Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ویراستار: Raha مترجم: سولی
[قلبت رو دنبال کن]
[قسمت سوم]
توی لن نا
با همدیگه همکاری کردیم
چرا باز داری باهام اینکارو میکنی؟
نکنه سلیقه
خاصی داری؟
باید درمان بشی؟
واسه چی منو بستی؟
دارم با تو حرف میزنم
کجا میری؟
برمیگردم هه من
هه من؟
دوباره؟
خیلی مشتاقی ژنرال نان رو ببینی
میخوای ازم به عنوان مهره استفاده کنی؟
در مورد علف زورنیا چیزای زیادی میدونی
میخوای ژنرال نان رو ببینی
بعلاوه گذاشتی
علف زورنیا رو آتیش بزنم
...میخوای
با کمک یه جناح دیگه
زورنیا رو قاچاق کنی؟
خفه شو
با اون آدما
منو یکی نکن
پس خیالم راحت شد
زورنیا با وجود ممنوعیت های زیاد بازم از کنترل خارج شده
حتی امپراتور یه ژنرال واسه
محافظت از هه من
برای جلوگیری از واردات فرستاده
متاسفانه، اعلیحضرت آدم اشتباهی ای رو فرستاده
فکر میکنی
ژنرال نان صاحب علف زورنیا
تو روستای لن ناست؟
برگردیم هه من
خودمونو لو دادیم
نگران نباش
یه جای امن نگهت میدارم
گفتنش راحت تر از عمل کردنشه
بهت اعتماد ندارم
به این راحتی باز شد؟
نکنه از قصد درست نبسته؟
فرار کنم یا نکنم؟
باید واسه پیدا کردن پادزهر برگردم
عوض اینکه خطر تنها بودن رو به جون بخرم
اگه پیش این یارو باشم
واسم امن تره
برادر بزرگ
ببین
الان تحت تعقیبم
عاقلانهست همینجوری برگردیم؟
اگه توی راه
به پاسبان یا
شکارچی ها بخوریم چی؟
تو میخوای چیکار کنی؟
[چاپار خانه]
پیشخدمت
لطفا بیا تو
دوتا اتاق بهم بده
دوتا غذای گوشتی دوتا هم سبزیجات، شراب نمیخوام
همین الان
فورا آماده میشه
ممنون
نوشیدنی نمیخوری؟
کم پیش میاد مردی رو ببینم شراب نخوره
بخاطر اینکه به اندازه کافی
مرد ندیدی
چرا بهم زل زدی؟
مگه الان نگفتی
مردا زیادی ندیدم؟
الان دارم خوب نگاه میکنم
الان خیلی نگران بودی
ولی مثل اینکه الان حوصله شوخی کردنم داری
به هر حال که نمیتونم فرار کنم
شاید بهتر باشه سخت نگیرم
بعلاوه
مگه نگفتی
نمیزاری اتفاقی برام بیوفته
هرچی میگم باور میکنی؟
با این رفتار ساده ات
اصلا بهت نمیاد طبیب دوره گرد باشی
درک نمیکنی
اگه نتونی
بدون ترس تو دنیای هنرهای رزمی پرسه بزنی
بهتره خودتو تو یه پناهگاه امن
مخفی کنی
یه رزمی کار باید
ذهنش بازتر باشه
اگه امروز میتونیم
پس باید باهم دوست باشیم
درباره فردا هم
همون فردا بهش فکر میکنم
واقعا نمیخوای بهم بگی؟
چی رو بگم؟
تو که میخواستی منو دستگیر کنی
واسه چی تو اون معبد داغون
اجازه دادی برم؟
فکر میکنی چرا گذاشتم بری؟
...شاید
نتونستی منو بشناسی؟
باورم نمیشه
نه
شین بای، بیدار شدی
شین بای
تو کی هستی؟
مادرتم
شین بای
نیا نزدیک
چی شده؟
من مادرتم
