All language subtitles for StrayE.2019.ALL.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino Download
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

نوری»، فقط یه بار دیگه، باشه؟»

[سرگردان]

iMovie-DL تیــــم ترجـــمه با افـتـخـار تــقـدیم میـکـند www.iMovie-DL.Co

.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh

مامان، داری کجا میری؟

یه لحظه میرم بیرون

«مرسی «نیک

به زودی می‌بینمت

ببخشید

کاراگاه «مورفی» هستم

کی اول پاسخ‌گوئه؟

اونجا - منم -

یه بی‌خانمان گزارش داد

اون... قبلاً همچین چیزی ندیده بودم

کِی رسیدی اینجا؟

چند دقیقه قبل از نمیه شب

کَس دیگه هم داخل رفته؟

،فقط من و همکارم یکی از تکنسین‌های پزشکی فوری

...و ستوان

خوش برگشتی کاراگاه

شب بدی رو واسه برگشتن به کار انتخاب کردی

خب، امیدوارم واسه پرستاری از من اینجا نیومده باشی

نه

نصف راه تا خونه مونده بود که بهم زنگ زدن

در مورد این یکی خیلی هیجان‌زده بودم

اوه درسته، اون‌وقت چرا؟

احتمالاً باید یه سر و گوشی آب بدی

خوشحالم که می‌بینمت

منم همینطور

براش آماده‌ای؟

مسئولیتش به عهده‌ی خودتونـه

اگه چیزی لازم داشتین بهم بگید

اون چیه؟

اون کاملاً جزغاله شده و هیچ نشونه‌ای از آتیش نیست

می‌دونم، دقیقاً

اون بی‌خانمان گزارشِ جسد رو داد یا آتیش؟

،چیزی درباره‌ی آتیش نگفت فقط جسد

کیوکو اُشیرو»، چه بلایی سرت اومده؟»

خانم «اُشیرو»؟

سلام

من کارگاه «استلا مورفی»ام

میشه یه لحظه بیام داخل؟

خب، پس اون ساعت 9:45 دیشب از خونه رفت؟

و بهت گفت که میخواد کجا بره؟

کی اونـو کشت؟

«دارم دنبال همین می‌گردم خانم «اشیرو

کسی رو میشناسید که بخواد

به «کیوکو» صدمه بزنه؟ دوستا، خانواده، همکار

،خانم، می‌دونم که خیلی سخته

ولی میشه بیاین و جسد «کیوکو» رو شناسایی کنید؟

نمی‌تونم

متوجهم

قبل از رفتنم، میشه به این اطراف یه نگاه بندازم؟

مرسی

آره، یه لحظه وایسا

بله؟

میشه اطلاعات رو بفرستی؟

میخوام رمزم رو عوض کنم

چرا؟

چون هنوز "مارا"ئه

باشه، یه نفرو می‌فرستم

هیچ سابقه‌ی دندون‌پزشکی نداریم تا باهاش مطابقت بدیم

منطق میگه که این جسد متعلق به خانم «اشیرو»ئه

آره، همین فکرو می‌کردم

خانواده‌ش برای تشخیص هویت نیومد

اونا رو سرزنش نمی‌کنم

...این جسد چند بار از دستگاه کربن 14 استفاده کردم (دستگاهی برای تخمین سن چیزی)

حتی دستگاه رو دوباره کالیبره کردم

تا مطمئن بشم اشتباهی رخ نداده

هر دفعه سن این جسد 1000 سال تخمین زده میشد

اون نسوخته

تبدیل به سنگ شده

میخوام مامان رو ببینم

نمی‌تونی

چرا نمی‌تونم؟

وقتی پلیسا چیزی پیدا کنن بهمون خبر میدن

نمیخوای اونـو ببینی؟

دیگه نباید درباره‌ش صحبت کنیم

بله؟

یه حکم بازداشت میخوام

واسه کی؟

،مرد بی‌خانمانی که گزارش داد «رودلف سانچز»

