All language subtitles for 1. Sabrina.2018.1080p.WEBRip.X264-INFLATE.FarsiSub

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و تنظیم توسط : ":" فــــــــری هانتـــــــر ":"

برای دانلود زیرنویسهای بیشتر به کانال تلگرام تیم ما بپیوندید @ThunderSub

- موضوع چیه؟ - خانم

موضوع چیه؟

آندینی

- خانم لارسا؟ - بله؟

من رینارد هستم، یه دوست از طرف باگاس

من معمولا کارها رو تنظیم میکنم

وقتی اون موارد خودش رو مدیریت میکنه

اون رفته به یه شهر دیگه

بله، من قبلا با باگاس تماس گرفتم

اون نمیتونه کمکم کنه

اون کسی ـه که گفته باهاتون ملاقات کنم

موضوع چیه؟

من با یه موردی سر و کار دارم

اما این یکی خیلی سخته

من به کسی احتیاج دارم که قدرتش بیشتر از من باشه

بیا داخل؟

همسر این مرد سه روز پیش یه پدیده عجیب غریبی رو تجربه کرده

بعد از اون روز، اون مریض شده

اون نمیتونسته از تختش بیاد بیرون

دکتر ها نمیتونستن مریضی ـش رو تشخیص بدن

و وقتی که شوهرش از سر کار برگشت

اونو دید که ظاهرش تغییر کرده

اون توسط یه انرژی بسیار منفی تسخیر شده

یه روح شیطانی؟

بله

من هنوز دارم سعی میکنم بفهمم که این روح چه کسی ـه؟

اما اون چیزی که من دیدم

اینه که به وضوح میخواد بدن یه انسان رو کنترل کنه

و داخلش زندگی کنه

من سعی کردم با استفاده از روشهای مختلف روح رو بیرون کنم

اما این کار خیلی سخته

من از تمام ابزار و روشهام استفاده کردم

- آقای رینارد - بله

- ایشون لاراس هستن - بفرمائین داخل

بفرمائین

از این سمت

این اتاق

اسم همسرتون چیه؟

آندینی

تا زمانی که کارمون تموم بشه هیچکس داخل نمیاد

" اتوبوس مدرسه "

تولدت مبارک

من امیدوارم که تو همیشه خوشحال باشی

و تمام رویاهات به حقیقت تبدیل بشه

تولدت مبارک ،عزیزم

تولدت مبارک ،عزیزم

آرزو میکنم که یه زندگی طولانی داشته باشی حتی تبدیل بشه به یه زندگی عالی تر

و خیلی از مردم هم دوستت داشته باشن

اوه درسته، من برات یه کادو دارم

- منم همینطور - خب،کی میخواد اولین نفر باشه؟

زود باش، کادوها رو بگیر

زودباش

اول عمو ایدن یا عمه مایرا؟

این از طرف منه،خب، اول کدوم یکی؟

این آیپدی ـه که همیشه میخواستی

- ممنونم ازت،عمو - قابلتو نداشت عزیزم

حالا ببینیم، عمه مایرا چی گرفته؟

بازش کن

خیلی خوشگله این برند تجاری خودته، درسته؟

این برند تجاری عمه مایرا هستش "بچه های کایلا "

برای بچه هاست این واقعا برازنده ی توئه

...این

امتحانش کن

من اینو فقط واسه تو درستش کردم

خب، هیچکس نمیتونه ازش کپی کنه

به عمه چی باید بگی؟

ممنونم

وانیا، بیا اینجا عزیزم

وانیا، عمه مایرا یه کیک برات گرفته اول بیا شمع ها رو فوت کنیم

اون هنوزم به زمان احتیاج داره

منم یه چیزی برات دارم

میتونم الان بازشون کنم؟

حالا چشمهات رو باز کن

سابرینا؟

من نمیتونستم صبر کنم تا اینو بهت بدم

این دومین نسخه من از سابرینا هستش

من دختر مرحوم شما کایلا رو میشناسم

اون واقعا اولین نسخه از سابرینا رو دوس داشت

پس من رفتم دنبال سازندش

و حق امتیازش رو خریدم

و نسخه دومش رو فقط برای تو ساختم

به عنوان یه یادگاری از طرف عشق من به تو

و این یکی خیلی خاصه

این نسخه ی بزرگ ـشه

فقط یدونه از این تویه دنیا هست

امیدوارم تو بتونی با وانیا باشی

و این میتونه شما دوتا رو به هم نزدیکتر کنه

اما این قطعا برای اون سخته

این واقعیت رو بپذیره که پدر مادرش رفته ان

بخصوص تویه یه همچین سن جوونی

بعلاوه ، اون باید با یه غریبه ایی مثل من زندگی کنه

درک میکنم

و اینم درک میکنم که اون چه احساسی داره

اما

زندگی همینه

ما باید خیلی دعا کنیم

و صبور باشیم

ممنونم، عزیزم

" مدرسه سراسری ماندیری "

