Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:CaaRa ویراستار: Raha
[قلبت رو دنبال کن]
[قسمت 38]
زورنیا
تو کی هستی؟
من کجام؟
...تو
تویی
یو چن
یان نان شینگ
درست روبروی توئه
وظیفه توئه
که روش تحقیق کنی
بای یوچن
تو با یه جنایتکار تبانی کردی
و به خاندان جیانگ پشت کردی
تو شاهدخت رو ناامید کردی
خفه شو
یان نان شینگ
به شرطی که بهم بگی
چطور تغییر شکل میدی
من جونت رو میبخشم
نمیدونم
نبضش چطوره؟
صدر اعظم
نبض اون
شبیه کسیه که
با زورنیا مسموم شده
اما عجیبه
سمی که روی اون استفاده کردیم
کار نکرده
عالیه
شنیدم
حتی داروی بیهوشی هم روت اثر نکرده
واقعا در برابر همه سموم مصونی؟
نه تنها میتونی زورنیا رو سم زدایی کنی
تازه میتونی تغییر شکل هم بدی
یوچن
میخواین چیکار کنین؟
با خون اون تغذیه شون کن
یان نان شینگ
نه تنها میتونی زورنیا رو سم زدایی کنی
تازه تغییر شکل هم میتونی بدی
عالیه
یالا
بیشتر بهش سم زورنیا رو بخورون
امروز میخوام به چشم خودم
ببینم چطور تغییر شکل میدی
صدر اعظم
اون به شدت مسموم شده
اگه به زور سم بیشتری بهش بدیم، میمیره
اونوقت نمیتونیم راز تغییر شکلش رو
متوجه بشیم
یوچن
جای من چشمت بهش باشه
میخوام بدونم چطور
تغییر شکل میده
[توی دیوان بازرسی بیا ملاقاتم]
جیانگ شین بای
جیانگ شین بای
واقعا تویی
...لائو یائو
مرده
کی اونو کشت؟
یان بی چینگ
پس باید بکشیمش و انتقام مرگش رو بگیریم
شانگ بی لی
راستش دلیل اینکه اومدم سراغت
اینه که انتقام مرگ
لائو یائو رو بگیرم
اما نمیخوام
تو رو درگیر کنم
هم برادر من
و هم برادر تو
بخاطر پرونده زورنیا
از دنیا رفتن
ما باید انتقام بگیریم
پس
هیچ راه برگشتی برامون نیست
جدیدا اطلاعات جدیدی
دستگیرت نشده؟
مسیر اونا برای جا به جایی زورنیا رو بررسی کردم
چی پیدا کردی؟
یان جینگ لون و پسرش
زورنیا رو مخفیانه
از طریق هدایای پیشکشی وارد پایتخت کردن
اما پشت سرشون رو تماما پاکسازی کردن
فکر میکنی
همدستی دارن؟
اونا احتمالا به تنهایی
نمیتونستن تجارت زورنیا رو
برای بیست سال بگردونن
این بار
باید آدم پشت سرشون رو
پیدا کنم
و اونا رو به دست عدالت بسپارم
رئیس دوم
گروه بای یوان کجاست؟
من اونو به زندان گارد سلطنتی بردم
نگران بودم یان جینگ لون ببرتش به وزارت عدلیه
و قصد جونش رو بکنه
منو ببر پیشش
[نگهبانان گارد سلطنتی]
الکی انرژیتون رو هدر ندین
هیچی بهتون نمیگم
اما من باید یه چیزی بهت بگم
جیانگ شین بای
میکشمت
و انتقام رئیس بای و برادرام رو میگیرم
تو موقعیتی نیستی که بخوای مقاومت کنی
اومدم بهت بگم
اونی که بای یوان رو کشت من نبودم
یان جینگ لون و پسرش بودن
مزخرفه
من توی تینگ ژو
باهاتون معامله کردم
همونطور که دیدی
با اینکه یی یوان شان یه جنایت جدی مرتکب شد
اما من اونو نکشتم
در عوض برای محاکمه برش گردوندم به پایتخت
