Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه: هــیـــلــر
بله
خدم میدونم
زود برمیگردم
"بچه دیگر"
کنار دریاچه بودی؟
فکنم
ما یه شانس دیگه داریم
پس باید ممنون باشیمو و اونو بپذیریم.
ولی عزیزم
مطمئن نیستم
بتونم اونو مث پسر خدم بزرگ کنم
اگه سعی کنی میتونی
وقتی هان بیولو گم کردیم فکنم خدا داره مارو رنج میده
داره مارو رنج میده؟
این مال اون زمانیه که چشماشو معاینه کردن
تصمیم سختی گرفتین با توجه به اینکه این اولین فرزندخواندگیتونه
یلحظه صب کنین
بهتون در مورد حقوق فرزندخوانگی گفتم
ولی کشیش ، وقتی شما سه فرزند دارین اینم میبرین...
مردم بهتون گمانه زنی های بد میکنن
خب بله این طبیعیه
اما دلیل اینکه می خوایم "ایساک" رو بپذیریم اینه که به خداوند خدمت کنیم.
خیلی ممنون هم هستیم
شما هم مشکلی با این ندارین خانم؟
خب من - .نه نداره -
اوه، ایساک (نمیدونم به اسحاق هم میخوره:/ )
سلام، هفته ی قبل همو دیدیم یادته؟
منتظر چیی؟ به والدین جدیدت خوشامد بگو
- كنيسة شينقوك -
خــب
خوبی؟
نگا کن این خونه جدیدته
میبینی؟
بچه ها ، بابا برگشته
ها
بش بگو رو مبل بشینه
نگا کن چقد همه جارو بهم ریختن
بهشون گفتم برن بیرون بازی کنن
"در هدف خود بعد از تلاش بر خدا توکل کن موفق میشی"
جو اون کجات درد میکنه؟
بیدار شو
بلند شو دیگه
بیا پایین برات یه داداش کوچیک اوردم
.جو أون بیا و بهش خشامد بگو
اه چرا دوباره جاروبرقی کارنمیکنه؟
بندازش
برش گردوون - اینکارو نباید بکنی -
مال منه
عزیزم بیا اینجا دوباره خراب شده
باش؟
مشکلش چیه؟ - درستش کردیم که چرا کار نمیکنه -
اینو نگا- این -
سلام
خواهر
این پسره تا چه حد چشاش ضعیفه؟
خواهر
دخترا، بریم پایین شام بخوریم؟
میتونم این کتابو بخونم؟ - نخیر -
."جو أون"
بجای این کتاب...
باید کتاب مقدس کودکانه بخونی
هروقت بت اجازه دادم اینو بخون باید کتابای اسون بخونی
اسون نمیخام همینو متوجه میشم
- أحب أعداءك -
این عینکا واقعا برا بچه ها سنگینن
میخوای تعویضشون کنی؟
میتونی بدون عینک چیزی ببینی؟
اگه انقد نزدیک شم اره
اوه پس که اینطور
میتونی باهام بیای؟
چشاتو ببند و ازین پله ها بالا برو
میخوام ببینم میتونی توی تاریکی راه بری یا نه
عزیزوم
بلهه
دوربینو کجا گذاشتم
کدوم دوربین؟
.انتظر هنا
یک دو
یک. دو. سه
یک
دو
سه
چهار
خب
لبخند بزنید
یک
دو
سه
چهار
"دوست دارم مامان"
خواهر بزرگه
خواهر کوچیکه
میخام اینجا بخابم
نه مادر گفت که باید
با ایساک بخوابی - دوسش ندارم -
ها جونی؟
کیه؟
اینجا چیکار میکنی؟
جو اون؟
الان، کی بود اومد پایین؟
اینجا
الان طبقه ی پایینه
مامان
مامان دیرمون شده زودباش
زود میام
کشیش
بله؟
امیدوارم بچه ها سیب دوس داشتهه باشن
نگران این نباش
نمیتونم قبولش کنم لطفا ببرینش
اینا خیلی خوشمزن
لطفا ببرینش - نه مشکلی نیس -
به کلیسا رفتی؟ - اره -
کشیش در کلیسا برای پسرم دعا کرد.