وانیا

- وانیا؟ - بله؟

دیتهو یه بازی ـه جدید داره

- بیا بریم یه نگاه بهش بندازیم - بریم

این چه بازی ایه؟

اسمش هست چارلی چارلی

اون از داداشش یاد گرفته

ما میتونیم از هرکسی که الان مرده هرچی بخوایم بپرسیم

اگه سوال ما بخواد جواب داده بشه

این مداد خود به خود حرکت میکنه

- واقعا؟ - آره

چارلی چارلی

مادر بزرگم میتونه بیاد اینجا؟

الان

شما بچه ها منو باور دارین، درسته؟

- کی میخواد ازش درخواست کنه؟ - من میخوام

چارلی، از مادربزرگ دیتهو درخواست کن

دیتهو شیطانی ـه؟

چارلی، دیتهو یه گربه ترسوئه؟

- چارلی، دیتهو شبا تخت خودشو خیس میکنه؟ - نه

کافیه، بازی تمومه

دیتهو تختشو خیس میکنه دیتهو تختشو خیس میکنه

- اون تختشو خیس میکنه - تخت من خشکه

- دیتهو تختشو خیس میکنه - بسه

- دیتهو تختشو خیس میکنه - برین گمشین

دیتهو تختشو خیس میکنه دیتهو تختشو خیس میکنه

دیتهو تختشو خیس میکنه دیتهو تختشو خیس میکنه

چارلی چارلی

بازی اینجا دیگه تمومه

به مادربزرگ بگو دیگه بازی بسه

چیکار میکنی؟

ما باید اول دعا کنیم

بعدش اون موجودی که ما صداش زدیم

میتونه در صلح به قلمروخودش برگرده

موجود؟

آره

برادرم میگه

مردگان و ارواح "موجود" نامیده میشن

خب مادر بزرگت واقعا اومد؟

- آره - تو اونو دیدیش؟

- آره دیدم - چجوری؟

با استفاده از یه اپلیکیشن آشکار ساز موجودات

اگه یه موجودی وجود داشته باشه

چراغ سبز رنگ چشمک میزنه

و اون موجود رو میشه اونجا نگاه کرد

میتونم قرض بگیرمش؟

البته

بیا. من هنوزم یکی خونه دارم

- ممنون - خواهش میکنم

چارلی، چارلی، میتونیم بازی کنیم؟

چارلی، چارلی، میتونیم بازی کنیم؟

چارلی، چارلی، میتونیم بازی کنیم؟

چارلی، چارلی، میتونیم بازی کنیم؟

چارلی

مامانم میتونه بیاد اینجا؟

مامانم حالش خوبه، درسته؟

دلم برات تنگ شده مامان

واقعا دلم برات تنگ شده تو هم دلت برام تنگ شده؟

مامان

میتونم ببینمت

میتونم ملاقاتت کنم؟

وانیا

دیروقته، چرا هنوز نخوابیدی؟

برق یه کوچولو اتصالی کرده واسه همین من یه چراغ قوه آوردم اینجا

چه بازی ایی داری میکنی این موقع شب؟

آشکار ساز موجودات؟

دیتهو میگه ما با این میتونیم مرده ها رو ببینیم

چه کسی رو میخوای ببینی؟

دلت واسه کسی تنگ شده؟

من میخوام دوباره مامانم رو ببینم

عزیزم

منم یه بار یه بچه از دست دادم

زمانی که دلم واسه کایلا تنگ میشه

فقط براش دعا میکنم

من یه چیزی برات دارم

تو اتاقت منتظر بمون

اون موقع ها

کایلا یه عروسک داشت که خیلی بهش علاقه داشت

اسمش سابرینا بود

وقتی که کایلا سابرینا رو بغل میکرد

ترس و غمش از بین میرفت

بخاطر اینکه اونا دوست هم بودن

و حالا

این عروسک ویژه سابرینا که عمو آیدن درستش کرده

میتونه دوست تو باشه

پس، وقتی که احساس کردی غمگینی

یا دلت واسه کسی تنگ شده

سعی کن این عروسک رو بغلش کنی

حس آرام بخشی بهت میده

حالا

سابرینا دوست توئه

ممنونم

خواهش میکنم عزیزم

حالا یکم بگیر بخواب، باشه؟

عمه

میتونی جعبه موسیقی رو روشنش کنی؟

البته، عزیزم

حالا بخواب، باشه؟

هنوز گزارشی برای فروش عروسک سابرینا بیرون نیومده؟

و نتیجه چی شده؟

از هدف ما فراتر رفته؟

این فوقالعادست؟

آماده سازی برای دسته دوم رو بلافاصله شروع کنین

وانیا، بیا پایین عزیزم

واسه قرار بازی دیرت میشه

والری از قبل منتظره

وانیا

عزیزم، میدونی چیه؟

عروسک سابرینا

این هفته فروش خوبی داشته

شگفت انگیزه، این یه قدم بزرگه، میدونی؟

تبریک میگم عزیزم

و میدونی چیه؟

این خیلی بهتر از نسخه اول بود

این برای من یه دستاورد بزرگه

پدر مادرت بهت افتخار میکنن

امیدوارم

وانیا

وانیا

خیلی قشنگ همونطور که گفتم،درسته؟

عمه مایرا تو جمع کردن وسایل برای تو کارش درسته،مگه نه؟

من بیشتر برات درست میکنم

خیله خب،برو

- دیرت میشه - عمه

سابرینا رو بزار تو ماشینت

وقتی که برگشتم خونه میخوام بازم باهاش بازی کنم

