Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[قاتل]
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
«مترجمان: داوود آجرلو و علیرضا نورزاده» ::. Highbury & MrLightborn11 .::
کلمه چهار حرفی...
برای یه ماهی استوایی
حرف سومش «پ»
گوپی
بهت برنخوره
کاری که در موردش حرف زدیم امشبه، ضربان قلبم
و این مرگ حقشونه؟
اگه حقشون نبود که ازت نمیخواستم
هیچکس نباید زنده از اون اتاق خارج بشه
وقتی این کلیسا رو ساختن، کی بوده، ۲۰۰ سال پیش؟
۲۵۲ سال پیش
پیش خودشون فکر کردن که به یه قهوهفروشی استارباکس تبدیل میشه؟
چون شنیدم برنامهشون همینه
شاید خدا از قهوه خوشش میاد
اگه گینس نبود تقریبا نوشیدنی مورد علاقهش میشد
سی
تقریبا نیمهشب بود
داروخونه بسته بود ولی والری میخواست بدونه
منم میخواستم. فکرمو مشغول کرده بود
منطقیه
خب، چی کار کردی؟
وارد داروخونه شدم...
به زور
یه افسر پلیس که نماینده قانونه به همکارش میگه قانونشکنی کرده
من چی کار کنم؟ گزارشتو رد کنم؟
نه. چیزی رو نشکستم
وارد شدم. تست حاملگی رو برداشتم...
و پولش رو کنار صندوق گذاشتم.
و تست چی؟
حاملهس
خودشه، نه؟
فیلیپ هوگو هستی؟
وای پسر. فرانسوی بلد نیستم
دوستانت کوکو صدات میکنن. برات آشناست؟
- کوکو؟ - مثل شکلات؟
کجا میری؟
خواهرتو شام میبرم بیرون
- بعد میکنمش - باشه
کمدین هم هست
و پسر آس و پاسی مثل تو...
از کجا پول این ماشین شیک رو گیر اورده؟
دوباره از خواهرت
جاکشیشو میکنم
خواهرشو فراموش کن، باشه؟
بیا از هرویین حرف بزنیم
سهشنبه کجا بودی؟
آقای کوکو، شما بازداشتی
باشه؟
داری میمیری، جکس؟
برو اون حرومزاده رو بگیر
به آمبولانس زنگ بزن
پلیس!
برگرد عقب. برگرد عقب
بخوابین روی زمین. بخوابین روی زمین
برگرد وگرنه...
اسلحهتو بنداز. هنوز هیچکس نمرده
♪ لالالالالا ♪
♪ برای امروز زندگی کن ♪
♪ لالالالالا ♪
♪ برای امروز زندگی کن ♪
یه مشتری راضی دیگه؟
رفتنش رو دیدم
روی هوا راه میرفت
با کفشهایی راه میرفت که ده هزار یورو قیمتشونه
ولی با احترام باهام رفتار میکنه...
همیشه شکلاتهایی که دوست دارم رو میاره
گمونم سوگلیم
نه، فقط بهترینی
برش میدارم
چیزی که در مورد شکلات میگن حقیقت داره؟
که برات خوب نیست؟
مردی که این کار رو کرد دوباره مزاحمت شد؟
نه. مثل همیشه کار داشت
میدونی، بیشتر آدمها جواب منفی رو قبول نمیکنن...
ولی این مرد مسئله رو خیلی شخصی کرد
کنجکاوی منو ببخش، ولی این مرد وحشتناک...
چطوری از خر شیطون پیادهش کردی؟
باید از زبونی استفاده کنی...
که یه آدم حالیش بشه
خب، اگه شاعر باشه، باید از صمیم قلب باهاش حرف بزنی
بستگی به مردش داره
زبونی که حالیش میشه رو پیدا کردی؟
دفعه بعد که کتشلوار خواستی...
میری فروشگاه مارکس اند اسپنسر، فهمیدی؟
هیچوقت جلوی در فروشگاه پیرمرد هم پیدات نمیشه
فهمیدی؟
فهمید
زیباست، نه؟
تغییراتش نامرئیه
همیشه میگم...
زنها عاشق رقصیدن با مردی میشن...
که یکی از کتشلوارهای منو میپوشه...
ولی اگه یه مرد با این لباس باهات برقصه...
مایه رنجشـه
اگه گرما رو حس کردین، جن رو تشویق کنین!
♪ وقتی به تمام نگرانیها فکر میکنم ♪
♪ که مردم بهشون برمیخورن ♪
♪ و چقدر عجله دارن ♪
♪ تا ذهنشونو پیچیده کنن ♪
♪ با دویدن دنبال پول ♪
♪ و رویاهایی که نمیتونه به واقعیت تبدیل بشه ♪
♪ خوشحالم که ما فرق داریم ♪
♪ کارهای بهتری داریم بکنیم ♪
♪ وقتی بقیه برای آیندهشون نقشه میکشن ♪
♪ من سرگرم عشق ورزیدن به توام ♪
♪ یک، دو، سه ♪
♪ لالالالالا ♪
♪ برای امروز زندگی کن ♪
♪ لالالالالا ♪
♪ برای امروز زندگی کن ♪
♪ نگران نباش ♪
♪ در مورد فردا ♪
♪ لالالالا ♪
♪ برای امروز زندگی کن ♪
♪ کمی بهم عشق بده ♪
♪ کمی بهم عشق بده ♪
♪ کمی بهم عشق بده ♪
♪ کمی بهم عشق بده ♪
سرج هستی؟
شاید
من زی هستم
منتظرم بودی، بله؟
و تو چیزی هستی که فرستادن...
تا این مسئله رو حل کنی؟
♪ لالالالا ♪
بعد از اینکه کارمون تموم شد چه کارهای؟
از اینجا میرم. خیلی دور میشم
چه حیف
♪ لالالالا ♪
چطوره یه ذره با هم خلوت کنیم؟
آدمهای عادی خستهکنندهن
♪ برای امروز زندگی کن ♪
همگی ده دقیقه برن بیرون!
هی! برید بیرون! برید بیرون!
شنیدین طرف چی گفت. برید بیرون
- آره، آره، برید بیرون. - [از دستش دادی]
پیش خودته؟
مطمئن نیستم کجا گذاشتمش
محض اطمینان...
خوبه
باشه
رییسم میخواد یه معاملهای بکنه
معامله؟
معاملهای در کار نیست
بهایی که میخوایم رو میده
ختم مذاکرات
این چطوره...
چیزی که ازش گرفتی رو پس میدی...
عذرخواهی میکنی...
و دیگه هیچوقت پا توی پاریس نمیذاری
- وگرنه... - [کوکو مرده]
به شبی تبدیلش میکنیم...
که فقط من بتونم به یاد بیارمش
کوکو مُرده
کوکو مُرده
خدای من
نمیتونم ببینم
نمیتونم ببینم
لعنتی....
نمیتونم ببینم
میشه یکی...
