد میخوام،مسن،مایک دارول
با این سنت عاشق کسی شدی؟
یکی از مامور ها مایک دارول
یادت بوده که زنگ بزنی با این آشغالا بجنگن؟
امروز من سردرد گرفتم
من انجامش میدم
هی،مرد،اونکارو نکن،اون خیلی گرونه - اره،میدونم،به درک -
دنبالم بیا
خیلی خوشحال نشو نجات پیدا نکردی
خب من فکر کردم همه بهم گوش میدن پس گفتم
تو چیزی درمورد زن مارشال نشنیدی؟
من از کدوم گوری باید بدونم،اون روسی حرف میزنن،من رومیم رومی حرف میزنم
باید الان بریم
تو میری مارشال رو پیدا میکنی
درست مثل فیلم ها،باشه؟
بهترین کار عمرت
قبلا از اینا جابه جا کردم
...شاید باید کاری کنیم که این مادرسگ ها به کارشون ادامه بدن تا مارشال رو
از این کار مطمئنی؟
انتخابی ندارم،دارم؟
مردم بی گناه در خطرن
نمیتونم بذارم بمیرن
خب،ببین،اون گروگان گرفته،تیم من دارن کارشونو میکنن
اگه تونستی خودت تمومش کنی،پس شروع کن
خب
ما آسونش میکنیم
مطمئن باش
برنامه ریزی دوباره
میخوای کاری کنی که بهت اعتماد کنم؟
دیوونه
یه چیزی اشتباهه
یه خبری هست
مایک رفته اونجا
هرچیزی که میدونی رو بگو،چجوری؟
بگو
تو ابریم هستی؟
تو چه خری هستی؟
کسی که وقتی به مشکل میخوری باید بهش زنگ بزنی
من همین حالا دوتا تیم میخوام
برای چی اونکارو کردی؟
من ازت خواستم اونو بکشی
همه دلیلی که من هنوز زندم
من تورو آزاد میکنم
من به تو اطلاعات و مختصات مکان زنش رو میگم،تمام چیزی که میخوای
تمام کاری که باید بکنی اینه که اونو زنده نگه داری
من میخوام که باهام حرف بزنی
یه تصادف کوچولو بود
یه اتفاق کوچولو تو خونه اونا رو بمب گذاری کردی
خب،گوش بده،هریسون خیلی با سالازار جوره
من تجربه دارم و از طریق شغلم دیدم
تمام کاری که باید بکنه اینه که اسم رو بگه
و درآخر روز سالازار معامله میکنه
خب،برای 500 میلیون دلار من دارم این جرم رو مرتکب میشم
دیگه هیچ کاری نمیتونم با پلیس بکنم
دیگه هیچ اسمی در کار نیست
شبیه یه آشغال ،نامرئی میشه
همسر اون آخرین فرصته
میفهمی؟
من نمیتونستم درمورد معامله بهت بگم چون میدونستم میتونی یه کاری بکنی
خب،اون یکم پول برای گفتن داره
من به پول هیچ اهمیتی نمیدم
من جنازه اونو میخوام
تو زن اونو کشتی
و حالا ما باید اونو بکشیم
چون اون میخواد مارو بکشه
اونجوری تو نمیفهمی،من ارشد بازیم
مردای من همین الانش کل خونه رو گرفتن
پس اون ممکنه الانم مرده باشه
من دیگه به تو فکر نمیکنم،چرا میخوای،نمیخوام
باشه،باشه،سالازار داره میره،داره دنبال راه میگرده
یک از تونل ها خشکن،سه بلوک بعد از پلیس
فکر میکنم سالازار داره به اونجا میره
خروجی خشک،هم تمیز
اگه به یکی دسترسی پیدا کنیم
شما میتونید از اینجا خارج شید
تو رهبر همه افراد اینجایی
باشه
اما نه خیلی تند
از سواری لذت ببرید
لوکا،میتونی انجامش بدی
واحد سه،حالا
لوکا،بامن بمون
من خسته ام- اره -
دیدی،اونا افرادی رو داشتن،میدونی چرا؟
میدونی این چیه؟
نه
این هدیه خداست
من بهت گفتم
من سه بیلیون رو جا گذاشتم
اما من هرگز نگفتم همه چیز رو جا گذاشتم
5بیلیون دلار
بیشترم هست
کی میدونه؟
مامور دارول کثیفه
اون میتونه دلیل قوی شدن اون بشه
دیگه نمیتونم
میدونی چیزا داره چطور پیش میره؟
این دلیلیشه
برای ساعت هایی که برنامه ریخته بودم اینجا بمونم
برای اومدن به هتلم
معامله آسون بود
کلید گنج های من
پاداش بزرگی نیست
نمیدونم.اون پول زیادیه
میدونی،دیگه کی داخل این جریانه؟
دوستای قدیمی من شدن دشمنای جدید من،حالا دشمنای حدید من شدن دوستام