شین بای
ارباب جوان به خاطر ضربه به سرش
خون توی مغزش جمع شده
و به محدوده تشخیص چهره
آسیب وارد کرده
به کوری چهره دچار شدن
هنوز بهم نگفتی
بعصی وقتا هیچ منطقی
پشت کار آدم نیست
هروقت دلشون میخواد
یه کاری رو به دلخواه انجام میدن
حتی نمیتونی دروغم بگی
ولش کن
یان نان شینگ
چرا بهم نمیگی
چطوری به ژنرال نان
توهین کردی؟
غذاتون آماده ست
غذاهاتون آماده است
نوش جان
دیر یا زود باید توضیح بدم
بیا این توجیح رو اول
روی اون پیاده کنم
یه چیزی
شخصی که اون روز تو اتاق بانو بود
مرد نبود
زن بود
خواهر بزرگترم بود
یه سری دارو های گیاهی
رو تموم کرده بودم
از خواهرم
خواستم واسم بیاره
من رفتم دارو ها رو
آماده کنم
فقط خواهرم
و بانو گایا
تو اتاق بودن
سوء تفاهم پیش اومد
از اقامتگاه ژنرال بدجوری محافظت میشه
فکر کردی همه اون نگهبانا کورن؟
این یه رازیه که نمیشه گفت
نمیدونی؟
خواهرم
با چهرهی مردونه و
هیکل عضلانی به دنیا اومده
دوست نداره دیده بشه
ما سه تا طبیب های دوره گردیم
ولی غریبه ها فقط از من
و مادرم خبر دارن
درباره خواهرم چیزی نمیدونن
وقتی
سربازا دنبالش بودن و افتاد تو آب
خوشبختانه ازش محافظت کردی
اون همه چیز رو بهم گفته
یان نان شینگ
فقط داری چرت میگی
و خیلی بی منطقی
خیلی واضح بود اونی که
افتاد تو آب مرد بود
چرا اصرار داری بگی زن بود؟
سوزوندن علف زورنیا
تو ظاهر راضی کننده ست
ولی در اصل مایه دردسره
عجول، بی دقت و حیله گری
واقعا
غیر قابل اعتمادی
نمی دونستم
یعنی آنقدر دوست داشتنیم
چی؟
همش چند روزه باهمیم
ولی جنابعالی خیلی دقیق
توصیفم کردی
اگه دوستم نداری، چیه؟
امیدی بهت نیست
انکار نکن
لطفا بیا تو
واسم شراب و غذای خوب بیار
حتما
شهر هه من خیلی سرزندهست
شایعات تو شهر چیه؟
زودباش بهمون بگو
مگه اعلامیه های تحت تعقیب
که تو کل شهر چسبوندن
رو ندیدین؟
دیدم
مادر و دختری که تو اعلامیه بودن
رو قبلا دیدم
شنیدم دخترش قشنگه
آره قشنگه
یه زن بی حیا غیر عادیه
بی بند و باره؟
خجالت اینا سرش نمیشد؟
بهمون بگو
دقیقا چی شده؟
شنیدم
مادر و دختر یه خونه رو کرایه کردن
که هر روز
مردای مختلف
میرن اونجا
پیر، میانسال، جوون
همه مدله
خیلی ناجوره
جدی میگی؟
فقط این نیست
بعضی ها بچه هم دیدن
بچه؟
حتی بچه؟
پدری اونجا نیست
پس حتما بچه
حرومزاده است
حرومزاده
خوشمزه است
چیزی نیست
حتما خیلی گناه مرتکب شدن
که الان تحت تعقیب هستن
ممکنه کلاهبرداری
یا حتی قتل و دزدی کرده باشن
انتظار اینا رو نداشتم
چرا اون زن بی بند و بار
نیومد پیش ما؟
کیه؟
کی منو زد؟
خیلی دهن کثیفی داری
واسه مردا مایه ننگی
به تو چه ربطی داره؟
حدس میزنم توام
یکی از مشتری هاشی
