Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
در سرزمين افسانه ،و روزگار جادو
سرنوشت امپراتوري بزرگ بر دوش .پسر جواني گذاشته شد
.اسمش....مرلين
Sync by : .Amirali. ─═हई╬ ஹίЯર ╬ईह═─
نترسيدي؟
از چي؟- .هرچيزي که هست ممکنه ازش بگيري-
.من پزشک دربار هستم مرلين .اين بخشي از شغل منه
اکثر اوقات چيزي براي ترسيدن .ازش وجود نداره
تو گفتي که؟- .مردم نبايد اينو ببينن.اونا وحشت زده ميشن-
.پدر،ساندويچت
چي توشه؟
کبوتر دودي.اما من ميگم که توش دود .بيشتر از کبوتره
.تو دختر خيلي خوبي هستي براي من
و براي امشب سوپ آب تره .برات گذاشتم
.نگو که توش آب بيشتر از تره هست
.بعدا ميبينمت
. باشه.خداحافظ
چيکار ميکني؟- .يه چيزيو ميبريم-
.به نظر سنگين مياد- .نه نيست-
.يکي بهت گل داده- .اوه،نه-
.يکيشو ميخواي؟ارغوانيش رو
.ارغواني بهت مياد
البته منظورم اين نيست که .قرمز بهت نمياد
...مرسي،خب
.ميبينمت
.خداحافظ
.خوشحال به نظر مياي
.اينا رو براي شما چيدم
.اوه،خيلي مطبوع هستن
.يه چيزيه براي خوشحال کردنتون .ميدونم که خوب نميخوابيد
.تو خوشحالم کردي
ميخوايد که توي آب بزارمشون براتون؟
هيچوقت چيزي مثل اين رو .قبلا نديده بودم
فکر ميکني که يه جور طاعونه؟
نه.چيزي مثل اين نميتونه از .طبيعت اومده باشه
اما چه کسي همچين قدرتي رو داره؟
اين به وسيله جادو ايجاد شده؟- .مرلين-
.دارم ميام.ببخشيد که دير کردم
.نگران نباش.بهش عادت دارم ميکنم
.اوه،گوين،اون بهم داد
.به گايوس بگو که پدرم همين حالا ميخواد ببيندش
.باشه
...گايوس- .شنيدم-
چرا خودت بهش نگفتي؟- .به خاطر اينکه هميشه همينه.تو يه پيشخدمتي-
...اما اگه اون ميدونست که من کي هستم- .تو يه پيشخدمت مرده بودي-
.خوبه.روي اينو بپوشون
.من پيشخدمت تو نيستم
.نه تو برده من هستي .زودباش،عجله کن
چي شده؟- .نميدونم اعلي حضرت.اين دومين موردي هستش که امروز ديدم-
چرا بهم گزارش ندادي؟
.من تلاش کردم تا علتشو پيدا کنم
نتيجه اي هم گرفتي؟
.فکر نميکنم بشه به سرعت نتيجه گيري کرد .پروسه علميش زمان زيادي ميگيره
چيو داري از من مخفي ميکني؟
.اعلي حضرت،من هيچ چيزي مثل اين نديدم
قرباني ها ظرف 24ساعت ميميرن .و بيماري خيلي سريع پخش ميشه
خب علت چيه؟
من فکر ميکنم که بايد بگم که علتش .يعني محتمل ترين علت،جادوگريه
.کسي که اينکارو کرده پيدا کن- .پيدا ميکنم پدر-
يه جستجوي خانه به خانه توي شهر راه بنداز
.نگهباناي همه دروازه ها رو2برابر کن .پيشخدمتت رو هم به پزشک بده
مرلين؟- .ما به گايوس احتياج داريم تا درمان رو پيدا کنه-
اون به همه کمکي که ما ميتونيم .بهش بديم احتياج داره
اگر گايوس درست بگه،باور کن که .شهر نابود ميشه
