All language subtitles for Follow.Your.Heart.2024.S01E11

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha

[قلبت رو دنبال کن]

[قسمت 11]

[شکوفه زیبایی]

!عالیه! عالیه

همگی

من یان نان شینگ هستم

توی پایتخت تازه واردم

با تشکر از کمک همتون

دارم یه مغازه کوچیک

توی منطقه رویی باز میکنم

اسمش شکوفه زیباییه

!عالیه! عالیه

همه به مغازه ام خوش اومدین

لطفا راهنماییم کنین

امیدوارم کسب و کارم رونق بگیره

و برای همه شما موفقیت

ثروت بزرگ

و یه عشق افسانه ای رو

آرزو میکنم

همگی

لطفا بفرمایید داخل

چیکار میکنی؟

صورتمو لاغر میکنم

به این همه بخار نگاه کن

سلام، خوشگلا

بانو بائو

خیلی خوشگلین

اونجا یه بخش دیگه هست

سلام بانو بائو

این چطوره؟

عالیه

واقعا؟ منم یکی میخوام

بانو بائو

بانو یان

بانو یان

مغازه ات عالیه

اینجا

یه منطقه آرایش

حمام های بخار

و یک اتاق چای داریم

همش اونجاست

چقدر بافکری

همتون نباید بیاین

نشان عضویت بگیرین؟

!آره

توی مغازه ام

هیچ نشانی

گرون فروشی

و فریبی نیست

اینجا فقط انواع مختلف

کرم های زیبایی گیاهی طبیعی داریم

پنج قوطی یک جلسه بخار رایگان داره

اگه دوبار جلسه بخار برین

یه کرم مجانی میگیرین

کسی علاقمنده؟

!من! من

نگاه کن، نگاه کن

دو جلسه میخوام

رئیس

امروز اینجا توی مغازه امتحانش میکنم

!منم میخوام امتحان کنم

ساکت، ساکت

شما انواع مختلف پوست رو دارین

برای همین به کرم های متفاوتی نیاز دارین

بذارین بهتون معرفیشون کنم

این یکی

اسمش پودر یشمه

میتونه پوستتون رو روشن کنه

و چین و چروک ها رو کم کنه

کی میخواد امتحانش کنه؟

!من! من

ازم نگیرش

بعلاوه

این یکی

اسمش کرم هفت سفیده

بوش کنین، بو کنین

بوی عالی میده

این یکی

میتونه خشکی پوست رو برطرف کنه

و پوست تیره رو روشن کنه

کی میخواد امتحانش کنه

!من! من

پوست رو روشن میکنه- باشه-

این یکی

اسم شگفت انگیزی داره

اسمش پودر پریه

اگه آکنه

یا جوش دارین

این کرم

براش درمان خوبیه

بعد استفاده مداوم ازش

میتونه پوستت رو صاف

و درخشان کنه

کی میخواد امتحانش کنه؟

!من! من

بانو یان

چیزی برای قطعی

ریزش مو هست؟

بعد از بدنیا آوردم بچه ام

ریزش موهام

واقعا دیوونه ام کرده

بانو

جای مناسبی اومدین

این

کرم رشد مو با ترکیبات منحصر به فرده

داخلش کتیرا

ریشه گلپر تایوان

و گلپر چینی هست

اینو ببرین خونه

و هر روز به مدت دوساعت سرتون رو باهاش ماساژ بدین

بعد از چند روز

معجزه اش رو می بینین

یکی میخوام- یکی میخوام-

آروم باشین، آروم

گوش بدین

همه به ردیف صف بکشین

تا بهتون لوح خرید بدیم

همه میتونین یه شماره بگیرین

برای همه هست

عجله نکنین

یواش تر

آروم

برای همه هست

ارباب

بگین این همه اتفاق

خیلی تصادفی نیست؟

چایخانه یونگ آن

همیشه چشم و گوش ما بوده

پیشاهنگمون

این چند روز همه دقتش

روی سائو ون چوان بوده

اما به طور غیرمنتظره ای متوجه شد

بانو یان اینجا مغازه باز کرده

پیشاهنگ فکر کرده مشکوکه

و گزارشش کرد

چی مشکوکه؟

چطوره

بذارین شخصا بهتون گزارش بده

بیا تو

ارباب

همه چیزایی رو که این چند روز فهمیدی

کاملا برای ارباب توضیح بده

چشم

ارباب

مغازه آریشی جدید

که اسمش شکوفه زیباییه

یه چیزی درباره اش عجیبه

فقط یه مغازه آرایشه، چیش عجیبه؟ (م: موزمار)

