Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
1
00:00:01,740 --> 00:00:03,550
او مرموز بود
TeamWook
2
00:00:04,180 --> 00:00:07,080
بعد خشن
JiChangWook1
3
00:00:07,670 --> 00:00:09,940
بعد ساده لوح
WookDom
4
00:00:10,110 --> 00:00:11,940
بعدش مهربان
زمانبندی: علیرضا
5
00:00:13,040 --> 00:00:16,380
سپس تبدیل به یک بوسنده شد
ترجمه شنیداری: میترا
6
00:00:16,730 --> 00:00:21,150
او مرد خوشرو و شوخ طبعی است
این اثر به صورت شنیداری از کره ای به فارسی ترجمه شده است
7
00:00:21,174 --> 00:00:23,874
این اثر به صورت شنیداری از کره ای به فارسی ترجمه شده است
8
00:00:23,890 --> 00:00:28,020
جی چانگ ووک (ستاره هالیو) ستاره موج کره ای پیدا شد
9
00:00:30,060 --> 00:00:31,730
از ملاقات شما خوشبختم
10
00:00:31,730 --> 00:00:36,900
ما در برنامه مزرعه نمک همدیگه رو دیدم و کلی اونجا عرق کردیم
11
00:00:39,840 --> 00:00:42,880
من معرفی رو انجام میدم. وقتی از کنارش می گذری اکشنه
12
00:00:42,880 --> 00:00:45,880
وقتی بهش نگاه می کنی نوآر هست، وقتی فقط یک نفس می کشی ملودرامه
13
00:00:45,880 --> 00:00:48,840
بازیگر جی چانگ ووک
14
00:00:48,840 --> 00:00:51,210
سلام .سلام
15
00:00:51,700 --> 00:00:53,930
محرک الکتریکی برنامه نمک مغناطیسی بزرگ هم هست؟
16
00:00:53,930 --> 00:00:54,630
چانگ ووک چی بهت بدم؟
17
00:00:54,630 --> 00:00:56,500
یکم دیگه برنج
18
00:00:56,870 --> 00:00:59,440
ویژگی سخت کار کردن مثل یک کارگر رو داره
19
00:00:59,940 --> 00:01:02,510
(نقش اصلی در سریال های روزانه)
20
00:01:02,740 --> 00:01:06,140
(همچنین شهرتش در چین شوخی بردار نیست
و به عنوان هیلر یک ستاره هالیو کامله)
21
00:01:06,550 --> 00:01:10,620
(او یک استاد ملودرام است که مدام سینمای خانگی را مجذوب خود می کند)
22
00:01:11,180 --> 00:01:14,350
(جی چانگ ووک بازیگر یک عمر و زندگی می شود... در بدترین شیطان رتبه اولین در جهان)
23
00:01:15,050 --> 00:01:19,120
(ادامه محبوبیت جهانی از طریق درام)
24
00:01:19,860 --> 00:01:22,730
جی چانگ ووک
25
00:01:23,430 --> 00:01:28,860
بعد از خیلی وقته می بینمتون باز جذاب تر شدی
26
00:01:29,620 --> 00:01:30,860
خوش به حالت
27
00:01:33,370 --> 00:01:35,170
تو چه بخش و ابعادی؟
28
00:01:35,170 --> 00:01:38,710
خوبه دیگه همینطور که در حال تماشا هستیم
29
00:01:39,380 --> 00:01:43,580
بین من و جی چانگ ووک تنها یک چیز مشترک با هم وجود داره
30
00:01:43,580 --> 00:01:45,280
اینکه همجنس هستین؟
31
00:01:46,350 --> 00:01:52,480
هی جوزف .... دارم میگم دیگه بذار بگم
32
00:01:52,480 --> 00:01:55,960
به غیر از همجنس بودن بازم هست. یک چیز مشترک
33
00:01:55,960 --> 00:01:57,700
گفتین که تاحالا تجربه تنها زندگی کردن تا الان نداشتین درسته؟
34
00:01:57,700 --> 00:01:58,560
بله بله بله
35
00:01:58,560 --> 00:02:01,030
اوووووه
36
00:02:02,830 --> 00:02:07,110
خب همین منم اصلا تنها زندگی نکردم تا وقتی ازدواج کردم
و الان؟
37
00:02:07,110 --> 00:02:09,570
بله من الان با مادرم زندگی میکنم
38
00:02:09,570 --> 00:02:12,140
تجربه جدایی زندگی کردن نداشتین؟
39
00:02:12,140 --> 00:02:14,470
خب چونکه الان مادرم تنها هستند
40
00:02:14,470 --> 00:02:19,710
اگر جدا جدا زندگی کنیم انگار که احساس تنهایی بهش دست میده
41
00:02:19,710 --> 00:02:21,710
پس دیدیم که هنوز از لحاظ زمانی اینطوری بهتره (جدا بودن مناسب نیست)
42
00:02:23,620 --> 00:02:26,630
خب امروز صبح اتفاق خاصی در مورد مادر نبود؟
43
00:02:28,060 --> 00:02:30,680
....راستش مادر من
44
00:02:30,690 --> 00:02:32,200
دوست نداره در موردش صحبت کنم
45
00:02:38,470 --> 00:02:42,860
"مادرم گفته:"درباره من حرف نزن
46
00:02:42,860 --> 00:02:46,130
چون بیرون خونه همش ممکنه ببیننش بگن اوه مادر جی چانگ ووک
47
00:02:46,130 --> 00:02:50,840
و چون خودش هم که فرد معروفی نیست
48
00:02:50,840 --> 00:02:53,850
و این شهرت مال خودش نیست، برای همین با نظرهای اطرافیان معذب میشه
49
00:02:53,850 --> 00:02:59,810
مثلا پیش نمیاد که اطرافیان بگن اوه این خانم شبیه کسی نیست احیانا؟
50
00:03:00,780 --> 00:03:05,430
هان؟ اوه نمیدونستین ایشون مادر جی چانگ ووک هستن
51
00:03:05,430 --> 00:03:07,670
52
00:03:08,370 --> 00:03:10,040
اکثرا رفتار اطرافیان اینجوریه
53
00:03:10,040 --> 00:03:13,910
مثلا دوستاش همش موقع غذا میگن حساب کنه
54
00:03:19,010 --> 00:03:22,310
ولی انگار ما از اول شروع برناممون داریم حرف مادر رو میزنیم که
55
00:03:22,310 --> 00:03:26,770
خب البته این چیزی نبود که من انجامش بدم اینجوری به ناچار حرف پیش اومد دیگه
56
00:03:26,770 --> 00:03:33,160
پس اشتباهی نکردم از اینکه مادر متوجه میشه و درک میکنه ممنونم
57
00:03:33,160 --> 00:03:37,750
یه چیزی بود که وقتی چانگ ووک شی میومد باید حتما پرسیده میشد
58
00:03:37,750 --> 00:03:39,750
این چیه؟
59
00:03:40,730 --> 00:03:45,630
بله خب من میخواستم از سه هو هیونگ بپرسم
60
00:03:45,630 --> 00:03:52,430
که مدتی پیش من با تونگ گی تو خیابون اپ گو جونگ رفتیم غذا بخوریم
61
00:03:52,430 --> 00:03:55,270
که رستوران شبو شبو(غذای گوشتی چینی) بود
62
00:03:55,270 --> 00:04:03,980
و میز پشتی ما این ایشون و آقای یو بیونگ جه بودن داشتن غذا میخوردن
63
00:04:03,980 --> 00:04:09,920
و چون به چهره هم دیگه رو میشناختیم پاشدیم
سلام کردیم و بعد باز داشتیم غذا میخوردیم
64
00:04:09,920 --> 00:04:15,260
و اونا قبل از ما غذاشون رو تمام کردن و پاشدن برن
و باز موقع رفتن هم باهم خداحافظی کردیم
65
00:04:15,260 --> 00:04:18,460
و ما هم غذامون رو که تمام کردیم بعدش رفتیم حساب کنیم
66
00:04:19,760 --> 00:04:22,260
بهمون گفتن غذاتون رو حساب کردن براتون
67
00:04:24,060 --> 00:04:27,850
یو بیونگ جه حساب کرده بود
68
00:04:27,850 --> 00:04:30,750
آیا بیونگ جه شی بزرگتر (هیونگ) شما میشه؟
69
00:04:30,750 --> 00:04:32,720
نه از من کوچکتر هستن
70
00:04:32,720 --> 00:04:33,990
71
00:04:33,990 --> 00:04:37,920
و واقعا بیونگ جه رو برای بار اول میدیدم
72
00:04:37,920 --> 00:04:39,260
اوه پس دیدار قبلی هم نداشتین
73
00:04:39,260 --> 00:04:45,650
بله نبوده بنابر این این غذا رو هم که حساب کرد نمیدونستم
چطور تماس باهاش بگیرم شمارش رو هم که نداشتم
74
00:04:45,650 --> 00:04:48,000
نمیدونستم تماس هم بگیرم چی بگم بهش آخه
