All language subtitles for The.Witch.Part.1.The.Subversion.2018.BluRay

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

iMovie-DL تیــــم ترجـــمه با افـتـخـار تــقـدیم میـکـند www.iMovie-DL.Co

.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh

،سر به سر شلیک کنین

چند بار باید به شما احمقا بگم؟

از مغز لعنتی‌تون استفاده کنین

[جادوگر: بخش 1 - انهدام]

به خودت نگاه کن

چرا رفتی دنبالش؟

بچه‌ی احمق

برو خودتـو بشور

،از جلو چشام گمشو !گمشو دیگه

مگه کری؟

.مزاحم نباش !گورتـو گم کن احمق

!چطور جرأت می‌کنی بهم نگاه کنی

ببریدش

دختره چی؟

گمش کردی؟

...تو

همیشه انقدر ضعیف عمل می‌کنی؟

این بچه‌ها عادی نیستن

درسته

اونا ذاتاً سطوح متفاوتی دارن

،بازم دنبالش بگرد ...با این حال

به دفتر مرکزی گزارش بده که اون نابود شده

چی؟

به هر حال زیاد دووم نمیاره

اینو میدونی

مگه نه؟

«وضعیت اون با تو فرق می‌کنه آقای «چوی

اون موقع فرار می‌میره

این یه مشکل بزرگتر نیست؟ اینکه تنها اون بیرون باشه؟

نگران اون نباش

اون فقط 8 سالشـه

کافیه

می‌بینمت، گشنمـه

تو این یه ساعت چه غلطی کردم؟

!حرکت کن

بفرمایید، بخورید

این یه بچه نیست؟

...اوه مَرد

...اوه خدا

هی

...بچه

!عزیزم

.این اصلاً خوب نیست یعنی هنوز زنده‌ست؟

!عزیزم، بیا اینجا !سریع بیا اینجا

!عزیزم

...این وحشتناکـه

جای نگرانی نیست

.زخما سطحی‌ان حالش خوب میشه

فهمیدم

...هرچند

شک دارم حافظه‌ش برمی‌گرده یا نه

گفتی اسم و سنـش رو نمی‌دونه؟

بله، خیلی ازتون ممنونم

وقتی حالش بهتر شد باهاش چیکار می‌کنی؟

...خب

[ده سال بعد]

بیخیال آقا

ما غریبه نیستیم

بچه‌هام 2 روزه هیچی نخوردن

می‌دونی، این روزا اوضاع خرابـه

می‌دونم تو چه وضعی هستی

ولی با این حال کمک نمی‌کنی؟

تو و بابام باهم رفیقین

البته، من و آقای «کو» دوستای صمیمی هستیم

میدونم

خواهش می‌کنم آقا

این لطف رو بهم بکن

خیلی بهت نسیه دادم

ماه بعد پولت رو میدم

!هی، وایسا !ای حرومزاده‌ی کوچولو

داری چیکار می‌کنی؟

،اون گفت بچه‌هاش گشنه‌ان اون گاوا باید غذا بخورن

!عن تیکه‌ی زشت

آقا! کلاً 12 کیسه برداشتم

باشه، حتماً

«وایسا، «جا یون

بابا، بذار بره

می‌بینمت - !من رفتم -

...جا یون»، پس» - مراقب باش -

میشه بس کنی؟ - ...پس ماه بعد -

خدای من، بابا - ...یه مقدار از بدهیت رو بده -

!حرومزاده‌ی احمق اون تو رو جادو کرده؟

خونه‌مون رو هم بده بهش، چرا نمیدی؟

نسبت به آدمایی که می‌شناسیم !انقدر خسیس نباش

خسیس؟ !دیگه خسته شدم

چرا وقتی می‌بینیش از خود بی خود میشی؟

اون خوشکلـه

!کله کیری بی‌بخار

!خدا لعنتت کنه آشغال بی‌مصرف

!از تو احمق‌تر رو زمین وجود نداره

عشق و محبت پدرانه موج می‌زنه

چی شده؟ دختره دوباره دزدی کرده؟

بیخیال مَرد

اون احمق همه‌چی رو دو دستی تقدیمش کرد

اون نباید بدون گواهینامه رانندگی کنه

واقعاً نباید بکنه

بذار بکنه

حال باباش زیاد خوب نیست

سال بعد به سن قانونی می‌رسه

،البته که می‌ذارم رانندگی کنه فقط نگرانم، همین

نظرت راجب قهوه چیه؟

قهوه؟ به نظر خوب میاد

خوبه

!بابا

دوباره ماشینم رو برداشتی؟

مگه نگفته بودم خطرناکه؟

خیلی بهتر از تو رانندگی می‌کنم

اونو بده بهم، من این کارو می‌کنم

.حتی حالت خوب نشده بابا، برو داخل

می‌تونم آخر هفته‌ها این کارو کنم

چیزی نیست، مثل ورزش می‌مونه

به این آسونیا نمی‌میرم

برو به مامانت سر بزن

اون حتی ناهار نخورده

چرا؟ دوباره قهر کرده؟

برو

زود بیا داخل

.علوفه خریدم بعداً بهشون غذا میدم

باید چند تا لباس بخری و بیشتر شبیه دخترا لباس بپوشی

با این وضع پسرا عاشقت نمیشن

من همیشه لباس فرم مدرسه می‌پوشم

نگران نباش

فقط قول بده روز عروسیم گریه نمی‌کنی

.تا وقتی غذا هست بخورید بفرمایید

مامان؟

!مامان

،دخترم اومده بیا بغلم

مامان، چرا دوباره غذا نخوردی؟

بابا فرنی خوشمزه‌ای درست کرده

گوش کن، من امروز صبحونه نخوردم

،بنابراین یکم گشنه‌م بود و به بابات گفتم که ناهار رو زودتر بخوریم

،بعد بابات بهم گفت

تازه صبحونه خوردی

،درسته، تازگیا بعضی چیزا رو فراموش می‌کنم یعنی غذا خوردنم فراموش کردم؟

چطور جرأت می‌کنه مثل یه مریض باهام رفتار کنه؟

،آره، ما صبحونه نخوردیم چرا بابا اینجوریـه؟

حتماً یادش رفته بود

جدی؟ - آره -

منم موقع ناهار گشنه‌م بود

!می‌دونستم

تازگیا رفتار بابات عجیب شده

شاید دچار زوال عقل شده

واست یه شام عالی درست می‌کنم

زودتر می‌خوریم - باشه -

چی دوست داری؟

...هرچی شد

هرچی که دختر خوشکلم درست کنه

«جسدِ مهندس ژنتیکِ سرشناس، «هان مین سو و خانواده‌ش دیروز تو آتش‌سوزی خونه پیدا شد