امیدوارم پسرم شفا پیدا کنه
خیلیم عالی
مردم میگن کاهن مبارکیه وخدا خدش
بهش چیز یاد میده با استعداد و مشهوره
اون میتونه ارواح شیطانی رو از پسرم بیرون کنه
ولی خب
میدونی، از اونجایی که من یه کشاورزم
من نمی تونم بدون کار در مزرعه در کلیسا بمونم.
و تو اینجا معروفو مبارکی
برا همین به تو میگم
اگه امکانش هست...
میخوای مراسم جن گیری رو انجام بدم؟
بله
کاهن گفت که
پسرم یونگ جون جن زده شده
زندگی می تونه جهنم به نظر برسه
و هر روز باید ازش فرار کنیم
ولی اینجا یچیزی توی قلبمون هست
چه حسی بهتون میده؟
حس اینکه فردا خدا بهم برکت میده
این قدرت خداس اگه باورش داشته باشیم
پس دعا کنید تا خدا راهنماییتون کنه
و به یک زندگی زیبا برسید
باشد که خداوند شما رو بخاطر مسیح برکت دهد. آمین
خبرایی دارم که باید با شما در میون بگذارم.
خداوند بم یه عضو جدید از خانواده داده و من می خوام بهتون معرفیش کنم.
ایساک خواهش میکنم بلند شو
مسیح بهمون گفت که با محبت و فروتنی به یکدیگر خدمت کنیم.
لطفا برا این بچه دعا کنید
تا شخص محبوبو معتبری تو جامعه باشه
جو اون
خانوادمون شیش نفرن؟
ها؟
اره
بدون من؟
با تو شیش تاییم
نه بدون من
پس پنج نفریم
نه اینطور نیس
قبلا شیش بودیم یکیشون مرد
تمام چیزایی که استفاده می کنی مال هان بیوله
هان بیول کجاس؟
غرق شد
پس
با احتساب هان بیول
اونوقت هفت نفریم؟
گفتم که اون مرده برا همین تو اینجایی
پدر یونگ جون بم گفته شیطانو از بدن پسرش بیرون کنم
فک میکنه جن زدگی چیه
طفلی رفتاراش عجیب شده چون مادرش مرده نه اینکه جن زده شده
باورم نمیشه این موضاعاتو تو کلیسا مطرح کرد
عزیزم
اینارو نگا کن
این طلسم ها روی لباسای ایساک بود.
چیزی نیست. اگه اذیتت میکنه میندازش دور بده به من
نه منظورم اینه که... اذیتت نمیکنه که این چیزا روی لباساش بود؟
پدر و مادر خوانده قبلیش بهونه ای برای رها کردنش ساختن چونکه نیمه کور بوده.
مردی که پینوکیو رو خرید اونو به اقیانوس برد.
. یه سنگ به گردن "پینوکیو" بست
و پاهاشو بستو تو اب پرتش کرد
اون مرد خر صب کرد تا بمیره
."جو أون" - .درحالی که روی صخره نشسته بود -
هان بیول چرا افتاد تو اب؟
یلحظه اینجا بمونین
خواهر
چیشده؟
خواهر
من میترسم
فکنم
بجز ما ینفر دیگه اینجا هست
ایساک
پشتت
چیه؟
چیشده؟
پدر و مادر خوانده سابقش بهانه های عجیبی برای رها کردن اون بیچاره ایجاد کردند.
فکردن او میتونه جنو روح ببینه
ولی تو باورت میشه؟
برا همین بم نگفتی؟
خب چرا بگم همش مزخرفاته
."جو أون"
خواهر
پشتت
چیکار میکنی؟
چت شده؟
مامان
اونجا چیکار میکنی؟
مامان
خوبی؟ چیشده؟
..."هان بيول"
اینجا بود
."جو أون، و"يونا"
شما به ایساک در مورد هان بیول گفتین؟
این چیه؟
بم بگو جو اون، داشتی چیکار میکردی؟
صب کن خدم باشون حرف میزنم چطوره تو بری داخل
جون اون حرف بزن
عزیزم تا وضعیت حساس نشده برو داخل خدم باهاشو حرف میزنم
اینجا بود
کی اینجا بود؟
شیطان
ایساک گفت که میتونه شیطانو ببینه
شیطان؟ چه شیطانی؟
دارید ایساکو مسخره میکنید چونکه نمیتونه ببینه؟
واسه همین در مورد هان بیول بهش گفتی؟
مامان، من دیدمش
اولین روزی که ایساک اومد اینجا یه شیطان دید
جو اون به بابات نگا کن
اونجا رو نگا کن، نگا
عیسی درون این صلیبه (منطقیه)
اون ازمون محافظت میکنه
برا همین هیچ شیطانی جرعت نمیکنه بیاد فهمیدی؟
تا وقتی منو عیسی اینجاییم نمیتونه بیاد
هیچ راهی برای ورود شیطان به اینجا وجود نداره.