چند سال پیش، سابقه‌ی ایجاد حریق عمدی داره

بهت زنگ بزنم؟

مرسی

چیز دیگه‌ای هم فهمیدی؟

این رفتاریـه که از الان به بعد

باید انتظارش رو داشته باشم؟

برام جای تعجبه

درباره‌ی زنی که 42 سال پیش متولد شده و

هزار سال پیش مُرده چه نظری داری؟

به‌هرحال، سلسله مراتب اینجوریـه

صحیح

باهاش مشکلی داری؟

نه

من رفتم

تو موندی و ترفیع گرفتی

بهت افتخار می‌کنم

استلا، استلا

ببخشید، داشتم دنبالت می‌گشتم

اون مرتباً سراغت رو می‌گیره

اشکالی نداره

مرسی

نوری» همه‌چی مرتبـه؟»

میخواستم اگه میشه مامانم رو ببینم

واقعاً میخوام ببینمش

آر، درک می‌کنم

عزیزم، فکر نکنم الان ایده‌ی خوبی باشه

تو... دلت نمی‌خواد این شکلی ببینیش

باید ببینم

دوباره بگو، چند سالت بود؟

18

مامان‌بزرگت اینجاست، «نوری»؟ - نه -

بریم

زیاد آسون نیست

باشه

نه

این خودشه

نه

میشه بیام تو؟

الان نه

نه، خانم، چیزی هست که بهم نگفته باشی؟

،جسد دخترت تبدیل به سنگ شده و آزمایشاتی که انجام دادیم

مشخص کرده که اون نزدیکِ 1000 سال پیش مُرده

نمی‌خوام پامـو از گلیمم درازتر کنم

...ولی نوه‌ت وقتی جسد مادرش رو دید، یه چیزیش شد

حالا با توجه به 2تا از عجیب‌ترین چیزایی که ،از خانواده‌ی شما تو کل عمرم دیدم

فکر کنم یه چیزی هست که باید بهم بگی

درکش برات غیر ممکنه

چی شده؟

کیشو"ی من"

کاراگاه دیدش

نمی‌خواستم اینجوری بشه

نوری»، این آدما نمی‌تونن بفهمن»

اون کارت بی‌معنی بود - چی؟ -

نباید ببیننت

...نمی‌تونی

چه خبر؟

.موردِ عجیبی‌ـه

تا الان تعداد سوالا بیشتر از جواباست

نه، منظورم این بود که خودت چطوری؟

اوه، خوبم

فقط برای اطمینان

هنوز می‌تونم این کارو کنم، درسته؟

آره، اگه حالم خوب نبود الان اینجا نبودم

شب خوش

«جیک» !«جیک»

استلا»، داری چیکار می‌کنی؟»

.باید لباسام رو بشورم ببخشید

مست کردی؟

خوشم نمیاد اینجوری ببینمت

،جیک»، میشه لطفاً دست از این کارا برداری» ،مثل

...کنترل کردن

الان داری باهام شوخی می‌کنی؟

زنم بعد از چند ماه

مست اومده خونه

حق ندارم نگران باشم؟

خوبم

ازت نمی‌خوام خوب باشی

ازت میخوام مراقب باشی

باشه

اون چه کوفتیـه؟

نمی‌دونم از کی تا حالا انقدر چموش شدی

من می‌تونم باهاش کنار بیام

ولی نه این شکلی

تو تنها کسی نیستی که داره عذاب می‌کشه

جالبه، چون واقعاً به نظر نمیاد که

خیلی تو رو اذیت کرده باشه

از اینجا میرم

آره، چرا یه تاکسی نمی‌گیری؟

چایی نمیخوام

چرا تو یا مامان

هیچ‌وقت اتفاقی که قرار بود برام بیفته رو توضیح ندادین؟

کِیشو" چیزیه که خودت باید اونـو" درونت کشف کنی

اون برامون یه هدیه‌ی مقدسـه

تا زیبایی‌های جهان رو برگردونیم

ولی تا وقتی که نتونی کنترل کردنش رو یاد بگیری، نباید ببینیش

نوریکو»، مامانت نمی‌خواست» با ترس زندگی کنی

عوضش انتخاب می‌کنیم که از دنیا پنهان بمونیم؟

دیروز خیلی سردرگم بودم

نباید می‌رفتی

باید می‌دیدمش

فقط میخوام همه‌چی عادی باشه

بخاطر چیزای عادی شکایت نکن

تو عادی نیستی

کیشو"ی تو از خوشبختیت مهم‌تره"

