Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اسم من بری النـه
و من سریعترین مرد دنیام
از نظر دنیای بیرون
من یک بازجوی جنایی ساده هستم
ولی به صورت مخفیانه
و به کمک دوستانم در آزمایشگاه استار
من با جرایم مبارزه میکنم و ابرانسانهایی
مثل خودم رو پیدا میکنم
ولی من در زمان گم شدم
دوستانم تمام تلاششون رو کردند
تا منو برگردونن و با اینکار
تهدیدهای جدیدی متوجه دنیای ما شد
و من تنها شخص سریعی هستم که میتونه جلوشون رو بگیره
من فلش هستم
آنچه در فلش گذشت...
12 علامت، 12 ابرانسان
بدن تو داره سریعتر از
توانایی صندلی تخریب میشه
من فقط بدن دامینیک رو نگرفتم
من تواناییاش رو هم گرفتم
سیلبرت راندین میتونه اجسام رو کوچیک کنه
و به اندازه واقعی برگردونه
دیکن تکنولوژی رو کنترل میکنه
بکی شارپ میتونه باعث بد شانسی بشه
برای ورود به بخش ابرانسانها
و گرفتن قدرت اونها، هیچی جلو دارش نبود
تو باید بتونی به شکل هر کسی که دوست داشته باشی، دربیای
چطوره؟
فکر کنم دنبال من میگردید رالفـه
بری الن سریعاً آزاد میشه
اون فقط ابرانسانهای اتوبوس رو میخواد
قدرت اونها رو میخواد
چرا همه جوری بهم نگاه میکنن انگار قراره بمیرم؟
ادی، هی، چی شده؟
فکر کنم باید بری با کت حرف بزنی
راجع به چی؟
فقط برو پیشش الن
خیلی خب
تحمل رفتار مسئولین قبلی...
ادی گفت که میخوای منو ببینی
آره، درو ببند
من بهتون قول میدم که ریشهی تمام
فسادها رو خشک خواهیم کرد و ایمان رو به تمام مردم برمیگردونیم
نام ون بیورن همیشه
در کنار کمال ایستاده
من شهردار هستم و...
ما یک مشکلی داریم که نمیدونم چجوری حلش کنم
خیلی خب
بعضیها فکر میکنن تو نباید برگردی سر کارت
به خاطر دِوو؟
من کاملاً تبرئه شدم
من کاری نکردم
اون زندهست
میدونم و اون داره همکاری هم میکنه
میاد اینجا جواب پس میده و میره
پس مشکل چیه؟
ببین...
مردم این روزها ممکنه هر چیزی رو باور کنن
اخبار ساختگی، شبکههای مجازی
اتهامات رو به چشم واقعیت میبینن
ولی زنده شدن دِوو؟
یهو تو جلسهی اعتراض ظاهر بشه؟
بعضی از مردم سنترال سیتی اینو باور نمیکنن
خب پس فکر میکنن کی بوده؟
کی میدونه؟
ولی ما تو یه شهر پر از ابرانسان زندگی میکنیم
این آرزوی همه کسانیه که توطئه میکنن
خب این یعنی چی؟
داری... داری منو اخراج میکنی؟
اخراج نه
ولی ازم خواسته شده که
مدتی غایب باشی
کی خواسته؟
فکر کنم برای همه بهتر باشه
که بتونن دوباره باورت کنن و این چیزها
تا کِی؟
مشخص نیست
ببین بری،
اگه بخوای به دستور اعتراض کنم، تمام تلاشم رو میکنم
ولی این شهردار جدید، از وقتی بلوز
گند زده، میخواد خودش رو ثابت کنه
فکر میکنی کِی بتونم برگردم؟
وقتی همه باورشون بشه که دِوو سالم و سر زندهست
ارائهای از تیم ترجمه نایت مووی و رسانه کوچک NightMovie.co & LiLMedia.TV
مترجمین : نیـــما و کیـــارش Dark Assassin & Ki@rash
دائمی که نیست، هست؟
منظورم اینه که گفت معلوم نیست
اگه درست نبود که کارت شناساییات رو
بهت پس نمیدادن
منظورم اینه که شاید اینجوری بهتر باشه بری
منظورم اینه که هنوز باید ثابت کنی که دِوو زندهست
و الان میتونی به عنوان فلش اینو ثابت کنی
آره شاید
راجع به اون به کجا رسیدیم؟
میدونیم که هنوز باید 4 ابرانسان پیدا کنیم
و اینکه دِوو قدرت کیلگور،
هزارد، بلک بیسون، برین استورم و دوارف استار رو جذب کرده
فالاوت پیش تریسیـه
ولی ویپر گم شده
پس حتماً دِوو اون داره
خب پس فقط رالف میمونه
رالف پیش ما جاش امنه
ولی اون 4 ابرانسان دیگه نه
دِوو قطعاً اونها رو میکُشه و قدرتشون رو میگیره