البته. حالا دیگه برو

- بیا بریم - باشه

صبر کن. عمو

بیا بیم

خدافظ، عمه

خانم نور، چرا سابرینا رو تکونش دادی؟

این واقعا منو سورپرایز کرد اذیت کنندست

- سلام، عزیزم - سلام

اداره چطور بود؟

میدونی

امروز من یه معامله صادراتی از سابرینا برای یه کشور دیگه دریافت کردم

- جدی میگی؟ - آره

تبریک میگم عزیزم

- گرسنته؟ - دارم از گشنگی میمیرم

من یه چیز ویژه برات درست کردم

دیتهو: سلام وانیا با هیچ موجودی ملاقات کردی؟

هنوز نه

لیم : امتحانش کن

کمک

وانیا

کمک

- وانیا - کمک

- وانیا - کمک

وانیا عزیزم، اینجا چیکار میکنی؟

یه کسی منو کشید، عمو

کی؟ کسی اینجا نیست

حتما زمان زیادی رو داشتی با آیپد بازی میکردی

خیال ورت داشت و تحت تاثیرش قرار گرفتی

- چی بازی میکردی؟ - هیچی

وقت شام ـه

من این آیپد رو نگه میدارم یادته، مگه نه؟

ما درباره مدت زمانی که میتونی باهاش بازی کنی یه قراری داشتیم

درسته؟

بیا بریم

مامان؟

ممنون که اومدی

دلم برات تنگ شده

دختر من

وقت خوابیدنه

ناراحت نباش

حالا

من دیگه هیچوقت تنهات نمیزارم

وانیا

بیدار شو،ظهر شده

بعد از حموم کردن، صبحانه میخوریم

بله، عمه

خوب نیست؟ اگه سابرینا این لباسها رو بپوشه

شبیه من میشه

آبی، یا صورتی؟

ممنونم

خانم نور، لطفا مربا رو بزار اونجا

صبح بخیر، عزیزم

صبح بخیر عزیزم، چقدر خارق العاده

وانیا کجاست؟

اون هنوز تو اتاقشه

وانیا، بازی بسه دیگه بیا صبحونه بخور

وانیا؟

بزار طبقه بالا رو یه نگاه بندازم

وانیا؟

وانیا

وانیا

وانیا؟

" شرکت حقوقی وسلی و همکاران بجز داداش کوچیکه "

من برامانتیو کیو مالک اسباب بازی های کیو

شرکت رو واگذار کردم به پسرهام آرکا و آیدن کیو

وانیا، سورپرایزم کردی

اینجا چیکار میکنی؟ بیا بیرون

اینجا چرا بازی میکنی؟

خطرناکه

تازشم، خیلی سر و صدا میکنی

آره، چون داریم دو نفری بازی میکنیم

شوخی نکن

سابرینا میتونه گرگم به هوا بازی کنه؟

من دارم با مامانم بازی میکنم

عزیزم، مامانت تویه بهشت ـه

اما بازی ـه چارلی چارلی کار کرد

مامان همراه من اومد، عمه

بله خانم، میفهمم

مشکل اینه که این واقعا وانیا رو پریشان کرده

و همچنین، این بازی برای پسر شما هم خوب نیست

من فقط ازتون میخوام

به دیتهو بگین که این بازی رو دوباره با وانیا بازی نکنه

امیدوارم بتونی اینو درک کنی

دیتهو فقط بهم کمک کرد که مامانم رو ببینم

چرا عمو جلوی بازی کردن من با اونو گرفت؟

نیت بدی نداره، وانیا

من و عموت میدونیم

که تو هنوز مرگ مامانت رو قبول نکردی، درسته؟

اما تو نمیتونی برای همیشه اینکارو بکنی

من و عموت ازت نمیخوایم که مادرت رو فراموش کنی

نه، مطلقا نه

مادرت همیشه تویه قبلت میمونه

اما اگه بخوای اینجوری باشی

از عواقبش رنج میبری

اونوقت نمیتونی روی مدسه ـت تمرکز کنی

همیشه احساس غمگین بودن میکنی

و هیچوقت نمیتونی با دوستهات بازی کنی

ببین

اگه به یه دوست نیاز داری

تا داستانهات رو باهاش درمیون بزاری

و باهات بمونه وقتی که درس داری یا در حال بازی هستی

همیشه میتونی بیای پیش من

من واقعا دوست دارم

عمو آیدن و من

همیشه برای تو اینجا هستیم

ما یه خانواد ایم

وانیا، کجا داری میری؟

میرم مامانم رو ببینم

من برای اینکار اون احساس بدی دارم

میفهمم، منم همینطور منم احساس بدی دارم

خیله خب

من میخوام یکمی کارم رو کمترش کنم

وانیا نیاز به یه فضای جدید داره

ما میریم به تعطیلات

- این به اندازه کافی عمیق هست - نه

نه؟

حالا تو فقط با من بازی میکنی

باشه

ما میتونیم صدفهای های بیشتری داخلش بزاریم

-فهمیدم. - عمو، خفره ی داخلی

باید بزرگتر باشه، باشه؟

باشه

عمه، ما حالا باید صدفها رو پیدا کنیم

- یالا - بیا بریم

- خدافظ - اوه، آره

عمو، اگه چاله کندنت تموم شد بهمون کمک کن صدف پیدا کنیم، باشه؟

خیله خب

خدافظ

خدای من، تو خیلی صدف داری، وانیا

من باختم.