چرت نگو
حمله کنین
اشتباه کردم، معذرت میخوام
برو
زودباش
زود باش برو
بخور
[چاپار خانه]
بیا
چی شده؟
توام کشتی هات غرق شده؟
بهرحال همش مزخرفه
چرته
شایعه پخش کردن کیف میده؟
فقط بلدن مزخرف بگن
میگن من رو
با یه عالمه
مرد دیدن
کدومشون واقعا دیده
با یه مرد بودم؟
من بچه حرومزاده دارم؟
خودتون حرومزاده این
پشت سر آدم ها
بهشون تهمت میزنین
چرا داستان نمی نویسین؟
عوضی ها
حرومزاده ها
فکر کردین این زندگی رو خودم میخوام؟
فکر کردین خوشم میاد
هر روز عوض بشم؟
کی دلش نمیخواد
توی آرامش زندگی کنه؟
کیه که دوست نداشته باشه
با خانواده اش تو خونه بمونه
و خوشحال و خرم دوست پیدا کنه؟
منم میخوام دوست پیدا کنم
مگه چه اشتباهی کردم؟
من هیچ
کار اشتباهی نکردم
چرا بهشت داره باهام اینکارو میکنه؟
دارم تلاشم رو میکنم
تمام تلاشم رو واسه کمک به بقیه میکنم
چرا نمیتونی یکم
باهام مهربون تر باشی؟
چرا؟
برو
برو مادر و خواهرت رو پیدا کن
برم؟
اجازه میدی برم؟
حرفامو باور کردی؟
نه
پس چرا؟
حرفاتو باور نمیکنم
ولی باور دارم
آدم شروری نیستی
و تو هم
مشکلات خودتو داری
ولی نظرم عوض شده
به هرحال
گفتی میتونی ازم محافظت کنی
باهات میام هه من
و همه چی رو به
ژنرال نان توضیح میدم
تحت تعقیب بودن
چیز جالبی نیست
حاضری خطر کنی و برگردی هه من
تا فقط همچی رو توضیح بدی؟
بیشتر باورم نشد
بذار یه چیزی ازت بپرسم
چرا اون روز انقدر اصرار داشتی
وارد عمارت ژنرال بشی؟
بهتره تو کار همدیگه
فضولی نکنیم
بیا فقط شریک کاری هم باشیم
ژنرال نان
خیلی آدم عجیبیه
حتی اگه قرار باشه اونجا پادزهر رو پیدا کنی
بهت توصیه میکنم
با رفتن به هه من
خودتو تو خطر ننداز
منظورت چیه؟
شرابش
مستت نمیکنه
مگه دائم الخمر نیست؟
واسه همین یه چیزی مشکوکه
میدونم چی میخوای
میتونم کمکت کنم
شک داری
علف زورنیا تو روستای لن نان
متعلق به ژنرال نانه؟
دوتا
اطلاعات مهم
ازش دارم
اگه
بهم قول بدی بعد برگشتنمون
ازم محافظت کنی
بهت میگمشون
واسه اینکه صداقتم رو نشون بدم
یکیشو الان بهت میگم
همه میدونن
نان جی فنگ دائم الخمره
راستش هیچ وقت مست نکرده
ولی شرابش عجیبه
چیشد؟
اطلاعاتم خوب بود درسته؟
اون یکی تازه مهم ترم هست
اگه برم گردونی
بهت میگم
یان نان شینگ
از مرگ میترسی
یا نه؟
میترسم
ولی چیزایی که میدونم
از مرگ ترسناک تر
و از زندگی کردن
مهم ترن
حالا که جفتمون
داریم میریم عمارت ژنرال
بیا باهم همکاری کنیم
من به تو اعتماد ندارم
...ولی
به چیزایی که الان در مورد
چیزای ترسناک تر
از مرگ
و مهم تر از
زندگی کردن گفتی
واسم جالب بودن
پس قبول میکنی؟
یادت باشه
قراره همکاری کنیم
من مهرهی تو نیستم
باشه
من مهره توام