صاحب شکوفه زیبایی

یان نان شینگه

ارباب

اونو یادتون رفته؟

همون دختریه که

چند روز پیش

شما رو گروگان گرفت

البته که ارباب یادشه

ادامه بده

پیشینه اون دختر رو دیدیم

قبلا یه طبیب دوره گرد بوده

و مدتی پیش از هه من وارد پایتخت شده

از هه من اومده

و به بازار ارواح رفت

و شما رو گروگان گرفت

ارباب

این خودش خیلی عجیبه

کارت خوب بود

از اونجایی که نمیتونیم بفهمیم زورنیا چطوری وارد شهر شده

واقعا باید آدمای مشکوکی رو که

تازه وارد شدن شهر رو بررسی کنیم

ولی

اون با زورنیا ارتباطی نداره

نمیخواد زیر نظرش بگیری

چشم

ارباب

خواستین بفهمم

بانو یان کجا زندگی میکنه

رفتین دیدنش؟

چطوره که حتی نمیدونستین

یه مغازه آرایشی باز کرده؟

دوباره باهم دعوا کردین؟

چطوره؟

برای شام

دعوتش کنم بیرون

و مهمان نوازیمون رو نشونش بدم

یائو چیان شو

از کی تا حالا

آنقدر بیکار شدی؟

در آینده

دوباره با چیزی که با زورنیا ارتباطی نداره

نرو روی مخم

بگیرش

چشم

ارباب ما

فقط بلده تظاهر کنه

معلومه واقعا میخواین

براش جبران کنین

آروم اینجوری دست بزن

ضربه بزن و ضربه بزن

بعدش جذب میشه

تفاوت خیلی زیادی داره

نگاه کن

بذار ببینم

این دست کیه؟

خیلی صافه

خوشحالم که دوستش داشتی

بانو یان

عمه ات گفت تو یه تازه کاری

واقعا خیلی متواضع بود

بانو یان

مطمئنم کارت

بهتر و بهتر میشه

باید یه سری رو استخدام کنی

بهت چند نفرو معرفی میکنم، مجانیه

ولی میتونی

اینو بهم ارزون تر بدی؟

خوب ببین، بانو یائو

شما توی اجاره

بهم تخفیفی ندارین

منم این کرم ها رو میفروشم

تا بتونم اجاره شما رو بدم

درست نمیگم؟

به عنوان یه تاجر

کارت عالیه

باشه

بهت اعتماد دارم

گرونم باشه میخرمش

بفرمایید

منم یکی میخوام

منم یکی میخوام

منم یکی میخوام

واقعا؟

منم همینطور

اینجا دیگه ازشون ندارم

یکی از طبقه بالا برات میارم

یک دقیقه صبر کن

نگاه کن

هرجا میرم میبینمش

همه جا هست

جیانگ شین بای چطوری

تونست منو بشناسه؟

نکنه اشتباه گفتم؟

وای نه

مهم نیست چطوری

باید هرچه زودتر دفترچه نقاشیم رو پس بگیرم

وگرنه رازم رو میفهمه

خوشبختانه توی هه من، جیانگ شین بای

نشونی خونه اش رو بهم داد

قبل از پاره کردنش بهش یه نگاهی اندختم

به عنوان رئیس دیوان بازرسی

و شاهزاده یوئه جیانگ

واقعا هیچ خدمتکاری نداره

جیانگ شین بای

مطمئنم باید چندتا

راز تاریک داشته باشی

این مرد

وسایلش خیلی مرتبه

یه مرد که

خیلی مرتب باشه یا مشکل داره

یا منحرفه

یان نان شینگ

جیانگ شین بای

چرا

نقابم رو برنداشت؟

نمیخواست لوم بده؟

میدونستی اگه نقابم رو بردارم

اما نتونی منو بشناسی

بهم ثابت میکنی حدسم درسته

جیانگ شین بای

مطمئنم کوری چهره داری

[شکوفه زیبایی]