75
00:04:48,000 --> 00:04:53,890
خب جوزف تو که از چانگ ووک شی پنج سال بزرگتر هم بودی
76
00:04:53,900 --> 00:04:57,400
همدیگه رو هم میشناختین اینکارو نکردی، بیونگ جه چرا همچین حرکتی کرده؟
77
00:04:57,400 --> 00:05:01,400
بابا مثلا چانگ ووک شی بزرگتره
78
00:05:02,570 --> 00:05:05,400
...یه جوریه
79
00:05:06,120 --> 00:05:07,720
میخواهید یه زنگ بهش بزنم؟
80
00:05:07,720 --> 00:05:08,550
آره زنگ بزن بهش
81
00:05:08,550 --> 00:05:08,890
الان زنگ میزنم بهش ببینم قضیه چیه
82
00:05:08,890 --> 00:05:13,890
...آره خب قصد خوبش معلومه ولی آخه
83
00:05:15,960 --> 00:05:16,490
الو؟
84
00:05:16,490 --> 00:05:17,660
اوه بیونگجه
85
00:05:17,660 --> 00:05:18,530
هیونگ نیم؟
86
00:05:18,991 --> 00:05:19,602
چیکار میکنی؟
87
00:05:20,970 --> 00:05:22,370
من دارم به شکمم رسیدگی میکنم
88
00:05:22,370 --> 00:05:26,740
آها داری غذا میخوری انگار. یه لحظه صبر کن
89
00:05:26,740 --> 00:05:28,540
یونگ جه شی
90
00:05:28,540 --> 00:05:29,640
اوه سلام هیونگ نیم
91
00:05:29,640 --> 00:05:32,570
بیونگ جه میخواستم بگم
92
00:05:32,570 --> 00:05:39,020
مدتی پیش با سه هو رفته بودین شبو شبو بخورین غذای جی چانگ ووک رو حساب کردی؟
93
00:05:39,020 --> 00:05:41,450
بله بله درسته
94
00:05:41,450 --> 00:05:49,530
خب پس راستش داریم یوکیز ضبط میکنیم. تو هم که با چانگ ووک شی صمیمیتی نداری؟
95
00:05:49,530 --> 00:05:50,660
نه نه ندارم
96
00:05:50,660 --> 00:05:53,600
خب ازش کوچیکتر هم که هستی
97
00:05:53,600 --> 00:05:55,200
درسته درسته
98
00:05:55,200 --> 00:05:59,430
چرا یهو غذای چانگ ووک شی رو حساب کردی؟
99
00:05:59,430 --> 00:06:05,030
قصد خوبتو میفهمیم ولی خود چانگ ووک چی هم شوک شده نمیدونه چه بکنه چطور تشکر کنه
100
00:06:05,030 --> 00:06:09,070
الان اینجاست یه سلامی بکن
101
00:06:09,980 --> 00:06:10,650
سلام
102
00:06:10,650 --> 00:06:12,120
بله سلام
103
00:06:12,120 --> 00:06:14,120
سلام خوشبختم. هیونگ حال شما خوبه؟
104
00:06:15,720 --> 00:06:18,290
چه سر زبون خوبی
105
00:06:18,290 --> 00:06:20,450
من خیلی حالم خوبه
106
00:06:20,950 --> 00:06:28,970
و خیلی به خوبی غذا رو خوردیم و خیلی میخواستم تشکر کنم
107
00:06:28,970 --> 00:06:31,730
من الان اینطوریم که احساس می کنم
108
00:06:31,730 --> 00:06:35,530
مدت زیادی که سرمایه پولی پس انداز کرده ام الان باهاش مواجه شدم
109
00:06:37,310 --> 00:06:50,120
واقعا ممنون به خاطر خوردن اون شابو شابو هنوزم نیرو دارم خیلی ممنون شدم واقعا
110
00:06:50,120 --> 00:06:54,930
واقعا کنجکاویم، بیونگجه اونموقع جدی چرا حساب کردی؟
111
00:06:54,930 --> 00:07:05,860
راستش هیونگ به خاطر شما یکم تردید هم کردم اون روز
112
00:07:05,860 --> 00:07:10,330
ولی در مورد چانگ ووک شی که از من خوش قیافه تر دیده میشه
گفتم صورت حساب رو من باید بدم دیگه
113
00:07:13,700 --> 00:07:17,270
و البته هیونگ با خودم گفتم ترجیح می دهم در مورد صورت حساب تسلیم بشم
114
00:07:17,270 --> 00:07:19,270
و کاری کنم که جی چانگ ووک تا پایان عمر احساس عذاب وجدان کنه
115
00:07:23,920 --> 00:07:26,760
....و این صحبت یه بخش دومی هم داره
116
00:07:26,760 --> 00:07:28,130
چی چیه؟
117
00:07:28,130 --> 00:07:30,750
من توی یه رستوران باربیکیوی دیگه
118
00:07:30,750 --> 00:07:35,100
صورت حساب دو کیونگ سو ( دی او از اکسو) رو هم دادم
119
00:07:35,100 --> 00:07:38,330
وایسا وایسا ببینم بیونگجه شی
120
00:07:38,330 --> 00:07:43,170
تو چرا سعی میکنی صورت حساب همه افراد مشهور رو بدی؟
چه کاریه آخه؟هان؟
121
00:07:43,170 --> 00:07:47,450
اتفاقا کار بعدیم رو با کیونگ سو قراره انجام بدم
122
00:07:49,950 --> 00:07:52,680
این کار جدیدتون توسط افرادی انجام می شه که از من سوء استفاده می کنند. (نمک گیرشون کرده)
123
00:07:54,390 --> 00:07:55,920
یکبار باهم غذا بخوریم
124
00:07:55,920 --> 00:07:56,890
بله حتما هیونگنیم
125
00:07:57,236 --> 00:07:58,023
متشکرم
126
00:07:59,190 --> 00:08:05,930
خب به سلامتی غذاتونو بخورید و ممنون بیونگجه شی
127
00:08:07,430 --> 00:08:12,740
خب.. در هر صورت چانگ ووک شی با کار های جدید اینجا برگشته
128
00:08:12,740 --> 00:08:14,170
اسمش هفت تیر درسته؟
129
00:08:14,170 --> 00:08:14,570
بله بله
130
00:08:14,570 --> 00:08:15,310
فیلم(سینمایی) درسته؟
131
00:08:15,310 --> 00:08:15,810
بله
132
00:08:15,810 --> 00:08:17,080
یکم معرفیش کنید لطفا
133
00:08:17,080 --> 00:08:20,580
بله خب جون دو یون سونبه نقش اصلیش رو دارن
134
00:08:20,580 --> 00:08:21,210
ایم جی یون هم حضور دارن درسته؟
135
00:08:21,210 --> 00:08:23,680
بله جی یون شی هم هستند
136
00:08:23,680 --> 00:08:25,150
در مورد محتواش هم بگم؟
137
00:08:25,150 --> 00:08:26,620
یه کم فقط
138
00:08:26,620 --> 00:08:35,390
درباره زنی که متهم به جرم شده و به زندان رفته بود به دلیل قول دریافت غرامت( سویونگ)
139
00:08:35,390 --> 00:08:36,260
که نقش جون دو یونه؟
140
00:08:36,260 --> 00:08:37,230
بله بله
141
00:08:37,630 --> 00:08:43,100
افسر سابق پلیسی که پس از وعده پاداش بزرگ به زندان فرستاده شد
142
00:08:43,870 --> 00:08:45,470
داستانی درباره ترک ماموریت برای دریافت پول وعده داده شده
143
00:08:45,470 --> 00:08:48,210
اونجا چانگ ووک شی نقش شرور رو داری درسته؟
144
00:08:48,210 --> 00:08:49,030
بله بله
145
00:08:50,260 --> 00:08:55,900
و شخصیت من کسی هست که به سویونگ وعده غرامت داده
146
00:08:55,900 --> 00:08:57,770
اما قول رو نگه نمیداره
147
00:08:57,770 --> 00:09:00,720
بنابراین سر و صدا و آشوب راه میفته
148
00:09:00,720 --> 00:09:01,690
اوه پس چنین نقشیه
149
00:09:01,690 --> 00:09:02,390
بله بله
150
00:09:02,390 --> 00:09:06,960
به هر حال جون دو یون سونبه ظاهر می شه تو فیلم ، بنابراین دلیلی برای عدم انجامش وجود نداره
151
00:09:06,960 --> 00:09:08,890
در واقعیت چطور هست؟
152
00:09:08,890 --> 00:09:14,850
جون دو یون سونبه رو دیدم ولی جلوی سونبه خیلی اضطراب داشتم
153
00:09:14,874 --> 00:09:17,057
راستش نتونستم هیچی بگم
154
00:09:19,461 --> 00:09:22,728
حتی موقع غذا خوردن خیلی استرس داشتم
155
00:09:23,260 --> 00:09:26,270
هیچ صحبتی نمیتونستم بکنم
156
00:09:26,270 --> 00:09:30,900