نمیتونم ببینم
میشه لطفا یکی کمکم کنه؟
کمکم کن
صبر کن، وایستا. میشه لطفا کمکم کنی؟
همه چی مرتبه؟
زخمی برنداشتی بخیه بزنی؟ گلولهای نیست که از بدنت دربیاری؟
حالم خوبه. همه چی طبق نقشه پیش رفت
ولی قرارداد رو مو به مو اجرا نکردی، ضربان قلبم
اینطوری صدام نکن
نمیخوام برات رییسبازی دربیارم
ولی قرارداد واضح بود، هر کسی توی اتاق هست رو بکشی
پس چرا آمریکایی رو زنده گذاشتی؟
آخه خیلی بچه بود
یه خواننده رو اورده بودن
آره، ولی توی اون اتاق بود
یعنی یه آدم عادی نیست
چی کار کرده؟
چی باعث شده یه حرفهای بشه؟
بهم اعتماد داری؟
میدونی که دارم
قانونت اینه که آدمهای عادی رو نکشی
وظیفه من اینه که مطمئن بشم همیشه این قانون رعایت بشه
یه قولی بهت دادم
اون دختره حقش بود اینطوری بمیره؟
اگه حقش نبود این درخواست رو از دست نمیکردم
متوجهم
همیشه این موقعهاست که خیلی برات سخت میشه
حس میکنی فراموش شده و نامبارکی
راهبهای بدون خدا شدی
چی، تو رو آزار نمیده؟
خب، روحهای نزدیک به همی داریم
میدونی، هر دو متفاوت و بیگانهایم و بیگانهها...
مثل اونایی که داخل این سیستم هستن گیر نمیافتن
قوانین اونا شامل حال ما نمیشه
ما ازشون آزادیم
نظر من اینه
همینطوری فکر کن، فین
گوبرت برای همین بهت پول میده
و تو به کارت ادامه بده، ضربان قلبم...
چون واقعا درش مهارت داری
[اداره پلیس ملی]
جدی میگی؟ چرا به مظنون شلیک کردم؟
فقط بهش شلیک نکردی، بازرس سی. اونو کشتی
تفنگش رو روی سر یه بچه گذاشته بود
به یه پلیس شلیک کرده بود
این پلیس رو یه تهدید دیده
منم شما رو یه تهدید میبینم. این یعنی حق دارم بهت شلیک کنم؟
سی
یه جور جنون توی چشمهاش موج میزد. این نگاه رو خوب میشناسم
همیشه به تراژدی غیرضروری ختم میشه
برای همین شلیک کردم
آلوز
چطوری؟
خوبم تو چی؟
عالیم
شما؟
ایشون سرکار سیدنی هستن
از یوروپل، از انگلستان اومدن
بسیار خب، بیا تو
- چی گیر اوردی؟ - خب...
درست قبل از اینکه دنبال کوکو بدویی...
به یه دختر پیام میداده، نوشته دلم برات تنگ شده. دوستت دارم
همین مزخرفات همیشگی
دختره جواب داده که داره براش یه ترانه مینویسه
کوکو هم گفته برام بفرستش
- قراره به جایی برسه؟ - آره
آهنگی که کوکو توی هدفونش داشته رو پخش کردیم
یه دختر میخونه
ولی با نرمافزار شزم دنبالش گشتیم و چیزی پیدا نکردیم
- آره، یه آهنگ منتشر نشدهس - دقیقا
حالا، اون آدمها...
که دیشب در پارادیس لاتین کشته شدن...
گنگ مارسی رو میگی
دختری که زخمی شده خواننده بوده
برای همین این آهنگ رو برای دیجی پخش کردم
همون دختر و همون آهنگه
آفرین بهت، آلوز
ولی عاشق این یکی میشی
مردانی که توی کلوب کشته شدن...
یکی به خاطر گلولههای شاتگان مرده
چهار تای دیگه با یه شمشیر کشته شدن
- شمشیر؟ - از روی زخمها معلومه...
شمشیر یه شمشیر سامورایی بوده
ولی هنوز پیدا نشده
پس یکی با یه شمشیر سامورایی میره توی یه کلوب...
چهار تا مرد رو باهاش میکشه...
به یکی دیگه شلیک میکنه، میاد بیرون...
و هیچکس شمشیر رو نمیبینه؟
بله
توی یوروپل روی چی تحقیق میکنی، نینجاها؟
شوخی نیست، قربان
شمشیر سامورایی بوده
[سفارت ایالات متحده آمریکا ] [جولین نون، معاون امور دیپلماتیک]
صبحبخیر، سرکار
معاون کنسولگری نون از سفارت آمریکام
اومدم جنیفر کلارک رو ببینم
کسی اومده دیدنش؟
نه، شما اولین نفر هستین
کی اونجاست؟
سلام، جنیفر
خانم نون از سفارت آمریکام
جن صدام کن
هیچکس جنیفر صدام نمیکنه
آه، جن
چه بلایی سر چشمهات اومده؟
مطمئن نیستن
اعصاب بینایی به خاطر ضربهای که به سرم خورده...
خیلی ورم کردن و تحت فشارن
بهتر میشه؟
نمیدونن
ممکنه موقت یا دائمی باشه
تا وقتی که ورم نخوابه مطمئن نیستن
میشه یه لطفی بهم بکنی؟
البته
میشه به مامانم زنگ بزنی؟
حتما حسابی نگرانم میشه
باهاش صمیمی هستی؟
بچه مشکلدارشم
ولی...
اگه یه فرصت دوباره داشتم...
براش جبران میکردم
کیه؟
ببخشید
بازرس سی هستم، خانم کلارک، از پلیس فرانسه
و شما از سفارت آمریکا اومدین؟
خانم نون هستم
اومدم ببینم برای شهروندمون چه کاری از دستم برمیاد
خوشوقتم
به پلیس هر چی میدونم رو...
- گفتم که - بله
گفتی داشتی توی کلوب آواز میخوندی و این مردها...
یکیشون، تو رو برای یه نوشیدنی دعوت کرده، بله؟
بله
و بعد که به خودم اومدم...
اسلحهها رو دراوردن و...
همه چی تاریک شد
خانم نون؟
میشه لطفا بگید چطوری هجی میشه؟
ن-و-ن
سوالاتی...
از خانم کلارک دارم
- به طور رسمی؟ - بله
پس فکر کنم خوششانسه که من اینجام
باشه
لطفا قاتل رو برام توصیف کنین، خانم کلارک
قاتل؟
حتما خیلی خوب تونستی ببینیش
گیج شده بودم
فکر کنم ممکنه یکی چیزی توی نوشیدنیم ریخته باشه
تمام تلاشتو بکن
هر کسی که بود...
ندیدمش
وقتی شروع شد...
من دیگه...
کور شده بودم
شمشیر داشت؟
چی؟
شمشیر
جرمشناسی میگه...
برخی از مردها با یه شمشیر کشته شدن
نمیدونم
فقط...
همه چی خیلی عجیب بود
مردی به اسم...