،طبق جراحات وارد شده به جسد این اتفاق قتل در نظر گرفته شده

و پلیس به دنبال مظنون‌ـه

،با سقوط قیمت گاوها

صنعت دامداری دچار تلفات میشه

خبرنگار «سونگ» گزارش میده

طویله‌ی خالی گاوها یه پدیده‌ی رایج‌ـه

...آخرین باری که خبرایی به گوش رسیده

مغازه‌ی علوفه فروشی چیزی نگفت؟

مثل چی؟ چی باید می‌گفت؟

بهتره که گاو بیشتری بفروشم

نه بابا

.الان خیلی ارزونه خیلی ضرر می‌کنیم

بهتره از اینه که گرسنگی بِکشن

شنیدم دوباره ماشین سوار شدی

بابام تو رو دید، پتیاره

مگه نمی‌دونی رانندگی برای زیر 18 سال‌ها غیر قانونی‌ـه؟

همین روزا دستگیر میشی

ولی بابای تو یه پلیس‌ـه

اون جرأت نمی‌کنه بهترین رفیق دخترش رو دستگیر کنه

.از خایمالی کردن متنفرم طبق قانون عمل کن

وقتی صحبت از جدایی کار و خونه میشه اون یه عوضی‌ـه

،اگه دستگیر بشم تنهایی غرق نمی‌شم

تو رو بخاطر خرج کردن پول کتاب درسی لو میدم

چرا باید بخاطر اشتباهت تاوان پس بدم؟

اون ربطی به جرم تو نداره

چند بار درباره‌ی شب‌نشینی‌هامون با «کی یانگ» بهش دروغ گفتی؟

چرا اونـو درگیر می‌کنی؟

!تا حالا 4 یا 5 بار این کارو نکردم

دو میونگ هی»، حق با تو بود»

زیر 18 ساله‌ها اجازه دارن برن شب‌نشینی خونه‌ی پسرا؟

بس کن

...وایسا، اونی که اومده بود خونه‌م

دیوونه‌ای؟

اگه میخوای دهنم بسته بمونه افسار بابات رو بدست بگیر

...جنده‌ی موذی !تو یه جنده‌ای

!آخر منـو دیوونه می‌کنی - !منـو نزن -

گفتی پول لازمی، درسته؟

چطور مگه؟ میخوای بهم پول بدی؟

!ای پتیاره

اینـو ببین

[!نهایتاً] [!تولد یک ستاره]

جایزه‌ش 500 هزار دلاره

،با اون پول، از پس مخارج گاوات

و مخارج بیمارستان مامانت بر میای، درسته؟

بذار نگات کنم

نظر حرفه‌ایـم اینه که

باید رو صورتت کار بشه

،ولی الانم خوبه از پسش بر میای

تضمین می‌کنم

این دیوونگی‌ـه - جدی؟ -

این چه برنامه‌ایه؟

تبلیغات این برنامه همه‌جا هست

و همه‌ی بچه‌های مدرسه درخواست دادن

دست از بازی با گاوا بردار و یه بارم که شده !اون برنامه رو ببین، پتیاره

دیگه عصر حجر نیست

چرا انقدر میگی "پتیاره"؟

،ببند در گاله رو، پتیاره به نگاه کردن ادامه بده

!مصاحبه رو شروع می‌کنیم

خانم «کو جا یون»، با یه مصاحبه‌ی کوتاه شروع می‌کنیم

مظطرب نباش و فقط خودت باش

باشه

این اولین بارتـه که توی آزمون شرکت می‌کنی؟

بله

هرگز آواز خوندن رو یاد نگرفتی؟

نه

دانش آموز ارشد دبیرستانی و 19 سالتـه؟

بله

دوستت گفت خیلی خوب درس می‌خونی

شاگرد اول مدرسه

جدی؟

،خیلی خوبه اون خوش قیافه و باهوشـه

اگه خوب می‌خوند دیگه مشکلی نبود

شرمنده

.نیاز به عذرخواهی نیست چی میخوای بخونی؟

...خب

[تولد یک ستاره]

