Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از تیم ترجمهی کـــــــافه فــــــیلم ..:: WwW.Cafe-Film.CoM ::..
« شهر نیویورک »
آینده
دنیایی تاریک و ویران
...دنیایی همراه با جنگ، رنج کشیدن، فقدان
برای هر دو طرف
جهشیافتگان و انسانهایی که ...جرأت کردند به آنها کمک کنند
با دشمنی میجنگند که که نمیتوانیم او را شکست دهیم
آیا سرنوشت ما اینگونه تعیین شده؟
اینطور تعیین شده که مانند بسیاری از گونههای قبلی، خودمان را نابود کنیم؟
یا میتوانیم آنقدر سریع رشد کنیم تا خودمان را تغییر دهیم؟
سرنوشت خود را تغییر دهیم؟
آیا آینده به درستی تعیین شده است؟
ترجمه و زیرنویس از پــویــــــا و مــــهــــرداد Toxicity Mehrdadss
« « مردان ایکس: روزهای گذشته در آینده
« مسکو »
!اومدن
!وقت تمومه
!"دیدهبان"ها
""سان اسپات
!بریم
!""بلینک
!نه
!دیگه خیلی دیره عوضیا
!تکون نخور
!بیا اینجا
!دستات رو بر بالا
!- بخواب رو زمین !- نـــه
!نــــه
تعداد کمی از ما باقی موندن
پرفسور؟
پیداشون کردم
« چین »
پرفسور
"- "بابی "- سلام "استورم
سلام بچه
پرفسور
اومدی
...هر وقتی که دیدهبانها حمله کنن
"وارپث" اونا رو شناسایی میکنه
و منم "بیشاپ" میفرستم ...تا قبل از حمله بهمون
اخطار بده
...بلینک طرف دیگه رو بررسی میکنه
،پس قبل از اینکه اصلا بفهمن اونجا بودیم اونجا رو ترک میکنیم
چون اصلا اونجا نبودیم
یعنی چی اصلا اونجا نبودین؟
قصدش اینه که بیشاپ رو ...چند روز به عقب برمیگردونه
تا به بقیه دربارهی حملهای که در راهه خبر بده
بیشاپ رو به عقب برمیگردونه؟
نه، فقط ضمیر هوشیارش رو ...به زمانی که جوونتره منتقل میکنه
به بدن جوونترش
"اینکار ممکنه جواب بده "چارلز
چی ممکنه جواب بده؟
برنامهی دیدهبانها در اصل توسط دکتر "بولیوار ترسک" بوجود اومده
در اوایل دههی 70، اون یکی از پیشتازان طراحی اسلحه بود
ولی به طور پنهانی شروع به تحقیق، تنها بروی جهشیافتگان کرد
از استعدادهای اونا برای پیش بردن تحقیقاتـش استفاده کرد
یک جهشیافته بود که از کاری که انجام میداد، باخبر شده بود
جهشیافتهای که قابلیت تبدیل کردن خودش به هر کسی رو داشت
""میستیک
من به عنوان "ریون" میشناختمش
،وقتی بچه بودیم با هم آشنا شدیم باهم بزرگ شدیم
برام مثل یه خواهر بود
سعی کردم کمکش کنم
ولی فقط باعث رفتنش شد
در سرتاسر دنیا به دنبال ترسک بود
و توی مذاکرات صلح پاریس در سال 1973 ...بعد از جنگ ویتنام
ترسک رو پیدا کرد
و کشتش
اولین باری بود که کسی رو میکشت
آخرین بارش هم نبود
ولی کشتن ترسک اون نتیجهای که انتظارش داشت رو به ارمغان نیاورد
تنها دولت رو متقاعد کرد که به برنامهی اون نیاز دارن
اون روز ریون رو گرفتن
شکنجهـش دادن و روش آزمایش انجام دادن
در دیانای اون، راز تغییر شکل دادنش ...رو کشف کردن
راه حلی که بهش نیاز داشتن ...رو در اختیارشون گذاشت
تا سلاحی بسازن که میتونه خودش رو با هر قدرت جهشیافتهای وفق بده
...و در کمتر از 50 سال
موجوداتی که بسیاری از همنوعان ما رو از بین بردن ساخته شدن
...و همهی اینا در سال 1973 آغاز شد
...روزی که اولین بار آدم کشت
روزی که واقعا به میستیک تبدیل شد
میخوای برگردی به اون زمان؟
...اگه بتونم برسم بهش
...جلوی قتل رو بگیرم
...اون رو از دست اونا خلاص کنم
میتونیم حتی جلوی متولد شدن دیدهبانها رو بگیریم
و به این جنگ قبل از اینکه اصلا شروع بشه پایان بدیم
من میتونم یکی رو چند هفته به عقب برگردونم
شایدم یه ماه ولی شما دارید از برگشتن به دههها قبل حرف میزنید
شما قدرتمندترین مغز دنیا رو دارید پرفسور
ولی ذهن فقط تا قبل از اینکه از هم گسیخته بشه میتونه گسترش پیدا کنه
که شما رو تکه تکه میکنه، متاسفم
هیچکس از این سفر جون سالم به در نمیبره
اگه ذهن یه نفر بتونه بهبود پیدا کنه چی
اگه یکی بتونه سریعتر از اینکه تکه تکه بشه خودش رو درمان کنه چی
خیلیخب، پخش بشین
تو موقعیتتون قرار بگیرید
پس توی بدن جوونترم بیدار میشم و خدا میدونه کجا، بعدش چی؟
باید بری خونهی من و پیدام کنی
دربارهی همهی این موضوعات منو متقاعد کنی
نمیتونی راحت ذهن منو بخونی؟
تو سال 1973 قدرتهام رو نداشتم
"لوگن" باید کاری که یه دفعه برات انجام دادم ...رو برای من بکنی
منو هدایت کنی، راهنمایی کنی
اون موقع آدم خیلی متفاوتی بودم
باید نسبت به من صبور باشی
صبوری با من جور در نمیاد
به منم نیاز داری
چی؟
،بعد از اینکه میستیک، چارلز رو ترک کرد ...اون اومد پیش من
و من اونو توی مسیر خطرناکی قرار دادم
مسیری تیره و تارتر
،باید هر دومون کنار هم باشیم اونم زمانی که خیلی از هم دور بودیم
عالیه
خب کجا پیدات کنم؟
خب پیچیدهـس
اساساً، بدنت به خواب میره و فقط ذهنت به زمان عقب میره
در حالی که به عقب برمیگردی، گذشته و حال همزمان ادامه پیدا میکنن
...ولی وقتی بیدار بشی
هر کاری که کردی اثرش باقی میمونه و به تاریخ گذشته تبدیل میشه
و برای بقیهی ما میشه تنها تاریخی که میشناسیم
مثل این میشه که 50 سال اخیر این اتفاقها نیوفتاده
این دنیا، این جنگ
...تنهای آدمی که بیادش میاره
خودتی
خب لوگن، میخوام که ذهنت رو خالی کنی و تا جایی که ممکنه آروم بمونی
یعنی چی؟
،اگه ذهنت شلوغ باشه کنترل کردنت برای من سختتر میشه
ممکنه بین گذشته و آینده جابهجا بشی
اگه لازم باشه ذهنم شلوغ بشه چی؟
به چیزای آرامشبخش فکر کن
چیزای آرامشبخش
خبر خوبی هم داری؟
...خب
تو خیلی پیر نمیشی، پس قیافت مثل الان باقی میمونه
توی گذشته وقت زیادی نداری
،دیدهبانها پیدامون میکنن همیشه همین طوره
،و این دفعه قادر به فرار نیستیم راه فراری نداریم
این آخرین شانسمونه
جدا فکر میکنی اینکار عملیـه؟