البته، این منم که داریم دربارش حرف میزنیم

عمه، من میخوام یه نگاه به صدفهای اونجا بندازم

شاید چنتا بیشتر پیدا کنم

اگه من بیشتر از تو پیدا کنم

تو باید امشب با من بخوابی، باشه؟

باشه، عمه

مواظب باش، عزیزم

چیه؟

من دنبال صدف میگردم ،مامان

ببین، یه عالمه صدفه، درسته؟

مامان، کمکم میکنی دنبال صدف بگردم؟

با کی داری حرف میزنی، وانیا؟

با مامانم

وانیا

فقط ما دونفر اینجاییم

ما سه نفریم اینجا، اون پشت سرت ـه

دلت واسه مامانت تنگ شده؟

بهت گفته بودم

اگه دلت براش تنگ شد میتونی براش دعا کنی،درسته؟

مامان نزدیک چاله وایستاده

همون چاله ایی که عمو آیدن کنده

نه، عمه

همینه،من میخوام نگاه کنم ببینم صدف بیشتری هست یا نه

تا اونا رو بدم به مامانم اونجا

همینجا بمون، باشه؟ من باید با عمو آیدن حرف بزنم

آیدن

کمک

کمک

آیدن

مایرا

مایرا

مایرا

مایرا

مایرا

چجوری رفتی اونجا؟

یه کسی منو کشید اونجا

یه کسی منو کشید اونجا

کی؟

نمیدونم، اما یه کسی منو کشید

آندینی؟

کانال تلگرام تیم ما @ThunderSub

مایرا

مایرا

مایرا

منم

آروم باش

منم. کی اینکارو باهات کرده؟

- کی؟ - آندینی

آندینی

آندینی

بايد با چشم‌هاي خودت ببيني

تو باید اینو ببینی

چی می بینی؟

مایرا، تو حالت خوبه؟

- در رو ببند - باشه

وانیا، پاشو، عزیزم

پاشو

عمو، عمه، چی شده؟

اون چیه؟

اون چی بود؟

اون گردنبند رو از کجا گرفتی؟

از خانم لاراس اون به عنوان یه محافظ بهم دادتش

ما باید دوباره باهاش تماس بگیریم ازش درخواست کمک کنیم

باندونگ (شهر باندونگ: در باختر جزیره ی جاوا - اندونزی )

ببخشید، خانم لاراس اینجاست؟

اوه، صبر کنین

مایرا

خانم لاراس

- آیدن - حالتون چچطوره، خانم لاراس؟

خوبم

ایشون رینارد هستن، شوهرم

رینارد

شرمنده که شما رو به عروسی خودمون دعوت نکردیم

همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد

حالتون چطوره؟

من از عروسی شما چیزی نشنیدم

خب

شرمنده که باهاتون تماس نگرفتیم

بعد از اینکه ازدواج کردیم خیلی اتفاقات افتاد

بیایید داخل صحبت کنیم

خواهش میکنم

چجوری میتونیم کمکتون کنیم،مایرا؟

خب، این درباره وانیا ـست

برادرزاده ی آیدن

کسی که ما اونو به عنوان فرزند قبول کردیم

اون هنوز نمیتونه قبول کنه که مادرش مرده

اون یواشکی بازی چارلی چارلی رو انجام داده

تا با مامانش ارتباط برقرار کنه

بعد از اون حادثه

اون شروع کرد به کارهای عجیب کردن

اون به لحاظ فیزیکی احساس نزدیکی با مامانش میکنه

اولش، من و آیدن باورش نمیکردیم

اما ما اونو با چشمهای خودمون دیدیم

-چه شکلی بود؟ - مادرش

انگار دوتا چهره داشت

سمت جلوی صورت مادرش بود

و سمت پشت صورتش

یه قیافه ی وحشتناک

اون کاری که وانیا کرد خیلی مهلک ـه

کسانی که مرده اند باید تویه آرامش باقی بمونن

کسانی که رفتن هیچوقت نباید فراخونده بشن

چون اگه با چیزی که مدت زیادی باشه رفته، تماس بگیریم

و بعدش اونها بیان

معمولا یه چیز منفی ایی همراهشون میاد

من کمکت میکنم، مایرا

اما اول، باید با وانیا صحبت کنم

وانیا، عزیزم

بیا اینجا، مهمون داریم

زودباش، سلام کن

من خانم لاراس هستم ایشون هم رینارد

دوستهای عمو آیدن و عمه مایرا؟

درسته

عمو آیدن و عمه مایرا

ازم دعوت کردن که بیام باهات بازی کنم

بازی؟ چه بازی ایی؟

چارلی چارلی

تا با مامانت حرف بزنیم

باید مطمئن بشیم، آیا اون کسی که میاد

واقعا مادرت ـه یا نه

باشه، خانم لاراس، بیا بازی کنیم

- اسم مامانت چیه؟ - آندینی

ازش عکسی هم داری؟

- میتونم ببینم؟ - البته، بیا

بیا

" مامان "

وانیا

لطفا سه تا سوال بپرس

که فقط جوابش رو تو و مامانت میدونین

میتونی اینکارو بکنی؟

معمولا، اگه یه موجود دیگه ایی باشه

یکی از جوابها باید اشتباه باشه

بیا شروع کنیم

چارلی چارلی، میتونیم بازی کنیم؟

دوباره سعی کن

چارلی چارلی، میتونیم بازی کنیم؟

مامان اینجاست

من میخوام بپرسم

در میان شاهزاده خانم های افسانه ایی

سفید برفی مورد علاقه ی منه؟

شاهزاده خانم افسانه ایی مورد علاقه من سیندرلا هستش

دوتا سوال مونده

قدیما قبل از اینکه من بخوابم

تو همیشه یه چیزی رو برام زمزمه میکردی

" امیدوارم رویای خوبی داشته باشی "