خوشحال شدی؟
بیا راه بیوفتیم
بریم
یالا
همونجوری اونجا واینستا
بیا تو قایق
[هه من]
وقتی ژنرال رو دیدی
همه چی رو توضیح بده
اگه باور نکردن
من واست شهادت میدم
باید ازم محافظت کنی
مهم نیست
به هرحال آدم خوش شانسی هستی
اینطور نمیشه
من یه بزدلم
قبول کردی همکاری کنی
نمیتونی منو نادیده بگیری
دوباره تویی
این مجرم تحت تعقیب رو تحویلم بده
فردا بیا در پشتی عمارت ژنرال
تا پاداشت رو بگیری
معاون ژنرال لی؟
کجا میخواین ببرینش؟
عمارت ژنرال
زندان عمارت
این بانو
چه جرمی مرتکب شده
که قبل از بازجویی
میخواین دستگیرش کنین؟
اول باید
دولت محلی دستگیرش کنه
و توسط ژنرال بازجویی بشه
میخوای بدون هیچ مدرکی
بازداشتش کنی
احترام به قانون کجا رفته؟
...جایگاه خودتو بدون- بسه-
الان گفتی
من به قانون احترام نمیذارم؟
جراتش رو ندارم
داشتم
از اعتبار شما
دفاع میکردم
افراد شما بدون اطلاع دادن به شما
آدما رو غیر قانونی دستگیر میکنن
شما اینجور فکر نمیکنین؟
پس باید ازت تشکر کنم
زندانی کردن آدما
غیر قانونیه
ولی دعوت شما به عمارتم
باید قانونی باشه
[عمارت ژنرال]
این جوری شد
ازتون میخوام خودتون قضاوت کنین
به نظر عجیب میاد
ولی منطقیه
ژنرال
نظر شما چیه؟
اگه به نظرت منطقیه
پس هست
پس چرا عوض اینکه توضیح بدی [صداقت و شجاعت]
فرار کردی؟
بانوی من برعکس شما
آدمایی هستن که
منطقی نیستن
میترسیدم اوضاع بهم گره بخوره
درسته
حالا که سوء تفاهم شده
طبیب یان
مادر و خواهرت کجان؟
رفتن
بقیه بیمارا رو باید درمان کنن
از من خواستن همه چی
رو به شما توضیح بدم
حتی اگه بهم ظلم هم شده باشه
باید درمان بیماران رو
تکمیل کنم
عالیه
واقعا طبیب
با اخلاقی هستی
یکم بعد اینکه
تو رفتی
داروهات
حسابی اثر کردن
چسبوندن اون اعلامیه ها
کار عجولانه ای بود
ولی ژنرال گفت
واسه اینکه بتونن
تو رو برگردونن
اعلامیه ها رو برندارن
طبیب یان
لطفا به دل نگیر
واسه چی باید به دل بگیرم؟
بعلاوه
مرد نجیبی که
منو تا اینجا همراهی کرده خیلی باهام خوب رفتار کرده
درست میگم؟
واقعا؟
...گفتی فامیلیت
شی
شی؟
اسم خاندان کم یابیه
وقتی جوون بودم
یه پاسبان معروف
با همین اسم
رو میشناختم
زمونه عوض شده
چطور ممکنه یه
تاجر چای معمولی مثل من
با همچین آدم بزرگی
قابل مقایسه باشه؟
درخواست ملاقات های
زیادی فرستادی، درسته؟
بله
که اینطور
بگو
چی میخوای؟
فروش چای تو دشت مرکزی خوب نیست
یه دوست
شما رو بهم پیشنهاد داد
تا ازتون واسه تجارت
تو هه من کمک بگیرم
کدوم دوست؟
چه تجارتی؟
چه کمکی؟
...دوستم
نمیتونم هویتش رو بگم
...تجارت هم
البته که یه تجارت خاصه
که فقط توی هه من انجام میشه
...کمک هم
به شما بستگی داره