من بهش ایمان دارم
،موضوع اون نیست ...نگران خودمون هستم
،ما جوون بودیم نمیدونستیم چه کاری بهتره
خواهیم دونست
بزودی میبینمتون
شاید یکم تیر بکشه
!دهنت سرویس
جواب داد
هی، چه خبره؟
- "گوئن"! - شما کی هستین؟ - لباست رو بپوش
ببین، نمیدونم موضوع چیه
اینه که قرار بود مراقب دختر رئیسـت باشی نه که باهاش بخوابی
من باهاش نخوابیدم
- نخوابیدی؟ - نه
،یعنی آره ...تا حالا زیاد باهاش خوابیدم
...- ولی !"- "جیمی
من نبودم، من توی زمان قدیم بودم
- الان حدود 20 ثانیه پیش رسیدم اینجا - خدایی؟
- آره - سر لباسات چی اومدن؟
...نه
باورت میشه اگه بگم از آینده فرستاده شدم اینجا؟
- برو بیرون عزیزم - آره
ما ترتیب این نمکدون رو میدیم
نخیر اینطور نیست
حالا کلیدای ماشینت و یکمی پول ...برای بنزین بهم میدی
وگرنه توی بیمارستان به هوش میای
باور کن میدونم آخرش چی میشه
- چون از آینده اومدی؟ - نه
بخاطر اینا
!!این چه کوفتیـه
لعنتی
فکرای آرامشبخش
ما داریم تمام هزینههای دفاعیمون ...رو بازبینی میکنیم
و تمام لیستهای محرمانه دارن لو میرن
نمیتونیم سلاحی که شهروندان خودمون رو هدف قرار داده، تایید کنیم
...اگه این جهشیافتگانی که گفتید
،همین الان در بین ما زندگی میکنن پس به آرومی اینجا زندگی میکنن
- بیشتر از 10 ساله که اتفاقی نیوفتاده بعد از اتفاقی که توی کوبا افتاد؟ -
اون که هیچوقت تایید نشد
ما اون بیرون دشمنای واقعی داریم
روسها، چینیها
ما داریم از 10 درصدِ 10 درصدِ 10 درصدِ جمعیتمون صحبت میکنیم
- اجازه بدید تا مطلبی رو براتون بخونم - بفرمایید
این مطلب توسط دوستانمون در سازمان سیا یافت شده
...یه مقالهـست که
توسط یک جهشیافته در دانشگاه آکسفورد نوشته شده
...نقلقول میکنم
برای انسانهای اولیه ...خویشاوند جهشیافتهـش، انسان امروزی
که ما هستیم
...یک انحراف به حساب میآمد
،ورود گونههای انسان جهشیافته یعنی انسان امروزی
با انقراض فوری خویشاوند کمتر رشد کردهشون، همراه بوده
...خب
...حالا
ما شدیم انسان اولیه
از طرف خودتون صحبت کنید دکتر ترسک
میدونید وقتی شما سربازان ما رو بدون سلاحی که برای ...بردن جنگ بهش نیاز داشتن، به جنگ ویتنام فرستادید
دشمنتون رو دست کم گرفتین
...این دشمن رو هم دست کم بگیرین
یه جنگ مرزی که اونور دنیا رخ میده، نیست
این بار جنگ در خیابونهای ما، شهرهای ما و خونههای ما خواهد بود
و زمانی که احتیاج به برنامهی من رو احساس کردید
خیلی دیره
و شما دو جنگ رو در یک دورهی زندگی از دست میدید
متاسفیم دکتر ترسک
...ولی برنامهی دیدهبانی شما
عملی نمیشه
« « سایگون، ویتنام
میتونم کمکتون کنم سرهنگ؟
فقط اومدم افرادم رو درست بدرقه کنم
،متاسفم قربان ولی ما دستور داریم این قسمت قرنطینهـست
کنار وایسا سرباز، این یه دستوره
خبردار
آزاد
اینا چیه؟
،گزارشهای آزمایشگاه، آزمایشهای خون همهشون بستهبندی و فرستاده میشن
کجا میره؟
همونجایی که اونا میرن
صنایع ترسک
...پاشید بریم آقایون
شما رو از این گهدونی میبریم بیرون
میریم خونه؟
نه هنوز
با اونا میخواین چیکار کنین؟
فقط پروازتون رو راحتتر میکنه
شما رو به یه مکان خصوصی منتقل میکنیم ...تا روی شما
چندتا آزمایش دیگه انجام بدیم
افراد تو نظامی نیستن
،لباس شخصی هستن ما اختیار فرماندهی این افراد رو داریم
این سربازا میرن خونه
...خب سرهنگ
بنظر من این موضوع در حوزهی اختیار شما نیست
متاسفانه هست، پسر
ببخشید شما کی هستی؟
سوال اینه سرگرد
« « ویلیام استرایکر
شما کی هستی؟
ریون
اسم من این نیست
- تو چنگ خودم بود میدونم -
،بیاید بریم یالا بریم
"اریک" کجاست؟
الان دیگه تنهایی کار میکنم
بیاید بریم، تکون بخورید
!اون هواپیما رو نگهدار
نمیخوام این سربازا رو توی این کشور لعنتی نگه دارم
بله قربان
تو که با ما نمیای، نه؟
،جنگ من هنوز تموم نشده دشمن هنوز اون بیرونه
کجا رفتن؟
چهارتا سرباز صفر کجا رفتن؟
به سمت باند پرواز رفتن
« « ملک خصوصی، وارد نشوید
« « مدرسهی اگزیویه
میتونم کمکتون کنم؟
آره، چه بلایی سر مدرسه اومد؟
مدرسه سالهاست که درش تختهـس
شما والدین کسی هستین؟
اصلا نمیخوام باشم
- تو کی هستی؟ "- "هنک
،""هنک مککوی الان من مراقب ساختمون هستم
تو "بیست"ــی؟
تو رو نیگاه، گمونم از اونایی هستی که هنوز قدرتت رو، رو نکردی
،نمیدونم دربارهی چی حرف میزنید ازتون میخوام که برید
- پرفسور کجاست؟ - اینجا پرفسوری نیست
به عنوان یه بچهی لاغر مردنی خیلی زور داری
مطمئنی بیست اون تو نیست؟
- یالا بیست - بیستـی اینجا نیست
- یالا بیست !- برو
!هی
،گفتم که مدرسه بستهـست باید بری
نه تا وقتی که پرفسور رو ببینم
،اینجا پرفسوری نیست بهت که گفتم
،ببین بچه منو و تو بعداً دوستای خوبی میشیم
فقط اینکه هنوز اینو نمیدونی
!پرفسور
!پرفسور
هنک، اینجا چه خبره؟
- پرفسور؟ - لطفا منو به این اسم صدا نکن
این یارو رو میشناسی؟
آره، یکمی آشنا بنظر میاد
از اون لوستر کوفتی بیا پایین هنک
تو میتونی راه بری؟
از اون آدمای باهوشی
...فکر کردم اریک
که انگار از روی عمد اون تابلوی جلوی در ورودی رو نادیده گرفتی
،اینجا ملک خصوصیـه دوست من از اون میخوام که ازت بخواد بری
...خب متاسفانه نمیتونم اینکارو بکنم چون
چون برای دیدن تو فرستاده شدم اینجا
خب به هر کی تو رو فرستاده بگو سرم شلوغه
اینکار یکم سخت میشه ...چون کسی که منو فرستاده
خودت بودی
- چی؟ - از حدود 50 سال بعد
- 50 سال بعد؟ یعنی 50 سال آینده؟ آره -
- من از آینده تو رو فرستادم؟ - آره
برو بابا
،اگه قدرتهات رو داشتی میدونستی که دارم حقیقت رو میگم
...از کجا میدونی من قدرتهام رو
- تو کی هستی؟ بهت که گفتم -
- از سازمان سیا هستی؟ - نه
