Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha
[قلبت رو دنبال کن]
[قسمت 26]
[شکوفه زیبایی]
پس آتش بازی دیشب
اینطوری بود
رئیس
شما و فرمانده جیانگ
واقعا باید از پایتخت برین؟
نه
باید یه راهی باشه
رئیس
این یه نعمت برای
شما و فرمانده جیانگه
دارین ازدواج میکنین
به چی حسادت میکنی؟
اولین بارمون که نیست
فقط دوباره تکرارش میکنیم
...ولی
چون الان نمیتونم مادرم رو پیدا کنم
دارم فکر میکنم
توی شکوفه زیبایی ازدواج کنیم
اینجا ازدواج کنین؟
خودت، خودتو بدرقه میکنی؟
چطور اینو میگی؟
شما دو نفر
خانواده مادری من هستین
واقعا؟
!عالیه
پس از این به بعد
من و رو چیان خانواده
مادری شماییم؟
اگه فرمانده جیانگ
جرات کنه اذیتت کنه
حتما ادبش میکنم
بزنش
درسته رئیس
ما برات ادبش میکنیم
بیا
از این به بعد یک خانواده اییم
عالیه
بذار ببینم
باید چی بپوشم؟
لباس عروسی؟
مادرم
به بهترین گلدوزی پایتخت دستور داد
تا یک شبه بدوزنش
یک شبه دوخته شده؟
پس حتما هزینش دو برابر شده
پولش مهم نیست
برادر جلوی همه
روابطش رو با خانواده جیانگ قطع کرده
پس برای مادر مناسب نیست اینجا بیاد
پس مادر ازم خواست
پیامش رو برات بیارم
خانواده جیانگ
باعث رنجشت شدن
این لباس عروس گرون قیمت رو
به عنوان روشی برای
جبران در نظر بگیر
شما خانواده جیانگ فکر میکنین
پول میتونه همه چیز رو حل کنه
حالا که به اینجا رسیدیم
منم باید همه چیز رو
برات روشن کنم
آخرین باری که اومدم اینجا
بخاطر این بود که بفرستمت بری
اما اینبار
اومدم بهت برای ورود به
خانواده جیانگ خوش آمد بگم
حالا که حرف خوش آمد گویی شد
چطور میخوای صداقتت رو نشون بدی؟
چی میخوای؟
...چطوره
زن برادر صدام کنی؟
زیاده روی نکن
خجالت نکش
بعد از اینکه با خانواده شما ازدواج کردم
دیر یا زود باید صدام کنی
الان... میتونی امتحانش کنی
تمرینش کن
نمیخوام
خوبه
نمیدونم شما خواهر برادر
چه نقشه ای کشیدین
چطور میخواین با اون روباه پیر
لو دینگ ژائو
و لی جون مقابله کنین؟
برادر نمیخواست بدونی
چون می ترسید
این عروسی رو به عنوان یه نمایش ببینی
اون واقعا میخواد باهات ازدواج کنه
میدونم
بنابراین، تو فقط باید برای
این عروسی آماده بشی
بقیه مسائل رو
به من و برادر شانگ بسپار
زن برادر
بیا نزدیک تر
خیلی دختر خوبی بودی
...تو
خیلی شیرینی
خوشمزه است، مگه نه؟
مزه وحشتناکی داره
رئیس
امروز خیلی خوشگل شدی
حالا که اینطور میبینمت
باعث میشه دلم بخواد ازدواج کنم
وقتی ازدواج کردی
من و رئیس
تو رو هم بدرقه میکنیم
رئیس
امیدوارم شما و شوهر خواهر همدیگه رو دوست داشته باشین
همیشه کنار هم باشین
و هیچوقت از همدیگه جدا نشین
ممنونم
[فضیلت بزرگ نهایت مهربانی رو به همراه داره]
تبریک میگم
تبریک میگم
تبریک میگم
تبریک میگم
تبریک میگم
تبریک میگم
جناب جیانگ
!تبریک میگم
تبریک میگم
صبر کن
جناب جیانگ
میخواین برین داخل؟
پس باید صداقتتون رو نشون بدین
