All language subtitles for 17. X-Men.Days.of.Future.Past.2014.720p_1080p.WEB-DL.YIFY _ Edited

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

نیویورک سیتی

،آینده

. دنیایی تاریک و نابود شده

،دنیایی در میان جنگ ... عذاب، تلفات

. برای هر دو طرف ...

جهش‏یافته‏ها و انسان‏هایی که جرأت ،کمک به آنها را داشتند

. مبارزه با دشمنی که نمی‏توانیم شکستش دهیم

آیا سرنوشت بوده که در این مسیر هستیم ؟

سرنوشت بوده که خودمان را مثل گونه‏های بسیاری که قبل از ما بودند، نابود کنیم ؟

یا این‏که می‏توانیم آن‏قدر سریع تکامل بیابیم که خودمان را تغییر بدهیم ؟

سرنوشت‏مان را تغییر بدهیم ؟

آیا این سرنوشتی‏ست که واقعاً مقدر شده ؟

« مردان ایکس: روزهای آینده در گذشته »

مسکو

زیرنویس از میثم ططری

! اونا اینجان

! وقت تمومه

! قراولان

. سان‏اسپات (لکه خورشید =)

! بریم

! بلینک (چشمک یا پلک زدن =)

! نه

! خیلی دیر کردین، عوضی‏ها

! بیا اینجا

! دستاتون رو ببرین بالا

! بخواب - ! نه -

! نه -

. تعداد اندکی شماری از ما باقی مانده

پروفسور ؟

. پیداشون کردیم

چین

! پروفسور

. بابی - (سلام، استورم . (=طوفان -

. سلام، بچه جون

. پروفسور

. شما موفق شدین

،هروقت قراولان حمله می‏کنن

،وارپت اونا رو می‏بینه

و منم بیشاپ رو می‏فرستم تا قبل ... از این‏که حمله بشه

. بهمون اخطار بده ...

... بلینک مکان بعدی رو می‏گرده و

خب، بعدش قبل از این‏که حتی بفهمن . اونجا بودیم، از اونجا می‏ریم

. چون ... ما هیچ‏وقت اونجا نبودیم

منظورت چیه هیچ‏وقت اونجا نبودین ؟

،اون طرح بیشاپ رو به چند روز قبل برمی‏گردونه

. تا بقیه رو از حمله‏ای که در راهه، آگاه کنه

و اون بیشاپ رو به گذشته برمی‏گردونه ؟

نه، فقط حس هوشیاریش رو ... به بدنِ جوانیِ خودش

. در دوره‏ی جوانیش بر می‏گردونه ...

. عجب

. این ممکنه جواب بده، چارلز

چی ممکنه جواب بده ؟

برنامه قراولان در ابتدا توسطِ دکتر . بولیوار تراسک طراحی شده

در اوایل دهه 70، اون یکی از طراحان . مهم سلاح‏ها در دنیا بود

اما به‏طور پنهانی آزمایش بر روی ،جهش‏یافته‏ها رو شروع کرد

از استعدادهاشون استفاده می‏کرد تا . تحقیقات خودش رو تقویت کنه

. یک جهش‏یافته بود که فهمید اون داره چه‏کار می‏کنه

جهش‏یافته‏ای که قدرت این رو داشت که . خودش رو به شکل هرکسی در بیاره

. میستیک (اسرارآمیز =)

. من اون رو به عنوان ریون می‏شناختم (کلاغ =)