!بهترین امتیاز! عالیه

!ما میریم سئول

عاشقشم! بهت گفته بودم که !باید شرکت کنی

.من یه خانم خوش‌شانسم !فقط از من پیروی کن

آروم‌تر، من خسته‌م

!چه ضعیف

کیفت رو بده به من، پتیاره

!بزن بریم

خیلی دوسش داری؟ - !البته -

دخترم زیباترین‌ـه

!و بهترین خواننده هم هست

،همیشه صدای خوبی داشتی همه می‌گفتن باید خواننده شی

بیخیال، شوخی می‌کنی

خیلی وقته که یه استعداد واقعی ندیده بودم

مهارت خاصی داری؟

...چیزی بلد نیستم

فکر کنم بلدی

،اگه این یچی در نظر گرفته بشه ...من یه

یچی مثل نقش بازی کردن؟

،نه، مثل اون نه بیشتر شبیه شعبده‌ست

امتحان کن، کنجکاوم

...مثل این

!«جا یون» ...چرا تو

...مامان، من

خانم و آقا، این خیلی باحاله

این روزا مهارت‌های خاص فراگیر شدن

،با نشون دادن یه چیز خاص

اون بیشتر در معرض رسانه‌های اجتماعی قرار می‌گیره

!کارت خوب بود

.مهارتت همیشه منـو متعجب می‌کنه چطور انجامش میدی؟

منم باید امتحان کنم

می‌تونم تو فصل بعدی شرکت کنم

الـو؟

الـو؟

الـو؟

خسته‌م، میرم بخوابم

شب خوش

چی؟ دوباره نه

!برو خونه‌ی خودت بخواب

.باید باهاش کنار بیای خودت می‌دونی که دوسش داری

.فقط اقرار کن شب بخیر

!یه دزد کنار پنجره می‌بینم

!هی

...عزیزم، من فقط

مراقبم

نگران نباشید

اونا رو دیدین، دوسش داشتن

نمی‌خوام مشهور بشم

وقتی جایزه رو بردم، دیگه ادامه نمیدم

بخاطر رسیدن به نیمه نهایی 30هزار تا گیرم میاد

ولی من می‌ترسم

قبلاً بهت گفتم

آدما با کسایی که باهاشون فرق دارن کنار نمیان

می‌ترسم که تنهامون بذاری

دیگه این حرفـو نزن

مثل مامان‌بزرگا حرف می‌زنی

اون جایی نمیره

،حق با اونه کجا دارم برم؟

همین‌جا می‌مونم و تا ابد باهاتون زندگی می‌کنم

نگران نباش

بریم بخوابیم، دیر وقته

...عزیزم جدی میگی؟

!وایسا! باید سوار بشیم

!وایسا! میخوایم بریم سئول !بخاطر ما وایسا

!مرسی

اونجاست، 17 و 18

!ما رو ببخشید

!لامصب خیلی نزدیک بود

پخش زنده‌ی یهویی دیگه چی بود؟

و چرا امروز معلم‌مون انقدر زر میزد؟

از اون جنده متنفرم

خیلی گشنمـه، هیچی نخوردیم

گشنه‌ت نیست

...پس اینا رو آوردم

!بفرما - این چیه؟ -

!فقط بخاطر این مناسبت

تخم مرغ آب‌پز

این لیست غذایی آماده‌ی منـه

من خیلی شگفت‌انگیزم

تخم مرغ و سِوِن‌آپ برای مسافرت با قطار بهترین‌ان

ای پتیاره

حداقل یه تشکر کن

!خیلی خوبه

فوق‌العاده‌ست

فکر نمی‌کنی که من توی این چیزا خوبم؟

من برای مدیریت متولد شدم

خفه شو و اون سون‌آپ رو بده بهم

سون‌آپ؟ - آره -

راستی

نباید یه قرارداد امضا کنیم؟

،بی چون و چرا بهت اطمینان میدم

،این کارو می‌کنم ولی دنیای بیرون خیلی بی‌رحمه

منصفانه تقسیمش می‌کنیم، 50-50

50-50؟

فکر نمی‌کنی یکم زیاده؟

این یه پیشنهاد منصفانه‌ست

مدیر برنامه‌های سئول، استعدادها رو مجبور به امضای قراردادهای ناچیز می‌کنن

شما دخترا خیلی باحالیـن

چه غلطا

...قیافش رو ببین

شگفت انگیزه

تو کی هستی؟ ما رو می‌شناسی؟

البته

،خیلی خوبم می‌شناسم چرا نباید بشناسم؟

می‌شناسیش؟

،ای پتیاره‌ی موذی با یه پسر جذاب قرار می‌ذاری؟

اونـو نمی‌شناسم

جدی؟ - آره -

اونـو تو تلویزیون دیدی؟ "تولد یه ستاره"

اون تو مرحله‌ی مقدماتی بالاترین امتیاز رو کسب کرد

اون شعبده‌های باحالی انجام داد، می‌دونی؟

آره، خیلی خوب می‌دونم

«خانم «کو جا یون

،اسم هم داری «کو جا یون»

بهتر از اینه که همدیگه رو با شماره صدا کنیم، مگه نه؟

درست میگم، خانم "جادوگر"؟

.اون لقبت رو می‌دونه حتماً یکی از طرفداراتـه

...ولی تو چطور

.این یه موضوع خصوصی‌ـه ...امیدوارم درز پیدا نکرده باشه

بیخیال

یادت نمیاد؟

چی؟

منظورت چیه؟

...نمی‌تونی

لازم نیست تظاهر کنی

...بیخیال

اون روز رو فراموش کردی؟ مگه داریم؟

منـو می‌شناسی؟

!البته که می‌شناسم

تو هم منـو می‌شناسی

چه مرگت شده؟

فکر کنم منـو با یکی دیگه اشتباه گرفتی

نمی‌شناسمت

جدی؟

هی، آقا

اون راست میگه؟

داری چیکار می‌کنی؟ !دیوونه شدی؟

جا یون»، خوبی؟»

...خیلی جالبه

!کمک، یه منحرف جنسی اینجاست

!بابای من پلیس‌ـه

!تو دردسر میفتی

بعداً همدیگه رو می‌بینیم

!گاییدمت، فکر می‌کنی چه خری هستی

!حرومزاده‌ی روانی

وقتی تخم مرغم رو برداشت !می‌دونستم که حالش خوش نیست

چیزی نیست، گریه نکن

.دیشب مست بودم یکم دیگه میام اونجا

نگرانش نباش، خب؟

هی چاقال

چاقال؟ با من بودی؟

مگه آدم دیگه‌ای هم اینجا هست؟ کسکشِ کر

تو دیگه کدوم کسکشی هستی؟

دوباره بهت زنگ می‌زنم

دیگه نمی‌تونی بهش زنگ بزنی

چیزی رفته تو کونت؟

!دیوونه‌ای؟

دست منو می‌گیری؟

آره، احمق دهاتی

!دایی

چرا انقد مشروب خوردی؟

!دایی

[بذار همه بشناسنت]

[جایزه‌ی بزرگ 500 هزار دلاری]

[!هرچی دارین رو کنید]

[تولد یک ستاره]

[«دختر روستایی، «کو جا یون]