خیلی خوش شانسی
اما اونا همکار منو گرفتن
که یعنی اون بیشتر از همکارته
درست میگم؟
شاید
دوست من،به من اعتماد کن،پاداش همیشه برای خوباست
اون بالاتر از هرچیزیه
5بیلیون دلار ها؟
نگهش دار
بریم بگیریمش
همه چیز امنه
هربار که شطرنج بازی میکردیم،تو بهم میگفتی اگه کاری کنم - هنوز کاری نکردی -
دستا بالا سالازار،نمیتونی کاری کنی
5دقیقه فاصله داریم
و من میخوام که شما رو نابود کنم،پس میتونی از شانست در برابر من استفاده کنی،اما خدا با منه
تقریبا انجام شده
تو الان یه ادمی
بله قربان
چون سالازار اینجوری بود
نمیدونم
میدونی،که داشتن بیلیون ها دلار چه لذتی داره
شاید ممکنه موش همون گروگان بوده باشه- امکان نداره - قبل از اینکه بیاد اونجا میشناختیش؟ -
تو پدرم رو میشناختی،قربان
میدونی چجوری بود
در موقعیت هایی مثل این،حقیقت رو میگفت
شاید شانسی باشه که دوباره راه بری
پس خودت رو با این چیزا قاطی کردن،عاقبتش اینه
تو گفتی که وقتی داشتی امتحان تیر اندازی میکردی اون یکم شکه شد
اون غربی بود
اون با خیلی چیزا محاصره شده بود
من اونو بدون خون پیدا کردم
اما تو مطمئنی که اون موش نبوده
میدونی چه اتفاقی براش افتاد؟
خب،مارشال جانسون اونجاست
به سرویس ااسانسور احتیاج داریم
هروقت آسانسور آمد سوار شید
اگه الکی کار کنید اسانسور یه چیزیش میشه
بستگی به تصور خودتون داره
یک شلیک رو کنترل نکردی
عزیز باش
تو خوبی؟
من خوبم
بهترین راه خروج از اینجا چیه؟
این سریع ترین راه خروجه
خب،منتظر چی هستید،بریم
تو چی میدونی؟
اون بهترینته
اما من تمومش میکنم
من قبول میکنم همه چیز رو
کارای با افتخار رو تموم کن
من مطمئنم که به سالازار خوب بودن ادامه میدی
فرقش اینه که من الان به کسی اهمیت میدم
تو با اون بودی - من فکر میکردم که بهشون اعتماد دارم -
اون درست نیست
تو میخوای به من شلیک کنی؟
من زندگی تورو نجات دادم
احمق نباش سالازار
تو منو شکست دادی
تو هنوزم یکم دیوونه ای
من خوبم
ببخشید
تو درمورد کار من چیزی نپرسیدی
هرچیزی پرسیدی گفتم
کارم با سالازاره
بهتره که برم
حقیقت رو بگو
من بعدا یه بار دیگه درمورد این ازت میپرسم
دیدی که اخرش هیچکدوم از سوالات به نتیجه نرسید
تو اسم آخرین چیزی که من شروع کردم رو میدونی؟
من میتونم براساس حرکاتت بدونم،که اونم یکم عجیب بود،که خیلی باسالازار جور بود
دایره برادران هم اونا بودند
اون برای 20 سال آخر بود
همه از زنده دیدن من سوپرایز شدن،مخصوصاً تو
و اونجا جایی بود میشد فهمید که اون یه دلیلی برای آوردن سالازار به اونجا داشته
اون اون بالاتر از هرچیزیه
و این ما هیچی درموردش نمیدونیم که چطور میتونیم پیدا کنیم و اینو کامل کنیم
منتظر چی هستی،بریم،بانی نگران سالازاره
همه اونا رازن،من خوبم
بیشتر جیزایی که تو گفتی حقیقت بودن
تو فقط گفتی که سالازار میدونست چیکار کنه
نه قربان
هرطور بخوای
اون موقعیت تورو اثبات میکنه
قربان
ممنونم
کنجکاوم بدونم اگه طرفت یه خانم بود بهش شلیک نمیکردی
درسته قربان،من هیچوقت به یه خانم خوشگل شلیک نمیکنم
دروغ میگی
نه،هرگز من قول دادم
خوبه که اینجوری هستی
5بیلیون دلار،من میتونم اونو نگه دارم،من همه چیزم رو برای خانوادم میدم
به هرحال من پیداش میکنم،امیدوارم
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KINGDVD telegram.me/KING_MOVIE
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.