،وقتی بچه بودیم هم‏دیگه رو ملاقات کردیم . باهم‏دیگه بزرگ شدیم

. برام مثل خواهر بود

. سعی کردم کمکش کنم

. اما فقط موفق شدم اون رو فراری بدم

. سرتاسر دنیا رو به دنبال تراسک بود

و در توافقات صلح پاریس در سال 1973 ،بعد از جنگ ویتنام

،اون تراسک رو پیدا کرد

. و اون رو کُشت

. این اولین باری بود که کسی رو می‏کُشت

. آخرین بارش هم نبود

اما کُشتن تراسک پیامدی رو نداشت . که اون انتظارش رو داشت

فقط دولت رو متقاعد کرد که به برنامه . تراسک نیاز دارن

،همون روز دستگیرش کردن

،شکنجه‏ش کردن . و روش آزمایش انجام دادن

در دی.اِن.اِیش راز قدرت‏های . تغییر قیافه‏ش رو فهمیدن

و کلید ساختش رو که نیاز داشتن ... رو بهشون داد

تا سلاح‏هایی رو بسازن که بتونه با ... . هر قدرت جهش‏یافته‏ای سازگار باشه

،و نتیجه‏ش کمتر از 50 سال

ماشینی‏های بود که خیلی از . هم‏نوعان ما رو نابود کرد

. و تمام این قضیه از همون روز سال 1973 شروع شد

. روزی که اولین بار کسی رو به قتل رسوند

. روزی که به راستی میستیک شد

. تو می‏خوای برگردی به اون روز

،اگه بتونم بهش برسم

،جلوی ترور رو می‏گیرم

،اون رو گرفتار دست‏های اونا نمی‏کنم

اون‏وقت می‏تونیم جلوی قراولان . رو از متولد شدن‏شون بگیریم

،و به این جنگ خاتمه بدیم . قبل از این‏که شروع بشه

من ... من می‏تونم یه نفر رو به . دوسه هفته پیش برگردونم

شاید هم یک ماه، ولی شما دارین در مورد . برگشتن به چند دهه پیش صحبت می‏کنید

. شما قدرتمندترین مغز دنیا رو دارین، پروفسور

اما مغز قبل از پاره شدن فقط می‏تونه . تاحدی منبسط بشه

. این کار شما رو تیکه‏پاره می‏کنه . شرمنده‏م

. هیچ‏کسی نمی‏تونه از این سفر زنده بمونه

اگه مغز کسی قدرت بهبود یافتن رو داشته باشه، چی ؟

اگه کسی بتونه به همون سرعتی که تیکه پاره می‏شه، بهبود پیدا کنه، چی ؟

. خیلی خب، پخش شین

. برید سر موقعیت‏هاتون

،پس من در بدنِ جوونی‏ام بیدار می‏شم خدا هم می‏دونه کجا، اون‏وقت چی ؟

،تو باید بری به خونه من، و من رو پیدا کنی

. منو از تمام این اتفاقات متقاعد کنی

نمی‏شه فقط ذهنم رو بخونی ؟

. من قدرت‏هام رو در سال 1973 ندارم

لوگان، تو باید کاری رو برام انجام بدی . که منم یه‏ زمانی برای تو انجام دادم

. من رو راهنمایی کن، هدایتم کن

. من اون‏موقع‏ها آدم کاملاً متفاوتی بودم

. باید باهام صبور باشی

. صبوری زیاد باب میل من نیست

. به من هم نیاز پیدا می‏کنی

چی ؟

بعد از این‏که میستیک، چارلز رو ،ترک کرد، با من اومد

. و منم اون رو در مسیر خطرناکی قرار دادم

. یک مسیر تاریک‏تر

این کار قراره هردوتامون رو ،دوشا دوش هم قراره بده

. اونم موقعی که نمی‏تونیم در کنار هم باشیم

. عالیه

خب، تو رو کجا پیدا کنم ؟

. خب، پیچیده‏است

،اساساً بدن‏ت به حالت خواب میره . در حالی‏که ذهن‏ت به گذشته سفر می‏کنه

،تا وقتی‏که در گذشته هستی . زمان حال و گذشته به باهم بودن ادامه میدن

... اما وقتی بیدار بشی

هرکاری که کردی، مسلط می‏مونه ... . و به تاریخ تبدیل می‏شه

. و برای بقیه ما، تنها تاریخی می‏شه که ما می‏دونیم

. انگار 50 سال اخیر هیچ اتفاقی نیافتاده

. در این دنیا، و این جنگ

... تنها کسی که گذشته رو به یاد میاره

. تویی ...

خیلی خب، لوگان، ازت می‏خوام ذهن‏ت رو . خلوت کنی، و تا جایی که ممکنه آروم باشی

چی ؟ منظورت چیه ؟

اگه ذهن‏ت متزلزل بشه، نگه داشتنت . برام سختر می‏شه

. شروع می‏کنی به لغزیدن بین گذشته و آینده

اگه لازم باشه یه خورده متزلزل بشم، چی ؟

به افکار آرامش‏بخش فکر می‏کنی ؟

. افکار آرامش‏بخش

خبر خوب توی آستین‏ت نداری ؟

... خب

تو سن‏ت خیلی بالا نمیره، پس اونجا . هم قیافه‏ت همین شکلی به نظر می‏رسه

. در گذشته زمان زیادی نداری

. قراولان ما رو پیدا می‏کنن . همیشه همین‏طور بوده

. اما این دفعه قادر به دویدن نیستیم . هیچ راه فراری نداریم

. این آخرین شانس‏مونه

واقعاً فکر می‏کنی این کار جواب می‏ده ؟

. من به اون ایمان دارم

. من نگران اون نیستم . نگران خودمون‏ام

. ما جوان بودیم . اون‏قدرها هم عاقل نبودیم

. حالا هستیم

. به زودی می‏بینم‏تون

. ممکنه یه خورده درد داشته باشه

... اولین باری

،که صورت تو را دیدم ...

فکر کردم خورشید در چشمان‏ات طلوع کرده

... و ماه و ستاره‏ها

... هدایایی بودند که تو ...

. یا مریم مقدس

... به تاریکی ...

. جواب داد

. آسمان بی‏پایان داده‏ای، عزیزم ...

هی، چه خبره ؟

! گوئن ! لباس‏هات رو بپوش - شما دیگه کی هستین ؟ -

. هی، من نمی‏دونم اینجا چه خبره

خبر اینه که، جنابعالی می‏بایست محافظ دخترِ ! رییس باشی، نه این که ترتیبش رو بدی

. من که باهاش نخوابیدم

نه ؟ - . نه -

منظورم اینه که بله، بارها و بارها ... با اون خوابیدم، ولی

! جیمی

. اون من نبودم . منِ سابق بودم

. من تازه حدود 20 ثانیه‏ست که اومدم اینجا - واقعاً ؟ -

. آره - خب، پس چه بلایی سر لباس‏هات اومده ؟ -

... خب ... اوه

اگه بهتون بگم من رو از آینده به اینجا فرستادن حرفم رو باور می‏کنید ؟

. از اینجا برو بیرون، عزیز دل بابا - . آره دیگه -

. ما خودمون به این خل‏وچل رسیدگی می‏کنیم

. نه، رسیدگی نمی‏کنید

یا سویچ‏های ماشین‏‏ت و یه خورده ،پول واسه‏ی بنزین بهم می‏دی

. یا این‏که توی بیمارستان از خواب بیدار می‏شی

باور کن، می‏دونم این کارها . چه‏جوری تموم می‏شه

اوه، به خاطر اینه که از آینده هستی ؟ - ،نه -

. بخاطر ایناست

! چی ؟

! آه ... لعنتی

. افکار آرامش‏بخش

بیوک (مارک ماشین =)

یو-خوش‏شانس نیویورک

... ما داریم تمام مخارج دفاعی‏مون و

تمام لیست‏های سیاه رو که ... برملا شدن رو بررسی می‏کنیم

ما نمی‏تونیم سلاحی رو پشتیبانی کنیم . که اهدافش شهروندان خودمون هستن

... اگه این جهش‏یافته‏های که شما گفتین

از قبل دارن در بین ما زندگی می‏کنن، پس ... . دارن با صلح و صفا در اینجا زندگی می‏کنن

. ما بیش از 10 ساله که درگیری‏ای نداشتیم

بعد از اتفاقی که در کوبا افتاد ؟

. اون اتفاق هیچ‏وقت تأیید نشد

. ما دشمنانِ واقعی‏ای در بیرون کشور داریم

. روس‏ها، چینی‏ها

ما داریم در مورد 3 دهم جمعیت‏مون . صحبت می‏کنیم

. اجازه بدین یه چیزی رو براتون بخونم - . خواهش می‏کنم -

. این مطلب توسط دوستان‏مون در "سیا" کشف شده (سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا =)

مقاله‏ایست که توسطِ یک جهش‏یافته در ،دانشگاه اکسفورد نوشته شده

. و بنده نقل قول می‏کنم

،برای انسان‏های اولیه ،پسرعمویِ جهش‏یافته‏ش، انسان مدرن

،که ما هستیم

. یک نابهنجاری بوده

پیدایش گونه‏ی انسان ،جهش‏یافته: انسان مدرن

با انقراض فوریِ گونه‏ی کمتر . تکامل یافته‏شون، همراه بوده

. خب

... حالا

. ما انسان اولیه هستیم ...

