All language subtitles for Follow.Your.Heart.2024.S01E24

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:CaaRa ویراستار: Raha

[قلبت رو دنبال کن]

[قسمت 24]

گم شده؟

طبق قوانین دا چی

هر شخص بالغی

باید خودش رو ثبت کنه

سه مدل ثبت وجود داره

یکی توی شهرستانه

یکی توی استان

و یکی هم توی وزارت درآمد

هر سه سال یه بار اطلاعات ثبت شده باید به روز بشن

من سابقه اون مردی که دنبالشی

رو بررسی کردم

پونزده ساله که

اطلاعاتش به روز نشده

از سابقه اش

توی وزرات درآمد یه نسخه آوردم

یه نگاه بنداز ببین خودشه؟

گم شده؟

معنیش چیه؟

یعنی محل سکونش معلوم نیست

یا اینکه

ممکنه مرده باشه

چیزی که باید میگفتم رو گفتم

بابت امروز

ممنون

♫شاخه ها با افتادن گل ها برهنه شدن♫

♫مثل منی که نمیدونم چطور تو قلبت بمونم♫

♫کی جرات کنم♫

♫بهت نزدیک شم♫

♫آستین هات رو محکم نگه دار♫

♫همون رویا و شخصی که رو به رومه♫

♫پتوی اوج ناگهان به پایان میرسه♫

♫من جا موندم♫

♫و هیچ ردی از تو نیست♫

♫ کجایی؟♫

♫بین این همه دلتنگیم پیدات نمیکنم♫

♫روز و شب دلتنگتم♫

برادر

تمام این سال ها حتما خیلی

عذاب کشیدی

تو بخاطر من صدمه دیدی

اما من حتی نمیدونم

اصلا دیگه ممکنه

بتونم برات جبران کنم یا نه

♫گذشته ما جاودانه ست♫

♫میخوام تمام وقتم رو♫

♫چه گذشته و حال و چه آینده♫

♫فقط به تو اختصاص بدم♫

♫شاخه ها با افتادن گل ها برهنه ان♫

حتی میتونم ببینم ستاره دنباله دار کجا میوفته

اما برادر

یعنی تو دقیقا کجایی؟

برادر

گریه نمیکنم

گریه نمیکنم

مادرم گفته

تا وقتی که خدا همراهت باشه

هرچیزی ممکن میشه

مطمئنم هنوز زنده ای

و دوباره همدیگه رو ملاقات میکنیم

مگه نه؟

برادر

بهت قول میدم

که زندگی خوبی داشته باشم

پدر

اگه میتونی صدام رو بشنوی

لطفا به یان نان شینگ کمک کن

که هر آرزویی داره

برآورده بشه

♫گذشته ما جاودانه ست♫

♫تمام زمان من♫

♫برای توئه♫

♫گذشته، حال و آینده ام♫

فرمانده شانگ اینو بو کن

اینم خوبه امتحانش کن

این یکی خوب نیست

بیا

این یکی رو ببین عجله کن

این یکی فوق العاده ست

بوش کن- سای آر-

سای آر

این چطوره؟

اگه ناراحتت کرده

الان میرم دهنش رو صاف میکنم

نه نه نه

بشین

بشین

راستش

اون هیچ کار اشتباهی نکرده

بالاخره من و مادرم رو نجات داده

فقط یکمی

خجالت زده شدم

چرا خجالت میکشی؟

اونه که از رد کردنت پشیمون میشه

سای آر ما خیلی بامزه است

تو خیلی خوبی

به نظر میاد

باید سخت کار کنم

تو همین الانشم خیلی کار میکنی

خوب

