All language subtitles for Follow.Your.Heart.2024.S01E09

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha

[قلبت رو دنبال کن]

[قسمت نهم]

[تالار گوانگ یو]

پدر

اجازه بدین به سلامتیتون بنوشم

امیدوارم همه چیز مطابق میلتون پیش بره

مطابق میلم پیش بره؟

بهتره

پسرت رو کنترل کنی

شین بای کجا رفت؟

عمدا از شانگ بی لی استفاده کرد

تا نقش بازی کنه

فکر کردی این حقه های کوچیک

میتونه منو گول بزنه؟

مگه شین بای نگفت

یه کار مهمی داره؟

پدر

ازش عصبانی نباشین

دخترم

ممکنه تو ندونی

چند روز پیش

اعلیحضرت منو به اتاق مطالعه اشون احضار کردن

و به جانشینی

عمارت یوئه جیانگ اشاره کرد

جانشینی؟

من هنوز زنده و سالمم

اعلیحضرت نگران چیه؟

عجول نباش

میدونی خانواده یوئه جیانگ

دومین خانواده اصیل

و سلطنتی پایتخته

اعلیحضرت

توجه ویژه ای به

جانشین خانواده جیانگ دارن

سولو

استاد ولیعهده

و به ملکه نزدیکه

با نظر ملکه

نظر اعلیحضرت

هم تغییر کرده

میخوان سولو

عنوان خانواده امون رو به ارث ببره

شما نظرتون چیه؟

از اونجایی که اجازه دادم دخترم این عنوان رو بگیره

طبیعتا مخالف نیستم

که نوه ام هم این عنوان رو بگیره

!پدر

میدونم

توی تمام این سالها

نسبت به شین بای

احساس گناه کردی

و میخوای اون عنوان رو به ارث ببره

اما

اون خیلی شبیه پدرشه

بالاخره ژائو مینگ یه مجرم بوده

شین بای مثل ژائو مینگه

این برای اعلیحضرت

چیز خوبی نیست

لاغر به نظر میای

اما خیلی قوی هستی

کارای سختی انجام دادم

مراقب باش

باشه

اون بعد تحویل دادن سبزیجات

عجله ای برای رفتن نداره

اون مشکوکه؟

بعد بررسی کردنش

می فهمیم

ارباب

هنوز یه زن باقی مونده

ممکنه اون همدست

فروشنده سبزیجان باشه؟

اون الان کجاست؟

!آفرین! آفرین

!یکی دیگه

!آفرین! آفرین

!دوباره

!آفرین! آفرین

عجب نون بزرگی

رئیس

بزرگترینش رو میخوام

صد سکه مسی

صد سکه مسی؟

خیلی گرونه

بیخیال، نمیخوامش

بعد نشون دادنش باید بخریش

بعد اشاره باید بخرمش؟

چرا؟

داری اخاذی میکنی؟

حق با توئه

دارم ازت اخاذی میکنم

چون امروز هنوز چیزی نفروختم

تو چیزی نفروختی

به من چه ربطی داره؟

نمیخرمش

میخری یا نه؟

میخرمش

اتفاقا گرسنمه

این ارزونه، ده سکه مسی

ده سکه؟

قیمتش خوبه

ده سکه عالیه

بیاین

راستی رئیس

میخوام ازتون یه سوالی بپرسم

میگن توی بازار ارواح

یه مغازه رهنی به اسم جناب سائو هست

اما من همه خیابون رو گشتم

و هیچ مغازه رهنی ندیدم

توی بازار ارواح

همه جناب سائو رو میشناسن

مغازه اش

به لوحی نیاز نداره

پس چطوری میتونم پیداش کنم؟

ده سکه مسی دیگه بهم بده

باشه

ده سکه

چیز مهمی نیست

بیا

اون طرف خیابونه

اونه؟

فقط همین چند قدمه

و تو ازم ده سکه گرفتی؟

عمدا پولمو گرفتی

مغازه ات برای دزدیه

...من

ازت دزدی کرده؟

نه

البته که نه

داشتم شوخی میکردم

تا رابطه امون رو بهتر کنم

همگی

این مغازه قیمت هاش عالیه

بیاین بخرین

به کارتون برسین

به کارتون برسین

برین

به کارتون برسین