این وظیفه‌ی توئه

مورفی مورفی

فک نکنم برای برگشتن آماده باشی

چرا، بخاطر دیشب؟ ببخشید

ساعت چنده؟

دیر کردم «جیک»؟

.متوجه نیستم مشکل چیه؟

،نمی‌دونم شاید رانندگی با حالت مستی

بهت توصیه می‌کنم که دوباره بری

خیل‌خب، رییس بازی در نیار

به زمان بیشتری نیاز داری - زمان بیشتر نمیخوام -

چیزی که میخوام اینه که مشغول باشم

خب

ببخشید

دیشب رفتار احمقانه و بی‌ملاحظه‌ای داشتم

دیگه تکرار نمیشه

،ولی اگه واقعاً نگرانمـی

بذار کارم رو انجام بدم

بهت اطمینان میدم که بهترین چیز الان واسم همینه

می‌تونم این پرونده رو ببرم خونه

باید بهم اجازه بدی

اگه یه لحظه فکر کنم که ،نمی‌تونی از پسش بر بیای

دوباره بیرونت می‌کنم

خیل‌خب

شب‌بخیر، چی میل دارید؟ - سلام -

دنبال «دیویس» می‌گردم

اینجاست؟

الان صداش می‌کنم

سفارشی داری؟

آره، یه فنجون قهوه خوبه

مرسی

تمیزه، فقط رطوبت همه‌چی رو یکم چسبناک کرده

نمی‌خواستم فکر کنی که وسایل کثیف‌ان

چه کاری از دستم بر میاد خانم؟

من کارگاه «استلا مورفی» هستم

فقط چند تا سوال از «کیوکو اشیرو» دارم

میخوای یجا دیگه صحبت کنیم؟

اون ازم خواست اون کارو کنم

ببخشید؟ - ببین -

نمی‌خوام خیلی گنده‌ش کنم

ولی... اینجا پول زیادی بدست نمیارم

به سختی از مخارجِ گردوندنِ اینجا بر میام

،با تمام اتفاقایی که اون بیرون داره میفته

نمی‌دونم شما چطوری می‌تونین بخاطر چند دلار زیرمیزی بیاین دنبالم

خب

خب این یعنی چی؟ مشکلی نیست؟

اون اینـو گزارش داده؟

اون حتی دو شیفت آخرش رو نیومده

آقای «دیویس»، دارم رو یه قتل کار می‌کنم

کیوکو» چند روز پیش مُرده پیدا شد»

می‌تونم کمکت کنم؟

مامان؟

نه، «کیوکو» یه بچه داشت و سرپرست خانواده بود

اون از مادرش مراقبت می‌کرد

هیچ دلیلی نداره که این بلا رو سر خودش بیاره

چون وجود نداره

جیک»، اون حتی مدرسه هم نرفته»

هیشکی چیزی درباره‌ش نمی‌دونه

نمی‌دونم، ولی به نظر می‌رسه که

کیوکو» خودش رو تو خونه حبس کرده بود»