منو زیر نظر داشتی
من میشناسمت چارلز
سالها با هم دوست بودیم
میدونم که وقتی 9 سالت بود قدرتهات نمایان شدن
میدونم که فکر میکردی داری دیوونه میشی وقتی که اون صداهای توی سرت، شروع شدن
و تا 12 سالگی همین وضعیت بود تا اینکه فهمیدی همهی صداها تو سر آدمای دیگه بود
میخوای ادامه بدم؟
تا حالا اینو به کسی نگفتم
هنوز نه ولی بعداً میگی
،باشه نظرمو جلب کردی چی میخوای؟
باید جلوی ریون رو بگیریم
به کمکت نیاز دارم
به کمکت نیاز داریم
گمونم الان دلم میخواد بیدار بشم
اون چه ربطی به قضیه داره؟
خب، داری میگی اونا قدرت ریون رو گرفتن و چی شد؟
به سلاح تبدیلش کردن؟
آره
اون منحصر به فرده
آره همین طوره
در ابتدا، دیدهبانها فقط جهشیافتگان رو هدف قرار میدادن
بعد شروع کردن به شناسایی ژنتیکی غیرجهشیافتگان
...که بالاخره بچه یا نوهی جهشیافته داشتن
،خیلی از آدما سعی کردن بهمون کمک کنن ...یه قتل عام راه افتاد
بدترین نوع آدمی رو برای ادارهی دنیا باقی گذاشت
من توی جنگهای زیادی بودم
تا حالا همچین چیزی ندیدم
و همش با اون شروع میشه
...بذار بگیم بخاطر
،بخاطر اینکه خواستم حرفت رو باور کنم تصمیم گرفتم که کمکت کنم
ریون به حرف من گوش نمیده
الان دیگه نه قلبش و نه روحش به کس دیگهای تعلق نداره
میدونم
برای همینه که به "مگنیتو" هم نیاز داریم
اریک؟
میدونی کجاست؟
آره
جاییه که بهش تعلق داره
خب همین، داری میری؟
آفرین، همونطور که گفتم باهوشی
پرفسوری که میشناختم ...هیچوقت به کسایی که
...مسیرشون رو گم کردن پشت نمیکرد
مخصوصا کسی که دوستش داشته
...میدونی
فکر کنم الان تو رو یادم میاد
آره، خیلی وقت پیش اومدیم پیش تو و ازت کمک خواستیم
و منم همون حرفی که اون موقع ...بهمون زدی رو بهت میگم
!گورت رو گم گن
،گوش کن چی میگم سنده ...من راه درازی رو اومدم
،و مردن کلی آدم رو دیدم آدمای خوب، دوست و رفیق
اگه میخوای بشینی به حال خودت ...غصه بخوری و کاری نکنی
خودت هم همهی اینارو خواهی دید، افتاد؟
همهمون یه وقتی باید بمیریم
بهت که گفتم، اینجا پرفسوری نیست
چه اتفاقی براش افتاده؟
،اون همه چیز رو از دست داد اریک، ریون، پاهاش
ما مدرسه، آزمایشگاهها ...و کل اینجا رو ساختیم، بعد
...درست بعد از نیمسال اول
جنگ ویتنام بدتر شد
خیلی از معلما و دانش آموزا به ارتش اعزام شدن
این خیلی داغونش کرد
گوشه نشین شد
...میخواستم بهش کمک کنم، پس
یه سرم درست کردم که ...ستون فقراتش رو درمان کنه
از همون فرمولی گرفته شده که کمکم میکنه جهشیافتگیـم رو کنترل کنم
من فقط به اندازهای که خودم ...رو متعادل نگه دارم مصرف میکنم ولی
اون خیلی مصرف میکنه
سعی کردم آرومش کنم ولی ...نتونست درد رو تحمل کنه
...صداها
اون ماده باعث شد که ...پاهاش درمان بشه ولی
کافی نیست
...اون
خیلی چیزا رو از دست داده
از من نمیترسی؟
همیشه باور داشتم که توی دنیا تنها نیستم
""چارلز اگزیویه
ریون
تنها و گرسنهـی؟
هر چی دلت میخواد بردار
کلی غذا داریم، لازم نیست دزدی کنی
درواقع، دیگه هیچوقت مجبور نیستی دزدی کنی
و اینو بهت قول میدم
امیدوارم پیداش کنی
ولی نه بخاطر اون اتفاقای آیندهـت بلکه بخاطر خودش
قابل قبوله
دارم بهت میگم، تو اریک رو نمیشناسی
این مرد یه هیولاست، یه قاتل
بنظرت میتونی ریون رو متقاعد کنی که عوض بشه؟
که بیاد خونه؟
عالیه
ولی چی باعث میشه فکر کنی میتونی اریک رو تغییر بدی؟
چون تو و اریک با هم دیگه منو برگردوندین اینجا
اتاقی که داخلش اونو نگه میدارن، زمان جنگ ...جهانی دوم ساخته شد که اون موقع کمبود فولاد بود
پس اون تاسیسات از بتن خالص و ماسهـست، فلز نداره
اون 100 طبقه پایینتر از ساختمونی ...نگهداری میشه که
توی دنیا حفاظتشده ترینـه
چرا اونجاست؟
چیه، اون یادش رفت بگه؟
"کشتن "جان اف کندی [[رئیس جمهور آمریکا که ترور شد
اون کشتش...؟
دیگه چه چیزی غیر از اون کج شدن معجزه آسای گلوله رو توی هوا، توجیه میکنه؟
اریک همیشه توی تیراندازی مهارت داشت
مطمئنی میخوای با این شرایط ادامه بدی؟
این برنامهی خودته نه من
...- ما هیچ رابطی نداریم که ما رو ببره داخل - یا بیاره بیرون
فقط من و هنکـیم
من یکی رو میشناسم
،آره الان باید یه مرد جوون باشه ...که بیرون از واشنگتن بزرگ شده
میتونه به هرجایی وارد بشه
فقط نمیدونم چطور باید پیداش کنیم
نباید از "سریبرو" استفاده کنیم؟
یه دفترچه تلفن داریم
« « صنایع ترسک
فکر کردم دارید برای سفرتون آماده میشید قربان
فقط اومدم چندتا پرونده رو بردارم
اون شال جدیده؟
قشنگه
ممنون
« « گزارشات کالبدشکافی
دکتر ترسک
یه لحظه
اسم چند نفر رو به جلسهی پاریس اضافه کردیم
ممنون
چیزی شده قربان؟
نه
چیزی نیست
میشه برنامهی سفرم رو تایپ کنی
نمیخوام چیزی یادم بره
- همینجا، همینجا - کجا؟
- همینجا وایسا، وایسا باشه، باشه -
،دفعهی بعد من میرونم خب؟ بهش عادت نکن
این دفعه چیکار کرده؟
- یه چک برای چیزی که دزدیده مینویسم - فقط میخوایم باهاش صحبت کنیم
..."پیتر"، پلیسا اومدن
دوباره
حدس بزن چی شده، من کاری نکردم
تمام روز رو اینجا بودم
آروم باش پیتر، ما پلیس نیستیم
البته که نیستین، اگه پلیس بودین یه ماشین اجارهای نمیروندین
- از کجا میدونی ماشین اجارهای داریم؟ ...وقتی -
،داشتین به سمت در میاومدین ...رفتم کارت ماشینتون رو چک کردم
همچنین یکم وقت داشتم، پس رفتم سراغ ...قرارداد اجارهتون و دیدم که از خارج شهر اومدین
از افبیآی هستین؟
،نه پلیس نیستین هی، این مدرسهی مسخره فازش چیه؟
اون یه کارت قدیمیـه
اون فوق العادهـست
خیلی عذاب میده
چیه، دورنورد ــه؟ [[رفتن از یک نقطه به نقطهی دیگه بدون رد شدن ازش
نه فقط خیلی سریعه