. از جانب خودتون صحبت کنید، دکتر تراسک

می‏دونی، موقعی‏که شما اون سربازهامون ... رو بدونِ سلاح‏های که برای

،پیروزی در جنگ لازم داشتن ... ،رو به ویتنام عازم می‏کردین

. دشمن‏تون رو دست کم گرفتین

،اگه این دشمن رو دست بگیرین

دیگه یه‏جور کشمکش مرزی دور و بر . دنیا نخواهد شد

،این دفعه، جنگ خیابون‏هامون ،شهروندان‏مون، خونه‏هامون خواهد بود

و با گذشت زمان متوجه می‏شین به ،برنامه‏م نیاز دارین

. اون‏وقت خیلی دیر می‏شه

و در طی یک عمر زندگی . در دو جنگ شکست می‏خورین

. متأسفیم، دکتر تراسک

،اما برنامه قراولان شما

. به اجرا در نمیاد

سایگون (پایتخت سابق ویتنام جنوبی =)

می‏تونم کمک‏تون کنم، سرهنگ ؟

. فقط اومدم افرادمون رو بدرقه کنم

. متأسفم، قربان . ولی ما دستوراتی داریم . اینجا یک منطقه‏ی قرنطینه است

. کنار بایست، سرباز . این یک دستوره

! خبردار

. آزاد

اینها چی هستن ؟

. گزارشات آزمایشگاه، آزمایشات خون . همه‏شون رو بسته‏بندی و با کشتی می‏فرستیم

مقصدش کجاست ؟

. اونا رو به یک مقصد می‏فرستیم

. صنایع تراسک

گزارش آزمایش خون و معاینه پزشکی » « نام بیمار: الکساندر سامرز

. بیاین بریم، آقایون

. شما رو از این نمایش مسخره می‏بریم

می‏ریم خونه ؟

. فعلاً نه

با اونا چه کار می‏کنید ؟

. یه خورده سواری رو راحت‏تر می‏کنه

داریم شما رو به یک ساختمان خصوصی انتقال ... می‏دیم، که می‏تونیم

. چندتا آزمایش دیگه انجام بدیم ...

. افرادت نظامی نیستن

لباس شخصی هستن . ما اجازه داریم تا . این افراد رو تا شروع محاکمه زندانی کنیم

. این سربازها میرن خونه

... خب، سرهنگ

. فکر نکنم شما در این مورد اختیاری داشته باشین

. متأسفانه دارم، پسرم

ببخشید، شما کی هستین ؟

... سرگرد، سؤال اینه که

« ویلیام استرایکر جونیور »

شما کی هستین ؟ ...

. ریون

. اسم من این نیست

. خودم حسابش رو می‏رسیدم - . می‏دونم -

. راه بیافتین . زودباشین، بریم

اریک کجاست ؟

. الان خودم تنها هستم

. برین . یالا

! اون هواپیما رو نگه دار

نمی‏خوام این بچه‏ها رو توی این ! کشور دورافتاده ول کنم

! بله، قربان

شما با ما نمی‏آین، درسته ؟

. جنگِ من تموم نشده . دشمن هنوز اونجاست

کجا رفتن ؟

،اون چهارتا سرباز ! کجا رفتن ؟

. رفتن به طرفِ باند

ملک خصوصی وارد نشوید

مدرسه‏ی ژاویـِر برای جوانان بااستعداد

می‏تونم کمک‏تون کنم ؟

،آه، بله چه اتفاقی برای مدرسه افتاده ؟

. مدرسه سال‏هاست که بسته شده

شما والدین کسی هستین ؟

. والاّ خوشحالم که نیستم

شما کی هستین ؟ - . من هنک هستم -

. هنک مک‏کوی . من الان مراقب این خونه هستم

تو هیولا هستی ؟

. نگاش کن . گمونم اولای جوونی هستی

. نمی‏دونم راجب چی حرف می‏زنی . لازمه ازتون بخوام از اینجا تشریف ببرین

پروفسور کجاست ؟ - . هیچ پروفسوری اینجا نیست -

. بعنوان یه بچه لاغرمُردنی خیلی قوی هستی

بی‏خیال . مطمئنی یه هیولای کوچولو اینجا نیست ؟

. بی‏خیال، هیولا - . اون اینجا نیست -

. بی‏خیال، هیولا - ! نه -

! هی

. گفتم این مدرسه بسته است . شما باید از اینجا برین

. نه تا وقتی‏که پروفسور رو ندیدم

. پروفسوری اینجا نیست . بهت که گفتم

. ببین بچه جون . من و تو قراره دوستای خوبی بشیم

. ولی هنوز این رو نمی‏دونی

! پروفسور

! آه

! پروفسور

هنک، اینجا چه خبره ؟

. پروفسور - . لطفاً من رو به این اسم صدا نکن -

چی ؟ تو این یارو رو می‏شناسی ؟

. آره، یه جورایی آشنا به نظر میاد

از روی اون چلچراغ صاحب‏مرده . بیا پایین، هنک

. تو می‏تونی راه بری

. آدم زیرکی هستی

... فکر کردم اریک

که این باعث می‏شه یه‏خورده گیج بشم که شما . تابلومون رو روی دَر ورودیُ ندیدی

. اینجا یک ملک شخصیه، دوست من . باید ازش بخوام که ازتون بخواد از اینجا برین

خب، متأسفانه نمی‏تونم این کار ... رو بکنم، چون، اه

. چون من رو بخاطر تو به اینجا فرستادن

خب، به اون کسی که شما رو فرستاده . بگین من سرم شلوغه

،شاید یه خورده مشکل باشه ... چون اون کسی که منو فرستاده

. شمایین ...