ولی چرا قدرتهای اونها رو لازم داره؟
نمیفهمم آخرش قراره به کجا برسه
نمیدونم
فقط میدونم که 4 ابرانسان باقی مونده، کلید حل مسئله هستند
برای همین باید پیداشون کنیم
و همین کارو هم میکنیم
شماها کجا بودید؟
یکم دور از خونه بودیم
جایی که بهش میگن انبار اتوبوس رانی
ولی من به سیسکو یک حقه قدیمی نشون دادم
که از معلمم کلومبو یاد گرفته بودم
جعبهی اشیا گمشده اتوبوس 405
یک سوال از حضار دارم، من چجوری
تو رفاقت با رالف گیر کردم؟
این بهترین راه برای حفظ امنیت رالفه، سیسکو
آره، این بهترین راه برای حفظ امنیت رالفه، سیسکو
خب شما قطعاً قرار نیست
تو آپارتمانی بمونید که چراغهاش علامت آبجو هستند
و سینک آشپزخونه توش به عنوان دوش استفاده میشه
رالف من خیلی دوستت دارم
ولی تو روی کاناپه میخوابی
کاناپه زیادم بد نیست
وقتی خیس باشه، بده
چرا خیس بوده؟
من موقع خواب خیلی عرق میکنم
کثیف
هی، محافظم
دنبال این میگشتم
محافظ
خیلی خب، منظورت رو فهمیدم
البته نیازی نبود بگی
شیفت بعدی من میرم
تو مرد خوبی هستی بری الن
واقعاً؟ کی دیگه سی دی گوش میده؟
یک نوازنده که میخواد استراحت کنه
ایزی بوون
کانتری
موسیقیاش مثل یک پسرخوندهی کر میمونه
خیلی خب، کسی تو اتوبوس نبود
که ویولن داشته باشه؟
یکی بود که
پشت من نشسته بود و کلاه گذاشته بود سرش. شاید خودش باشه
پسر مطمئنم که یه راه واسه فهمیدنش داریم
ایزی بوون
ایزی، میکروفون رو تست میکنی؟
چک یک، چک، چک، یک، دو
خیلی خب، اولاً که زنه و مرد نیست
و داره تو باستد سالون اجزا میکنه
خیلی خب. رالف بزن بریم
امکان نداره. من از موسیقی کانتری متنفرم
خب، سیستم رفاقتیه دیگه. نوبت منه
یالا چون اصرار کردیا
کارش خوبه
داره بهتر میشه ولی هنوز کامل نیست
پس اصلاً تحت تاثیرش قرار نگرفتی؟
حالت فعلی صورتم
شاید خوشحال تر از صورت قبلی به نظر برسه
ولی بهت اطمینان میدم این چهرهی مردی نیست
که از خوبی یک اجرا به وجد اومده باشه
کلیفورد! کلیفورد!
این بدن داره خیلی خوب تخریب میشه
مادهی سیاه اضافیای که
از هر کدوم از قدرتهات گرفتی، داره میزبان رو نابود میکنه
از این بدن خیلی انرژی میگیره
پس باید وارد جسم بعدی بشم
ولی خودت گفتی که ایزی بوون آماده نیست
و باید یکی دیگه رو پیدا کنیم
وقت نداریم
باید الان عمل کنیم
شاید همین الانم دیر باشه
ایزی بوون؟
خودمم
اسم من بری النـه
من از سازمان مرکزی...
اسم یک لیبلـه؟
شاید روی یک کرهی دیگه
خیلی خب، امضا میخواید
یا شماره یا چیز دیگه؟
نه، نه. همچین چیزهایی نمیخوایم
خیلی خب
خب اگه کاری نیست و تشکر هم نیست
پس موضوع دیگهای برای صحبت نمیمونه
درسته؟
- هفته دیگه هم اینکارو بکن. - ممنون
کارت عالی بود
خیلی خب من متاسفم. بزار برات توضیح بدم
یک آدم خیلی باهوش و خطرناک
داره میاد سراغت
سراغ من؟
آره
باشه ولی چرا باید یک آدم
خیلی خطرناک بیاد سراغ من؟
چون تو قدرتهایی داری
4 ماه پیش
تو سوار اتوبوس 405 سنترال سیتی شدی
اتوبوس پر از مادهی سیاه شد
و همهی افراد داخل ابرانسان شدن
حالا کسی که مسئول این اتفاقه
میخواد که اون قدرتها رو پس بگیره
خیلی خب و بزارید حدس بزنم
شماها میخواید از من محافظت کنید
همچین چیزی
ببین، بعداً میتونیم بیشتر توضیح بدیم
ولی الان فقط باید با ما بیای
اوه نه، نیازی نیست
پدرم ولم کرده. مامانم هم بعدش ولم کرد
کل زندگی خودم از خودم مراقبت کردم
این دفعه متفاوته
این دفعه نمیتونی. لطفاً
باید بریم
من با شماها هیچ جا نمیام
فکر کنم لازمه تجدید نظر کنی
فکر تو اصلاً برام مهم نیست