نگرش من نسبت به بای یوان هم
دقیقا همینطور بود
مطمئنا قصد کشتنش رو نداشتم
کسایی که میخواستن برای همیشه ساکتش کنن
اینکار رو انجام دادن
پس چطور
رئیس بای مرد؟
اون بخاطر
محافظت از من و یان نان شینگ جونش رو از دست داد
بهش گفتم
اون زن باعث میشه
جونش رو از دست بده
این تویی
که باعث مرگش شدی
قبل مرگش بهم گفت
توی خونه یان بی چینگ
یه چیزی هست
بهم بگو
چی میخواست بگه؟
...رئیس بای
...رئیس بای
بهم بگو
توی عمارت یان
زورنیا هست
زورنیا رو توی عمارت یان قائم کردی؟
رئیس بای
هیچ وقت
پل های پشت سرش رو خراب نمیکرد
اون از قصد توی عمارت یان
زورنیا قایم کرده
اینکارو برای وقتی کرد
که یه موقع یان بی چینگ
بهمون خیانت کنه
برو از وزارت کار گزینی برای تفتیش عمارت یان
حکم بگیر
بهم بگو
بقیه مزارع زورنیا کجان؟
فقط وقتی زورنیا
توی کل تینگ ژو ناپدید شه
مردم روستای یوان میتونن در امان باشن
این همون چیزیه که بای یوان هم میخواست
اینطور نیست؟
جیانگ شین بای
بهم قول بده
که روستامون رو
در امان
نگه میداری
باشه
قول میدم
فرمانده
توی اتاق پشتی زورنیا پیدا کردیم
فرمانده
توی باغ هم زورنیا پیدا کردیم
فرمانده
زیر تخت یان بی چینگ هم زورنیا پیدا کردیم
ولم کنین
بخاطر چی دستگیرم میکنین؟
تو بدون اجازه زورنیا فروختی
شواهد محکمه
ببرینش
حرف های تو که مدرک نیست
مدرک محکمی هم داری؟
شانگ بی لی
از مغزت استفاده کن
هیچ فروشنده زورنیایی
اونو توی خونه اش نگه نمیداره
اما تو نگه میداری
گارد سلطنتی برای بررسی پرونده ای به اینجا اومدن
چطور جرات میکنین
اینجا وزارت عدلیه ست
چطور جرات میکنین
بی اجازه وارد شین؟
یان جینگ لون بدون اجازه مشغول به فروش زورنیا بوده
بدین ترتیب تمامی بستگان اون اعدام میشن
مزخرفه
من چطور میتونم
کاری به زورنیا داشته باشم؟
دستگیرش کنین
چطور جرات میکنین
برو
برو
اینجا وزارت عدلیه ست
برو
ولم کنین
خودم میتونم راه برم
درست رفتار کنین
درست رفتار کنین
برو
برو
عجله کن
برو داخل
پدر
بی چینگ
چطوری؟
من خوبم
پدر
چرا شما رو هم
دستگیر کردن؟
شما که دستیار وزارت عدلیه ای
گفتن توی خونمون
زورنیا پیدا کردن
جریان چیه؟
کار بای یوان بود
از عمد توی خونمون زونیا قایم کرد
...تو
زبونم از کارات بند اومده
اون الان مرده
اما بازم موفق شد
تو رو با خودش بکشه پایین
پدر
حالا باید چیکار کنیم؟
پدر
بذار تو حال خودم باشم
باید چیکار کنیم؟
باید صبر کنیم
پرونده
هنوز بسته نشده
شانگ بی لی جرات نمیکنه
باهامون کاری کنه
اونا تو خونمون زورنیا پیدا کردن
این مدرک محکمیه
تا وقتی صدراعظم پشت ما باشه
چی برای ترسیدن هست؟
صدر اعظم؟
ما رو نجات میده؟
اون زمان اصلا دینگ ژائو
و لی جون رو نجات نداد
...ما
ضرب المثلی هست که میگه
اون مال قبلا بود و الانم الانه
یان نان شینگ به جرمش اعتراف کرده
و جیانگ شین بای برکنار شده