فیلیپ هوگو رو میشناسین؟
با نام کوکو معروفه
شاید، شاید
نمیدونم
انگار هر کی باهاش آشنا میشم یه اسم مستعار داره
خب، جالبه چون...
این کوکو مُرده
و وقتی مرده داشته به یکی از آهنگهای شما گوش میکرده
گمونم وجود شمشیر هم خیلی منطقی میشه
ای لعنتی!
چقدر من دست و پا چلفتیم. خیلی ببخشید
- چی شد؟ - زدم سرمت رو انداختم
- لعنتی. - اشکالی نداره
از این اتفاقات پیش میاد
هموطن شما داره دروغ میگه
در مورد چی؟
تا جایی که میتونم در مورد همه چی
و از کجا میتونی بگی؟
یه پلیس این چیزها رو میدونه
پس اگه امروز صبح از یه کافه یه کروسان دزدیده باشم...
متوجه میشدی؟
جزییاتش رو نه، ولی حسش میکردم
خب، خدا رو شکر که بیگناهم
حداقل در بیشتر موارد
بقیه روز میخواین چی کار کنین؟
کارهای همیشگی
کارهای اداری، دیدن چند نفر مثل همین دختر میرم
کارم...
قابل پیشبینی ـه
- و شما؟ - منم
برمیگردم اداره
پلیس بودن میتونه یه حرفه خستهکننده باشه
در پروندهتون موفق باشین، بازرس
و شما هم موفق باشین، خانم نون با کارها ایالات متحدهتون
الو؟
سلام، بازرس سی
بله؟
کارل استیلی هستم، مسئول امور شهروندی...
از سفارت ایالات متحده
بله، داشتم با همکارتون حرف میزدم
نمیدونیم این معاون کنسول نون کی هست
آره، که اینطور
ممنونم، آقای استیلی
[نون = هیچکس]
بد نیست
نئواکسپرسیونیستها
همدستهای پولشویی من
توحش پسامدرن، ولی...
لذتبخش
بله؟
نمیدونم و متوجهش نمیشم
میدونی، ۷۵ میلیون کم اوردم
چطوری؟
دوستمون ولیعهد سعودی رو پشتیبانی کردم
پدرش اونو طرد کرده...
پس من پول خرید مواد رو جور کردم
چی میشه اگه مجبور بشم ۷۵ میلیون یورو رو بخورم؟
تابلوی باسکیاتت رو بفروشی؟
حتی مطمئن نیستم واقعی باشه
ولی تو هستی
ضرر ایرلند یعنی سود فرانسه
- تا حالا دلتنگش شدی؟ - آره شدم
دلتنگ یکی دو تا زن
دلتنگ زندان نمیشم
بیا بشینیم
میدونی چی دیگه واقعیه؟
هرویین خالص خیابونی به ارزش ۷۵ میلیون
۳۰۰ میلیون
ولیعهد چه حرفی برای گفتن داره؟
میخواد بره خونه
مطمئنم. بره خونه پیش بابایی
آره، ولی اول با پلیس قرار ملاقات داره
- امیدوارم یکی از دوستانمون باشه؟ - ای کاش بود
بازرس سی ـه
دوباره؟
علیه پلیسهای درستکار هیچی ندارم
فقط دوست دارم پشت میز بشینن...
جایی که نتونن هیچ آزاری بهم برسونن
ولی سی؟
واقعا بدجور وبال گردن منه
ممنونم
بازرس
ولیعهد ماجد بن فهیم. خوشوقتم
بفرمایین
بله. باشه
تمام عمر توی این شهر زندگی کردم
هیچوقت نمیدونستم اینجا وجود داره
خب، اگه یه جای قشنگ توی پاریس میخواین...
یه هتل بخرین، نه؟
آره
اومدین بهم خبر بدین...
هواپیمام کی بهم برگردونده میشه، آره؟
اومدم چند تا سوال در موردش ازتون بپرسم
یه طوری میگین انگار مظنونم
خب، شاهد هستین
درسته؟
خب، هواپیمای شما در بروژ ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر فرود اومده...
از مبدا بیروت
وقتی روی باند فرود بودین...
افرادی اومدن سراغ شما که...
تصور کردین افسران گمرک فرانسه هستن
آره، دلیلی نداشتم فکر کنم نیستن
آره، درسته
آخه روز روشن بود
در رو باز کنین!
در رو باز کنین!
کسی رو بین دزدها شناختین؟
نه
از شما چی میخواستن؟
چی توی هواپیما بود؟
هیچی. خب...
یه اشتباه کردن
شاید
افراد اینا بودن؟
افرادی که به هواپیمای شما حمله کردن...
همه مردن
دیشب کشته شدن
شما رو به فکر نمیندازه؟
نه، راستش خوشحالم میکنه
و شما هم باید خوشحال باشین
این مرد رو میشناسین؟
- نه. کی هست؟ - گوبرت
ژول گوبرت
یه خلافکار. راستش منصفانه نیست
اون پدرخوانده پاریسه
قمار، فحشا
هرویین
هر کسی باید یه طوری زندگیشو بگذرونه
الان برای یه جلسه بسیار مهمتر از این...
دیرم شده
ولی جواب سوال منو ندادین
چی ازتون دزدیدن؟
در روز روشن...
در خاک فرانسه بهمون حمله شده
به خاطر رعایت حال مهمون کشورتون هم شده...
هر چی زودتر هواپیمامو آزاد کنین
زی
آره، بشین
بگیر بشین
بیا. بیا نوشیدنی بخوریم
خوشحالم تونستی بیای
اون کیه؟
چی می ـه
بعد از اینکه رودی مرد جاشو گرفت
فکر کنم برای اون حکم یه قهرمان رو داری
بد نیست یه امضا بهش بدی
و دوست دیگهت؟
دوست دیگه؟
آره، اونم طرفدارته
چرا دختر توی کلوب هنوز زندهس، زی؟
یه پلیس پیشش بود
فقط تونستم با بلوف زدن از اتاق بیام بیرون
چرا بعد از اینکه پلیس رفت برنگشتی؟
اون اطراف نموندم
و قبل از اینکه بذاری توهم برت داره...
هیچی نمیدونه
وقتی پلیس ازش بازجویی میکرد اونجا بود و دختره هیچی نمیدونست
یه آدم عادیه
حتی نتونست قاتل رو توصیف کنه
دروغ میگه و داری اشتباه میکنی
نکتهش اینه که حرف نمیزنه
اونا کی هستن؟
اولین باری که زی رو دیدم یادمه
آره. حتی اون موقع هم لجوج بود
لبش پاره شده بود
چشمش ورم کرده بود
برتونها این کار رو باهات کردن؟
و تو این کار رو با برتونها کردی
جراتش رو نداری...