درسته مامان، مگه نه؟

وقتی که نمیخواستم غذا بخورم

تو همیشه بهم میگفتی

که من کوچیک میمونم و بزرگ نمیشم

آره یا نه، مامان؟

اون همیشه بهم میگفت که من نباید مریض بشم

حالا، برو با خانم نور بازی کن، باشه؟

من میخوام با مامانت حرف بزنم

چه بازی ایی میخوای بکنی، ،وانیا خانم؟

یه جاییه که ما یه سری کاغذ ها رو میبریم و میچسبونیمشون

فهمیدم، تو میخوای یه ستاره بسازی، مگه نه؟

نه. گل

زودباش

تمام جوابها درست بود

این اندینی ـه ما اونو برمیگردونیم

آندینی

من کمکت میکنم تا برگردی به قلمرو صلح آمیز خودت

ایا مایلی که بهت کمک کنم؟

آندینی

وانیا رو ببخش

چون اون از روی نادانی تو رو به اینجا فراخوند

من کمکت میکنم برگردی خونه

تو هم مایل هستی؟

آندینی، صدام رو میشنوی؟

میخوام کمکت کنم برگردی خونه

وانیا خانم

خیلی ازم دور نشو

وانیا خانم

وانیا خانم

آندینی نمیخواد بره خونه

باید به اجبار برش گردونیم

خداوند متعال جهان را اداره و زندگی را خلق میکند

وانیا خانم

خیلی ازم دور نشو

وانیا خانم، من دنبالت میگشتم

گذرگاه رو باز کن بعدش اندینی میتونه برگرده

خداوند متعال جهان را اداره میکند

خالق ابعاد ما و اونهاست

نگهبان بین دو جهان، درب گذرگاه رو باز کن تا آندینی بتونه برگرده

اون اینجا فراخونده میشه ما بهش کمک میکنیم تا برگرده

گذرگاه رو باز کن تا اندینی بتونه برگرده

وانیا

وانیا، چه اتفاقی برات افتاده؟

وانیا

وانیا

حالت خوبه، لاراس؟

آیدن

آیدن

لاراس

لاراس

- وانیا - لاراس

بسم الله رحمان الرحیم هیچ چیزی نمیتونه سر راه اون بایسته

عظمت اون نمیتونه تضعیف بشه

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

از همه نیروهای شرور

ای حاکم آسمان، زمین،و تمام مناطق بین دو دنیا به تو پناه میبریم

به من قدرت بده تا اون چیزی که به این جسم تعلق نداره رو بیرون کنم

هیچ نیرویی نیست بجز نیروی کمک تو

بیا بریم

این راه خروج ـه، بیا بریم

بسم الله الرحمان الرحیم

بسم الله الرحمان الرحیم

بسم الله الرحمان الرحیم

بسم الله الرحمان الرحیم

- وانیا - وانیا

وانیا

وانیا

وانیا؟

- وانیا؟ - عزیزم؟

وانیا، بیدار شو، عزیزم، وانیا

وانیا، بیدار شو

وانیا

عزیزم؟ بیا، آروم

حالت خوبه، عزیزم؟

مامان

باگیا

بریم بیرون

آیدن

- سابرینا - بزار بگیرمش

- آیدن، خانم نور - بله

خانم نور

- اون هنوز زنده ـست - بیا بیاریمش

عروسک سابرینا

" بیمارستان سوریا "