ممنون ژنرال
فعلا عجول نباش
دوستت چیزی درمورد
اخلاقم بهت نگفته؟
واسه تجارت کردن و معاشرت با من
باید اول از این دور رد بشین
وقتی حسابی مست شدیم صحبت میکنیم
همه میدونن
نان جی فنگ دائم الخمره
راستش تا حالا اصلا مست نکرده
شرابش یکم مشکوکه
نمیخوری؟
هدیه اولین ملاقاتمون رو بردار
و دیگه اینجا نیا
زندگیم رو برای اینکار به خطر میندازم
ژنرال
...این شراب
چیز خوبیه
خوبه؟ پس بنوش
ادامه بده
بنوش
اندازه کافی نخوردم
بریم مست شدی
به نظر خودت داری کجا میری؟
خدانگهدار ژنرال
بانوی من- ژنرال-
کجا میری؟ به نوشیدن ادامه بده
تجارتمون یادت باشه
مراقب باش
ادامه بده
تمرین کن و فردا بیا
هنوز به اندازه کافی نخوردم
چرا انقدر شراب خوردی؟
یان نان شینگ
نیفتی تو رودخونه
مراقب باش
یان نان شینگ
یان نان شینگ
من اینجام
یان نان شینگ
چه مرگت شده؟
یان نان شینگ
چیه؟
یان نان شینگ
چیکار میکنی؟
نکنه میخوای
ازم سوء استفاده کنی؟
من بهت اعتماد ندارم
و نمیتونم واضح ببینمت
واقعا نمیتونم
چی؟
اینا... ابروهاتن
اینا چشماتن
دماغت
دهنت
یان نان شینگ
چه شکلی هستی؟
واقعا نمیتونم واضح ببینمت
...من
...پس من
جرات نمیکنم بهت اعتماد کنم
ولش کن
بهرحال که اولین بوسمون نیست
فکر کن یه سگ گازت گرفته (م: از خداتم باشه دختر)
داره ازت خون میره
من... خوبم
بدجوری داره ازت خون میره
حتما درد میکنه
چرا انقدر بی دقتی؟
نگاش کن
طبیب یان
مزاحم شدم
ادامه بدین
...من
یان نان شینگ
بیا
بشین
آروم
تکون نخور
شل شده
بذار واست محکمش کنم
درد میکنه؟
نه
واقعا؟
خوبه
یادت باشه
من اینو واست بستم
سرم درد میکنه
یان نان شینگ
میخوام آتیش بازی ببینم
آتیش بازی رو ببینم
اونایی که قشنگ
خیلی بزرگ
و خیره کننده ان
نگاه کن
اون
بزرگه
و خیلیم قشنگه
کل آسمون رو گرفته
♫ماه درون قلبم رو برات میارم♫
♫خواب حیاط رو میبینم♫
♫از قلب من خبر داره♫
خیلی قشنگه
معلومه که قشنگه
میدونی چقدر گرونه
کلی بابتش پول دادم
قبلا آتیش بازی ندیده بودی؟
حتما باید امروز تماشاش کنی؟
دیدنت تموم شد؟
...برادر، میخوام برگردم
♫آتیش روزای زمستونی رو گرم میکنه♫
♫بهار میتونه آسوده باشه♫
♫همه چی بر وفق مراد توئه♫
♫با قلب هامون همدیگه رو ملاقات میکنیم♫
♫بیا دیگه هیچ وقت همدیگه رو از دست ندیم♫
♫تمام فکر من تویی♫
♫برای تو حاضرم به آسمان برم♫
♫و ماه رو از بالای ابرها بچینم♫
♫یک کهکشان کامل برات می بافم♫
♫با قلب هامون همدیگه رو ملاقات میکنیم♫
♫بیا دیگه هیچ وقت همدیگه رو از دست ندیم♫
♫برای تو پیر خواهم شد♫
♫میخوام این گل شکوفا شده و هیچ وقت پژمرده نشه♫
♫و این تمام خواسته من از زندگیه♫
♫بهم قول بده عاشقم میشی♫
