All language subtitles for Follow.Your.Heart.2024.S01E02

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:skye ویراستار: Raha

[قلبت رو دنبال کن]

[قسمت دوم]

خودشه

وای نه

چرا به من خیره شده؟

...موها و لباسش

تو کی هستی؟

چرا بهم دست زد؟

چی میخواد؟

...این

بانو

دیر وقته

تو آب چیکار می کنی؟

...تو

بانو؟

شوخیش گرفته نه؟

ولی فکر نمیکنم

شوخیش گرفته باشه

نکنه به خاطر تاریکی هواست

نمیتونه صورتمو واضح ببینه؟

باید بیارمت بیرون؟

نه، لو میرم

همه قایق ها رو بگردین

چشم

عجله کنین با دقت بگردین

چندتاتون برین اون سمت

بانو

حالت خوبه؟

شماها برید اون جا

چشم

بلند شو

عجله کنین با دقت بگردین

یالا بلند شو

از این سمت

با دقت بگردین

اونجا

مراقب باش

نه

بانو

واقعا حالت خوبه؟

...راستش

دستا

...و پاهات

تلاش نکن قایم بشی

قایق داره تکون میخوره

صبرکن

دست و پای مردونه ست

ولی چرا خودشو به عنوان یه بانو جا زده؟

دوباره تویی

طبق صداش

باید معاون ژنرال لی باشه

که سری قبل نزدیک بود منو از سالن نمایش ببره

افسر

حالتون چطوره؟

کی داخله؟

یه بانو داخله

لطفا ما رو ببخشین

یه بانو؟

منظورت یه رقاصه ست؟

یه مرد رو این اطراف دیدی؟

دارن دنبال همون

مردی میگردن که

لباس زنونه پوشیده؟

این مرد ارتباطی با

مشکل عمارت ژنرال داره؟

حتما یه چیزی میدونه

یه مرد؟

چه مردی؟

قد و وزنش چقده؟

ویژگی متمایزی داره؟

مرد دیگه مرده

افسر

داره دیر میشه

و شما دارین مزاحم مردم میشین

و به غیر از اینکه یه مرده

نمیتونین ویژگی خاصی

درباره اش بهم بگین

هوا تاریکه و یهویی اتفاق افتاد

صورتش رو واضح ندیدم

چرا اینقدر سوال میپرسی؟

دچار سوتفاهم شدی

فقط میخوام بگم

مردی که دنبالش میگردین

اینجا نیست

تصمیمش با تو نیست

وقتی بگردیم میفهمیم

افسر

درست نیست که بدون

دستور رسمی وارد

ملک شخصی کسی بشین

خوب که چی؟ دلم میخواد وارد بشم

افسر

این رفتار خودخواهانه اتون رو

عمارت ژنرال باید

عواقبش رو متحمل بشه

مطمئنی میخوای اینکارو بکنی؟

با عقل جور درمیاد

داره منو نجات میده؟

با قیافه الانم اصلا منو نمیشناسه

چرا داره کمکم میکنه؟

نه، نمیتونم به دردسر بندازمش

ولی اصرار دارم

امروز اینجا رو بگردم

معاون لی

اینجاست

برین دنبالش

اون همون بانوی طبیب یان نان شینگ نیست؟ [اعلامیه بازداشت]