وقتی میشناختمش خیلی جوون نبود
جوون؟ خودت که پیری
پس از نشون دادن قدرتهات ترسی نداری؟
قدرت؟ کدوم قدرت؟ از چی حرف میزنی؟
چیز غیرعادی اینجا میبینی؟
،اگه به هر کسی بگی هیچکدوم باورش نمیشه
خب شما کی هستین؟ چی میخواین؟
- به کمکت نیاز داریم پیتر - برای چی؟
...وارد یه ساختمون تحت حفاظت شدید بشی
تا یکی رو از اونجا بیاری بیرون
فرار از زندان؟
میدونی که غیرقانونیـه
خب فقط در صورتی که بگیرنت
خب چه سودی برای من داره؟
،تو که دیوونهی دزدی هستی دزدکی وارد "پنتاگون" میشی
از کجا بدونم میتونم بهتون اعتماد کنم؟
چون ما دقیقا مثل خودتیم
نشونش بده
باحاله، فقط حال بهم زنه
« « وزارت دفاع، پنتاگون
،در سال 1943 ساخته شده پنتاگون بزرگترین ساختمان اداری دنیاست
،بیش از 2500 کارمند ارتشی رو در خودش جا داده با وسعت بیش از 557 هزار متر مربع
دستشویی کجاست؟ !باید پیپی کنم
خب خوش به حال تو که کلی دستشویی داریم
ممنون
« از این نقطه به بعد همراه داشتن « فلز ممنوع است
آره، این پایین داریم سینگال برنامهی تلویزیون رو میگیریم، چه خبره؟
،لعنتی، به قسمت تعمیرات زنگ بزن بیارشون این پایین
« « مراقب شیشه باش
جنگیدند و جزیرهی "ایووجیما" را از امپراطوری ژاپن گرفتند
...این جنگ یک ماهه
جز مهیبترین نبردها، در طول جنگ جهانی دوم بود
...در عرض 3 ثانیه این درا باز میشن
و 20 تا نگهبان میان اینجا تا بهمون شلیک کنن
میدونم، منتظر همین هستم
داری چیکار میکنی؟
- گردنت رو نگه میدارم که موقع حرکتِ سریع آسیب نبینه - چی؟
آ...سیــــــب
تکون نخورید
چیزیت نیست، درست میشه
برای همه همین طوریه
حتما خلاف خیلی سنگینی کردی
چیکار کردی رفیق؟ چیکار کردی؟
چیکار کردی؟ چرا اونجا نگهت داشتن؟
بخاطر کشتن رئیس جمهور
!دهنش سرویس
،تنها جرمی که کردم جنگیدن برای آدمایی مثل ماست
کاراته کار میکنی؟ کاراته بازی، رفیق؟
کاراته بلد نیستم
ولی دیوونه بازی رو بلدم
،آقایون و خانمها، پسرا و دخترا الان وضعیت قرمزه
،داریم کل طبقه رو تخلیه میکنیم ...پس ما، دستیارم و من میتونیم
- از زندانی محافظت کنیم شما کی هستین؟ -
...ما مامورهای ویژهی سیبی ...افای... سیآیدی هستیم، ببینید
...شاید نشنیدین اولش چی گفتم
ولی لازمه که بدونید ما الان در وضعیت مسدود کردن کامل ساختمون هستیم
...باید بریم طبقهی سوم
وای ببخشید، حرفت تموم شده بود؟
اونا بهم گفتن که میتونی فلز رو کنترل کنی
اونا؟
میدونی، مامانم قبلا یه یارویی رو میشناخت که میتونست اینکارو بکنه
ببخشید، با خشونت رابطهی خوبی ندارم
چارلز
منم از دیدنت خوشحالم رفیق قدیمی
- و راهم میری - نه به لطف جنابعالی
آخرین نفری هستی که امروز انتظار داشتم ببینم
باور کن، اگه مجبور نبودم نمیاومدم اینجا
،اگه تو رو میبریم بیرون ...به روش من انجامش میدیم
از کشتن خبری نیست
کلاهخود ندارم
حتی اگه میخواستم، نمیتونستم ازت سرپیچی کنم
هیچوقت دیگه وارد ذهن تو نمیشم
میخوام قول بدی اریک
!هیچکس تکون نخوره
!همون جا وایسا
- چارلز؟ !- تکون نخور
!دستا بالا وگرنه شلیک میکنیم
- خشکشون کن چارلز - نمیتونم
!دستا بالا
!نـــــه
♪ ♪ اگه میتونستم زمان رو توی یه بطری نگه دارم
♪ ...♪ اولین چیزی که دوست داشتم انجام بدم
♪ اینه که هر روز رو نگه دارم ♪ تا این دوری بیپایان تموم بشه
♪ ♪ فقط برای اینکه اون روزا رو با تو بگذرونم
♪ اگه میتونستم کاری کنم که ♪ روزا تا ابد ادامه داشته باشن
♪ ♪ اگه حرفها میتونستن آرزوها رو برآورده کنن
♪ ...♪ هر روز رو مثل یک گنج نگه میداشتم و بعد
♪ ♪ دوباره، اون روزا رو با تو میگذروندم
♪ ولی بنظر نمیاد برای انجام کارایی ♪ ...که میخواستی
،♪ انجامشون بدی زمان کافیای باشه ♪ اونم زمانی که میفهمی چی هستن
♪ ...اونقدر دوروبرم رو گشتم که بدونم ♪
♪ ♪ اون تویی که میخوام باهاش وقت بگذرونم
ممنون بچه
پیتر، خیلی خیلی ممنون
مراقب خودت باش
هی، برنامهی پروازتون رو توی کابین خلبان دیدم، چرا میخواید برید پاریس؟
،« عهدنامهی صلح در پاریس امضا میشود « توافق بین المللی به جنگ در ویتنام پایان میدهد
فرض کن اونا فلزی بودن
- یه لطفی بکن و بهم برش گردون - باشه
...پیتر
آروم برو
تو رو از کجا پیدا کردن؟
...برات سخته که باور کنی ولی
خودت منو فرستادی
...تو و چارلز
از آینده
چطور قدرتهات رو از دست دادی؟
،دارویی که برای ستون فقراتم استفاده کردم دیانای منو تغییر داد
قدرتهات رو فدا کردی که بتونی راه بری؟
...قدرتهام رو فدا کردم تا بتونم
آخه تو چی دربارش میدونی
منم به نسبت خودم زجر کشیدم
اشکهات رو پاک کن اریک
کاری که کردی رو توجیه نمیکنه
اصلا نمیدونی من چیکار کردم
میدونی چیزایی رو ازم گرفتی که بیشترین ارزش رو برام داشتن
خب شاید باید براشون سختتر میجنگیدی
- میخوای بجنگی اریک؟ !- بشین سرجات! - بیا بجنگیم
- بذار بیاد جلو !- تو منو ترک کردی
!اونو[ریون] رو بردی و منو ترک کردی
""انجل
""ازیزل
""اما
""بنشی
!خواهر و برادرای جهشیافته همه مردن
...گرفتنشون
!روشون آزمایش کردن، سلاخیشون کردن
اریک
تو کجا بودی چارلز؟
!باید ازشون حفاظت میکردیم
،وقتی مردم خودت بهت نیاز داشتن کجا بودی؟
!قایم شده بودی
تو و هنک، وانمود میکردین کسایی هستین که در اصل نیستین
اریک
تو همهی ما رو ترک کردی
پس همیشه عوضی بودی
یعنی در آینده بهترین رفیق هم میشیم؟
کلی سال صرف کردم که تو رو شکست بدم رفیق
چطور موفق شدی؟
تو مثل منی
یه بازمانده
میخوای اون خرت و پرتا رو برداری؟
« « پاریس
،ژنرال، شاید بهتر باشه زیاده روی نکنی فردا روز بزرگی در پیش داریم
داریم جشن میگیریم سروان
، هر روز که توی جنگ پیروز نمیشی مخصوصاً جلوی شیطانهای آمریکایی
