Afrikaans
Akan
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com
.بری. بری. بری پاشو، رفیق
فیوس؟ - !هـی -
چند دقیقهست داری من رو وقتی خوابـم نگاه میکنی؟
پول کار راچستر پرداخت شد
.یه آدم بد کمتر توی دنیاست کارت عالی بود
طبق معمول، بری
اوه... اون توی جاش بود پس دقیقاً اسمـش کار نبود
چرا دو روز طول کشید؟
داشتم دیدهوری میکردم - اوه -
تا کثیفکاری نشه
یا
«توی یه اتاق هتل در «سو فالز در ماه گذشته یا قبل از اون
در «سنت پائول» دراز کشیده بودی؟
،ببین، این مخارج اضافه خیلی زیاد میشن، بری
باشه - !بسیارخب -
...اه، خدا. نگرانـتم، رفیق. این
بدبخت مثل بری قدیمی میمونه
قبل از اینکه هدفی داشت
نه، نه، فقط فکر میکنم دارم از پا درمیام
میدونی، شاید به یه استراحتی نیاز دارم
هـی، میدونی من چی فکر میکنم؟ - چی؟ -
بهنظر من باید یه تکونی به اوضاع بدیم
میدونی، پس بهجای استراحت توی
یه محلهی داغون دیگه در یه عندونی زنگاری زندانوار
نظرت در مورد یه سفر کوچولو به لسآنجلس آفتابی چیه؟
اومدی اینجا که یه مأموریت بهم بدی؟ - مافیای چچن. بیا اینجا -
یه یارو به اسم قران پزار
به یه غریبه نیاز داره که به یه کار خجالتآور رسیدگی کنه
!پول خیلی خوبی توشه
ما رو خیلی به جایی که نیاز داریم تا یه روزی بازنشسته بشیم، نزدیکتر میکنه
چیه، بهنظرت زمانـش کِیـه؟
.پرواز لسآنجلس چهار ساعت دیگه بلند میشه یه ماشین توی
فرودگاه انتاریو میذارم منتظرت باشه - ،ولی انتاریو -
وایسا. از اونجا یه دو ساعتی رانندگی نداره؟ - نمیتونی که، میدونی -
.پرواز کنی به فرودگاه بینالمللی لسآنجلس باید ردّمون رو بپوشونیم، درسته؟
چرا، چون ارزونتره یا...؟ - !چون هوشمندانهتره، بری -
چقدر ارزونتر بود؟
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
هـی، بری، فیوسـم، احتمالاً هنوز سوار هواپیمائی
ولی به کالیفرنیا خوش اومدی، رفیق
هـی، آدمـم گفت که ماشین رو
گذاشته توی محوطهی 408
بهش گفتم تو بهترین آدم منی پس باید بهت برسه
،گفت ماشینه حرف نداره پس، ازش لذت ببر، رفیق
،وقتی با قران دیدار کردی نترس خودت رو نشون بدی
اون توزیعکنندهی مشروب در «کنت» رو یادته که با چاقو زدی توی تخمهاش؟
فکر کنم قران از اون آدمایی باشه که چنین چیزی از نظرش مسحورکننده باشه
پس سر صحبت رو باهاش باز کن ،و آگاهـش کن که، میدونی
...تا اونجا پیش میری - !عوضی... عوضی وامونده -
!هـی، پسر، تو باید بری باشی من نوهو هنکـم
پرواز خوبی داشتی، نه؟
،گرسنهای؟ منظورم اینه ساندویچ دراز میخوای؟
،اگه تشنهای، آبمیوه داریم پانچ هاواییای یا شاید آبجویی چیزی
،پس، بیرون صحبت میکنیم اگه مشکلی نداشته باشه
دخترش چندتا از دوستهاش رو دعوت کرده اینجا. هان؟
دارن جسیشون رو تماشا میکنن
ما مدت زیادی نیست توی لسآنجلسـیم
...ولی پیشرفت زیادی کردیم