یا شایدم اون... داشت سعی می‌کرد تا یچی رو دور نگه داره

نمی‌دونم

سلام

وایسا، چی؟

این چیه؟

فکر کنم این کسیه که مامانم رو کشت

داخل اتاق مامانم اتفاق افتاد

یه چیزی تو این کتابـه

فکر کردم که ممکنه دوباره انجامش بدم تا بفهمم کی اونـو کشته

قبلاً همچین کاری کرده بودی یا دیده بودی؟

نه

ولی بزرگ شدم و درباره‌ی خانواده‌م فهمیدم که

ما با یه چیز قدیمی در ارتباطیـم

،افراد بیشتری وجود دارن که شبیه ما هستن ولی مردم از چیزی که درک نمی‌کنن می‌ترسن

کنارش خیلی احساس امنیت داشتم

حالا مثل این می‌مونه که ....تو یه دریای بزرگم و

بی‌انتها به نظر می‌رسه؟

آره

اون مرد رو می‌شناسم

آقای «دیویس» همیشه باهامون مهربون بوده

هر وقت مریض بودم، سوپ میاورد خونه‌مون

مامانم می‌گفت اینجا کار کردن رو خیلی دوست داره

شغلت رو دوست داری؟

آره

،آره، آسون نیست ولی، آره دوسش دارم

،شاید این دیدگاه بهترین نباشه ولی بعضی وقتا

وقتی می‌بینی که چه اتفاقای بدی واسه مردم میفته

مجبور میشی تا خودت رو هرچه بیشتر درگیر کنی

این خوبه، درسته؟ - آره -

به هر حال دیر یا زود بزرگ میشی

چیزی که مهمه اینه که داری بزرگ میشی، درسته؟

شب خوش

.شب تو هم خوش خداحافظ

آره، کارگاه «استلا مورفی» هستم

تمام واحدها رو لازم دارم

جایی واسه رفتن داره؟

آره، داریم روش کار می‌کنیم

خب، فکر کنم با اطمینان میشه گفت که قاتل این خانواده رو می‌شناسه

چی؟

کل ساختمون خراب شده

ولی اتاق «نوری» دست نخورده‌ست

هی، بیا از اینجا ببرمت بیرون، باشه؟

بعداً بهت زنگ می‌زنم

میشه امشب پیشت بمونم؟

بیا داخل

برای خوابیدن رو کاناپه واست چند تا ملافه میارم

خب، اینم چند تا پتو

این تی‌شرت خوبه؟

اگه بخوای می‌تونی تلویزیون روشن کنی

...آنتن ندارم، ولی

معمولاً موقع خواب آهنگ می‌ذارم پخش شه

اشکالی نداره؟

یکی میخوای؟

درد داره؟

آره، یکم

این خونه رو با رِلـم خریدم

رل؟

،همسر سابقم باهاش ازدواج کردم

آره، اینجا مال ما بود

تجملی نبود ولی خونه‌ی رویاهامون بود

به‌هرحال، یه شب دراز کشیده بودم و یهو صدای چکه شنیدم

،دراز کشیده بودم و بهش گوش می‌دادم

یا باید صبر می‌کردم تا تموم بشه یا باید صبر می‌کردم تا برام عادی شه

.ولی هیچ کدوم اتفاق نیفتاد پس بلند شدم

و من... رفتم دنبالش

دنبال اون صدا می‌گشتم

،شیرهای آب بسته بودن

و پنجره‌ها بسته بودن

فقط داشتم دنبال این صدای کوچیک می‌گشتم

نهایتاً... رفتم تو راهرو

و می‌تونستم صداشو از داخل دیوار بشنوم

،واقعاً هیچ کاری نمیتونستم کنم غیر از شکوندن دیوار با یه چکش

پس برگشتم به تختخواب

و سعی کردم بخوابم ولی نتونستم

و بعد دوباره شب بعد و شب بعد و شب بعد تکرار شد

...پس یکی از اون پخش‌کننده‌های موسیقی رو خریدم

و آلبوم‌های جازِ موردعلاقه‌م رو پخش می‌کردم تا خوابم ببره

شب اول بازم صدای چکه رو شنیدم

ولی بعد انگار خودش از بین رفت

...می‌دونی، بعضی وقتا

صداها انقدر بلندن که باید از صدای خودت برای پوشوندن‌شون استفاده کنی

رادیاتورهای خونه‌مون سر و صدای بلندی ایجاد می‌کردن

جدی؟

دادیم درستش کردن

واست قهوه آوردم

میل ندارم

باشه

،همین‌جا می‌ذارمش اگه دوست داشتی بخور

امروز صبح باید بریم جایی

چرا دوش نمی‌گیری؟

واست حوله و لباس گذاشتم

باشه

خب، اینجا رو امضا کن

قول میدم مادربزرگت درست بغلش باشه، خب؟

مرسی

هی

!هی !هی

.موتور مسابقه‌ای بود، پلاک نداشت موتورسوار سر تا پا سیاه پوشیده بود

،فکر کنم مرد بود ولی مطمئن نیستم

خب، باشه، بهم خبر بده

چی گفتن؟

،خب، چیز زیادی نگفتن ولی نیروها رو اعزام کردن

چیزی نیست که بشه کارو باهاش پیش برد

اون دنبال منـه

هی، نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته

باشه

کاراگاه بودن درست مثل زیاد سوال پرسیدن از آدمای زیاده

اشتباه نمی‌کنی ولی باید بلد باشی مردم رو پیش‌بینی کنی

در موردِ جواب‌هاشون نیست

در مورد طرز جواب دادن‌شونـه

«آقای «دیویس

خانم‌ها، چه خبرا؟

تا حالا یه نفر با لباس موتورسوار برای صحبت راجب مادرم اینجا اومده؟

آره

آره، هفته‌ی قبل داشت با یه یارو بحث میکرد

اون اومد داخل

سر تا پاش مرتب بود

چی؟ - راجب چی جر و بحث می‌کردن؟ -

.من ژاپنی صحبت نمی‌کنم خب چیه؟

،من... فکر می‌کردم یه مشتری‌ـه یه نفر که اونـو می‌شناسه

نمیدونم

ازت سوال پرسیدم

و منم جواب دادم

اونا کار می‌کنن؟

اونـو می‌شناسی؟

نه، تازه امروز دیدمش - مطمئنی؟ -

مورف»، بیا دفترم، الان»