فکر کنم الان میدونیم قدرتش چیه
- چی؟ - چی؟
- آره! - آره
شما 2 تا خیلی خوش شانسید
بری گوش تو تقریباً خوب شده
و دیبنی گوش تو هم کشیده شده
خب هنوز خوب نمیشنوم
به عنوان یک نعمت بهش نگاه کن
سعی کن کمتر به ویولن گوش بدی
یک ساعت مهلت بده. خودش خوب میشه
پس ایزی بوون میتونه موسیقی رو کنترل کنه
بیشتر میتونه امواج صوتی رو کنترل کنه
ساندویو. اسم خوبیه
خوبی میشد اگه قبلش اسم یک تبدیل شونده نبود
خیلی خب، انگار میلیاردها گلولهی ریز
- از این رد شدن. - دقیقاً
صدا تشکیل شده از میلیاردها مولکول گازی کوچیکه
که به هم متصل شدن
پس اگه بتونی انرژی جنبشی رو ذخیره و بزرگنمایی کنی،
- میتونی... - گلولههای مولکولی تشکیل بدی
خیلی خب، باید بگردیم
اگه نتونیم زود پیداش کنیم،
ممکنه دِوو اونو پیدا کنه
حرف از تعقیب آدمها شد،
هری از زمین دوم کجاست؟
بازپرس سسیل هورتون
هری هی
کِی برگشتی زمین؟
تازه برگشتم
خواستم اول خودم رو یکم سر حال کنم
من و تو جفتمون میخوایم پسر
- خیلی خب، مکالمهی خوبی بود. - آره
راستش میدونی من فکر کنم
افراد باردار نباید کافئین مصرف کنن
آره، دکتر گفته یک فنجون تو روز مشکلی نداره
و خدا میدونه چقدر بهش نیاز دارم
بیشتر از اون چیزی که فکر میکنی بهش نیاز دارم
واضحه. حتماً خسته کننده بوده
همینطوره. اون پسر کل شب منو بیدار نگه میداره
پسره؟ من فکر کردم
الن گفت که دختر بارداری
آره منظورم بچه نیست
جو رو میگم
جو منو بیدار نگه میداره
نه هری، بیا اینجا
قابلیت جدیدم برای شنیدم افکار بقیه
- فهمیدم، من فکر کردم... - آره، من تمام افکار جو رو
میشنوم... موقع خواب هم صداش میاد
- تمام طول شب. - رویاهاش رو میشنوی
آره و خیلی مسخره و سریعه
و خیلی هم بلند
انگار دارم وسط یک فیلم اکشن زندگی میکنم هری
من با تمام وجود جو وست رو دوست دارم
ولی دارم بهت میگم من نمیتونم...
من خیلی خستهام
دیگه نمیتونم تحمل کنم
آره خب خیلی بده بازپرس سسیل هورتون
- آره هیمنطوره. - خیلی خب
شاید من بتونم یک چیزی بسازم
که بتونه کمکت کنه
هری ممنون
ماهواره کل روز کار کرده
ولی هنوز موج صوتی غیر عادی رو پیدا نکرده
من شهر رو گشتم. نتونستم پیداش کنم
عزیزم کل شهر رو گشتی؟ آره
ببینید، باید قبل از دِوو پیداش کنیم
جونش در خطره
این هفته یک اجرای دیگه داره
بعید میدونم از شهر بره
دیبنی کاراگاه چجوری پیشنهاد میکنه پیداش کنیم؟
خب حالا که پرسیدی
بگم که، کسی وب سایتش رو چک کرده؟
"کسی وب سایتش رو چک کرده؟"
دیبز البته که وب سایتش رو چک کردیم
هیچ کس وب سایتش رو چک نکرده؟
- آیریس! - باشه، الان پیداش میکنم
دارم نگاه میکنم
بچهها اون هنوز تو شهره
"تازه اولین اجرای سینگل جدیدم رو داشتم
و نابغههای سالون ساندز رو خیلی دوست دارم."
خیلی خب رالف. بزن بریم
سیسکو شاید کمک وایب رو لازم داشته باشیم
برو بریم
یالا، بریم. عجله کنید
ایزی بوون باید با ما بیای
- فلش؟ - تو در خطری
میدونم، همه بهم همینو میگن
و تا وقتی که سرت بیاد هم قراره بشنوی
باید بهمون اعتماد کنی
ما بهت صدمه نمیزنیم ولی کسی رو میشناسیم که بهت صدمه میزنه
کی قراره بهم صدمه بزنه؟
من
شما همه اومدید که راجع به اون بهم هشدار بدید؟
دِوو
سلام فلش
تو ایزی رو تنها میزاری
میدونی واقعاً از برخوردهای قبلیمون
هیچی یاد نمیگیری، درسته؟
تو اونقدر باهوش نیستی که بتونی جلوم رو بگیری
و من الان اونو میخوام
این اتفاق نمیوفته
الان سه به یکیم نابغه
دوباره حساب کن وایب
سه در برابر شش
ولی بعید میدونم همهی قدرتهام لازمم بشه
تو از من دور شو!