اين نوعي از جادو ئه که توانايي ما حتي قادر به تخمين زدنش هم نيست،اون همه چيزايي رو که ما براش زحمت کشيديم .به چالش ميکشه
اگر ما نتونيم اين مرض رو کنترل کنيم .مردم براي درمان رو به جادو ميارن
ما بايد خيلي سريع جادوگر .رو پيدا کنيم
.بله پدر
.گايوس،گايوس. .اون هنوز زندست
.من متاسفم،ما نميتونيم کاري براش بکنيم- .اما ما که تلاشي نکرديم-
،اگر که ما بيماري رو نشناسيم چطور ميخوايم که درمانش کنيم؟
.با جادو
!نگاه کن .اونا به همه مشکوک هستن
الان زمان استفاده کردن از جادو نيست
علم ما رو به طرف منبع .بيماري هدايت ميکنه
چيکار ميکني؟
محتويات معده اون مرد رو .آزمايش ميکنم
اين بهت نشون ميده که کي اينکارو کرده؟- .نه،اما شايد مشخص کنه که چطور پخش ميشه-
تنها چيزي که ميدونم اين يکي از .تاريک ترين نوع هاي جادو ئه
چرا يه نفر بايد يه همچين جادويي رو استفاده کنه؟
.جادو فاسد کننده س .مردم براي اهداف خودشون ازش استفاده ميکنن
.همه جادوها که بد نيستن
.جادو نه خوبه نه بد .بستگي به نوع استفادت ازش داره
.اونجا
شرمندم بچه ها.ما همه اتاقا .توي شهر رو ميگرديم
براي چي؟- .جادوگر-
چرا اون بايد اينجا باشه؟- .من فقط کارمو انجام ميدم-
.ما چيزي براي مخفي کردن نداريم .به جستجوت ادامه بده
اين کتابا و کاغذا چيه؟
.حاصل تمام کار عمرم .وقف شده براي فهميدن علوم
مشکلي با خوندن اونا توسط .تو به هيچ وجه ندارم
اون اتاق بالايي چيه؟- .مال منه-
انتظار داري چه چيزي توش پيدا کني؟
من دنبال شواهدي هستم که نشون .از اجراي افسون بده
با اون کتاب جادو که بهت داده بودم چيکار کردي؟
.مرلين بيا اينجا
.ببين چي پيدا کردم
من جايي رو پيدا کردم که ميشه .چيزا رو توش گذاشت.بهش ميگن کمد ديواري
فکر ميکني چقدر طول ميکشه که درمان رو پيدا کني؟- .بستگي داره چقدر توي کارم تعليق ايجاد بشه-
.البته.متاسفم .کارمون اينجا تموم شد
.ما بايد اون کتابو مخفي کنيم- .نه-
.بايد ازش استفاده بکنيم
.احمق نشو
ميراث من،براي چيه؟ .تو خودت گفتي براي شوخي و بازي نيست
تو ميخواي جادو بکني وقتي که پادشاه سايه جادوگرا رو با تير ميزنه؟ديوونه شدي؟
.مرلين تقدير تو براي چيزهاي مهمتره
اگر قرار نيست که جادو بکنم چطور قراره که يه جادوگر بزرگ بشم؟
.در زمان خودش،مهارتهاي تو شناسايي ميشه
کي؟چقدر بايد تحمل بکنم؟- .شکيبايي،خوي پسنديده ايه مرلين-
نشستن و هيچ کاري نکردن م پسنديده س؟
.زمان تو هم ميرسه
من ميتونستم اون مردي رو که ديديم .درمان بکنم
من ميدونم استفاده از راهي که به نظرت .آسونتره برات وسوسه انگيزه
!ميتونست يه زندگي رو نجات بده
نجات دادن يه نفر تنها کافي نيستش.ما بايد بفهميم .که چطور اين بيماري پخش ميشه