بعد سونبه نیم گفت چانگ ووک شی شما همیشه اینقدر کم حرفی؟
157
00:09:30,910 --> 00:09:36,680
طبیعتا باید میگفتم نه سونبه نیم چون استرس دارم اینطوریه. باید اینطوری میگفتم
158
00:09:36,680 --> 00:09:38,710
اما خودمم متوجه نشدم چون خیلی اضطراب داشتم
159
00:09:38,710 --> 00:09:41,850
گفتم بله من همیشه حرف نمیزنم
160
00:09:43,930 --> 00:09:46,030
این به این معنی نیست که یعنی ازم حرف نکشید؟
161
00:09:46,030 --> 00:09:52,800
من اشتباه کردم جدی چون خیلی مضطرب بودم گفتم
بله سونبه نیم من همیشه کم حرفم (حرف نمیزنم)
162
00:09:52,800 --> 00:09:56,010
خب احتمالا چون سوء تفاهمی نشه اینطور گفتی
163
00:09:56,010 --> 00:09:56,710
بله
164
00:09:56,710 --> 00:09:57,680
خب پس
165
00:09:59,810 --> 00:10:11,660
در کنفرانس مطبوعاتی: خانم مجری اشاره میکنه که چانگ ووک از استرس به سمت جون دو یون شی نگاه نمیکنه اصلا و به سمت من نگاه و صحبت میکنه
166
00:10:11,820 --> 00:10:15,150
به قول معروف میگن حرفی که زمان هول شدن زده شده حرف همیشگی من نیست
167
00:10:15,150 --> 00:10:17,680
و اگر یکدفعه حرف زیادی زده بشه عجیب و غریب
168
00:10:17,690 --> 00:10:19,690
اینو باید یک جایی بنویسی و نگهش داری
169
00:10:23,000 --> 00:10:26,440
خب دوست من دو یون این رو درک میکنه بله.... بله
170
00:10:26,440 --> 00:10:28,010
بله
171
00:10:28,010 --> 00:10:30,610
....خب ما دوست هستیم ولی
172
00:10:30,610 --> 00:10:31,480
کلا دوست صمیمی نیستین مگه نه؟
173
00:10:31,480 --> 00:10:34,110
بله میخنده
174
00:10:37,620 --> 00:10:39,050
در برنامه ای که جون دو یون مهمان بود: من هم برنج و دوگ دوست دارم
175
00:10:39,050 --> 00:10:41,220
شما موارد مشابه زیادی دارین
176
00:10:41,220 --> 00:10:43,390
وای چرا اینطوری میکنید؟(چتونه)
177
00:10:43,390 --> 00:10:46,890
ولی من خیلی شوک شدم که اینقدر موارد مشابه با من دارید
178
00:10:46,890 --> 00:10:49,890
آدم های اینطوری زیادن خب
179
00:10:50,090 --> 00:10:51,760
(رابطه ای مثل نیزه و سپر دارن)
180
00:10:51,760 --> 00:10:55,170
به هر حال اگر صحبت چانگ ووک شی رو بخواهیم داشته باشیم
181
00:10:55,170 --> 00:10:59,540
اثری که چشم بیننده را به خود خیره می کند
182
00:10:59,540 --> 00:11:04,340
اول سریال پسران داروخانه سول که نقش پسر ته تغاری بوده
183
00:11:06,240 --> 00:11:08,980
و میزان بیننده های سریال از %40عبور کرده بوده
184
00:11:09,980 --> 00:11:12,140
واقعا
185
00:11:12,140 --> 00:11:16,210
وقتی یک درام آخر هفته را فیلمبرداری می کردین
186
00:11:16,210 --> 00:11:18,660
با هم آشپزی هم می کردین و غذا می خوردید؟
187
00:11:18,660 --> 00:11:20,380
بله بله
188
00:11:20,380 --> 00:11:25,890
من خیلی کوچک بودم و واقعا ته تغاری بودم اینطوری بگم که
189
00:11:25,890 --> 00:11:31,160
وقتی زمان ضبط فیلمبرداری تمام میشد هیونگ ها من رو اینطوری صدا میزدن
190
00:11:31,160 --> 00:11:31,960
چانگ ووکا
191
00:11:31,960 --> 00:11:35,300
من میگفتم بله و میدویدم به سمت رستوران
192
00:11:35,300 --> 00:11:39,630
چون خانواده ها زیاد بودن و باید جا (میز)رو نگه میداشتم
193
00:11:39,630 --> 00:11:44,770
چون محله یوئیدو خیلی شلوغه وهمه اون تایم برای خوردن نهار میرن
194
00:11:44,770 --> 00:11:49,943
برای همین من حدود 15دقیقه قبل نهار میرفتم اونجا
195
00:11:49,944 --> 00:11:51,510
که جا رو نگه دارم. جا رو نگه میداشتم
196
00:11:51,510 --> 00:11:54,380
و وسایل ست غذا رو میگذاشتم به تعداد چند نفر
197
00:11:54,380 --> 00:11:57,150
و منتظر میموندم تا سونبه ها میومدن و باهم نهار میخوردیم
198
00:11:57,150 --> 00:12:00,190
و تمام هم که میشد قهوه رو هم دست سونبه ها میدادم
199
00:12:00,190 --> 00:12:05,158
بعضی وقتا اگر سونبه ای بود که سوجو دوست داشت
200
00:12:05,159 --> 00:12:09,629
از آیس کافی و لیوان استفاده میشد
201
00:12:09,630 --> 00:12:12,999
و اون زمان تو یوئیدو خواربار فروشی محلی وجود داشت
202
00:12:13,000 --> 00:12:18,069
که از اونجا میگرفتم
203
00:12:18,070 --> 00:12:18,070
204
00:12:18,070 --> 00:12:31,600
خب این پرده برداری از فرمول موفقیت ادامه راه با نقش اصلی
که از سریال آخر هفته و جوانترین پسر برخواست
205
00:12:31,600 --> 00:12:35,930
من خودم یادم میاد سریال : بخند دونگهه
اونجا نقش دونگهه رو داشتین
206
00:12:35,930 --> 00:12:36,170
درسته
207
00:12:36,170 --> 00:12:38,800
و احیانا موج هالیو ( ستاره موج کره ای بودن) از این سریال بلند نشده بود؟
208
00:12:38,800 --> 00:12:42,910
این رو بیننده های ژاپنی هم خیلی دوست داشتن
209
00:12:47,450 --> 00:12:47,480
(کاری که از اون ستاره موج کره ای شدن جی چانگ ووک آغاز شد)
210
00:12:47,480 --> 00:12:51,420
ایفای نقش اصلی در یک سریال روزانه و رشد به عنوان یک بازیگر اصلی
211
00:12:51,420 --> 00:12:55,390
سریال بخند دونگهه بازدیدی بیش از 43.9% داشته
212
00:12:56,120 --> 00:13:00,020
حتی به حدی که اسم خودت انگار به دونگهه تغییر کرده بود شهرت داشت
213
00:13:00,020 --> 00:13:02,982
در حقیقت بین همه کاراکتر های جی چانگ ووک
214
00:13:02,983 --> 00:13:05,000
این کاراکتر دونگهه رو نمیتونیم نادیده بگیریم
215
00:13:05,000 --> 00:13:05,630
درسته درسته
216
00:13:05,630 --> 00:13:08,130
دونگهه یه جوری سفیر و نماینده استان کانگوون دو هم شده بوده درسته؟
217
00:13:08,130 --> 00:13:09,800
بله
218
00:13:11,500 --> 00:13:19,110
در سراسر شهر دونگهه در استان کانگوون با چهره دونگهه ی چانگ ووک استقبال شد
219
00:13:19,880 --> 00:13:23,710
در واقع از چه موقعیتی به نماینده و سفیر بودن رسیدی؟
220
00:13:24,180 --> 00:13:26,880
ملاقات با شهردار
221
00:13:26,880 --> 00:13:29,020
عکس یادگاری هم گرفتند
222
00:13:29,020 --> 00:13:36,030
ولی ... در واقع من به عنوان دونگهه سفیر و نماینده بودم اما کار بخصوصی انجام ندادم
223
00:13:36,030 --> 00:13:37,500
شهر زادگاه خودت کجاست؟
224
00:13:37,500 --> 00:13:38,460
شهر آنیانگ از استان کیونگی دو
225
00:13:38,460 --> 00:13:40,260
آها... پس آنیانگ
226
00:13:40,260 --> 00:13:42,770
اگر از آنیانگ هستی من مطمئن هستم که شما جونگ گوک رو خیلی دوست خواهی داشت
227
00:13:42,770 --> 00:13:44,470
سونبه من تو مدرسه بوده
228
00:13:45,040 --> 00:13:46,570
اوه جونگ گوک رو میشناسی؟
229
00:13:46,570 --> 00:13:47,270
