All language subtitles for Follow.Your.Heart.2024.S01E10

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha

[قلبت رو دنبال کن]

[قسمت 10]

!یان نان شینگ

!یان نان شینگ

عقب وایسا

بزار تو حال خودم باشم

با من حرف نزن

چه بلایی سرت اومده؟

برو بیرون

باهام کاری نداشته باش

برو

!یان نان شینگ

بگو چت شده

اینجوری میتونم کمکت کنم

عقب وایسا، دنبالم نیا

عقب وایسا

!یان نان شینگ

عقب وایسا، برو بیرون

برو بیرون. برو بیرون

[چای]

دسته زورنیا رو پیدا کردم

یان نان شینگ

تمام این مدت

میدونستی اینجاست

و عمدا کشوندیم اینجا؟

یان نان شینگ

یان نان شینگ، چت شده؟

حالت خوب نیست؟

گمشو، بهم نگاه نکن

میدونم

هنوزم سرزنشم میکنی

توی هه من ازت سوء استفاده کردم

دیگه اینکارو نمیکنم

بذار از اینجا ببرمت بیرون

بعدا میتونیم حرف بزنیم

ارباب، حالتون خوبه؟

بیا تو

!نه

نمیتونم بذارم بقیه

منو اینجوری ببینن

صداش تغییر کرده

...اون

خواهش میکنم

یان نان شینگ؟

التماست میکنم

نگران نباش

من اینجام

نترس

بیا

بیا بریم

میبرمت بیرون

ارباب

حالتون خوبه؟

خوبم

مسئول دادگاه تشریفات

جناب هونگ اینجاست

ارباب جیانگ

ارباب جیانگ

خوب

به تعقیب و تحقیقتون کاری ندارم

اما توی بازار ارواح دعوا کردین

و همه جا رو گشتین

اگه مردم اینجا شکایت کنن

دادگاه تشریفت دولتی

باید پاسخگو باشه

بعلاوه

...مدارک

زورنیا داخله

بازار ارواح رو

باز کنین

چشم

بیا بریم

بهت گفتم حالش خوبه

♫همه چیز خیلی ناگهانی بود♫

♫نگاهی به اولین شکوفه او انداختی♫

♫لطفا اجازه بده♫

♫این احساس رو نسبت بهت داشته باشم♫

♫هر احساسی دلیلی داره♫

♫ مدت زیادی طول کشید تا اینو بفهمم♫

♫ولی تو خیلی خجالتی هستی و نمیتونی مطرحش کنی♫

♫آرزو داشتم دنیا رو ببینم♫

♫اما الان میخوام جلوت راحت بشم♫

♫اگه فرصتی برای بازگشت وجود داشته باشه♫

♫میتونیم فقط از قلبمون پیروی کنیم؟♫

♫اگه میتونستی سخاوتمند باشی♫

♫و یه ذره بهم گرما بدی♫

♫نمیذاشتم♫

♫توی سرخوردگی و ناامیدی منتظر بمونی♫

♫اگه نیازی به پنهان کردن احساساتمون نبود♫

♫چقدر میتونستیم جسور باشیم؟♫

از بازار ارواح اومدیم بیرون

کجا میخوای بری؟

میخوای همراهت بیام؟

نمیخواد بیای

!یان نان شینگ

♫ای کاش♫

برادر

اون زن کیه؟

اونو میشناسی؟

چرا ولش کردی؟

جناب سائو فرار کرد

اما من هنوز کارم

با تو تموم نشده

فرمانده شانگ

نصیحتم رو گوش بده

تو برای دولت کار میکنی

باید بدونی

چه کارایی رو

انجام بدی و انجام ندی

سرت به کار خودت باشه

سولو

درباره شانگ بی لی چقدر میدونی؟

میخوام بهت یادآوری کنم

که بعضی از مردم

اون چیزی که به نظر میرسن نیستن

پس چقدر درباره من میدونی؟

اگه میخوای توی کارت دخالت نکنم

فقط بگو

درباره دوستم بد حرف نزن

بانو

اتاق میخواین یا غذا؟

...منم

همدیگه رو میشناسیم؟

اتاق میخوام

متاسفم

امروز اتاقامون پر شده

پس چرا پرسیدی میخوام بمونم یا نه؟

...من

چرا پرسیدم؟

الان چه شکلی شدم؟

...اون

لطفا

یان نان شینگ؟

حتی منم از این قیافه میترسم

واکنش جیانگ شین بای منطقی نبود

به این صورت نگاه کرد

و منو یان نان شینگ صدا کرد؟

دیگه بهش فکر نکن

بهرحال باهاش ارتباطی ندارم

بعدا هم ندارم

الویت الان

پیدا کردن برادره

اما رفتن به بازار ارواح الان بی فایده است

انگار باید توی پایتخت بمونم

و بازم دنبالش بگردم

این طرف

چی فکر میکنین؟

نگاه کنین

این خونه است

[بانو بائو]