شماره 32

اینجا

بانو چنگ

تو هم اومدی

منم توی صف منتظرم

برام نوبت بگیر

و بهم بگو کی نوبتم میشه

گارد سلطنتی؟

آره

دیوان بازرسی و گارد سلطنتی

همیشه مقابل همدیگه ان

چند روز پیش شنیدم که

حتی توی

بازار ارواح با هم درگیر شدن

منو چنگ نزن

منم درباره اش شنیدم

بنابراین

دیوان بازرسی نمیخواد

گارد سلطنتی چیزی درباره اش بدونه

درسته؟

کی میتونه از دیوان بازرسی نقطه ضعفی داشته باشه؟

حتی اگه قراره نقطه ضعفی باشه

باید روی گارد سلطنتی باشه

اونا

هر روز به صورت غیرقانونی برای مردم مشکل میتراشن

مردم همه ازشون عصبانین

پس کجا میتونم

گارد سلطنتی پیدا کنم؟

بانو یان

میخوای آروم

به گارد سلطنتی نزدیک بشی

اینجوری اونا ازت

پول کمتری میگرن، درسته؟

برو خونه موسیقی دوازده

شنیدم که

وقتی گارد سلطنتی

درحال انجام وظیفه نیستن

برای نوشیدن و تفریح میرن اونجا

بانو بائو

واقعا همه چیز رو میدونی

شرمنده ام میکنی

به روستاهای اطراف

پایتخت پیام بفرست

بگو افرادی رو برای گشتن

کوه های نزدیک بفرستن

سائو ون چوان توی جوونی یه شکارچی بوده

شاید

توی کوه های نزدیک مخفی شده باشه

بعلاوه

سائو ون چوان

خانواده و دوستی نداره

اما توی ده سال گذشته

باید شخص آشنایی نزدیکش بوده باشه

شاید برای کمک رفته پیش اونا

ارباب

مغازه شکوفه زیبایی

براتون یه نامه فرستاده

[یان نان شینگ از شکوفه زیبایی]

ارباب

پس با اجازه مرخص میشم

امشب ساعت نه توی

خانه موسیقی دوازده بیا دیدنم

باهات کار مهمی دارم

اونجا میبینمت

اگه نیای

پشیمون میشی

آفرین یان نان شینگ

جایی رو انتخاب کردی که

گارد سلطنتی همیشه رفت و آمد داره

خیلی باهوشی

فهمیدی

بزرگترین رقیبم کیه

!عالیه! عالیه

زود باشین دخترا

واقعا تحت تاثیرم قرار دادی

دخترا اینجا آواز میخونن و میرقصن

چون باید زندگی کنن

واقعا یه نفر هست که بهم پول بده

تا فقط یه شب توی

خانه موسیقی دوازده رقصنده بشه

زندگی درباره

امتحان کردن چیزهای مختلفه

باشه

بعدا به جای من برو

میتونی پیپا بزنی؟

نه

مشکلی نیست

افراد کمی برای گوش دادن

موسیقی میان اینجا

فقط همینطوری رشته ها رو

برای حفظ ظاهر بزن

برو لباستو عوض کن

ممنونم

بانو

لباستون

خیلی قشنگه

این لباس سنتیه که

دخترای قبایل مرزی برای رقص عبادت میپوشن

رقص عبادت؟

اینجا محبوبه؟

نه

یه مشتری این رقص رو دوست داره

مخصوصاً برای اون می رقصم

کیه؟

شانگ بی لی، فرمانده گارد سلطنتی

هربار که میاد ازم میخواد اینجوری لباس بپوشم

و پشت پرده شفاف برقصم

هیچوقت نخواسته خودم رو ببینه

اما خیلی توی پول سخاوتمنده

به نظر کار خوبی میاد

فرمانده شانگ بداخلاق

و ترسناکه

من باید برم

اگه دیر کنم عصبانی میشه

فرمانده شانگ

سرگرمی خاصی داره؟

قبل از اینکه قبیله جایا

با دشمناش وارد جنگ بشه

اونم اینجوری لباس میپوشید

تا به سربازا روحیه بده

توی نگاه اول

جذبش شدم

جایا

جایا؟

جایا

جایا

پس شانگ بی لی

مخفیانه بانو جایا رو دوست داشت؟

شانگ بی لی میدونه که جیانگ شین بای

به مرگ جایا ارتباط داره؟

شانگ بی لی بخاطر همین

توی بازار ارواح بهش سخت گرفت؟

اون میدونه

جایا توی پرونده زورنیا نقش داشته؟

به نظر میرسه فقط یه رابطه بد

گارد سلطنتی و دیوان بازرسی نیست

شانگ بی لی یه دشمنی شخصی

با جیانگ شین بای داره

بانو کجا بودی؟

خیلی وقته دنبالت میگردم

برو لباستو عوض کن

گروه بعدی ماییم

[خانه موسیقی دوازده]