تو به دِوو صدمه زدی
دِوو کدوم خریه؟
پس داری میگی که این جوجهی 3 فوتی
که میخواست منو بکشه، همون کلیفورد دِووـه؟
آره. 100 درصد مرده
دِوو روحش رو به
بدن سایر ابرانسانهایی
که توی اتوبوس بودن منتقل میکنه تا قدرتشون رو بگیره
صبر کن، این دختر کوچولو بدن منو میخواد؟
برای همین میخوایم ازت محافظت کنیم
دِوو تا الان اکثر هدفهاش رو گرفته
نه، امکان نداره. الان نه
من تازه قدرتم رو گرفتم
و الان بیشتر از همیشه
با موسیقیام ارتباط برقرار میکنم
قراره بقیه آهنگهای آلبوم جدیدم رو ضبط کنم
- قراره یک تور برگذار کنم... - ایزی، آلبوم میتونه به تعویق بیوفته
این تهدید جدیه
پیشرفت بزرگ منم جدیه
میدونی چقدر سخت برای رسیدن بهش تلاش کردم؟
من خونه رو ترک کردم
دوستهام و مردهای خوبی رو از دست دادم
و بیشتر از حد تصور شما بدبختی کشیدم
تا اینکه یک روزی بتونم به آرزوم برسم
و میخوای بهم بگی که اون روانی کوتوله
میخواد همهاش رو از بین ببره؟
برای همین ازت میخوایم که پیش ما تو آزمایشگاه استار بمونی
چرا؟
همتون میخواید ازم محافظت کنید؟
میخوایم بهت تعلیم بدیم
- میخوایم؟ - میخوایم؟
بچهها قدرت اون دِوو رو ضعیف کرد
ایزی، تو بهترین فرصت ما برای متوقف کردن دِوو هستی
نه، نه... این خیلی زیادیه
من حتی شما رو نمیشناسم
ما برای این کارها وقت نداریم
فلش!
تو همون یارو قبلی هستی
آره بری الن
تو هم همینطور مگه نه؟
آره. رالف
رالف دیبنی
من سیسکو هستم. سیسکو رامون
- از دیدنت خوشحالم. - خیلی خب ممنون
ببینید، من... تعلیم نیاز ندارم
مخصوصاً از طرف شماها
من فقط زندگیم رو میخوام
نمیدونم بچهها
حس میکنم اگه دنبالش تو راهرو برم
و بهش بگم: "هی، ببین"
و حرفهای انگیزشی بزنم،
میتونم متقاعدش کنم بمونه
پس چرا هنوز اینجایی؟
ببخشید، فکر نمیکردم که بخواید
من برای همچین چیزی دخالت کنم
- نه، برو! - باشه
اگه جای تو بودم مراقب میبودم
بعضی اوقات رباتهای کشنده از اونجا میان بیرون
بزن به چاک استرچ
من با موجوداتی که
لباس بنفش میپوشن تو راهروهای تاریک حرف نمیزنم
بیشتر... ارغوانیِ سیره
و من... موجود نیستم
ببین ایزی، من میدونم چه حسی داره
اون روزی که قدرتت رو گرفتی،
من هم تو همون اتوبوس بودم
پس اونزنیکه ایکبیری، میخواد من رو هم بکشه
بیخیال
فکر کن یادم باشه تو اتوبوس بودی
راستش اون موقع یکم درشت بودم
یک رژیم خاص از عرق، دونات و تاسف داشتم
ولی به خودم یک فرصت دیگه دادم
و حسابی به خودم فشار آوردم
و الان جذابترین ابرقهرمان شهرم
بیخیال
زندگی من هیچ وقت بهتر نبوده
درست مثل زندگی تو
آره ولی نمیترسی که از دستش بدی؟
چرا میترسم
برای همین عضوی از این تیمم
گفتی خانوادهات ترکت کردند،
پس متوجه میشم چرا نمیخوای به کسی اعتماد کنی
که ازت مراقبت کنه ایزی ولی
بزار بهت بگم که این آدمهای عجیب غریب
ترکت نمیکنن
اونها برای من مثل رفیق شدن
و اگه بمونی، ازت محافظت میکنن
بهت قول میدم
خب؟ کی قراره رفیق من بشه پس؟
شاید مجبور شم یک کارهایی بکنم
ولی باید ببینم که میتونم یا نه
قدرت صوتی سوژهی نهم
تخریب ارگانها درونی رو سرعت بخشیده
اون به فلوتر دهلیزی من آسیب زده
و باعث کند شدن تپش قلبم شده
این بدن در هر حال خالی شده
تلاش برای کاهش دادن سرعتش اتلاف وقته
من برای فهمیدن مشکل باید این بررسیها رو کامل کنم
پس باید اینو جوری میساختی که سریعتر کار کنه
من دارم تمام تلاشم رو میکنم
ولی دقیقاً به نتیجهی برعکس رسیدی!
نمیتونسم وایسم و ببینم که صدمه دیدی
نقشهات داشت شکست میخورد
امکان داره که انتقالهای پیاپی
روی ذهنت تاثیر گذاشته باشه؟
ذهن من هیچ مشکلی نداره
دفعه بعد آرامشم رو حفظ میکنم
ایزی، این کمک میکنه روی قدرتت تمرکز کنی
خب، زیاد تو مبارزه به کمکت نمیاد
مگر اینکه طرف حسابت شیطان باشه
به چشم یه اسلحه بهش نگاه نکن
کاری رو انجام بده که همیشه رویاش رو داشتی
موسیقی خودت رو بساز
تو هدف جدیدم تویی، استرچ؟
آره، چون من به این راحتیها نمیشکنم
بیخیال
تو مثل یه ترکه چوبی
بازپرس سسیل هورتون
به نظر خسته میای
آره، چون واقعا خستهام
این وسیله کار نمیکنه
کار میکنه چون من ساختمش
و این وسیلهای که ناچارن رو سرت میذاری..