مگه چند روز پیش یکی رو مجانی درمان نکرد؟

آدم خوبی به نظر میومد

مردم رو درمان میکرد

شب گذشته

یک دفعه یه مردی ظاهر شد

ژنرال و بانو مشکوکن که

اونا باهم تبانی کرده باشن

تا بانو رو به قتل برسونن

و شنیدم که

تو روستاهای این اطراف

اتفاقات عجیب غریبی داره میافته

شاید کار

همون مادر و دختره

اگه اونطور که شما میگین باشه

یه مرد دیگه هم هست که

عمارت ژنرال داره دنبالش میگرده

چرا هردوی اونا

تو اعلامیه بازداشتن؟

این یعنی مادر و دختر هردو کلید این جریانن

راستی

طبیب معجزه گر

تو یه معبد قدیمی تو بیست مایلی شهر میمونه

به نظر منتظر یه نفره

حتما منتظره یان نان شینگه

باید یان نان شینگ رو

قبل از اینکه نان جی فنگ پیداش کنه، پیدا کنیم

میخوام بدونم

دیشب تو عمارت

نان جی فنگ چه اتفاقی افتاده

که باعث شده نان جی فنگ

یه حکم بازداشت صادر کنه

حتما موضوع جدیه

مشکوکین که به علف زورنیا ربطی داشته باشه؟

هه یائو

من دارم از شهر میرم

تو باید تو شهر بمونی و دنبال سرنخ ها بگردی

بعلاوه

از دست مزاحممون خلاص شو

ولی ارباب شما نه صورت ها رو میشناسین و

نه با این مکان آشنایین

این اولین ماموریتم نیست

نگران چی هستی؟

بنا به دلایلی

احساس میکنم که

شما این بار رقیبتون رو ملاقات کردین

یان نان شینگ؟

چهار پنج روز شده

چرا هنوز تغییر نکردم

ماه عزیز

داری سربه سرم میذاری نه؟

هربار که تو کاملی

من عادت ماهانه میشم

و وقتی عادت ماهانه میشم تغییر شکل میدم

و هربارم که تغییر شکل میدم به دردسر میافتم

و هربار تو دردسر میافتم برای تو حرف میزنم

از دست من خسته نشدی؟

حتی اگه هم تو خسته نشده باشی من خسته شدم

سقوط بدی بود

خیلی درد گرفت

برگشتم به حالت عادی

کی این اتفاق افتاد؟

هوا هم که

بدتر از من حساب کتابش با خودش مشخص نیست

فراموشش کن

نمیتونم بهش توهین کنم

تبدیل به حلزون

یا لاک پشت شده؟

چرا هنوز برنگشته؟

چرا صدای سوت متوقف شد؟

اون پیرزن دوباره داره از زیرکار درمیره

خوشبختانه نزدیکم

کجایی؟

قربان ببخشید

بانو

خیلی با این مدفوع اسب ها

دقیق نیستی؟

پس شما یه بانویین

خیلی متاسفم

اگه مشکلی ندارین

قبل رفتن برید داخل

لباستون رو عوض کنین

فراموشش کن

یه کاری دارم

فعلا میرم

ولم کنین

هی مرد جوان

چرا منو اینجا زندانی کردی؟

نگران نباش

سرخت نمیکنم

خونه رو نسوزونی

ولم کن

بهم بگو

که تو و دخترت

تو هه من چی کار میکنین؟

چرا ژنرال نان میخواد شمارو بازداشت کنه؟

چرا باید بهت بگم؟

هرچیزی که میدونی رو بهم بگو

اگه دخترت

به اشتباه متهم شده باشه

من میتونم امنیتش رو تضمین کنم

چرا میخندی؟

شبیه کسی نیستی

که عمارت ژنرال فرستاده باشه

اومدی تا

با اون ژنرال مقابله کنی؟

چی میخوای؟

ساکت باش

دوباره خودشه

بوی مدفوع اسب؟

یه تاجر اسبه؟

مرد جوان

...لطفا

جای دیگه ای رو برای استراحت پیدا کن

منو نمیشناسه؟

یا به همین زودی قیافمو فراموش کرده؟

ممکنه که اونقدرهاهم

زیبا نباشم ولی

حداقل

به اندازه یه پری زیبام

چطور میتونه انقدر

سریع منو فراموش کنه؟

یه چایخونه این نزدیکی هاست

برو یکم چایی بخور

مهمون من

داره سعی میکنه بهم هشدار بده؟

ممکنه یه حمله پنهانی از مقامات باشه؟

برو

ممنون

هرچه پیرتر عاقل تر

مثل یه شراب خوب دارم جا میافتم

مرد جوون یکم بخواب

میدونستم ادم غیرقابل اعتمادی هستی