یکم قدیمیه [بانو بائو]

اما انتظاراتت رو برآورده میکنه

دور و ساکته

درسته؟

یکی رو میارم

برات تمیزش کنه

به وسایل خوبیم نیاز داری

بهم اعتماد کن

وقتی جابجا بشی

مطمئنم ازش خوشت میاد

بیا داخل رو ببین

چی فکر میکنی؟

خوب نیست؟ به این حیاط بزرگ نگاه کن

به این میگی خوب؟

البته

اما کنجکاوم

چرا برادرزاده ات که یه دختر جوونه

میخواد توی همچین

جای دور افتاده ای زندگی کنه؟

آره

اینجا توی منطقه جنوبیه

دزدی

و دعوا

هر روز اتفاق میوفته

افراد دولتی

به محض اومدن اینجا

انگار مستقیم رفتن سرکار

اینجا محل پرورش جرمه

پس برای دولت کار میکنه؟

چطور تا حالا درباره هیچ

افسر دولتی زنی نشنیدم؟

برادرزاده ام طبیبه

اما بخاطر این خونه

باید راضیش کنم دزد بشه

خواهر، منظورت چیه؟

فقط رک باش

بهم ارزون تر بدش

ده صد

شصت درصد

خیلی سرسختی

مگه برادرزاده ات طبیب نیست؟

حقوقشون خیلی بالاست

منم دوست دارم باشه

اما تازه کارش رو شروع کرده و حقوقش خوب نیست

اگه اینجا رو دوست داشته باشه

سال دیگه میتونی اجاره رو بیشتر کنی

شش عدد خوش شانسیه

شصت درصد

چهار خوش یمن ترم هست

پس 40 درصد ارزون تر میدم

راستش میخواستم ازتون بپرسم

کدوم منطقه پایتخت

پرجمعیت تره

و برای تجارت مناسبه؟

میخوای به برادرزاده ات کمک کنی

یه تجارت راه بندازه درسته؟

زمین، خونه و اجناس توی پایتخت خیلی گرونه

برای پیدا کردن برادر بزرگ

اول باید پول دربیارم

[منطقه رویی]

منطقه رویی بهترین مغازه های پایتخت رو داره [منطقه رویی]