وضعیت خیلی بدتر از اون چیزیه که فکر میکردیم

اون موجودی که با شماست آندینی نیست

اون بچه شیطان خودش رو بجای اون جا زده

و واسه تو بهتره که خودت

باهاش روبرو بشی

ما مراسم مذهبی رو شروع میکنیم

خانم لاراس بصورت تله پاتی باهات حرف میزنه

یه سال پیش این اتفاق افتاد

اسم همسرت چیه؟

آندینی

تا زمانی که کار تموم نشده کسی نمیاد داخل

آندینی؟

بسم الله الرحمان الرحیم پناه میبرم به خدا از شر شیطان رانده شده

آندینی

تو مالک واقعی بدن خودت هستی نه چیز دیگه ایی

هیچ روح شیطانی نمیتونه بدنت رو کنترل کنه

من روح نیستم

من فرق میکنم

میبینی؟

تو میترسی؟

من باگیا هستم

یکی از بچه های شیطان

در قلمرو ارواح

و تو نمیتونی منو بیرون کنی

لاراس

لاراس

آندینی

شبیه آندینی صحبت نکن

آندینی رفته، اون مرده

تو اون رو از درون کشتی تو روحش رو گرفتی

آندینی

آندینی

هی، بچه شیطان، اینو میبینی؟

این یه تیکه از بامبو ی زرد ـه که تو برگ مورینگا پیچیده شده

با این دوتا عنصر هفت جد و آبادت ساخته ـست

تا دیگه نتونین سر کسی بلا بیارین

آندینی

و هر کسی که شکست بخوره نابود میشه

آندینی

آندینی

- نیا داخل، آقای آرکا - آندینی

آقای آرکا

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

این یه انسان ـه یا یه روح؟

ما از شر شیطان و پیروان شرورش

به خداوند پناه میبریم

هیچکس حق ندارد بدن این انسان رو کنترل کند

هیچکس حق ندارد بدن این انسان رو کنترل کند

بسم الله الرحمان الرحیم

الحمد الله رب العالمین الرحمان الرحیم

مالک یوم الدین، ایاک نعبد و ایاک نستعین

اهدنا الصرات المستقیم

صرات الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین

اون رفته

اگه شیطان در بدن یه شخص بیشتر از

دو روز باقی بمونه

روح میمیره

باگیا

به معنی مرتکب شدن شر ـه

ما نمیدونستیم چجوری این موجود به آندینی نزدیک شد و کنترل بدنش رو به دست گرفت

اما این یه کینه قدیمی ـه

از اینکه نتونست بدنش رو به کنترل خودش در بیاره

و الان دوباره برگشته که اینکارو بکنه

وقتی که متوجه شدیم مادر وانیا همون آندینی ـه

ما هردوتامون مشکوک هستیم

که این با باگیا چیکار کرده

اما ما امیدوار بودیم که این اشتباه بوده باشه

واقعا به این امید داشتیم که آندینی باشه

چونکه همه سوالهای وانیا رو درست جواب داد

و در اون لحظه نمیتونستم انرژی باگیا رو همه جا احساس کنم

این معنیش اینه که اون به دنبال هر راهی میگرده

تا برگرده به این دنیا

این حیله گری ـه

چون وانیا آندینی رو دعوت کرد

اون به شکل آندینی ظاهر شد

طعمه شدن وانیا، باعث جلب توجه اون شده

که مزاحم همتون بشه

تا شما رو بیاره پیش ما

واسه چی؟

تا با لاراس روبرو بشه و انتقامش رو بگیره

این یه نقشه بزرگی از طرف باگیا هستش

چون قبلا، من جلوش رو گرفتم که نتونه بدن آندینی رو کنترل کنه

حالا برگشته، تا بدن یه انسان دیگه رو به کنترل خودش دربیاره

بعدش میتونه به عنوان یه انسان زندگی کنه درست همونطوری که میخواست

...و

منو بکشه

حداقل واسه یه مدتی ازت خواهش میکنم

به اون خونه برنگردین

من این موجود رو از داخل مهر و موم کردم

و شما مجبورید خونه دیگه ایی پیدا کنین

اگه به اون خونه برگردین براتون خیلی خطرناک خواهد بود

قول میدم

این موضوع رو بطور کامل با لاراس بررسی کنیم

ما زیاد وقت نداریم

ما نمیدونیم چه مدتی این قفل میتونه باگیا رو داخل نگهداره

لاراس؟

فکر نمیکنم بتونم با این شیطان روبرو بشم

قدرتش نسبت به قبل بیشتر شده

و اون نمیخواد فقط به من صدمه بزنه

اون میتونه به شما هم صدمه بزنه

لاراس

تو باید یادت باشه

انسانها خیلی خوش ذات تر هستن

نسبت به شیطان و همه بچه هاش

و این یه هدیه فوقالعاده از طرف خداونده

که در میان دو جهان قرار گرفته، لاراس

تو قویتر از ترسی هستی که اون شیطان بهت تحمیل کرده

ملاقات ما تصادفی نبود

خداوند متعال ترتیب اینکارو داده

تا با هم متحد و قوی تر بشیم

و به کسانی که نیاز دارن کمک کنیم

ما یه چشم انداز، یه ماموریت و یه قلب داریم

ایمان و اعتقاد ما به خداوند بسیار قوی تر از آن شیطان ـه

لاراس، ما میتونیم با همدیگه هر شیطانی رو شکست بدیم

اما ما نمیتونیم از همون روش و ابزار استفاده کنیم

ما به یه چیز غیر معمول نیاز داریم

من یه چیزی برات آماده کردم

بعد از روزی که ما با باگیا روبرو شدیم

من مراسم تیراکات انجام دادم و ازش راهنمایی خواستم

و همچنین از خالق درخواست کردم

تا از خودم دربرابر هر شیطان دیگه ایی محافظت کنه

و من داخل کشور به جنوب جاوا رفتم

تا یه اثر تاریخی که توسط خود شیطان مخفی شده بود رو پیدا کنم

چون اون میدونست

که توسط این اثر تاریخی شکست میخوره

خلاص شدن از دست اون کافی نیست

چون مطمئنا اون برمیگرده

ما باید واسه همیشه نابودش کنیم

وقتی که باگیا فرم واقعی خودش رو نشون میده باید از این اثر استفاده بشه

نه زمانی که تویه جسم آندینی باشه

وانیا، الان جامون امنه

تو دیگه مجبور نیستی بترسی

خانم لاراس و آقای رینارد میخوان کمکمون کنن،باشه؟

بعد از اینکه رسیدیم به محل اجدادی شما