.آرتور داره اون بيرون دنبال جادوگر ميگرده
جادوگري با همچين قدرتي به هيچ وجه با گشتن .شهر پيدا نميشه
خب،چيکار ميتونيم بکنيم؟
اميدوارم که علم بتونه جواب رو پيدا بکنه .قبل از اينکه بيماري هممون رو بکشه
.ما همه جاي شهر رو گشتيم
چيزي پيدا نکرديد؟- .ديگه نميدونم کجا مونده که نگشتيم-
.ميخوام که اعلام حکومت نظامي بکنم
.هيچ کسي نبايد بعد از اعلام ناقوس توي خيابونا باشه
.پدر- .پايين شهر رو قرنطينه بکن-
چرا؟- .به خاطر اينکه بيشتر قربانيا اونجا هستن-
بايد با قرنطينه کردن از گسترش پيدا کردن .بيماري جلوگيري کنيم
پس مردمي که اونجا هستن چي؟
فکر ميکني که راجع بهشون فکر نکردم؟
ديگه چيکار ميتونم بکنم؟
.بايد از بقيه شهر محافظت بکنم
چه تفاوتي راجع به اين قرباني ميبيني؟
.ام.....اون يه زنه
بعضي وقتا ميخوام بدونم که
آيا استعداد جادوييت به شخص درستي داده شده؟
چيز ديگه اي نيست؟
.ام.....اون يه نجيب زاده هستش
خب اين چه کمکي به ما ميکنه؟
.نجيب زاده ها به ندرت به قسمت پايين شهر ميرن خب اين چه معنايي ميتونه داشته باشه؟
ام...اينکه اون با هيچ کدوم از مردم شهر .صحبتي نکرده بود
بله،اين يه پيشنهاده که نشون ميده بيماري با .ارتباط گسترش پيدا نميکنه
.اونا احتمالا غذاهاي متفاوتي هم ميخوردن
خوبه.ديگه چي؟
.هواي يه جور رو استنشاق نکردن
پس تنها چيز مشترک بين اونا چيه؟
آب؟
فکر ميکني که بيماري به وسيله آب گسترش پيدا کرده؟
.مرلين،تو يه اعجوبه اي
.وقت بلند شدنه پدر
!پدر
گوين؟
گوين؟
!گوين
گوين- گايوس-
مريض شدي؟- .پدرم-
.خواهش ميکنم گايوس،اون همه کس من هستش
.گوين،من دارويي ندارم
.التماست ميکنم
.اميدوار بودم که چيزي بود
.اما تا حالا نتونستم به درمان دست پيدا بکنم
.متاسفم گوين
.بايد کاري باشه که بتونيم انجام بديم
.اميدوارم که اين بتونه جواب رو نشون بده
.اما تا اون موقع براي پدر گوين دير شده- .ميترسم که حق با تو باشه-
.اون يکي چطور؟اونجا
.پدر
.چي شده؟نميتونم باور بکنم
.بهش دست نزن
بيشتر از چند ساعت نيستش که اينو .توي آب دارم
آب از کجاست؟
.از منبع روزانه مردم- .بايد از استفاده ازش جلوگيري کنيم-
.شهر نميتونه بدون آب جون سالم بدر ببره
.ما بايد جادوگر رو پيدا بکنيم- .فکر نميکنم که داخل کاملوت باشن-
.پس جستجو رو به سمت روستاها گسترش بده
ما شروع کرديم ولي من نميتونم کل امپراتوري .رو بگردم
.منم نميتونم وايسم و مرگ مردمم رو ببينم
پدرت چطوره؟
حالش بهتره؟- .آره.خيلي خارق العادست-
.يه معجزه س
پوستش شفاف شد؟به حالت عادي برگشت؟- .آره-
.عاليه- .به نظر نميرسه که غافلگير شده باشي-
.نه نه،غافلگير شدم.اين يه معجزه س