بلند شید
دیگه بلند شید
تو اتاقتون منتظر باشین
بیا اینجا
میتونی اینو الان بپوشی
به زودی برات یه لباس جدید میخرم
مامان
من
من اینجا بدل هان بیولم؟
چی میگی؟
تو خدتی
ایساک
من
وقتی به هان بیول فک میکنم قلبم درد میگیره
برا همین نباید به دروغ بگی هان بیولو دیدی
باشه؟
خانوم
به چی نگا میکنی؟
هیچی
خانوم
میگم
تو
اینو میبینید؟
اونجا
چیو؟
نمیبینیش؟
یبار دیگه اونجارو نگا کنید
.هیچی نمیبینم - جدی؟ -
اونجاس
زنی که رو درخت اویزونه.
نمیبینش؟
نه دیگه
خانوم
فکنم شمام اونی که من میبینمو میبینید
برا همین خانوم
برگرد اینجا
وقتشه برگردی
به سوی عیسی برگرد
این تنها راهیه که میتونی از درد و عذاب خللاص بشی
خانوم
- پينوكيو -
- پينوكيو -
پس از یک شب، ارزوی شما در نهایت به حقیقت خواهد پیوست.
جدی؟ میتونم انسان بشم؟
،پينوكيو"،اگه دروغ نگی و راستگو باشی"
می تونی از یک عروسک چوبی به یک پسر کامل تبدیل بشی.
کیه؟
میتونم به روستا برم؟
تو
هان بیولی اره؟
."هان بيول"
میخای باهام بازی کنی؟
."هان بيول"
میخای چیزی بم بگی؟
."هان بيول"
."هان بيول"
تو شیطانی
ایساک چیشده؟
ایساک
سرش..
مواظب باش
میخوام ازمایشات بیشتری انجام بدم ولی میدونی
این یک اختلال ژنتیکیه، بنابراین در نهایت بیناییشو از دست میده.
نه ولی میدونی نمیدونم چجوری بگم
میگه که اون یه چیزایه ماورایی میبینه
.بله. بیماران مبتلا به از دست دادن بینایی اغلب اینو می گن
اونا از توهم رنج می برند و معتقدند که خیالاتشون واقعیه.
و مفهوم بینایی به خودی خود ناپدید میشه.
مامان
اینجا تاریکه لطفا چراغارو روشن کن
مامان
باید یچیزی بت بگم
دروغ نمیگم
چیه؟
دیدمش
."هان بيول"
دروغ نمیگم
ایساک
اب
همش می ریزه پایین.