بله بله میشناسم
230
00:13:47,270 --> 00:13:48,470
اوه واقعا؟
231
00:13:48,470 --> 00:13:50,070
سونبه دبیرستانم بودن
232
00:13:50,540 --> 00:13:52,540
باهم دوستی شخصی هم دارید آیا؟
233
00:13:52,540 --> 00:13:58,980
نسبت به دوستی شخصی... توی یه باشگاه بدن سازی همدیگرو می بینیم
234
00:13:58,980 --> 00:14:04,060
اگر توی تیم فوتبال اونجا باشی دیگه تکمیله توی تیم فوتبال که دیگه نبودی؟
235
00:14:04,060 --> 00:14:05,020
تا اونجا نه دیگه
236
00:14:05,020 --> 00:14:07,146
اوه اگر تو تیم فوتبال می بودی دیگه تمام بود
237
00:14:07,147 --> 00:14:11,530
جونگ کوک تا آخر عمر به عنوان هوبه سال پایینیش ازت نام میبرد
238
00:14:11,530 --> 00:14:12,730
(روزهای تازه کاری)
239
00:14:12,730 --> 00:14:15,321
حقیقت داره که شما مدیر برنامه ات (اولین مدیر برنامه) رو
240
00:14:15,322 --> 00:14:18,692
توی ایستگاه مترو در حال رفتن به سر کار در شبکه کی بی اس دیدی؟
241
00:14:18,692 --> 00:14:20,692
ایستگاه ته بنگ که روبروی ساختمان کی بی اس
242
00:14:21,628 --> 00:14:23,796
(سه دقیقه راه فاصله داره)
243
00:14:23,797 --> 00:14:26,540
و اینطوری شد که رفتین سر کار؟
244
00:14:26,540 --> 00:14:32,750
راستش این روایت بی عدالتیه
245
00:14:32,750 --> 00:14:33,820
پس دفتر وجود داشت؟
246
00:14:33,820 --> 00:14:36,890
بله و اداره هم
247
00:14:36,890 --> 00:14:39,360
البته راستش توافق نامه ای هم بود
248
00:14:39,360 --> 00:14:40,460
اوه پس توافق نامه ثبت شده بوده
249
00:14:40,460 --> 00:14:44,160
خب من اون زمان جوان و ضعیف بودم
250
00:14:44,160 --> 00:14:46,260
بهم گفت چانگ ووکا بیا هم رو در ایستگاه ته بنگ ببینیم
251
00:14:46,260 --> 00:14:49,700
آها اینطوری بود؟ این که توافق نیست
252
00:14:49,700 --> 00:14:52,725
(من هم گفتم) بله هیونگ به ایستگاه ته بنگ میام
253
00:14:52,726 --> 00:14:54,726
تا چه ساعتی بیام؟بله متوجه شدم
254
00:14:55,840 --> 00:14:57,910
این که چیز قراردادی نیست
255
00:14:57,910 --> 00:14:59,340
اونموقع کجا زندگی میکردی؟
256
00:14:59,340 --> 00:15:04,180
اونموقع آنیانگ و راستش ایستگاه آنیانگ به ایستگاه ته بنگ نزدیک بود (حدود 30 دقیقه)
257
00:15:04,180 --> 00:15:14,460
آخه معمولا مدیر برنامه برنامه های پخش رو برمیداره و برنامه ریزی میکنه
258
00:15:14,460 --> 00:15:17,030
توی اکثر موارد همین سیستمه
259
00:15:17,030 --> 00:15:18,030
درسته درسته
260
00:15:18,030 --> 00:15:24,140
ولی... درمورد من، مدیربرنامه ام به نحوی آینده رو نمیدید
261
00:15:24,140 --> 00:15:35,550
( میخنده) درسته این مدیر برنامه آینده پیش رو رو نمیدید
262
00:15:35,550 --> 00:15:40,039
بعد از اون البته منیجر هیونگ رو ملاقات کردم
263
00:15:40,040 --> 00:15:44,389
و صحبت خوبی داشتیم و اگر مورد ناراحت کننده ای بود حل کردیم
264
00:15:44,390 --> 00:15:48,981
و سپس مدیر فعلی این کمپانی (مدیربرنامه جدید) رو ملاقات کردی
265
00:15:48,982 --> 00:15:50,730
گفتین توی مدرسه همکلاسی بودین؟
266
00:15:50,730 --> 00:15:57,223
بله من و این دوست صمیمیم از سال اول دبیرستان دوست همکلاسی بودیم
(بیست ساله که همدیگه رو میشناسن)
267
00:15:56,747 --> 00:15:57,877
(بیست ساله که همدیگه رو میشناسن)
268
00:15:57,224 --> 00:16:01,640
و در حال حاضر همینطور که منیجر من بوده مدیر کمپانی ما شده
269
00:16:01,640 --> 00:16:04,940
به نظر میرسه این دوست آینده پیش رو رو خوب دیده بوده
270
00:16:04,940 --> 00:16:09,936
بله این دوست الان منو تمام وقت تا خونه میرسونه
271
00:16:09,937 --> 00:16:11,671
منو میبره و میاره و میاد دنبالم
272
00:16:11,672 --> 00:16:17,090
گاهی وقتا اگر شرایط سخت
باشه پول هم قرض میده
273
00:16:17,090 --> 00:16:20,260
اسم این مدیر بانگ چی گو درسته؟
274
00:16:20,260 --> 00:16:20,890
بانگ چی گو؟
275
00:16:20,890 --> 00:16:22,560
بله مدیر بانگ چی گو هستند
276
00:16:22,560 --> 00:16:24,660
اوه اسم وفامیلش طوریه که فقط یک بار بشنوی
277
00:16:24,660 --> 00:16:26,500
بله یاد آدم میمونه
278
00:16:26,500 --> 00:16:30,500
...بعد از اون زمانی که منیجر هیونگ به من ضربه سختی زد
279
00:16:30,500 --> 00:16:33,870
280
00:16:33,870 --> 00:16:35,995
خب... در هر حال به شرایط که نگاه کنیم
281
00:16:35,996 --> 00:16:43,836
همه منیجر های کمپانی (کمپانی اون زمان چون الان کمپانی خودشون رو دارن) از کمپانی بیرون رفته بودن
282
00:16:43,837 --> 00:16:48,441
برای همین من به دوستم که کار پاره وقت انجام میداد گفتم
283
00:16:48,442 --> 00:16:50,910
آیا فکری داری که منیجر بشی؟
284
00:16:50,911 --> 00:16:54,480
اگر جوابت مثبته بگو برای کار با من چه شرایطی داری
285
00:16:54,481 --> 00:16:57,760
به این صورت باهم کارمون رو شروع کردیم
286
00:16:57,760 --> 00:17:00,700
آیا از همون ابتدا این دوست با کمال میل پدیرفت شرایط رو؟
287
00:17:00,700 --> 00:17:04,957
اولش راستش این دوستم سه روزی فکر میکرد و نگران بود
288
00:17:04,958 --> 00:17:07,760
و بعد سه روز به من گفت
289
00:17:07,761 --> 00:17:11,409
اوکی بگو برای منیجر بودن چی لازمه؟
منیجر=مدیر برنامه
290
00:17:11,410 --> 00:17:13,733
و گفتم اول گواهی نامه رانندگی رو بگیر
291
00:17:13,734 --> 00:17:17,036
و گفت باشه و اون رو گرفت
292
00:17:17,037 --> 00:17:19,180
و از روز بعد شروع کرد
293
00:17:19,180 --> 00:17:25,111
به غیر از رانندگی و کارهای پارکینگ
294
00:17:25,112 --> 00:17:29,283
اگر کارهای منیجر رو در نظر بگیریم
295
00:17:29,283 --> 00:17:30,630
به زمان هم خیلی نیاز داره
296
00:17:30,630 --> 00:17:32,385
درسته زمان هم لازمه
297
00:17:32,386 --> 00:17:36,123
بنابر این این دوست اول هیچی از این کار نمیدونست
298
00:17:36,123 --> 00:17:40,026
و با شرایط خیلی غریب و نا آشنا بود
299
00:17:40,027 --> 00:17:43,297
ولی خیلی بهتر شد با اینکه سختی زیاد داشت
300
00:17:43,297 --> 00:17:46,432
و موقع رانندگی خیلی خسته میشد
301
00:17:46,433 --> 00:17:51,437
و بعد توی اون شرایط و نبود وقت
302
00:17:51,438 --> 00:17:54,990
فیلمبرداری های متعدد شبانه روزی داشتیم
303
00:17:54,990 --> 00:17:57,150
این دوست همش رانندگی میکرد و خواب آلود بود
304
00:17:57,150 --> 00:17:58,720
305
00:17:58,720 --> 00:18:03,316
چون ضبط شبانه روز زیاد بود و مشکل ایمنی وجود داشت
306
