All language subtitles for Follow.Your.Heart.2024.S01E20

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha

[قلبت رو دنبال کن]

[قسمت 20]

[تالار گوانگ یو]

صبح به این زودی اومدی اینجا

فکر میکنی دفعه قبل

به اندازه کافی سرزنشم نکردی؟

کلاست رو عقب نمیندازم

حرفم رو رک میزنم

میشه سند شکوفه زیبایی

و خونه یان نان شینگ زو

بهم بفروشی؟

پس برای زن برادرم

تصمیم گرفتی تا آخر با مادر بجنگی؟

آره

از اونجایی که

بهش میگی زن برادر

بهم کمک میکنی درسته؟

چرا باید بهت کمک کنم؟

سولو

امروز اومدم پیشت

میتونی فکر کنی

دارم بهت التماس میکنم

التماس میکنی؟

پس باید صادقانه تر باشه

میخوای چقدر صادق باشم؟

یان نان شینگ یبار گفت

آشپزیت عالیه

...من

به نظر میاد هیچوقت امتحانش نکردم

چی میخوای بخوری؟

مرغ آب پز با جوانه لوبیا

کیک برنجی با خرما

خیلی وقت میبره

امروز وقت کافی ندارم

وقتی غذاهام آماده شد

برای گرفتن سندا بیا

کیک برنجی با خرما

و مرغ آب پز با جوانه لوبیا خواستم

اینا چین؟

کیک کدو حلوایی

فرنی ساده

این صداقتته؟

جوانه لوبیا سرده

کیک برنجی از برنج رودخانه درست میشه

هر دوش غذاهاییه که

هضمشون سخته

از بچگی مشکل معده داشتی

مادر مدام به آشپزخانه یادآوری میکرد

حواسشون به غذاهات باشه

میدونم

همیشه سرت شلوغه

اما

باید یاد بگیری مراقب خودت باشی

برادر یادته؟

البته که یادمه

♫وقتی باد می وزد، قلب هم میزنه♫

♫ قدم به قدم، هیچ حرفی گفته نمیشه♫

اما اینا غذاهایی نیست که خواستم

هنوز به اندازه کافی صادق نیستی

برات آشپزی نکردم

تا ازت چیزی

در عوضش بگیرم

از غذات لذت ببر

من دیگه میرم

صبر کن

♫ما جفت روح هستیم♫

♫فقط بعد از آشنایی با تو♫

♫فهمیدم عشق واقعی وجود داره♫

♫جهان همیشه در حال تغییر است♫

♫هنوز به یاد دارم♫

♫ ستاره بودیم♫

اگه مادر ازت پرسید

چطوری

سندا رو گرفتی

اسم منو نیار

فقط یه بهونه ای بیار

مطمئن باش

ممنونم

♫ دعوتت میکنم♫

♫برای اینکه جایی تو قلبم بگیری♫

از غذات لذت ببر

مراقب باش. گرمه

♫شب با تو میشینم و به صدای باد گوش میدم♫

♫وقتی باد می وزد، قلب هم میزنه♫

♫ قدم به قدم، هیچ حرفی گفته نمیشه♫

♫در معرض دید قرار گرفتی♫

♫کی چهره ات تیره شد؟♫

♫و چقدر واضح هستی؟♫

♫قصد ندارم قلبت رو بشکنم♫

♫بی صدا در آغوشم بیفت♫

[خانه چهارم، کوچه تای پینگ، منطقه نان ‌هوا]