عالیه

کارتون رو ادامه بدین

نیازی نیست بدرقه ام کنین

امروز روز ماه کامله

رمز مخفی؟

باید سریع انجامش بدم

بالاخره اومدی

خیلی زودتر اومدی

شما

حناب سائو هستین؟

درسته

میدونستی دارم میام؟

منتظرت بودم

حناب سائو

الحق که اطلاعات میفروشه

واقعا باهوشه

...این چای

مجانیه، درسته؟

بانو شوخی میکنی

مهمان ما باش

رمز مخفی "امشب ماه کامله" بود

اما اون گفت "امروز روز ماه کامل" ئه

خیلی تشنم بود

نشونه مخفی این بود

که از هر فنجون یه جرعه بخوره

اما اون همش رو خورد

چرا اینبار واسط انتخاب شده

اینقدر بی خیاله

بانو

از کجا میاین

و به کجا میری؟

از هه من اومدم

چرا برات مهمه که کجا میرم؟

قضیه اینکه

امروز یه کار فوری دارم

بیا سریع انجامش بدیم

عالیه

شخصیت اصلیت رو نشون دادی

بیا همونطور که گفتی عمل کنیم

و بریم سر اصل مطلب

بدش به من

چی رو بدم؟

خودت میدونی

طبق قوانین

اول تو بهم بدش

بعدش منم بهت میدمش

هنوز چیزی نپرسیدم

توام هنوز چیزی نگفتی

اما پول میخوای؟

پول؟

میخوام ازم اخاذی کنی؟

اخاذی کنم؟

نکنه با اون نون فروش

دستت توی یه کاسه است؟

دقیقا چرا

امروز اومدی اینجا؟

میخوام ازتون اطلاعات بخرم

همه میگن

توی پایتخت

هیچ کس

و هیچ چیز نیست

که جناب سائو درباره اش ندونه

میخوام

درباره جای یکی ازتون بپرسم

نه

اشتباهه

نه نه نه

همه اش اشتباهه

نه

عمدا مشکل درست میکنی؟

همه اش اشتباهه

نه؟

نه

امروز نمیتونم کارت رو انجام بدم

مغازه امون

امروز بسته است

اگه چیزی نیاز داری

فردا صبح برگرد

صبر کن- رو چیان-

مشتری رو بفرست بیرون

چشم رئیس

بانو

ما امروز تعطیلیم

لطفا فردا دوباره برگردین

نمیرم

ده سکه مسی خرج کردم

بانو

شما رو تا بیرون همراهی میکنم

و براتون یه نون ده سکه ای دیگه میخرم

این طرف لطفا

جناب سائو

فردا دوباره میام

ازم کمتر بگیر

فردا در موردش حرف میزنیم

بیا بریم

برام نون بخر

مراقب باش

فراموشش کن

لازم نیست برام نون بخری

فکر میکنم

تو آدم مهربونی هستی

به نظر آدم خوبی هستی

این نون رو بهت هدیه میدم

نیازی نیست همراهم بیای

برگرد سر کارت

[عبادت خدای پول]

چطوری گمش کردم؟

نکنه رفته اونجا؟

اگه پول نداری گمشو

فهمیدی؟

!برو بیرون

!برو بیرون

بانوی جوان

بانوی جوان

یکم بهم پول قرض بده

خیلی زود پولدار میشم

ولم کن

دو برابر پولتون رو پس میدم

!ولم کن

کمکم کنین

بانوی جوان

کمکم کنین

برادر ها زی

قمار وقتی کم باشه سرگرم کننده است

اما وقتی زیاد بشه

میتونه به قیمت جونت تموم بشه

حالا که امروز بد شانسی

زود برو خونه پیش همسرت باش

حتما تقلب کردن

ممنونم

خواهش میکنم

ارباب

کسی که دنبال تحویل دهنده سبزیجات رفت

مرده

میترسم

لو رفته باشیم

چطوری انجامش دادین؟

خوب دفنش کنین

و به خانواده اش پول زیادی بدین

چشم

یکی رو بفرست تا تمام

ورودی ها و خروجی های بازار ارواح رو ببنده

اجازه نده تحویل دهنده سبزیجات بره بیرون

یادت باشه

افراد عادی رو نترسونین

فهمیدم

[خیابان فن هو]