از این طرف لطفا

میدونم بویایی خوبی داری

خوشبختانه از قبل آماده شدم

از سرخاب و رژ مخصوص

رقصنده ها استفاده کردم

یان نان شینگ

شناختن من به این معنی نیست

که تو کوری چهره نداری

باید بوی گیاه های دارویی بدنم باشه

که منو با بقیه رقصنده ها متمایز میکنه

واقعا انتظارش رو نداشتم

بتونم بین رقصنده ها ببینمت

اعتراف میکنی؟

به چی؟

انکارش نکردی

پس فکر میکنم قبولش کردی

یان نان شینگ

اینجا جایی نیست

که تو بیای

تو بی پروایی

اگه اتفاقی بیوفته

نمیتونم تضمین کنم

بتونم نجاتت بدم

نیازی ندارم نجاتم بدی

بهم بگو

منو دعوت کردی

جایی که گارد سلنطتی جمع میشن

چی میخوای؟

دفترچه نقاشیم رو برگردون

اون شب رفتی خونه من؟

آره

من رفتم

نقابم رو برنداشتی

که تایید میکنه

تو کوری چهره داری

بدش به من

وگرنه رازت رو

جلوی گارد سلطنتی

فاش میکنم

ببینم چطور میخوای حلش کنی

یان نان شینگ

هیچوقت برنامه نداشتم

دفترچه ات رو نگه دارم

اون شب

بعد از اینکه از خونت رفتم

بهش فکر کردم

فکر کردم بهت اهمیت میدم

اما منجر به سوء تفاهم شد

بعدش چی؟

برای همین

فردا

بیا دیوان بازرسی دفترچه ات رو بگیر

نه

اگه یه تله باشه و توش بیوفتم

تبدیل به یه ماهی توی بشکه میشم

بهت اعتماد ندارم

پس میفرستمش شکوفه زیبایی

خوبه؟

این بدترم هست

اونجا یه تجارت دارم

تو رئیس دیوان بازرسی هستی

اگه بیای توی مغازه ام

تاثیری بدی میزاره

پس میخوای چیکار کنم؟

من چی میخوام؟

اگه روراستی

باید امشب برام میاوردیش

من که نمیخوام

همچین چیز مهمی رو به

قلمرو گارد سلطنتی بیارم

زورنیا

بوی زورنیا میدی

چیزی نیست

مست شده

برو برو

به کارت برس

بدنش بوی زورنیا میده

افرادی که به زورنیا دست میزنن

بی حال میشن

اون حالش خوبه

از طبقه دوم اومد پایین

ممکنه کسی

توی اتاق های طبقه دوم

زورنیا نگه داشته باشه؟

اون رفته اونجا

و بوش روی بدنش نشسته

یک نفر واقعا جرات کرده

زیر بینی رئیس دیوان بازرسی

زورنیا مخفی کنه

...اینقدر جسورانه

تو کی هستی؟

متاسفم

اتاق رو اشتباهی اومدم

متاسفم

چطوره؟

چیزی پیدا کردی؟

انتظار نداشتم

از همچین روش مخفیانه ای برای

دوری از توجهات استفاده کرد

به نظر میاد که

جمع آوری زورنیا توی هه من

منجر به کمبودش توی پایتخت شده

بنابراین

از یه راه دیگه ای برای انتقال زورنیا استفاده کردن

درسته پیچیده تره

اما حداقل

فعلا کارشون رو حفظ کردن

بعلاوه

محرمانه ترم هست

خیلی وقته شنیدم شانگ بی لی دستاش تمیز نیست

نه تنها تجارت شخصی داره

بلکه اجازه میده

زیردستاش با زورنیا درگیر بشن

صدات رو بیار پایین

شانگ بی لی

طبقه دومه

!رئیس جیانگ

رئیس جیانگ همیشه از لذت های دنیوی دوری میکنی

معمولا

به اینجور جاها نمیای

...امروز چی باعث شده

برای ملاقات یه بانوی زیبا اومدی

الان منطقیه

اون خیلی آشنا به نظر میاد

همونیه که اون روز توی

بازار ارواح تو رو گروگان گرفت؟