اعلیحضرت
به صدر اعظم خیلی اعتماد دارن
همه چیز درست میشه
نگران نباش
همه چیز درست میشه
همه چیز درست میشه
سای آر
شانگ گه گه
منو ببخش سای آر
که ناراحتت کردم
اشکالی نداره شانگ گه گه
لطفا بانو یان رو نجات بده
یان نان شینگ؟
چه اتفاقی براش افتاده؟
اون به گناهش اعتراف کرد
و رفت زندان
و بعد یهو ناپدید شد
به گناهش اعتراف کرد
و بعد ناپدید شد؟
چی شده؟
[دروازه تای جی]
بانوی من
اعلیحضرت در حال استراحت هستن
چرا داری
جلوم رو میگیری؟
جرات نمیکنم
اعلیحضرت
اعلیحضرت
شما بیدارین
چطور جرات میکنی
کی بهت اجازه داد وارد شی؟
برو بیرون
بانوی من
لطفا برین
صدر اعظم کجاست؟
صدراعظم
من، پی لین فو، بهتون ادای احترام میکنم
بانوی من
بلند شو
صدر اعظم
برای من بخور درست کن
بله، اعلیحضرت
چرا هنوز اینجا ایستادی؟
گمشو
از این به بعد
به جز صدر اعظم
هیچکسی
بدون اجازه اون
اجازه ورود نداره
صدر اعظم
بالاخره میتونم استراحت کنم
و تمام امور ایالتی رو
به تو بسپارم
صدر اعظم
این نشان
تو رو نماینده من میکنه
سپاسگزارم اعلیحضرت
بانوی من، لطفا تشریف ببرین
[تالار ژائو ده]
صدراعظم
امروز شانگ بی لی و افرادش
توی عمارت یان زورنیا پیدا کردن
و یان بی چینگ و پدرش رو با خودشون بردن
چطور جرات میکنن؟
مشکوکم که
جیانگ شین بای برگشته باشه
از کجا میدونی؟
الان یان بی چینگ
و یان جینگ لون کجان؟
توی زندان گارد سلطنتی
شین بای واقعا برگشته
اون داخله
دنبالم بیا
شین بای
برادر
همه چیز مرتبه؟
شنیدم عمارت یوئه جیانگ
مهر و موم شده
صدراعظم دستور داده
عمارت رو باز کنن
بخاطر یان نان شینگ بود
اون به وزارت دادگستری رفت و به جرمش اعتراف کرد
چطور تونست گناهکار بودنش رو قبول کنه؟
برادر
تو الان تحت تعقیبی
نمیتونی بیرون بری
اما نمیتونم اجازه بدم
بلایی سر یان نان شینگ بیاد
جیانگ شین بای
من رفتم وزارت عدلیه
اما یان نان شینگ اونجا نبود
چی؟
اونو توی زندان وزارت عدلیه
نگه میداشتن
اما دیشب
یهو ناپدید شد
ناپدید شد؟
یعنی چی؟
یعنی یه راهی
برای فرار پیدا کرده؟
غیرممکنه
اگه فرار میکرد
سای آر و رو چیان رو با خودش میبرد
حال اونا چطوره؟
نگران نباش
من اونا رو بردم
به عمارت خودم
یان جینگ لون و یان بی چینگ چی؟
توی خونشون زورنیا پیدا کردم
و اونا رو فرستادم زندان گارد سلطنتی
مطمئنم اونا میدونن
یان نان شینگ کجاست
منو ببر پیششون
شین بای
منم باهات میام
عمو یان
سولو
وضعیت الان نامشخصه
ما باید مراقب پدربزرگ
و مادر باشیم
فعلا عجولانه رفتار نکنین
بسيار خوب
نگران مادر و پدربزرگت
نباش
ما همه باهم میمونیم
اگه اتفاقی بیفته
میتونیم از همدیگه مراقبت کنیم
برادر مواظب خودت باش
پدر
...شما
صدراعظم- صدراعظم-
واقعا شمایین
صدراعظم
صدر اعظم بالاخره اومدین
عرض ادب صدر اعظم
صدراعظم
این بار
ما بی دقتی کردیم