اما چطور فهميدي که اون خوب شده؟
.به خاطر اينکه تو ميخندي
خيلي عجيبه.من به هيچکسي نگفتم .ولي تو ميدوني
چطور فهميدي؟
.آره،خب
.بالاخره ميفهمي.بعدا بهت ميگم
.من يه مديوم(کسي که قدرت هاي مافوق طبيعي دارد)هستم
.نه نيستي- .اين راسته-
خب من به چي دارم فکر ميکنم؟
.اينکه من يه مديوم نيستم- .عجيب غريب ميزني-
.البته منظورم از نظر بدش نيست
.تو فقط....بامزه اي
.اينجوري خوشم مياد
.خوشحالم به خاطرت- .ممنون-
براي چي؟- (نميدونم.فقط براي سوال کردنت(از احوال پدرم-
.نميخواستم که آشفته ببينمت
...من بايد که
.برم
ميگن که تو مريض شده بودي؟
.ديگه نه
(شايد يه بيماري ديگه باشه(که دچارش شدي
.اوه،جوک نگو.من حس مرگ رو داشتم
هيچ قدرتي براي به حرکت درومدن .نمونده بود برام
خب....چي شد؟
نميدونم.يوهو بيماري رفت. من الان ازقبل هم بهترم
قابل توجهه.کسي بات بود وقتي اينجوري شد؟
.فقط دخترم گوين
.دستگيرش کنيد
.نه
،گوينور
من به خاطر نقض شديد قوانين کاملوت .دستگيرت ميکنم
.به خاطر اجراي جادو- گوين؟-
.اما من هيچکار خلافي نکردم.کمکم کنيد
چيکار داري ميکني؟- .يه ضماد جادويي رو توي خونش پيدا کرديم-
.خنده داره
خوب شدن پدرشو چطوري ميخواي توضيح بدي؟
.اون بي گناهه.ميدونم که بي گناهه
چيکار کنم؟ .نميتونم که چشمامو ببندم
.نه،خواهش ميکنم.بايد که بهم گوش بديد
من هيچ کار اشتباهي انجام ندادم.تو بايد به من .گوش کني.خواهش ميکنم
.من بي گناهم.قسم ميخورم
.بزار برم.قسمت ميدم
.مرلين!مرلين کمکم کن
چرا به حرفام گوش نميدي؟
!مرلين!خواهش ميکنم
چيکار کردي؟
چي؟- .بهت اخطار داده بودم-
اوه،فهميدم.تو فکر ميکردي .که کار خوبي انجام ميدي
من نميتونستم بزارم که پدرش بميره .وقتي ميدونستم که ميتونم درمانش کنم
.درمان کردن فقط يه نفر به نظر مشکوک ميشه
...خب،پس تمام کاري که بايد بکنم اينه که
.همه رو درمان ميکنم .هيچ کس هم نبايد بدونه که درمان جادويي بوده
ديگه خيلي دير شده.اونا فکر ميکنن گوين جادوگري بوده که علت بيماريه
!اما کار اون نبوده
چطوري ميخواي ثابت بکني؟
خواهش ميکنم بهم گوش کنيد.من هيچ کاري .نکردم.خواهش ميکنم
.قسم ميخورم که من کاري نکردم
.آفرين
چرا هيچکس باورم نميکنه؟
.اون بهتر شد.اون خودش خوب شد.من کاري نکردم
.من باورت ميکنم.شايد بيماري هميشه کشنده نيست
تاحالا راجع بهش فکر کردي؟ .شايد اون به طور طبيعي خوب شده
پس اين ضماد که پيدا کرديم چيه؟
.کدوم ضماد؟من هيچي راجع به ضماد نميدونم
.اون توي خونه تو پيدا شده
.اين افسون رو خنثي بکن .اين بيماري رو پايان بده
!من نميتونم
.من به تو هيچ رحمي نميکنم
!من ساحره نيستم .نميدونم چطور بايد بيماري رو متوقف کرد