رئیس جیانگ

واقعا تا وقتی که طرفت یه بانوی زیبا باشه

از مرگم نمیترسی درسته؟

امروز میتونم براتون چیکار کنم؟

فرمانده شانگ

چیشده؟

از اومدنم میترسی؟

میترسم

میترسم نتونم جلوی خودمو بگیرم

و همینجا بکشمت

منو بکشی؟

باشه

اما باید ببینیم

عرضه اش رو داری یا نه

پس بیا بفهمیم

عرضه اش رو دارم یا نه

...تو

من چی؟

فقط بچه ها دعوا میکنن

خیلی عجولین

اینجا خیلی مجلله

همه چیز گرون به نظر میاد

اگه چیزی رو بشکنین و مجبور باشین پولش رو بدین چی؟

تو هنوزم بهم بدهکاری

دعوا نکنین

فرمانده شانگ

فرمانده شانگ

واقعا متاسفم

خوب

من دخالت کردم

تا نذارم اون اذیتتون کنه

تازه

روی کمرش

ممکنه یه سلاح مخفی باشه

توی تله اش نیوفتین

تو دقیقا کی هستی؟

من

صاحب مغازه شکوفه زیبایی

یان نان شینگم

تو صاحب مغازه شکوفه زیبایی هستی؟

اخیرا خیلی مشهور شدی

شرمنده ام میکنین

همه اینا به لطف کمک های گارد سلطنتیه

کمک من؟

مگه آدم اون نیستی؟

چطور ممکنه؟

اصلا با هم آشنا نیستیم

ازش متنفرم

راستی

داشتم فکر میکردم حالا که اومدم

امشب براتون شام بخرم

اما امروز سرم شلوغه

یه بار دیگه

یه روز دیگه

حتما رسما ازتون عذرخواهی میکنم

چی؟

ولم کن

شانگ بی لی

بهت هشدار میدم

وظیفه گارد سلطنتی

حفاظت از پایتخت

و مردمه

امیدوارم یکم منظم باشی

تا اعلیحضرت

و مردم رو ناامید نکنی

اون مسته

نادیده اش بگیر

چی میگی تو؟

چطور تونستی به فرمانده شانگ بی ادبی کنی؟

الان برو خونه

من مستم؟

برو خونه و به کارات فکر کن

یه دفعه دیگه براتون شام میخرم

مست؟ من؟

کی مسته؟

تو مستی

اون مسته

خفه شو. بیا بریم

منتظرم بمون

نیتم خوب بود

خیلی کمکت کردم

باید ازم تشکر کنی

بدون من

میتونستی اینقدر زود بیای بیرون؟

چرا ساکتی؟

عصبانی شدی؟

فکر میکنی شرمنده شدی؟

واقعا عصبانی شدی؟

نه

پس چرا چیزی نگفتی؟

میخوام

ازت تشکر کنم

تشکر؟

برای چی؟

اگه امروز

تو منو

به خانه موسیقی دوازده دعوت نمیکردی

من همچین

سرنخ مهمی رو پیدا نمیکردم

این بار

بهم لطف کردی

بهت یکی بدهکارم

جبران میکنم

باشه

خودت اینو گفتی

پس باید

درست برام جبران کنی

باشه

...میخوام

برام یکی رو پیدا کنی

مشکلی نیست

پس موافقت کردی؟

درباره جزئیات

بعدا بهت میگم

ولی

هنوز باید

دفترچه ام رو پس بدی

من دیگه میرم

خوب موهات رو بشور

موهام؟

اون زن جیانگ شین بای رو مجبور کرد

وارد اتاق بشه

اما بعدش شخصا ازش محافظت کرد که بره بیرون

اون زن کیه؟

چه چیز خاصی داره؟

!مراقب باش

مواظب باش برادر رو چیان

مواظب باش برادر رو چیان

تویی- تویی-

بانو

دوباره همدیگه رو دیدیم

چرا از اون بالا افتادی؟

این بچه گربه

از درخت بالا رفته بود

و اونجا گیر کرده بود

رفتم بالا تا نجاتش بدم

اما لیز خوردم و افتادم

حالت خوبه؟

خوشبختانه

کالسکه شما جونمون رو نجات دادم

از بچه گربه پرسیدم

به نظر میاد