میرم به بطری دیگه بیارم
ببخشید
مطمئنم که تقصیر من بود
شما ویتنامی صحبت میکنی
من مترجم هستم
به زبانهای زیادی صحبت میکنم
بذارید یه نوشیدنی دیگه براتون بگیرم
مگه اینکه کسی دیگهای همراهتون باشه
من تنهام
یه بطری "جانی واکر" لطفاً [برند مشروب]
فردا به اجلاس پاریس میرین؟
یه دختر خوشگل که به سیاست علاقه منده
چهرهها ممکنه گولزننده باشه
بیشتر نشونم بده... عزیزم؟
لباست رو دربیار
چی شده عزیزم؟ بنظرت اینطوری خوشگل نیستم؟
« « مراسم اجلاس صلح پاریس
میای یه بازی بزنیم؟ مدتیه بازی نکردیم
الان حس بازی ندارم، ممنون
10 ساله یه پیک درست حسابی نزدم
من رئیس جمهور رو نکشتم
گلوله تغییر مسیر داد اریک
چون سعی داشتم نجاتش بدم
قبل از اینکه بتونم، منو گرفتن
- چرا سعی کنی نجاتش بدی؟ - چون یکی از ما بود
حتما فکر کردی خیلی احمقم
همیشه میگفتیم میان دنبالمون
هرگز تصور نمیکردم که برای انجام دادنش از دیانای ریون استفاده کنن
آخرین بار کی دیدیش؟
روزی که به سمت "دالاس" رفتم
چطور بود؟
قوی
درصدد رسیدن به خواستهـش
- وفادار ...- اون
حالش چطور بود؟
...اون
فهمیدم چرا انقدر دوستش داشتی
باید بهش افتخار کنی چارلز
داره برای هدف ما میجنگه
هدف تو
،دختری که میشناختم توانایی کشتن کسی رو نداشت
،تو که بزرگش نکردی باهاش بزرگ شدی
نمیتونست برای همیشه ...یه دختر کوچولو بمونه، بخاطر همینه
- که رفت - رفت چون رفتی داخل ذهنش
من همچین قدرتی ندارم
خودش تصمیم کرد
ولی حالا میفهمیم که اون تصمیم به چی منجر میشه، نه؟
میخواد ترسک رو بکشه ...و بعد اونا میگیرنش
و بعدم ما رو از ریشه نابود میکنن
نه اگه ما زودتر اونو گیر بندازیم
نه اگه فردا تاریخ رو عوض کنیم
متاسفم چارلز
بخاطر اتفاقی که افتاد، خیلی متاسفم
یه مدتی میشه بازی نکردم
بهت سخت نمیگیرم
شاید بالاخره یه نبرد منصفانه بکنم
اولین حرکتو تو انجام بده
سیاستمدرانی از سراسر جهان امروز به هتل "رویال" خواهند رسید
...روزی تاریخی که همراه با پایان رسمی
دخالت شدید آمریکا در ویتنام همراه است
وزیر امور خارجهی ویتنام جنوبی به همراه سایر مقامات عالیرتبهی ویتنام جنوبی هستند
اجلاس تا یک ساعت دیگه شروع نمیشه
هتل برای شما، مهمانان ویژه اتاقی خصوصی در نظر گرفته
کلی وقت داریم
عصر همگی بخیر، سلام
ممنون که تشریف آوردین
بابت پیروزی در این جنگ بهتون تبریک میگم
میدونم که همهتون باید در طبقهی پایین ...با افراد زیادی سلام و احوالپرسی کنین و عکس بگیرین
پس میرم سر اصل مطلب
دشمنی جدید وجود داره
...دشمنی که زرادخانههای شما رو بیفایده
ارتشهاتون رو ضعیف و کشورهاتون رو بیدفاع میکنه
برای این جنگ به سلاح جدیدی نیاز دارین
من اسمشون رو "دیدهبان" گذاشتم
برگرفته از نگهبانانی باستانیه که جلوی دروازههای ارگ میایستادن
تواناییهای هوانوردی یک جت "هَریر" رو دارن
...و به سلاحهایی مجهز شدن که میتونن
بیش از 2 هزار گلوله با مهمات سرامیکی حرارتی در دقیقه شلیک کنن
...ولی اندازه، قدرت و سرعتشون رو
"رو میتونین در شرکتهای "لاکهید و "بوئینگ" ببینین
نه، چیزی که دیدهبانها رو خیلی ...خاص و ویژه میکنه
توانایی مورد هدف قرار دادن ژن ایکس جهشیافتهست
سیستم هدایتی ژنتیکی که میتونه از فاصلهی 1 مایلی روی هدفی متمرکز بشه
و تا وقتی که هدف رو شناسایی نکرده باشه شلیک نمیکنه
با این اسلحه، دیگه خسارتهای جانبیِ انسانی در کار نخواهد بود
اگه الان روشنش کنم سیستم حتی نمیتونه فعال بشه
...مگر اینکه
فردی جهشیافته در اینجا وجود داشته باشه
حتماً یه اشتباهی رخ داده
دستگاههای من اشتباه نمیکنن
چی هستی؟
...بهتون اطمینان میدم
...من
نه، بهش شلیک نکنین
بهتون اطمینان میدم
نمیدونم دربارهی چی حرف میزنین
!ریون
ریون؟
ریون
ریون؟
چارلز
،بخاطر تو اومدیم منو اریک
با همدیگه
فکرشم نمیکردم دوباره ببینمت
مدتها پیش بهت قول دادم که ازت مراقبت میکنم
اینکارو نکردم و میدونم که ...به قولم عمل نکردم
!""ولورین
در امان نگهت میدارم اجازه نمیدم دستشون بهت برسه
اریک؟
اریک؟
داری چیکار میکنی؟
آیندهمون رو تضمین میکنم
منو ببخش میستیک
تا زمانی که تو زندهای هیچوقت در امان نیستیم
اریک
،از قدرتهات استفاده کن چارلز جلوشو بگیر
نمیتونه
داره جابهجا میشه داره برمیگرده
دارم از دستش میدم
!""استرایکر
بالاخره یه روزی یکی کاری که ما شروع کردیم رو تموم میکنه ولورین
!""کیتی
ببندینش
!اریک
من کجام؟
هان؟
چه جوری اومدم اینجا؟
چی؟ تو اومدی سراغمون
- تو کی هستی؟ - چارلز
چارلز اگزیویه
- نمیشناسمت - هان؟
اون دیگه چیه؟
این با من
برو، جلوی اریک رو بگیر
اریک
متاسفم
اریک
،تو لوگنـی اون هنک مککویــه
من چارلز اگزیویهــم
چند روز گذشته رو پیشمون بودی
الاسدی زدی؟
یه نفر الاسدی خیلی بدی بهت داده
آره؟
،به خودت مسلط باش این قضیه رو با همدیگه پشت سر میذاریم
وای خدا، کیتی
بدجوری زخمی شده
دارمش
پرفسور؟
چت شد تو؟
کسی رو دیدم که یه روزی بلای بدی به سرم میاره
ریون کجاست؟
رفته
- چی؟ - باید از اینجا بریم
دیروز اجلاس صلح پاریس تحت تاثیر حضور ...مهاجمانی ناشناس قرار گرفت
مهاجمانی که دنیا تا بحال به خود ندیده است
مردم دچار سردرگمی و نگرانی شدهاند ...به نحوی که میپرسند
اونا از کجا اومدن؟ برمیگردن؟
...و مهمتر از همه
دوستن یا دشمن؟
"این خبر مربوط که به گزارش دیروز "توبی الیوت از اجلاس صلح پاریس بود
با چه کوفتی سروکار داریم؟
ضبط نشه
...دو روز پیش
این مرد، اریک لنشر در "پنتاگون" از زندانی با حفاظت شدید، فرار کرد
معتقدیم که این زن همکار سابق لنسر ــه
،در اون روز بحرانِ سال 1962 در کوبا با هم بودن
همینطور در ترور کندی دست داشته
اون موجود چی؟