!بریم! بریم !بذارید رد شیم

کجا باید بریم؟ اون کجاست؟

!جا یون»، عجله کن» !زود باش

!عجله کن لعنتی !دیرمون شد

چرا اون همیشه تو مکان عمومی تظاهر می‌کنه ضعیفه؟

کیفت رو بده من

!مرسی، رفیق

خفه شو، باید با مدیر برنامه‌ت خوب رفتار کنی، فهمیدی؟

!حتماً باید 50-50 تقسیم ‌کنیم

.دیرمون میشه‌ها !بدو! زود باش

...آروم‌تر

چیزی نیست

!وایسا، هنوز کارم تموم نشده

!یکم پنکک بیشتر - !بسه -

کو جا یون»؟» - !آره، خودشه -

چرا دیر کردی؟ !امروز پخش زنده‌ست

!خیلی متاسفم - فقط برو -

فقط برم؟ - !نه، تند برو -

خودشه، اون شماره 1 ـه

مگه نگفته بودی موقع فرار می‌میره؟

.با دقت نگاش کن دیگه نباید اشتباه کنی

واقعاً خودشه

چطور نتونستم بشناسمش؟

!نگاش کن، اون فوق‌العاده‌ست

موهای تنم سیخ شد

آقای «چوی»، بالاخره پیداش کردی

کی به یک چهارم صعود می‌کنه؟

...برنده

!«دختر روستایی، «کو جا یون

!مبارکه

اون آرای زیادی از هیئت ژوری و حضار دریافت کرد

!اون به سرعت خودشـو مدعی قهرمانی کرده

!خوبه! خوبه

!پیش به سوی یک چهارم !اون رفیق منـه

...خیلی نگرانم - !«وایسا، «جا یون -

!بیا یه سلفی بگیریم

جا یون»؟»

!شگفت انگیزه !آفرین

مرسی، آقای تهیه کننده

عکس‌العمل حضار غیر منتظره بود

برنامه از همون اول پُر بیننده شروع شد

مرسی

شعبده‌ای که دفعه‌ی قبل انجام دادی رو یادت میاد؟

آره

می‌تونی یه کاری مثل اون انجام بدی؟

...البته، می‌تونه بی‌نهایت انجامش بده

یعنی، خیلی زیاد

یه کار ویژه انجام بده

...ولی

خیلی سر و صدا می‌کنه

وقتی برنده شد بعداً راجب کارای ویژه صحبت می‌کنیم

!«تهیه کننده «کیم - ...به هر حال -

بیا راجبش مثبت فکر کنیم، خب؟

...مثبت

هفته‌ی بعد می‌بینمت - باشه -

آفرین، سفر بخیر

مرسی - خداحافظ، مرسی -

اون یه عوضی‌ـه

دیر به قطار می‌رسیما، بریم

!آها! قطار! کیفت رو بده بهم

!بریم

...«جا یون»

وضعیتت رو درک می‌کنم

ولی باید به والدینت بگیم

موضوع هزینه‌ی عمل جراحی نیست

موضوع مرگ و زندگی‌ـه

وقتت داره تموم میشه

دقیقاً چقدر زمان مونده؟

یه ماه، حداکثر 2 یا 3 ماه

تنها راه، پیوند مغز استخوان از والدین واقعی‌ـه

راه دیگه‌ای نیست

جا یون»، حالت خوبه؟»

من «جا یون» نیستم

!ببخشید

!«جا یون»! «جا یون»