قراره یه کاهندهی فعالیت مغزی باشه
که چهارکیلوگرم دستگاه بر روی سرت قرار میگیره
که با جنس فولاد سومانی جلوی خوندن فکر مردم رو میگیره
دستم درد نکنه
آره، مشکل همینه
اون دستگاه چهار کیلوئه
خب؟
اوه... خیلی خب
خب؟
نمیتونم اینجوری بخوابم، هری
این به نظرت راحته؟
گمونم زمانی که داشتم..
از باسنم فناوری درمیاوردم..
تا در مورد مشکلت کمکت کنم
یادم رفت جوری درستش کنم که برات راحت باشه
شوخی میکنی باهام که میگی راحت باشه؟
میدونی دیگه چی رو فراموش کردم؟
فکر کنم وقتی داشتم..
یه حرکت مبترکانه و فرای تکنولوژی..
در مورد نظریهی ارتعاش مغزی میکردم..
که از قدیم روش کار میکردم، به این موضوع فکر نکرده بودم
بس کن! بس کن!
بذارش زمین
هری؟
بذارش زمین
خیلی خب، فقط...
معلومه چه مرگته؟
ناامید شدم
- ناامید شدی؟ - آره
بعد شروع میکنی سر من داد میزنی و همه چی رو پرت میکنی؟
انگار هر فکر وحشتناکی که به ذهنت میرسه..
کاملا بدون فیلتر از دهنت بیرون میاد
من حتی نمیفهمم...
این رفتار از جانب تو عادیه؟
بعضی اوقات رفتارم اینجوریه
خیلی خب، چون اگه بخوام یه مرد گنده..
مثل یه بچه جیغ بزنه..
میرم خونه و به خوابهای مضطربانهی جو گوش میدم
که توی کلاس ریاضی لخت ظاهر میشه
فقط..
وسیلهت رو بگیر، هری
- بعدا میبینمت - سنگینه
"شش ساعت بعد"
خطا زدی، دوباره
خب، چه انتظاری داری، رالف؟
تمام طول روز داشتم اینکارو میکردم
برم یه آبی بخورم
شاید بهتره تمرین رو تموم کنیم
هنوز نه
اون به سختی تونسته دوباره به رالف شلیک کنه
اون به زمان بیشتری نیاز داره، بری
اون تونست جلوی دوو از خودش دفاع کنه
دقیقا از روی غریزه
شانس تازهکارها؟
ببین ماهها زمان برد تا رالف رو تعلیم بدیم
ما چند ماه وقت نداریم
ببین، این فرصتیه که یه بار از دوو جلو بیفتیم
اگه دوو دوباره پیداش بشه
باید آماده باشیم
خیلی خب، رالف از اینجاش با من
ممنون، بری اما ما خودمون..
- اینجا ردیفش میکنیم - باید بهش فشار بیارم، رالف
خیلی خب، لیزی میخوام ببینم..
میتونی اهداف متحرک رو بزنی
- باشه - آمادهای؟
خوبه
یه کم تعدادش رو بیشتر میکنم
بری!
مسافران اتوبوس فراانسانی
حال ایزی چطوره؟
فقط یه چند تا بخیه میخواد
اما حالش خوب میشه
رالف از کنارش جنب نمیخوره
فکر میکنم واقعا ازش خوشش اومده
رالف نباید سر به سرش بذاره
اون باید متمرکز بمونه
ایزی ممکنه ستیزه جو به نظر بیاد..
اما اولین روز تمرینشه، اونم با قدرتی که به تازگی به دست آورده
میدونم
بری، فکر نمیکنی یه کم داری بهش سخت میگیری؟
نه، دارم سعی میکنم بهش یاد بدم چطور از خودش محافظت کنه
نه، به نظر میاد سعی داری
به یه قهرمان بدلش کنی
این نمیتونه مسیر همه باشه، بری
چون ایزی فقط سعی داره زنده بمونه
خب اگه بهش فشار نیارم، نمیتونه
فکر میکنی این تنها راه جنگیدن با دووئه؟
موضوع فقط این نیست
آیریس، تو توی آیرون هایتز نبودی
من از نزدیک دیدم که دوو با بکی چیکار کرد
که با همهشون چیکار کرد. اونا..
و من نمیتونستم هیچکاری کنم..