انتظارشو نداشتم

رئیس این چند روز

خونه جناب جیانگ بمونی

منم انتظارشو ندارم

سای آر

آشپز فرمانده شانگ شده باشه

انتظار نداشتم

جناب جیانگ و فرمانده شانگ

واقعا باهم صلح کرده باشن

آره

اونا واقعا آشتی کردن

عجیبه

باور نکردنیه

فرمانده شانگ

خیلی مرد بد اخلاقیه

رئیس

اینو نگو

فرمانده شانگ

فقط یکم اخلاقش عجیبه

داری ازش دفاع میکنی؟

واقعا درسته

الان حقوقت رو میده

جدی میگم

بعد اینکه چند روز رو

کنارش بودم

فکر میکنم بد اخلاقیش

بخاطر بینیش باشه

اعتماد به نفس داشته باش

احتمالا رو بذار کنار

خیلی رو مخی

رئیس

تو طبیب بزرگی هستی

احتمالا میتونی بینی فرمانده شانگ

رو درمان کنی درسته؟

راستش

غیر ممکن نیست

اما همیشه احساس میکنم

شاید اخلاقش

بخاطر نقاب صورتش نباشه

بلکه بخاطر اینکه

روی قلبش یه نقاب هست

روی قلبش؟

رئیس

همه چیز بسته بندی شده

باشه

این

برای بانو بائوئه

این

برای بانو ژانگه (م: یعنی زنی که ازدواج کرده)

این

برای بانوی جوان ژانگه (م: یعنی یه زن مجرد)

برین

صبر کنین

موقع تحویل دادنشون

خیلی مراقب باشین

اجازه ندین کسی بفهمه

ما هنوزم مخفیانه تجارت میکنیم

مخصوصا شاهدخت

برین

جناب جیانگ

جناب جیانگ

امشب وقت داری؟

چرا؟

میخوام یه چیزی رو که

خیلی برات مهمه

بهت بگم

چیه؟

الان نمیتونی بگی؟

هنوز وقتش نرسیده

چطوره

اینو برات تحویل بدم

امشب زود برمیگردم

تا برات شام درست کنم

نمیشه

به بانو بائو قول دادم

ماساژش بدم

میتونی ماساژش بدی؟

...پس

خودم میبرمت تا اونجا

نه

خیلی تابلوئه

اگه کسی ما رو ببینه چی؟

خیلی خوب

زود برگرد

توام همینطور

خانه موسیقی دوازده

چایخانه لانگ شین

بازار ارواح و قمارخونه خانواده لی

تمام آثار هنری روی دیواراشون رو آوردم

چرا اینا رو میخوای؟

چیزی فهمیدی؟

بهره مخفیانه؟

آره

بدون استثنا، این آثار هنری

همشون جعلین

جعلی؟

میدونی چیه؟

کسی که اینا رو جعل کرده خیلی ماهر بوده

در نگاه اول

همشون واقعی بنظر میاد

همه مشاغل

و معاملات

در آخر

فقط یه دفتر هستن

توی تمام این دفترها

آثار هنری بالاترین قیمت رو دارن

مخصوصا این نقاشی

قیمتش از درآمد

شش ماه خانه موسیقی بیشتره (م: بچم دچار شوک طبقاتی شد)