آره، نشونمون بدین
!آره! عالیه
!دررسته
زود باشین، بردارینش
برش دار
گرفتمش
این شد یه چیزی
جناب جیانگ
بفرمایید
!بفرمایید
عروس عزیز
!در رو باز کن
!در رو باز کن
♫وقتی احساسات شعله ور شد♫
♫با این حال با عجله دور میشه♫
♫هرچه بیشتر از سوراخ شدنش می ترسی♫
♫بیشتر توی ذهنت نقش میبنده♫
♫به حسرتت نگاه کن♫
♫برای روشن شدن نوبت گرفته♫
♫بی صبرانه منتظرم♫
♫جایی برای بازگشت نیست♫
♫ بگذار ذهنم رو درگیر کنه♫
♫میخوام تصویری از تو درون♫
♫قلبم نگه دارم♫
♫و هیچوقت رهاش نکنم♫
♫و بذارم احساساتم بیدار بشن♫
♫هرگز تغییری در دلم نخواهم داشت♫
♫زمانی برای از دست دادن نیست♫
♫میخوام با تو به گل ها نگاه کنم♫
♫حتی اگه دیر شده باشه♫
♫ چیزی رو که منو.♫
♫تا این حد منو گیج کرده و♫
♫آغاز همه چیزه رو پس نمیدم♫
♫به خاطر عشق♫
♫وقتی احساسات شعله ور شد♫
♫با این حال با عجله دور میشه♫
♫هرچه بیشتر از سوراخ شدنش می ترسی♫
♫بیشتر توی ذهنت نقش میبنده♫
♫به حسرتت نگاه کن♫
♫برای روشن شدن نوبت گرفته♫
♫بی صبرانه منتظرم♫
♫جایی برای بازگشت نیست♫
♫ بگذار ذهنم رو درگیر کنه♫
♫میخوام تصویری از تو درون♫
♫قلبم نگه دارم♫
♫و هیچوقت رهاش نکنم♫
♫و بذارم احساساتم بیدار بشن♫
♫هرگز تغییری در دلم نخواهم داشت♫
♫زمانی برای از دست دادن نیست♫
♫میخوام با تو به گل ها نگاه کنم♫
♫حتی اگه دیر شده باشه♫
شوهر خواهر
ما رئیس رو به شما میسپاریم
♫از همه احساساتت که به من♫
♫ارتباط دارن خوشم میاد♫
زود بچه دار بشین
تبریک میگیم
تبریک میگیم
آرزوی یه ازدواج پر برکت
و شادی ابدی رو براتون داریم
شماها یه زوج عالی هستین
همیشه خوشبخت باشین
امیدواریم دوتا مرغ عشق باهم اوج بگیرن
!زندگی خوبی داشته باشین و زود بچه دار بشین
!زود بچه دار بشین
!تبریک میگیم
!تبریک میگیم
!تبریک میگیم
!تبریک میگیم
!ازدواج شاد و طولانی داشته باشین
!عالیه
!به پای هم پیر بشین
!تبریک میگیم
!تبریک میگیم
زود بچه دار بشین
!تبریک میگیم
!تبریک میگیم
!تبریک میگیم
یان نان شینگ
متاسفم
با توجه به شرایط
نتونستم بهت یه عروسی
بزرگتر از عروسیمون توی هه من بدم
...ولی
مطمئنم میدونی
چه احساسی دارم
امشب
حتما خیلی زیبا شدی
واقعا کاش میتونستم
صورتت رو واضح ببینم
♫ ماه رو توی دلم برات میارم♫
♫خواب حیاط رو می بینم♫
♫از قلبم خبر دارم♫
♫میخوام پیروزمندانه با تو برگردم♫
♫بهار میتونه وقتش رو بگیره♫
♫همه چیز همانطوره که تو میخوای♫
♫ما با قلبمون همدیگه رو می بینیم♫
♫ دلتنگ هم نباشیم♫
♫با تو پیر میشم♫
♫میخوام این گل شکوفا بشه و هیچوقت پژمرده نشه♫
♫این تمام چیزیه که تا آخر عمرم نیاز دارم♫
♫هیچوقت قولم رو زیر پا نمیذارم♫
!صبر کن
...من
...من
یان نان شینگ
...تو که
خجالت نمیکشی، درسته؟
خجالت نمیکشم
...فکر میکنم
نگران نباش
آروم رفتار میکنم
هنوزم این حقه ها رو میزنی
انتظار نداشتم یان نان شینگی که
از هیچ چیز و هیچکس نمیترسه
واقعا خجالت بکشه