نمیدونیم اون موجود چیه قربان
راستش، نمیدونیم هیچکدومشون چی هستن
چرا
چرا، میدونیم
جهشیافتهان
اون مرده قدرت کنترل فلز رو داره
آخرین باری که چِک کردم بیشتر اسلحههاتون از فلز ساخته شدن
اون دختره میتونه به هر کسی تبدیل بشه
یه ژنرال
یه محافظ رئیس جمهور
حتی خود شما جناب رئیس جمهور
،اگه حالش رو داشته باشه ...میتونه وارد این دفتر بشه
و دستور یه حملهی اتمی رو بده
و این تازه قدرت دو تاشونه
،خب، اقدام متقابلی دفاعی چیزی میتونیم انجام بدیم؟
منتظر بودم این سوال رو ازم بپرسین
این برنامهای آزمایشیه، قربان شدیداً محرمانهست
...دارین بهم میگین اون جهشیافتهها اون بیرونن
و بهترین گزینهمون برای دفاع این روباتهای فلزی غولپیکرن؟
خیلی از جهشیافتهها شبیه خود ما هستن
دیدهبانهای من میتونن فرقمون رو تشخیص بدن
8 تا نمونهی آزمایشی آماده دارم
از پلیمر خیلی پیشرفته ساخته شدن حتی یه اونس فلز هم درشون به کار نرفته
...میخوام نمایشی برگزار کنم
میخوام مردم دنیا بدونن که میتونیم ازشون محافظت کنیم
برای عملیاتی کردنشون به چی احتیاج دارین؟
...قبلاً اون رقم رو به کنگره تقدیم کردم
متأسفانه رأی به تعطیلی پروژهم دادن
علاقهمند کردنشون هزینهی بیشتری میبره
هر چی لازم داشته باشی فراهمه
...و یه چیز دیگه، اگه تونستیم دستگیرشون کنیم
،اون دختره رو میخوام البته که برای اهداف تحقیقاتی
وحشتناکه
چی؟
منظورم اینجوری متولد شدنه
واقعاً؟
...میتونی تصور کنی
چطور میتونه حتی خودشو توی آینه ببینه؟
آره میتونم
از کجا اومده؟
به نظرت خانوادهای داره؟
آره، داره
،اگه حتی یه پیچ ببینم اینو فرو میکنم توی گلوت
چطور پیدام کردی؟
خوب یادم دادی
خیلی وقته که انقدر به هم نزدیک نبودیم
دلم برات تنگ شده بود
میخواستی منو بکشی
تا بقیهمون بتونیم زنده بمونیم
منظورت چیه؟
از آینده پیغامی دریافت کردم
بهم دروغ نگو
تا حالا نگفتم و هیچوقت هم نخواهم گفت
انسانها از خونِت، از ژنِت استفاده میکنن تا سلاحی بسازن که همهی ما رو تارومار میکنه
فقط داشتم کاری رو که به نظرم برای تضمین آیندهمون ضروری بود، انجام میدادم
پس الان چی مانعم میشه که برای تضمین آیندهی خودم تو رو نکشم؟
هیچی
دیگه مهم نیست
،دی.ان.ایـت رو دارن خونِت ریخته شده بود توی خیابون
تقصیر کی بود؟
تقصیر من
نقشههاشونو دیدم
...دارن یه اسلحه میسازن
و حالا چیزی که برای پیشبردش نیاز داشتن رو دارن
باید همین الان که نسبت بهشون برتری داریم، حمله کنیم
مرگِ دوستای زیادی رو دیدم اریک
جنگ نمیخوام
فقط دنبال کسی که اونا رو به قتل رسونده هستم
جنگ شده
چت شده تو؟
اون مدتی که نبودم راهت رو گُم کردی؟
هنوز ریونِ چارلزی؟
یا میستیک؟
ترسک دشمنه
کشتن یه نفر کافی نیست
برای تو هیچوقت کافی نبوده
خداحافظ اریک
چی شد؟
- یالا - میتونه راه بره؟
باید داروشو مصرف کنه
هنک، صداشونو میشنوم
- چیزی نیست، درستش میکنم - برو بیارش
هی، هی، خودتو جمع و جور کن
هنوز تموم نشده
این حرفو قبول نداری؟
از کجا میدونی؟
...وقتی که این قدرتم میره
این یکی قدرتم برمیگرده
همهشون برمیگردن
...ببین، میدونی
من هنوز اینجام
ریون هنوز اون بیرونه
ولی به کمکت احتیاج داریم چارلز
این جوری نه، به خودت احتیاج دارم
،بدون قدرتهای تو نمیتونیم ریون رو پیدا کنیم
یه کم بهش اضافه کردم چون یه دورهش رو استفاده نکردی
چارلز
هنک، یه لطفی بهم کن
میشه کمکم کنی برم اتاق مطالعهام؟
حتماً
مطمئنی؟
به هیچ عنوان
این موجود خارقالعادهست
ژنهای اون خودش میتونه کلیدی برای رسیدن به جهشیافتگی باشه
بازم لازم دارم
فقط تونستن همین مقدار خون رو از کف خیابون پاریس جمع کنن
چیزی فراتر از خون
بافت مغزی لازم دارم
مایع نخاعی
مغز استخوان
دیدهبانهایی رو فرض کن که بتونن تغییر شکل بدن و با هر هدفی سازگار بشن
کافیه دستم به دختره برسه
این دختر میتونه پروژه رو سالها و دههها به پیش ببره
پسرت الان چند سالشه، سرگرد؟
"جیسون"؟
اگه باورت میشه، داره 10 ساله میشه
هشت سال با رسیدن به سن جنگجویی فاصله داره [[سربازی رفتن
و جسد چند تا از پسران و برادرانمون رو تو کفن به خونه فرستادیم؟
شاید 50 تا، 55 هزارتا؟
و در اون طرف جنگ چند نفر دیگه؟
...قبل از این
...هیچوقت در تاریخ انسان
هدفی وجود نداشته که بتونه ما رو به عنوان یک گونه متحد کنه
تا الان
جداً از جهشیافتهها بدتون میاد دکتر، نه؟
برعکس، ترجیح میدم خودشون و کارهایی که انجام میدن رو تحسین کنم
جهشیافتهها رو به عنوان رستگاریمون تصور میکنم
و دشمن مشترک
مبارزهی مشترک در مقابل دشمن نهایی
انقراض
معتقدم دوستان جدیدمون بهمون کمک میکنن "عصر جدیدی رو به وجود بیاریم، "بیل
دوران جدیدی از اصالت و صلح بادوام
!توجه! توجه
شروع انتقال، ظرف 2 ساعت دیگر
تکرار میشود
شروع انتقال، ظرف 2 ساعت دیگر
آخرین بار کِی اومدین این پایین؟
- آخرین باری که دنبال دانشآموز میگشتیم - خیلی وقت پیش
خوش اومدین، پرفسور
،ریون آسیب دیده نمیتونه سریع حرکت کنه
خیلی وقته این ماهیچهها رو تکون ندادم
!خدایا
!- نه - کی هستی؟
!چارلز
!چارلز
چارلز، چیزی نیست
میرم ژنراتور رو چِک کنم
مشکل از دستگاه نیست، نه؟
...- نمیتونم این کارو بکنم. ذهنم - چرا، میتونی
- تحملش رو نداره - یکم یادت رفته
متوجه نیستی موضوع فراموش کردن نیست
،میتونم کلیدها رو بزنم میتون دکمهها بچرخونم
...ولی قدرتم از اینجا سرچشمه میگیره، از
و خراب شده
احساس میکنم شبیه یکی از شاگردام شدم
ناتوان شدم
پایین اومدن اشتباه بود آزاد کردن اریک اشتباه بود
تمام این قضایا یه اشتباه بزرگ بود
متأسفم، لوگن ولی شخص مناسب رو نفرستادن
حق با توئه
شخص مناسبی نیستم
راستش قرار بود تو باشی