،لنگرگاهها، سرقت هویت، شیشه فروشگاههای 99 سنتی
اوضاع کار خوب بوده
،اخیراً، مسائل شخصی پدیدار شد
،که باید از کسبوکار جدا بمونه
واسه همین با تو تماس گرفتیم
این رایان مدیسونـه
یه مربی تربیت بدنی در «سیلور لیک»ـه
با همسر قران، اکسانا کار میکنه
الان چند وقتیـه با همدیگه تمرین میکنن
چند وقته بهنظرت؟ یک، دو، سه، دو؟ دو سه ماهـه، آره؟ آره؟
،طی چند هفتهی گذشته این دورهها مداومتر شد
،قران از من خواست که دنبالـش کنم و من مطلع شدم
«که توی یه مهمانسرا در «استودیو سیتی با هم رابطه برقرار میکنن [ محلهای در لسآنجلس ]
،من یه دوربین ماتیکی، شبیه این توی اتاق جاسازی کردم
و این رو گرفتم
من چرا باید بخوام این رو ببینم؟
خاموشـش کن
!خاموشـش کن
...میخواستم یه تصویر کلی بهش بـ - !خودش متوجهـه -
قبلاً گفتی که
توی هتل با هم رابطه برقرار میکنن
مهمه - چرا فیلم رو نشون میدی؟ -
فقط واسه اینکه بهخاطر جاسازی دوربین تحت تأثیر قرارش بدی
!فیلم رو پاک کن - !باشه -
میخواید از بین بره؟ - !آره -
خوبه، خوبه - ...ما بهت پول میدیم -
.نه، به من پولی نمیدید فیوس به پول رسیدگی میکنه
من فقط اسم و آدرسـش رو لازم دارم و تا چند روز دیگه کارم تومه
خوب بهنظر میاد - بسیارخب، حالا روشهای زیادی وجود داره -
که میتونم اینکارو براتون انجام بدم
...یکیشون
اینه که با چاقو فرو کنم توی تخمهاش
این کاریه که یهبار انجام دادم
و با انجام دوبارهش، خیلی راحتـم
چی؟ - یا نه -
چرا؟ - فراموشـش کن -
آخه کی این رو میخواد؟
نمیتونی راحت بهش شلیک کنی؟ - چرا -
چون تیرخوردن خیلی دردناکه
تابحال تیر خوردی؟ ها، من خوردم
بدجوری دردناکه - هر روشی بهتر از اینه که - با چاقو فرو کنی توی تخمهای طرف
،بهش شلیک میکنم، بهش شلیک میکنم بهش شلیک میکنم
خیلیخب
...قران
بهنظرم بهش شلیک میکنه
!لوله خفهکن نداره. ممنون، فیوس
.کون لق تو هم کرده به من نگو خانم
!به من نگو خانم، عوضی وامونده
!ننهخراب! کون لق تو هم کرده
!به من نگو خانم !کون لق تو هم کرده
تو کی هستی؟ این بیرون چیکار میکنی؟
!تُف، دیالوگـم یادم رفت. لعنتی - !سلی، آمادهـته -
!تُف
!خیلی ممنون
...قوی
...داروهای قویای داری اینجا. پسر
مشکلـت چیه که به این داروها احتیاج داری؟
ننهخراب - چی؟ -
عوضی وامونده
تو چه خری هستی؟ فکر کردی چه خری هستی؟
خواهش میکنم خانم، چرا سعی نمیکنی
آروم باشی - !چرنده -
چرنده! مصنوعیـه، سلی
میدونم، درست قبل از اینکه شروع کنم حواسـم پرت شد
...بیرون داشتم - عذر میخوام! به یهورمـم نیست -
حتی بهونههات هم مصنوعیـه
اون بالائی، داری گند میزنی به صحنهی من، دخترک
چه پُخی میخوای؟
داروی تجویزشده رو - لیندا نه! تو -
...سلی رید کوچولو از جاپلین، میزوری
تو چی میخوای؟
که یه بازیگر باشم - !بازم -
باورت نمیکنم
تنها چیزیه که توی تمام دنیا میخواستم
اوه، واقعاً؟