00:18:03,317 --> 00:18:05,885
گفتم اگر خواب آلود بود وقتی رسید به استراحتگاه های مسیر یکم بخوابه
307
00:18:05,886 --> 00:18:08,455
و خیلیم خوب میخوابید
308
00:18:08,455 --> 00:18:14,669
توی اونجا همش میرفت پشت و میخوابید میگفت خب اینجا استراحتگاهه
309
00:18:14,670 --> 00:18:19,465
منم با خودم میگفتم خب این دوست خسته به نظر میاد
310
00:18:19,466 --> 00:18:23,603
خستگیش که در بره میتونیم بریم خب
311
00:18:23,604 --> 00:18:28,541
بعد که یکم میخوابید و بیدار میشد چشماشو که باز میکرد دوباره توی مسیر میرسیدیم به استراحتگاه
312
00:18:28,542 --> 00:18:32,044
و ... همینطوری توی مسیر همه استراحتگاه ها به همین ترتیب
313
00:18:32,045 --> 00:18:33,679
...میخوابید هی
314
00:18:33,680 --> 00:18:35,081
و باید میرفتیم
315
00:18:35,082 --> 00:18:38,899
و مسیری رو که باید دو نیم یه سه ساعته میرفتیم به جایی رسید که 9 ساعته رسیدیم
316
00:18:38,900 --> 00:18:45,170
مدیر بانگ چیگو از این اپیزود خوشش میاد
317
00:18:45,170 --> 00:18:49,370
دیگه به خاطر همین نهایتا خودم رانندگی کردم بعدش
318
00:18:49,370 --> 00:18:52,380
با این دوست چطور همو صدا میزنید؟
319
00:18:52,380 --> 00:18:53,580
یا
320
00:18:53,580 --> 00:18:56,210
خب.... به صورت عمومی چی؟
321
00:18:56,210 --> 00:18:58,320
یا
322
00:18:58,320 --> 00:19:00,506
یا یا.. یا یا
323
00:19:00,507 --> 00:19:05,419
خب با اینکه به این حد با چانگ ووک شی دوست اما تجربه دعوا هم باهم زیاد داشتین دیگه؟
324
00:19:05,420 --> 00:19:06,860
به اندازه حدود سه سال
325
00:19:06,860 --> 00:19:07,760
خیلی دعوا کردین؟
326
00:19:07,760 --> 00:19:08,760
اوه شدید بود
327
00:19:08,760 --> 00:19:09,630
328
00:19:09,630 --> 00:19:12,585
بله.. حدودا صبح زود که برنامه تمام می شد
329
00:19:12,586 --> 00:19:17,257
توی پارکینگ خونمون خیلی آشکار و رودررو
330
00:19:17,257 --> 00:19:20,739
بله جنگیدن دیوانه وار
331
00:19:20,740 --> 00:19:22,728
...مثلا میگفت من دیگه انجام نمیدم
332
00:19:22,729 --> 00:19:27,133
منم گفتم انجام نده تو یا اصلا لازم نکرده تو این کارو کنی ها نکن
333
00:19:27,134 --> 00:19:32,905
و صبح زود روز بعد بعضی وقتا همینطوری مینشست
334
00:19:32,906 --> 00:19:36,420
در سکوت محض رانندگی می کرد
335
00:19:36,420 --> 00:19:40,020
... خب روز بعد هم رسید
336
00:19:40,020 --> 00:19:42,130
خوبه به هر حال مسئولیت پذیر هم هست
337
00:19:42,130 --> 00:19:45,300
برای همینه که الان مدیر کمپانی شده
338
00:19:45,300 --> 00:19:48,721
در واقع الان وقتی خیلی صمیمی باشید اینطوریه که
339
00:19:48,722 --> 00:19:52,525
بری به شخص بگی من اون زمان چنین چیزی بهت گفتم متاسفم
340
00:19:52,526 --> 00:19:57,110
یکم خجالت آوره
341
00:19:57,110 --> 00:20:00,599
پس مثلا بهش میگفتم غذا خوردی؟
342
00:20:00,600 --> 00:20:03,402
میگفت نه نخوردم. میگفتم خب بریم غذا بخوریم باهم
343
00:20:03,403 --> 00:20:07,741
اینجوری یکم کدورت رو از بین بردم
344
00:20:07,741 --> 00:20:10,376
البته بعد از گذشت چند روز دوباره دعوامون میشد
345
00:20:10,377 --> 00:20:14,689
بله به این حالت حدود سه سال رو با دعوا پشت سر گذاشتیم
346
00:20:14,690 --> 00:20:19,752
امروز ما به این مدیر یک دعوتنامه ابلاغ کردیم که بیان برنامه
347
00:20:19,753 --> 00:20:24,699
ولی گفت باید به یک میتینگ شخصی برسه
348
00:20:24,700 --> 00:20:29,128
بله ایشون یکم خاصه
349
00:20:29,128 --> 00:20:33,332
چند وقت پیش از برنامه چون چم شی شبگه ام بی سی (مخصوص منیجرها) هم ازش دعوت کردن
350
00:20:33,333 --> 00:20:35,910
گفت گارانتی امنیتی شخصیش کمه نمیره
351
00:20:35,910 --> 00:20:37,920
(خنده حضار)
352
00:20:37,920 --> 00:20:39,305
ولی خوبه خوبه
353
00:20:39,306 --> 00:20:43,776
چطور خودش دوست داشتن رو بلده (عشق به خود)
354
00:20:43,776 --> 00:20:49,590
مثلا میگه برنامه چانگ ووک مهمه ولی شرایط و حال منم مهمه
355
00:20:49,590 --> 00:20:53,800
بله به خودش خوب اهمیت میده
356
00:20:53,800 --> 00:20:56,400
اوه واقعا کنجکاویم بدونیم چه جور شخصیه؟
357
00:20:56,400 --> 00:20:59,525
بله به این حد که ما دنبال بانگ چی گو رفتیم
358
00:20:59,526 --> 00:21:03,439
و باهاش ضبط انجام دادیم و بنابر این در برنامه خواهد بود
359
00:21:03,440 --> 00:21:09,650
سلام.من در کمپانی بازیگر جی چانگ ووک کار میکنم
360
00:21:09,650 --> 00:21:14,807
حین کار به طور معمول بقیه بازیگرا 4/3 ساعت زودتر راه میفتن به سمت کار
361
00:21:14,808 --> 00:21:21,747
ولی من به خاطر احتمالات چون میترسم حتی حدود 12 ساعت قبل راه میفتم
362
00:21:21,748 --> 00:21:25,785
وقتی به صحنه محل کار میرسیم من در رفت و آمد هستم
363
00:21:25,786 --> 00:21:30,499
چانگ ووک سوار و پیاده میشه
364
00:21:30,500 --> 00:21:32,040
ولی واقعا خیلی دعوا کردیم
365
00:21:32,040 --> 00:21:35,194
یک دور قبل از راه افتادن تو مسیر دعوا میشد
366
00:21:35,195 --> 00:21:39,765
و چون باید میرفتیم، راه میفتادیم و بعدش تو ماشین
چون خسته بود غش میکرد
367
00:21:39,766 --> 00:21:44,503
و من چون خیلی ناراحت بودم اشکم درمیومد
368
00:21:44,504 --> 00:21:49,909
و این دوستم چون از خواب می پرید و نمی تونست بخوابه
369
00:21:49,910 --> 00:21:53,412
بنابر این تنها اشکم رو پاک میکردم و رانندگی میکردم
370
00:21:53,413 --> 00:21:56,029
از این خاطرات دارم
371
00:21:56,030 --> 00:21:59,285
ولی الان گفتم دیگه... که من 10 سال پیش گریه کردم
372
00:21:59,286 --> 00:22:03,956
به خاطر تو گریه کردم و خیلی هم بد خلقی وجود داشت
373
00:22:03,956 --> 00:22:07,326
ولی خب به هر حال به خاطر اینکه از وقتی بچهه بودیم دوست هستیم
374
00:22:07,327 --> 00:22:10,139
فقط با حرف زدن حلش میکنیم
375
00:22:10,140 --> 00:22:14,466
چون تایم زیادی بوده... خب ما باهم رشد کردیم
376
00:22:14,467 --> 00:22:18,437
اگر گوشه ای از این زمان عصبانی هم میشدیم
377
00:22:18,438 --> 00:22:23,119
میشه گفت خب... اینطوری هم پیش میاد.. همیشه اینطور فکر میکنیم
378
00:22:23,120 --> 00:22:27,379
ولی رابطه چانگ ووک با مدیر برنامه ها از زمانی که تازه کار بوده قوی بوده
379
00:22:27,380 --> 00:22:29,929
(اشاره به تمام مشکلات با مدیر برنامه قبلی و بعدی)
از همون موقع منیجرا غیر عادی بودن
380
00:22:29,930 --> 00:22:31,116