."هان بيول"
هی گریه میکنه
خدایا
من الان اینجا نشستم و به تواناییت برای شفا اعتقاد دارم
لطفا دست شفاتونو بر روی این روح بچه بکشید و اونو به حالت عادی برگردون
بهمون رحم کنو این بچه رو شفا بده اگه اراده میکنی
.به نام مسیح عیسی امین
!ممنون که رسوندیمون - .مواظب خدتون باشین-
ممنون خدافظ
برگشتین؟
تو خونش خوب رفتار کردین؟
اینو برامون خرید
ازش تشکر کردین؟ - .اره -
بابا
مامان کو؟
اتاقه برو تو
.بابا- بله؟ -
ایساک خوبه؟
خوبه برو تو
هان بیول چطوره؟
خوب نیس
چرا؟ ناراحته؟
باهات حرف زد؟
چرا دارو رو اینطوری میکنی؟
چونکه ایساک نمیتونه دانه رو قورت بده
مامان، ایساک داره خسته ت میکنه، مگه نه؟
میدونم که نمیخواستی به فرزندی قبولش کنی
نه الان خیلیم خشحالم که مامان ایساکم
مامان میتونم اینو بخورم؟
مال تو نیست
ولی تو هر روز میخوریش
وقتی هان بیول زنده بود میگفتی نمیتونم بدون اون زندگی کنم
چنین چیزی نگفتم
این برا بزرگسالانه برا کودکان نیس
خطرناکه؟
چه خطری؟
بیا اینجا ایساک وقت داروته، دهنتو باز کن
با اب بخورش
خوبه
مامان اینو ببین
من کشیدمش
."ها جون"
این کیه؟
.شيطان
شيطان؟ - .اره -
شبا میاد بیرون
شیطان برادرت هان بیوله؟
اره
منو نگا کن هاجون
برادرت الان تو بهشته
نخیر نرفته
شنیدم این به خاطر اینه که وقتی زنده هم بود شیطان بود
امشب این سرود رو می خونیم بیا تمرینش کنیم
اسونه
جدی؟ میتونی نشونم بدی؟
منو نگا کن. این اسونه سرودای سخت تر از اینم وجود داره.
جدی؟ - .اره -
تو اینکارو کردی؟
نه
یونا تو بودی؟
نه
تو به هاجون گفتی
تو به هان جون گفتی که هان بیول شیطانه؟
چطور تونستی؟
چطور تونستی برادر بیچارتو به شیطان متصف کنی؟
چون که برادرم نبود شیطان بود
درد دارم
منم درد دارم
هان بيول"؟"
."هان بيول"
."هان بيول"
ایساک چرا اینجایی؟ بریم
چیزی نیس
مادرت تو رو به اتاقت میبره
سلام
شما کیستین؟
ما از مرکز خدمات حفاظت از کودکان هستیم. چند روز پیش تماس گرفتیم.
کاینطور
سلام
مامان، مجبور شدیم تنها بیایم خونه
مامان شرمندته، من
بازدید امروز ما بخشی از برنامه فرزندخواندگیه.
امیدواریم درک کنید که از این به بعد بدون اطلاع شما خواهیم امد.
یلحظه بم مهلت میدین؟
...میخام - ...نه -
هنوز نتونستیم با ایساک حرف بزنیم چون خوابیده
میخایم اول ببینیمش
ایساک
ایساک
بیدار شو ایساک
ایساک
ایساک
ایساک
- داروی خواباور -
تا حالا انقد نخابیده
ایساک
بیدار شو ایساک
ایساک باید بیدار شیم
اینا داروهای خاباور نیستن؟
چطور این....
چیشده؟
لطفا مطمئن بشید که این اتفاق دوباره تکرار نمیشه.
ازین ببعد حواسمو بیشتر جم میکنم
اگر این اتفاق دوباره بیفته، اونو گزارش می دیمو به مرکز ارسال می کنیم.
باشه فهمیدم
این برا بچه ها خطرناکه
میدونم
خدافظ
خدافظ
جو اون تقصیر من بود
دیروز ازت عصبانی شدم
متاسفم
.مهم نیست. داری اوقات سختی رو میگذرونی
.درک میکنم
ممنون بابت درکت
ولی مامان
؟؟
از یه مرد و زن شنیدم که ایساک یبار رها شده.
درسته؟
ام خب
پس ما هم باید اونو رها کنیم مامان
مامان زنبور
ترسناکه
مشکلی نیس دورشون کردم
یکی انگار رو دستمه
نمیخوام دستمو از دست بدم - .چیزی نیس-
-زنبورها دارن میان ! -زنبوری نیست .
!زنبورا منو میکشن - !"هان بيول" -
."هان بيول"
پاهام هم خارش داره!