♫و هیچ وقت عهدت نشکنی♫
♫با قلب هامون همدیگه رو ملاقات میکنیم♫
♫بیا دیگه هیچ وقت همدیگه رو از دست ندیم♫
♫تمام فکر من تویی♫
♫برای تو حاضرم به آسمان برم♫
♫و ماه رو از بالای ابرها بچینم♫
♫یک کهکشان کامل برات می بافم♫
♫با قلب هامون همدیگه رو ملاقات میکنیم♫
♫بیا دیگه هیچ وقت همدیگه رو از دست ندیم♫
♫برای تو پیر خواهم شد♫
♫میخوام این گل شکوفا شده و هیچ وقت پژمرده نشه♫
♫و این تمام خواسته من از زندگیه♫
♫هیچ وقت عهدم رو نمیشکنم♫
جناب شی
منو میشناسی؟
چی داری میگی؟ متوجه نمیشم
الان خودتو زدی به خنگی؟
بعدا قراره حافظه ت رو از دست بدی؟
میتونی تشخیص بدین من کیم؟
بشناسمش؟
واسه چی اینو میپرسه؟
چی شده؟
آره، خاکسترم بشی میتونم بشناسمت
انقدر فراموش نشدنیم؟
من کجام؟
...الان تو
...عمارت ژنرال
و توی اتاق مهمان منین
چرا اینجام؟
چرا اینجایی؟
از خودت بپرس
مست کرده بودی و نمیخواستی بری
مجبور شدم بیارمت اینجا
مست بودم؟
دیگه چیکارا کردم؟
چیکار کردی؟
از خودت بپرس
تو
از سر تا نوک انگشت پام رو دستمالی کردی
حتی بهم
یه عالمه چیز میز گفتی
چی گفتم؟
...گفتی
فامیلیت شی ئه
تاجر چای هستی
اومدی هه من
واسه تجارت
حتی گفتی
توی نگاه اول عاشقم شدی
و میخوای هرچی درآوردی
رو بهم بدی
باز داری دروغ میگی
عمرا اگه اینا رو گفته باشم
از قدیم گفتن مستی و راستی
چون گفتی دروغ گفتم
...پس نشون میده
فامیلیت شی نیست
تاجر چای نیستی
و برای تجارت نیومدی
دروغ میگی
چرا بهم زل زدی؟
تا فردام زل بزنی ازت نمیترسم
ولی نگران نباش
نقشه هات رو خراب نمیکنم
میتونم بگم
تو هم یه مرد خوب
با انگیزه های پنهانی هستی
یه مرد خوب؟
از کجا انقدر مطمئنی؟
تمام این مسیر رو ازم محافظت کردی
و روستایی های لن نا
رو با من نجات دادی
منم یکم
وفاداری سرم میشه
حالا که ازم محافظت کردی
اگه چیزی لازم داشتی
خودم کمکت میکنم
البته تا وقتی که
پای پول خرج کردن
و جونم وسط نباشه
نمیخوای پول یا جونت رو واسم بدی
پس چیکار میخوای واسم بکنی؟
مشخص نیست؟
میتونم از زیباییم به نحو احسنت استفاده کنم
به عنوان یه دختر
...نباید انقدر
...انقدر
...انقدر... انقدر
بی حیا، درسته؟
من اصلا
یه ذره هم
احساس شرم ندارم
...تو
واقعا عصبانی شدی؟
خیلی
مسرور شدم
چیکار میکنی؟
چی میخوای؟
واقعا از این مدل آدمایی؟
روز روشنه
شوخی
سرت نمیشه؟
من هیچ وقت
اهل شوخی نبودم
یان نان شینگ
گذشته تو واسم مهم نیست
الان اینو یادت باشه
از لحظه ای که باهم به
هه من برگشتیم
هیچ لحظه ای
دیگه شوخی نیست
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ویراستار: Raha مترجم: سولی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.