مثل یه شیر ژیان بود
دختر لاغری مثل تو سرسختترین جاکش پاریس رو کشته
یکی از فاحشههاش بودی؟
فاحشه هیچکس نیستم
به ظاهر نیستی
اگه اومدی منو بکشی، زودتر تمومش کن
بکشمت؟ یه قاتل واقعی رو بکشم؟
این کالای بسیار باارزشیه، ضربان قلبم
و چیزی که میگم تیکه کلام ایرلندیهاست
اون روز ندای درونت رو پیدا کردی
چی سر اون شیر اومد؟
چیزی نیست. اگه این دختر نابینا رو نمیکشی...
نمیتونم مجبورت کنم، مگه نه؟
اونا میخوان بکشنش، نه؟
حالا دارم برگشتن شیر رو میبینم
ولی اگه در مورد این یکی بیم و ترس داری...
بذار شیر بخوابه
مرسی
بله؟
پلیس
چطوری؟
یه ذره بهتر شده
یه چیزی اوردم سرحالت بیاره
آره!
صبر کن، الان درستش میکنم
ممنونم
به فکرت هستم
مرسی
کجا رسیدیم؟
با پرونده؟
ولیعهد سعودی چی گفت؟
قایمش کن
بله، بفرمایین
- روز بخیر - روز بخیر
بهم بگو چی گفت
در مورد همه چی دروغ گفت
بنبست بود
ولی هیچکس دستنیافتنی نیست
مرسی
هواپیما هرویینی رو حمل میکرده که دنبالش بودیم
میدونم. ولیعهد هم میدونه
و دختره چی؟
همون خواننده؟
نظر اون در مورد این اتفاقات چیه؟
هنوز بهش فشار نیاوردم...
با توجه به شرایطی که داره
ولی چند دقیقه دیگه بهش فشار میارم
همین اتاق کناریه
اگه ناهار رو اوردی...
ببرش. بوی خیلی گندی میده
هی، جن. ازت میخوام بهم گوش بدی
چند نفر دارن میان بکشنت
متوجهی؟
چی داری میگی؟ کاری که...
اون شب توی کلوب شروع کردن رو تموم میکنن...
و یعنی تو رو میکشن
متوجهی؟
بله
- باشه. - متوجهم
پس باید بهم اعتماد کنی...
و هر کاری میگم بکنی
اگه این کار رو نکنی مُردی. باشه؟
سعی کن آروم باشی
با شماره سه
یک، دو، سه، بیا بریم!
تقریبا رسیدیم
چه خبره؟
چرا تکون نمیخوریم؟
انگار به یه آشنا برخوردم
بازرس سی، مگه نه؟
بله. معاون کنسولگری هیچکس
الان لهجه بریتانیایی داری
خیلی دوست دارم بدونم تو کجای این جنون قرار داری
راستشو بگم، خودمم هنوز مطمئن نیستم
و سعی داری نجاتش بدی؟
این یعنی نباید اونقدرها هم بد باشی
غافلگیرکنندهس
چرا نمیندازیش؟
اونی که گلوله تموم کرده من نیستم
خالی هستی و من همیشه یه گلوله دارم
بیداری؟
بله، بیدارم
متاسفم
منم متاسفم
اینجا در امانی
هیچکس اینجا رو نمیشناسه
بوی...
کهنگی میده
منظورم از لحاظ بد نیست
ناراحت نشدم
لعنتی
ببخشید
سعی کن قدمهاتو بشماری، باشه؟
دو. سه، چهار
بیا، اینجا آشپزخونهس
ظرفشویی یه کم جلوتره
یخچال اینطرفه
بهم بگو چی میخوری تا برات بیارم
اینجا یه آباژوره
باشه
پنجرهها
اگه دوست داری بازشون کن
نه، ده
باشه مراقب جلوی پات باش
دو پله برو بالا تا به تختخواب برسی
تختخواب سمت چپه
دستشویی در جهت مخالفه
شاید سه پله
یه هماتاقی دارم. بذار معرفیت کنم
شرط میبندم گرسنهشه
نندازیش پایین
تنها چیزی که دارم همینه
یه ماهی؟
اسمش وای ـه
بهش غذا بده
چرا وای؟
چون اسم من زی ـه
پس اکس چی شد؟
در مورد اکس حرف نمیزنیم
چه صبحونه خوبی
این سرآشپز رو باید ببرم خونه
پلیس چی میخواست بدونه؟
چه اتفاقی افتاده
چی دزدیده شده. و من افرادی که...
توی کلوب شبانه کشته شدن رو میشناسم یا نه
گمونم تو گفتی بکشنشون
نه، کار ما نبوده
ولی به ذهنت خطور کرد...
اگه مُردن یکی دیگه موادها رو برداشته؟
به قول انگلیسیها این دیگه راسته کار من نیست
پلیس دیگه چی ازت پرسید؟
یه عکس از تو بهم نشون داد
که داشتی وارد این هتل میشدی
ازم پرسید میشناسمت یا نه
- میشناسی؟ - چی؟
منو میشناسی؟
به اندازه کافی، دوست من
تو هیچی نمیدونی
مشکلی داری میتونی بدویی بری پیش پدرت
پدرم مُرده
میدونم چون وقتی ۱۷ سالم بود کشتمش
تو هم باید گاهی امتحانش کنی
مشکل من امروز اینه که اینجا ۷۵ میلیون ضرر کردم
باید از یه نفر یه درس عبرت بسازم
با یه پلیس دوزاری که حرف نمیزنی
ژول گوبرت هستم، توی این هتل شیک نشستم...
یه مرد خود ساختهم و ازت میپرسم...
- در این مورد چی میدونی؟ - ژول
داری غیرمعقول رفتار میکنی
جواب سوالم رو بده
کافیه. کافیه
هی، هی. بندازش. بندازش
بندازش
احمق عوضی
میخوام بمیره. به زی بگو انجامش بده
نه، برای کاسبی بده. به کاری که میکنی فکر کن
الان زی رو بفرست
خب، کی اومدی پاریس؟
چند ماه پیش
تو چی؟
۱۵ سال
خدایا
آره، ولی هیچوقت توی تجملات نبودم
اولین شبم زیر یه پل خوابیدم و روی خودم مقوا انداختم
من زیر پونت نوف خوابیدم
بعدش توی مترو خوابیدم
تو چقدر زیر مقوا بودی؟
وسط شب سوم بود...
که یه یارویی...
برش داشت...
که یه آرمنیاک برام اورد
تو چی؟ تو چطور اینجا رسیدی؟
خب، اومدم اروپا تا با گروهم آواز بخونم...
ولی حتی قبل از اینکه برنامه رو رزرو کنیم توی رُم بهم زدیم
بعدش با این یارو، کوکو آشنا شدم
گذشته تیره و تاری داشت...
