Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:skye ویراستار: Raha
[قلبت رو دنبال کن]
[قسمت 22]
فرمانده شانگ
نباید اینطوری باشی
میدونی چقدر
برای بینیت
تلاش کردیم؟
...سای ار من
حرف نزن
بذار حرفمو تموم کنم
مطمئنم که اگه بانو جایا
و ژنرال نان
اینطوری ببیننت
خیلی ناراحت میشن
ما همه میخوایم حالت خوب باشه
چرا نمیتونی
شجاع باشی؟
فرمانده شانگ
بهم اعتماد کن
با بینی
خیلی خوش قیافه شدی
دروغ نمیگم
باشه
برای این که امروز رو جشن بگیریم
تصمیم گرفتم غذایی
که تازگیا یاد گرفتم رو برات درست کنم
منتظرم بمون
به نظرت بوش عالی نیست؟
بذار بهت بگم
خیلی ترد و خوش مزه ست
خیلی ترده امتحانش کن
خوبه؟
هست مگه نه؟
پس اینارو هم میدم بهت
هیچ کس ازاینا نداره
بد نیست درسته؟
بهش عادت نداری؟
منم هنوز عادت نکردم
در هرحال اتفاق خوبیه
تبریک میگم برادر شانگ
ممنونم سولو
ولی
خوب میشد اگه
به زیبایی بینی تو بود
کنجکاوم بدونم
کدوم ادم معجزه گری
تونسته بینیت رو
مثل قبل درست کنه؟
...این ادم معجزه گر
...اون
نکنه یان نان شینگه؟
یه طورایی الان
دیگه باهم دوستیم
فقط در عرض چند روز
دوستای خوب هم شدین؟
جیانگ شین بای چی؟
...جیانگ شین بای
جیانگ شین بای
و من
یه طورایی الان طرف همدیگه ایم
چی؟
کی باهم متحد شدین؟
پونزده روز پیش
اعلیحضرت من رو احضار کرد
جیانگ شین بای، من
و برادرم رو نجات داده
اعلیحضرت
دستور داد تا با اون درباره ی پرونده زورنیا تحقیق کنم
پونزده روز پیش؟
پنج روز پیش اومد خونم
و ازم سند شکوفه زیبایی رو خواست
چرا حرفی درباره اش نزد؟
شماها قبل
از این که به من چیزی بگین
درباره ی همه چیز تصمیم گرفتین؟
میدونستم. تا زمانی که پای جیانگ شین بای وسط باشه
مثل یه غریبه باهام رفتار میشه
سولو
...سولو
در نهایت
جیانگ شین بای و تو خانواده هم هستین
فکر میکنم که اون خودش رو وقف تحقیقات درباره ی زورنیا کرده
و قصدی نداره تا برای جانشینی با تو رقابت کنه
میخوای بگی که
اهمیتی به من نمیده؟
نه منظورم این نیست
فقط یک مرتبه
این درگیری بین شما دونفر
به نظرم بی معنی اومد
منظورت چیه؟
تو چشمای تو
من فقط
یه بچه خود رایم؟
منظورم این نیست
برادر شانگ
هنوزم طرف منی؟
تا زمانی که تو حاضر باشی
ما همیشه معتمد همدیگه باقی میمونیم
فهمیدم
هرکاری هم که بکنی
صدمه ای به رابطه دوستیمون نمیزنه
سولو
سولو
[شکوفه زیبایی]
بانو بائو
مگه تو جمع اوری اطلاعات کارت خوب نیست؟
ازش سوال کن
رابطه بین اون و ارباب حقیقت داره؟
من تو درمان بیماری ها
و راضی نگه داشتن شما کارم خوبه
تو نزدیک ترین شخص به بانو یان هستی
و مناسب ترین شخصی هستی که
میتونه ازش سوال کنه
درسته بانو بائو
برو ازش
درباره ی رابطه اش با ارباب بپرس
رابطه اشون چیه؟
ازش بپرس
میتونین خودتون ازش بپرسید
چیزی از شایعه حالیتون نیست
دست بردارین
بلند شو
باشه چیزی نمیگیم
رییس
دارن درباره شما صحبت میکنن؟
احساس میکنم ازتون میترسن
خبرهای خوب هیچ وقت پخش نمیشه