با این تفاوت که فکر نمیکنی موفق بشی، مگه نه؟
منظورم اینه، این چیزیه که به من گفتی
اوه، آره
هفتهی پیش
بعد از کلاس من رو به صرف
،یه فنجون قهوه میبره بیرون
،شروع به گریهزاری میکنه آبدماغـش راه میوفته
:یهمرتبه برگشت گفت « من موفق نمیشم »
.دارم بهتون میگم من خجالتزده بودم رقتانگیز بود
.این یه آدمیـه که پولـش رو خرج میکنه هیچ استعدادی نداره
دختره اصلاً نباید توی این کلاس باشه
...نمیتونم باور کنم - !این منصفانه نیست، جین -
فکر نکن، فقط صحنه رو تموم کن
به من نگو خانم
.من میام اینجا. این چیزا رو میدم بهت ...تو بررسی میکنی
!من مریضـم
مریضی وجودم رو فرا گرفته اونوقت تو در مورد زندگیـم ازم میپرسی؟
مرگ رو توی بسترت دیدی؟ توی خونهات؟
اونوقت سؤالپیچ میشم؟
مشکلـم چیه؟ !بیا مال من رو بخور
!مشکلـم اینه
خجالت بکش
خجالت بکش
مال من رو بخور
پایان صحنه
میدونی که مجبور بودم اونکارو بکنم، درسته؟ میدونی که دوسِت دارم
بسیارخب. اون خاص بود
حالا، همونطور که سلی زیبا نشون داد
این کلاس در مورد همینه
زندگی! من میخوام درست روی این صحنه زندگی ایجاد بشه
منظورم اینه، ما اینجا بازی در یه آگهی تبلیغاتی تلویزیونی آموزش نمیدیم
به این خاطر نیومدید لسآنجلس، درسته؟
اینهمه راه از اونور کشور واسه اونکار نیومدید
این تئاتره
،حالا
.بیاید یه کف مرتب دیگه براش بزنیم اون لیاقت تمجدید رو داره
!هی، پسر جدیدی توی این کلاس؟
قبلاً ندیدمـت. من رایانـم
رایان مدیسون. گوش کن من قرار بود یه صحنه با
مت کندی انجام بدم، ولی اون یه کار سورساترسونی داره
کمکـم میکنی؟ - رایان، نوبت توئه -
کندی کو؟ - اینجا نیست -
ولی صحنه رو با این انجام میدم
.بگیر بشین، پسرجون یه اگرول بردار
ما اینجا همهچیز داریم، از جوء چشمناپاک گرفته تا وین دیواندو
یعنی قبل از اینکه بیای اینجا، چیزی خوردی؟ شیکمـت سیره، آره؟
نه، فکر نکنم
بهنظرم زیادی ترسیدی که بخوای چیزی بخوری
میدونی، تو اصلاً هنوز ننشستی
،توی اون تلویوزیونی که اونوره ،از موقعی که وارد اتاق شدی
یه زنه هست که ممههاش آویزونه
حالا. میدونم من خوشگلـم
ولی در حد دوجفت ممه خوشگل نیستم
چیزی که توی اون پاکتنامهست واسه آسودگی خاطر منه
.آسودگی خاطر من اونقدر میارزه نه یه پنی بیشتر، نه یه پنی کمتر
خالیه
پایان صحنه
تو کی هستی؟
بری
بری چی؟
برکمن - ،خب، بری برکمن -
تو الان از یه جلسه مستمع آزادبودنـت استفاده کردی
،اگه میخوای پنجشنبه اینجا باشی به نفعـته یه مونولوگ آماده کنی
فهمیدی؟
!عجب
خیلیخب، بعدی کیه؟
هـی! هـی، بری
هـی، فقط میخواستم بهت بگم که شرمنده اون بیرون پریدم بهت
نمیدونستم یه بازیگری
من بازیگر نیستم - واسه مونولوگـت چیکار میخوای بکنی؟ -
من صحنهی فیلم «نقطهی کور» رو انجام دادم
میدونی، همونی که سندی بولاک مزاحم تمرین فوتبال میشه
این تیم خانوادهـته، باید در مقابل اون افراد » « !ازشون محافظت کنی