چی ؟ - . حدود 50 سال دیگه -

پنجاه سال دیگه، مثلاً 50 سال آینده ؟

. آره

من تو رو از آینده فرستادم ؟ - . آره -

! برو بابا

اگه قدرت‏هات رو داشته باشی می‏دونی . که دارم حقیقت رو می‏گم

... تو از کجا می‏دونی من قدرت‏هام رو نداشته

اصلاً تو کی هستی ؟ - . بهت که گفتم -

از سیا هستی ؟ - . نه -

داشتی منو می‏پاییدی ؟

. من تو رو می‏شناسم، چارلز

. ما سال‏هاست که باهم دوستیم

می‏دونم که وقتی 9 سالت بوده . قدرت‏هات رو به دست آوردی

... و می‏دونم وقتی این اتفاق افتاد فکر کردی

داری دیوونه می‏شی، تمام . اون صداهای توی ذهنته

این صداها نبوده، تا وقتی‏که به سن 12 سالگی ... می‏رسی اون‏وقت می‏فهمی

. که تمام اون صداها توی ذهن دیگران بوده ...

می‏خوای بازم بگم ؟

. من هیچ‏وقت این حرف رو به کسی نگفتم

. فعلاً نگفتی، نه، ولی بعداً می‏گی

. خیلی خب، توجه‏م رو جلب کردی چی می‏خوای ؟

. ما باید جلوی ریون رو بگیریم

. به کمکت نیاز دارم

. ما به کمکت نیاز داریم

. فکر کنم بهتره الان از خواب بیدار شم

این موضوع چه ربطی به ریون داره ؟

پس تو داری می‏گی که اونا قدرتِ ریون رو گرفتن و چی ؟

ازش استفاده کردن ؟

. بله

. اون بی‏نظیره

. بله همین‏طوره، هنک

در ابتدا قراولان فقط جهش‏یافته‏ها رو . هدف‏گیری می‏کردن

و بعدش شروع کردن به شناسایی ژنتیک ... غیر جهش‏یافته‏هایی

که بالاخره صاحب بچه و نوهِ ... . جهش‏یافته‏دار می‏شن

خیلی از انسان‏ها سعی کردن بهمون . کمک کنن، ولی این یه قتل‏عام بود

. فقط بدترین آدما مسئول بودن

. من در جنگ‏های زیادی بودم

. هیچ‏وقت همچین چیزی رو ندیدم

. و همه این وضع با اون شروع می‏شه

... بیاین فقط فرض کنیم که بخاطر

،بخاطر این‏که تصمیم گرفتم حرفت رو باور کنم . تصمیم گرفتم کمکت کنم

. ریون به حرف من گوش نمی‏کنه

. نه، قلب و روحش الان به یه نفر دیگه تعلق داره

. می‏دونم

. بخاطر همینه که به مگنیتو هم نیاز داریم (آهن‏ربا =)

اریک ؟

تو می‏دونی اون کجاست ؟

. آره

. اون جاییه که بهش تعلق داره

پس این‏طوریه ؟ همین‏طوری دست از کار می‏کشی ؟

،اوه، دست‏مریزاد . همان‏طور که گفتم . آدم زیرکی هستی

پرفسوری که من می‏شناسم ... هیچ‏وقت به کسی که

. راهش رو گم کرده پشت نمی‏کنه ...

. بخصوص کسی که دوستش داره

... می‏دونی

. فکر کنم الان تو رو به خاطر آوردم ...

،آره، مدت‏ها پیش اومدیم پیشت . ازت کمک خواستیم

و منم چیزی رو بهت می‏گم :که تو اون‏موقع به ما گفتی

. گورتو گم کن

! گوش کن، عنتر فسقلی ... من راه درازی اومدم

و مردن خیلی از آدم‏ها رو دیدم؛ ... . آدمای خوب، دوستان

اگه قراره بشینی و غصه بخوری ،و هیچ کاری نکنی

اون‏قوت، تو هم همچین چیزهایی رو خواهی دید، فهمیدی ؟

. همه‏مون باید یه زمانی بمی‏ریم

. بهت که گفتم . اینجا هیچ پروفسوری نیست

چه بلایی سرش اومده ؟

. اون همه‏چیزش رو از دست داد . اریک، ریون، پاهاش

،ما مدرسه رو ساختیم . آزمایشگاه‏ها، کل اینجا رو

،و وضعیت دقیقاً بعد از نیم‏سال اول

. جنگِ ویتنام، بدتر شد

خیلی از معلم‏ها و دانش آموزها به . خدمت احضار شدن

. این کار اون رو از پا در آورد

. گوشه‏گیر شد

... می‏خواستم کمک کنم، یه کاری بکنم، پس

،یک سرُم برای درمان ستون فقراتش درست کردم

می‏دونی، از همون فرمولی مشتق شده که کمکم . کرد تا جهش‏ام رو کنترل کنم

من از اون فقط به اندازه‏ی کافی برای ... حفظ تعادلم استفاده کردم، ولی

. اون زیادی استفاده کرد ...

سعی کردم آرومش کنم، ولی اون . نمی‏تونست دردش رو تحمل کنه

... صداها

... معاجله پاهاش رو بهش داد، ولی

. این کافی نبود ...

... اون

. اون چیزهای زیادی از دست داد ...

تو از من نمی‏ترسی ؟

همیشه باور داشتم که تنها . جهش‏یافته‏ی دنیا نیستم

. چارلز ژاویـِر

. ریون

تو گرسنه و تنهایی ؟

. هرچیزی که می‏خوای بردار

. ما کُلی غذا داریم . لازم نیست دزدی کنی

. راستش، دیگه هیچ‏وقت نباید دزدی کنی

. قول می‏دم

. کمکت می‏کنم دستت بهش برسه

،نه بخاطر حرف‏های که از آینده می‏زنی . بلکه بخاطر اونه

. قبوله

. اینو بهت بگم: تو اریک رو نمی‏شناسی

. اون مرد یه هیولاست . یه قاتل

فکر می‏کنی می‏تونی ریون رو قانع کنی که نظرش رو عوض کنه ؟

به خونه بیاد ؟

! عالیه

ولی چی باعث شده فکر کنی که می‏تونی نظرش رو عوض کنی ؟

چون تو و اریک هردوتاتون منو . به اینجا فرستادین

،اتاقی که اون رو توش حبس کردن ... در طی جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم که کمبود فولاد ... . بوده، درست شده