چرا اون اینجاست؟

دنیای کوچیکیه

چرا مخفی شدم؟

اون اشتباه کرده

من نکردم

ارباب

چیزی فهمیدین؟

هیچی

فقط یاد یه دوست قدیمی افتادم

دوست قدیمی؟

اونو شناختین؟

بریم سر اصل مطلب

تحویل دهنده سبزی رو پیدا کردی؟

افرادمون بیرون بازار ارواح منتظرشن

نمیتونه فرار کنه

الان راهی برای خروج نداره

بیا اول بگیریمش

این جیانگ شین بای

همیشه داره نقش بازی میکنه

وقتی برادر بزرگ رو پیدا کردم

و از پایتخت رفتیم

دیگه هیچوقت همدیگه رو نمی بینیم

الهه همه چیز رو بهم گفته

چطور جرات میکنی انکارش کنی؟

دیگه اینکارو نمیکنم همسرم

الهه؟

[پیشگوی پارسی]

الهه

چطور میتونم ثروتمند بشم؟

اول ازدواج کن

بعدش یه حرفه رو شروع کن

وقتی ازدواج کردی

ثروتمند میشی

برو ازدواج کن فرزندم

در واقع دختران ثروتمند زیادی هستن

که منو دوست دارن

اما من نمیخوام داماد سرخونه بشم

باد معده؟

باد معده

باد معده؟

اگه بتونی گاز معده اش رو تحمل کنی

حتما موفق میشی

فهمیدم

ممنونم الهه

باد معده

باد معده

باد معده

...تو

شما باید الهه باشین

فرزندم

دنبال کسی میگردی

...یا

میدونی اومدم دنبال کسی؟

تو واقعا الهه ای

الهه

میتونی بهم بگی

مردی که دنبالشم

الان کجاست؟

توی پارسی یه ضرب المثل هست

آب در کوزه هست

و ما تشنه لبان

دنبال منبع آب میگردیم

منظورت از پیدا کردن آب

اینکه دارم جای اشتباهی رو میگردم؟

پس باید برم کنار رودخونه؟

منظورم اینکه

شخصی که دنبالشی

درست کنارته

کنارمه؟

اونم توی پایتخته؟

راز بهشت ​​نباید فاش بشه

منظورم اینکه

زمانی که وقتش رسید

اون برمیگرده پیشت

...من

یه سوال دیگه هم دارم

اینکه

من نفرین شدم

مسمومم شدم

باید چیکار کنم؟

ازدواج کن

ازدواج همه مشکلات رو حل میکنه

برو ازدواج کن فرزندم

اما من

قبلا ازدواج کردم

حتی طلاقم گرفتن

پس دوباره ازدواج کن

توی ازدواج قبلیت صادق نبودی

حتی میدونی که صادق نبودم؟

الهه

یه سوال دیگه هم دارم

...الهه

خواهر

عجله کن

حواست به مغازه باشه

دیگه طاقت ندارم

میخوام خودمو خالی کنم

نشان رو بهم بده

منم جونت رو می بخشم

!دست نگهدار

...این

مرده

شکمش رو باز کنین

و نشان رو بیارین بیرون

چشم- چشم-

ارباب

کسی که کالا رو داره

نمیدونه رابط مرده

فکر نمیکنم آماده باشه

بازار ارواح رو ببندین

برای اطمینان

همیشه نشان رو با خودشون دارن

تا وقتی نیمه دیگه اش رو پیدا کنیم

میتونیم شخص رابط

و زورنیا رو پیدا کنیم

فهمیدم

[پیشگوی پارسی]