باهاش خیلی آشنام

بانو بائو، شما همه فن حریفین

بائو به معنی جامع بودنه

بنابراین خدمات خانواده من شامل

لباس، اجاره، اجرای ماموریت و جمع آوری اطلاعاته

اینجا تازه کاری

اگه میخوای خونه ای بخری یا اجاره کنی

مغازه باز کنی یا اجاره کنی

باید بیای پیش من

همه چیز رو برات مرتب میکنم

قول میدم راضی باشی

تو شگفت انگیزی

شرمنده ام میکنی

برادرزاده ات

میخواد شاگرد بشه

یا مغازه خودش رو باز کنه؟

برای یه تجارت بزرگ برنامه میریزه

یا کوچیک؟

یک تجارت بزرگ

فوق العاده بزرگ

اما مغازه های منطقه رویی

گرونن

...برای مغازه

نباید درباره هزینه تردید کنی

پول مشکلی نیست

بسپارش به من

ناامید نمیشی

ارباب

در شعاع هفت مایلی بازار ارواح

تمام گوشه و کنار رو

شبانه کاملا گشتیم

اما هنوز سائو ون چوان رو پیدا نکردیم

سائو ون چوان مسئول بازار ارواحه

البته که بهتر از ما

راه های پیچیده اونجا رو میشناسه

اینکه فرار کرده باشه تعجبی نداره

فقط برگردونش

حالا واسط مرده

مسئول نگهداریم فرار کرده

این یعنی

کارامون بیهوده شده

نه

اول

جلوی قانون شکنا رو گرفتیم

دوم

دیشب توی بازار ارواح

سائو ون چوان فورا خودشو نکشت

این یعنی

مرد فداکاری نیست

درسته

سوابقش رو بررسی کردم

اون زن، فرزند

یا خواهر و برادری نداره

کنترل کسی مثل اون سخته

درسته

وقتی سائو ون چوان رو گرفتیم

میتونیم این گره رو باز کنیم

چشم ارباب

چرا بانو یان

دیشب شما رو گروگان گرفت

یه کار فوری دارم

باید

همین الان برم

...من

نمیتونم بذارم بقیه

منو اینجوری ببینن

از وقتی که بانو یان

هویتتون رو فهمیده

نگرشش به شما

خیلی عوض شده

آره

واقعا خیلی تغییر کرده

برادر، منتظرم باش

همه تلاشمو میکنم

بعد از اینکه پول زیادی به دست آوردم

و جای پامو محکم کردم

میتونیم هرجایی که میخوایم

بریم خوش بگذرونیم

به سلامتی

دفترچه نقاشیم کجاست؟

توی بازار ارواح گمش کردم؟

دفترچه نقاشیم کجاست؟

فراموشش کن

حتی اگه کسی برش داشته باشه

هم نمیتونه بفهمه چی به چیه

...ممکنه

وسط هر ماه

حوالی ماه کامل؟

ارباب

اون چیه توی دستتون؟

لائو یائو

هنوز سائو ون چوان رو پیدا نکردیم

هیچ چیز غیرعادی توی دروازه های شهر

و خیابان های مرکز شهر

و مناطق مختلف نیست

برای همین تصمیم گرفتیم

جستجومون رو گسترده تر کنیم

بازم بگردین

یه چیز دیگه

برو بفهم

یان نان شینگ هنوز توی پایتخته یا نه

[چایخانه لونگ شین]