ارابه اتون رو شکستم

ارابه اتون باید گرون باشه

خودت چی فکر میکنی؟

اما به خاطر بچه گربه

ازت میگذرم

اینو به عنوان جبران لطفت توی بازار ارواح در نظر بگیر

بهرحال پولی ندارم بهتون بدم

از طرف بچه گربه

بهتون یه شاخه گل میدم

چرا بهم گل میدی؟

چون زن ها

مثل گلی هستن که در نهایت پژمرده میشن؟

البته که نه

این گل

نشون دهنده خوش شانسیه

بهترینا رو براتون آرزو میکنم

عوضی

!چه جراتی داری

زود باش بیا بیرون

پس بانو

با اجازه مرخص میشم

برادر رو چیان

بیا

بچه گربه رو بگیرین

ممنونم برادر رو چیان

ممنونم

نگهش دار اجازه نده فرار کنه

برادر رو چیان، تو فوق العاده ای

چه بچه گربه خوبی

پدر

مادر

من برگشتم

برگشتی

چرا اینقدر دیر برگشتی؟

توی کتابفروشی

کل بعد از ظهر رو مطالعه میکردم

توی راه برگشتم

با چندتا بچه بازی کردم

غذا رو برات گرم میکنم

قبل از اینکه بخورم

به پدر کمک میکنم

چیان آر

ما برده ایم

آهنگری شغل خانوادگیمونه

باید سر به زیر باشی

دست از رویاهایی که هیچوقت

محقق نمیشن بردار

درسته

رو چیان

پدرت درسته میگه

حتی اگه توی آکادمی امپراتوری قبول شده باشی

[بانو لیو]

ما نمیتونیم پولش رو بدیم [بانو لیو]

خودم بیرون کار میکنم

تا خرجمو بدم

حتی اگه به آکادمی امپراتوری بری

ما بازم برده اییم

[جناب لیو]

بازم نمیتونی مقام رسمی بشی [جناب لیو]

چرا وقتت رو تلف میکنی؟

حتی اگه نتونم مقام رسمی بشم

میتونم یه محقق بشم

و یه شخص محترم بشم

حتی اگه برده باشم

بازم میتونم موفق بشم

حالا که من اولین برده اییم

که تونستم وارد آکادمی امپراتوری بشم

پس در آینده

میتونم اولین برده ای باشم که

با علم از بردگی خارج شدم

لیو رو چیان به مدت یک سال برای

سائو ون چوان به عنوان حسابدارش کار میکرده

اون اولین برده سلسله است که

وارد آکادمی امپراتوری شده

چرا مشکوکه؟

شبی که به بازار ارواح رفتیم

لیو رو چیان استعفا داد

درست قبل از بستن بازار

اون بازار رو ترک کرد

درست زمانی که

سائو ون چوان توی مشکل افتاد

از پیشش رفت

یا از قبل

بهش خبر داده بودن

یا هم اینکه سائو ون چوان

بهش ماموریت خاصی داده

نظرتون چیه ارباب؟

اما سائو ون چوان

نمیدونست میخوایم بازار رو ببندیم

درسته

امیدوارم این فقط یه اتفاق باشه

با دقت بررسیش کنین

به اشتباه به یک مرد

با استعداد تهمت نزنین

چشم ارباب

ارباب

از گارد سلطنتی که در حال گشت بودن

شنیدم که با تمسخر میگفتن

شما دیشب

به خانه موسیقی دوازده رفتین

و تقریباً دوباره با شانگ بی لی دعوا کردین

خوشبختانه بانو یان

با یه سبد سبزی جلوتون رو گرفت

چخبر شده بود؟

کی رو مسخره کردن؟

یان نان شینگ؟

ارباب

اولین واکنشتون

دفاع از بانو یان بود

اونا بانو یان رو مسخره نکردن

شما رو مسخره کردن

شماها

با همدیگه آشتی کردین؟

برو تحقیق کن

چشم

همین الان میرم

[شکوفه زیبایی به یک فروشنده ماهر نیاز داره]