و شایعات هیچ وقت متوقف نمیشن
حدس میزنم که خبردار شدن
من عروس سابق
خاندان جیانگم
برای همینم دارن متفاوت باهام رفتار میکنن
درباره اش شنیدن؟
البته که شنیدن
تو چرا اینجایی؟
مگه امروز تو آکادمی کلاس نداری؟
امروز، استاد اعظم سابق
تو آکادمی کلاس داره
همیشه تعصبات اجتماعی داره
و چون از خانواده برده ام
نمیذاره شرکت کنم
فقط چون اون گفت توام تسلیم شدی؟
استاد اعظمت چی گفت؟
راست میگین
به استاد اعظم جواب پس میدم
[استادی برای تمام سنین]
شاهدخت الان [استادی برای تمام سنین]
استاد اعظم شدین
من بهتون
افتخار میکنم
شما خیلی خوب همه چیز رو به من یاد دادین
و تمام دستاوردهای من به لطف شماست
همگی
نیاکان ما همیشه میگفتن که
شوهر دستور میده
و همسر دنبال میکنه
یک زن باید
از دستورات همسرش پیروی کنه
و مراقب خانواده اش باشه
اما امروزه در جامعه روند های نامناسب جدیدی شکل گرفته که
باعث شده زنان خودشون رو در جامعه نشون بدن
به این چی میگن؟
زیر و رو شدن دنیا
...به نظر من
جناب سوی
دوست دارم سوالی بپرسم
ادامه بده
درک نمیکنم
اعلیحضرت خودشون فرد شایسته ای رو برای این مقام انتخاب کردن
پس هیچ تفاوتی بین سطح خانواده و
جنسیت وجود نداره
پس شما چطور به این نامناسب میگین؟
یه زن به اندازه یه مرد داناست
پس چرا باید کور کورانه همسرش رو دنبال بکنه؟
حقی برای حرف زدن نداری
برو
مهم نیست
مرد جوان تو از کدوم خانواده هستی؟
من لیو رو چیان
تو یه خانواده برده به دنیا اومدم
و خانواده اشراف زاده ای ندارم
خانواده برده؟
خانواده برده
هنوز دو سالم
از رفتنم نگذشته
از کی تا حالا اکادمی امپراتوری
خانواده های برده رو ثبت نام میکنه؟
اعلیحضرت حاکم دانایی در دا چی هستن
ممکنه که برده به دنیا اومده باشم
ولی بعد درس خواندن تو آکادمی
در آینده میتونم یه استاد
یا یه محقق بشم
و همه ی اینا به لطف اعلیحضرته
جناب سوی
شما دارین تصمیم اعلیحضرت رو زیر سوال می برین؟
جناب سوی
شاگردی که من بهش آموزش دادم
با اداب و رسوم قصر آشناست
ولی هنوز آداب و رسوم رفتار بین استاد و شاگردی رو یاد نگرفته
لطفا ببخشیدش
مشکلی نیست
مشکلی نیست
به اشتباهت اعتراف میکنی؟
فقط داشتم با جناب سوی
درباره علم و دانش صحبت میکردم
استاد اعظم منو مقصر ندونست
سعی نکن با آوردن اسمش خودت رو نجات بدی
بهت گفتم برو
با چه جراتی برگشتی؟
آکادمی امپراتوری برده ای مثل تو رو
فقط برای نمایش ثبت نام کرد
واقعا فکر کردی
میتونی در اینده یه استاد
یا یه محقق بشی؟
خوابش رو ببینی
اینکه بمونم یا نه
به استاد اعظم بستگی داره
چطور جرات میکنی طفره بری؟
دستاتو بیار جلو
بس کن
استاد اعظم
رییس یان
خط کشی که توی دستاته
برای رعایت قوانین آکادمیه
چطور جرات میکنی به این قوانین بی احترامی کنی؟
خط کش رو بده
عصبانی بودم و
به شما توهین کردم
رو جیان
معذرت میخوام
استاد اعظم
مجازات خودم رو قبول میکنم و
کتاب راهنمای شاگردان رو صد بار رو نویسی میکنم