!منم نیستم

!ببخشید - من اینجام -

دارم میام بیرون - کجایی؟ اینجا؟ -

خون دماغ شدی؟ - آره -

!اوه نه! باید چیکار کنیم؟

واقعاً حالت خوبه؟

هنوز خبری نشده

بیا تاکسی بگیریم، دیر کردیم

باشه، یکی می‌گیرم

!تاکسی سواری تو سئول رو دوست دارم

!یکی اومد! تاکسی

...فکر می‌کردم وایمیسه

چرا جلوی ما پارک کرده؟

خانم «کو جا یون»؟ درسته؟

آره، شما؟

میشه صحبت کنیم؟

تو تلویزیون چهره‌ی خوبی داره

اگه راجب اونه، اول باید با من صحبت کنی

فقط یه لحظه، زیاد طول نمی‌کشه

راستش دیر به قطار می‌رسیم

،جدی؟ پس سوار شین می‌تونیم تو راه حرف بزنیم

یالا، سوار شین

آقا

آقا، فکر کنم بهتره تاکسی بگیریم

.باشه، می‌تونی تاکسی بگیری یه تاکسی براش بگیرین

،واسش اوبر بگیرین اینجوری دیگه دیر نمی‌کنه

می‌بریمت اونجا، بپر بالا

!تاکسی! تاکسی

!از سر راه برید کنار

!ایستگاه سئول !لطفاً عجله کن

..اون آدما ترسناک بودن نزدیک بود از ترس برینم

چرا داره بارون می‌باره؟

فکر کنم سیل می‌خواد بیاد

!اتوبوس لعنتی کجاست

عجیبه، واقعاً دیر کرده

باید خیلی وقت پیش می‌رسید اینجا

آره، چرا انقد دیر کرده؟

به بابام زنگ بزنم بیاد دنبال‌مون؟

.اون حتماً سرش شلوغه مزاحمش نشو

.مهم نیست گشت نیست

...واقعا عصابم داره داغون چیکار کنم؟

وایسا، یه تماس دارم

حلال زاده‌ست

سلام بابا

ما؟

دوباره همدیگه رو دیدیم

خیلی همدیگه رو می‌بینیم، درسته؟

چرا مثل احمقا اینجا وایسادی؟

منتظر اتوبوسی؟

.یکی دیدم که چرخاش پنچر بود شاید اتوبوس شما بود

.خیلی بد شد بارونم می‌باره

باید زود بری خونه

اونا خیلی پیرن، هان؟

اگه طبیعی می‌مردن دیگه انقدر عجیب نمیشد

چی؟

زود باش برو خونه

بهتره بری خونه

!خداحافظ

!گندش بزنن

!«هی! «جا یون کجا میری؟

!ایستگاه تاکسی !همین الان باید برم خونه

به بابات زنگ بزن و بگو !همین الان بره خونه‌‌ی ما

.تازه باهاش حرف زدم یه لحظه وایسا

الو؟

الو؟

اون داره منو دست میندازه؟

ای جنده

دور بزن

«بریم مزرعه‌ی آقای «کو

،انتخاب خوبی کرده یه مخفی‌گاه عالی

منتظر چی هستی؟

بیا تمومش کنیم و بریم خونه

سلام

من افسر «دو»، پلیس این منطقه‌ام

میشه شناسنامه‌ت رو ببینم؟

بابا کجا رفته؟

!بابا

برگشتی؟ بیا بشین

بارون می‌باره، درو ببند

چرا چراغا رو خاموش کردین؟

چراغا؟

،روشن شد برق اومد

کیش و مات

ها؟

چی شد؟ این قبلاً اینجا بود؟

بهم 50 دلار بدهکار شدی

.خودتـو باش یه پلیس شرط‌بندی می‌کنه

بهت 50 دلار میدم

کیش و مات بود

وایسا، مگه نوبت من نبود؟

!نون کَره‌ای - هنوز یه پلیسی؟ -

50$

ما داریم میریم

مراقب خودتون باشید - !باشه، 50 دلار -

اذیتش نکن

برو داخل

،اونایی که اومده بودن می‌شناسی‌شون؟

چطور مگه؟

اونا آمریکایی‌ان

چیز غیر عادی تو پایگاه داده نبود

ولی حس می‌کنم اونا عجیبن

اینطور به نظر می‌رسیدن

چرا اومده بودن اینجا؟

نمی‌دونم

فکر کنم منـو با یکی دیگه اشتباه گرفته بودن

مطمئنی؟

عجیبه. به هر حال، برو داخل

می‌بینمت

عزیزم، صبر کن بیام

!زود باش بابا - باشه -

دارم میام

کیفم سنگینه؟ - مشکلی نیست -

قربان، برقای باغچه روشنه

امکان نداره

حتی خانواده‌م هم رمزش رو نمی‌دونن

سریع بود

اوه، این؟

می‌خواستم اینجا رو آتیش بزنم

،می‌خواستم خونه رو بسوزونم ولی گفتن همین اندازه خوبه

...تو

قیافشـو باش

...وقتی گفتیم

لازمت داریم، باید گوش می‌دادی

وقتی حرف حساب حالیت نمیشه؟

که اینطور

باید منـو می‌کشتین

چرا خانواده‌م رو کشتین؟

درسته

قرار بود فقط تو رو بکشیم

ولی خیلی خسته شده بودم

ببخشید

به هر حال

وقتشه

خداحافظ

باحال نیست؟

شنیده بودم که میری دفتر مرکزی

همینطوره

از کجا می‌دونی؟

چیز عجیب غریبی نیست

چرا یکم استراحت نمی‌کنی؟ برو تعطیلات

منظورت چیه؟

.چیزی رو اجبار نکردم استراحت استراحتـه

حدود 20 ساله که بی‌وقفه کار می‌کنی

جایی هست که دوست داشته باشی بری؟ ما هزینه‌ش رو میدیم

از کِی تا حالا نگران استراحت منی؟

امیدوارم که هدفت یچی دیگه نباشه

چه هدفی؟

...مثلاً

من باهات روراست هستم

یه کار دیگه پیدا کن و بذار برو

.دفتر مرکزی تصمیمش رو گرفته کارمون دیگه تموم شده

.تو در امانی پس برو سفر دور اروپا

وقتی نیستی واست یه شغل تو دفتر مرکزی گیر میارم

.توانایی‌های زیادی دارم خودت اینو می‌دونی

تو دفتر مرکزی همدیگه رو می‌بینیم

خیل‌خب

دختره چی؟

دختر؟ کی؟

آها، اون

اون از اول جز داراییِ ما محسوب میشد

،ترتیبش رو میدیم پس ذهنت رو درگیر نکن

چه نقشه‌ای داری؟

...دوباره بدستش میاریم

اون یه هیولاست

خودت می‌دونی

.نمی‌تونی کنترلش کنی از عهده‌ش بر نمیای

نباید بذاری زنده بمونه

اینطور فکر می‌کنی؟

از از دست دادنِ سرمایه‌مون متنفرم

!خب، باشه

اخم نکن

وقتی اخم می‌کنی می‌ترسم

رفتارِ پروفسور «باک» عجیب شده بود

،«بعد پروفسور «هان «حالا هم دکتر «کو

اونا تو برنامه‌ی من، محققای مشهوری بودن

می‌تونه تصادفی باشه؟

بازیکنای جدیدی وارد بازی شدن؟

دو ماه پیش چند تا بچه از دفتر مرکزی آورده شدن

،ولی اونا ساخت آمریکان بنابراین شناسایی‌شون آسون نیست

داریم بررسی می‌کنیم

...جالبه

خیل‌خب، ادامه بدید

،هر طور صلاح می‌دونی ولی برش‌گردون

،دختری که بهش اشاره کردم گفتی که میخوای بمیره

آره، اون می‌تونه مشکل‌ساز بشه

بکشش

فقط اینجا رو واسم بیار

باید زحمتی که می‌کشیم رو ثابت کنیم

وضعت چطوره؟

،وقتی دختره رو بازش کردیم یه راهی برای تعمیرت پیدا می‌کنیم

ادامه بده

آره، بیا ختم به خیرش کنیم

ترتیبش رو میدیم

واسه همین باشگاه طرفداران مهمه

اعضای خانواده، فامیلای دور، دوستا

اونا هم به صورت آنلاین و هم با گوشی رأی میدن

.اونا بین تماشاچی‌ها هستن "«داد می‌زنن "عاشقتیم «جا یون

"!جا یونِ» خوش چهره»"

فریاد و تشویق لازمـه

،پس وقتی مردم اینو ببینن

فکر می‌کنن اون خیلی مشهوره و اونو جدی می‌گیرن

مرکزهای سرگرمیِ بزرگ رو می‌شناسین؟

.بخاطر همین باشگاه هواداران دارن !همه‌چی مربوط به نیروی انسانی‌ـه

همه کمک می‌کنن

چرا گوش نمیدین؟

میونگ هی»، داری تف می‌کنی»