[شکوفه زیبایی]

بذار ببینم

اعلامیه استخدام

شکوفه زیبایی به یک فروشنده دختر نیاز داره که

باهوش و سخت کوش باشه

و همینطور ارتباطات قوی داشته باشه

تو میتونی انجامش بدی

ما هم میتونیم

منم همینطور

اون باید درباره طبابتم بلد باشه

بلدی؟

تو چطور؟

نه

خیلی سخته

بانو یان اومد بیرون

!بانو یان

کی باز میکنی؟

همه چیز آماده است

همگی

لطفا بفرمایید داخل

بانو یان

...این اعلامیه

با تشکر از محبتتون

به مغازه من

تجارتم در حال بهتر شدنه

نمیتونم همه کارا رو تنهایی انجام بدم

بنابراین

میخوام یکی رو استخدام کنم تا بهم کمک کنه

اگه کسی رو میشناسین

بهم معرفیش کنین

دستمزدی که میدم

بالاتر از حد متوسطه

حرف نزن، بیا بریم تو

بیا بریم

همگی خوش اومدین

مراقب باشین

از خودتون پذیرایی کنین

فکر کنین مغازه خودتونه

بانو بائو

اگه شخص مناسبی میشناسین

بهم معرفیش کنین

یکی رو میشناسم

کی؟

من

نمیتونم شما رو استخدام کنم

بعلاوه

جرات نمیکنم بذارم کارا رو انجام بدین

درسته؟

بانو یان

شکوفه زیبایی اولین

مغازه زیبایی پایتخته

به قول معروف

اولین کسی که چیز جدیدی رو امتحان میکنه

شجاع ترین شخصه

اما متاسفانه

برخی از مردم

نسبت بهت تعصب دارن

به اون مردم نگاه کن

مطمئنم فکر میکنن

این یه تجارت قانونی نیست

بعلاوه

برای یک دختر نامناسبه که

خونه رو برای کار ترک کنه

...پس اگه میخوای کسی رو استخدام کنی

بانو بائو

یهویی فهمیدم

یکم چین و چروک اطراف چشمتون هست

دوباره اومده بیرون؟

چرا کسی بهم نگفت؟

زود باش

بهش کمک کنین درستش کنه

خدایا بیچاره شدم؛ چروک شده

واقعا حقته

رئیس جیانگ

صبح به این زودی برای دستگیری مجرم اومدین بیرون؟

اومدم تو رو ببینم

توی مشکل افتادم؟

دیشب کمکم کردی

پس اومدم جبران کنم

گفتی میخوای دنبال یکی بگردی

کیه؟

رئیس جیانگ

واقعا مرد حرفتی

این همه راه اومدی جبران کنی

اسمشو

سن و ویژگی های صورتش رو بگو

هیچکدوم رو نمیدونم

نمیدونی؟

اسمش رو نمیدونم

یا نمیدونم چند سالشه

حتی نمیدونم

خونه خودش

یا دوستاش کجاست

حس ششم بهم میگه

هنوز زنده است

پس برای پیدا کردنش اومدم پایتخت

یه مرده؟

مرده

دقیق تر بگم

یه مرد جوونه

تقریبا همسن شماست

اون برات

خیلی مهمه؟

خیلی مهمه

با چیزایی که الان گفتی

نمیتونم کمکت کنم

اگه واقعا میخوای پیداش کنی

باید سرنخ های بیشتری بهم بدی

هر چه جزئیات بیشتر باشه بهتره

اما ما اون موقع کوچیک بودیم

هیچی یادم نمیاد

اگه چیزی یادت نمیاد هم بیشتر فکر کن

اگه میخوای پیداش کنی

باید بیشتر فکر کنی

...اون

...اون

بیخیالش، خودم دنبالش میگردم

سلام

شما صاحب مغازه شکوفه زیبایی هستین؟

تو کارمند بازار ارواحی؟

درسته

برای اعلامیه اومدم

اسمم لیو رو چیانه

از دیدنتون خوشحالم

...ایشون

اون مهم نیست

این کار رو میخوای؟

اما متاسفم

براش مناسب نیستی

میتونین برین

اگه چیزی به ذهنم رسید میام پیشت

لیو رو چیان؟

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.