جز اینکه وایسم و نظارهگرش باشم
دوو بیرحمه
اون تا وقتی که قدرت و زندگی اونو نگیره، پا پس نمیکشه
اون به ایزی اسون نمیگیره، پس منم نمیگیرم
متاسفم که مجبور بودی تجربهش کنی
اما بری، ما نمیتونیم مثل دوو بیرحم باشیم
اون میخواد هر کسی و هر چیزی رو قربانی کنه
فقط دفعهی بعدی که خواستی بهش خیلی فشار بیاری، اینو یادت باشه
باشه؟
بین همه تو یه نفر میدونی که قهرمانها یه شبه ساخته نمیشن
جو خونه نیست
خب، با جو کار ندارم
بعد از آخرین گفت و گوی ما یه جورایی فکر میکردم..
که دیگه نخوای باهام صحبت کنی
میدونی که میتونم فکرت رو بخونم، درسته؟
درسته
نه، هری. دیگه سرت داد نمیزنم
- فقط... - خیلی خب، خوبه
بیا
- همینه.. - کاهندهی فعالیت مغزی
ببخشید، ورژن 2.0
فقط باید بچسبونیش به نوک پیشونیت
اینجوری جلوی ورود افکار وست رو میگیره
ببین، متاسفم که..
میدونی، اخیرا نه تونستم جلوی دوو رو بگیرم
و نه نتونستم جلوی تنفر دخترم جسی نسبت به خودم رو بگیرم
و به نظر نمیتونم جلوی عصبانیتم رو..
وقتی با یه نفر همسن خودم میخوام دوستانه رفتار کنم رو بگیرم
گفتی دوستانه رفتار کردن؟
میخواستی اینکارو کنی؟
میخواستی با من دوستانه رفتار کنی؟
اّره، از طریق رابطهی غیرمستقیم
من برای وست احترام قائلم، وست برای تو و اینطور..
هری، این حرف خیلی قشنگی بود
ممنون
خیلی خب، بیا حرف بزنیم
کی؟
- همین الآن - باشه
خیلی خب
- من زیاد.. - بیخیال، هری
باشه
میخوای در مورد چی حرف بزنیم؟
خیلی خب، من شروع میکنم
میخوای بهم بگی این وسیله چطوری کار میکنه؟
یه جورایی باعث میشه راه امواج مغزی جو به مغزم بسته بشه؟
یا جلوی ذهن من رو از خوندن امواج میگیره؟
بیشتر فعالیت مغز خودت رو منقطع میکنه
اما فکر میکنم اگه جهتش رو عوض کنی، برعکس عمل کنه
وای، خیلی جالبه
- همچنین.. - آره
هری، باید همینکارو کنی
- درسته - همین الآن
- خیلی خب، مکالمهی خوبی بود - آره
خیلی خب
فکر کنم دیگه ردیفه
ولی ممکنه به مقدار جاش بمونه
زحم اولم نخواهد بود، دُکی
احتمالا آخریش هم نخواهد بود
اگه من کاری از دستم بربیاد، احتمال آخریشه
چرا تو باید کاری از دستت بربیاد؟
من میرم
چیکار میکنی؟
از نظر من، اینجا بیشتر از جنگیدن با دوو...
آسیب میبینم
پپس دیگه یه ثانیه هم وقتمو برای تمرین تلف نمیکنم
خیلی خب، این ایدهی خیلی بدیه
من یه بار به دوو آسیب زدم
تنهایی، بدون شما
میتونم دوباره انجامش بدم
ایری، تنها راه اینکه در امان باشی..
اینه که پیش ما بمونی
این سیستم رفاقته، مگه نه؟
تو رفیق من نیستی، رالف
هی، هی، هی، هی!
اینکارو نکن
شرمنده، رالفی
اولش، من تو فکر یه کاهندهی فعالیت ذهنی
برای منقطع کردن امواج ورودی ذهن بودم
با بازپرس سسیل هورتون حرف زدم..
و این ایده به ذهنمون رسید که با تغییر جهت این دستگاه میتونیم..
امواج خروجی ذهن رو هم کنترل کنیم
پس ما..
میتونیم ازش علیه دوو استفاده کنیم
میتونیم ازش علیه دوو استفاده کنیم
محشره
من که حسابی پایهم
به جز اینکه.. کاهندهی فعالیت ذهنی؟
رامون، این اسم خوب نیست
به خاطر همین.. درام رول رو بیارید..
تصمیم گرفتم اسمش رو "بازدارندهی فکری" بذارم
اینجا بود که ایدهی ساختن بازدارندهی فکری..
برای مقابله علیه دوو به ذهنمون اومد
چیه؟ شماها چیکار میکنید؟
چرا قیافههاتون اینجوری شده؟
وقتی ساواتار به آزمایشگاه استار اومد
گفت ما یه دستگاهی میسازیم که ازش علیه دوو استفاده میکنیم..
اونم گفت، بازدارندهی فکری
ایکاش قبل از اینکه برای پیدا کردن یه اسم دیگه اینقدر زمان بذارم..
اینو میدونستم
اسم گذاشتن کار سختیه
پس میتونیم از این علیه دوو استفاده کنیم
تا جلوی انتقال ضمیرش..