میتونیم اطراف کارخونه قدم بزنیم

تو ازش خوشت میاد

تعداد زیادی اسباب بازی و عروسک اونجا هست

بزار عکس تو رو هم بزاریم اینجا

حالا تو هم بخشی از خانواده بزرگ "کیو" هستی

همسرش صاحب اسباب بازی های "کیو" هستش

ممنونم

من میدونم که باگیا تو مخفی شدن کارش خوبه

اما، من مطمئنم که اینبار اینجا نیست

امکان نداره

اون این خونه رو کنترل میکنه

انتخاب این خونه برای حل و فصل و استفاده از اون

به عنوان یه سکوی پرتاپ ما رو به اینجا کشونده

اولین انرژی از اینجا شروع شد

اما الان اون رفته

ما اینجا باید از یه چیزی به عنوان واسطه استفاده کنیم

این خونه فقط یه کالبد ـه

و قبل از اینکه اینجا رو قفل کنی مطمئنا یه چیزی ازش اومده بیرون

- عروسک سابرینا - عروسک سابرینا

مشکلی نداره بریم داخل، عزیزم؟

مشکلی نیست، امروز یه روز تعطیله واسه همین هیچ کارگری نیست

همچنین میخوام بهتون بگم

که شما نمیتونین از داخل هیچ تماس تلفنی بگیرین

ما اینکارو کردیم که کارگرها بتونن رو کارشون تمرکز کنن

باشه

من مدت زیادی اینجا بودم

الان خیلی فراموشکار شدم

این واسه زمانی ـه که هنوز پدربزرگت اینجا بود

- آره - بریم اونجا

- وانیا، مراقب باش - باشه

عمو، چراغ کجاست؟

اینجا اتاق خیاطی ـه؟

آره ،اینجا اتاق خیاطی ـه

کار اتمام عروسک، دوختن لباس

چسبوندن پاها و چشم ها،و همه کارهای دیگه اینجاست

میتونم امتحانش کنم؟

میخوای دوختن رو امتحان کنی؟

اول آمادش میکنم

اما، بزار عمه مایرا بهت یاد بده چجوری بدوزی

چون من نمیتونم اینکارو انجام بدم

باشه، من اول میخوام برم دسشویی

باشه

میخوامی من ببرمت؟

- من میبرمش - باشه

با عرض پوزش، شماره تماس شما خارج از محدوده سرویس میباشد

اونا نمیتونن ارتباط برقرار کنن

من اینجا منتظر میمونم، باشه؟

باشه، عمه

عمه، معلومه که قفل شده

وانیا، بیا اینجا

آیدن

آیدن، اینجا

ما باید بریم بیرون، بجنب

بریم

مایرا

عمه مایرا

مایرا

وانیا برو کمک خبر کن

مایرا

ببخشید، میتونم کمکت کنم؟

- خانم لاراس - وانیا

عمه مایرا و عمو آیدن کجان؟

داخله، عمه مایرا گیر افتاده

لطفا مراقبش باش نرین داخل، خطرناکه

- مایرا - مایرا

- آیدن - آیدن

- مایرا - مایرا

مایرا

- مایرا؟ - مایرا داخله

آیدن، وقتی سر و صدا راه انداختم

سرو صدای زیاد انجام بده

خداوندا، همه چیزهای در بهشت و زمین متعلق به توست

هیچ قدرت برتری نیست بجز قدرت تو

لاراس

لاراس

نمیتونم تحمل کنم

مرگ رو

تو

بمیر

بمیر

- مایرا - مایرا

مایرا

بمیر

لاراس، فرار کن

رینارد

تو میمیری

لاراس

لاراس

بمیر

پناه میبرم به خدا از شر شیطان رانده شده

تا زمانی که شما وحشت زده این

عقب نشینی نمیکنم عقب نشینی نمیکنم

بمیر

بمیر

لاراس

بمیر

رینارد

لاراس

آقای رینارد

مایرا کجاست؟

اونا رفتن، بیا

هیچ چیز دیگری نباید پرستش شود بجز تو ای خدای بی پایان

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

در رو باز کن

لاراس، تو رقت انگيزی

اونوقت. حالا

تو باید

بمیری

بمیر

بمیر

بمیر

بمیر

بمیر

برو بمیر

لاراس

بمیر

بمیر

بگیرش، لاراس

تو از پسش بر میای

بگیرش، لاراس، بگیرش

تو از پسش بر میای، لاراس

لاراس، بگیرش، ما میتونیم انجامش بدیم

ما میتونیم،ما میتونیم این شیطان رو با هم شکستش بدیم

بگیرش، لاراس

انا الله و انا الیهه راجعون

تو میتونستی منو از این بدن خارج کنی

اما نه از هیچ بدن دیگه ایی

نه. بر بدن هیچ انسانی حق نداری وارد بشی

وقتی اولین بار به این دنیا اومدم

بدن آندینی رو تسخیر کردم

چون یه کسی منو فراخوند

یه کسی منو دعوت کرد

من حق دارم ادعای دریافت پاداشم رو بکنم

پاداش من

این فوقالعادست، آرکا

فروش اسباب بازی های شما خیلی خوبه

- تبریک میگم - مرسی بابا

این به اندازه کافی خوب نیست، آیدن

سعی کن یکی دیگه بسازی

عروسکی میتونه فروخته بشه که مطابق اهداف ما باشه

واسه تو هنوز خیلی پایین تر از حد متوسط ـه

آرکا رو ببین

بعدش میخوای چیکار کنی؟

بیا. من قبلا یه نمونه ساختم

- بابا - بله، آیدن

این طراحی ـه جدید منه

اینم کار نمیکنه، آیدن

این هشتمین باره که طراحی ـه منو رد میکنی

تو حتی یه بار طراحی آرکا رو رد نکردی

آیدن، میدونم

کدوم یکی پول رو هدر میده و کدوم یکی پول رو برمیگردونه

و بهمون سود میده

آیدن، مامان و بابا یه حادثه براشون پیش اومده

بیا بریم

با توجه به این من اعلام میکنم که

سهام شرکت اسباب بازی کیو به مقدار

شصت درصد به آرکو کیو

پسر "برامانتیو کیو" تعلق میگیره

و چهل درصد به

آیدن کیو پسر برامانتیو

پس تو میخوای برادر خودت رو از

سر راه برداری و تبدیل بشی به تنها وارث؟

بله

تو میخوای اون بمیره یا مریض بشه؟

برای بقیه ی مسائل,

تو احتمالا میتونی با پول پرداختش کنی

اما پول تو بی فایدست

برای این موجود ماورایی که این ماموریت رو انجام بده

پس، در عوضش چی میتونی بدی؟

چی میخوای؟

بدن یه انسان

و در جهان بشر زندگی کردن

یعنی چی؟

زندگی برادت رو برمیدارم

و داخل بدنش زندگی میکنم

ای ماورایی

تو کسی هستی که از دود میگذری

تو یه روح هستی