از حضورتون مرخص میشم
ممنونم- ممنونم-
از امروز به بعد بیا سرکلاسام
ممنون استاد اعظم
تو
از قصد رییس یان رو عصبانی کردی؟
به نظر ادم مهربون و ضعیفی هستی
ولی در اصل آدم مکاری هستی
به نظر ضعیف میام؟
استاد اعظم فراموش کردین؟
اعضای خانواده من همگی اهنگرن
واقعا یادم رفته بود
امروز
جناب سوی رو تحریک کردی
نترسیدی؟
برای شما
از هیچی نمیترسم
چرا؟
به خاطر این که من طرف شمام
...تو
خیلی تو خوب صحبت کردن ماهری
باعث افتخار منه که
بتونم تو کلاس هاتون شرکت کنم
ناامیدتون نمیکنم
از حضورتون مرخص میشم
[دستیار وزیر درآمد، یان جینگ لون]
بی چینگ [دستیار وزیر درآمد، یان جینگ لون]
حرکات شطرنجت خیلی بهم ریخته ست
چرا انقدر به خاطر
یه زن زیاده روی کردی؟
پدر
...من
فردا شب
عمارت یوئه جیانگ یه ضیافت برای قدر شناسی برگذار میکنه
مگه جناب سوی برای چند
ماه استادت نبود؟
تو هم شاگردش محسوب میشی
و باید شرکت کنی
این چطوره؟
من تا ضیافت همراهیت میکنم
بیا این
اوضاع رو درست کنیم
[عمارت شانگ]
فرمانده شانگ
...فرمانده
بانو سای آر
دیر شده
هنوز بیدارین؟
خوب
فرمانده شانگ
هنوز برنگشتن؟
فرمانده شانگ امروز کار مهمی دارن
ممکنه دیر وقت برگردن
یه ساعت دیر کردی
به زودی متوجه میشی که
این یک ساعتی که منتظر بودی
چقدر باارزش بوده
اون نفری که لی وو فانگ
درباره نقاشی ها بهش اشاره کرد
پیداش کردم
چطور؟
یه دوستی دارم که نقاشی و خطاطی بلده
اون کارها رو برام بررسی کرد
متوجه شدیم که
اون خطاطی و نقاشی های تقلبی رو
همشون به دست یه نفر درست شده
و بعدش من
نقاش اون کارهای تقلبی رو پیدا کردم
و دفتر حساب هاش رو گرفتم
کارهای فرمانده شانگ
واقعا شایسته تقدیره
جناب جیانگ هنوز درحال بهبودی ان
و یکی باید به کارها رسیدگی کنه
باید نتیجه
کارتو ببینیم
باشه اگه نمیخوای نگاه کنی مشکلی نیست
دیدین؟
بهم حسودی میکنه
من میتونم کاری که
اون نمیتونه رو انجام بدم
به تو حسودی میکنم؟
چرا باید حسودیم بشه؟
به این که بینی تقلبی داری؟
ممکنه تقلبی باشه ولی عالیه
میتونی چیزی باهاش بو کنی؟
البته که میتونه
تا وقتی من هستم
در آینده میتونه همه چیز رو بو کنه
عجله ای نیست
بیاین به کارمون برسیم
درست میگی
...شما دوتا
بیاین به کارمون برسیم
بدش به من
لو بو آن
اون آدم لی وو فانگه
لو بو آن
نوه لو دینگ ژائو
درسته
اون یکی
از شاگردای آکادمی امپراتوری هم هست
یه نوه نقاشی تقلبی می فروشه
اون یکی هم مخفیانه پول شویی میکنه
لائو لو
خیلی داره زیاده روی میکنه
لو دینگ ژائو
هیچ وقت شخصا دخالتی تو پرونده زورنیا نداشته
اگه اتفاقی بیافته
میتونه کاملا از
این داستان کنار بکشه
در پایان
هنوزم هیچ مدرکی نداریم
اون دفتر توی دستاته
دیگه چی میخوای؟
این فقط ثابت میکنه که
فرضیات ما درست بوده
دیگه چی رو میتونه ثابت کنه؟
به نظر من
باید لو دینگ ژائو
رو بازداشت کنیم
و تا وقتی گناهانش رو اعتراف نکرده
کتکش بزنیم
دزدیدن یه مقام دولتی