خیلی گرونه

اما همینجوری

توی مغازه آویزون شده

منطقیه؟

پس باید کجا باشه؟

خب فقط بگو

چطوری از نقاشی های جعلی سود بردن؟

اول یه راه برای تایید

اصل بودن این نقاشی ها پیدا میکنن

بعدش اونا رو به قیمت بالا حراج میکنن

از اونجایی که جعلین

هیچکس اینا رو نمیخره

اما لی وو فانگ ادعا کرد

که خریدار مخفی پیدا کرده

آخرشم

یه شخص سوم پیدا کرده

تا این جعلی ها رو با

قیمت پایین دوباره بخره

اینجوری همه چیز قانونی میشه

و آثار هنری

رو میشه مجدد فروخت

اینکه جعلی ها رو گرون میخرن

بخاطر دستکاری اسناده

نیازی به پنهان کردن جعلی ها نیست

چی غر میزنی؟

هیچی

بعدش

باید چیکار کنیم؟

بعدش باید

افرادی رو که این

نقاشی های جعلی رو کشیدن پیدا کنیم

اینا رو بفروشیم

و معاملات رو تنظیم کنیم

فقط با مرتب کردن

...این تجارت میتونیم

میتونیم ثابت کنیم که

نقاشی ها جعلین

بانو یان

اشتباه میکنین

بانو یان

اشتباه نمیکنم

شکوفه زیبایی بسته شده

واقعا سخته

دوباره کرم های شما رو بخرم

...خوب

بیا یه جای دیگه صحبت کنیم

بانو

تو یه مشتری هستی

اما من تو رو یادم نمیاد

ظاهر معمولی دارم

طبیعیه که یادتون نباشه

ولی

داشتم بهتون فکر میکردم

و دنبالتون میگشتم

دنبال من میگردی؟

از این اعلامیه استفاده کردین

تا دنبال کسی بگردین درسته؟

پس این چیزیه که میگن

شکار یه ماهی بزرگ

با یه طعمه کوچیک

تو کی هستی؟

مهم نیست

چیزی که مهمه اینکه

مردت با من درگیر شده

مردی ندارم

اصلا هنوز ازدواج نکردم

بانو یان خیلی خوش اشتهایی

شایعه شده که جیانگ شین بای ازدواج کرده

عروسش

تو بودی، درسته؟

همه چیز رو فهمیدم

وگرنه نمیدزدیدمت

تو با جیانگ شین بای ازدواج کردی

ولی دنبال یه مرد دیگه میگردی

بانو

تو خیلی جالبی

نمیدونم درباره چی صحبت میکنی

چی مخوای؟

هیچی

میخوام جیانگ شین بای بیاد اینجا

...نمیدونم

نمیدونم کی هستی

اما فکر میکنم اشتباه فهمیدی

رابطه من با اون

چیزی که فکر میکنی نیست

...اون

اون منو بخاطر پشینیه ام تحقیر میکنه

باهات رک حرف میزنم

خیلی وقت پیش با نامه طلاق

منو طلاق داده

همچین مرد نمک نشناسی رو

با گروگان گرفتن من

نمیتونی بیاری اینجا

نمیتونی گولم بزنی

میتونم ببینم که

جیانگ شین بای چقدر بهت اهمیت میده

واقعا اشتباه متوجه شدی

...پس

بیا شرط ببندیم

چرا هنوز برنگشته؟

ارباب

قرار بود اونو از پیش بانو بائو برگردونی

پس کجاست؟

بانو بائو گفت که

بانو یان یک ربع به ساعت شش

از خونه رفته

آنقدر زود رفته؟

آره

بانو بائو از بانو یان

دعوت کرده برای شام بمونه

اما بانو یان گفته

امشب یه قرار مهم داره

و رفته

یه چیزی مشکوکه

برو به شانگ بی لی خبر بده

بعدش

با افسرای دیگه برو دنبالش

زود باش

چشم

الان میرم سراغش

اگه نمیخوای بمیره

بیا خانه موسیقی دوازده

فقط خودت تنها بیا

!جیانگ شین بای

بالاخره اومدی

اگه نمیومدم

چطور میتونستم خودم بگیرمت؟

دیوان بازرسی الان

دنبال شواهدی میگرده که

تو رو به فروختن زورنیا متهم کنه

انتظار نداشتم

خودت مدرکو بزاری توی دستم

صبر کن

صبر کن

شما دونفر باهم نیستین؟

...تو

نگرانش نیستی؟

اگه بمیره

هم یه مرگ ارزشمند داشته

چون برای یه هدف درست بوده

چی گفتم؟

بهت که گفته بودم

فقط میذاره بمیرم

جیانگ شین بای

!توی نمک نشناس

یان نان شینگ

بارها توی تله دشمن افتادی

حوصله ندارم

دوباره نجاتت بدم

...تو