پس شالوده‏ش از جنس بتن و شن . خالصه، نه آهن

اون صد طبقه زیر به شدت محافظت‏شده‏‏ترین . ساختمون سیاره، نگه داشته شده

چرا اونجاست ؟

چی ؟ یادش رفته بهت بگه ؟

آه، جی.اف.کی (جان فیتزجرالد کِندی، 35مین رئیس جمهور آمریکا =)

اون کُشتش ... ؟

چه دلیل دیگه‏ای می‏شه آورد که گلوله به‏طور معجزه‏آسایی در هوا پیچ در پیچ نخورده باشه ؟

. اریک همیشه با تفنگ‏ها سبکِ خودش رو داشته

مطمئنی که می‏خوای با این آدم ادامه بدی ؟

. خب، این نقشه‏ی جنابعالیه، نه من

. ما هیچ مدرکی برای ورود نداریم - . یا خروج -

. فقط من و هنک هستیم

. من یه نفر رو می‏شناسم

،آره، الان باید جوون باشه . بیرونِ واشنگتن بزرگ شده

. اون می‏تونه وارد هرجایی بشه

. فقط نمی‏دونم از کدوم قبرستونی پیداش کنیم

بدونِ سربرو غیرممکنه ؟ (به زبان اسپانیایی یعنی مغز =)

. ما یه دفترچه تلفن داریم

صنایع تراسک

. فکر کردم دارین برای سفرتون آماده می‏شین، آقا

. فقط اومدم چندتا پرونده بردارم

اون یه شال‏گردنِ جدیده ؟

. خوشگله

. ممنون

آزمایش سلاح‏ها

گزارشات کالبدشکافی

دکتر تراسک ؟

. یه لحظه صبر کن

. چندتا اسم به جلسه‏ی پاریس اضافه کردم

. دستت درد نکنه

چیزی شده، آقا ؟

. نه

. چیزی نیست

می‏شه برنامه سفرم رو تایپ کنی ؟

. نمی‏خوام چیزی رو از قلم بندازم

. اینجا، اینجا، اینجا - کجا ؟ -

. همین‏جا . وایسا - . خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب -

دفعه بعد من رانندگی می‏کنم، خب ؟ . بهش عادت نکردی

مکسی‏موف

این دفعه چه‏کار کرده ؟

. بخاطر هرکاری که کرده یه چک براتون می‏نویسم

. فقط می‏خوایم باهاش حرف بزنیم

! ... پیتر، پلیس‏ها اینجان

. دوباره ...

چی می‏خواین ؟ . من کاری نکردم

. من تمام روز رو اینجا بودم

. فقط آروم باش، پیتر . ما پلیس نیستم

البته که پلیس نیستین . اگه پلیس بودین . که یه ماشین اجاره‏ای رو نمی‏روندین

تو از کجا می‏دونی ما ماشین اجاره‏ای گرفتیم ؟

وقتی داشتین از در می‏اومدین تو، برگه . ثبت‏نامه‏تون رو خوندم

،یه خورده وقت اضافه هم داشتیم ... بخاطر همین

رفتم سراغ قراردادهای اجاره‏ای‏تون و ... . فهمیدم که از بیرون شهر اومدین

شما مامور اف.بی.آی هستین ؟

نه، پلیس نیستین . هی، موضوع این مدرسه جوانان بااستعداد چیه ؟

. اون ... یه کارت قدیمیه

. خب، آدم جذابیه

. آدم اعصاب خوردکنیه

چی، تله‏پاتی ؟

. نه، فقط سریعه

. موقعی‏که باهاش آشنا شدم خیلی ... جوون نبود

جوون ؟ . تو که پیرتری

پس نمی‏ترسی قدرت‏هات رو نشون بدی ؟

قدرت ؟ کدوم قدرت ؟ از چی حرف می‏زنید ؟

شما چیز غیرعادی‏ای اینجا می‏بینید ؟

. اگه به کسی بگین، حرفتون رو باور نمی‏کنه

خب، شما کی هستین ؟ چی می‏خواین ؟

. ما به کمکت احتیاج داریم، پیتر

چه کمکی ؟

... به یک ساختمون با امنیت خیلی بالا نفوذ کنی

. و یه نفر رو بیرون بیاری ...