شامت رو بخور

شما غارنشین هستین

میخوام همه‌چی رو بخورم

اونا کی هستن و چرا دارن باهامون غذا می‌خورن؟

جا یون» کجا رفته؟»

نگران اینم که زیاد غذا نخورده باشه

باید خوب غذا بخوره

.برو پیداش کن باید یچی بخوره

من میرم

...اگه تموم کردی - !«جا یون» -

بریم طبقه‌ی بالا

آره مامان، باید خیلی غذا بخورم

نگران نباش و برو یکم استراحت کن

چرا صدام کردی مامان؟

جا یون» رو دیدی؟»

اون خیلی ضعیفه و این منو ناراحت می‌کنه

اگه تموم کردی بریم طبقه‌ی بالا

پیداش می‌کنم و بعداً بهش غذا میدم

اون اینجاست؟ - البته -

جدی؟ - بریم -

...خداحافظ

یه چیزی عجیبه

فکر کنم اون دنبال خانواده‌ی واقعیش می‌گرده

،وقتی داشتم تمیزکاری می‌کردم تیکه‌های روزنامه پیدا کردم

اون از یتیم‌خونه‌ها اطلاعات رو جمع کرده بود

و تو اینترنت هم دنبال‌شون می‌گشت

این کارا بخاطر این نیست که داره دنبال والدین واقعیش می‌گرده؟

نه، البته که نه

بریم طبقه‌ی بالا

،جیش دارم ...زیاد قهوه خوردم

شما کی هستین؟

...مامان

!میونگ هی

«سلام «جا یون

خب، دوباره همدیگه رو دیدیم

"اگه صدات کنم "جادوگر کوچولو چیز بیشتری یادت میاد؟

چرا این کارو باهام می‌کنی؟

من نیستم

کص نگو جنده

نزدیک بود منو بکشی

چطور می‌تونم فراموشت کنم؟

...خواهش میکنم

...دختر اشتباهی رو گرفتین

من کسی نیستم که دنبالش می‌گردین

پس ثابتش کن

چی؟

ثابت کن کسی نیستی که دنبالشیم

...ولی چطور

!«میونگ هی»

دوستت قراره بمیره

.من نیستم واقعاً من نیستم

چرا داری اینکارو باهام می‌کنی؟

.من اون دختر نیستم واقعاً نیستم

بهت گفتم

من نیستم

!نیستم

باهام مشکلی داری؟

اصلاً گوش نمیدی چی میگم؟

گفتم من نیستم

...آره

جون عمت

الان چی هستی؟

...هیولا

باید قبلاً می‌کشتمت

...«میونگ هی»

!یا حضرت پشم

...تو شگفت انگیزی

!اینجا رو باش

تو بی‌نظیری

چطوره؟

حافظه‌ت کاملاً برگشت؟

پشمکای قدیمی؟

نباید نگران اونا باشی

فقط دارن چُرت می‌زنن

،اگه طبق گفته‌ی ما عمل می‌کردی مشکلی پیش نمیومد

ما با این کسکشای بی‌مصرف فرق داریم

تو کی هستی؟

چرا داری این کارو باهام می‌کنی؟

از جونم چی میخوای؟

!لعنتی

!بازیگر درجه یکی هستی

موهای تنم سیخ شد

!هی، رفیق صمیمی

فکر نمی‌کنی که اون عجیبـه؟

چی؟

دوستم اصلاً عجیب نیست

اون خیلی عادیـه

مغزت دکوری‌ـه؟

یه بارم که شده فکر کن

خوب گوش کن

،اون کشاورزی می‌کنه، کارای روزمره انجام میده باهات میاد بیرون

تا حالا دیدی درس بخونه؟

نه. درسته؟

ولی همیشه شاگرد اولـه

نه فقط تو کلاس، بلکه تو سطح کشور

اون می‌تونه توی همه‌ی زمینه‌ها اول باشه

فقط نمی‌خواد جلب توجه کنه

زیاد خودشـو نشون نمیده

دیگه چی؟

اون توی خوندن و نقاشی کشیدن خوبه

!بازیگری، اون حتی بازیگر خوبیه

با یه بار گوش دادن به زبان خارجی می‌تونه اونو یاد بگیره

باید از کمپانی ممنون باشی، جنده

تو کی هستی؟

باورم نمیشه

ناموساً یادت نمیاد؟

نه واقعاً

پس بهم بگو

کی هستی؟

.تو این بلا رو سرم آوردی یادت نیست؟

...نمی‌دونم، واقعاً نمی‌دونم

باشه، حرفت رو باور میکنم

ولی باید باهامون بیای

بهت کمک می‌کنم حافظه‌ت برگرده

بیا

کنجکاو نیستی؟

باهامون بیا

یا هرکی که تو این شهر می‌شناسی رو می‌کشیم

مشکلی باهاش نداریم

نگران نباش

کاری که به صلاحته رو انجام بده

ما حرفه‌ای هستیم

...«جا یون»