دارم راجب شکوفه زیبایی حرف میزنم

مغازه دوباره باز شده

دارم برمیگردم اونجا

بیا

اینو بگیر

بگیرش

بوش کن

باشه

بعداً وسایل رو جمع کن

خودم میبرمت

همیشه اطرافم کلی شلوغ کاری میکنی

بعد از رفتنت

نمیدونم میتونم به سکوت عادت کنم یا نه

نگران نباش

بهت قول دادم

کمکت کنم حس بویاییت رو برگردونی

پس زود به زود بهت سر میزنم

نگو سر میزنم

بگو برمیگردم

به غیر شکوفه زیبایی

اینجا هم خونه توئه

فهمیدی؟

اینو بو کن

این یکی هم خوبه

بیا

با این یکی

این خوبه

بگیرش

نزدیکم بمون

فرمانده شانگ

همراهم تا سرکار میای

بنظرت زیادی تو چشم نیست؟

میخوام توی پایتخت همه ما رو ببینن

چرا؟

تو یه دردسر سازی

وقتی من اطرافت نباشم

اونا میفهمن که تو تحت حمایت منی

و اینجوری جرات نمیکنن

باهات درگیر شن

ممنون فرمانده شانگ

سای آر

حالا میتونی وقت بذاری

نامزدت رو پیدا کنی

مادرت ازت خواسته

اونو پیدا کنی

چون میخواسته یکی رو داشته باشی که بهش تیکه کنی

اگه بتونی کسی رو پیدا کنی

که ازت مراقبت کنه

و بتونه بهت خونه بده

اینجور خیالش راحت میشه درسته؟

با اینکه الان خونه ندارم

اما میتونم اینجا خودمو جا بدم

من اینجا خونه خودم

رو میسازم

و تمام کسایی که دوست دارم رو

دعوت میکنم، اونجا باهم زندگی کنیم

فرمانده شانگ

میخوام تو هم اونجا زندگی کنی

خانواده من میشی؟

خانواده؟

بیا خواهر و برادر قسم خورده بشیم

برادر و خواهر؟

الان بهتر از آینده ست

بیا امروز سوگند بخوریم

من، تونگ سای آر آسمون و زمین رو شاهد میگیرم

و قسم یاد میکنم که تو، شانگ بی لی رو

به عنوان برادر قسم خورده ام قبول کنم

صبر کن

الان وقت مناسبی نیست

پس کی وقت مناسبشه؟

عجله ای نیست

بیا اول ببرمت سرکار

فرمانده شانگ

تو دلت نمیخواد

برادر قسم خورده من شی؟

اینطور نیست

...من فقط

اشکالی نداره

من فقط یه دختر روستاییم

شما از سر من خیلی زیادی

ببخشید فرمانده شانگ

یهویی حرفش رو پیش کشیدم

چرا هنوزم بهم میگی فرمانده شانگ؟

زیادی مودبانه ست

...پس

برادر چطوره؟

نزدیکم بمون

برادر

[صلح حاکم است]

فقط چند روزه اینجایی

اما ده تا بشقاب رو توی آشپرخونه

و شش تا گلدون رو هم توی حیاط

نابود کردی

حتی

لباس فرمانده رو هم

موقع شستن پاره کردی

اینو امتحان کن

اینم خوشمزه ست

امتحانش کن

افراد

فرمانده

کی اینا رو درست کرده؟

...خوب

چرا ظرف ماهی، توش گوشته؟

توفو خیلی نرمه چطور بخورمش؟

...و بادمجون

طعمش خیلی شبیه بادمجونه

از اول درستش کنین

چشم

[دیوان بازرسی]