اگر تو جادوتو خنثي نکني،منو مجبور ميکني که تو رو .گناهکار اعلام بکنم
...اما من بهتون گفتم که
.اين وظيفه منه که راي رو اعلام بکنم
بر اساس شواهد،من هيچ انتخابي ندارم جز .محکوم کردن تو به مرگ
.نه
،من فقط اميدوارم وقتي که ميميري .اين مرض شيطاني هم با تو بميره
.ببريدش- !نه-
.خواهش ميکنم،نه!من بي گناهم .خواهش ميکنم،خواهش ميکنم،نه
.خواهش ميکنم کمکم کنيد!خواهش ميکنم .التماستون ميکنم
!نه
من گوين رو ميشناسم.اون خدمتکار منه .نه يه ساحره
تا حالا يه ساحره رو ديدي؟
.باورم کن،اونا هيچ نشانه و علامتي ندارن
.هيچ نشانه شيطاني توي چشماشون نيست
.من ديدم که اون چطوري کار ميکنه
،انگشتاش داغون شدن ،ناخناش شکستن
اگر اون يه ساحره بود چرا اينکارا رو ميکرد؟
چرا هر روز صبح روي کف سنگ فرش شده يخ زده ،زانو ميزد
وقتي ميتونست با يه بشکن اينکارو انجام بده؟
!مثل يه پادشاه تنبل
!تو حق نداري
...لابد تو حق داري براي اعلام راي
.من مسئوليت مراقبت از اين امپراتوري رو دارم
.هيچ لذتي هم ازش نميبرم
.تو اشتباهي يه نفر ديگه رو محکوم کردي
حق با اونه.وقتي اسم جادو رو ميشنوي .ديگه گوش به حرف کسي نميدي
.تو خودت ديدي .اون(گوين)جادو کرده بود
،آره،شايد.ولي براي نجات پدر در حال مرگش .نه براي درست کردن يه مرض کشنده
.اين يکي از کاراي عشقه .ولي نوع ديگه انجام جادو(ايجاد مرض کشنده)هست که شيطانيه
.من که باور نميکنم توي قلب اين دختر شيطان باشه
من ديدم که افسونگري چه کارها .که ميتونه بکنه
.من از جادو ضربه هاي زيادي خوردم
.نميتونم ريسک کنم و بزارم بره پي کار خودش
.يا اين دختر بايد بميره يا اينکه کل امپراتوري هلاک بشه
.من اينو ميفهمم
.تو يه روزي پادشاه ميشي
.اون موقع هست که ميفهمي
.همچين تصميماتي بايد گرفته بشه
نيروهاي تاريکي اي هستن که اين امپراتوري روتهديد ميکنن
.ميدونم.جادوگري زيان آوره پدر .پس بي عدالتيه
درسته،من يه روزي پادشاه ميشم و نميدونم که .چه جور پادشاهي خواهم شد
اما من ايده هايي درباره اون کاملوتي که .ميخوام بهش حکومت بکنم تو ذهنم دارم
جايي که جرم فرد با جزاش .تناسب داره
.ميترسم که حق با تو باشه
.اون با آتيش بازي کرده
و ناراحت کنندست که اون بايد با .آتيش بميره
من فکر ميکردم که دارم کار درستي انجام ميدم
.و درمان کردن پدر گوين بهش کمک ميکنه
فکر ميکردم که دارم يه زندگي رو .نجات ميدم
.خيلي ساده به نظر ميومد
.يه راه حل ساده مثل يه رعد توي طوفانه مرلين
به مخاطره انداختن خودت با اشتياق براي انجام کاري .هميشه جواب درست رو نميده
.الان ميتونم بفهمم
چقدر بهت هشدار دادم درباره مسئوليتاي يه جادوگر؟
.بايد ببينمش
گوين؟
.ممنون
برا چي؟
.براي ملاقات من