یان نان شینگ
...نکنه تو
چرا امشبه؟
امشب شب عروسی منه
امشب؟
من از کجا بدونم رفیق؟
!امشب حتی ماه کاملم نیست
!دقیقا همین
چرا این اتفاق افتاده؟
من از کجا بدونم؟
عزیزم
لطفا
بذار تبدیل به خودم بشم
از بین همه این روزا، لی جون
امشب میره
اونم وقتی که شب عروسیشونه
طبق آداب و رسوم عروسی پایتخت
زن و شوهر باید با همدیگه
توی شب عروسیشون یک کاسه
سوپ خرمای قرمز لانگان بخورن
این نماد
یک ازدواج شیرینه
اصلا شیرین نیست
چطور ممکنه شیرین باشه؟
چرا تغییر شکلت
داره بیشتر و بیشتر نامنظم میشه؟
از کجا بدونم؟
فکر میکنی خودم میخوام؟
فراموشش کن
من عصبانی نیستم
من عصبانیم
عجله ای نیست
وقت زیادی داریم
آروم بخور
لائو یائو اومده
لائو یائو؟
توی شب عروسیمون اینجا چیکار میکنه؟
از لائو یائو خواستم مراقب لی جون باشه
وقتی میخواد شهر رو ترک کنه
فورا بهم خبر بده
حتی توی شب عروسیمونم
به فکر کاراتی آره؟
از کجا میدونستم لی جون میخواد
امشب شهر رو ترک کنه؟
درست همونطور که انتظار نداشتم
تو امشب تغییر شکل بدی
میخوای بری سراغ لی جون؟
منم میام
تو چرا بیای؟
لی جون حیله گره
همتون آشنایین
ممکنه شما رو بشناسه؟
منو ببین
کاملا یه غریبه ام
هیچ مشکلی پیش نمیاد
یه جورایی منطقیه
...ولی
فکر نمیکنی شبیه قاتلا شدم؟
یکم شبیهی (م: زن و شوهری شیطونو درس میدن)
خوبه
برو پایین تر
آره
یکم برو پایین تر
آره
خوبه
آره آره
برو پایین تر
کجا رفتی؟
مگه بهت نگفتم
یکم برو پایین تر؟
تو... تو کی هستی؟
از کجا اومدی؟
آنقدر واضحه، بازم نمی فهمی؟
یه نفر دستور داده بکشیمت
قاتل؟
بذارین بهتون بگم
من مقام دولتیم
...اگه جرات کنین
...کارمون دقیقا
کشتن آدمایی مثل توئه
چیزی که دنبالشیم دقیقا
مقامای درباریه
برادر
وقتی پاداش گرفتیم
بیا همراه برادرامون خوش بگذرونیم
انجامش بده
صبر کنین، صبر کنین
بچه ها من پول دارم
این چطوره؟
...هرچقدر طرف مقابل داده، من
بهتون دو برابرش رو میدم
!دو برابر
!کمک
...قاتل
هنوز میخوای مقاومت کنی؟
همشون... همشون مردن
نه نه نه
باشه
لطفا بهم رحم کن
از جونت بگذرم؟
بهم بگو
چرا باید از جونت بگذرم؟
آقا من پول دارم
دو، سه یا حتی پنج برابر بیشتر
همش رو بهت میدم
کی به پول کثیفت علاقه داره؟
به عنوان یک قاتلم برای خودم قانون دارم
فکر نکن میتونم با پولت
منو بخری
...چطوره
بهم بگی چی میخوای؟
من، لی جون
حتی اگه به قیمت جونمم بشه
برات انجامش میدم
سر حرفت میمونی؟
آره
اگه بخوام بمیری چی؟
!نکن
من خانواده دارم
!منو نکش! منو نکش
خواهش میکنم
چی؟
همدستات رو صدا زدی؟
پس تمام مدت بهم دروغ میگفتی
من... کار من نیست قهرمان
من... نمیدونم کی هستن
اونا رو نمیشناسم
کارای کثیف زیادی کردی
چطور کسی که منو استخدام کرده تنها دشمنته؟
اگه اونا همدستت نیستن
پس برای انتقام اومدن
به جای مردن توی دست اونا
چرا در عوض
توی دستای من نمیمیری؟
!نکن
نکن... منو نکش
!بیا
داری بهم صدمه میزنی