همش میگفتی

همه چیز با بودنت خوبه

الان چی؟

حتی نمیتونی پیداش کنی

بیا اقبال بدت رو ازبین ببریم

میدونی چندتا پاسبون اونجا بود؟

عین یه میمون داشتم این طرف

و اون طرف میرفتم که

از دستشون فرار کنم

خسته ام

گوش کن

این بار تو دردسر افتادیم

به خاطر تمام کارهای بدی که

دزدای زن روستاهای اطراف انجام دادن

و بازداشتن نشدن مقصر شدیم

واقعا؟

کی رو باید مقصر بدونیم؟

همش تقصیر توئه

تو گفتی که از خونه فرار کنیم

اگه این کارو نمیکردی

چطور امکان داشت که توسط یه سم تغییر چهره

مسموم بشی؟

اگه مسموم نشده بودی

نیازی نبود که

برای دزدیدن پادزهر

به عمارت ژنرال بریم

چطور جرات میکنی که منو مقصر بدونی؟

اگه مثل یه خوکچه هندی

از بچگیم روم دارو امتحان نمیکردی

از خونه فرار میکردم؟

اگه نمیرفتم

مسموم میشدم؟

اگه نمیشدم

هرماه که عادت ماهانه امه

چهره ام عوض میشد؟

همش تقصیر توئه

فراموشش کن

بهت که گفتم ما باهم کنار نمیایم

مثل همیشه

بیا از هم جدا بشیم

باشه بیا جدا بشیم

ستاره هامون باهم جور درنمیاد

اگه باهم بمونیم بدشانسی میاریم

انقدر جرات داری که ازم متنفر باشی؟

که چی؟

الان خرس گنده شدی

میتونی هرجا دلت خواست بری

باید باهات چی کار کنم؟

پس تنهام بذار

چیشده؟ به این زودی دلت برام تنگ شد؟

فراموش نکن

وقتی داری سفر میکنی

برام درباره اون موضوع بپرس

چه موضوعی؟

درباره همون آدم دیگه

کی؟

همون دیگه

همون برادر بزرگ؟

باشه فهمیدم

برات میپرسم

ببینم اصلا هنوز زنده ست یانه

البته که زنده ست

ازت میخوام ببینی

کجاست

فهمیدم دختر کوچولو

از زندگی قبلیم بهت مدیونم

بیرون مراقب خودت باش

مراقب باش

...خوب

تو هم مراقب باش

خیلی غر میزنی

تویی

چندین بار کمکم کردی

امیدوار بودم بتونم پیدات کنم

و ازت تشکر کنم

منظورت چیه؟

اول خودتو ببند بعد حرف میزنیم

میخوای بازداشتم کنی؟

دارم ازت میخوام که خودت اینکارو کنی

من اونقدرا نرم برخورد نمیکنم

نمیخوام بهت صدمه بزنم

باشه

نمیخوای برگردی هه من؟

با توجه به چیزی که گفتی

هنوز جا برای بحث هست؟

البته

میتونستم مادرتم

بازداشت کنم

ولی ولش کردم

پس باید ازت تشکر کنم

نیازی نیست

میدونم

چطور به نان جی فنگ

توهین کردی

میخوام کمکت کنم

چطور میدونی؟

درست همون شب حادثه تو

شریکت

وارد قایق تفریحیم شد

اون کسی بود که بهم گفت

شریکم؟

یه مرد بود

که اون شب به عنوان یه زن لباس پوشیده بود

درست میگم؟

درسته

اون شریکمه

چی بهت گفت؟

اونم زیاد واضح نگفت

برای همین

اگه بتونی

واضح تر توضیح بدی

میتونم بهتر کمکت کنم

چرا میخندی؟

به این میخندم که کارت تو بستن مردم حرف نداره

ولی تو حرف کشیدن از آدم خیلی کارت بده

حالا که اینطوره

وقتی اولین بار همو

روی صحنه نمایش دیدیم

نمیخواستی بهم کمک کنی

با یه نیت دیگه

بهم نزدیک شدی

ولی تمام این مدت

نقشه خودتو داشتی

دلیل تحت تعقیب بودن من

هیچ ربطی به کاری

که میخوای بکنی نداره

بیا وقتمون

رو هدر ندیم

ولم کن

برگردین

چیکار میکنی؟

تو همینجوریشم یه بار منو بوسیدی بار دومم میخوای؟

به چی فکر میکنی؟

دیروز داشتم با اکسیژن دادن بهت جونت رو نجات میدادم

و الانم میخواستم نجاتت بدم

به هرحال همو بوسیدیم

میتونی هرچی دلت میخواد بگی

زحمت نکش

نمیتونی گره ای که زدمو

باز کنی

پس کمکم کن بازش کنم

فرار نمیکنم