ولی بهم باور داشت
منو به کلوبهایی برد تا آواز بخونم
گفت میخواد مدیر برنامههام بشه
و با یه لیبل برام قرارداد ببنده
گفت یه پول کلان میتونه به جیب بزنه
گفت واسه خلاص شدن از زندگی قبلیش، بهش نیاز داره
خودت چی؟
اون یاروئه چی شد؟
صرفا میخواست ازم سوء استفاده کنه
پس تموم شده؟
آره، پایانِ دراماتیکی داشت
شبی بود که فقط من یادم میمونه
به شبی تبدیلش میکنیم
که فقط من یادم بمونه
پس کارِ تو بود
تو همهی افرادِ توی اون اتاق رو کشتی
آره
بهخاطرِ من کور شدی
نه
...کور شدم، چون
یک دروغ رو باور کردم
چون رفته بودم جایی که نباید میرفتم
چرا میخوان بمیری، جن؟
نمیدونم
چرند نگو، میدونی
تازه گفتی تنها کسی که بهت باور داشته
اسمش «کوکو» بوده
کوکو همونی بود که توی کلاب دربارهش حرف زدن
که دربارهش پیام میدادن
.همونی که مُرده توش دخیل بودی
،پیشنهاد میکنم بهم بگی وگرنه جسدِ بیجونت رو میندازم توی خیابون
شاید هم بلای بدتری سرت بیارم
خیلیخب
...اون افرادِ توی کلاب
از یه جتِ شخصی، مواد دزدیدن
جت؟
آره
سارقهای کارکشتهای هستن
کوکو باهاشون بود
من هم اونجا بودم
یه جایی مخفیم کرده بود تا شاهد همهچیز باشم
از کجا؟ کجا بودی؟
نمیدونم. یکی از محلهای پایین شهرِ پاریس
پاریس رو بلد نیستم
چرا مخفیت کرده بود؟
تا بتونم از داخل بازش کنم
کمکش کردم موادی که دزدیدن رو بدزده
چهجور موادی بود؟
...هروئین
فکر کنم هروئین بود
میخواست با مقداری از اون پول
حرفهم رو سر و سامون بده
بس کن
لعنتی، لعنتی
لعنتی
حق با فین بود
هیچکس توی اون اتاق بیگناه نبود
بعدش چی شد؟
کوکو به یکی زنگ زد و گفت مواد پیششه
یکی پشت خط
بهش یه آدرس داد تا ون رو ببره اونجا
...یه خرده رانندگی کردیم
...و ون رو گذاشتیم توی
یه انبار داخلِ پاریس - کجا؟ -
کجا؟
توی یه ونه
داخل یه انباره
یه جایی توی پاریسه
این که نشد آدرس
چرا مشخصات قاتل رو
موقع بازجویی به پلیسه ندادی؟
چون نمیخواستم پام به این قضیه باز بشه
پات خیلی وقته باز شده
بلند شو
چرا؟
باید بریم یه جایی
دوتا پلهست
اینجا کجاست؟
یه کلیسا که تقدسزدایی شده
یعنی چی؟
یعنی متروکهست
دیگه مقدس نیست
آواز بخون
چی؟ - بخون -
نمیتونم
گفتم آواز بخون
در یک صبحِ روشن
وقتی این زندگی تموم شد
...پرواز میکنم و میرم
...به خانهای در
سواحلِ بهشتی خداوند
پرواز میکنم و میرم
پرواز میکنم و میرم
اوه، شکوه
پرواز میکنم و میرم
...صبح هنگام
وقتی بمیرم
خدا را حمد باد
...بهزودی
پرواز میکنم و میرم
قرار بود قبل از اومدن به اینجا زنگ بزنی
.موبایلت رو چک کن، دختر جون بهت زنگ زدم
احتمالا متوجه شدی که یه خرده بدخلق شدم
دلیلش چیه اونوقت؟
چون بهخاطر تو، دوتا آدمِ ماهر
توی اون بیمارستان مُردن
هیچکس حق نداره کارم رو برام تکمیل کنه
هیچکس
و اگر ماهرن، چرا مُردن؟
،هیچوقت واسه انجام کارِ یک زن پسر نفرست
عالیه، خیلیخب
دیگه همچین اشتباهی تکرار نمیشه
دختره کجاست؟
جسد اون هرزهی کور رو انداختم توی زبالهسوزِ
توی مولینو
الان توی هواست
دود شده
میبینم که شیر ژیانم برگشته
به گوبرت بگو، شیره گفته که هرچیزی باعث نگرانیش شده بود
الان دیگه تموم شده رفته
،هی، قدردانت هست ولی باید انجام میشد
باشه؟
وقتی به حرومزادهها رو بدی
مثل خر ازت سواری میگیرن
جالب بود، دوست داشتم
«یهبار دیگه بهم بگی «ضربان قلبم نشونت میدم
بهنظرم باید استراحت کنی
.ولی شاید یه کار دیگه برات داشته باشم هنوز تصمیم نگرفتم
تا اون موقع، دست از سرم بردار
هرطور مایلی
میدونستم نا امیدم نمیکنی
ضربانِ قلبم
رفتش
خوبی؟ - آره -
...بار اولی که اومدی بیمارستان
اوهوم؟
اومده بودی بکشیم
آره
اومده بودم کار رو تموم کنم
تو یه هیتمنِ واقعی هستی [ مردِ آدمکش ]
هیتومن [ زنِ آدمکش ]
پس چرا نکشتیم؟
چرا کار رو تموم نکردی؟
مادرم معتاد بود
و خیلی ترکمون میکرد
...در نهایت اوردوز کرد، پس
مواظبت از خواهرم وظیفه من شده بود
و نتونستم
از دستش دادم
ولی تو، من رو یادِ اون میندازی
و بهگمونم یهکم هم یادِ خودم میندازیم
با این تفاوت که تو هنوز یک فرصت داری
فرصتی برای یک زندگیِ بهتر
اون خط قرمزی که من رد کردم رو رد نکردی
من کی باشم که بخوام این فرصت رو ازت بگیرم؟
گرسنهای؟
توی بیمارستان، تیراندازی کردی
همینطور افرادی که بهشون شلیک کردم
شانس آوردی که یک بیگناه رو نکشتی
باید تعلیق بشی
حرفی نداری؟
چرا
میخوام شیش نفر تمام مدت، مواظب ولیعهد باشن
و پاسپورتش هم باید تحویل داده بشه
ولیعهد ممنوعالخروج میشه
عالیه
این یعنی تو هم نزدیکش نمیشی
اون یک قربانیه، نه مظنون
شیرفهم شد؟
سگهای موادیاب، توی هواپیماش کوکائین پیدا کردن
چه غافلگیرکننده
طرف لذتگرا و دختربازه
سگهات میتونن توی نصف جتهای لو بورژه کوکائین پیدا کنن
فقط توی جتِ اون، صد کیلو هروئینِ خالص بوده
که خب سرقتی هم بودن
قیمت خرده فروشیش ۳۵۰ میلیونه
چند ماهه که ولیعهد توی رادارمونه