تو کی هستی؟
یه دوستم
عمو یان
از افراد شین بایم
اون کجاست؟
میخواست با عجله برگرده شهر پس زودتر رفت
گفت اینجا بمونم
لی جون رو معطل کنم و منتظرتون بمونم
فهمیدم
جناب لی
جناب لی؟
نکن.. منو نکش
فرمانده یان
اون میخواد منو بکشه
فرمانده یان
لطفا کمکم کن
فرمانده یان
لی جون
اصلا روده راست توی شکمت هست؟
...تو
مگه نگفتی
اونا رو نمیشناسی؟
این مرد بی رحمه
نگاه کن
همه افرادم رو کشته
فرمانده یان
باید عدالت رو برام برقرار کنی
جناب لی
نگران نباش
عدالت توی قلب همه ما نهفته است
راستی فرمانده یان
چی باعث شده بیاین اینجا؟
شانگ بی لی به دیوان بازرسی گزارش داده
گفته که شما ممکنه
ارتباطی به مرگ ژنرال نان داشته باشین
برای همین شخصا اومدم دعوتتون کنم که
برای تحقیق به پایتخت برگردین
بعلاوه جناب لی
اجازه گرفتین برگردین زادگاهتون
چرا وسط راه به سمت دیگه ای رفتین؟
از کجا فهمیدین
راهمو عوض کردم؟
!منو نکش! منو نکش
!بازداشتش کنین
بهم بگو کی بهت دستور داده؟
همدستت کجاست؟
هر حرفه ای قوانین خودش رو داره
!هیچوقت به برادرم خیانت نمیکنم
تو... تو داری حرصم میدی
مرد جوان، خیلی لجبازی
!نه، نکن
فقط پول میگیرم
و کار بقیه رو انجام میدم
بهم بگو
کی تو رو فرستاده؟
نمیتونم بهتون بگم
اگه بگم میمیرم
اگه به منم نگی
همین الان میمیری
...من
!بهتون میگم! میگم
جناب لو، لو دینگ ژائو بود
لو دینگ ژائو بهمون دستور داد- چی؟-
جناب لو؟
!مزخرفه
جناب لو
یک مقام چهارم دربار
و همچنین پدر زن جناب لی ئه
چطور ممکنه بهش صدمه بزنه؟
میخوای بمیری، نه؟
!می کشمت
!صبر کن
واقعا اونه
جناب لی
چیزی که گفته درسته؟
به عنوان خانوداه، شما دو نفر
نباید اینجوری باشین
دقیقا چه خبره؟
نمیخواست بزاره برم
میخواست منو بکشه
ارباب نگاه کنین
همه چیز رو بهتون گفتم
همش حقیقته
شنیدین؟
میتونم
پولی رو که
جناب لو بهم داده
رو بهتون پس بدم
سزاوار مرگ نیستم ارباب
برگردوندن کافی نیست
باید برگردی و شهادت بدی
میتونم به عنوان جبران گناهت ببینمش
جناب لو، نه
پیرمرد لو بی رحمه
حتی میتونه دامادشم بکشه
اگه میخواین قربانی بشم
پس بهتره
همین الان منو بکشین
باشه پس بهت رحم نمیکنم
اگه اون شهادت نده، من میدم
میخوام جرم لو دینگ ژائو رو
برای کشتن نان جی فنگ برملا کنم
جناب لی
شما مدرک دارین؟
خودم شاهدم
لو دینگ ژائو، نان جی فنگ رو کشت
اون مجرم اصلیه و منم همدستش
بعلاوه
لو دینگ ژائو نه تنها نان جی فنگ رو کشت
...بلکه
فرمانده یان
باید یه چیز مهم رو گزارش بدم
میخوام برگردم و به اعلیحضرت گزارش بدم
من اول میرم
جناب لی رو تا پایتخت همراهی کنین
چشم
بیا کمکم کن
داداش
ممنونم
بهش عادت کردم
جیانگ شین بای
با منم اینجوری بازی میکرد
میدونستم
متاسفم
...فقط همین الان وقتی بدنم رو تکون دادم
...پشتم
کمرم پیچ خورد
کشش انجام بده
باشه
کشش
بیا بریم
بریم
بیا
[گذشته و حال قابل توجه]
جناب لو
چطور اینو توضیح میدین؟