اون رو یادته؟ یه اسکار براش برد
من مونولوگ نمیگم - چه مونولوگی برات خوبه؟ -
.بیا فکرمون رو بذاریم روی هم «چندنفرمون میخوایم بریم به «رزیجوالز
رزیجوالز» چیه؟»
اگه رابرت دووال از «بخششهای محبتآمیز» رو انجام میدادی چی؟
اوه، آره، آره، اونی که داره با دخترش کار میکنه. حتماً باید اون رو انجام بدی
«یا برد پیت از «فایت کلاب - اوه، من خیلی دوست... آره -
.برای من، مهمترین چیز صداقتـه مثلاً هر چیزی که بتونی درستیـت رو واردش کنی
وایسا، اون فیلم کوین اسپیسی اسمـش چی بود؟
میدونی، همونی که توش آدمبدهست
اوه، خدای من، مظنونین همیشگی - یارو هندیه... هندی -
.کی-پکس تازه به اینجا نقل مکان کردی، بری؟
آره، از کلیولند - !ها، خیلی خوبه -
به لسآنجلس خوش اومدی - اوه، شماها لسآنجلسی هستید؟ -
عملاً هیچکس لسآنجلسی نیست، بری - اوه، ولی من هستم -
اسنیک اهل فلوریداست - ایول به «تمساح»ها - جرمین اهل دنوره -
...و انتونیو که اینجاست، اون اهل - پورتو ریکو -
پورتو ریکوئه
آره، بتازگی واسه بازی در سیاِسآی انتخاب شد - حقیقت داره -
نقش یه جسد مُرده رو توی اون سریال بازی میکنم
دفعهی بعدی، نقش یه آدم زنده رو بازی میکنم
مطمئناً به استعداد ربط داره
ولی بیشتر، به علاقه بستگی داره
منظورم اینه، فکر میکنی مریل استریپ و کیلی کوکو
چون بهترین بودن، ستاره شدن؟
نه، بهخاطر اینه که بیشتر از بقیه میخواستنـش
ببین، همیشه یه میلیون دلیل وجود داره که کاری رو انجام ندی، بری
،ولی اگه میخوایـش
انجامـش بده
دوست من با یه مدیربرنامه ،در «استاندارد» قرار میذاره
پس، اگه توی متصدی باری ،تجربه داری، که دروغی میگی داری
میتونم یه کار اونجا برات جور کنم
اوه، من یه کار دارم
فروش
قطعات ماشین - !ها -
اه، خیلی خوبه - !متفاوته -
من کار ندارم - !اوه، خدای من -
.لیدیا رو ببینید تکوتنها اونجاست
بجنب، بریم برقصیم - خیلیخب -
اوه، من نمیرقصم - گُه میخوری! چرا، میرقصی -
میتونم تشخیص بدم میخوای برقصی
.خیلیخب، فشاری روت نیست میدونی کجا پیدام کنی
بری برکمن
بری برکمن. باید اون اسم رو تغییر بدی
من اسمم رو تغییر دادم
اسم واقعیـم ریچارد کریمفـه
.رایان مدیسون خیلی باحالتر بهنظر میاد بری برکمن، خیلی سادهست
به یه حسابداری چیزی میخوری
یه اسمی میخوای که مردم بتونن بهخاطر بسپرنـش
یه اسم هنری عالی برات دارم - چی؟ -
بری بلاک
بری بلاک؟
نمیگیرم
،آره، چون وقتی بهت نگاه میکنم بلاک میاد توی ذهنـم
...هـی، بری، هـی، هـی - بله؟ -
میتونی برسونیـش خونه؟ یه هفت باری بهخاطر رانندگی موقع مستی گرفتنـش
البته - شببخیر -
مشتاق شنیدن مونولوگـتم
!چی؟ بیخیال، باید بیای به این کلاس، داداش
فکر نکنم بتونم - ...اونقدرا سخت نیست. بیا -
.ببین، تمامـش توی کتاب هست این انجیل جدیدته
.آموزشهای جین، زندگی من رو تغییر داد ،پس، برو خونه