- به بدنهای جدید رو بگیریم - دقیقا
چطور کار میکنه؟
فقط باید بچسبونیش روی پیشونیش
خودش فعال میشه. به همین راحتی
یه چند تا اصلاحات روش انجام میدم و آمادهی استفاده میشه
خیلی خب
خیلی خب، وقتی کار بری تموم شد میرم سراغ دوو
ما قدرت ایزی و بازدارندهی فکری رو داریم
یعنی هر چی برای توقف دوو لازم داریم، همراهمونه
به جز اینکه اینطور نیست
ایزی رفته
چی؟ چی شد؟
چی بهش گفتی؟
- من؟ - آره
اون تازه کار بود و تو از اینجا زدهش کردی
اون متقاعد شده که تنهایی میتونه علیه دوو بایسته
میخواد همینکارو کنه
انقدر بهش فشار آورد
که از در رفت بیرون، پسر
خیلی خب، این منصفانه نیست
نه، حق با اونه
من اینکارو کردم، خیلی بهش فشار آوردم
تقصیر منه که اون بیرونه
اما اگه دوو قبل از ما دستش بهش برسه
نباید این اتفاق بیفته
سیسکو، باید از قدرتت استفاده کنی تا پیداش کنیم
اونو بدش من
هی، مو بلوند!
دردسر میخوای؟ من اینجام
خب!
ببین کی تصمیم گرفته صورت متاسفش رو نشون بده
کسی از دزدکی نگاه کردن خوشش نمیاد
خدافظ، آقای رامون
سیسکو، حالت خوبه؟ صدامو میشنوی؟
اون تو منطقهی انبارهاست
دوو اونجاست
من نمیتونم با شما بیام
باید مراقب سیسکو باشم
خیلی خب، رالف فقط من و توئیم
یالا
باریکلا، خانم بوون
بین تمام موردهام..
تو تنها کسی بودی که تونستی
در برابر من دفاع موفقی داشته باشی
عزیزم، زیادی حرف میزنی
یه مقدار بدشانسی، اونم تو چنین شرایطی
چه بد
تو ویولونیست خوبی هستی
اگه آقای رامون میخواست برات اسم بذاره، میذاشت ویولونیست
زدی ترکوندیش
رالف؟ اومدی دنبالم
همهمون اومدیم
هی، رالف. من دوو رو سرگرم میکنم
تو بازدارنده رو وصل کن
سلام، آقای الن
دوو، تو اونو به دست نمیاری
فلش!
دامنیک بیچاره
بیچاره نمیدونست جدا از اینکه میتونه ذهنها رو بخونه، میتونه روشون اثر بذاره
الآن بهت فهموندم که آنوریسم مغزی چه شکلیه
از اینجا برو
گندت بزنن!
ممنون، آقای راندین
این بهت یاد میده سر به سر یه دختر خوانندهی کانتری نذاری
کاهندهی فکری متصل شد
کار میکنه؟
داره کار میکنه
آقای دیکون شماس، چطوری گذاشتش؟
آره
منو کیلگور صدا کن
سوء رفتار دستگاه
چی شده؟
بازدارنده رو هک کرد؟
نه، نه، نه، غیر ممکنه
یه میکرو چیپ غیرقابل وروده
که جلوی نفوذ هر چیزی رو میگیره
میتونم سیگنالهای رادیوییت رو بشنوم، آقای ولز
یه بار بهم گفتی اونقدرام که فکر میکنم، باهوش نیستم
دوباره اشتباه کردی
ایزی!
- رالف؟ - هی!
از اونجا بیارش بیرون!
رالف، نمیتونیم
بیارش بیرون!
نمیتونیم
ایزی، فقط منو نگاه کن
ایزی!
فقط به من نگاه کن!
خیلی بهتر شد
لطفا آقای رامون رو در جریان قرار بدید که با اینکه...
به تمام شش قدرتم نیازی ندارم
الآن قدرت هفتمی هم دارم
گمونم این آخر هفته یه مقدار مشغول همسرم باشم..
رالفی
نه
- حال رالف چطوره؟ - تعریفی نداره
نباید این اتفاق میافتاد
دوو نباید قسر در میرفت
آره خب، ولی در رفت
- به خاطر من - ما همهمون سعی کردیم از ایزی محافظت کنیم
من بازدارنده رو ساختم، اسنو
اگه نتونسته کار کنه، تقصیر منه
و حتی نمیدونم چرا
شاید ریزاحتراقهای شالوده رو دست بالا گرفته بودم..
شاید مقدار زمان بین محل اتصال..
سالکها رو دست کم گرفته بودم یا...
شاید اصلا دستگاه مشکلی نداشته
دوستان، ساویتار گفت که ما...
از بازدارندهی فکری علیه دوو استفاده میکنیم
آره، اما نگفت که جواب میده
آره، خب، جواب نداد
چون..
من اونقدری باهوش نبودم که کاری کنم جواب بده
هری!
- کجا میری؟ - بیرون
بچهها، باید دوباره دوو رو پیدا کنیم چطور؟
سیسکو با الهام دوو رو ردیابی کرد..
و تا نزدیک مرگ رفت
در واقع...
ممکنه یه راه دیگه برای پیدا کردنش داشته باشیم
اینو نگاه کنید
فضا. آخرین خط فاصل
الآن میبینیدش..
الآن نمیبینید
وقتی دوو غیب میشه..