شاهدخت

خوش اومدین

اینم پول این ماه

هر وقت چای تموم شد بهم بگین

این چای چطوره؟

خوبه

رودخانه ماه درجه یکه

من فقط به چایخانه لونگ شین تحویلش میدم

تعجبی نداره که صاحب چایخانه لونگ شین

بهت سود بالایی میده

برادر شانگ

تو یه مقام رسمی و یه تاجر چای هستی

باید مراقب باشی

وگرنه افراد اشتباه میکنن

و شایعات پخش میشه

منظورت جیانگ شین بایه؟

فکر میکنی ازش میترسم؟

امروز خواستم بیای اینجا

تا باهات درباره رابطه

اون و اون زن صحبت کنیم

هنوزم به زن بازار ارواح فکر میکنی؟

درباره اش تحقیق کردم

اون اصلا اهل بازار ارواح نیست

قبل از اینکه اونو ببینی

توی مغازه یه پیشگوی ایرانی دیدمش

درباره چی صحبت کردین؟

...فقط

یه سری حرفای جزئی بود

اما وقتی بهش فکر کردم

بیشتر گیج شدم

فکر میکردم همدیگه رو میشناسن

وقتی اون روز میگشتمش

به نظر نمیرسید

همو میشناسن

بعدش اون زن

جیانگ شین بای رو گروگان گرفت

چرا؟

حتما تظاهر کردن همو نمیشناسن

که باعث میشه دلیل بیشتری برای

خاص بودن رابطشون بهمون بدن

پس

سعی کردی بفهمی

الان کجاست؟

سوال جالبیه

روز بعدش یکی رو فرستادم دنبالش بگرده

اما اون ناپدید شده

پایتخت رو ترک کرده؟

حتی اگه آب توی دریاهم شده باشه

پیداش میکنم

شاید

بتونم ازش علیه

جیانگ شین بای استفاده کنم

برادر شانگ

راستش همیشه یه سوالی داشتم

که میخواستم ازت بپرسم

چرا اینقدر مطمئنی

که جیانگ شین بای باعث

مرگ زن برادرت شده؟

موضوع خیلی جدیه

نباید اول درباره اش

از برادرت بپرسی؟

برام یه نامه فوری فرستاد

گفت زن برادرم بخاطر بیماری فوت کرده

اما اون همیشه

خیلی سالم بود

امکان نداشت اینقدر ناگهانی بمیره

و خیلی اتفاقی

جیانگ شین بای از هه من برگشت

فکر کردم

اون با این موضوع ارتباطی داره

پس ازش درباره اش پرسیدم

حدس بزن چیشد؟

انکارش نکرد

فقط همین؟

آره، همین

اما چیزی که گفتی

اصلا مدرک نیست

!ازش دفاع نکن

هنوزم فکر میکنم نباید عجولانه

به این نتیجه برسی

حتی اگه خودش شخصا

اونو نکشته باشه

حتما درگیر بوده

وگرنه چرا انکارش نکرد؟

معذرت میخوام، سولو

نباید سرت داد میزدم

اگه وظیفه ام منو

توی پایتخت نگه نمیداشت

خودم برای پیدا کردن حقیقت

میرفتم هه من

بعدش

نامه ای به برادرم نوشتم

ازش پرسیدم

این همون چیزیه که فکر میکنم یا نه

اون هنوز بهم جوابی نداده

برادر شانگ

من میفهمم

درباره بانو جایا

چه احساسی داشتی

شاید این احساسات

که نمیتونی با کسی درمیونش بذاری

قضاوتت رو مبهم کرده

من به جای

جیانگ شین بای حرف نمیزنم

فقط نمیخوام تو رو با این همه درد ببینم

ارباب

یه چیزی پیدا کردم

یه نفر توی منطقه تونگ شان یه خونه

با اسم یان نان شینگ اجاره کرده

خودش اجاره نکرده؟

کسی که خونه رو بررسی کرده و اجاره رو داده

ادعا کرده عمه یان نان شینگه

پنج روز گذشته

چرا دوباره عوض نشدم؟

ممکنه بخاطر این باشه که

دفترچه نقاشی منو

جیانگ شین بای برده؟

امکان نداره اینقدر بد شانس باشم

اینقدر تصادف امکان نداره

مست شدم؟

هیچکس خونه نیست

!چند بار بهت گفتم

...هیچکس

خونه نیست

یان نان شینگ

میدونستم اینجایی

منو چی صدا زد؟

چشمات ضعیفه؟

آدمتو اشتباه گرفتی

دوباره چی میخوای؟

نمیتونم بذارم بقیه

منو اینجوری ببینن

این صدا شبیه زن اون روزیه

از دیوان بازرسی اومدم

اومدم مستاجرای جدید پایتخت رو بررسی کنم

لطفا

بانو

همکاری کنین

هیچ قانونی رو زیرپا نذاشتم

یا مشکلی درست نکردم

چه اشکالی داره تنهایی توی خونه مشروب بخورم

جناب رئیس؟

فقط گفتم

از دیوان بازرسی اومدم

هیچوقت نگفتم رئیسم

از کجا فهمیدی؟

...من

با قضاوت از اخلاف منحصر به فردتون

حدس زدم

منطقیه

مستاجری که برای این خونه ثبت شده

اسمش یان نان شینگه

اون کجاست؟

...من

میخواستم بهت بگم

برادر زاده ام رفته بیرون

برادرزاده ات؟

رفته بیرون؟