شما

پیشگوی پارسی هستین؟

فرزندم

دنبال چی میگردی؟

چه پیشگویی میتونی انجام بدی؟

همه چیز رو میتونم

باشه

پس بهم بگو

میتونم به چیزی که میخوام برسم یا نه؟

از خدا پرسیدم

خدا به من گفت

که به صداقتت بستگی داره

!پولدار شدم

بازار ارواح یک جای عالیه

از خدا پرسیدم

خدا به من گفت

تا وقتی که ازدواج کنی

آرزوت محقق میشه

فقط ازدواج کن

باید حتما ازدواج کنم؟

البته

راهی بدون ازدواجم هست؟

...اگه ازدواج نکنی

فرزندم

میتونم بگم جزئی از بهترینایی

هرچی رو که میخوای

خانواده ات اونو بهت میدن

خانواده؟

پس اشتباه میکنی

برادرم

همیشه مورد علاقه مادرم بوده

اون هیچوقت بهم کمک نمیکنه

حتما بین تو و برادرت

یه سوء تفاهم وجود داره

شما خواهر و برادرین

فقط سوء تفاهم رو برطرف کنین

واقعا؟

پس چرا فکر میکنم

اون هیچوقت بهم اهمیت نمیده؟

شاید سوء تفاهمی وجود داره

بعلاوه

خون از آب غلیظتره

خون از آب غلیظتره

خدا کمک میکنه

هر سوء تفاهمی که دارین برطرف بشه

تو پارسی نیستی

یه دروغگویی

کی گفته دورغگوم؟

کی بهت گفته که یک پیشگوی پارسی

باید حتما پارسی باشه؟

خیابون ها بسته شدن

...خیابونا بسته شدن

اونم پارسی نیست

پس کیه؟

خواهر

کارتو خوب انجام میدی

ادامه بده

باید برم خونه مراقب بچه ام باشم

منظورت چیه خیابونا بسته شدن؟

آرزوتون محقق میشه

چرا خیابونا بسته شدن؟

خیابونا بسته شدن

تقریبا روز تغییر شکلم نزدیکه

اگه امشب تغییر شکل بدم

اونا فکر میکنن یه هیولام و میخوان منو بکشن

نه نه

منم میرم

...خوب

میتونی پسش بگیری

با برادرت خوب کنار بیا

دارین بهمون زور میگین

ببخشید

ببخشید

...ببخشید

دیوان بازرسی درحال تحقیق روی پرونده است

هیچکس اجازه ورود یا خروج از بازار ارواح رو نداره

توی خیابون منتظر بازرسی بمون

برادر

یه کار فوری دارم

خونه ام آتیش گرفته

باید آتش رو خاموش کنم

ببین

میتونی برام

یه استثنا قائل بشی؟

برو کنار

اینقدر بدجنس نباش

من رئیستون رو میشناسم

همونجایی که هستین بمونین

وگرنه به عنوان شریک جرم مجازات میشین

چیشده؟

دیوان بازرسی درحال بررسی پرونده است

چشماتو باز کن

و ببین کی هستم

شاهدخت

جیانگ شین بای کجاست؟

شاهدخت؟

رئیس داره روی پرونده تحقیق میکنه

اونو به اسم صدا زد

به نظر میرسه به همدیگه نزدیکن

!بذار بریم بیرون

!بذار بریم بیرون

!خفه شین

همه ساکت شین

و منتظر بازرسی بمونین

!خفه شو

!میخوام برم بیرون

!خفه شو

!برین کنار

الکی هل ندین

به چه حقی مغازه امون رو می بندین؟

میدونی اینجا کجاست؟

دیوان بازرسی درحال تحقیقه

همه مغازه های خیابان فن هو

باید برای بازرسی بسته بشن

اگه همکاری نکنین

ما رو به خاطر بی ادبیمون سرزنش نکنین

برام مهم نیست مال کجایی

مشکلات خیابان فن هو

رو همیشه خودمون حل میکردیم

فکر میکنی کی هستی؟

!برین جلو

!چه جراتی داری

من سائو ون چوان هستم

افراد خیابان فن هو

ازم حمایت کردن

و بهم توصیه کردن نماینده بازار ارواح باشم

به اربابتون بگین

بیاد بیرون

نماینده، درسته؟

میخوام ببینم چی توی چنته داری

صبر کن

رئیس دیوان بازرسی

جیانگ شین بای هستم

جناب جیانگ

شما قبلا به خیابان فن هو نیومدین

علاوه بر بازار ارواح

خیابان فن هو یه اسم دیگه هم داره

اسمش خیابان خودگردانه

چون مهم نیست

...اینجا چه اتفاقی میوفته

ما به مقامات دولتی نیازی نداریم

میخواین درباره قوانین صحبت کنین؟

براساس قانون دیوان بازرسی

اولویت حل کردن پرونده است