ما توی دام بای یوان افتادیم
و باعث شدیم شانگ بی لی
و جیانگ شین بای بتونن
ما رو دستگیر کنن
...تقصیر
تقصیر من بوده
لطفا منو عفو کنین
صدراعظم
بخاطر تمام کارایی که
این همه سال براتون انجام دادیم
لطفا از جون ما بگذرین
میخواین زندگیتون رو نجات بدم؟
بله
فکر کردین
شما دوتا هنوزم
برای من ارزش دارین؟
صدر اعظم- صدر اعظم-
صدر اعظم
صدراعظم- صدراعظم-
لطفا این کار رو نکنین
صدر اعظم لطفا ما رو نجات بدین
التماس میکنم صدر اعظم
صدر اعظم
کدومتون
این شراب رو مینوشه؟
کدوم یکیتون میخواد زنده بمونه؟
انتخابش به عهده خودتونه
پدر
بی چینگ
صدر اعظم
بی چینگ بی تجربه ست
و هیچ سمت رسمی ای نداره
اون نمیتونه کمکی بهتون بکنه
پدر
اگه تو پای بای یوان رو به خونمون باز نمیکردی
اون نمیتونست جای زورنیا ها رو بفهمه
باید مسئولیت اشتباهت رو قبول کنی
پدر
من هنوز جوونم
تو دیگه پیر شدی
به اندازه کافی عمر کردی
...تو
مزخرفه
باید دیر یا زود بمیری
...تو
بمیر- ای حرومزاده-
اینو به عنوان تموم شدن نسل پدر بزرگ توی این دنیا در نظر بگیر
...صدر
صدر اعظم
کی منو آزاد میکنین؟
بسیار خب
بی چینگ
الان تو رو میفرستم پی سرنوشتت
سپاسگزارم صدر اعظم
یالا
اونو پی مرگش بفرستین
پی لین فو
چطور اجازه همچین چیزی رو دادین؟
فرمانده
دو ساعت پیش
دو نفر اومدن اینجا
که نشان اعلیحضرت رو با خودشون داشتن
و از ما خواستن که بریم
اهل قصر بودن؟
الان تنها راهمون
ملاقات با اعلیحضرته
اما تو هنوزم یه جنایتکاری
من، شانگ بی لی
جنایتکار جیانگ شین بای رو
خدمت اعلیحضرت آوردم
عرض ادب، جناب صدر اعظم
فرمانده شانگ
کار خارق العاده ای انجام دادی
که این جنایتکار رو خدمت اعلیحضرت آوردی
صدراعظم
نگهبانا
بله
جیانگ شین بای
تو با جنایتکاران زورنیا تبانی کردی
اونو خلع سلاح کنین
و به زندان امپراتوری بفرستین
بله
صدر اعظم
فرمانده شانگ
سخت کار کردی
از حالا به بعد
از وظایفت آزاد میشی
برو خونه و استراحت کن
کاری که گفتین رو انجام میدم
فرمانده شانگ
ملکه میخوان که شما رو ببینن
بانوی من
فرمانده شانگ
لازم به تشریفات نیست
میدونم که توی اتاق مطالعه امپراتور
چه اتفاقی افتاده
بانوی من، لطفا بهمون کمک کنین
الان هیچ کاری ازم برنمیاد
صدر اعظم برای تسکین
سردرد اعلیحضرت از بخور استفاده کرد
و الان تنها کسی که اعلیحضرت بهش اعتماد دارن صدر اعظمه
اما اخیراً
حال اعلیحضرت وخیم شده
و تمام مدت خواب بوده
این خیلی غیر عادیه
ایشون تمام مدت خواب بودن؟
بانوی من
مشکوکین که بخور سمی باشه؟
آره
اما پی لین فو
نشان اعلیحضرت رو داره
اینکه نشان اعلیحضرت رو نشون بدی
مثل دیدن خود اعلیحضرته
فرمانده شانگ
باید یه راهی پیدا کنی
منو ببخشین که سوال میپرسم
اگه من راهی برای نجات اعلیحضرت داشته باشم
شما باهام همکاری میکنین؟
البته
تو یان جینگ لون و یان بی چینگ
رو کشتی؟