فرار از زندان ؟

. غیرقانونیه، می‏دونید که

. خب، حداقلش دستگیر می‏شی

خب، چی نفعی برای من داره ؟

آقای عشق به دزدی، نفعش اینه که . به پنتاگون نفوذ می‏کنی

از کجا بدونم که می‏تونم بهتون اعتماد کنم ؟

. چون ما هم دقیقاً مثل تو هستیم

. نشونش بده

. باحاله، ولی حال بهم‏زنه

وزارت دفاع پنتاگون

در سال 1943 ساخته شده، پنتاگون ،بزرگ‏ترین ساختمون اداری دنیاست

با بیش از 25 هزار کارمند نظامی . و بیش از 500 هزار متر مربع کشیده شده

دستشویی کجاست ؟ - . همیشه باید بشاشه -

. اوه، خوش به حالتون . اینجا دستشویی زیاد هست

. ممنون

از این نقطه به بعد فلز ممنوع است

! آره، یه سیگنال پخش برنامه این پایین داریم چه خبره ؟

! لعنت بر شیطون ! بخش حفاظت رو خبر کنین . بگو بیاد این پایین

مواظب شیشه باش

برای تصرف کردن جزیره ایگوجیما ... . از امپراتوری ژاپن، جنگیدن

... حالا، این نبرد یک ماهه

شامل یک سری جنگ خشن در طی ... . جنگ جهانی دوم بود

... طی 3 ثانیه اون درها باز می‏شن

و بیست تا نگهبان میان اینجا ... . تا بهمون شلیک کنن

. می‏دونم، من هم منتظر همین هستم

چه‏کار داری می‏کنی ؟

من گردن‏ت رو می‏گیرم، بخاطر همین . ضربه‏ای به گردن‏ت نمی‏خوره

چی ؟

. ضــر ... بــه

! تکون نخورید

. حالت خوبه . پیش میاد

. برای همه پیش میاد

. باید یه کار خیلی مهم کرده باشی

چیکار کردی، مرد ؟ چیکار کردی ؟

چیکار کردی ؟ چرا اون تو نگه‏ت داشته بودن ؟

. بخاطر کُشتن رئیس جمهور

. واو

! اوخ اوخ

تنها کاری که مرتکبش شدم، مبارزه . برای افرادی مثل من و توئه

کاراته بلدی ؟ کاراته بازی ؟

. من کاراته بلد نیستم

. ولی خل‏وچل بازی بلدم

،خانوما و آقایون، دخترا و پسرا . این یه وضعیت قرمزه

،داریم کلِ طبقه رو تخلیه می‏کنیم ... بخاطر همین ما، اه، من و همکارم می‏تونیم، اه

. مراقب زندانی باشیم - شما کی هستین ؟ -

،ما نیروهای ویژه سی.بی، اف.ایی . سی.آی.دی هستیم . ببینین

. شاید اولش که گفتم نشنیدین

ضروریه که درک کنین که ما در . وضعیت کاملاً بسته‏ایی هستیم

... ما باید به طیقه سوم بریم

،اوه، متأسفم حرفت تموم شده بود ؟

. اونا بهم گفتن فلز کنترل می‏کنی

اونا ؟

می‏دونی، مامانم یه بار شخصی رو می‏شناخت . که می‏تونست این کار رو بکنه

. متأسفم، فقط زیاد با خشونت میونه‏یِ خوبی ندارم

چارلز ؟

،منم از دیدنت خوشحالم، دوست قدیمی

و، راه میری ؟ - . نه به لطف تو -

تو آخرین آدم روی زمین هستی که انتظار . داشتم امروز ببینمش

. باور کن، اگه مجبور نبودم، اینجا نمی‏اومدم

،اگه از اینجا ببریمت بیرون . به روش من پیش می‏ریم

. کُشتن ممنوعه

. کلاهخود ممنوعه

. اگر هم بخوام نمی‏تونم ازت سرپیچی کنم

. من دیگه هیچ‏وقت وارد اون ذهن نمی‏شم

. می‏خوام بهم قول بدی، اریک

! کسی تکون نخوره

! همونجا بایستید

چارلز ؟ - ! تکون نخورین -

! دستا بالا، وگرنه شلیک می‏کنیم

. خشکشون کن، چارلز - . نمی‏تونم -

! دستا بالا

! نه

... اگه می‏توانستم زمان را در یک بطری نگه دارم

... اولین کاری که دوست دارم انجام بدم ...

این است که تمام روزها را نگه دارم ،تا وقتی که جاودانگی به سر می‏رسد

. فقط به این خاطر که آن روزها را با تو بگذرونم

اگر می‏توانستم کاری کنم که ،روزها تا أبـد طول بکشند

... اگر کلمات می‏توانستند آرزوها را بر آورده کنند

تمام روزها را مثل یک گنجینه ... نگه می‏داشتم و سپس

. دوباره آن روزها را با تو می‏گذروندم ...

... اما به نظر زمان هیچ‏وقت قد نمی‏دهد

،تا کارهای را که می‏خواهی انجام بدهی ... . زمانی که آنها را پیدا کردی

... من به اندازه‏ی کافی اطراف را گشتم تا بدانم

که تو همان شخصی هستی که . می‏خواهم زمان را باهاش بگذرونم

. ممنون، بچه جون

. پیتر، خیلی‏خیلی ممنونم

. مراقب خودت باش

. هی، برنامه پروازتون رو توی کابین خلبان دیدم چرا دارین می‏رین پاریس ؟

عهدنامه صلح در پاریس امضاء می‏شود » « توافق بین‏المللی به جنگ در ویتنام خاتمه می‏دهد

. تصور کن اگه اونا فلز بودن

. یه لطفی در حقم بکن و اون رو برگردون - . باشه -

... راستی، پیتر

. آروم برونش

تو رو از کجا کشف کردن ؟

،باور کردنش برات سخته که بفهمی ... ولی، اه

. تو من رو فرستادی ...