خیالاتی شدی
اون پنج نفری که مُردن باهات مخالفن
با اون دوتای توی بیمارستان میشن هفت نفر
به اندازه کافی، مجرم فرانسوی نداریم که بندازی زندان؟
چرا، توی مناطق مسکونی زیادن
،برم یه ساقی رو بندازم زندان در حالی که رفیقتون صد کیلو وارد میکنه
همین رو میخواین دیگه - کافیه، سی -
سفیر عربستان با وزیر امور خارجه تماس گرفته و اون هم شخصاً با خودم صحبت کرده
باز پای سیاست وسطه - سیاست نه، پول -
ما میلیاردها دلار نفت ازشون میخریم
و اونا میلیاردها دلار تسلیحات نظامی از ما
...منظورش اینه که
مسئله ولیعهد فراتر از امور سادهی پلیسیه
بگو که متوجه شدی
افراد مسلحِ توی بیمارستان کارتِ شناسایی نداشتن
،کیف پول هم نداشتن فقط پولِ نقد همراهشون بود
انگشتنگاری هم به جایی نرسیده
و ماشینشون هم سرقتی بوده
دیگه چی؟
دوربینهای مداربسته بیرونِ کلاب رو چک کردم
تا اون زنه که خودش رو جای کارمند سفارتخونه جا زده بود رو پیدا کنم
خودشه؟
آره
اینجا اومده
اینجا داره میره
اصلا بهش نمیخوره که قبل از این عکس
چهار مرد رو با شمشیر سامورایی کشته باشه
این زنه کیه دیگه؟
ملکه مردگانه
پس به داستانهای خیالی باور داری؟
ببخشید، چی چی؟
ملکه مُردگان
یک زنِ قاتلِ زیرک و بهشدت ماهره
که تاحالا هیچکس ندیدتش
ملکه مُردگان؟ - نه -
بس کن
.اولینبار توی آکادمی پلیس، اسمش رو شنیدم ...گفتن که
ملکه، بلانجر رو کشته
من هنری بلانجرم
فکر کردی از اون گوبرتِ آشغال میترسم؟
میگن لورنج لوس هم خودش کشته
آره، توی بچگیهاش هم کندی رو ترور کرده
لورنج روس
هیچکس نمیدونه قاتلش کیه
،اگر داستانش رو نشنیدی باید بگم اونجا بودم
به جز داستانهای خیالی چی دستگیرتون شده؟
خب، با استفاده از فناوریِ شناسایی چهره
از طریق دوربینهای مداربسته ردش رو زدم
هنوز محل زندگیش رو پیدا نکردم
ولی بهزودی گیرش میارم
ایناهاش
مطمئنم ملکهست
مطمئنم این زنه ملکهست
،خب، به عنوان یک ملکه خیلی غذای بیرونبر دوست داره
این تقریبا مالِ چهار ساعت قبل از حمله به کلابه
و این مالِ روز قبلشه
...این هم مال روز قبلش و
اینا هم مال روزهای قبلش
زنِ خوشگلیه
چرا هیچکس باهاش قرارِ شام نمیذاره؟
بعد از مکالمه قبلیمون خشاب عوض کردم
دستها بالا
...یا خیلی گرسنهای
یا واسه دو نفر غذا داری...
اگه واسه ستون هفتم ایدهای داشتی، ممنون میشم بگی
دختره کجاست؟
میدونه کی هستی؟
میدونه بهخاطرِ تو کور شده؟
،وقتی دوباره دیدیش بهش میگی
که دوست پسرش رو تو کشتی؟
خیلی خوب درستش کردن
ولی خسته نمیشی
که هرشب یه غذا رو میخوری؟
هیچوقت از یک چیزی که خوب انجام شده باشه، خسته نمیشم
مشتری رو راضی نگه میداره
تو چه کاری رو خوب انجام میدی؟
صبحها بیدار میشم
همین؟ - اوهوم -
آره، راستش همیشه برام خندهداره
هنوز زندهم
نفس میکشم
معجزهست
،اگر این آدمِ فعلی نبودی چی کاره میشدی؟
،وقتی ده سالم بود معلمم ازم پرسید
وقتی بزرگ شدم میخوام چی کاره بشم
و برنامهم برای آینده چیه
گفتم میخوام خوشحال بشم
اون هم گفت سوال رو درک نکردی
ولی بهنظرم اون بود که زندگی رو درک نمیکرد
تو چی؟
اگه پلیس نبودی، چی کاره میشدی؟
بذار من بگم
میشدی یکی مثل من
و من میشدم مثلِ تو
ستون شماره هفت - آره، هیچوقت نتونستم -
یه جدول رو تکمیل کنم
همیشه یه سوالِ سخت پیدا میشه
«نقطه قوتِ ریگولتو»
جوابش چهار حرفیه
دومین حرفش «و» هست
خب، میدونم که ریگولتو یه نمایش اپراست که درباره یه دلقکه
ریگولتو دلقک نبوده
ملیجک بوده
آه
آه، معنیش میشه شوخی
اجازه هست؟
اختیار داری
لابه لای آدمکشیهات جدول هم حل میکنی
چه بامزه
احساس شرمساری هم میکنی؟
آدم، شرمساری رو احساس نمیکنه
احساس نیست
یک حالتِ ذهنیه
،و اگر طبق اصولت زندگی کنی انسان شرافتمندی هستی
دچار شرم نمیشی
چه راحت - شاید واسه تو اینجوری باشه -
ولی واسه من نه - چرا دختره رو نجات دادی؟ -
ازش چی میخوای؟
یا نکنه میخوای واسه تنوع یه کار خوب بکنی؟
مواظب باش
تمام خوبیهای تازهت رو
در معرضِ تاریکیِ درونت قرار میدی
ببخشید، ببخشید
ببخشید، ولی الان تو نباید
ازم اعتراف اجباری بگیری؟
بعد از اینکه غذامون رو خوردیم، میگیرم
بایستی الان ترسیده باشه
دختره رو میگم
مطمئنم بهش گفتی که زود برمیگردی
میشه یه دستمال بهم بدی؟
توی پاکته، دستمال گذاشتن
ممنون
بعضی از بچهها فکر میکنن که تو افسانهای هستی
هوم
ملکهی مردگان
بهنظر میاد بچهها وقتِ آزادِ زیادی دارن
شاید
تاحالا تیر خوردی؟
نه
خوش شانسی
من خوردم
شاید من کارم بهتره
چهار سالِ پیش بود
یه گنگستر روس بهم شلیک کرد
پول رو آوردی؟
کوکائین رو آوردی؟
اوه
شنودی که بهم وصل بود خراب شد و صدا داد
پلیسِ آشغال
همکارم توی خیابون بود و من روی پشت بوم
باید یه جوری، چند ثانیه وقت میخریدم
تا به همکارم وقت بدم
خب چی کار کردی؟
تو بودی چی کار میکردی؟
یه کار مسخره
مثلِ...؟
ازش سوال میپرسیدم
تا حواسش پرت بشه
چه سوالی؟