بم نگا کن
به مامان نگا کن
مامان خشکل نیستن؟ خدم چیدمشون
!یه زنبور دىگه هست - !تو داری زنبورا رو میاری -
."جو أون"
هان بیول کجاس جو اون؟
اون بچه اونجا
کی؟
فرزند جدید کشیش؟
نه
پشتش
.چیه؟
دوباره داری توهم میبینی؟
نه، باید گیج شده باشم
دوباره گیج شدم
."يونگ جون"
."يونگ جون"
اینجا
."يونگ جون"
."يونگ جون"
.مادرن اینجاس
."يونگ جون"
.مامانت اینجاس
ما الان اواز "ایا خسته ای" از صفحه 365 رو میخونیم
!"يونگ جون"
.بلند شو یونگ جون - چشه؟ -
یه چیزیش شده- اروم نفس بکش-
چیزی نیس یونگ جون
.اروم نفس بکش - حالش خوبه؟ -
نفش بکش
نفس نمیکشه
خوب میشی ، نفس بکش
.به امبولاس زنگ میزنم - .اروم نفس بکش -
خوبه
."يونگ جون" - چطور این اتفاق افتاد؟ -
.نفس بکش - ."سلام ما یه مریض دارم تو کلیسای "شينگوك -
ای خداوندا پدر، ازت میخوام که شیطانو تضعیف کنیو اونو بیرون کنی (اینو باش،خدش یه پا شیطانه ).
از ما شر هر خبیثی و چشمشو و همه ی شیاطینو دور کن
،ازت دعا میکنم
بخاطر خوبی بی نهایتت و فرشتگان پیروزت
ازت می خوام که با قدرت خود به این روح بیچاره کمک کنید.
من به قدرتت ایمان دارم تا ازمون محافظت کنی امین
."جو أون"
اون بچه ای که کشتی
اینجاس
-سلاح کامل خداوند رو اماده کنید
-تا بتونید دسیسه های شیطان رو دفع کنید
چیکار میکنی جو اون؟
برو بالا
.عزيزم
به این نگا کن
این چیه؟
جو اون اینکارو کرده
جو اون؟
جو اون کوچیکتر ازونیه که اینکارو بکنه هان بیول به طور طبیعی مرد، اینطور نیست؟»
بیا یکم بهش وقت بدیم
نه عزیزم
این خیلی منو میترسونه
اگه مرگ هان بیول اتفاقی نبوده باشه چی؟
اگه اون هان بیولو برداشته و...
تو
بس کن
تو اصن
میدونی چی داری میگی؟
عزیزم هان بیول خیلی راحت میترسید
محاله که خدش ترمز ویلچرو باز کرده باشه
تو
مرتکب اون خطا شدی
ها؟
تحملت کم شده؟؟
منظورت چیه؟
به ایساک قرص خواب اور دادی چون دیگه تحملشو نداری؟
!عزيزم، من نبودم، کار جو اونه
داری خطاهای خدتو گردن بچه ها میندازی
نه عزیزم
اونارو برای قدم زدن بردی.
وقتی بچه ها توی دریاچه بودن خوابت برد
تو اینکارو کردی
.عزيزم
برا همین بت فرصت دادم تا خطاهاتو جبران کنیو توبه کنی
از طریق نگهداری از بچه های ینیم برا همین ایساکو اوردم
.گفتی که گناهتو از طریق ایساک جبران میکنی
تو اینو گفتی
دیگه واقعا بس کن
."يونا"
میتونم دوباره اینجا بخوابم؟
اون اتاق ترسناکه
چرا اینکارو کردی؟
گفت که الان به سختی می تونه ببینه.
خب که چی
ایساک از کجا فهمید
اونی که درو باز کرد
تو بودی؟
!به دوربین لبخند بزن هان بیول
.مامان من بستنیو کیک دوس دارم
.اینو نگا کن مامان
من کرمی رو درست کردم
خشت اومد؟ - !خشکله -
!مامان میخام تولد سال بعدم دوتا کیک بخورم
!کیکت واقعا خشکله
دعاهای کشیشا هنگام جن گیری* ترجمه نمیکنم چون خیلی کصشرن ضد اسلامین
ایساک داره منو میبینه
خاهر- خاهر-
اینکارو نکن نونا
تو هان بیولی
تو ایساک نیستی ایساک با اسمامون صدامون میزنه
نه خاهر
تو شیطانی
شیطان
.عزیزم
عزیزم
!"جو أون"! "يونا"
فکنم بچه ها خونه نیستن
.سلام- کشیش؟ این وقت شب ؟ -
چیشده که اومدی اینجا ؟
یونگ جون خوبه؟
بهتر شدهه
.خوبه که اینو میشنوم - .بله -
فکنم بردینش بیمارستان بهتر شد
اون اسکلای بیمارستان هیچی نمیدونن
اونا گفتن که پسرم اسکیزوفرنی یا دوقطبی داره.