برای همین اسمم مستعارم براش درمیاد ته بنگ
381
00:22:31,117 --> 00:22:35,069
بانگ چی گو میکس اسم دوتاشون
(ته بنگ اشاره به اون منیجر که میگفت پاشو بیا ایستگاه ته بنگ و بانگ چی گو اسم منیجر بعدی)
382
00:22:35,070 --> 00:22:35,770
ته بانگ چی گو؟
383
00:22:35,770 --> 00:22:38,324
بله ته بانگ چیگو هم میشه (ته بانگ به معنی عالی) چی گوی عالی
384
00:22:38,325 --> 00:22:41,227
اوه... خارق العاده شد
385
00:22:41,228 --> 00:22:42,870
جدی استعداد سر هم کردنت خارق العادست
386
00:22:42,870 --> 00:22:43,670
اوه خوب پیش رفت؟
387
00:22:43,670 --> 00:22:47,110
آره خوب پیش رفت
388
00:22:47,980 --> 00:22:51,220
از سال 2011 شروع کار همراه با بهترین دوست
389
00:22:53,950 --> 00:22:57,250
جنگجو بک دونگ سو در رتبه بندی درام دوشنبه تا سه شنبه رقیبی نداشت
390
00:22:58,420 --> 00:23:01,460
جی چانگ ووک پس از درام هیلر در چین مشهور شد و جزو سومین ستاره های هالیو (موج کره ای) شد و لقب پادشاه بهشت گرفت
391
00:23:08,100 --> 00:23:12,070
در ادامه با موفقیت در باکس آفیس کارش به عنوان یک ستاره موج کره ای محبوبیت پیدا کرد
392
00:23:12,100 --> 00:23:16,110
چانگ ووک شی گفتین حقیقتا زمان نگران کننده هم براتون وجود داره؟
393
00:23:16,110 --> 00:23:20,099
اما این راستش برای خیلی از اکثریت بازیگر ها
394
00:23:20,100 --> 00:23:22,950
نگرانی یکسان کاری هست که وجود داره
395
00:23:22,950 --> 00:23:24,920
در واقع چون همه به سختی کارشون رو انجام میدن (با حداکثر تلاش)
396
00:23:24,920 --> 00:23:26,350
بله تمام تلاششونو میکنن
397
00:23:26,350 --> 00:23:30,643
و همه برای خوب ساخته شدن کار
398
00:23:30,644 --> 00:23:32,879
و موفقیتش تمام تلاششونو میکنن
399
00:23:32,880 --> 00:23:37,960
در حقیقت کارهایی که خوب درنمیاد بیشتر از کارهایی میشن که خوب درمیان عموما
400
00:23:37,960 --> 00:23:42,088
الان وقتی بهش فکر کنیم اگر خوب هم نشن شکستی نیست
401
00:23:42,089 --> 00:23:45,024
ولی اون زمانی که بازیگر جوانتره و تجربه نداره
402
00:23:45,025 --> 00:23:47,760
این نگرانی وجود داره که نکنه من از حیطه کاری محو بشم؟
403
00:23:47,761 --> 00:23:51,740
استرس های اینطوری و مقداری نا امیدی و نگرانی های اینجوری وجود داره
404
00:23:51,740 --> 00:23:55,080
پس از مدتی فکر کردن به این، نتیجه گیری داره؟چطوره؟
405
00:23:55,080 --> 00:23:58,237
نداره. نتیجه گیری وجود نداره
406
00:23:58,238 --> 00:24:00,740
فقط باید تجربه بدست بیاد به نظرم
407
00:24:00,741 --> 00:24:06,645
و بفهمیم که خب اینطوری باید تلاش کرد برای کار بعدی.. من کاراکتر بسیار ضعیفی داشتم
408
00:24:06,646 --> 00:24:17,197
و اگر خوب پیش نرفت برای شخص بازیگر عدم وجودی، رخ نمیده
409
00:24:17,230 --> 00:24:20,940
تجربه شکست به هر صورت برای همه اجتناب ناپذیره
410
00:24:20,940 --> 00:24:24,430
این به این معنی نیست که شخص چون خودش میخواسته شکست خورده
411
00:24:24,430 --> 00:24:27,533
چه کاریه که تمام نتایجش خوب باشه واقعا؟
412
00:24:27,534 --> 00:24:29,735
وقتی از شکست تجربه کسب شد
413
00:24:29,736 --> 00:24:34,305
همونطور که الان گفتی متوجه میشیم که خب این پایانش نیست
414
00:24:34,306 --> 00:24:37,610
و این هم تجربه بوده. اگر انجام نشه که نمی فهمین
415
00:24:37,611 --> 00:24:39,959
که چطور باز باید انجامش بدین
416
00:24:39,960 --> 00:24:42,560
درسته
417
00:24:42,560 --> 00:24:45,684
:جی چانگ ووک شی همچین حرفی زده بوده
418
00:24:45,685 --> 00:24:47,530
نیروی محرکه ی من مادرم است
419
00:24:47,530 --> 00:24:49,254
ای بابا.. دوباره حرف مادر شد
420
00:24:49,255 --> 00:24:51,300
ولی خب نمیتونیم حذفش کنیم به هر حال
421
00:24:51,300 --> 00:24:55,594
بله در واقع... چون پدر من زود فوت کردن
422
00:24:55,595 --> 00:24:59,365
و مادرم متحمل سختی های زیادی شد و سختی داشت
423
00:24:59,366 --> 00:25:02,935
و اینطوری که نگاه کنیم به عنوان پسر و به عنوان عضو خانواده
424
00:25:02,936 --> 00:25:05,938
و به عنوان مرد گفتم من باید مراقب مادرم باشم
425
00:25:05,939 --> 00:25:09,919
این فکر رو از زمان کودکی داشتم
426
00:25:09,920 --> 00:25:17,683
وقتی بچه بودم شب تو کوچه دستم تو دست مادرم بود و داشتیم میرفتیم
427
00:25:17,683 --> 00:25:21,653
من از مامانم کوچکتر بودم ولی به خودم گفتم
428
00:25:21,654 --> 00:25:29,039
من باید زودتر از مامانم بزرگتر (قد و قواره) بشم و مراقبش باشم
429
00:25:29,040 --> 00:25:34,933
وقتی بچه بودم مادرم توی محله ما رستوران باربکیو داشت
430
00:25:34,933 --> 00:25:36,769
رستوران غذاهای تند هم داشت
431
00:25:36,770 --> 00:25:43,142
و تنهایی رستورانی که کوچک بود رو توی محله ما اداره میکرد
432
00:25:43,143 --> 00:25:46,045
وقتی خیلی سرش شلوغ بود من میرفتم کمک
433
00:25:46,046 --> 00:25:50,449
توی رستوران های باربکیو سر هم کردن (منقل های) باربکیو کار سختیه
434
00:25:50,450 --> 00:25:54,954
ولی تو خاطرات من جمع کردن سوجو ها
435
00:25:54,955 --> 00:25:59,569
بخش سخت تری بود و به نظرم سخت ترینه
436
00:25:59,570 --> 00:26:06,065
و به طور کلی پول برای رفتن به مدرسه نبود
437
00:26:06,066 --> 00:26:09,101
فکر کردم چقدر گرونه هزینه تحصیل هم خیلی گرون بود
438
00:26:09,102 --> 00:26:13,839
برای همین با همین دوستم که الان مدیره رفتیم کار پاره وقت
439
00:26:13,840 --> 00:26:19,278
تو کافی شاپ کار کردیم توی مک گولی فروشی هم کار کردیم
440
00:26:19,279 --> 00:26:22,681
چیزی که بیشترین حقوق رو داره تحویل بار و تخلیه و چیدنشه
441
00:26:22,682 --> 00:26:28,129
بیشترین دستمزد روزانه هم گرفتیم که حدود هفت هزار یا شش هزار وون فکر میکنم
442
00:26:28,130 --> 00:26:31,423
اون هدف خیلی رشد کرد به هر حال
443
00:26:31,424 --> 00:26:35,360
اینکه نباید به مادرم سختی بدم که دچار سختی بابت پول بشه
444
00:26:35,361 --> 00:26:40,466
که کاری کنم که نگران پول نباشه
445
00:26:42,080 --> 00:26:45,720
تا همین امروزه هم چانگ ووک شی با مادرتون اینقدر مهربان هستین؟
446
00:26:46,750 --> 00:26:48,590
این فکر منه (اینطور فکر میکنم)
(متواضع)
447
00:26:48,590 --> 00:26:51,760
اگر خودتون تا این هحد فکر کنید واقعا مهربان هستین
448
00:26:51,760 --> 00:26:54,990
خب مامانم... ممکنه برای مادرم خیلی راضی کننده هم نباشه
449
00:26:54,990 --> 00:26:55,930
اینطوریه؟
450