و شکنجه کردنش بدون اجازه
برای همچین کار خطرناکی چندتا جون داری؟
سرنخ و
مدرک پیدا کن
چقدر دیگه زمان داری؟
دو ماه؟
دیگه زمانی برای تلف کردن نداریم
دو ماه؟
چه دو ماهی؟
اگه نمیتونیم سراغ لائو لو بریم
با نوه هاش شروع میکنیم
یه راهی برای
بازداشت لو بو آن پیدا میکنم
لو بو آن شاگرد اکادمی امپراتوریه
کاری نکرده
با چه حقی میخوای تو آکادمی امپراتوری بازداشتش کنی؟
نظری داری؟
بهم بگو
نظر دیگه ای نداری
جناب جیانگ
این اواخر
اتفاقی تو دربار افتاده؟
مخصوصا اتفاقی که درباره ی وزیر کارگزینی باشه
تمامی مقاماتی که توسط وزیر کارگزینی انتخاب شدن
این اواخر به شمال غربی فرستاده شدن
خبر خیلی مهمیه
چرا قبلا نگفتی؟
یه ژنرال به اسم
یی یوان شان هست
برای از بین بردن دزدها و راهزن ها دستاوردهای زیادی داشت
لی جون اول اونو
برای جایگزینی تو
توی هه من پیشنهاد داده بود
ولی بعد از اون اعلامیه
یی یوان شان
به تینگ ژو فرستاده شد
پس برای اونا
تینگ ژو
نسبت به هه من اهمیت بیشتری داره
ممکنه
ولی ما چیزی
درباره ی تینگ ژو نمیدونیم
ارباب جیانگ
شما و بی لی نمیتونین از پایتخت خارج بشین
چطوره که من به تینگ ژو برم
و ببینم
اونا میخوان چیکار کنن؟
نظر خوبیه
برادر
تنها رفتن برات امن نیست
چند نفر از نگهبانای گارد سلطنتی رو
برای همراهیت می فرستم
نگهبان های گارد سلطنتی به طور مرتب سرشماری میشن
وقتی مشخص بشه کسی نیست
توضیح دادنش سخته
چرا نمیذاری یائو چیان شو
باهات بیاد؟
میتونین تو راه مراقب هم باشین
وقتی برای ازدست دادن نداریم
ژنرال نان
در اسرع وقت با یائو چیان شو راه بیافتین
و برای لو بو آن
با سولو صحبت میکنم
تا ببینم قبل کشیدن نقشه بعدیمون
ازش چی پیدا میکنم
امشب
عمارت یوئه جیانگ ضیافتی برپا کرده
سولو هم اونجاست
یه سر میرم خونه
اینجا منتظرم بمون
وقتی برگشتم باید یه چیزی رو بهت بگم
باشه
میبینمت
طبیب یان
درباره کسی که ازم خواستی پیداش کنم
پیشرفت هایی حاصل شده
چطور پیش میره؟
وقتی چیزای بیشتری بفهمم
بهت خبر میدم
[عمارت یوئه جیانگ]
عرض ادب علیاحضرت
ممنونم علیاحضرت
نمیتونم زیاد بنوشم
دیگه نمیتونم بنوشم
امشب ضیافت بزرگداشته
چطور میتونین شراب بزرگداشت رو ننوشید؟
ممنونم
جناب سویی بفرمایین
ممنونم
علیاحضرت
...من
انقدر سریع مست شدین؟
هنوز که اونقدر نخوردین
همسر باید دستورات شوهرش رو دنبال کنه؟
چطور جرات میکنی برای دخترم قلدری کنی؟
نابودش میکنم
تبریک میگم علیاحضرت
عالیجناب و شاهدخت هر دو از افراد
بلند مرتبه دا چی هستن
اعلیحضرت ارزش زیادی براتون قائله
خانواده یان خیلی خوش شانسه که
...وصلتی- پدر-
شما مست شدین
مستم؟
مستم؟
مگه تو نگفتی
که داری هدیه
نامزدی برای شاهدخت آماده میکنی؟
ارباب یان
خیلی مست شدین
این چه حرفاییه میزنین؟
حالا که به اینجا رسیده
پنهان کردن بیشترش
فقط بی احترامی
به بزرگان حاضر اینجاست
علیاحضرت
سه سال قبل
سولو برای درس خوندن به ایالت می لو اومد
و ما عاشق هم شدیم