من هر چیزی که بخوای میدم

ما یه گذرگاه برای تو باز میکنیم

تا درون آیدن کیو بشی بدن پسر برامانتیو کیو

تو باید روح اون رو از درونش برداری

و کنترل بدنش رو به دست بگیری

این سخته، آرکا سخت تسخیر میشه

اما من باید بدن دیگه ایی برای استفاده داشته باشم

تا برنامه تو با موفقیت اجرا بشه

ما از بدن همسرش استفاده میکنیم

همسرش؟ واسه چی؟

تا تسخیرش کنیم

روحش رو بگیریم. بدنش رو کنترل کنیم و داخلش زندگی کنیم

اما هدف من همسرش نیست

اما با بدن اون، تو به هدفت میرسی

هدف به دست اومد. آرکا مرده

تنها وارث

اما یه چیزی سر راه ادعای پرداخت من

از دریافت پاداشم ـه

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

در مقابل هر شیطانی که در شب یا روز هست

لاراس

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

من تشنه ی بدن انسان هستم

مال من نیست

نیست قدرتی جز کمک تو ای خدای متعال

تویی که حاکم آسمان و زمینی

هیچکدومش مال من نیست

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

تویی که حاکم آسمان و زمینی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

آیدن، ذهن خودت رو خالی نکن

آیدن

آیدن

مایرا

مایرا

حالت خوبه، مایرا؟

آیدن؟

همینجا صبر کن

رینارد

ببین بدن چه کسی رو کنترل میکنم

این بدن قوی تره

رینارد

لاراس، حالا تو باید

بمیری

بمیر

لاراس

بازش کن

لاراس

بازش کن، باز کن

لاراس، در رو باز کن

لاراس، بازش کن

لاراس، اونا همه چی رو ازت گرفتن

شوهرت رو

بچه ـت رو

اجازه نده بیشتر بگیرن

لاراس، بازش کن

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

لاراس، بمیر

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

تویی که حاکم آسمان و زمینی

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

هیچ قدرتی بالاتر از کمک تو نیست

رینارد

عروسک سابرینا رو بگیر

سریعا بیارش اینجا

باشه

هیچ قدرتی بالاتر از کمک تو نیست

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

پناه میبریم به خدا

- از شر شیطان رانده شده - پناه میبریم به خدا

از شر شیطان رانده شده

پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

هیچ قدرتی بالاتر از کمک تو نیست

-بسم الله الرحمان الرحیم -بسم الله الرحمان الرحیم

- الحمد الله رب العالمین - الحمد الله رب العالمین

-الرحمان الرحیم -الرحمان الرحیم

- مالک یوم الدین، - مالک یوم الدین،

-ایاک نعبد و ایاک نستعین -ایاک نعبد و ایاک نستعین

جز کمک تو

عروسک رو بده به من

-اهدنا الصرات المستقیم -اهدنا الصرات المستقیم

صرات الذین انعمت علیهم

غیر المغضوب علیهم و لا الضالین

صدق الله العلی العظیم

خدایا کمکمون کن

تو خالق دو دنیای

قدرتی برتر از تو نیست

و تو صاحب قدرتی

...خدایا کمکمونـ

آیدن؟

- آیدن - آیدن

- آیدن - آیدن

آیدن

لاراس، حالت خوبه؟

لاراس؟

میخوای منو مرده ببینی؟

اول خودت، شیطان

لاراس

" پلیس "

هر بار که من یه پرونده رو تموم میکنم

همیشه درباره چیزهایی که میتونم ازش درس بگیرم فکر میکنم

چیزی که بتونه تویه آینده هدایتم کنه

"آرکا کیو" "پسر برامانتیو کیو"

این دفعه ،من دیدم

که حسادت و غبطه خوردن که برای مدت طولانی ایی دفن شده

میتونه یه آدم خوب رو نابود کنه

" آندینی " " دختر ویدیا ساستی "

به عمیق ترین گودال تاریکی بری

مهم نیست که چقدر شیاطین ترسناک اونجا هستن

قلب شرور مردم بیشتر وحشتناک ـه

وانیا

وانیا؟

عمه مایرا؟

عمه مایرا؟

عمه مایرا؟

عمه مایرا؟

مامان؟

وانیا

وانیا، عشق من

من الان باید برم، عزیزم

کجا میخوای بری؟

من باید به زندگی پس از مرگ برگردم

من همه چیزهایی که اتفاق افتاده بود رو قبول کردم

و حالا

زندگی من دیگه اینجا نیست

میخوای منو خوشحال کنی؟

وانیا؟

من نمیخوام تو رو غمگین ببینم

تو خوش شانسی که مامان مایرا رو داری

و تو باید خوب باشی

مامان مایرا عاشقته

اینو درک میکنی، عزیزم؟

مامان؟

مامان

وانیا؟

تو چت شده، عزیزم؟

من خواب مامانم رو دیدم

این واقعا مادرمه

اون الان خوشحاله

و اون دیگه نمیخواد منو غمگین ببینه

وقتی که اونو به یاد میارم

من خوش شانسم که تو رو دارم

کسی که مهربونه، و دوستم داره

و برای همیشه از من مراقبت میکنه

و تبدیل شده به مادر من

مامان، منو ترکم نکن، باشه؟

دوستت دارم

هیچوقت ترکت نمیکنم، وانیا

این زخم برای همیشه قابل دیدنه

یه مدرک که من پرونده بزرگی رو با تو تموم کردم

زندگی با کسی مثل من هیچوقت راحت نیست، رینارد

میدونم

زندگی با کسی مثل من هم هیچوقت راحت نیست، لاراس

اما با تو

من میتونم هدیه ایی که خدا بهم داده رو تکمیل تر کنم

از اون موقعی که ما با هم آشنا شدیم

تو از من مراقبت کردی

منو کامل ـم کردی

و الان من با همه این چیزها تنهایی روبرو نمیشم

چی شده، لاراس؟

یه پرونده ایی مربوط به عروسک ها یه خانواده ایی که

بدتر از سابرینا ـست

امیدوارم از دیدن فیلم لذت برده باشید مـــــــترجــــــم ":" فــــــــری هانتــــــــر ":"

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.