جناب یائو- جناب یائو-

جناب یائو

جناب یائو

برین

برین ژنرال نان رو نجات بدین

برین به فرمانده بگین

جناب یائو برگشته

چشم

کلی جای چاقو و شمشیر رو بدنشه

ممکنه بیشتر از ده نفر بهش حمله کرده باشن

ضربه ای که با خنجر

به سینه اش زدن، کشنده بوده

برادرم کجاست؟

برادر

برادر، منم بی لی

منو ببین

برادر

برادر، منم بی لی

منو نگاه کن

برادر، منو نگاه کن

برادر

چه اتفاقی افتاده؟

چرا برادرم مرد؟

بعد اینکه یائو چیان شو بیدار شه

متوجه میشیم

که چه اتفاقی افتاده

اون کجاست؟

به شدت مجروح شده

و هنوز توی کماست

یائو چیان شو

برادر

برادر

برادر

آروم باش

جناب یائو به شدت مجروح شده

یائو چیان شو

برادر

برادر

آروم باش

اگه بمیره

هیچ وقت جوابت رو نمیگیری

چطور میتونم آروم باشم؟

یائو چیان شو

برادرم چطور مرده؟

شانگ بی لی

آروم باش

یائو چیان شو هنوز بهوش نیومده

ارباب

لائو یائو

بیدار شدی

ارباب

نزدیک تینگ ژو بودیم که

توی جاده کوهستانی

برامون کمین کردن

یائو چیان شو تو برو

ژنرال، من جایی نمیرم

اگه تو هم بمیری

هیچ کس حقیقت رو نمیفهمه

کی بهتون حمله کرد؟

لائو یائو

کافیه

دیگه هیچی نگو

...روش

روشی که اونا باهامون مبارزه کردن

منو یاد

راهزن ها مینداخت

راهزن ها؟

لو دینگ ژائو و لی جون

باید پشت این قضیه باشن

همین الان میرم میکشمشون

شانگ بی لی

نان شینگ

تو مراقب لائو یائو باش

شانگ بی لی

شانگ بی لی

جیانگ شین بای از سر راهم برو کنار

کار احمقانه ای نکن

اینکه الان بری سراغشون

چه فایده ای داره؟

بدون مدرک

نمیتونی انتقامت رو بگیری

فقط میفتی تو خطر

اون حرومزاده ها

امروز با جونشون باید تقاصش رو پس بدن

اگه یائو چیان شو مرده بود

هنوزم همینقدر آروم بودی؟

بکش کنار

برادر

شانگ بی لی

برادر برادر

برادر برادر

برادر تو رو خدا آروم باش

آروم باش

بانو جایا و ژنرال نان

هم نمیخوان

برات اتفاقی بیفته

من مدارکی که دارم رو

فردا به اعلیحضرت ارائه میکنم

از اعلیحضرت میخوام

بذارن درمورد خاندان لی و خاندان لو تحقیق کنم

اگه روی این مدرک های مسخره

اینقدر اصرار نمیکردی

برادر من نمیمرد

فقط یه روز

اگه اعلیحضرت فردا منو رد کردن

بهت ملحق میشم

که تا آخر باهاشون مبارزه کنیم

باشه

فردا بیرون دربار منتظرت میمونم

اگه نیای

به روش خودم حلش میکنم

شانگ بی لی

کار احمقانه ای نکن

در غیر این صورت

مرگ برادرت

برای هیچ و پوچ میشه

اگه من

...از ژنرال نان نمیخواستم بره تینگ ژو

اگه قبل رفتن

راجب خطر های احتمالی

بهشون هشدار داده بودم

شاید این فاجعه اتفاق نمیفتاد

ژنرال نان

توی هه من به سختی از مرگ فرار کرد

...با این حال

اجازه نمیدم

مرگ ژنرال نان بیهوده باشه

همینطور نمیزارم لائو یائو

زخماش برای هیچی باشه

[به یاد برادرم که اینجا آرامیده است]