و اونجا باهم نامزد کردیم
عالیه
چی؟
درسته؟
...تو
چرا همچین خبر
بزرگی رو به من نگفتی؟
علیاحضرت
این موضوع تقصیر سولو نیست
من به تازگی برگشتم
و هنوز جایگاهم توی دربار محکم نشده
باهم صحبت کردیم
و تصمیم گرفتیم که فعلا راز نگهش داریم
ارباب یان چقدر آدم با ملاحضه ای هستی
ارباب یان
علیاحضرت
از الان به بعد فقط هردو
خانواده درباره این موضوع خبردارن
لطفا درباره این موضوع
با غریبه ها صحبتی نکنین
به خاطر اینکه
نامزدی بدون اجازه والدین
چیز باشکوهی نیست
علیاحضرت درست میگین
از اونجایی که روز فرخنده اییه
بیاین باهم نوشیدنی بخوریم
بی چینگ
عالیجناب، علیاحضرت سپاسگزارم
ارباب یان
شین بای؟
مگه نگفتی که امشب کار داری
و نمیتونی بیای؟
اومدم تا
از سولو درباره ی چیزی سوالی بپرسم
شین بای
میترسم که امشب
زمان بدی باشه
اتفاق بدی برای سولو افتاده
بگو ببینم
مادر، میدونم اشتباه کردم
اشتباه کردی؟
سریع اعتراف کردی
...میدونی- میدونم-
نباید بدون اجازه
نامزد میکردم
و نباید از شماهم پنهان میکردم
موضوع پنهان کردنش نیست
...میدونی
میدونم که آدم نابالغیم
چون با برادر کنار نیومدم
اون زمان
تنهایی به ایالت
می لو رفتم
تنهایی تو یه ایالت غریب درس خوندم
و هیچ حمایتی هم نداشتم
یان بی چینگ
اون موقع خیلی ازم مراقبت کرد
و اینکه بهم قول حمایت
خانواده های اشراف زاده رو بعد این که به پایتخت برگشتم داد
...من
اشتباه کردم
فقط یه
اشتباه ساده نیست
به این میگن حماقت
میدونم اشتباه کردم
میدونی؟
چی میدونی؟
خاندان یان اصلا کین؟
اون لیاقت تو رو نداره
خاندان یان
خاندان ثروتمندی نیست
ولی به خاطر همینم
نامزدی ما
میتونه خیال اعلیحضرت رو راحت کنه
به اونجا هم فکر کردی؟
ممکنه اعلیحضرت راضی باشه
ولی من به عنوان مادرت راضی ام؟
میتونی با هرکسی جز
اون مردک پست ازدواج کنی
فکرمیکنین یان بی چینگ آدم پستیه؟
روی کل صورتش نوشته شده
پدرش
از چاپلوسی کردن برای مقامات
از یه رتبه پایین تو وزارت عدلیه
به اینجایی که الان هست رسید
پسر به پدرش میره
اون عوضی
ده بیست سال
تو ایالت می لو
موند و جرات کرد
درباره ی اینکه چقدر
مرد داناییه بلوف بزنه
بی شرم
بی شرم
مادر عصبانی نشید
برای سلامتیتون بده
چطور میتونم عصبانی نشم؟
شین بای
مخفیانه تو هه من عروسی کرد
...و تو
مخفیانه تو ایالت می لو نامزد کردی
شما دوتا
به کی رفتین؟
حالا که برادر
میتونه بعد ازدواج با همسرش
فوری ازش طلاق بگیره
در بدترین شرایط هم
منم میتونم قبل ازادواجمون از یان بی چینگ جدا بشم
و مجدد ازدواج کنیم
مزخرفه
ازدواج موضوع مهمی تو زندگیه
قبل از ازدواج داری به طلاق فکر میکنی؟
این یه شوخیه؟
تو دختر شاهدختی، دختر منی
سولو
بهم بگو
تو واقعا
یان بی چینگ رو دوست داری؟
عالیه
یادت باشه
ازدواج خوب سخت به دست میاد
تو باید
مردی رو انتخاب کنی
که صادقانه دوستش داری
اگه نمیخوای ازدواج کنی
هیچ کس نمیتونه اجبارت کنه
مادر
کسی نمیتونه مجبورت کنه