امشب برمیگرده؟

شاید آره

شایدم نه

کجا رفته؟

یه جای دور

از اینجا نمیشه دیدش

پس امشب اینجا

منتظرش میمونم

تا وقتی که برگرده

...من

خیلی تند راه میرم

خیلیم دور نیست

میرم برات بیارمش

میتونی پیداش کنی؟

البته

بدون دعوت اومده

حتما آماده اومده

توی بازار ارواح منو یان نان شینگ صدا زد

دوباره اینجا هم یان نان شینگ صدام زد

چرا؟

دوباره تغییر نکردم

واقعا درست حدس زدم

اتاقم

خدایا

همونجا وایسا

چیکار میکنی؟

بدون اجازه ام

وارد خونه ام شدی

و وسایلم رو میگردی

دیوان بازرسی اینجوری

با مردم عادی رفتار میکنه؟

یان نان شینگ؟

این صدای خودته

اما چرا لباست

دقیقا شبیه همون زنیه

که الان اینجا بود؟

چه ربطی به تو داره؟

اون عمه منه

ما نزدیکیم

دوست داریم یه لباس رو بپوشیم

عمه؟

پس عمه ات الان کجاست؟

...اون

رفت بیرون

به تو ربطی نداره

بوی مشروب میدی

درست گفتم

خودتی

حالا فهمیدم

چرا اون شب توی بازار ارواح

اینقدر ترسیدی بقیه

چهره ات رو ببینن

چیزی که ازش میترسیدی

راز تکان دهنده ای بود

!کاملا مزخرفه

وقتمو باهات هدر نمیدم

یان نان شینگ

تو دقیقا کی هستی؟

خود واقعیت دقیقا کدومه؟

به نظرم تو خیلی عجیبی

از یه غریبه پرسیدی

یان نان شینگه یا نه

بعدش از خودم میپرسی

من کی هستم؟

حالا فهمیدم، تو کوری چهره داری

مرد جوون

لطفا

برو یه جای دیگه استراحت کن

بهت اعتماد ندارم

چون نمیتونم واضح ببینمت

چیه؟

بعد استفاده ات میخوای بکشیم؟

واقعا که

تویی

باز تظاهر میکنی نمیشناسیم؟

درست گفتم، درسته؟

جیانگ شین بای، تو کوری چهره داری

یان نان شینگ، گوش بده

اون روز توی بازار ارواح گروگانم گرفتی

این یه جرم حدیه

بهتره صادقانه

همینجا به سوالام جواب بدی

یا همراهم برای بازجویی

بیای دیوان بازرسی

تو کی هستی که ازم بازجویی کنی؟

من باید ازت بازجویی کنم

باهام بیا

...تو

!بیا بیرون

چیکار میکنی؟

بیا

یان نان شینگ

این دفترچه نقاشی منه

یه سری عکس چهره توشه

یه نگاهی بنداز

کدومش منم؟

خوشبختانه

اخیرا چندتا نقاشی که یادم بود کشیدم

الان به کارم اومدن

نمیتونی بشناسیم؟

تو کوری چهره داری

این یکی تویی

اشتباهه

یان نان شینگ

من اون یکی

دفترچه ات رو دیدم

توی اون

نقاشی خودت صفحه اوله

این عادتته

درسته؟

اون دفترچه پیش توئه؟

چرا به پایتخت اومدی؟

چرا

رفتی بازار ارواح؟

نمیخوام عمدا بهت فشار بیارم

میدونم

درباره اتفاقات هه من

هنوزم دلخوری

اگه واقعا

توی مشکلی افتادی

امیدوارم بتونم کمکت کنم

امیدوارم بتونی بهم بگی

باید چیکار کنم

تا برات جبرانش کنم

برام جبران کنی؟

فقط اشتباهات رو میشه جبران کرد

جیانگ شین بای

فکر میکنی اشتباه کردی؟

نکردی

درسته؟

پس اصلا نمیخوای جبران کنی

داری اینکارا رو میکنی

تا فقط خودت

احساس بهتری داشته باشی

!برو بیرون

نه

برو بیرون

نمیخوام باهات حرف بزنم

اینجا خونه منه- یان نان شینگ-

دیگه پیشم نیا

یان نان شینگ

بگیرین

آقا

این یکی رو میخوام

اینو میخرم

سلام بانو بائو

...بانو بائو، شما

الان نه

گفتیم فردا، پس همون فردا

فردا حتما میام

بانو بائو

عالی به نظر میاین

بانو یان

دیشب خوب نخوابیدی، درسته؟

زیر چشمات تیره شده

دیروز یکی رو دیدم

ناراحت بودم

عمه ات؟

شما دوتا خیلی به هم نزدیکین

مطمئنم دلت نمیاد بره

نگاه کن

این بهترین مغازه برای اجاره

توی منطقه رو ییه

رفت و آمد خیلی زیاد

سر چهار راهه

از اینجا میتونین هرجایی برین

فنگ شویی اینجا

استثناییه

انرژی پر جنب و جوش

رو از جمعیت شلوغ جذب میکنه

جلوی همه نوع انرژی منفی رو هم میگیره

عالیه

به جز اجاره بالا

هیچ مشکل دیگه ای نداره

بانو بائو

توی منطقه رویی چه مغازه هایی هست؟

چایخونه

غذاخوری، مشروب فروشی

عتیقه فروشی، مغازه های نقاشی

همینطور پیشگویی

راستی یه عطاری هم هست

عطاری؟ (م: همون دارو خونه)