آره
اونا زورنیا رو بی اجازه فروختن
و باید طبق قوانین اعدام میشدن
چی؟
فکر میکنی نباید اونا رو
میکشتم؟
بنظرت حرفی که زدی
خیلی مسخره نیست؟
لی جون
لو دینگ ژائو
یان جینگ لون و یان بی چینگ
این آدم ها
همه فقط سرباز پیاده نظام تو بودن
تو مغز متفکر پیشت
پرونده زورنیایی
لو دینگ ژائو
به اندازه کافی بی رحم نبود
اون حاضر شد برای نجات نوه اش
خودش رو بکشه
یان جینگ لون
ضعیف و ناتوان بود
اون حتی نمیتونست
بای یوان رو کنترل کنه
...و درمورد پدرت
پدر منو هم
تو کشتی؟
اون
نمیدونست چطوری باید وضعیت رو ارزیابی کنه
و خودش اجل خودش شد
به هر حال
این سه نفر
حکم اعدام خودشون رو، خودشون امضا کردن
زورنیا رو بدون اجازه فروختی
و باعث مرگ کلی آدم بی گناه شدی
چی؟
تو
میخوای منو بکشی؟
جیانگ شین بای
تو
الان خیلی ضعیفی
میخوای باهام چیکار کنی؟
با این حال
زندگی خاندان جیانگ
و یان نان شینگ
الان توی دست های منه
کشتن تو برای من
مثل آب خوردنه
حالا بهت
یه فرصت میدم
من سال هاست که دارم
روی اکسیر زندگی کار میکنم اما موفق نشدم
شاید بتونم
جوابش رو توی بدن
یان نان شینگ پیدا کنم
اگه بهم بگی
یان نان شینگ
چطور تغییر شکل میده
میتونم اجازه بدم شما دوتا
باهم سریع بمیرین
وگرنه کاری میکنم
که آرزوی مرگ کنی
پی لین فو
اگه میخوای بدونی
میتونم همه چی رو
بهت بگم
اما میخوام اول
یان نان شینگ رو ببینم
باشه
خیلی خوب
چطور جرات میکنی باهام چونه بزنی؟
جیانگ شین بای
یه روز بهت فرصت میدم
که درموردش فکر کنی
و بهم بگی
اگه بهم نگی
اعضای خانواده ات
تک تک
جلوی چشمت میمیرن
میخوام ببینم
تا وقتی چیزایی که میدونی رو بهم بگی
قراره چند نفر بمیرن
♪ همون رویا و آدم رو به روم ♪
♪ ناگهان در اوج ثمر به پایان میرسه ♪
♪ من جا موندم ♪
♪ و هیچ ردی از تو نیست ♪
♪ کجایی؟ ♪
♪ میون دلتنگی هام پیدات نمیکنم ♪
♪ شب و روز دلتنگتم ♪
♪ قلبم سرد شده ♪
♪ مهم نیست که ♪
♪ هرچی دارم رو به پات بریزم ♪
♪ هیچ وقت بیخیال نمیشم ♪
♪ چپ و راست دلم برات تنگ میشه ♪
♪ گذشته ما جاودانه ست ♪
♪ تمام زمان و زندگی من ♪
♪ برای توئه ♪
♪ چه حال و چه گذشته و چه آینده ام ♪
[تالار گوانگ یو]
صدر اعظم؟
چطور ممکنه اون باشه؟
خودم شخصا باهاش رو به رو میشم
میخوام ببینم در چه حد ریاکاره
ژی یی
مادر
آروم باشین
اگه توی این وضع بخواین معرکه درست کنین
ممکنه اوضاع رو بدتر کنین
علاوه بر این، پدربزرگ هنوز بیماره
نباید دوباره نگران بشه
...اما شین بای
ژی یی
ما باید وقت بذاریم و با دقت یه نقشه بکشیم
شین بای هنوزم توی زندان امپراتوریه
ما نمیتونیم
عجولانه وارد عمل شیم
آره
شین بای هنوز توی زندان امپراتوریه
ما میتونیم وارد قصر شیم
و اعلیحضرت رو نجات بدیم
بیاین بریم
بیاین بریم
[اقبال خوب و توازن]
وایسا
چشماتو باز کن و ببین
من کیم
بانو بای