تا با کسی ازدواج کنی
تو باید ارزش خودت رو بدونی
نگرانم نکن
دوباره ناامیدم نکن
سولو
سولو
وقتی نداشتی تا تو ضیافت شرکت کنی
ولی وقت کردی
که برای سخنرانی برام به اینجا بیای؟
به اندازی کافی امروز
برام سخنرانی شده
نمیخوام چیزی بشنوم
سولو
درباره اش شنیدم
اگه فقط به خاطر
من داری اینکارو میکنی
نیازی نیست
امیدوارم درک کنی
و کاری نکنی
که پشیمون بشی
هیچ وقت از کاری که انجام میدم پشیمون نمیشم
و به نصیحت کسی هم نیاز ندارم
اگه چیز
دیگه ای نیست
من میرم
سولو
چطور پیش رفت؟
صحبتت با سولو چطور بود؟
الان باید نگران مسائل خودش باشه
بیا یه راه دیگه پیدا کنیم
تو گفتی منتظرت بمونم
میخواستی چی بهم بگی؟
امشب ماه کامله
اره مگه چیه؟
باهام بیا خونه
باهم میخوابیم
قولمون رو
یادت رفته؟
تغییر کردنت رو تماشا میکنم
یه بار گفتی
که نمیدونی
هربار قراره به کی تبدیل بشی
نمیدونی
که با چه خطری رو به رو میشی
میخوام کنارت باشم
تا تنها نمونی
و دیگه نترسی
خوب؟
باهام برمیگردی؟
منظورت از اینکه
باهم میخوابیم این بود؟ (مترجم:دخترم ذهن خودت منحرفه چرا بچه رو مقصرمیدونی)
چی میخواستی باشه؟
...پس
فقط میخوای اونجا بشینی نگاهم کنی؟
آره
بخواب
واقعا میخوای
کل شب بشینی منو نگاه کنی؟
ولی فکر نمیکنم این درست باشه
نمیتونم بذارم این کارو کنی
این تخت توئه
ولی من اینجا دراز کشیدم و تو اونجا نشستی
این درست نیست
این چطوره؟
هرکدوممون
یه سمت تخت میخوابیم
باهم میخوابیم
اینطوری نمیشه
باید مراقبت باشم
ژی یی
دیشب خوب نخوابیدی نه؟
یکم ازاین سوپ جینسینگ بخور
بیا
دوتا بچه ام
به نوبت دارن نگرانم میکنن
چطور ممکنه حالم خوب باشه؟
عزیزم
ازت خواستم
که مراقب شین بای باشی
این اواخر
کار خاصی کرده؟
گریه نکن
شین بای
بزرگ شده
یان نان شینگ دوباره تو خونه اش مونده؟
مونده؟
...یان نان شینگ
تغییر نکردی
امروز نشه
فردا میشه
به هرحال قبل یا بعده ماه کامله
واقعا؟
اره
...راستش
حالا که تغییر نکردم
اول یه سر به شکوفه زیبایی میزنم
امشب برمیگردم
دوباره؟
آره
یان نان شینگ
چیشده؟
مادرت
مادرم؟
عجله کن
یالا
مادرم اینجا چیکار میکنه؟
از کجا بدونم؟
عجله کن
کجا برم؟
عجله کن
اومدم مادر
درو ببند
اومدم مادر
یان نان شینگ کجاست؟
یان نان شینگ کجاست؟
...اون
خودم دیدم درو بازکرد
کجاست؟
...نه اون
آروم باشین
باهم خوابیدین؟
موافقت کردم که شکوفه زیبایی رو باهم اداره کنین
ولی نگفتم که میتونین باهم بخوابین
باهم خوابیدیم
ولی اونطور نیست که شما فکرش رو میکنین
دیگه چطور میخواین باهم بخوابین؟
چرا خودتو کنترل نکردی؟
منظورتون چیه؟
اصلا اینطوری نیست
مادر
مادر
یان نان شینگ
...مادر
...میتونم توضیح بدم
...اون
...اون... اون
تو
...تو
نیستم
...اون
هستم
...اون
...اون
...تو
مادر
اونطور که فکر میکنی نیست
...اون
...اون
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:skye ویراستار: Raha
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.