طبیب ژانگ اونجا

پول زیادی برای

درمان و معاینه میگیره

فقط افراد ثروتمند میتونن برن پیشش

بانو بائو

توی پایتخت مغازه لوازم آرایشی هست؟

چه مغازه ای؟

لوازم آرایشی

تا حالا درباره اش نشنیده ام

نشنیدی درسته؟

پس اگه یکی باز کنم

تنها مغازه لوازم آرایشی پایتخت میشه

اون زمان پول

خودش میاد داخل

بانو بائو

...این مغازه

نمیشه روش چونه زد

خیلیا میخوان اجاره اش کنن

اجاره اش میکنم

بانو یان

تو خیلی سخاوتمندی

خیلی از عمه ات بهتری

جیانگ شین بای

فکر میکنی اشتباه کردی؟

نکردی

درسته؟

پس نمیخوای چیزی رو جبران کنی

داری اینکارا رو میکنی

تا فقط خودت

احساس بهتری داشته باشی

لینگ لونگ

بهم بگو

واقعا همه اینکارا رو بخاطر خودم میکنم؟

پس

چطور میتونم

خودم رو جای اون بذارم؟

جواب بده

توام نمیدونی؟ (م: پسرم کبوتره بخدا)

تو میدونی دای مائو؟

از نحوه تزئین خونه خوشم میاد

حتی یه تابم اینجا بستی

دخترا همشون این چیزا رو دوست دارن

خوب به نظر میاد، درسته؟

بانو بائو، چای بنوشین

اینجا عالی به نظر میاد

فقط اینکه گفتی

مدت طولانی توی پایتخت نمیمونی

کجا میری؟

بانو بائو

واقعا همه چیز رو میدونی

بعد از پرسیدن در مورد برنامه امروزم

حالا میخوای

برنامه آینده ام رو بدونی

تو که منو میشناسی

جمع آوری اطلاعات کاریه که میکنم

خوب

بانو بائو

یه چیزی هست

که میخوام درباره اش بپرسم

خوب

سربازان پایتخت

گاهی اوقات بیماران

و مجرما رو برمیگردونن

معمولا کجا نگهشون میدارن؟

چرا درباره اش میپرسی؟

من یه طبیب دوره گردم

دنبال بیمار میگردم

همه افراد غریبه پایتخت

اول باید توی

دیوان بازرسی ثبت نام کنن

پس اگه

یکی رو

نگهبانا شخصا برگردونن چی؟

بازم باید توی

دیوان بازرسی ازش بازجویی کنن

اگه خاص باشه چی؟

منظورت چیه؟

مثلا

با بقیه متفاوت باشه

یا توانایی های خاص داشته باشه

خوب

همه افراد پایتخت

توی دفتر سوابق

دیوان بازرسی ثبت شدن

به هر حال

اگه دنبال کسی هستی برو دیوان بازرسی

بهم اعتماد کن، اشتباه نمیکنم

بازم دیوان بازرسی

همه جا سر راه منه

یه راز درباره دیوان بازرسی میدونم

میخوای بشنوی؟

چه رازی؟

رئیس دیوان بازرسی

جیانگ شین بای

شاهزاده عمارت یوئه جیانگه

درباره عمارت

شاهزاده یوئه جیانگ شنیدی؟

اون تنها شاهزاده اییه که جزء خانواده سلطنتی نیست

بنابراین جناب جیانگ از اون مرداییه که

با قاشق نقره ای توی دهنش بدنیا اومده

خواهرش شاهدخته

تعجبی نداره خودشم شاهزاده است

تعجبی نداره

از بچگی لوس

و سلطه گر بار اومده

این درست نیست

شاهزاده یوئه جیانگ

کاملا یک شخصیت متفاوته

درسته از یه خانواده ثروتمنده

ولی با صرفه جویی زندگی میکنه

خودش تنهایی

بیرون عمارت شاهزاده

توی یه خونه کوچیک زندگی میکنه

حتی محافظ شخصی

یا خدمتکاریم نداره

بانو بائو

خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

حتی میدونی کجا زندگی میکنه

اینو واقعا نمیدونم

اما اگه میخوای بدونی

برات از اطراف میپرسم

نه... نیازی نیست

نمیخوام هیچ رابطه ای

باهاش داشته باشم

یان نان شینگ برای پیدا کردن کسی به پایتخت اومده

نکنه به تغییر شکلش مربوط میشه؟

چیز دیگه ای هست که بخوای بدونی؟

نه نه

یه چایی بخور

بیا

منم هرچی میخوام بپرسم پرسیدم

یکم آجیل

و میوه شیرین بخور

[دیوان بازرسی]

ارباب

بذارین ببرمتون یه جایی

سائو ون چوان رو پیدا کردی؟

هنوز نه

به چیزای دیگه علاقه ای ندارم

درباره یان نان شینگه

!عالیه

!عالیه

!عالیه

!عالیه! عالیه

!عالیه

!عالیه

!عالیه

!عالیه

!عالیه

[شکوفه زیبایی ]

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.