برمی‌گردم

اون اینجا چه غلطی می‌کنه؟

جیک»، اون یه عضو فعال از تحقیقات منـه»

یه غیر نظامی، اونم یه بچه

نمی‌تونه تو تحقیقات ادای یه کاراگاه کوچولو رو در بیاره

از فیلمای امنیتی یه چیزایی دستگیرم شده

کل خانواده‌ش مُردن

امروز صبح مامانش رو دفن کردیم

و تو همون حال یه مظنون احتمالی پیدا کردیم

یه آتیش‌سوزی بود - این آتیش‌سوزی نیست -

باید قبول کنیم اتفاق عجیبی داره میفته، خب؟

کلمات برای توصیفِ حالت اجساد قصارَن

لاقل بذار بفهمیم این قتل‌ها چطوری اتفاق افتاده

پای اون دختر کوچولو تو این ماجرا گیره

،می‌دونم عجیب به نظر میرسه ولی اون خاص‌ـه

ازم انتظار داری چیکار کنم؟

میخوام حرفم رو باور کنی

خیل‌خب، خاص نمی‌تونه دخیل باشه

مخصوصاً وقتی که جسد دوم پیداش شد

از بالا خیلی دارن بهمون فشار میارن

خب، ببخشید که دوران سختی داری

،اگه میخوای بهم کمک کنی با واحد مهاجرت تماس بگیر

خانواده‌ی «اشیرو» رو بررسی کن

«مورفی» - هوم -

نزدیکم بمون

هی، حالت خوبه؟

خوبم - خیل‌خب -

میشه یکم دراز بکشم

برو اتاق خواب طبقه‌ی بالا

فکر کن خونه‌ی خودته

مشکلی نیست

هی

حالت خوبه؟

بیخیال

باید یه نفر رو بفرستی خونه

شاید اون یچی رو جا گذاشته باشه

...شاید مثلاً یه - ...قبلاً -

قبلاً فرستادم - باشه -

خوبه

از کِی تا حالا باهاتـه؟

...دو شب، از وقتی که مادربزرگش

...استلا - میدونم -

می‌دونم

می‌دونم

زیاد جالب نیست

هی

چیزی نیست

حالت خوب میشه

داشتن یه بچه خیلی عجیبه

چیزی نیست

ببخشید

تقصیر هیچکس نبود

نصف شب قِل خورد رو شکمش

کاری که هرگز نکرده بود

،وقتی صورتش رو به زمین بود گردنش به اندازه‌ی کافی قوی نشده بود که بچرخوندش

بنابراین اون... تو خواب خفه شد

هیشکی بهت نمیگه وقتی بچه داری چقدر می‌ترسی

با صدای خفیفی که از مانیتور میومد بیدار شدم

خیلی نسبت به هر حرکت یا سرفه یا صدای ناله بدگمان بودم

اون شب، اون خیلی ساکت بود

ببخشید که رفتم اونجا - اشکالی نداره -

اشکالی نداره

پس من... تو پذیرایی میخوابم

چیزی لازم داری؟

آره، اون بلندگو از جشن روز عید رو هنوز داری؟

،یادم رفت بهت بگم اون صدای چکه رو درست کردم

دیگه وجود نداره

تو کشوی آت و آشغالاست

بله

خیل‌خب، بگو

باشه

سازمان مهاجرت زنگ زده بود

از خانواده‌ی «اشیرو» اطلاعاتی بدست آوردم

جدی؟

«اشیرو کیوکو» و «اوماریس یاکو» سال 1998 مهاجرت کردن

شیش ماه بعد «نوریکو» رو بدنیا آوردن

اینو داشته باش

،ظاهراً یه پسرم تو خانواده بوده «جین اشیرو»

سابقه‌ی مهاجرتی ازش موجود نیست

.سال 2008 بخاطر درگیری بازداشت شد از اون موقع خبری ازش نشده

فکر می‌کنی «نوری» درباره‌ش می‌دونه؟

نوری؟

نوری؟

خدای من

سلام

من «جین» هستم

نوری» هستی، درسته؟»