...سایز پات
چنده؟ - سایز پات چنده؟ -
چی؟
واسه چی میپرسی؟
هوم؟
حالت خوبه؟
بهش شلیک کردی؟
مگه تو شلیک نکردی؟
نه
کارِ تو بود
جونم رو نجات دادی
چرا؟
پلیسِ آشغال
سایز پات چنده؟
چی؟
واسه چی میپرسی؟ هوم؟
منتظرش بودی که بیاد و به کفترهاش غذا بده؟
میگن شما با کشتن اهداف نظم رو حفظ میکنید
بهگمونم باعث حفظِ صداقت میشه
روسها سعی داشتن که پاریس رو تصاحب کنن
یه نفر قبل از تو تونست بکشتش
جوری حرف میزنی که انگار جفتمون توی یک جناحیم
هوم
دختره کجاست؟
تا صد سال سیاه
بهت نمیگم
ولی میتونم ببرمت پیشش
اما به یه شرط
جدولم رو پس بده
یه دقیقه صبر کنید
،اگه کار احمقانهای بکنی بهت شلیک میکنم
تئوریت درباره ملکه مُردگان رو بهش گفتم
خب؟
نه تاییدش کرد
نه انکار
ایست، وگرنه شلیک میکنم
چرا نپریدی؟
آثارش، الهام گرفته از هنرهای خیابانیش هستن
بهنظرم کسشعره
اگه پنجتاشون رو بخرم و این لاشی، معروف بشه
سرمایهای که خوابوندم چند برابر میشه
بعد دقیقا منبع درآمدت چیه؟
حدس بزن
بازار سهام؟
من گنگسترم
داری سر به سرم میذاری؟
الان برمیگردم
بارتندر
دخترهای خوشگل، دارن باهوشتر میشن؟
اینا تاثیرات ویاگراست
همیشه حقیقت رو میگی، فین
پس بگو هروئینم کجاست؟
ایکاش میدونستم
من هم مثل تو با چیزهای مرموز حال نمیکنم
میخوای یه چیز مرموزتر بشنوی؟
چرا زی، هنوز ولیعهد بن فهیم رو نکشته؟
چرا هنوز زندهست؟
دسترسی بهش سخته
.همه قابل دسترسن بهخصوص اگه زی، طرف حسابش باشه
هنوز هم مطمئن نیستم
که کشتنِ ولیعهد، ایده خوبی باشه
حق نداری برای من امر و نهی کنی
از نوشیدنیت لذت ببر
من هروئینت رو دزدیدم
ولیعهد هیچ دخلی توش نداشت
اون هم مثل تو یه احمقه
درود بر تو ای مریمِ مقدس
جن؟
نه
کمک، کمک، کمک
کمک
از من فاصله بگیر
کمک، کمک
کمک
فین: باید صحبت کنیم، ضربان قلبم
از من فاصله بگیر
افراد مسلحِ توی بیمارستان رو شناسایی کردیم
خب؟
اصلا خوشحالکننده نیست
پلیسهای پاسگاه هفتن
.فاسد بودن ممکنه بیشتر هم باشن
لعنتی. من میرم توی دفترم
ایست
دوست قدیمی، یه لطفی بهم بکن
زی، اینجا دیگه امن نیست
یه پلیس اومده بود دنبالت
«گفتم «مشتریهای من فقط مردن
«ولی گفت «این رو ببین
بهش گفتم هرکسی میتونه از کیفدستیهای ما استفاده کنه
ولی باور نکرد و خیلی هم پرخاشگر بود
بهت آسیب زد؟
یه سیلیِ آرومِ پلیسی زد
دیگه چی؟
گفت وقتی اومدی مغازهم
به این شماره زنگ بزنم و بگم «کتشلوارت آمادهست
«بیا تحویلش بگیر
محل زندگیم رو چطور پیدا کردی؟
بعد از این همه سال؟
هرچیزی که لازم باشه بدونم رو میدونم
اگه فکر کردی نمیدونم و اینجوری احساس استقلال کردی
چه بهتر
تو اصلا من رو نمیشناسی
میدونم بهم دروغ گفتی
بهم گفتی دختره مُرده
بالاخره از تنهایی خسته شدی؟
آره؟
آزادش کن
اون ربطی به ماجرا نداره
اوه، کاملاً بیگناهه
با این تفاوت که به دوست پسرش کمک کرد تا به اندازه ۳۵۰ میلیون
از گوبرت، هروئین کِش بره
شنیدی چه اتفاقی براش افتاد؟
مُرده
آره، پیشش بودم
ممکن بود من کشته بشم
حالا چی میشه؟
گنگها به جونِ هم میافتن
منتظر میمونم تا ببینم کی واسه تخصصم پول بیشتری میده
چرند میگی
یه راهی برای تصاحب کردنش پیدا میکنی
.من فرانسوی نیستم ازم حرفشنوی ندارن
حتی با وجودِ اون همه هروئین؟
و درآمدی که بهدنبال داره؟
چرا فکر میکنی پیشِ منه؟
چون از بقیه باهوشتری
هوش و زور
باهمدیگه تیمِ خوبی میشیم
من دیگه نیستم
گفتنش آسونه
ولی تفنگ، مثل یه عادتِ بد میمونه
برداشتنش آسونه
زمین گذاشتنش سخت
پس میخوای بکشی کنار و میخوای دختره رو هم آزاد کنم
در ازاش چی بهم میدی؟
پسرفت کردی، زی
اون دختره الان باید مُرده باشه
در عوض، جناح عوض کردی
چرا؟ چون پیشِ خودت فکر کردی که با نجات دادنش
گناهانت بخشیده میشن
روال کارِ خدا اینجوری نیست
خدا؟
خدا، خیلی وقتِ پیش من رو فراموش کرد
از من چی میخوای؟
ازت میخوام برای آخرینبار یکی رو بکشی
این مرگ حقشه؟
آره. فاسده
پلیس فاسدیه
تا یه ساعت دیگه میره بازار کشاورزها
.از فاصله دور بکشش تر تمیز باشه
اول ثابت کن که زندهست
خیلی قابل پیشبینی هستی
جن؟ - زی؟ -
کجایی؟ - ...چیـ -
کجایی؟
راضی شدی؟
میره غرفه ۴۳
جلوش با رنگ نوشته شده
شماره ۴۳
از دیدنت خوشحالم
چه اتفاقی افتاده؟
برام پاپوش درست کردن
باید حرفم رو باور کنی
چرا فرار کردی؟
تمام پلیسهایی که میشناسنت میدونن آدمِ درستی هستی
و اونایی هم که نمیدونن همهشون مافوقم هستن
وقتی بخوان بکشنت پایین، میکشن
تنها گزینهای که داشتم فرار بود
دیگه تحملش رو ندارم
کلی پیشنهادِ رشوه دادن و قبول نکردم
همیشه پلیس درستکاری بودم
تهش واسه چی بود؟ اینکه بهگا برم؟
میبینی تو رو خدا؟ - آره -
ولی بعداً با این بیعدالتی مقابله میکنی
فعلا مشکلاتِ مهمتری داریم
صد در صد
یه لحظه
الو؟
کت شلوارت آمادهست
میتونی بیای تحویلش بگیری
میتونی توی تابوتت بپوشیش
مشخصه که سی بهت اعتماد داره