،مونولوگهای عالی رو گوگل کن ،یهدونه انتخاب کن
و منم کمکـت میکنم قبل از فردا آماده بشی
در رابطه با آزمونـم کمکـم میکنی؟
چرا؟ - اه، تو همکار صحنهی منی، داداش -
ما امروز ترکوندیم
...تو خیلی ریلکس بودی، تو
.اجازه دادی کار خودم رو بکنم تو اجراکنندهی بزرگواری هستی
واقعاً؟
!کاملاً
پس، فردا میبینمـت، همکار صحنه
!یعنی چی؟
رایان مدیسون، بری بلاک
!یعنی چی؟
داشتن همدیگه رو بغل میکردن
هـی، فیوس - هی، رفیق. من بیرونـم، باز کن -
اینجائی؟
پس، این یارو نوهو هنک دیشب من رو بیدار میکنه
میگه که تو و هدفـت داشتید همدیگه رو بغل میکردید
اون رو دیدن؟ - اوه، آره -
ببین، ببین، ببین. یه اتفاق خیلی خیلی جالب افتاد، خب؟
خب - دیروز رایان رو تعقیب کردم -
و اون رفت توی این تئاتره واسه کلاس بازیگری
و من عاقبتـم به یه انجام یه صحنه از «داستان عاشقانه واقعی» باهاش ختم شد
داستان عاشقانه واقعی» یه فیلمه»
آره، تئاتر لسآنجلسیـه، واسه همین بهگمونم تمام صحنههایی که انجام میدن مال فیلمهاست
منظور اینه که، کارم خیلی خوب بود
و بعدش، با همهشون وقت گذروندم - بعدش؟ -
،بعد از کلاس بازیگری. و اونا خیلی آدمای خوبی هستن - کُل کلاس؟ -
منجمله آدمی که قرار بود بکُشیـش؟ - رایان مدیسون، آره -
نه، اون پسر خیلی خوبیه و نمیدونم اونا باعث شدن احساس
،خیلی خوبی نسبت به خودم داشته باشم ...میدونی، و
میدونی من و تو چطور تمام مدت در مورد هدفـم صحبت میکنیم؟
فکر میکنی بازیگری میتونه هدفـت باشه؟
نمیدونم
فقط الان خیلی انگیزه پیدا کردم
باعث شد احساس خیلی خوبی داشته باشم - خیلیخب، ولی کاری که -
با هم انجام میدیم چی میشه، بری؟
خب، میدونی، اونا بهم گفتن درصد خیلی کمی از بازیگرها
،عملاً خرجشون رو از بازیگری درمیارن میدونی، پس بیشترشون یه کار روزانه دارن
،پس، پیش خودم گفتم، میدونی ...شبها آدمکُشی میکنم یا
...وایسا، وایسا، وایسا، وایسا
بشین - اوه -
...خیلیخب؟ حالا، بری
بازیگری یهجور کاریه که آدم رو در معرض دید قرار میده
در تضاد مستقیم با کسی قرار داره که بهطور ناشناس آدم میکُشه
،میخوای سرگرمیای چیزی داشته باشه میتونی بری سراغ نقاشی. هیتلر نقاشی میکرد
.جان وین گـی نقاشی میکرد یه سرگرمی عالیه
هیچوقت جلوی کاری که اونا داشتن میکردن رو نگرفت
اینا بازیگرهای حرفهایان و
اونا کارشون درسته و میگن که من یه استعدادی دارم
نه. متوجهام ولی بهنظرم باید خوب در مورد این فکر کنی
منظورم اینه، میخوای بری اون بیرون و سعی کنی یه نفر رو بکُشی و کاری کنی طرف بگه
هـی، اون یاروئه از آگهی مرغهست
مطمئن نیستم اگهی تبلیغاتی انجام بدم
بری، وقتی تصمیم گرفتی که ،اینکارو برای امرار معاش انجام بدی
در رو به روی تونستن به انجام کار دیگهای بستی
.تو یه قاتلی، بری تو آدمبدا رو میکُشی
،آره، ولی این یارو رایان آدم بدی نبود یه کتاب بهم قرض داد