چطور جرات میکنی همچین رفتار بی ادبانه ای داشته باشی؟
به صدر اعظم میگم سر از تنت جدا کنه
جرات نمیکنم
بانو بای
بفرمایید
بای یوچن
چی میخوای؟
چی میخوای؟
...تو
اومدم اینجا جایگزین تو بشم
بعد اینکه از اینجا رفتی برو به قصر
شاهدخت سولو جلوی دروازه قصر منتظرته
چی؟
شاهدخت
لطفا وارد قصر نشین
همسر شاهزاده یوئه جینگ میتونه
مسمومیت اعلیحضرت رو درمان کنه
نان شینگ؟
اما اون کجاست؟
پی لین فو
اونو گرفته
و توی یه اتاق مخفی حبسش کرده
از کجا میدونی؟
شاهدخت
همه اینا تقصیر منه
من نباید به پی لین فو اعتماد میکردم
فکر کردم اگه سمتش برم
میتونم از خاندان جیانگ محافظت کنم
اما انتظار نداشتم از من
برای آسیب رسوندن به شاهزاده و همسر شاهزاده استفاده کنه
با اینکه کار اشتباهی کردی
اما متوجه اشتباهت شدی و برای جبران کردنش اومدی
این یعنی هنوزم به خاندان جیانگ
وفاداری
شاهدخت
من امروز اینجام
چون یه راهی به فکرم رسیده
من میرم به اتاق مخفی
و جام رو با همسر شاهزاده عوض میکنم
نه
شاهدخت، به حرفم گوش کنین
صدراعظم فقط میدونه
همسر شاهزاده میتونه تغییر شکل بده
اما نمیدونه چطور اینکار رو میکنه
بنابراین
میتونم بهش بگم من یکی از شخصیت های تغییر شکل پیدا کرده اونم
و یه مدتی زمان بخرم
نه، این خیلی خطرناکه
من کاری کردم شما و خاندان جیانگ
عذاب بکشین
باید اشتباهم رو
جبران کنم
یو چن
شاهدخت
بهم اعتماد کنین
مطمئنم از پسش برمیام
یو چن
پی لین فو برای پراکنده کردن خاندان جیانگ از تو سوءاستفاده کرد
چه خوب که متوجه اشتباهت شدی
شاهدخت
منم عضوی از خاندان جیانگم
سولو
بعد از اینکه بانو بای جاش رو با یان نان شینگ عوض کرد
اون رو بلافاصله ببر به قصر
تا بانو ملکه رو ملاقات کنه
ایشون قول دادن
راهی پیدا کنن که بتونین اعلیحضرت رو ببینین
باشه
اعلیحضرت با زورنیا مسموم شده؟
آره
فقط تو میتونی
مسمومیت اعلیحضرت رو درمان کنی
بیا لباسامونو باهم عوض کنیم
اونوقت اگه پی لین فو بفهمه
چه بلایی سر تو میاد؟
نه
تو خطر میفتی
تو باید بری بیرون
یان نان شینگ
من اینکار رو بخاطر تو نمیکنم
برای جون اعلیحضرت انجامش میدم
فقط زمانی که اعلیحضرت حالشون خوب بشه
خاندان جیانگ و کل کشور
میتونن در امنیت باشن
بانو بای
حالتون خوبه؟
آره
یالا برو وقت زیادی نمونده
این تنها شانس ماست
فقط اینجوری میتونیم جیانگ شین بای رو نجات بدیم
لطفا
در آینده مراقب شاهدخت باش
بی لی
ما نمیتونیم تمام امیدمون رو
به نان شینگ ببندیم
ما هم باید هرکاری از دستمون برمیاد بکنیم
که شین بای رو نجات بدیم
منم توی همین فکرم
اما هر دوی ما
برکنار شدیم
چطور میتونیم وارد قصر شیم؟
میتونیم بدون اجازه وارد شیم
وایسا
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:CaaRa ویراستار: Raha
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.