اعلیحضرت
من و شاهزاده وی دینگ
به خوشنویسی و نقاشی علاقه مندیم
برای تحسین آثار مشهور
نقاش هایی که فوت کردن
با همدیگه در ارتباط بودیم
فقط حرفای دوستانه بوده
اما نمیدونم چرا
براش باعث سوء تفاهم شده
اعلیحضرت
لطفا کمکم کنید
بلند شو
ممنونم اعلیحضرت
گزارش، شاهزاده یوئه جیانگ، جیانگ شین بای
میخوان اعلیحضرت رو ببینن
بفرستش داخل
عرض ادب اعلیحضرت
بلند شو
ممنونم اعلیحضرت
جناب جیانگ به موقع اومدی
جناب لو الان بهم گفت
چقدر با شاهزاده وی دینگ صمیمیه
ولی یه جورایی بهت توهین کرده
حتی ازم خواهش کرد که
سوء تفاهم بینتون رو حل کنم
اعلیحضرت
سود حاصل از فروش زورنیا به صورت نقاشی و خوشنویسی خرج میشه
ممکنه بی ربط باشه اما درسته
نقاشی های جناب لو
هدایای نامناسبیه
فقط یک تله نیست
بلکه شواهدی از سود جویی
لی وو فانگ از فروش زورنیاست
اعلیحضرت
به نظر میرسه سوء تفاهم شاهزاده
نسبت به من خیلی عمیقه
اما موضوع زورنیا خیلی مهمه
شاهزاده لطفا مراقب حرفاتون باشین
خیلی خوب
جیانگ شین بای
تبعیدت کردم تا به مدت
سه سال به یاژو بری
برای این بود که به خودت فکر کنی
وقتی به دربار برگردی انتظار دارم خوب به کشور خدمت کنی
میدونی چی تو ذهنم میگذره
اینطور نیست؟
لی وو فانگ الان تبعید شده
فکر میکنم این خوشنویسی و نقاشی ها رو
میتونیم به دیوان بازرسی
بسپاریم تا نگهشون داره
اعلیحضرت عاقل هستن
هیچوقت زحمتی رو که کشیدین
فراموش نمیکنم
قبل از اینکه برم
...من
یه حرف دیگه هم دارم
بگو
با اینکه برکنار شدم
اما پرونده زورنیا
هنوز حل نشده
...ممکنه
حتی بقیه رو هم درگیر کنه
اعلیحضرت، لطفاً بهم اجازه گزارش بدین
...تو
!گزارش
فرمانده یان از دیوان بازرسی
مسئله فوری برای گزارش دارن
بفرستش داخل
من، یان چینگ یون عرض ادب میکنم اعلیحضرت
بلند شو
ممنونم اعلیحضرت
جناب لی مگه برای بهبودی به زادگاهتون برنگشتین؟
فرمانده یان چیشده؟
اعلیحضرت
دیوان بازرسی
در حال بررسی مرگ ژنرال نان بوده
به عنوان شاهد
اون میتونه قاتل رو شناسایی کنه
من، لی جون عرض ادب میکنم اعلیحضرت
قاتل کیه؟
اعلیحضرت
کار لو دینگ ژائو بود
لی جون
اینجا اتاق مطالعه امپراتوره
حرف بیهوده نزن
و بقیه رو متهم نکن
اعلیحضرت
جرات ندارم دروغ بگم
لو دینگ ژائو بهم دستور داد به راهزنا
برای کشتن ژنرال نان رشوه بدم
اعلیحضرت
من از ژنرال نان کینه ای ندارم
دلیلی نیست که بخوام
ژنرال نان رو بکشم
میدونستی ژنرال نان داره
به جناب جیانگ توی بررسی پرونده کمک میکنه
ترسیدی که چیزی بفهمه
پس اونو کشتی
اعلیحضرت
اصلا نمی فهمم لی جون
درباره چی حرف میزنه
همینطور نمیدونستم ژنرال نان
توی حل پرونده
به شاهزاده کمک میکنه
ادامه بده، تحقیق چه پرونده ای؟
اعلیحضرت
هر کاری که لو دینگ ژائو انجام داد
شاهزاده یوئه جیانگ رو هدف گرفته بود
توی شب پنجم این ماه
آتش بازی توی شهر بود
لو دینگ ژائو
بهم دستور اینکارو داد
تا به شاهزاده تهمت بزنه