امروز با یه پرونده مهم سر و کار داریم

این مربوط به امنیت

و آرامش تمام خیابان فن هوئه

اگه کسی

...حاضر به همکاری نباشه

درسته

تو قدرت و اختیار داری

ما غیرنظامیان جرات نداریم

بهتون توهین کنیم

مگر اینکه حکم بازرسی

دادگاه تشریفات دولتی رو داشته باشی

جناب سائو

میترسم چیزی ندونین

دیوان بازرسی

مستقیماً زیر نظر اعلیحضرت کار میکنه- ببخشید-

اگه دستگیرت کنم

بخاطر اینکه از دستور سرپیچی کردین

اگه صدمه ببینی یا کشته بشی تقصیر خودته

...ولی

اگه کسی مانع تحقیقاتمون بشه

و یه افسر رو مجروح کنین

این جرم حمله به یک مقام رسمیه

یا حتی

خیانت هم هست

حداقلش اینکه تا سرحد مرگ شلاق میخوری

بدترینش اینکه

نه نسل خانواده ات نابود میشه

جناب جیانگ، عجب اقتداری داری

توی بازار ارواح

مبارز های زیادی هست

اگه واقعا بجنگین

هیچ طرفی مطمئنا پیروز نمیشه

این چطوره؟

گارد سلطنتی واسطه میشه

هر کدوم یه قدم برگردین عقب

دنبال چیزی

یا کسی میگردی

بذار کمکت کنم

فرمانده شانگ

میترسی

چیزی که امروز پیدا میکنم

برات بد باشه؟

گارد سلطنتی توجه کنین

چشم

وظیفه گارد سلطنتی

حفاظت از مردم پایتخته

مهم نیست بومی باشن یا غریبه

اگه کسی

به مردم صدمه بزنه

ماهم بهشون صدمه میزنیم

فهمیدین؟

فهمیدیم

صبر کن

سولو

هنوز اینجایی؟

برادر

برادر شانگ

میتونم یه چیزی بگم؟

دیوان بازرسی و گارد سلطنتی

هر دو برای اعلیحضرت کار میکنن

شما دشمن نیستین

چرا هر دو طرف یه قدم برنمیگردین عقب؟

اون خواهر جیانگ شین بایه؟

نباید جلوش از اون

حرومزاده دفاع میکردم

برای گشتن بازار ارواح واقعا

به حکم دادگاه تشریفات نیاز دارین

چرا کسی رو نمیفرستی

حکم بازرسی رو بگیره؟

از اونجایی که دیوان بازرسی برای پرونده

نیازی اینجا رو بگیرده

گارد سلطنتی باید برای

حفظ نظم همکاری کنه

و برای بقیه مزاحمت ایجاد نکنه

اما بازار ارواح

دو ساعت دیگه

بسته میشه

اگه دیوان بازرسی

بتونه در عرض دوساعت

چیزی رو که میخواد پیدا کنه

طبیعتا یه دستاورد خوبه

اما اگه چیزی پیدا نکردین

دیوان بازرسی

باید به بازار ارواح یه توضیح بده

وگرنه اون زمان

حتی اگه فرمانده شانگ گزارشتون رو نده

دادگاه تشریفات دولتی بازم

کارت رو به اعلیحضرت گزارش میده

برادر مطمئنی میخوای اینجا رو بگردی؟

مخالفتی ندارم

از مسئول دادگاه تشریفات دولتی بخواین بیاد

وقت زیادی نداریم همه جا رو بگردین

چشم

چطور میتونیم تجارت کنیم؟

همه جا رو با دقت بگردین

آره

!حرکت کن! برو کنار

!حرکت کن! برو کنار

بلند شو

!حرکت کن! برو کنار

برو کنار

حرکت کن

این طرف

تو سبدت چیه؟

فقط لباسه

این چطور؟

خیلی خوب

ممنونم افسر

فرمانده شانگ

میخواین اجازه بدین

جیانگ کار خودشو بکنه؟

یادت نره

ما طرف همدیگه اییم

میخوای بمیری؟

کی طرف توئه؟

لیاقتش رو نداری

حرفی رو باید بزنی، بزن

حرف مفت نزن

ارباب

ارباب

یه مشکل کوچیک داریم

مردا رو میتونیم بگردیم

اما چطوری

باید زن ها رو بگردیم؟

میتونی بری

چشم

سولو

میخوام ازت بخوام

بهم یه لطفی کنی

برادر

روزی هم هست که به کمکم نیاز داشته باشی؟

پاسبان ها همه مردن

نمیتونن زن ها رو بگردن

کمکم کن

دنبال چی میگردی؟

باید در اسرع وقت

نیمه دیگه این نشان رو پیدا کنم

درباره این

به جز افراد دیوان بازرسی

فقط تو میدونی

برادر

داری بهم التماس میکنی؟

سولو

الان وقت لجبازی نیست

جناب جیانگ

اینجوری کمک میخوای؟

باشه

بهت التماس میکنم

از کمک کردن بهت چی نصیبم میشه؟