،تو و چارلز

. از آینده

چه‏طوری قدرت‏هات رو از دست دادی ؟

. درمانِ ستون فقراتم، روی دی.اِن.ای‏ام تأثیر گذاشت

تو قدرت‏هات رو فدا کردی تا بتونی راه بری ؟

. من قدرت‏هام رو فدا کردم تا بتونم بخوابم

تو از کجا می‏دونی ؟

. من بهره منصفانه‏م رو از دست دادم

. اشک‏هات رو پاک کن، اریک

. توجیه کاری که کردی نمی‏شه

. تو که نمی‏دونی من چه‏کار کردم

. می‏دونم که باارزشمندترین چیزها رو ازم گرفتی

. خب، شاید می‏بایست بخاطرشون سختر می‏جنگیدی

! می‏خوای بجنگی، اریک ؟ باهات می‏جنگم - ! بتمرگین -

. بذار بیاد - ! تو منو ترک کردی -

! تو ریون رو بردی و منو ترک کردی

. آنجل

. آزازل

. اِما

. بانشی

! برادران و خواهران جهش‏یافته‏مون، همه مُردن

،افراد بی‏شمار دیگه‏ای

،روشون آزمایش انجام دادن . سلاخی شدن

. اریک

تو کجا بودی، چارلز ؟

! ما باید مراقب‏شون می‏بودیم

! وقتی که افراد خودت بهت احتیاج داشتن، کجا بودی ؟

! مخفی شده بودی

! تو و هنک، چیزی رو وانمود می‏کردین که نیستین

. اریک

. تو همه‏ی ما رو ترک کردی

. پس همیشه یه عوضی بودی

. قبول می‏کنم که بهترین دوستای آینده هستیم

من سال‏های زیادی سعی کردم . تو رو از پا بندازم، داشَم

چه‏طوری پیش رفت ؟

. تو مثل من هستی

. یک بازمانده‏ای

می‏خوای اون همه آت و آشغال رو جمع کنی ؟

پاریس

،ژنرال، شاید بهتر باشه زیاده روی نکنی . فردا روز درازی در پیش داریم

. داریم جشن می‏گیریم، کاپیتان

،هرروز که در جنگ برنده نمی‏شیم

. اونم در برابر آمریکاهای لعنتی

. برم یه بطری دیگه بگیرم

. معذرت می‏خوام - . بهتون اطمینان میدم که تقصیر من بود -

شما ویتنامی صحبت می‏کنید ؟ - . من یه مترجم‏ام -

. به زبان‏های زیادی صحبت می‏کنم

،اجازه بدین یه نوشیدنی دیگه براتون بخرم

. مگر این‏که اینجا با کسی باشین

. من تنها هستم

. یه بطری جانی والکر، لطفاً

شما اساساً به حضور در مراسم توافقات » « صلح پاریس دعوت شده‏اید

فردا به نشست‏سران تشریف می‏برین ؟

. یه دختر خوشگل که به سیاست علاقه‏منده

. ظاهر آدم می‏تونه فریب‏انگیز باشه

. بله، همین‏طوره

... بیشتر بهم نشون بده

. عزیزم ...

. لباس‏هات رو در بیار

چی شده، عزیزم ؟ فکر نمی‏کردی که این‏قدر خوشگل باشم ؟

شما اساساً به حضور در مراسم توافقات » « صلح پاریس دعوت شده‏اید

می‏خوای بازی کنیم ؟ . مدتیه بازی نکردیم

. حال و حوصله بازی ندارم، ممنون

. ده ساله که یه جرعه درست‏و حسابی نخوردم

. من رییس جمهور رو نکُشتم

. گلوله قوس خورده بود، اریک

. چون سعی کردم نجاتش بدم

. قبل از این که بتونم من رو گرفتن

چرا سعی کردی نجاتش بدی ؟ - . چون اون یکی از ما بود -

. لابد فکر کردی خیلی احمق هستم

. همیشه می‏گفتیم میان سراغ‏مون

هیچ‏وقت تصور نمی‏کردم از دی.اِن.ایِ ریون . برای انجام این کار استفاده کنن

آخرین بار کِی دیدیش ؟

. روزی که رفتم به دالاس (شهری در مکزیک، و محل ترور کِندی =)

حالش چطور بود ؟

. قوی

. رانده شده

. وفادار - ... حالش -

حالش چطور بود ؟

... اون

. فهمیدم چرا این‏قدر برات ارزش داره

. باید بهش افتخار کنی، چارلز

. اون بیرون داره بخاطر هدف‏مون می‏جنگه

. هدف تو

،دختری که من بزرگ کردم . قادر به کُشتن نبود

. تو بزرگش نکردی، باهاش بزرگ شدی

،اون نمی‏تونست تا ابد دختر کوچولوت باشه . بخاطر همین گذاشت رفت

. اون رفت، چون تو وارد ذهنش شده بودی

. این قدرت من نیست

. اون یه انتخاب کرد

اما الان می‏دونیم اون انتخاب به کجا منجر شد، نه ؟

،اون می‏خواد تراسک رو به قتل برسونه ... اونا هم می‏گیرنش

. و بعدش ما رو از ریشه نابود می‏کنن ...

. نه اگه ما اول بهش برسیم

. نه اگه تاریخ آینده رو تغییر بدیم

. متأسفم، چارلز

. بخاطر اتفاقی که افتاده، واقعاً متأسفم

. مدتیه که بازی نکردم

. بهت سخت نمی‏گیرم

. شاید بالاخره یه بازی منصفانه بکنم

. حرکت اول با تو

سیاستمداران سرتاسر دنیا امروز ... به اینجا رسیدن، به

. هتل رویال ...

... یک روز تاریخیه، روز پایان رسمی

. درگیری‏های نظامی آمریکا در ویتنام ...

... وزیر امور خارجه ویتنام جنوبی

با دیگر عالی‏رتبه‏های ویتنام جنوبی ... . تشریف آوردن

. نشست‏سران تا یک ساعت دیگه شروع نمی‏شه

هتل برای مهمان‏های ویژه‏تون یک اتاق . خصوصی در طبقه بالا تدارک دیدن

. کلی وقت داریم

. صبح همگی به‏خیر، سلام

. از این که اومدین سپاسگزارم

. پیروزی در این جنگ رو تبریک می‏گم

فعلاً می‏دونم که همه قراره در طبقه پایین ،باهام آشنا بشین و و عکس بندازین

. به همین خاطر، یه‏راست میرم سر اصل مطلب

. یک دشمن جدید اون بیرونه

،دشمنی که تسلیحات‏تون رو بی‏فایده

ارتش‏هاتون رو ناتوان و . ملت‏هاتون رو بی‏دفاع می‏کنه

شما سلاح جدیدی رو برای این جنگ . نیاز خواهید داشت

. بنده اونا رو "قراولان" صدا می‏زنم

اسم‏شون برگرفته از نگهبانان باستانیه که . در جلوی دروازه‏های قلعه می‏استادن

. اونا توانایی‏های هوانوردیِ یک جت هریر رو دارن

... با تفنگ‏هایی مسلح شدند که می‏تونند

با مهمات سرامیکی-گرمایی بیشاز 2 ... . هزار گلوله رو در هر دقیقه شلیک کنند

،اما اندازه، قدرت، سرعت

. رو می‏تونید در کمپانی لاک‏هید و بوئینگ بفهمید

نه، چیزی که قراولان رو خیلی ویژه می‏کنه؛

. قابلیت هدف گرفتن ژن نامشخص جهش‏یافته‏هاست

یک سیستم هدایت ژنتیک که می‏تونه . از فاصله 800 متری روی هدف قفل کنه

،و شروع به شلیک کردن نمی‏کنه . مگراین‏که هدف رو شناسایی کنه

با این سلاح؛ خسارت اضافی انسانی . وجود نخواهد داشت

اگر روشنش کنم، سیستم حتی . نمی‏تونه در اینجا فعال بشه

... مگراین‏که

. جهش‏یافته‏ای اینجا باشه ...

. حتماً اشتباهی شده

. دستگاه‏های من اشتباه نمی‏کنن

تو چی هستی ؟

،بهتون اطمینان میدم

... من

. نه . بهش شلیک نکن

... بهتون اطمینان میدم

. که نمی‏دونم راجب چی حرف می‏زنین ...