،نه، نه، نه. دست از فکرکردن بردار رایان رو بکُش
این چچنها ترسناکترین افرادی هستن که تابحال باهاشون کار کردم
و دارن در مورد کنار زدن تو از این کار صحبت میکنن
از کار کنارم بزنن؟
متأسفم، ولی من حال ندارم سر یه بازیگرنما بمیرم
آره. نه، میدونم - این کاریه که میکنی -
این تنها کارته. متوجهی؟
آره
خیلیخب، خوبه
هـی، آقای کوسنو- امروز توی کلاس نبودی -
آره، میدونم، میدونم - رایان خیلی ناراحت بود -
آره. نه، باید از شهر برم
متأسفم که این رو میشنوم
...هـی، آقای کوسنو، میخواستم بدونم، آم
فکر میکنید من بهقدر کافی خوب بودم که توی کلاستون باشم؟
نه، بری، فکر نمیکنم
اجرای تو مزخرف بود
منظورم خیلی خیلی وحشتناکه
.من بهش میگم بازیگری احمقانه میدونی چرا؟
چون بازیگری واقعیتـه
و من هیچ واقعیتی ندیدم
پس توصیهی من بهت اینه
برگرد به هر گوشهی دنیا
که اسمـش رو میذاری خونه و هرکاری که توش واردی رو انجام بده
چون توی این وارد نیستی
میخواید بدونید توی چه کاری واردم؟
من توی آدمکُشی واردم
...میدونید، وقتی از افغانستان برگشتم، من
واقعاً افسرده بودم، میدونید
...مثلاً، تا چندماه از خونه در نمیومدم
...این رفیق بابام، حکم عمو رو برام داره. اون
اون بهم کمک کرد و یه هدف بهم داد
...اون بهم گفت که
کاری که اونور توش وارد بودم میتونه اینجا به کار بیاد
...و
...یه کاره... میدونید
پولـش خوبه و این آدمایی که ...از بین میبرم، مثلاً، اونا
،آدمای بدی هستن. میدونید، مثلاً آدمای کثیفی هستن
...ولی اخیرا، میدونید، خوابم نمیبره و
اون احساس افسردگی برگشته، میدونید
،مثلاً
مثلاً، میدونم کار بیشتری نسبت به اون ازم برمیاد
شاید، نمیدونم
شایدم برنمیاد
شاید این تنها کاریه که توش واردم
بگذریم، فراموشـش کنید
شرمنده مزاحمتون شدم
اون دیالوگ مال کجاست؟
چی؟
داری بهم میگی بداههگویی بود؟
جالبه
داستانـش چرنده، ولی
یه چیزی هست که میشه باهاش کرد
کلاس من ارزون نیست
مشکلی نداره - نقد پرداخت میکنی -
آره - پیشپرداخت میدی -
میتونم انجامـش بدم - کلاس بعدی فرداست -
دؤ ظهر
سر وقت شروع میکنیم - البته -
دوباره بگو فامیلیـت چی بود؟
بلاک
بری بلاک
پیشپرداخت میدی - آره. الان دیگه میدونم -
جین اِم کوسنو
من مشتاق این سیاحتـم
عالیه - انگشتهای پات رو بپّا -
کارتون رو انجام بدید » « دیالوگهاتون رو حفظ کنید
چه خبر شده، بچهها؟
نه، نه، نه، نه، نه
!همین حالا! شلیک کن !بهش شلیک کن! همین حالا
.اسلحه سمت من نشونه نگیر، پسر اسلحه سمت من نشونه نگیر
!شلیک کن
!تُف
خدا، کنجکاوم بدونم اونور چه خبره
ویسکی دارید؟ - نه -
چای گیاهی داریم - چای گیاهی میخورم -
چی داری اونجا؟
اوه، فردا یه آزمون دارم. من یه بازیگرم
منم همینطور
:تـرجـمـه و زیـرنـویـس از Raylan Givens
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.