چی میخوای؟

هنوز تصمیم نگرفتم

اما میخوام بهم قول بدی

تا در آینده برام یه کاری کنی

میتونی قولش رو بدی؟

تا وقتی اصولم رو نقض نکنه

بهت قول میدم

خیلی دوست دارم قیافه ات رو

وقتی به بقیه التماس میکنی رو ببینم

خیلی حالمو بهتر میکنه

بعدی

یه طبیبی

پس اونم یه طبیب زنه

تعجبی نداره بوی داروی بدنش اینقدر آشناست

بچرخ

♫از قلبم خبر داره♫

♫میخوام پیروزمندانه با تو برگردم♫

♫میتونیم به باران گوش کنیم♫

♫و بارش برف رو توی تپه های غربی تماشا کنیم ♫

بعدی

♫برای تو پیر میشم♫

♫میخوام این گل شکوفا بشه و هرگز پژمرده نشه♫

♫و این تمام چیزیه که برای بقیه عمرم نیاز دارم♫

♫بهم قول بده که عاشق من میشی♫

♫و هرگز عهدت رو نمیشکنی♫

ارباب

همه افراد بیرون رو گشتیم

اما هیچی پیدا نکردیم

فقط این افراد رو نگشتیم

ببخشید

ببخشید

ببخشید

چیشده؟

میخوای منم بگردی؟

چرا نمیشه بگردمت؟

برین کنار

جلوی کار ارباب رو نگیرین

باشه بگردم

بگردینشون

چشم

ارباب

فقط یه کیسه پول داره

بازم بگردین

میتونین برین

چشم

جناب جیانگ

شما

همه جا رو گشتین

الان نیمه شبه

بازار ارواح

باید بسته بشه

تو و افرادت

روز طولانی داشتین

چرا برنمیگردی و زود استراحت نمیکنی؟

برگرد

بد شد

از هرچی میترسم سرم میاد

جناب جیانگ اگه مشکلی نیست

گارد سلطنتی شما رو همراهی میکنه

کسی که کالا رو داره

حتما نشان رو با خودش داره

امکان نداره پیداش نکنم

...این بوی عجیب

صبر کن

فرمانده شانگ

دیوان بازرسی

امروز دنبال

زورنیاییه که از هه من وارد شده

این

نشانه واسط هاییه که

امروز باهم قرار دارن

درست نمیگم

جناب سائو؟

معلوم شد بخاطر زورنیا های هه من ئه

خیلی حالم بده

اما جناب جیانگ

چه مدرکی دارین

که این نشان

مال منه؟

آره

درسته

دارین بهش تهمت میزنین

درسته

خودشه

جیانگ شین‌ بای، بهتره باهوش تر باشی

یه نوع پرنده هست

به اسم دانه خوار سیاه

مدفوع این نوع پرنده بوی غیر طبیعی داره

بعد پخته شدن توی دمای بالا

یه بوی خاص

به وجود میاره

مطمئنم جناب سائو

معمولا مدفوع

پرنده های محبوبت رو تمیز میکنی

دست هات

حتما بوشون رو گرفته

بنابراین

بوش روی نشان مونده

دستی که چیز کثیفی رو لمس کنه

هر چقدرم بشوریش

کاملا تمیز نمیشه

!بگیرینش

جیانگ شین بای

تو بهم تهمت زدی

زورنیا

باید هنوز توی بازار ارواح باشه

بازم بگردین

چشم

صبر کن

برادر شانگ

میدونم باید چیکار کنم

دستگیری افراد وظیفه گارد سلطنتیه

اونو میبرم

و ازش بازجویی میکنم

فرمانده شانگ

دوباره داری تلاش میکنی ازم بگیریش؟

جناب جیانگ

نکنه دوباره میخوای بجنگیم؟

هر وقتی بخوان میتونن بجنگن

چرا باید الان باشه؟

جیانگ شین بای

رحم نکن

زود باش بجنگ

فرمانده شانگ

باید امروز

حتما ببرمش

باشه

امروز بهت یه لطف میکنم

یادت باشه جبرانش کنی

مجرم دستگیر شد

برای اینکه به همدستاش خبر نده

بازار ارواح مدت طولانی تری بسته میمونه

هیچکس

اجازه خروج نداره

چشم

ارباب

ارباب

باید یه چیزی رو گزارش بدم

یان نان شینگ؟

کی اومدی پایتخت؟

راستش

مجبورم

فورا برم

نه

الان

نمیتونی بری

لطفا

چیشده؟

برو

دنبالم بیا

!برو دنبالش

بیا بالا

بیا تو

بهشون بگو

اجازه ورود ندارن

بگو

همتون بیرون بمونین

داخل نشین

چشم- چشم-

نگران نباشین

نمیمیره

مگه یکم پیش

مبارزه اش رو ندیدی؟

اون دختر اصلا حریفش نیست

جناب جیانگ

عمدا گذاشت گروگانش بگیره

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.