برمی‌گردم

مراقب مامان و بابا باش

تمام مأمورا همینا هستن؟

خانواده‌‌ی عالی‌ای رو انتخاب کردی

یه زوج درجه یک

کسایی که پسر و نوه‌شون رو از دست دادن

،یه زوج باهوش ...یه معمار سابقِ دولت

خیلی عالیه

شرط می‌بندم که اونا رو از یه لیست بلند بالا انتخاب کردی، مگه نه؟

مطمئن بودی که هرگز ترکت نمی‌کنن

یه بچه‌ی خواستنی بودی

خب؟

خاطرات قدیمی برگشتن؟

پس خیلی خوبی، ها؟

بیا ببینیم چی تو چنته داری

احمق لعنتی

منو رد می‌کنی، جنده؟

خیلی آروم می‌رونی

اصلاً سوار ماشینیم؟

!گاز لعنتی رو فشار بده

!خوبه که برگشتی

...بیشتر از 10 سال دنبالت گشتم

فکر می‌کردم مُردی

خیلی خوبه که زنده می‌بینمت

خیلی خوب رشد کردی

...اوه خدا

خیلی هیجان‌زده‌ام

اسمـم «کو جا یون»ــه

اینجا کجاست؟

چرا دارید این کارو باهام می‌کنید؟

اوه آره

حافظه‌ت رو از دست دادی، درسته؟

اون روز واقعاً وحشتناک بود

خیلی صدمه دیده بودی و بهت شوک بزرگی وارد شد

اینـو پیش‌بینی کرده بودم

نباید خودتـو تو تلویزیون ظاهر می‌کردی تا بتونیم به راحتی ردت رو بگیریم

راجب چی حرف می‌زنی؟

منظورت از "اون روز" چیه؟

راحت باش

...من

کمک می‌کنم یادت بیاد

چیکار می‌کنی؟ !ولم کن

اون دیگه داره تکمیل میشه

خوبی؟

چیزی یادت اومد؟

خیلی حس بدی دارم

،ولی نگران نباش من یه متخصص‌ام

من بهترین متخصص مغز و اعصابِ حال حاضر جهانم

هیشکی به اندازه‌ی من با مغزها کار نکرده

مخصوصاً مهندسی ژنتیکی مغزی مثل تو

...شما

باهام چیکار کردین؟

،ببین داره چی میگه باهات چیکار کردیم؟

داری کاری می‌کنی حس بدی بهم دست بده

باید ازم ممنون باشی که

انقدر خوشکل و پُر قدرت ساختمت، مگه نه؟

من تو رو ساختم

من مثل مادرتم

تو سعی کردی همه‌مون رو بکشی

...من

دلایل خودم رو داشتم

تولیدِ تو یه موفقیت بود

،البته که باید موفق می‌بود چون این کار منـه

تو با اون احمقای نسل اولی که

فقط مغز بهشون داده شده بود، فرق می‌کردی

ولی وقتی تو آزمایشات‌مون موفق شدیم

یه تغییر تو قلب به وجود اومد

دفتر مرکزی ترسیده بود

راهی برای کنترل شماها نبود

غیر قابل درک بود

:دو حالت اساسی وجود داشت

بالا بودن ذات خشونت‌آمیز و فیزیکی

با پیوندِ ژن‌های جسمانی عالی و پرورش دادن شما با خشونت

تو خاص بودی

حتی از بچه‌های هم‌رده‌ی خودت فراتر بودی

تو نزدیکترین فرد به تکاملی بودی که من می‌خواستم

ولی این برتر بودن یکم نگران کننده بود

،ناتوانی در کنترلِ چیزی یه خصلتِ افتضاحه

نهایتاً دستور دادیم تا همه‌ی شما نابود بشید

.من نمی‌تونستم ماشه رو بِکشم تو ثمره‌ی یک عمر تلاشم بودی

،ولی رسم زمونه همینـه از عهده‌ی من خارج بود

راستش ما یه اشتباه کردیم

تو

ما تو رو بخاطر بچه بودن دست کم گرفتیم

اون روز خیلی شگفت‌انگیز بودی

هیشکی در مقابلت نمی‌تونست زنده بمونه

خب، حالا یادت اومد؟

اینجوری به وجود اومدی، می‌فهمی؟

،همه جا رو دنبالت گشتیم حتی تو خوابم تصور نمی‌کردیم

فکر می‌کردیم یه زندگی عادی داشته باشی

تو این زمینه عاجز بودی، درست میگم؟

.خشونت تو ذاتِـتـه همش بخاطر علم‌ـه

حدس زدیم که مُردی

و مغزت تا الان دیگه باید متلاشی میشد

طبیعتاً این فرضیه رو ساختیم

بعدش تو برنامه‌ی تلویزیونی ظاهر شدی

،با کاری که تو اون برنامه کردی ثابت شد که خودتی

سرت درد می‌کنه؟

حس می‌کنی چشمات بخاطر یه میگرن وخیم داره می‌ترکه

علائم توی نقطه‌ی اوجِ خودشون هستن

اگه درمان نشی، از هر سوراخت خونریزی می‌کنی

...و بعد

می‌میری

فکر می‌کنی چرا فقط از یه قسمت از مغزمون استفاده می‌کنیم؟

واسه همه‌چی دلیلی هست

تو هم اینو می‌دونی

بخاطر همینه که عملکرد بدنت رو محدود کردی

تا علائم رو کنترل کنی

اغلب بهت میگفن "ضعیف" درسته؟

ولی دنبال یه راه‌حل دائمی بودی

می‌دونستی که زیاد دووم نمیاری

ولی همه‌شون بیهوده بود

تنها راه‌حل پیوند مغز استخوانه

ولی تو والدین ژنتیکی خودت رو نمی‌شناسی

!لعنتی

درسته

من تنها راه‌حلی هستم که دنبالش بودی

تنها کسی که تو رو از درد و مرگ نجات میده

!ای «کو جا یونِ» جنده

چه حسی داره؟ شگفت انگیزه، درسته؟

با این، می‌تونی از حداکثر قدرتِـت استفاده کنی

!یه نعمت

این هدیه‌ی من به توئـه

ولی فقط یه ماه دووم داره

،بدون یه تزریقِ دیگه علائم دوباره تشدید میشن

به عبارت دیگه، هر ماه بهش نیاز داری

از هدیه‌م خوشت میاد؟

...راستشـو بخوای

از چیزی که انتظار داشتم بهتره

اون چی گفت؟

می‌دونستم اینجوری میشه

می‌دونستم یه راه‌حل داری