صداش رو شنیدی؟

!بذار برم

ازش نمیگذرم

ارباب جوان لی

میخوام بهت یادآوری کنم

آدم دزدی

ده سال محکومیت داره

آدم کشی

همون جرم زورنیا رو داره

درجا اعدام میشی

با دقت بهش فکر کن

جناب جیانگ

فقط با بانو یان

یه شوخی کردم

من... الان میذارم بره

اینکه

دزدی نیست مگه نه؟

!یان نان شینگ

خیلی خوب نقش بازی میکنی

تقریبا گولتون رو خوردم

ادامه بدین

به نقش بازی کردن ادامه بدین

لی وو فانگ

ازم خواستی بیام اینجا

چی میخوای؟

ازت میخوام مغازه ام رو برگردونی

انجامش میدی؟

ازت میخوام

دیگه درباره زورنیا تحقیق نکنی

بهم گوش میدی؟

حالا که گوش نمیدی

یکی از شما

باید امروز اینکه بمیره

یا تو میمیری

!یا اون میمیره

دست نگهدار

خوابشو ببینی

واقعا؟

باشه

من باید بمیرم

تا بذاری بره؟

آره

باشه

بهم بگو

چطوری میخوای بازی کنی؟

جناب جیانگ

تو باعث شدی همه چیزم رو از دست بدم

اول

میخوام زانو بزنی

!و ازم عذرخواهی کنی

نه، جیانگ شین بای

!جیانگ شین بای

!زانو نزن

!زانو نزن

زانو میزنی

یا نه؟

نگاه کن

!جیانگ شین بای

رئیس دیوان بازرسی

واقعا برای یه زن

جلوی من زانو زد

واقعا غرور نداری

حالا

بزنش

!شدیدا بزنینش

!نه

!نزنش

!جیانگ شین بای

تمومش کنین

مبارزه کن

!جیانگ شین بای

دیگه نزنش

یان نان شینگ

چشماتو ببند

نگاه نکن

!نه

ازش دور شین

ادامه بدین

!بزنش

!جیانگ شین بای

باهاشون بجنگ، جیانگ شین بای

!جیانگ شین بای، بلند شو

!باهاشون بجنگ

!جیانگ شین بای

!باهاشون بجنگ، جیانگ شین‌ بای

دیگه کتکش نزنین

تمومش کنین

!لی وو فانگ

همه عرضه ات همینه؟

آ فو

!نههه

!نه

!نه

!نه

عجب عشق جدایی ناپذیری

بعد از مرگتونم

کنارهم بمونین

جیانگ شین بای

جیانگ شین بای حالت خوبه؟

!جیانگ شین بای

!جیانگ شین بای

!جیانگ شین بای

گریه نکن

حالم خوبه

خودت رو ببین

اصلا خوب نیستی

متاسفم

همه اش تقصیر منه

تقصیر منه که زخمی شدی

منو سرزنش کن

همه اش تقصیر منه

تقصیر تو نیست

تو فقط میخوای برادر بزرگت رو پیدا کنی

برای همین اونا ازت سوء استفاده کردن

نه

میخوام پیداش کنم

تا مجبتش رو جبران کنم

اون احساسی رو که فکر میکنی

بهش ندارم

هیچ چیزی بین من و اون نیست

بهم اعتماد کن

میدونم

بهت اعتماد دارم

یان نان شینگ

الان برادر بزرگت

باعث شده احساس گناه کنی

حتما سالم میمونم

دیگه نگرانت نمیکنم

فقط برای این

حتما زنده میمونم

بهم قول بده

سالم بمونی

و عمر طولانی داشته باشی

دوباره صدمه نبین

بهت اجازه نمیدم

دوباره صدمه ببینی

مهم نیست چه اتفاقی میوفته

ازت محافظت میکنم

دیگه تکرار نمیشه

گریه نکن

نمیخوام ازم محافظت کنی

میخوام از همدیگه محافظت کنیم

منم ازت محافظت میکنم

صورتت از اشک خیس شده

احمق

گریه نکن

من خوبم

پدرزن

اون پسر احمق تنهایی عمل کرد

و چیزی که حقش بود سرش اومد

نه تنها باعث شد

یک سال حقوقت قطع بشه

بلکه باعث تنزل رتبه منم شد

حالا که به اینجا رسیدیم

فکر میکنم

باید ازش دست بکشیم

درسته اون پسر واقعیت نیست

اما بزرگ شدنش رو دیدی

به جای فکر کردن به اینکه

چطوری جیانگ شین بای رو شکست بدیم

میخوای پسرت رو ول کنی؟

کاش انتخاب دیگه ای داشتیم

اما اونا ما رو به گوشه هل دادن

فکر نمیکنم

بتونیم بهش کمک کنم

جیانگ شین بای

فقط صبر کن و ببین

حتما

کاری میکنم تاوانش رو پس بدی

[دیوان بازرسی] [ده روز بعد]

[ده روز بعد]

[پایداری عدالت]