مزخرف میگن
.میدونم - همونطور ک میدونی -
رفتم کلیسا و بهشون گفتم
.این کاهن همه ارواح شرورو طرد کرد - .سلام -
.پس کاینطور - .بله -
سلام
این کاهن استثناییه هدیه ای از خداس
قدرت خدا زیاده مگه نه؟
تو صداقت خداوندو قبول میکنی، مگه نه؟
شما هم
کشیش برجسته ای که اراده خداوندو پذیرفته
اینطور نیس؟
.بله
باید برم شب خش
چیکار میکنید؟
بابا شیطان میخاد بکشتمون
اون منم میکشه
گفت منو میکشه
بابا
."جو أون"
ایساک کجاس
باش کاری کردین؟
مامان
اون یساک نیس
او هان بیوله
تو میدونی که ایساک نمیتونه خوب ببینه
اون هان بیول شده و بهمو حمله کرد
مامان
مامان
هان بیول ما رو میکشه
ایساک کو؟
من مادرتم بیا اینجا
مامان
چیزی نیس مامانت اینجاس
مامان
هان بیول بم گفت
وقتی افتاد تو اب
تقصیر تو نبود
گفت که
دیگه نباید گریه کنی
وقتی گریه میکنی
براش دردناکه
جدی؟
جدی اینو گفت؟
اره
چون که
"هان بيول"
خیلی دوستت داره
منم دوسش درم
هان بیولو خیلی دوس دارم
خاهر
ولی
اگه واقعا هان بیول برگرده چی؟
خدا ازمون محافظت میکنه
خاهر
میترررسم
ولی خاهر
من کار بدی با هان بیول نکردم
خاهر
فکنم یکی اینجاس
این چیه مامان
تو ازین بدت میاد باید دورش بندازیم
فقط همونجا بزارش
گفتی این ویلچر تو رو ا ذیت میکنه
چنین چیزی نگفتم
خدم شنیدم داشتی با بابام حرف میزدی خدم میندازمش دور
ولش کن
تویی که داری اوقاتو برام سخت میکنی میدونی؟
بخاطر من سختی میکشی؟
من کمکت کردم
ولم کن
ولم کن
کشیش، متاسفانه مدتی طول میکشه تا قدرتمو دوباره بدست بیارم
خیلی بده که شیر اب شمام کار نمی کنه.
همه غذاها روبه یخچال کلیسا بردم.
خیلی خوبه کلیسا برق داره
وقتی برق اومد
عزیزم
نمیشنوی؟
واقعا فک میکنم هان بیول باهامونه
اینو نگا عزیزم
ویلچر
تا اینجا اومد
فکر کنم بدونم چرا برق رفت
هان بیول اینکارو کرد
اون تاریکیو دوس داره
بس کن
تو
چرا برادرتو کشتی؟
چیکار میکنی؟ - چرا کشتیش؟ -
چرا؟ - !بس کن -
چرا؟ - !برو تو اتاقت -
چرا کشیتیش؟ - !بس کن دیگه -
چرا؟
چرا کشتیش؟ چرا؟
الان میتونی به راحتی بخابی مامان
،"جو أون"، "يونا"، ها جون"
با دقت به چیزی که میخوام بهتون بگم گوش کنید
هر خانواده ای درگیری های خودشو داره.