.متاسفم- .تقصير تو نيست-
...خب
.چيزي نيست.نگران من نشو
.گريه کردن براي من هيچ فايده اي نداره
منظورم اينه که نگفتم تو ميري برام .گريه ميکني
.قطعا اين فکرو نکردم
اوه گوين،نميتونم بزارم .اين اتفاق بيفته
،فقط يه چيزي
.تو مجبور به قبولش نيستي
...ولي
چي؟
.فراموشم نکن
.تو نميميري.نميزارم که اين اتفاق بيفته
اگر سوزاندن اين ساحره باعث تموم نشدن مسموميت نشد چي؟
چطور از مردمم محافظت کنم؟
.افراد من نزديک چشمه هاي آب مستقر هستن
.ذخاير اضطراري زياد دوام نميارن
.ما بايد راهي پيدا بکنيم تا آب رو از مريضي پاک کنيم- اما چطوري؟-
...خب
.من بودم
من کسي بودم که براي درمان پدر گوين .جادو کردم
.گوين جادوگر نيستش.من هستم
مرلين،ديوونه شدي؟
.نميزارم که به خاطر من بميره
.به اميد بخشش شما هستم
.اون نميفهمه که داره چي ميگه- .ميفهمم-
.بگيريدش
.پدر خواهش ميکنم.اين مسخرست .مرلين قيافشم به جادوگرا نميخوره
نشنيدي چي گفت؟- .چرا- .اون اقرار کرد که جادوگره-
اون جون منو نجات داد.يادته؟
براي چي بايد يه همچين داستاني .از خودش دربياره
،همونطور که گايوس گفت
.اون دچار بيماري رواني خطرناکي شده
جدا؟
.اون عاشقه
هان؟- .با گوين-
.من عاشق نيستم- .چرا هستي-
من ديروز ديدمت با گلي که اون .بهت داده بود
.من عاشق گوين نيستم
.همه چيز مرتبه.ميتوني اقرار بکني
.من اصلا اينجوري راجع بهش فکر نميکنم- .شايد افسونت کرده باشه-
مرلين يه اعجوبه س،اما عجيب اينجاست که .خيلي خرفته
.اون هيچ جوره جادوگر نيست
.ديگه وقتمو تلف نکن.بزاريد بره
.آرتور يه احمقه- .کارش درست بود.اون تو رو از حماقت خودت نجات داد-
چيکار ميتونستم بکنم؟ .تقصير منه که گوين داره ميميره
آره.اما نبايد بيگناهيشو با پريدن .روي شعله هاي آتيش ثابت کني
بيگناهيشو بايد با پيدا کردن عامل .بيماري ثابت کني
در هر صورت،فکر نميکنم که .آرتور بتونه پيداش بکنه
.فکر ميکنه که خيلي زرنگه
،حتي وقتي بهش گفتم که يه جادوگرم .بازم باور نکرد
.تشخيصش خيلي سخته- .شايد بايد با يه کلاه نوک دار اينور اونور بچرخم- (کلاه نوک دار:کلاه بلندي که غالبا به وسيله جادوگران استفاده ميشود)
.فکر نميکنم سايز مناسبتو پيدا بکني
.به هر حال،فراموشش کن
اگر ميخوايم گوين رو نجات بديم،بايد بفهميم .که چي باعث آلودگي آب شده
.آب اينجا کل شهر رو تغذيه ميکنه
.نمونه بگير
.بريم تا آزمايشش کنيم
اون ديگه چه کوفتي بود؟
.اينجا
.اين يه افنک هستش
يه...چي چي؟
جانوري که از خاک رس به وجود مياد و تنها .به وسيله يه جادوگر قدرتمند به حيات ميادش
.حالا بايد راهي براي شکستش پيدا کنيم
اما از کجا؟
.خيلي طول ميکشه.گوين تا اون موقع ميميره
نظر بهتري داري؟