برادر

حالا میتونی در آرامش استراحت کنی

بعد از اینکه انتقامت رو گرفتم

برت میگردونم به هه من

کنار جایا دفنت میکنم

جناب جیانگ

الان صبح خیلی زوده

دارین میرین دیدن اعلیحضرت؟

میخواین از این آثار و دفاتر جعلی

برای محکوم کردن من استفاده کنین؟

جناب جیانگ

بذارین بهتون یادآوری کنم

بعضی از نقاشی های توی این دفاتر

اصلا دست من نیستن

مثلا

نقاشی پری در حال پرواز

آشنا به نظر میاد؟

اعلیحضرت، میدونم که به نقاشی و خوشنویسی علاقه مند هستین

بخاطر همین

برای اینکه نقاشی پری در حال پرواز رو

براتون بدست بیارم

به چوی سی رفتم

جناب جیانگ

خیلی وقته که

به دیدن پدر بزرگتون نرفتین، درسته؟

ایشون الان دیگه پیر شدن

باید زمان بیشتری رو باهم بگذرونین

خورشید در حال غروبه و قایق در حال دور شدنه

پری به ظرافت یه قو توی هوا میرقصه

فوق العاده ست

واقعا فوق العاده ست

بانوی من، شما واقعاً

با استعدادترین بانوی این کشورین

این شعر

و این نقاشی

واقعاً

مکمل همدیگه هستن عالیجناب

اگه مهرتون رو پاش بزنین

این نقاشی

بی نهایت ارزشمند

و بی نظیر

میشه

واقعا؟

همینطوره

...پس

مهر بزنم؟

مهر بزنین

مهر میزنم پس

عالیه

من برای این نقاشی

تحسین شما عالیجناب و شاهدخت رو گرفتم

باید بابتش قدردان باشم

بی نهایت مفتخر هستم

این افتخار منه

من فقط برای دیدن پدر بزرگم اومدم

اما انتظار نداشتم

همچین نقاشی بزرگی رو ببینم

شین بای؟

چی تو رو کشونده اینجا؟

عرض ادب جناب جیانگ

برای تحسین نقاشی اومدین؟

چه غافلگیری خوبی

لو دینگ ژائو

خیلی حقیری

شین بای

با بزرگتر

اینجور صحبت نمیکنن

عالیجناب

حتما سوءتفاهمی شده

جناب جیانگ

من به عالیجناب

تا حالا آثار هنری زیادی هدیه کردم

پری در حال پرواز

فقط یکی از اوناست

بنظرتون چرا اینکار رو کردم؟

چون باور دارم

کسی به باهوشی شما

قطعا میتونه

تمام اینا رو

کشف کنه

درسته؟

عالیجناب

از اونجایی که هر دو نوه دختری و پسری شما

اینجا هستن

من دیگه

از خدمتتون مرخص میشم

جناب جیانگ

مراقب خودتون باشین

پدربزرگ

شین بای

منظور جناب لو چی بود؟

لو دینگ ژائو و لی جون

سرکرده های پرونده زورنیا هستن

ژنرال نان رو هم

اونا کشتن

چی؟

چی؟

ژنرال نان مرده؟

برادر شانگ خبر داره؟

لو دینگ ژائو برام یه تله گذاشته بود

و نقاشی هایی که برای پدربزرگ فرستاده

مقدمه تله های اونن

اگه اینا رو افشا کنم

پدربزرگ هم

درگیر قضیه میشه

...من

...من

همین الان پاره اش میکنم

دیگه خیلی دیر شده

[دروازه یان شینگ]