تا کشتن

یه مقام دربارم پیش رفتی

به نظر میرسه

واقعا چیزهایی هست

که میخوای ازم مخفیش کنی

هیچی بهت نمیگم

پدربزرگم نمیذاره الکی

اینجا بمیرم

اگه چیزی بهت بگم

واقعا میمیرم

حرف منطقی زدی

ولی

میتونم کاری کنم که آرزوی مرگ کنی

ارباب جوان لی حتما تجربش نکردی؟

شاید جناب لو

بتونه زنده نگهت داره

اما من

میتونم تصمیم بگیرم

بقیه عمرت رو چطوری زندگی کنی

آدم دزدی و قتل

حداقل مجازاتش تبعیده

نمیدونم

جایی هست که بخوای بری یا نه

یاژو خوبه

اکثر مسئولینی که فاسد بودن

به اونجا رفتن

متاسفانه

تو یه مقام دولتی نیستی

میترسم

نتونی بری یاژو

بذار فکر کنم

ارباب جوان لی برف دوست داری؟

توی یوژو از ماه پنجم

تا سال بعدش برف میباره

همه جا سفید از برقه

خیلی قشنگه

با این حال

پیدا کردن غذا

توی اون جای دورافتاده سخته

لینگ نان هم خوبه

اونجا همیشه تابستونه

متاسفانه

هوا سمیه

و آفاتی مثل مارها، حشرات و موش ها

همه جا هستن

چی شی هم یه انتخابه

کویر اونجا باشکوهه

فقط خیلی دوره

شنیدم

خیلی از مردم توی راه اونجا

از گرسنگی و تشنگی مردن

کجا میخوای بری؟

جیانگ شین بای

چی میخوای بدونی؟

ارباب جوان لی

خیلی به آثار هنری که

جمع کردی علاقمندم

فقط میتونم بهت بگم

شخصی که اونا رو خریده

من نبودم

جناب جیانگ

از تلخی میترسی؟

اگه میخوای تو بخورش

مخالفتی ندارم

نه، جیانگ شین بای

سرت هم مشکل داره؟

نزدیک بود خودتو به کشتن بدی

چرا لی وو فانگ رو بخشیدی؟

باید به اعدام محکوم میشد

چرا تبعیدش کردی؟

چقدر وراجی

میزاری اول دارومو بخورم؟

بهرحال موافق نیستم

برای گرفتن هر تصمیمی

به اجازه ات نیاز ندارم

برام مهم نیست

من جونت رو نجات دادم

ممنونم

چرا نمیپرسی

من، فرمانده شانگ

چطوری توی خانه موسیقی دوازده

پیدات کردم

تو خیلیم احمق نیستی

تونستی چیزی رو که توی سایه مخفی شده بود پیدا کنی

منظورت چیه؟

اگه ازم تعریف کنی میمیری؟

شوخی نمیکنم

...این

یه تعریفه

منم شوخی نمیکنم

نمیتونی لی وو فانگ رو ول کنی

ولی

اگه این موضوع رو خیلی بزرگ کنیم

اون عوضیا میفهمن که

یان نان شینگ نقطه ضعف منه

خودت رو ببین

چرا آنقدر مجنون شدی؟

خیلی زخمی شدی

ولی همچین سرنخ کوچیکی بدست آوردی

چقدر ناامید کننده

بهش فکر کن

زمانم خریدیم

درسته فقط دوماهه

اما هر روز اضافی مهمه

چیزی نیست

!خیلی عصبانیم

!خیلی عصبانیم

باید لی ووفانگ رو پاره کنم

تا عصبانیتم رو خالی کنم

شنیدم که لی وو فانگ

به لینگ نان تبعید شده

به چیزی رسید که حقشه

براش خیلی کم بوده

میدونی چیه؟

اونو باید به

کوه های دور افتاده تبعید میکردن

تا خوراک حشرات بشه

لیاقت بدتر از اینم داشت

یکی مثل اون

باید خوارک مارهای سمی بشه

یا هم تکه تکه بشه

درسته

رئیس

تصمیمم رو گرفتم

از این به بعد شبانه روز کنارت میمونم

نمیذارم دوباره توی خطر بیوفتی

مهم نیست چی میشه

رئیس

این مدت

همینطوری نرو بیرون

حتی اگه بخوام برم بیرون

هم نمیتونم

اون حبسم کرده

کی میتونه رئیسمون رو حبس کنه؟

با کمال میل اونجا میمونی درسته؟

سای آر

میدونی چیه؟

فکر کنم حق با تو بود

شانگ بی لی

آنقدرها هم که فکر میکردم بد نیست

اون اینبار برای کمک بهمون اومد

بهش فکر کن

چطوری میتونم کمکش کنم؟

رئیس

اگه میخواین

از فرمانده شانگ تشکر کنین

چطوره براش

بینیش رو درست کنین؟

بهم اجازه اش رو میده؟

میده

چرا؟

سای آر

اینبار میخوای چیکار کنی؟

[تالار جینگ شنگ]