حتی اگه بخوای فرار کنی هم

باید اول زخمت رو درمان کنی

وگرنه حتی اگه فرار کنی هم نمیتونی زیاد دور بشی

حالت بهتره؟

بازم کن

ما کجاییم؟

موج ما رو آورده اینجا

بیا اون سمت رو ببینیم

زورنیا

تو لن نا جوونه میزنه

طبیعت معنوی عجیبی داره

و ازدسترس مردم عادی دوره

اما این گیاه خیلی سمیه

زورنیا؟

چرا همچین زمین زورنیای

بزرگی اینجاست؟

مراقب باش

زمین بزرگیه

اگه گرده علف زورنیا رو بو کنی

ممکنه باعث توهم بشه

از اونجایی که یه نفر اینجا زورنیا کاشته

پس مشخصه که

یکی این نزدیکیا زندگی میکنه

بیا یه جا برای موندن پیدا کنیم

و ببینیم چه خبره

موندن؟

کسایی که زورنیا پرورش میدن آدمای خوبی نیستن

چطور میتونیم بمونیم؟

درد میکنه

درد میکنه

رنگش پریده

زخمی شده

و نبضش خیلی ناپایداره

این یکی از

علائم مسمومیته

چی؟

انقدر جدیه؟

باید اول از همه

خانواده اش رو پیدا کنیم

دختر کوچولو

یو دا

یو دا

یو دا

مادربزرگ

مادربزرگ

چی شده؟

چه خبر شده؟

یودا رفته

یودا رفته

چه خبر شده؟

یودا

همه بیاین اینجا

لطفا دنبال بچه بگردین

بریم

بیاین جداشیم

بریم

کجا میتونیم پیداش کنیم

اونجا

بریم

یودا

یودا

یودا

یودا

برو کنار

یودا

یودا

مادربزرگ

نوه اتونه؟

ما اینجا غریبه ها رو راه نمیدیم

همین الان برین

همین الان برین

باتوجه به لهجه ات

باید اهل لن نا باشی

به تو ربطی نداره

همین الان برین

لن نا؟

باهاشون حرف نزن

گم شین

گم شین

بچه جون

اون چش شده؟

حالم خوب نیست

یودا

بذارین نگاه کنم

مادربزرگ

این دختر بچه مریضه

بذارین درمانش کنم

من یه طبیبم

میتونی انجامش بدی؟

میتونی؟

میتونی؟

من واقعا یه طبیبم

مادربزرگ لطفا بهم اعتماد کن

من یه طبیبم

ببینین

یه کیسه طب سوزنی دارم

ببینین

یه کیسه طب سوزنی دارم

واقعا یه طبیبم

مادربزرگ

لطفا نجاتش بده

نجاتش بده

حالم خوب نیست

حالم خوب نیست

♫شب کنارت میشینم و به باد گوش می کنیم♫

♫قلب با حرکت باد به لرزش میافته♫

♫کم کم هیچ حرفی گفته نمیشه♫

♫در معرضم نگاهم قرار گرفتی♫

♫ظاهر تو کی مبهم شد؟♫

♫و چقدر واضحه؟♫

♫نمیخوام قلبتو بشکنم♫

♫به ارومی تو اغوشم میافتی♫

بچه چطوره؟

فکرمیکنم الان دیگه حالش بهتره

مادربزرگ

چرا پیش یه طبیب نبردینش؟

به خاطر این که از

مجبور میشن از داچی برن

پرورش زورنیا یه جرمه

وقتی برملا بشه

تمامی اهالی روستا

اخراج میشن

لن نا تحت سلطه قرار گرفته

و اونا هم جرات ندارن که دنبال طبیب برن

ما به اون زورنیاها دستم نزدیم

لن نا به خاطر زورنیا نابود شد

بیشتر از شما ما ازش متنفریم

پس چطور

بچه اتون به این وضع افتاده؟

بچه ها نمیفهمن

وقتی علف های زورنیا بزرگ میشن

همیشه برای بازی میرن سر زمین

منم که نمیتونم

تو خونه حبسش کنم

با گذشت زمان

مریض شد

به خاطر همینم

این مریضی رو گرفته

مادربزرگ

کی اون زورنیاها رو

کاشته؟

واقعا درد داره؟

نبضش ناپایداره

و رنگش پریده ست

این کافی نیست؟

فقط میخوام بدونم

چقدر جدیه

یودا

به سختی میتونه

صدایی از خودش دربیاره

وقتی بیماری دوباره حمله کنه

سرخی پوستش

بیشتر میشه

بدنش به خارش میافته

تنفسش ناپایدار میشه

با گذشت زمان

دست و پاهاش سرد میشن

و وارد شوک میشه

و اگه درمان نشه از دنیا میره

باید مارو نجات بدین

باید بچه امو نجات بدی

مادربزرگ

من نجاتش میدم

واقعا؟

لطفا نجاتش بده