تو اونا رو کشتی؟

نه

پیچیده‌تر از این حرفاست

ولی آره، من کشتم

هی، اونا تا حالا به من اشاره‌ای کردن؟

تو مامانم رو کشتی؟ - !نوری -

نه

«نه، اونطور که فکر می‌کنی نیست، «نوری

اونا آدمای خوبی نبودن، خب؟

بهت دروغ گفتن

مامانم هرگز دروغ نمی‌گفت

ای کاش حقیقت داشت

نوری» گوش کن»

من داداشتـم

چی؟

.من داداشتـم صبر کن

،برای بقیه‌ی اعضای خانواده کیشو" همیشه قشنگ بود. مثل مال تو"

،ولی از نظر مامان مال من زشت بود

اون هرگز این کارو نمی‌کرد

زخم باعت شروعِ "کیشو" شد

زخمی که مامان بهم داد

،وقتی بچه بودم

.مامان منـو می‌برد شهر و سوار قطار می‌کرد من عاشق تماشای غروب آفتاب از پنجره بودم

همیشه زیبا بود

ولی یه روز یه مرد سوار قطار شد و

خیلی نزدیک به مامان نشست

اون یه مرد بد بود

اون یه آدم بد بود

اون خودش رو می‌چسبوند به مامان

از قطار پیاده شدیم

تو تاریکی تعقیبم‌مون کرد

بعد سر و کله‌ش پیدا شد و مامان رو گرفت

من دستش رو گرفتم و به خاکستر تبدیل شد

،ولی بعد از اون اتفاق اوباچان» منـو به چشم یه نفرین میدید»