00:26:55,930 --> 00:27:00,385
خب اگر بگین چرا، راستش طوری که من بهش فکر میکنم
451
00:27:00,386 --> 00:27:04,323
اگر برای مامانم چیز خوبی بخرم یا غذای خوبی بخرم
452
00:27:04,324 --> 00:27:07,559
هدفم بیشتر از این که چیزی بخوام بهش تحویل بدم
453
00:27:07,560 --> 00:27:11,096
اینه که باهاش وقت بگذرونم
454
00:27:11,097 --> 00:27:12,980
و براش زمان بذارم
این از همه چی بهتره
455
00:27:12,980 --> 00:27:14,210
بله این بهترینه
456
00:27:14,210 --> 00:27:20,472
اگر بگیم چطور، خیلی تلاشم رو میکنم با مامانم غذا مثلا شام بخورم
457
00:27:20,473 --> 00:27:22,473
طوری که بخوام بگم.. مثل دوست هستیم با مامانم. بله
458
00:27:25,360 --> 00:27:29,960
همین که باهم هستین حس امنیت داشتن نمیده؟
459
00:27:29,960 --> 00:27:30,360
آیا اینطوریه؟
460
00:27:30,360 --> 00:27:33,200
بله معلومه یقینا همینطوره
461
00:27:33,200 --> 00:27:37,890
موقع کار کردن استرس زیادی وارد میشه و ممکنه از لحاظ روحی خوب نباشم
462
00:27:37,891 --> 00:27:42,060
ولی همین که مامانم رو در حال انجام کارهای عادی روزانه ببینم
463
00:27:42,060 --> 00:27:43,395
یکم آرامش پیدا میکنم
464
00:27:43,396 --> 00:27:46,532
(رفع استرس کار بازیگری)
465
00:27:47,440 --> 00:27:52,671
وقتی اونقدر از جامعه خسته شدم که از نظر روحی کسل باشم
466
00:27:52,672 --> 00:27:55,474
وقتی در خونه رو باز میکنم میرم داخل خونه
467
00:27:55,475 --> 00:27:58,644
مثلا اگر ببینم مامانم تلویزیون میبینه
468
00:27:58,645 --> 00:28:01,813
یا شاید خوابیده .همین کارهای روزانه
469
00:28:01,814 --> 00:28:05,929
یا اینکه داره چیزی میشوره همین کارهای عادی روزانه برای من آرامش بخشه
470
00:28:05,930 --> 00:28:11,123
مثلا زمانی که میرم اگر در حال غذا خوردن باشه خب باهم غذا میخوریم
471
00:28:11,124 --> 00:28:13,100
و کلی باهاش حرف میزنم و رفع خستگی
472
00:28:13,100 --> 00:28:18,830
اگر همچین چیزی نباشه وقتی برم خونه تنهایی بخوام بشینم
473
00:28:18,831 --> 00:28:21,366
تنهایی خودم رو سرگرم کنم
474
00:28:21,367 --> 00:28:27,106
آیا این بیشتر باعث سردرگمی نیست؟ من همیشه عقیده ام همینه
475
00:28:34,790 --> 00:28:36,960
اوه این واقعا متقاعد کننده است
476
00:28:36,960 --> 00:28:42,821
وقتی مامانمو میبینم فکر میکنم باید بیشتر تلاشم رو انجام بدم
477
00:28:42,822 --> 00:28:46,325
اگر خسته هم شده باشم باید انجامش بدم
478
00:28:46,326 --> 00:28:49,709
به نظر میرسه من اینطوری فکر و عقیده دارم
479
00:28:49,710 --> 00:28:51,863
برای همین اخیرا این طوری به نظر میرسه که
480
00:28:51,864 --> 00:28:55,479
موقع کار کردن روی اثر احساس بهتری و راحتی دارم
481
00:28:55,480 --> 00:28:58,804
به اضافه این، وقتی در حال بازیگری هستم شاد تر و پر انرژی ترم
482
00:28:58,805 --> 00:29:00,439
و خیلی بیشتر دوست دارم چیزی از خودم رو به نمایش بگذارم
483
00:29:00,440 --> 00:29:01,974
همچین توقعاتی از خودم دارم
484
00:29:01,975 --> 00:29:07,312
برای همین جدا بدون استراحت کردن پشت سر هم به کارم ادامه میدم
485
00:29:07,313 --> 00:29:11,617
و بعد از کار انتظاراتم از خودم بیشتر میشه و دوست دارم بیشتر تلاش کنم
486
00:29:13,930 --> 00:29:19,370
(حتی ژانر های مختلف و متقاطع در درام ها)
487
00:29:20,570 --> 00:29:25,040
(حتی توی زمینه موزیکال خستگی ناپذیره و مداوم میتونه به چالش کشیده بشه)
488
00:29:25,380 --> 00:29:30,380
نقطه عطف تئاترها موزیکال (آن روز ها) بود. اینچنین اثری بود
489
00:29:30,380 --> 00:29:30,750
بله درسته
490
00:29:30,750 --> 00:29:35,190
اولین اجرا، اجرای مجدد، اجرای سوم و حتی تا اجرای دهمین سالگرد پیش رفت. حدودا 100 قسمت روی صحنه رفت
491
00:29:35,190 --> 00:29:36,420
یااااا
492
00:29:36,420 --> 00:29:39,444
من عموما زیاد اجرا انجام دادم
493
00:29:39,445 --> 00:29:46,385
امابه نظرم با همکارای در اون کار واقعا خیلی اوقات خوش و شادی رو داشتیم
494
00:29:46,386 --> 00:29:51,923
اگر دقیق ببینیم، کاری بود که ده سال باهم انجامش دادیم و تجربه کردیم
495
00:29:51,924 --> 00:29:55,309
و بابتش خیلی ممنونم
496
00:29:55,310 --> 00:30:01,600
و موزیکال آن روز ها رو کیم گوان سوگ مشهور ترانه اش رو ساخته بود
497
00:30:01,601 --> 00:30:06,605
و خب چانگ ووک شی با این تن صدای خوبش که شایعه شده خیلی لحن قشنگی داره
498
00:30:06,606 --> 00:30:11,443
امروز برامون آن روز ها رو
499
00:30:11,444 --> 00:30:14,747
برامون کاملا با ترانه و موزیک زنده اجرا میکنه
500
00:30:14,748 --> 00:30:17,683
یک تشویق برای چانگ ووک شی
501
00:30:18,960 --> 00:30:22,000
با همراهی کوان او جون کارگردان موسیقی
502
00:30:25,640 --> 00:30:31,980
(ترانه دوستت داشتم اما) 사랑했지만
503
00:31:32,004 --> 00:31:34,004
Telegram:
WookDom
504
00:31:36,028 --> 00:31:38,028
Telegram:
JiChangWook1
505
00:31:40,520 --> 00:31:42,520
Timing: Alireza
506
00:31:44,544 --> 00:31:46,544
Translation: Miss Mitra
507
00:32:32,530 --> 00:32:34,970
(یک اجرای بی نقص عالی)
508
00:32:34,970 --> 00:32:37,500
آااااه خوب اجرا کرد
509
00:32:37,500 --> 00:32:43,540
خسته نباشید. ممنون سونگ سنگ نیم
510
00:32:43,540 --> 00:32:44,610
خوب آهنگ رو خوند مگه نه؟
511
00:32:44,610 --> 00:32:45,710
بله
512
00:32:45,710 --> 00:32:47,240
خیلی زیاد خوب بود واقعا
513
00:32:47,240 --> 00:32:48,980
جدی صدای خوبی داره
514
00:32:48,980 --> 00:32:53,380
به خوبی شنیدیم خیلی ممنونم
515
00:32:53,380 --> 00:32:57,850
ولی واقعا بیشتر از تصوری که داشتیم چانگ ووک شی خیلی خوب خوند ترانه رو
516
00:32:57,850 --> 00:33:00,290
ممنونم با اینکه نمیدونم چه تصوری داشتین
517
00:33:00,290 --> 00:33:04,830
نمیدونستم به این اندازه خوب میخونی
تن صداش جدا خوبه
518
00:33:04,830 --> 00:33:05,560
ممنونم
519
00:33:05,560 --> 00:33:07,130
خیلی خوب آواز میخونه
520
00:33:07,130 --> 00:33:12,640
خب چانگ ووک شی ماه گذشته حدود یک ماه در ژاپن بودین؟
521
00:33:12,640 --> 00:33:13,440
بله
522
00:33:13,440 --> 00:33:18,070
جدی اینروزها همه کارهایی که باید رو داره انجام میده. همه کاره است
523
00:33:18,070 --> 00:33:20,610
بله خب منم باید زندگی کنم
524
00:33:20,610 --> 00:33:22,980
نه آخه... تنهایی رفته بودی؟
525
00:33:22,980 --> 00:33:28,373