از لبخند و زبان بدنش معلومه
مشخصاً پلیسی و تو رو دوستِ خودش میدونه
همیشه یهوداها رو میفرستن، نه؟ [ خائن ]
لطفا موبایل رو بده بهش
بگو دوستِ واقعیش کارش داره
بده بهش، وگرنه میکشمت
یکی کارت داره
میگه رفیقته
بهش شلیک کن دیگه
منتظرِ چی هستی؟
الو؟ سی، جواب بده
منم
،هرکی که هست برات پاپوش درست کرده
من رو فرستادن بکشمت
سالهاست که همکارمه
بهت گفت بیای اینجا ببینیش، درسته؟
آره
خب، برای همونی کار میکنه که من رو فرستاده
واسه فین کار میکنه
تو واسه فین کار میکنی؟
نه
فین؟
عمراً
حق با توئه
ما رفیقیم. رفقای خوبی هستیم
دختره کجاست؟
و چی به سرِ هروئینها اومد؟
بگو وگرنه میکشمت
کی تصیم گرفتی که به جای من به جکس شلیک کنی؟
وقتی که ماشه رو کشیدم
برای فکر کردن، به زمان نیاز داشتم
حالت چطوره؟
سی، خونریزیم شدیده - حیف شد -
فقط یه خرده اطلاعات بهمون بدی کافیه
آره، مثلا بگو جن کجاست؟
نمیدونم
هروئینها کجان؟ - نمیدونم -
جن گفت که کوکو گذاشتتش توی یه انبار در پاریس
کجاست، جکس؟ میدونی، خوب هم میدونی
ببخشید، غلط از من بود
«منظورت اینه که «اشتباه از من بود - ببخشید -
باشه، باشه
باشه چی؟
خیلی زشته که یه پلیس همچین کاری رو بلده
سلام، دوستِ فراموششدهم
برام پاپوش درست کردی، حرومزاده
بعد از این همه سال
.بعد از اینکه نا امیدم کردی مشخصه رو به افولی
مهارتهات رو از دست دادی و دیگه هم نمیتونی به دستشون بیاری
واسه همین، اسمش رو میذارم کشتن از سرِ ترحم
فقط یه نفر میتونه ضربانِ قلبم باشه
فقط یه نفر
شاید تمام اینا
نشان از افولِ تو باشه
هوم؟
خب دیگه یا منم یا تویی، فین
مسئله اینجاست که یه فرصتِ دیگه میخوای؟
چرا فکر میکنی دختره هنوز زندهست؟
چون میخوای باهاش گرو کشی کنی
تا وقتی مطمئن نشی که من مُردم، نمیکشیش
البته اگه باهوش باشی
چی واسه ارائه داری؟
میخوای یهبار دیگه اقدام به کشتنِ پلیسه بکنی؟
نه
ولی توی یه ونم که پر از هروئینهاته
این چطوره؟
شمعها واسه کساییه که کشتم
.مال تو روشنه البته فعلا
خب، پس بیا روشن نگهش داریم
یادت باشه زی، بعد از این همه سال
یه انگیزه برای زندگی کردن بهت دادم
مواظب باش انگیزهای برای مُردن بهم ندی
صرفا میخوام باهات معامله بکنم
بکن
هروئینم کجاست؟
بیرون
دور نیست
واقعا فکر کردی میتونی پاریس رو تصاحب کنی؟
دوستهای زیادی دارم که کمکم میکنن
حتی پلیس؟
چه اهمیتی برای تو داره؟
آره، مهمه
هیچوقت هیچچیز به جز اصول غمانگیزت
و تنهاییت برات مهم نبوده
تنهایی یک قدرته، اگر بتونی از پسش بربیای
تو هیچوقت تنها نبودی
من رو داشتی
اوه، بیخیالش
هروئینِ من کجاست؟
جن، منم. پیشتم - زی؟ -
دارم میمیرم؟ - نه -
نه، نمیمیری
من رو بغل کن - خیلیخب -
سرت رو بدزد
مگه نمیدونن؟
کشتنِ پلیس گناهه
نشنیده بودم
جن، تو شنیده بودی؟
از خودم درش آوردم
شلیک کن
...بگو ببینم
این مرگ حقمه؟
تا ابد توی رویاهام زنده خواهی بود، ضربانِ قلبم
این سوالِ آخره
سایز پات چنده؟
همیشه برام سوال بود
...دوست داشتم بهت بگم
ولی بهنظرم واسه زندگی بعدی یه سری چیزها
مبهم بمونن بهتره
موافق نیستی؟
یه زندگیِ دیگه نمیخوام
...ولی اگه میتونستم برگردم به عقب
،اگه فرصتی برای برگشتن به گذشته داشتم ازش استفاده میکردم
...خب
موفق باشی زی
این مرگ حقته
جن
زی؟
خودمم
بیناییم برگشت
.مواظب باش نمیخوام جاش بمونه
این حرفت از صدتا فحش بدتر بود
...اولش که باهات آشنا شدم
با خودم گفتم «این شاگردیه
«که میتونم بهش آموزش بدم
یه مهارتِ دیگه یاد گرفتم
هنوز دیر نیست، زی
هنوز هم میتونم یادت بدم که چطور چیزهای قشنگ خلق کنی
دیگه دیره
بهت ترفیع میدیم، سی
و مدال افتخارِ پلیسی رو هم دریافت میکنی
ممنون
منظورت مدال سکوته؟
تا انکار کنم که نذاشتید یک ولیعهدِ قاچاقچی رو
مورد بازجویی قرار بدم؟
و به دلایل سیاسی ازش محافظت کردید؟
میخواید خبرش توی اخبار منتشر بشه؟
پس بذارید کارم رو بکنم
مدال و ترفیعتون هم نمیخوام
باشه؟
یه لحظه بهمون وقت بده
عجله نکنید
الو؟
حالت چطوره؟
بدک نیستم
چرا که برای بار دوم و سوم تیر خوردم
تو چی؟
خوبم
ولی من اولین بارم بود که تیر میخوردم
امیدوارم دیگه پیش نیاد
...ولی توی حیطه کاریِ تو
به فکر اینم که برم سرِ یه کار جدید
چه کاری؟
نمیدونم
وقتی فهمیدم، برات کارت پستال میفرستم
...تا اون موقع
موفق باشی
خدانگهدار سی
وایسا - با تلفن یکبار مصرف زنگ زدم -
نمیتونی ردیابیش کنی
نه
جدولت
دم کلیسا ازت افتاد
فقط یه دونهش مونده
ستون سیزدهم
...من
بهت که گفتم، همیشه یکیش هست که برام سخته
ده حرفیه
«تازه و سرحالشده»
حرف دومش «و» و حرف پنجمش «د» هست
.میدونم، میدونم ...سعیم رو کردم، ولی
تولد دوباره
درسته
تولد دوباره
خدانگهدار سی
خدانگهدار
به امید دیدار
«مترجمان: داوود آجرلو و علیرضا نورزاده» ::. Highbury & MrLightborn11 .::
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.