اون باهام حرف نمی‌زد

فقط میخواستم از مامانم محافظت کنم

ولی مامان فکر می‌کرد می‌تونه تغییرم بده

،اون منـو هُل داد تو سختی هُلم دادم تو درد

و کاری کرد ازش متنفر بشم

،و حتی از خودم متنفر شدم چون فکر می‌کردم تقصیر خودم بود

مامان نهایتاً فهمید که نمیتونه "کیشو"ی منـو تغییر بده

نمیشد مثل مال تو قشنگ بشه

بنابراین یه روز مامان منـو برد پارک

روز سردی بود

آفتابی بود

.بعد بهم گفت که صبر کنم منم صبر کردم

منتظر بودم که برگرده

بی‌خبر از اینکه خانواده‌م رفته بودن آمریکا

اون دیگه منـو نمی‌خواست

اون تو رو داشت

،وقتی دردِ طرد شدن رو حس کردم

کیشوی من قوی‌تر شد

،بعد از سال‌ها برای تکمیل کردن این قدرت به خودم گفتم

یه روز پیداشون میکنم و بهشون نشون میدم که چی رو جا گذاشتن

نوری

!نوری

نوری

!ولم کن

.گوش کن !گوش کن

خب؟

خواهش می‌کنم

چیزی نیست

«نمی‌خوام بهت صدمه بزنم «نوری

میخوام بهت کمک کنم

می‌تونم بهت نشون بدم که چه توانایی‌هایی داری، خب؟

چیزی نیست

می‌بینی؟

دستم رو بگیر

.چیزی نیست می‌بینی؟

حسش می‌کنی، ها؟

بذار بهت یاد بدم

ها؟

می‌تونم بهت یاد بدم

همه‌چی مرتبـه

چیزی نیست

خیل‌خب، بیا، یالا

چیزی نیست

باهام بیا

هی، زود باش

بریم

یالا

هی

فقط چیزایی که لازم داری بردار

مورفی؟

نوری

خدای من. عزیزم، خوبی؟

چی شده؟

نمی‌دونم از کجا شروع کنم

تصمیم درستی گرفتی

بیا انجامش بدیم

اون بهم صدمه نزده

باشه، حتماً

بریم

همین‌جا بمون

کاری کردیم بی‌خطر باشه

موفق باشی

،«آقای «اشیرو من کاراگاه مورفی‌ام

آره، همدیگه رو زیارت کردیم

رسماً نه

میشه چند تا سوال بپرسم؟

آره، بفرما

اول سپتامبر، «کیوکو اشیرو» رو تو غذاخوری‌ای که کار می‌کرد ملاقات کردی، درسته؟

آره، ملاقات کردم

یادته اون شب چه اتفاقی افتاد؟

چیز خاصی نبود

فقط میخواستم مامانم رو ببینم

هشتم سپتامبر، یادته اون شب کجا بودی؟

،"تو انبار متروکه‌ی خیابون "بهار جایی که مامانم رو کشتم

و چند روز بعد، مادربزرگم رو تو خونش کشتم

چرا مادر و مادربزرگت رو کشتی؟

مشکلات خانوادگی

اونا رو دوست داشتی؟

دوسشون داشتم

،دوسشون داشتم و میخواستم دوسم داشته باشن

با اونا چیکار کردی؟

اونا رو سوزوندی؟

حقیقتاً نه

می‌تونی ذهن‌خوانی کنی؟

می‌تونم ولی شرط می‌بندم نمی‌تونی درکش کنی

چرا امتحانم نمی‌کنی؟

.باشه مایه‌ی تأسفه که تو سن پایین مُرد

میخوای اونـو ببینی؟

،میتونم همین‌جا بهت نشون بدم همین الان

ها؟

لطفاً یه لحظه بهم وقت میدی؟

اون چه کوفتی بود؟

فهمیدیم

به قتل هردوشون اعتراف کرد

ولی بهتون گفته بودم که اونا رو کشته

.آره، خب، اون اعتراف کرد پس الان می‌تونیم دستگیرش کنیم

کارش تمومه

چه بلایی سرش میاد؟

خب، جرمش تو پرونده‌ش ثبت میشه

،طبق اعترافش به گناه‌کار بودن میره زندان

و بعد از اونجا می‌فهمیم که حبسش چه موقع‌ست و چقد طول می‌کشه

نوری» چی شده؟»

برید، برید

گروهبان، با من بیا

همین الان بیا اینجا

مراقب در پشتی باش

مراقب در پشتی باش

،گروهبان «تنویک» هستم تا 20 دقیقه دیگه آماده‌ایم

.بذارید من اول باهاش صحبت کنم می‌تونم کمک کنم

نه «نوری»، اون خیلی خطرناکه

این اتفاق نمیفته

اون برادرم‌ـه

.این تقصیر من بود باید درستش کنم

جیک»، هر وقت آماده شدیم صدات می‌کنم»

مورفی

.یه لحظه بهم وقت بده چیزی نیست

جیک»، می‌دونم این چیزی نیست که» میخوای بشنوی، ولی حق با اونه

جدی میگی؟

.نباید پای اونو به این ماجرا باز کنیم شغل ما اینه

حتی نمی‌دونیم با چی سر و کار داریم

باید هر کاری از دستون بر میاد برای متوقف کردنش انجام بدیم

،و هرچی که «جین» داره نوری» هم داره»

نمیشه، متاسفم

نوری؟

نوری؟

!نوری

!نوری

جین

تنهایی؟

آره، ولی نه زیاد

جین» اونا دارن میان دنبالت»

من بهت اعتماد کردم

می‌شنوی؟

بهت اعتماد کردم

لایق اتفاقی که واست افتاد نیستی

ولی حق نداری کسی رو بکشی

نوری» گوش کن»

من داشتم نجاتت می‌دادم، خب؟

همه‌ش بخاطر تو بود

تو اونا رو کشتی

اینـو نگو

اون پلیسا چی؟ امدادگرا چی؟

!اینـو نگو

جین»، باید خودت رو تحویل بدی»

«می‌دونم که مامان و «اوباچان باهات مهربون نبودن

کاری که کردن اشتباه بود و من معذرت میخوام

تو هم مثل مامان نفرت‌انگیزی

نوری

!نوری

!نوری! وایسا

جیک؟ جیک؟

.جیک، عزیزم جیک؟

خدا، جیک

جیک، خوبی عزیزم

خدا

خوبی

مجبور نیستی این کارو کنی

من باهات میام

خیلی دیره

تشکیل دوباره‌ی خانواده خوبه

مطمئنی که نمی‌خوای باهات بیام؟

مشکلی نیست

باید این چیزا رو بفهمم

هی، میخوام اینـو بگیری

چیز زیادی نیست ولی بهت کمک می‌کنه

مرسی

هی

اینجا همیشه خونه‌ی خودته، خب؟

باشه

برمی‌گردم

تخصصی ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.

.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.