جیانگ شین بای

انگار نمیاد

مرده؟

نان جی فنگ چطور مرده؟

توی مسیرش به سمت تینگ ژو

براش کمین کردن و کشته شد

تینگ ژو؟

اون کی پایتخت رو ترک کرد؟

چرا اول به دیدنم نیومد؟

...اون

اونو فرستاده بودم دنبال مدرک

چه مدرکی؟

مدارکی که نشون میده لو دینگ ژائو و لی جون

از زورنیا سود میبرن

چیزی هم پیدا کردی؟

میدونی

اگه یه مقام عالی رتبه رو

به دروغ متهم کنی

چه جنایت بزرگیه؟

دارم حقیقت رو میگم

اعلیحضرت

لطفا اجازه بدین راجبشون تحقیق کنم

قطعا میتونم مدرک پیدا کنم

تحقیق کنی؟

چطور؟

هر دو مقام رو

برای اثبات جنایاتی که ادعا میکنی بررسی کنی

یا بطور بی پروا به تینگ ژو بری

که مرگ نان جی فنگ رو بررسی کنی؟

هر دو

چطور جرات میکنی

جناب لو و جناب لی

سوابق تمیزی دارن

در حالی که نان جی فنگ

هنوز یه جنایتکار تحت تعقیبه

بدون هیچ مدرکی

چطور میخوای بهت اجازه بدم راجبشون تحقیق کنی؟

میخوای بخاطر تشخیص ندادن درست از غلط

مضحکه عام و خاص بشم؟

اعلیحضرت

...من

جیانگ شین بای کجاست؟

اطلاعی ندارم

بهتون اجازه دادم باهم کار کنین

حرف منو جدی نمیگیرین؟

نگرانم جیانگ شین بای هم

اطلاعی نداشته باشه که نان جی فنگ

کی پایتخت رو ترک کرده

حرف دیگه ای برای گفتن نداری؟

نگهبان ها

بله

صد ضربه چوب بهش بزنین

اطاعت

یک

دو

سه

چهار

اگه درد داره

بگو

چطور همچین اتفاقی ممکنه؟

...تو و جناب جیانگ

اسم اونو نیار

پدر

فکر نکنم اینبار

بتونی از قضیه در بری

پدر

احمقی مگه؟

چرا این چیزا رو

قبول کردی؟

حالا اونا میتونن ازشون در برابر ما استفاده کنن

باید چیکار کنیم؟

ژی یی

پدر فریب خورده

همش تقصیر منه

من توی جنگ های بی شماری

توی میدون جنگ پیروز شدم

اما اون روباه پیر لو دینگ ژائو

فریبم داد

فردا

همه چیز رو برای اعلیحضرت توضیح میدم

شین بای

اون زمان

من از پدرت دست کشیدم

اما این بار

نمیذارم تو رو هم پایین بکشن

نه

چون این تله اوناست

میترسم هیچکس باور نکنه که شما بیگناهین

بعلاوه

اعلیحضرت

همیشه خانواده جیانگ رو

به عنوان یه تهدید دیدن

اگه این موضوع

از کنترل خارج شه

نگرانم اعلیحضرت به ما کمکی نکنن

سولو درست میگه

آخر همه اینا

هدف اونا منم

اگه کسی مقصر باشه

اون منم که پدربزرگ رو وارد این قضیه کردم

پسرم

این همه سال

به خاطر خانواده جیانگ

من تو رو اشتباه فهمیدم

و باهات تند رفتار کردم

منو ببخش

لو دینگ ژائو عجب آدم شروریه

بهش اجازه نمیدم

قسر در بره

سای آر؟

جناب جیانگ

اعلیحضرت به برادر حکم صد ضربه چوب رو داد

[صلح حاکم است]

جناب جیانگ

برادر رو ببین

چرا نیومدی؟

چرا جلوشون درنیومدی؟

ناامیدت کردم

تو و ژنرال نان رو

ناامید کردم

چرا ما رو ناامید کردی؟

چرا؟

جیانگ شین بای، گوش کن

مهم نیست دلیلت چی باشه

من و برادرم

هیچ وقت تو رو نمیبخشیم

برادر

برادر، آروم باش

بذار زخم هات رو درمان کنم

خیلی جدین

بیا بریم

آروم تر

مراقب باش آروم تر

چی شده؟

شانگ بی لی گفت لو دینگ ژائو و لی جون

از زورنیا سود میبرن

و نان جی فنگ رو هم به قتل رسوندن

تو هم موافقی؟

اونا واقعا مشکوکن

ولی

من هیچ مدرکی ندارم

پس نان جی فنگ

رفت به تینگ ژو

تا حقیقت رو پیدا کنه؟

بله

ژنرال نان

چون مغرور و خود رای بودم

اون به اشتباه مرد

فرمانده شانگ

نمیدونست ژنرال نان

پایتخت رو ترک کرده

نمیدونست؟

من تا وقتی ژنرال نان رفت

چیزی به فرمانده شانگ نگفتم

فرمانده شانگ

و ژنرال نان

خیلی بهم نزدیک بودن

اگه میفهمید

نمیذاشت ژنرال نان خطر کنه

و پایتخت رو ترک کنه

برای مرگ ژنرال نان

اونی که باید سرزنش بشه

منم

سرزنش یشی؟

خودت توی همچین دردسر بزرگی افتادی

با این حال سعی میکنی به اون کمک کنی؟

حق با توئه

تو خیلی مغروری

جیانگ شین بای

خیلی ازت ناامید شدم

از همین حالا

از کارت کنار گذاشته میشی

برگرد خونه و به اعمالت فکر کن

منتظر دستورهای بعدی باش

اطاعت

اعلیحضرت

ارباب

[از محکومیت های نادرست جلوگیری کنین و مجرمان رو نازپروده نکنین]