تا بین شاهزاده و اعلیحضرت
اختلاف درست کنه
آفرین، لی جون
حالا که قبول کردی
این کارا رو تو انجام دادی
پس برو راهزنا و
اونایی که آتش بازی راه انداختن
رو بیار تا ببینم
باهام روبروشون کن
جرات نکن تلاش کنی
بهم تهمت بزنی
شاهد یا مدرکی داری؟
حتی اگه یه شاهدم داشته باشی
نیازی به قضاوت اعلیحضرت ندارم
خودم شخصا
خودمو درجا میکشم و با جونم عذرخواهی میکنم
!لو دینگ ژائو
تو منو فرستادی
تا تمام شواهد رو از بین ببرم
فقط برای اینکه تقصیرا رو بندازی گردنم
لی جون
ادعاهات فقط حرفای توخالیه
مدرکی داری؟
اعلیحضرت
!دارم
لی وو فانگ شاهده
لی وو فانگ پسر توئه
البته هر کاری که بگی انجام میده
بعلاوه
حرفای یه مجرم تبعیدی
چطور قابل اعتماده؟
...همینطور
...اعلیحضرت
نوه ات، لو بو آن
اعلیحضرت
بو آن به ایالت می لو رفته
اگه اعلیحضرت دستور بدن
میتونم
از یکی بخوام پیداش کنه
اما چند روز طول میکشه
اعلیحضرت
لو بو آن
هیچوقت پایتخت رو ترک نکرده
برادر
لو بو آن امروز به آکادمی نیومده
کار لو دینگ ژائوئه
میخواد لو بو آن رو
به خارج از پایتخت بفرسته
برو شانگ بی لی رو پیدا کن
باید جلوی لو بو آن رو بگیرین
عرض ادب اعلیحضرت
بلند شو
اعلیحضرت
لو بو آن رو آوردم
اون قبلا بهم گفته که
اون، لی جون و لی وو فانگ
از نقاشی های جعلی و خوشنویسی پول در میاوردن
لو بو آن
چه نوع پولی به دست آوردی؟
چیا میدونی؟
...من
چیزی نمیدونم
...من
اعلیحضرت
دارم از لو بو آن میپرسم
!پدربزرگ! پدربزرگ
کمکم کن پدربزرگ
!پدربزرگ
!کمکم کن پدربزرگ
بو آن
اگه میخوای چیزی رو اعتراف کنی
فقط بهمون بگو
اعلیحضرت
عدالت رو برات برقرار میکنه
پدربزرگ
نمیخوام بمیرم پدربزرگ
بو آن
میدونم
پسرم
نگران نباش
پدربزرگت برنامه های خودشو داره
اون بی گناهان رو درگیر نمیکنه
!پدربزرگ
!پدربزرگ کمکم کن، پدربزرگ
پدربزرگ
پدربزرگ، پدربزرگ
اعلیحضرت
بو آن هنوز جوونه
بزارین من توضیح بدم
چیو توضیح بدی؟
حتی حالاهم
سعی میکنی از خودت دفاع کنی؟
!نگهبانان
لی جون
اگه امروز بهمون نگی
چه پرونده ای رو بررسی میکردین
و چه نوع پولی جمع کردین
سر تو و لو بوآن رو
میزارم روی سینه اتون
!پدربزرگ
!اعلیحضرت! اعلیحضرت
!اعلیحضرت
!بی گناهم اعلیحضرت
!از اعلیحضرت محافظت کنین
!از اعلیحضرت محافظت کنین
!جلو نیاین
!جلو نیاین
!لو دینگ ژائو
کار احمقانه ای نکن
اعلیحضرت
یه آدم شرور بهم تهمت زده
حرفی برای گفتن ندارم
باید بمیرم تا بی گناهیم رو ثابت کنم
اعلیحضرت
به حساب وفاداریم
به اعلیحضرت و دربار
لطفا به خانواده لو رحم کنین
!و نکشینشون
پدربزرگ
!لو دینگ ژائو
!لو دینگ ژائو
اعلیحضرت
لو دینگ ژائو
درجا مرده
باورم نمیشه توی آخرین مرحله شکست خوردیم
یک راز بزرگ
در شرف آشکار شدنه
جیانگ شین بای، به دستورم گوش بده
بهت دستور میدم
مغز متفکر پشت همه اینا رو آشکار کنی
اطاعت، اعلیحضرت
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.