ولی از نظر جسمی من تنها کسی بودم که میتونستم این سفرو انجام بدم
و نمیدونم چقدر وقت داریم
...ولی میدونم که خیلی وقت پیش
راستش خیلی وقت پیش نسبت به الان
...اون شاگرد ناتوانت من بودم
و تو ذهنم رو باز کردی
،نشونم دادی چی بودم نشونم دادی چی میتونستم باشم
نمیدونم چطور این کارو ...برات انجام بدم
حق با توئه، نمیدونم
ولی یه نفرو میشناسم که شاید بدونه
به درون ذهنم نگاه کن
دیدی که چه بلایی سر سریبرو آوردم
بهتره وارد ذهنت نشم
هیچ آسیبی نمیتونی بهم وارد کنی که قبلاً بهم وارد نشده باشه، باور کن
سلام
- سلام لوگن "- سلام "جین
- منو بکش - دوسِت دارم
...تو یه
آدم بدبختی
ماورای منو ببین
!رنج و عذابت رو نمیخوام !آیندهتو نمیخوام
ماورای آیندهمو ببین
دنبال آیندهی خودت بگرد
همینه
همینه
همینه
چارلز
چارلز
پس بعداً این بلا به سرمون میاد؟
حق با اریک بود
بشریت این کارو با ما میکنه
نه اگه راه بهتری نشونشون بدیم
هنوزم به اینکار باور داری؟
فقط به این خاطر که یه نفر اشتباه میکنه ...و راهشو گُم میکنه
به این معنا نیست که برای همیشه از دست رفته
همهمون بعضی وقتا یه کوچولو کمک لازم داریم
اون مرد سابق نیستم
...ذهنم رو باز کردم
و تقریباً برم غلبه میکنه
ترسیدی
و سریبرو هم میدونه
...تمام اون صداها
اون... همه... درد
از رنج و درد اونا نمیترسی
از رنج و درد خودته که میترسی چارلز
...و هر چقدر هم که ترسناک به نظر برسه
اون درد قویترت میکنه
...اگه به خودت اجازه بدی احساسش کنی
قبولش کنی و به آغوش بکشیش
بیش از اون چیزی که همیشه تصور میکردی بهت قدرت میده
...این بزرگترین موهبتیـه که داریم
که دردشون رو بدون از پا دراومدن تحمل کنیم
...و از قویترین نیروی انسان به وجود میاد
امید
...خواهش میکنم
...چارلز
باید دوباره امیدت رو به دست بیاری
چیزی که دنبالش بودی رو پیدا کردی؟
برق وصل شد
آره
آره وصل شد
خون زیادی از دست داده
- اینجوری نمیتونه ادامه بده "- چارهی دیگهای نداریم "بابی
میتونیم بیدارش کنیم
نه
وقت بیشتری احتیاج دارن
...یه نگاهی به گذشته انداختم
،اگه الان لوگن رو بیدار کنیم حتی ممکنه کارمون به مسیر تاریکتری کشیده بشه
وقت بیشتری احتیاج دارن
ریون، دست نگه دار
انقدر فرار نکن
چارلز؟
کجایی؟
برگشتهم خونه
جایی که تو هم باید باشی
میخوام بیای خونه
میدونم باید چی کار کنم
...اگه ترسک رو بکشی
افراد بیشمار دیگهای مثل اون رو به وجود میاری
پس اونا رو هم میکُشم
اینا حرفای اریک ــه نه خودت
دختری که من باهاش بزرگ شدم ...توانایی کشتن کسی رو نداشت
دختری خوب، منصف و پُر از رحم و دلسوزی بود
،الان هم رحم و دلسوزی دارم ولی برای ترسک نه
تعداد زیادی از ما رو کشته
،جلوشو بگیر چارلز وارد ذهنش شو
اجازه نمیده وارد شم، به زور دارم طاقت میارم هنوز به اندازهی کافی قوی نشدم
میدونم ترسک چی کار کرده
ولی کشتن اون باعث زنده شدن اونا نمیشه
تو رو در راهی قرار میده که بازگشتی نداره
...چرخهی کشتار بیپایانی به وجود میاد
...هم از ما هم از اونا
تا وقتیکه دیگه چیزی باقی نمونه
ولی همین الان میتونیم جلوی این اتفاق رو بگیریم
منو تو
فقط باید بیای خونه
مجبورم
اصلاً عوض نشدی چارلز
...همونطور که گفتم
دقیقاً میدونم باید چی کار کنم
کجاست؟
توی فرودگاه داره سوار یه هواپیما میشه
هواپیما به طرف کجا؟
واشنگتون دی.سی
...هی بچهها
باید یه چیزی نشونتون بدم
داریم در زمان به عقب برمیگردیم
این سیستمیـه که طراحیش کردم ...تا تمام خبرهای مربوط به پاریس رو
از هر سه شبکه و "پی.بی.اس" ضبط کنه
هر سه تا؟ عجب
آره و همینطور پی.بی.اس
ببینین چی پیدا کردم
،"فردا در مقابل "کاخ سفید رییس جمهور خبری رو اعلام خواهند کرد
همراه ایشون وزیر دفاع "بلیر" هم حضور خواهند داشت
،و حتی از مشاور مخصوصشون ...دانشمند مشهور بولیوار ترسک
برای مبارزه با مشکل جهشیافتهها کمک خواستهاند
...کاخ سفید
ریون متوجه نیست ولی اگر در همچین رویدادی ...که تمام دنیا تماشاش میکنن ترسک رو بکشه
پس اومدن من بیفایده خواهد بود
و توی گزارش یه خبر بد دیگه هم دیدم
رد خونش رو توی پاریس پیدا کردن
،تا جایی که میدونیم همین الانم دیانایــش رو دارن
...این تنها چیزیه که
برای ساختن دیدهبانها در آینده نیاز دارن
یه نظریه در فیزیک کوانتوم هست که بیان میکنه، زمان تغییر ناپذیره
مثل رودخونهست، میشه با سنگ توش موج ایجاد کرد ولی جریان همیشه خودش رو درست میکنه
مهم نیست که چه کاری انجام بشه رودخونه همیشه به یه جهت جریان داره و میریزه
میخوای چی بگی؟
...چیزی که میخوام بگم اینه که
اگه جنگ اجتناب ناپذیر باشه چی؟
اگه قرار باشه که ترسک رو بکشه چی؟
اگه ذات و شخصیتش اینجوری باشه چی؟
فقط به این خاطر که یه نفر اشتباه میکنه ...و راهشو گُم میکنه
به این معنا نیست که برای همیشه از دست رفته
اون نظریه رو قبول ندارم هنک
،و نمیتونم قبول کنم ذات و شخصیتش اونجوریه
،هواپیما رو آماده کن میریم واشنگتن
« « واشنگتن دی.سی
« « وزارت دفاع، پنتاگون
خوبی؟
دارم میشم
صرف نظر از هر اتفاقی که امروز میافته میخوام یه قولی بهم بدی
درون ذهنم رو نگاه کردی ...و خیلی چیزای بد دیدی ولی
چیزای خوب هم دیدی
مردان ایکس
بهم قول بده پیدامون میکنی
از قدرتت استفاده کن، کنار هم جمعمون کن
راهنماییمون کن رهبریمون کن
...استورم
...اسکات
...جین
این اسمها رو بخاطر بسپار
تعدادمون خیلی زیاده
بهت احتیاج پیدا میکنیم، پرفسور
تمام تلاشمو میکنم
همون تمام تلاشت کافیه
باور کن
،12 تا حامل وارد شدن 10 مایل فاصله دارن
پیدامون کردن
،هزاران نفر امروز در اینجا جمع خواهند شد از سراسر جهان آمدهاند تا شاهد تاریخ باشند