بله تنها رفتم و میشه گفت یک استراحت نیاز داشتم
526
00:33:28,374 --> 00:33:34,479
تمام سال گذشته رو بدون هیچ حواسی ناخودآگاه دیوانه وار کار کرده بودم
527
00:33:34,480 --> 00:33:40,219
و راستش اگر توی کره باشی و دوستم هم که منیجره و مدیر
528
00:33:40,220 --> 00:33:43,455
و اگر با دوستم گفت و گو کنم ناخودآگاه باز حرف کار رو باید بزنیم
529
00:33:43,456 --> 00:33:45,690
برای همین گفتم اینجوری نمیشه من باید از اینجا برم
530
00:33:45,691 --> 00:33:47,659
و اگر خیلی دور برم راحت نیستم
531
00:33:47,660 --> 00:33:52,163
و اگر جدا برنامه ای نداشته باشم میتونم دراز بکشم
532
00:33:52,164 --> 00:33:58,103
و بخوابم و خب به آموزشگاه زبان رفتم
533
00:33:58,104 --> 00:34:05,159
از ده صبح تا دوازده توی تایم آموزشگاه
534
00:34:05,160 --> 00:34:05,660
535
00:34:05,660 --> 00:34:09,147
هفته ای پنج روز.خب هفته اول پنج روزشو رفتم
536
00:34:09,148 --> 00:34:10,390
ولی از هفته بعدی فقط سه روز. چون خوابم میومد
537
00:34:10,390 --> 00:34:12,230
TeamWook
538
00:34:12,230 --> 00:34:14,753
گفتم اگر اینطوری ادامه بدم که نمیتونم استراحت کنم
539
00:34:14,754 --> 00:34:19,999
هی باید تکلیف بنویسم و مرور کنم و اینطوری که من نمیتونم
540
00:34:20,000 --> 00:34:21,200
....یک ماه از زندگی رو
541
00:34:21,200 --> 00:34:23,662
درسته یک ماه رو به جای زندگی باید زبان آموزی باشم
542
00:34:23,663 --> 00:34:26,509
برای همین سه روزش کردم و سه روز رو رفتم
543
00:34:26,510 --> 00:34:27,240
جدی خیلی بهتر شد
544
00:34:27,240 --> 00:34:29,450
بله دوشنبه و چهارشنبه و جمعه
545
00:34:29,450 --> 00:34:31,570
پس یک روز درس میخوندی یک روز تکلیف انجام میدادی
546
00:34:31,571 --> 00:34:33,849
و باز یک روز درس یک روز تکلیف و همینطوری درس و تکلیف؟
547
00:34:33,850 --> 00:34:37,876
به همین دلیل به معلمم گفتم یکم از تکالیفم کم کن
548
00:34:37,877 --> 00:34:39,690
من سختمه
549
00:34:39,690 --> 00:34:40,090
550
00:34:40,090 --> 00:34:42,390
خب خیلی اوقات خوب و مفیدی رو گذراندی
551
00:34:42,390 --> 00:34:44,116
بله بعد از کلاس آموزشگاه هم
552
00:34:44,117 --> 00:34:46,899
رفتم کلی غذای خوشمزه امتحان کردم ورزش هم خیلی کردم
553
00:34:46,900 --> 00:34:47,860
خب خیلی خوب گذروندی
554
00:34:47,860 --> 00:34:50,470
خب توی راه برگشت انگار میشناختنت که
555
00:34:50,470 --> 00:34:53,058
خب من معمولا به این موارد اهمیتی نمیدم
556
00:34:53,058 --> 00:34:55,327
بله .. و گاهی که منو میشناختن هم
557
00:34:55,328 --> 00:34:58,779
به هم سلام میکردیم و راهمو میگرفتم و میرفتم
558
00:34:58,780 --> 00:35:02,680
559
00:35:02,680 --> 00:35:03,580
خب پس خوش گذشته
560
00:35:03,580 --> 00:35:06,580
بله فکر میکنم خیلی خوب بود
561
00:35:06,580 --> 00:35:10,920
حرفی هست که مادرت همیشه بهت بگه؟
562
00:35:10,920 --> 00:35:12,978
پولت رو پس انداز کن
563
00:35:12,979 --> 00:35:14,190
کولر رو خاموش کن
564
00:35:14,190 --> 00:35:17,690
کولر ور خاموش کن؟
565
00:35:20,130 --> 00:35:23,730
شما کولر رو کل روز روشن میذاری؟
566
00:35:23,730 --> 00:35:25,240
عجیبه مگه نه؟
567
00:35:25,240 --> 00:35:27,692
حالا اینطوری هم نیست
568
00:35:27,693 --> 00:35:31,270
این حرف مخصوص سالمندانه دیگه
569
00:35:31,270 --> 00:35:35,710
نمیتوانند خودشون رو نگه دارن و نگن کولر رو خاموش کنین
570
00:35:35,710 --> 00:35:39,070
و میگه حرف بیخودی نزن
571
00:35:39,071 --> 00:35:43,175
....و خیلی هم میگه زود زود برو برس به کارت و
572
00:35:43,176 --> 00:35:44,442
کولر رو خاموش کن
573
00:35:44,443 --> 00:35:45,760
چراغ رو خاموش کن
574
00:35:45,760 --> 00:35:48,090
575
00:35:48,090 --> 00:35:51,683
....مامان من میگه ضد آفتاب بزن آره
576
00:35:51,684 --> 00:35:53,418
واقعا حساسه به پوست
577
00:35:53,919 --> 00:35:58,000
یا پاهاتو ببند بشین
578
00:35:58,000 --> 00:36:01,292
خب امروز از چانگ ووک شی که همراه ما بود یکبار دیگه تشکر میکنیم
579
00:36:01,293 --> 00:36:02,510
حالا کولرو خاموش کردی اومدی؟
580
00:36:02,510 --> 00:36:03,970
خاموش کردم
581
00:36:03,970 --> 00:36:04,970
ضد آفتاب زدی؟
582
00:36:04,970 --> 00:36:06,610
زدم
583
00:36:07,110 --> 00:36:10,280
و حالا تایم کوییز (تست) چانگ ووک که کولرو خاموش کرده و ضد آفتاب هم زده
584
00:36:10,450 --> 00:36:12,780
خب یکبار ببینیم آمادگی کوییز رو داری الان
585
00:36:12,780 --> 00:36:13,680
دارم دارم
586
00:36:13,680 --> 00:36:16,650
اوه بلافاصله گفت
587
00:36:16,650 --> 00:36:17,720
اینجا واقعا پول میدین؟
588
00:36:17,720 --> 00:36:18,290
بله میدیم
589
00:36:18,290 --> 00:36:18,860
نقدی؟
590
00:36:18,860 --> 00:36:20,160
بله
591
00:36:20,160 --> 00:36:20,860
اوه متوجه شدم 3.3 درصدی نمیشه؟
592
00:36:20,860 --> 00:36:21,460
اوه نه کاملا یک میلیون وون رو بلافاصله میدیم
593
00:36:21,460 --> 00:36:21,930
اوه خوبه
594
00:36:24,683 --> 00:36:26,585
:خب سوال رو میپرسم
595
00:36:26,586 --> 00:36:32,791
ظاهر مجسمه ای جی چانگ ووک اغلب با شاهکار میکل آنژ (جایزه بزرگ دیوید) مقایسه می شود
596
00:36:32,792 --> 00:36:35,909
کدام یک از کارهای زیر اثر میکل آنژ است؟
597
00:36:35,910 --> 00:36:37,940
گزینه اول:مونالیزا
598
00:36:37,940 --> 00:36:40,140
گزینه دوم:شام آخر
599
00:36:40,140 --> 00:36:41,910
گزینه سوم: خلقت آسمان و زمین
600
00:36:41,910 --> 00:36:45,150
گزینه چهارم: مدرسه آتن
601
00:36:45,150 --> 00:36:46,880
خب... میکل آنژ.
602
00:36:46,880 --> 00:36:48,080
گزینه سوم
603
00:36:48,080 --> 00:36:48,750
گزینه سوم
604
00:36:48,750 --> 00:36:49,850
خلقت آسمان و زمین
605
00:36:49,850 --> 00:36:51,020
خلقت آسمان و زمین
606
00:36:51,020 --> 00:36:51,690
بگو درسته
607
00:36:56,060 --> 00:36:57,790
... جواب درسته
608
00:37:01,460 --> 00:37:03,170
609
00:37:04,070 --> 00:37:08,100
برد یک میلیون وون رو تبریک میگیم
610
00:37:08,124 --> 00:37:10,124
TeamWook
Timing: Alireza
611
00:37:10,148 --> 00:37:12,148
TeamWook
Translation: Miss Mitra
612
00:37:12,172 --> 00:37:15,172
Telegram:
WookDom
613
00:37:15,196 --> 00:37:19,196
Telegram:
JiChangWook1
66584
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.