یه راهی پیدا میکنم

یان نان شینگ

ببخشید

مگه تو یه طبیب

دوره گرد نیستی که

فقط میتونه فلج صورت رو درمان کنه؟

چرا درمان این بیماری رو بلدی؟

ما طبیب های دوره گرد رو دست کم میگیری

ما آدمای توانایی هستیم

این یه موضوع مرگ و زندگیه

من هیچوقت

با زندگی مردم شوخی نمیکنم

اگه نمیخوای کمک کنی سر راهمم نیا

یان نان شینگ

یان نان شینگ

یه بیماری مهلک

رو نمیشه یه شبه درمان کرد

اگه برام توضیح ندی

نمیذارم ادامه بدی

اگه برای چندین سال

گرده زورنیا رو بو کنی

درمان طول میکشه

ولی یودا

فقط با پودرش درتماس بوده

و جوش سمی داره

این که مجبور به بالا اوردن بشه کافیه

میفهمی چی میگم؟

بازوت زخمی شده

بذار من انجامش بدم

میتونی یه گوشه منتظر بمونی

یان نان شینگ

منو آوردی کوهستان

تا این گیاهای سمی رو که حتی

حشراتم نمیان سمتش جمع کنم؟

...به علاوه این

کود گاو

و مدفوع اسب

به اینا میگی دارو؟

برای ادمای عادی

مثل تو اینا

سمی و خطرناکن

ولی وقتی من دستای جادوییمو بهشون بزنم

تبدیل به گیاهای با ارزشی

برای سم زدایی میشن

گفتنش برای تو راحته

اون بچه خیلی مریضه

اگه

این چیزا رو بخوره

و بالا بیاره

...هرچیزی که تو بدنشه

نفوس بد نزن

گوش کن

من واقعا میتونم درمانش کنم

...تو

بچه چطوره؟

بعد خوردن دارو یکم بهتره

راستی

یه چیزی هست

که به نظرم عجیبه

چرا هیچ آدم جوونی

توی این روستا نیست؟

میترسم که

به خاطر زورنیا

یا مرده باشن

یا فرار کرده باشن

بیدار شدی

خواهر

تو منو نجات دادی؟

اره

کار خاصی نکردم

حالت بهتره؟

دا آر

مادربزرگ- دا آر-

بیدار شدی

مادربزرگ

بانو، ممنونم

باعث افتخارمه

ممنونم

مادربزرگ

اون مرده کجاست؟

رفت سر زمین زورنیا

پدر

شما خودتون رو وقف مردم و این ایالت کردین [رییس سابق دیوان بازرسی، شی ژائو مینگ]

ولی در نهایت [رییس سابق دیوان بازرسی، شی ژائو مینگ]

همشون شمارو سرزنش کردن

چرا عصبانی نیستین؟

چرا؟

افراد زیردستم ازم اطاعت میکردن

چون باور داشتن که

من توانایی اینو دارم

از پس تحقیرها و مسئولیت های سنگین بربیام

نمی فهمم

پسرم

در آینده درک میکنی

یودا بیدار شد

خوشحال نیستی؟

یکی رو نجات دادیم

چی برای خوشحالی هست؟

تا وقتی زورنیا وجود داشته باشه

همچین موضوعاتی

هر روز اتفاق میافته

میتونی همشون رو نجات بدی؟

هرچندتا رو که میتونم نجات میدم

مادربزرگ

کی مجبورتون کرده

زورنیا بکارین؟

اسمشون رو به ما نمیگن

و مرموزانه هم لباس میپوشن

واقعا نمیدونم

اگه ما خارجی ها

بخوایم اینجا بمونیم

باید از اونا

اطاعت کنیم

روستای لن نا تا زمانی که

زورنیا از بین نره آرامشو به خودش نمیبینه

چرا یه بار برای همیشه تمومش نکنیم

و کلشو نسوزونیم؟

...این

خیلی عجولی

دست از تظاهر بردار

میدونم که خودتم میخواستی بسوزونیش

فقط کاری که

خودت میخواستی رو انجام دادم

قابلی نداشت

زمین زورنیا

رو سوزوندی

...اون آدما

ما رو نمیبخشن

مادربزرگ

مجرم باید پاسخگو باشه

اگه چیزی ازت پرسیدن

فقط حقیقت رو بهشون بگین

چه حقیقتی؟

میخوای بیان دنبال من؟

نگران نباش، با وجود من

به تو صدمه نمیزنن

چیکار کنیم؟

مادربزرگ

بهت قول میدم

دیگه کسی مجبورت نمیکنه

زورنیا بکاری

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:skye ویراستار: Raha

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.