در کنار گروههای خبری که حداقل از 50 کشور مختلف جهان آمدهاند
ممنونم
میشه لطفاً دعوتنامههاتون رو ببینم؟
...بله میشه
این دو نفر با منن
- بفرمایین - ممنون
لوگن
خواهش میکنم، از این طرف قربان
...چیزی نیست
،هنوز پیداش نکردم ولی باید اینجا باشه
رئیس جمهور ایالات متحده
...دوستان آمریکایی من
امروز با بزرگترین تهدید تاریخ مواجه هستیم
جهشیافتهها
...باردارم
برای این تهدید آماده شدهایم
..."با کلمات جاویدان "رابرت آپنهایمر [[دانشمند مشهور فیزیک
...تماشا کنید
دنیا هرگز مثل قبل نخواهد بود
میتونم کمتون کنم؟
نه نمیتونی
اومدن
،این بخاطر شماست برادرا و خواهرای من
ریون؟
پیداش کردم
ولم کن چارلز
اونجاست، میبینین؟
محافظ شخصی، سمت چپِ سکو
- دیدمش - برین
داری چه غلطی میکنی؟
بهت نگفتم فعالش کنی
فعالش نکردم
ریون، خواهش میکنم به حرفام گوش کن
یه شانس دوباره نصیبمون شده که مشخص کنیم کی هستیم
این کارو نکن
آقایون، نمیتونین از این نقطه عبور کنین
نمیتونیم جلوی اون همه رو بگیریم
نه
ولی میتونیم سرعتشون رو کم کنیم
!اریــک
!بجنبین! یالا بریم
!استورم
!برین، برین، برین
!برین، برین
،ما رو در سطح دفاعی 3 قرار بده جناب رییس جمهور در وضعیت قرمز قرار داریم
- آمادگی پدافند هوایی در چه وضعیتیـه؟ - پدافند هوایی آمادهـست
اون بیرون چه اتفاقی افتاد؟
درستش میکنم
...قبلاً هم همینو گفتی
میخواستم موضوعی رو اعلام کنم
حالا تمام مردم دنیا میدونن نمیتونیم ازشون محافظت کنیم
درستش میکنم
به نفعته که بکنی
!چارلز
همه حالشون خوبه؟
!استورم
پشت سرتون
!حالا
احتمالاً نباید همچین سوالایی بپرسم
ولی در آینده، زنده میمونم؟
نه
ولی میتونیم تغییرش بدیم، نه؟
کاری که براش ساخته شدی رو انجام بده
« « جهشیافته ، جهشیافته
کجایی؟
!دارمش، برو
وای خدا، نه
دیگه خیلی وقت بازمانده بودی
یکیشون اینجاست
!نه! نه! نه
نکشینش
زنده میخوامش
چه اتفاقی افتاده؟
این سلاحها رو ساختین تا نابودمون کنین
چرا؟
چون از موهبتهامون میترسین
چون متفاوتیم
بشریت همیشه از چیزای متفاوت ترسیده
ولی من اینجام تا بهتون بگم، تا به دنیا بگم
حق دارین ازمون بترسین
ما آیندهایم
ما کسانی هستیم که وارث این زمین میشیم
...و هر کسی که سر راهمون قرار بگیره
سرنوشتی همچون سرنوشت افرادی که در مقابلتون میبینین خواهد داشت
امروز قرار بود نمایشی از قدرتتون باشه
به جاش مقدار ناچیزی از ویرانی که نژادم میتونه بهتون وارد کنه، نشونتون میدم
بذارید این هشداری برای جهان باشه
...و به برادران و خواهران جهشیافتهم
...این حرفو میزنم
دیگه قایم شدن بسه
دیگه رنج و عذاب بسه
،مدت خیلی زیادی رو در سایه شرم و ترس زندگی کردین
بیاین بیرون
،بهم ملحق بشین در اتحاد همنوعانمون در کنار هم بجنگید
...فردایی جدید
که امروز شروع میشه
تمام اون سالها حروم جنگدین با همدیگه شد چارلز
تا تعداد کمی از اونا رو به راه درست برگردونیم
- جناب رئیس جمهور !- برید کنار
!گفتم برید کنار
میخوای کشت و کشتار راه بندازی؟
منو بکش، مشکلی نیست
!ولی از جون بقیه بگذر
خیلی قهرمانانه بود، جناب رئیس جمهور
ولی شما قصد نداشتین از جون هیچکدوممون بگذرین
آیندهی گونهی ما از الان شروع میشه
« « جهشیافته
« « جهشیافته، جهشیافته
قبلاً تیرانداز بهتری بودی
باور کن، هنوزم هستم
!از ذهن من برو بیرون چارلز
...ریون
خواهش میکنم امروز ما رو دشمن اونا نکن
،دور و برت رو نگاه کن همینطوریش هم دشمنیم
همهمون نه
...تنها کاری که تا حالا کردی
نجات جون این افراد بوده
میتونی راه بهتری جلوی پاشون بذاری
جلوشو بگیر چارلز
،از روزی که همدیگرو دیدیم در حال تلاش بودم که کنترلت کنم
و ببین این کار چی برامون داشته
...هر اتفاقی که الان میافته
در دست توئه
من بهت ایمان دارم ریون
کاملاً در اختیارته چارلز
،اگه بذاری به چنگشون بیافتم دیگه مُردهم
میدونی که؟
میدونم
خداحافظ دوست قدیمی
خداحافظ اریک
مطمئنی باید بذاری برن؟
آره
بهشون امید دارم
...هنک، یه زمانی میرسه که
همهمون با هم خواهیم بود
لوگن چی؟
،صبح بخیر لوگن دیر بیدار شدی
،ناهار خوبی داشته باشین آفرین
- ممنون - واقعاً آفرین
استورم
جین
سلام لوگن
حالت خوبه؟
اینجایی
کجا باید باشم؟
هی
آروم رفیق
بعضی چیزا هیچوقت عوض نمیشن
"از دیدنت خوشحالم "اسکات
بعداً میبینمت جین
...پرفسور
...لوگن
همه چی روبراهه؟
آره
فکر میکنم باشه
موفق شدی
تو چه کاری؟
لوگن، نباید بری سر کلاس درس بدی؟
کلاس؟
- درس بدم؟ - آره
تاریخ
تاریخ؟
راستش یکمی کمک نیاز دارم
چه کمکی؟
تقریباً هر چیزی که بعد از سال 1973 اتفاق افتاده
بنظرم تاریخی که من میدونم یکم فرق داره
خوش برگشتی
از دیدنت خوشحالم چارلز
از دیدن همه خوشحالم
...خب
باید به قولم عمل میکردم
منو تو کلی حرف داریم که بزنیم
آره
آخرین چیزی که یادت میاد چیه؟
داشتم غرق میشدم
...گذشته
دنیایی جدید و نامعلوم
...دنیایی پُر از احتمالات بیپایان [[جهشیافتهها رئیس جمهور و کابینه را نجات دادند [[پروژهی دیدهبان لغو شد
و نتایج نامحدود [ترسک به دلیل افشا کردن اسرار [نظامی بازداشت شد
خودشه؟
!زندهس
داره نفس میکشه
انتخابهای بیشمار سرنوشتمون رو تعیین میکنن
،هر انتخاب، هر لحظه موجی در رودخانهی زمانه
،میخواین باهاش چی کار کنیم سرگرد استرایکر؟
با موجهای کافی میشه جریان آب رو تغییر داد
از اینجا به بعدش با من
چون آینده هرگز از قبل تعیین نشده
ترجمه و زیرنویس از پــویــــــا و مــــهــــرداد Toxicity Mehrdadss
ارائهای از تیم ترجمهی کـــــــافه فــــــیلم ..:: WwW.Cafe-Film.CoM ::..
[فیلم بعد از تیتراژ ادامه دارد]
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.