چی؟

چیه؟ چی شده؟

اون ما رو گول زد - چی؟ -

،ما اونـو پیدا نکردیم اون جنده ما رو پیدا کرد

سلام پروفسور، خیلی وقت بود ندیدمت

گاز عصبی رو آزاد کنین

خاموشش کنین

!همین الان خاموشش کنین

!زود باشید کونیا

ون کجا رفت؟

از دیدنت خوشحالم

خیلی دلم واست تنگ شده بود

خوش می‌گذشت بهت؟

...تو

البته که می‌دونم کی هستم و تو رو هم خیلی خوب می‌شناسم

دختری به باهوشیِ من چطور می‌تونه فراموش کنه؟

حتی یه روزم فراموشش نکردم

چطور می‌تونم اون روزِ مشقت‌بار رو فراموش کنم؟

درسته؟

...پس

همه‌ش نقشه بود؟

اهوم، خیلی وقت بود داشتم دنبالت می‌گشتم

...ولی

کار آسونی نبود

بنابراین نقشه‌م رو تغییر دادم

یکم خطرناک بود ولی وقتم داشت تموم میشد

به زودی می‌میری

وقت زیادی نداری

!درسته، بینگو

کاری کردم پیدام کنین

!ای دختر باهوش

خودت منـو این شکلی ساختی

خیلی نگران بودم که اونطوری بمیرم

.نمی‌تونستم تنها بمیرم عادلانه نبود

می‌خواستم همه رو با خودم ببرم

...ولی اول

اینو لازم دارم

فرمولش کجاست؟

مزاحمای لعنتی

.مزاحم نشو !گورتو گم کن احمق

!به سر شلیک کنین !درست نشونه بگیرین

.اینجوری نمیمیرن !به سرشون شلیک کنین

!اون هنوز زنده‌ست

!هی

کی سرِ خوشکلم رو می‌خواد؟

...چطور می‌تونی

از اون موقع تا حالا قوی‌تر شدی

کسکش

شاید باید می‌کشتمت

باید می‌کشتی

در اون صورت امروز به دست من کشته نمیشدی

هنوزم بی‌پروا حرف می‌زنی

و هنوزم منو دست کم می‌گیری

مراقب باش، من مثل قبل نیستم

بیخیال

...گفته بودی

من بی‌نظیرم

هنوزم کُندی

!خدا لعنتت کنه

پروفسور

منتظرم بمون

زیاد طول نمی‌کشه

به اندازه‌ی کافی خوب نیستی

هرگز نبودی

!شلیک خوبی بود

چرا مثل 2 تا هیولای خوب باهم دوستانه رفتار نمی‌کنین

نگران نباشید

هر دوتون رو یجور می‌کشم

!آقای «چوی»! سر !به سرشون شلیک کن

!اون هیولاها رو بکش

سر؟

چطوری؟

اینجوری؟

نه، اینجوری

!آقای «چوی»! آفرین

...می‌برمت دفتر مرکزی

گوشم از کصشرات پُره

حالا نوبت تو شده لعنتی، ها؟

...می‌فهمم

تقریباً فراموشت کرده بودم

پس حالا فقط ما موندیم؟

بقیه‌ش تو گاوصندوق اتاق نظارتـه

کجا ساخته شده؟

مرکز تحقیقاتی دفتر مرکزی، شاید

کجاست؟

اگه زنده بمونی بهت میگم

میخوای به جنگیدن ادامه بدی؟

یا چی؟

می‌ذاری برم؟

نه

که اینطور

فقط یه حدس بود

!می‌کشمت

...میخوای ببینی که

چقدر قوی‌ام؟

بهت نشون میدم

کسکش

...زندگی‌هامون خیلی کسشره

حتی نمی‌تونیم درست بمیریم

اونقدرام کسشر نیست

می‌کشمت

مرکز تحقیقاتی کجاست؟

مگه همه‌ی اینا بیهوده نیست؟

کو جا یون»، ها؟»

...«کو جا یون»

نمی‌تونی برگردی عقب

میخوای اینجوری زندگی کنی؟

...اگه جات بودم

به عنوان «کو جا یون» می‌مردم

نه، من قراره زنده بمونم

«به عنوان «کو جا یون

بعد از این؟ چطوری؟ فکر می‌کنی ممکنـه؟

زندگی همیشه باب میلـت پیش نمیره

مرکز تحقیقاتی کجاست؟

برگشتی

دخترا نباید اینجوری بگردن

خوبه که مامانت الان خوابیده

اگه اینجوری می‌دیدت خیلی شوکه میشد

اینو بده به مامان

ماهی یه بار، واسه 8 ماهـه

حالش نباید بدتر بشه

خودت لازم‌شون نداری؟

همین برام کافیه

شاید براش بهتر باشه که بذاریم طبیعت کار خودشـو بکنه

براش سختـه

هر اتفاقی که بیفته برمی‌گردم

مراقب خودت باش

،مهم نیست که کجا به دنیا اومدی ما تو رو اونجوری بزرگ نکردیم

،هرچی بزرگ می‌شدی گاوا و سگای بیشتری می‌مردن

واقعاً ترسیده بودم

فکرِ اینکه یه جادوگر رو به سرپرستی گرفتیم و بزرگ کردیم منـو می‌ترسوند

افسوس می‌خورم

...نباید قبولت می‌کردیم

اگه می‌تونستم راهی پیدا کنم می‌فرستادمت بری

ولی مامانت گفت نه

،اون گفت که تو یه بچه‌ای و همه‌ی بچه‌ها شبیه همدیگه‌ان

،گفت اگه با عشق بزرگت کنیم

یه دختر دوست داشتنی میشی

زود باش، دیرت نشه

...ای پتیاره

زود برگرد پتیاره

[سه ماه بعد]

پس تو "شماره یک" هستی

از دیدنت خوشوقتم

چطوری باید بهت نشونی بدم

چیزای زیادی از خواهرم درباره‌ت شنیدم

خبر داری چه اتفاقی براش افتاده؟

چطوری پیدام کردی؟

این چیزی نبود که میخواستی؟

خیلی جاها رو بخاطر اینا به هرج و مرج کشوندی

یه چیز موندگارتر میخوام

یه نفر گفت باید بیام سراغ تو

.نه، این کارو نکن مامان حالش خوبه

،اگه بهم دست بزنی کله‌ت رو می‌ترکونم

[جادوگر: بخش 1 - انهدام]

تخصصی ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.

.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.