ولی مادرتون نتونست تحمل کنه
اگه کسیم بتونه مادرتو خوب کنه
اون خداست
و من
فهمیدید؟
جو او ازت میخام که
کمکم کنی
میتونی امروز بجای من از برادرات مراقبت کنی؟
خاهر
مادرم بخاطر شیطان مریضه اره؟
شیطان کی میره؟ مگه دفعه ی قبل نروندیش؟
.إنه أمر مخيف للغاية عندما تمرض أمي
خاهر
چه بازیی بکنیم؟
قایم موشک بازی
چون که تو نمیتونی ببینی باید بگیریمون
پس باید بگیرمتون؟
چرا مخفی نمیشید؟ باید برید مخفی شید
الان من
میتونم بگیرمتون
چیکار میکنی؟
داری مراسم جن گیری میکنی؟ فک میکنی جن زدم؟
ازین بدن برو بیرون
برو نخند
نزدیک نیا
چیه؟
این فقط یه بازیه
گفتم نزدیک نیا
!"هان بيول"
حتی اگه یه فرزندم بخاطر تو از دست داده باشم باور دارم اونم به اراده ی خداس
تقصیر من نبود میشنوی من نبودم
تقصیر کیه؟
اوننوقت تقصیر کی بود؟
خدایی که تو و خانوادمونو ول کرد
نه
خدا تو رو رها کرد
من و بچه ها میتونیم بدون تو خوب زندگی کنیم
ایساکو میبرم همونجایی که بود
فهمیدی؟
نه عزیزم نه اینکارو نکن من شرمندم
ایساکو نبر لطفا
بیا در موردش حرف بزنیم باش؟ چی میشه اگه بچه ها مارو اینجوری ببینن؟
نه بچه ها اینجا نیستن جو اون مراقبشونه
نه نه عیزوم
بت گفتم نباید بزاری جو اون مراقبشون باشه
من متاسفم لطفا
گرفتمت
تو
مادرمو دوس داری؟
پس باید براش قربانی بشی
اینو بخاطر مامان انجام بده
سلام
بله
!جو أون"، نه"
نکن
فرار کن ایساک
نه
خواهر
خاهر
خاهر خاهر
خواهر خاهر
خاهر
خاهر
مامان
مامان
!مامان - !خاهر -
!بیا اینجا مامان -
هان بیول میگه
گریه نکن
!"هان بيول"
!"هان بيول"
مامان
!"هان بيول"
(منطقیه)
مامان
خوبی مامان؟
خانوم خوبین؟
چرا رفتی اونجا؟
چیزی تو اب دیدی؟
انگار دیدی
میدونستی چیشده
من همه چیو دیدم
."جو أون"
بچه ی خوابیده روی ویلچرو تو اب هل دادی
اینطور نیس؟
حتی بعدش یه اهنگ خوندی.
میخاستی ایساکم بندازی تو اب مگه نه؟
چی میگی؟ فک میکنی اینو باور میکنم؟
بیاید بریم
خانوم
جو اون اونو کشت
توم میخاستی بمیره
برا همین وقتی مفقود شد خدتو به خاب زده بودی
اینکارو نکردم
همچین کاری نکردم
خانوم
نگران نباشین
اینو یه راز پیش خدم نگه میدارم
بهرحال کسی باور نمیکنه
مامان
من میترسم
الان فهمیدم
مامان الان فهمید
خدا یه فرصت بم داد
الان فهمیدم
مامان
."جو أون"
مهم اینه که ازین ببعد چیکار میخای بکنی.
به منو تو یه فرصت داده شده
."جو أون"
ازت میخام که خار برادراتو ببری خونه
تو دختر پاکی هستی مگه نه؟
مامان
من ول نمیکنی؟
مامانتو دیگه هیچکدومتونو ول نمیکنه
خانوم
باید نگران باشی
لازم نیس نگران باشی
من درکت میکنم
تو
اون زنی که اونجا اویزونه رو
هنوز میبینی؟
نه
الان نمیبینمش
نمیخامم ببینمش
خانوم
فکنم شفا یافتم
چیزی شده؟
کشیش ازمون کمک خاست
فکنم شوهرم بهتون زنگ زد
هموطور که میبینید من صحیح و سالمم
.عزيزم
بله
میتونم الان ببینمش
خوبه
توم چشاتو باز کن
میبینیش
مامان
اینجا تاریکو ترسناکه
مامان
میترسم
این تاریکی
اذیتون نمیکنه کمکتون میکنه
کمکتون میکنه حقیقتو ببینید
مگه نه ایساک
مادرتون
تا اخر ازتون مراقبت میکنه
هر پنج تاتون
تاثیر گذار بود واقعا :/
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.