دقیقا همینطوریه
این علائم انحرافی جابجایی یک نفر..
به بعد کوچکه
یه نفر میتونه توضیح بده اینی که گفت یعنی چی؟
انیشتین این فرضیه رو تصدیق کرده که از نظر علمی..
ممکنه که یه جای خاص در فضا زمان..
بین چهار بعدی که ما اصولا میشناسیم، وجود داشته باشه
خب این کمکی نکرد
این..
یه بعد دیگهست
بعدی که از هر جای جهان میتونی واردش بشی یا ازش خارج بشی
مثل همون موقع که دوو من رو توی کوچه گیر انداخت..
اما بعدش منو یه دفعه برد شمال شهر
داری میگی که دوو توی یه بعد کوچک رفت و آمد میکنه؟
سیسکو، این عالیه
میتونیم پیداش کنیم؟
هنوز دارم روش کار میکنم
خیلی خب، سریعتر کار کن
فقط نهایت تلاشت رو کن، خب؟ باید پیداش کنیم
- خیلی خب - من میرم به رالف یه سر بزنم
خیلی خب
حق با تو بود
برای اینکه دوو رو گیر بیارم و زندگیمون رو به حالت عادی برگردونم..
نمیتونم عجله کنم
برای یه اسپیدستر کار سختیه
مخصوصا یه اسپیدستر بیکار
نگران نباش. یه کاری برات پیدا میکنیم
و تا اون موقع؟
میتونی با بوسیدنت زنت شروع کنی
یه نفر به نظر مشغوله
آره، یه مقداری کار دارم
چرا تو یه...
خیلی خب
- هری - بله؟
- میخواستم ازت تشکر کنم - برای چی؟
نسخهی دوم کاهندهی فعالیت ذهنیت عالی کار کرده
راحت شدم
اگه بتونی یه کاری هم برای..
این تورم بارداریم کنی هم..
فکر میکنم مسئلهای عادیه
مصرف آبت رو بالا ببر
وقتی میشینی پاهاتو روی هم ننداز
- باشه - خیلی خب
ممنون بابت اطلاعاتت
کمترین کاریه که بعد از...
خشم. با خشمم مشکل دارم
به نظر وقتی اشتباه میکنم، بدجور عود میکنه
انسان بودن سخته
خب، انسانها گونهی مکاری هستن
به هر حال، معذرت میخوام
معذرت خواهیت پذیرفته شد
تو فقط به یه نفر نیاز داشتی تا باهاش صحبت کنی
آره، خب من..
وقتی داری ذهنم رو میخونی اینکارو میکنی؟
داری ذهنم رو میخونی، درسته؟
شاید. آره، آره، دارم میخونم
باید بهش زنگ بزنی، هری
جسی روی یه سیارهی دیگهست، بازپرس سسیل هورتون
اما این مشکل همینجوری که حل نمیشه
اگه اون..
اگه اون نیاد چی؟
تا وقتی دعوتش نکنی، نمیفهمی
زیبا بود
يه تغییر خوشآیند از یه خوراک فعلی فرعی
این بدن به شرایط قبلی برگردوندمون
نقشهمون اومد روی برنامه
همینطوره
فقط چند تا فراانسان اتوبوس موندن که باید پیداشون کنیم
هی، پسر
میخوای برگردم اگه..
نه، مشکلی نداره
ببین...
اگه میخوای یه مدت از تیم به دور باشی، درک میکنم
از دست دادن یه نفر جلوی چشمت..
مخصوصا کسی که برات اهمیت داره
ایزی خیلی خاص بود
همینطوره
اما.. اما الآن...
دوو هنوز اون بیرونه
و تا اون موقعی که این تهدید از بین بره...
باید از این سیستم رفاقت استفاده کنیم
فکرش رو میکردم اینو بگی، الن
به همین خاطر اینو برات گرفتم
بری الن کارگاه خصوصی
ازم میخوای همکارت بشم؟
هی، بیخیال
داداشت نیازی به همکار نداره
اما...
میدونم اخراج شدن از پلیس سنترال سیتی چطوریه...
اونم وقتی که کاری خلاف قانون انجام ندادی
تو دقیقا کاری خلاف قانون انجام دادی
و یادمه بعد از اینکه کارم رو از دست دادم
حس کردم بخشی از هویتم رو از دست دادم
و حالا تو باید با این مشکل سر و کله بزنی
پس دفعهی بعدی که رفتیم سر صحنهی جرم..
و یه نفر ازت پرسید برای چه کسی کار میکنی
لازم نیست به تته پته بیفتی
تو ازم خوشت میاد
واقعا ازم خوشت میاد
زیاد احساساتی نشو، تازهکار
من و تو باید طاقت بیاریم..
و مقابله کنیم
درست همون چیزی که ایزی میخواست
درسته
هنوز سه نفر اون بیرون هستن که به کمکمون نیاز دارن..
و باید قبل از دوو پیداشون کنیم
و بعد از اینکه انجامش دادیم..
کار دوو رو تموم میکنم
مترجمین : نیـــما و کیـــارش Dark Assassin & Ki@rash
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.