گوين؟
.از اونجا بيرون ميارمت
.اينکارو خواهم کرد
کسي نيست؟
.سلام
جادوگر بزرگ برگشت،همونطور که ميدونستم .که اينکارو ميکنه
من ميخوام بدونم چطوري ميشه يه .افنک رو شکست داد
.آره،تصور ميکردم که اينو بخواي
کمکم ميکني؟
به عناصري که تحت فرمانت هستن .تکيه کن
عنصرا؟اما چيکار بايد بکنم؟
.تو نميتوني تنهايي اينکارو بکني .تو فقط يه طرف سکه هستي
.آرتور طرف ديگه س
.من نميفهمم
.فقط بگو چيکار بايد بکنم
!نه
.لطفا کمکم کن
.کمکت کردم
!اوه،آره،درسته.ممنون
چيز بيشتري دستگيرت شد؟
.سعي خودمو کردم
.و به جستجو ادامه ميدم
مردم دارن ميميرن.نميتونيم .بيشتر ازين تاخير کنيم
بايد ساحره رو بکشيم.اعدامشو بنداز .براي امشب
مرلين داري چيکار ميکني؟
.دنبال يه کتاب ميگردم
ميشه بگي چه کتابي؟
.کتابي درباره عناصر- عناصر؟-
آره.تو کدوم ميتونم پيداش کنم؟
تو بيشترشون هست.اما مطالعه پايه عناصر .يکي از پروسه هاي زمانبر علمي هستش
چطور به کشتن افنک کمک ميکنه؟
افنک موجوديه که از زمين و آب به وجود اومده .که 2عنصر از عناصر پايه س
اون دوتاي ديگه چطور؟- .خب،شايد اونا نابودش کنن-
.تو به آتيش نياز داري.باد و آتيش
چطور اين قضيه رو فهميدي؟
.تازه فهميدم،ميدوني،يه بخشي از قدرتمه- قدرتات ديگه بهت چي گفتن؟-
من يه طرف سکه هستم،البته .به طور مسلم طرف درخشان تر
خب طرف ديگه کي هستش؟- .فکر ميکنم که آرتور باشه-
.مراسم اعدام امروزه .ما بايد بي گناهي گوين رو ثابت کينم
.داريم سعيمونو ميکنيم- .پس فقط بهم بگيد چطور ميتونم کمکتون کنم-
.ما به آرتور احتياج داريم- آرتور؟-
هيولايي هستش به نام افنک توي منبع تغذيه آب .که اون باعث ايجاد اين بيماري شده
.پس بايد به اوتر بگيم- .افنک موجوديه که توسط جادو به وجود اومده-
اگر به اوتر بگيم،اون فقط گوين رو .مقصر ميدونه براي به وجود اوردن اون
پس بايد چيکار کنم؟
ما بايد نابودش کنيم.بيماري متوقف ميشه .و اوتر ممکنه تاثيرشو بفهمه
.پس اين دليله نيازتون به آرتوره- .اون بزرگترين شانس ماس-
.اما اون از دستور پادشاه سرپيچي نميکنه
.بزاريدش به عهده من
خوبي؟
.بابت اينا شرمندم .مرلين امروز اينجا نبود
.مرلين بيچاره
.آره
با پيشنهاد دادن جونش براي نجات ...گوين
فکرشم نميتونم بکنم .که يه مردي منو درين حد دوست داشته باشه
.آره منم نميتونم اين تصورو بکنم
اين به خاطر اينه که تو .شبيه مرلين نيستي
.اون يه عاشقه
آره،شايد به خاطر اين باشه که من هنوز .شخصي رو براي دوست داشتن پيدا نکردم
متاسفانه به نظر ميرسه .که عصر شجاعت به پايان رسيده
وقتي يه نگاهي به دوروبر بندازي فقط مرداي کوچيکي رو ميبيني
.که حتي به اندازه پوشيدن زرهشون بزرگ نيستن (شجاعتشون حتي در حد زره پوشيدن هم نيست)