چرا اینجایی؟

پیشکار کجاست؟

چرا اینکارو بهت سپرده؟

خودم خواستم

بهم اجازه دادی توی خونت بمونم

حتی بهم حقوقم میدی

باید بیشتر کار کنم

فرمانده شانگ

از حمومتون لذت ببرین

برام مهم نیست

...ولی

بالاخره تو دختری

راحت نیست

میتونی بری

نه

اگه برم

کی براتون آب گرم اضافه میکنه؟

خوب... این چطوره؟

فرمانده شانگ نگران نباش

قسم میخورم نگاه نکنم

پشت پرده میمونم

کاری داشتین صدام کنین

از حمومتون لذت ببرین

...تو

فرمانده شانگ

وقتی حمام میکنی

نقابتو برنمیداری؟

یه بار دیدمت

موقع خوابم زدیش

نفس کشیدن سخت نیست؟

بهش عادت کردم

وقتی آخرین بار برداشتمش

ازم ترسیدی؟

نه

چرا بترسم؟

فقط وقتی بعدا

فهمیدم حس بویایی نداری

برات متاسف شدم

متاسف؟

نمیتونی چیزا رو بو کنی

حتما حس چشاییت هم تحت تاثیر قرار گرفته

تعجبی نداره آخرین بار

همه غذاهامو خوردی

در واقع، آشپزیت

بد نیست

ممنون فرمانده شانگ

فرمانده شانگ

این کیسه عطر پر فروش

شکوفه زیباییه

بوی عالی داره

درسته نمیتونی بوش کنی

اما فکر میکنم بتونی امتحانش کنی

بوش چطوره؟

...یه بویی شبیه

گاردنیا

و سرو میده

کاش میتونستم بوش کنم

جدی میگی؟

فرمانده شانگ

رئیسم میتونه زخم صورتت رو درمان کنه

میتونه بینیت رو درمان کنه

توام فکر میکنی بینیم مشکل داره؟

نه نه

برات سوء تفاهم نشه

...من

فقط میخوام بتونی

دوباره عطر های این دنیا رو بو کنی

درباره اش فکر کن

بعد از اینکه بینیت درست شد

میتونی

گلهای معطر

و غذاهای خوشمزه رو بو کنی

این عالی نیست؟

اما زندگی هیچکس

کامل نیست

ممنونم

فقط باهاش کنار میام

باهاش کنار میای؟

چطور میتونی باهاش زندگی کنی؟

پشیمون میشی فرمانده شانگ

فرمانده شانگ

باهات رک حرف میزنم

عصبانی نشو

این فقط برای حس بویاییت نیست

راستش منم میخوام ببینم

با بینی چه شکلی میشی

فرمانده شانگ؟

فرمانده شانگ؟

!فرمانده شانگ

بیا داخل کمکم کن

!بیهوش شد

عجله کن رئیس

ممکنه خیلی زود به هوش بیاد

چقدر دارو بهش دادی؟

دو تا ازش رو

توی کیسه گذاشتم

دو تا؟

این برای بیهوش کردن ببر کافیه

ممکنه دو روز متوالی خواب باشه

فرمانده شانگ قوی تر

و خشن تر از یه ببره

حالا که میدونی خشنه

چرا اینکارو کردی؟

میخوای بمیرم؟

رئیس بهت اطمینان میدم

خودشم اینو میخواد

لطفا

عجله کن

فردا باید بریم سرکار

طبیب یان فقط انجامش بده

هنوز به حساب شما دوتا نرسیدم

تو زخمی شدی

چرا اینجایی؟

همینطور تو

کی دعوتت کرده؟

ساکت باش

اصلا کمک نمیکنی

طبیب یان

بی لی بینی‌اش رو تقریبا

بخاطر من از دست داده

این حسرت زندگی اون

و زندگی منه

امیدوارم بتونه

خود قدیمیش رو پیدا کنه

رئیس، رئیس

دستش داره تکون میخوره

!عجله کن

عجله کن

بسپارس به من

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.