شین بای

عمو یان؟

اعلیحضرت منو

به عنوان فرمانده جدید منصوب کردن

اینکه شما دیوان بازرسی رو اداره کنین

باعث آرامش خیال منه

نگران بودم لو دینگ ژائو و لی جون

از افرادشون استفاده کنن

تا مسئولیت دیوان بازرسی رو به عهده بگیرن

عمو یان

اونا تسلیم بشو نیستن

مراقب باشین

نگران نباش شین بای

تا زمانی که من اینجام

تو هنوز امید

تغییر این جذر و مد رو داری

حالا که اون برکنار شده

هیچ مجازات شدید تری

براش نیست

به نظر میاد

مرگ نان جی فنگ

برای شکست کامل جیانگ شین بای

کافی نیست

پدر زن

حالا باید چه کار کنیم؟

تا زمانی که جیانگ شین بای

تحقیقات رو ادامه بده

حتما یه اشتباهی ازش سر میزنه

ولی

اگه هیچ اشتباهی مرتکب نشه چی؟

اگه اون اینکار رو نکنه

زنی که کنارشه

باید یه اشتباهی میکنه

...یکی رو میفرستم

حواسش به یان نان شینگ باشه

چای

فقط وقتی گرمه خوش طعمه

وقتی سرد بشه از دهن میفته

زندگی کردن هم همینطوره

فهمیدی؟

بله

یائو چیان شو

تو اهل الکل نیستی

اما الان داری توی غم و نفرتت

غرق میشی

بنظرت این چیزیه که ژنرال نان میخواد ببینه؟

ناامیدتون کردم، ارباب

توی محافظت از ژنرال شکست خوردم

ارباب

چرا من نمردم؟

ژنرال نان فوت کردن

و منم بدجوری زخمی شدم

و شما هم برکنار شدین

این یعنی

ما بازی رو باختیم؟

شرارت بیداد میکنه

اعلیحضرت واقعا بی رحمن

همچین کشوری ارزش نجات دادن رو داره؟

واقعا ارزش این همه فداکاری رو داره؟

یادم میاد

وقتی جوون بودم

همچین سوالایی رو از پدرم پرسیدم

پدر

تو خودت رو وقف کشور و مردم کردی

اما تهش

این همه انتقاد ازت کردن

پدر

چرا عصبانی نیستی؟

چرا؟

کشور از همه خواست که از من اطاعت کنن

چون اعتقاد داشت

من نقاط قوتی دارم

و میتونم تحقیر رو تحمل کنم و بار سنگینی رو به دوش بکشم

متوجه نمیشم

بلاخره یه روزی متوجه میشی

پسرم

الان جواب رو پیدا کردی؟

تنها چیزی که میدونم اینه که

انگار فهمیدم

چرا پدرم

اون موقع اینقدر سرسخت بود

چون

این ماموریت

و وظیفه ماست

چیزی فهمیدین؟

شاید

باید هرچیزی رو

امتحان کنیم

حتی اگه بازم بزنیم به کاهدون

بهتر از اینکه هیچ کاری نکنیم

داروت رو بخور

و زود خوب شو

بقیه کارا رو

بسپار به من

من یه راهی پیدا میکنم

مرگ ژنرال نان

تقصیر تو نبود

اما ژنرال نان

به خاطر من مرد

شاید اون زمان

که یان ژی ژونگ مرد

پدر منم

حسی که من الان دارم رو داشت

نه

این تله اون آدم های شروره

اگه تو در هم بشکنی

اونا به چیزی که میخوان میرسن

ما باید جوابشون رو بدیم

یان نان شینگ

نگران نباش

من آدمی نیستم که درهم بشکنم

به این راحتی ها تسلیم نمیشم

ولی

میخوام ازت بپرسم

اگه نتونیم

جوابشون رو بدیم

و من برنگردم سرکارم

یا حتی بدتر

...نتونم توی پایتخت بمونم

اشکالی نداره

منم با خودم میبرمت

دنیا به این بزرگی

همیشه یه جایی برای موندن میتونیم پیدا کنیم

اما حالا

وقت تسلیم شدنمون نیست

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:CaaRa ویراستار: Raha

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.