هيچ کدوم از اونا نميتونن براي .عدالت مبارزه بکنن
از من ميخواي که چيکار کنم؟
.بهتره که راستشو بهم گفته باشي مرلين
.بهتره که اينجا بموني
.من باهات ميمونم- .نه-
ميترسي لوت بدم؟
پدر مارو تو غل و زنجير ميکنه اگر بفهمه .که تو رو توي خطر انداختم
.خب،اون نميدونه اين قضيه رو- .مورگانا برگرد.ممکنه آسيب ببيني-
تو هم آسيب ميبيني .اگر از سر راهم کنار نري
چطوري بايد پيداش کنيم؟
اميدوار باش قبل ازينکه پيدامون بکنه .پيداش کنيم
.وايسيد- چيه؟-
.فقط يه سايه بود
.جدا ميشيم
چي شد؟تو خوبي؟- .آره-
اونو ديديش؟- آره- چه شکلي بود؟- .خيلي سريع بود-
اون کجاست؟
.فکر ميکنم که ازين طرف رفت
.آتور از مشعل استفاده کن
.مرلين
.خيلي خوبه
خبراي خوب اعلي حضرت.امروز هيچ تلفاتي نداشتيم .و بيماران دارن بهتر ميشن
.عاليه
.عجيبه،تا حالا درباره افنک نشنيده بودم
اون با يه جادوي قدرتمند از خاک رس به وجود مياد
و اين نوع از جادو فقط به وسيله يه .جادوگر قديمي و کهنه کار ميتونه انجام بشه
.کسي که قدرت منعکس کردن روح زندگي رو داره
.من اينو توي منبع آب پيدا کردم
.علامت نيموه رو رو خودش داره
.ما بايد مراقب باشيم اعلي حضرت
کي ميشه از شرش خلاص بشم؟
...اعلي حضرت- .تنهام بزاريد-
.پدر
.ممنونم
.از من تشکر نکن.بيشترش کار مرلين بود
واقعا؟
.قهرمان واقعي تو اينجا مرلينه
.نميدونم که چي بگم- .من که کاري نکردم-
.من از همتون ممنونم.بيا گوين
...مرلين،ميخواستم که بدوني
.راز تو رو فاش نميکنم
راز من؟- .مرلين وانمود نکن-
.ميدونم که چيکار کردي
ميدوني؟- .با چشماي خودم ديدم-
ديدي؟
.ميفهمم که چرا نميخواي کسي بفهمه- ...واضحه -
.من به کسي نميگم
مشکلي نداري که راجع بهش بات صحبت بکنم؟
ام،نه.نميتوني بدوني که پنهان نگهداشتنش .چقدر سخته
،خب،تو ميتوني به انکار کردنت ادامه بدي .اما من فکر ميکنم که گوين واقعا خوش شانسه
گوين؟
.اين راز ماست
اين ماهي که از آب گرفته نشده.شده؟
خب پس از کجا گرفته شده؟
.آب الان سالمه.اين نبايد نگراني تو باشه
.اين کار جادوگر خيلي قدرتمندي بود
.فقط اميدوارم که توجهشو جلب نکرده باشي
.شک دارم
.هيچ کسي از مهارتاي من تقدير نکرد
.من فقط ميخوام بالاخره يکي بفهمه که من کي هستم- .يه روزي مرلين-
.يه روزي
يه روزي چي؟
يه روزي مردم باور نميکنن که تو .چه احمقي بودي
.ممنون
.مرلين تو بهاي اين کارتو ميپردازي
.مرلين
اگر من پادزهرو به دست نيارم سر مرلين چه بلايي مياد؟
.ميميره
.نبضش ضعيفتر شده
.تبش داره شديدتر ميشه
اون مرده؟
Sync by : .Amirali. ─═हई╬ ஹίЯર ╬ईह═─
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.