! ریون

. ریون

. ریون

! ریون

. ریون

چارلز ؟

. اومدیم دنبالت، من و اریک

. باهمدیگه

. هیچ‏وقت فکر نمی‏کردم که دوباره ببینمت

. مدت‏ها پیش بهت قول دادم که ازت محافظت کنم

... بهش عمل نکردم . و می‏دونم

! وولورین

. می‏خوام تو رو در امن و امان نگه دارم . نمی‏ذارم دست اونا بهت برسه

. اریک

. اریک

چه‏کار داری می‏کنی ؟

. آینده‏مون رو تامین می‏کنم

. منو ببخش، میستیک

،تا وقتی که تو اون بیرون هستی . ما هیچ‏وقت امنیت نداریم

. اریک

. از قدرت‏هات استفاده کن، چارلز . جلوش رو بگیر

. نمی‏تونه

. داره منحرف می‏شه . داره به عقب منحرف می‏شه

. دارم از دستش میدم

! استرایکر

کاری رو که من شروع کردم یه نفر دیگه ! تموم می‏کنه، وولورین ! یک روزی

! کیتی

. ببندینش

! اریک

من کجام ؟

هاه ؟

چه‏جوری اومدم اینجا ؟

چی ؟ . خودت اومدی پیش ما

تو کی هستی ؟ - . چارلز -

! چارلز ژاویِر

. نمی‏شناسمت - هاه ؟ -

! این دیگه چه جونوریه ؟

. واو، واو، خودم با این سروکله می‏زنم

. فقط برو . جلوی اریک رو بگیر

. اریک

. متأسفم

. اریک

. تو لوگان هستی . اون هنک مک‏کوی بود

. من چارلز ژاویِر هستم

. تو چند روز اخیر رو با ما گذروندی

توی ال‏اس‏دی مصرف کردی ؟ (ماده مخدر =)

. یه نفر ال‏اس‏دی خیلی بَدی رو بهت داده

واقعاً ؟

فقط دووم بیار، باهم‏دیگه این وضع . رو پشت سر می‏ذاریم

. اوه، خدایا ! کیتی

. بدجوری زخمی شده

. گرفتمش

. پروفسور

چه بلایی سرت اومد ؟

فقط شخصی رو دیدم که یه روزی کُلی . درد و رنج برام به ارمغان میاره

ریون کجاست ؟

. رفت

چی ؟ - . باید از اینجا بریم -

... دیروز نشست‏سران صلح پاریس

. با ورود ضاربین ناشناس، به هم خورد ...

. که شبیه اون رو دنیا هرگز به خود ندیده

هیجان‏زدگی جمعی گریبان‏گیر ملت شده ... و مردم می‏پرسند

اونها از کجا اومدند ؟ آیا برمی‏گردند ؟

و مهم‏تر از همه؛

آیا اونها دوست هستند یا دشمن ؟

... اون یکی مشابه شخصی بود که اخیراً

از سوی نشست‏سران صلح پاریس دیروز ... . گزارش شده

ما اینجا با چه چیزی سر و کار داریم ؟

. ضبط نشه

،دو روز پیش

،این مرد، اریک لهنشر ... از یک زندان

. فوق امنیتی در داخل پنتاگون فرار کرده ...

. ما معتقدیم این زن همکار سابق لهنشر بوده

. اونا باهام در بحران سال 1962 در کوبا بودن

. اون همچنین در ترور کِندی دست داشته

اون موجود چی ؟

. ما نمی‏دونیم اون موجود چیه، قربان

. حقیقتاً، واقعاً نمی‏دونیم اونا چی هستن

. چرا

. چرا، می‏دونیم

. اونا جهش‏یافته هستن

. اون قدرت کنترل کردن فلز رو داره

،آخرین باری که بررسی کردم . بیشتر سلاح‏هاتون از فلز ساخته شدند

. اون هم می‏تونه خودش رو به شکل هرکسی در بیاره

. یک ژنرال

. یک مامور مخفی مرد

. حتی شما جناب رییس جمهور

می‏تونه تویِ این اداره راه بره، و فرمان ،یک حمله‏یِ اتمی رو صادر کنه

. اگه حال و حوصله‏ش رو داشته باشه

. و این فقط قدرت دوتا از اونهاست

خب، اقدامات متقابلی چیزی داریم ؟ هر پدآفند دفاعی‏ای ؟

. منتظر بودم همین سؤال رو ازم بپرسی

. این یک برنامه آزمایشیه، قربان . کاملاً محرمانه است

داری می‏گی این جهش‏یافته‏ها در ... بیرون از دنیا هستند

و بهترین دفاع ما این ربات‏های ... آهنی غول‏پیکر هستن ؟

. بیشترِ جهش‏یافته‏ها شبیه ما هستن

. قراولان من حرف اول رو می‏زنن

. من 8 نمونه‏ی اولیه آماده به کار دارم

،اونا از یک پلیمر دوره فضا ساخته شدند . حتی یک اونس فلز هم در اونا نیست

. می‏خوام یه نمایش ترتیب بدم

. می‏خوام دنیا بدونه که می‏تونیم ازشون دفاع کنیم

چی لازم داری تا این دستگاه‏ها رو آماده به کار کنی ؟

. قبلاً این رقم رو به کنگره داده بودم

. متأسفانه رأی به تعطیلی کارم دادن

یه خورده هزینه‏ی بیشتری می‏بره . تا روشن‏شون کرد

. هرچیزی که لازم داشته باشی

،اوه، و یه چیز دیگه، اگه تونستیم اونا رو بگیریم

. حتماً اون دختر رو برای اهداف تحقیقاتی می‏خوام

. وحشتناکه

چی ؟

. که این‏جوری به دنیا بیای

واقعاً ؟

... می‏تونی تصور کنی

توی آینه نگاه کنی و ببینی که بهت زُل زده ؟ ...

. بله . می‏تونم

فکر می‏کنی اون اهل کجاست ؟

فکر می‏کنی خانواده داره ؟

. بله، داره

. بده در راه خدا

. بده در راه خدا

،اگه یه حرکت چرخش ببینم . این رو توی گلوت فرو می‏کنم

چه‏جوری پیدام کردی ؟

. خودت خوب بهم یاد دادی

. از وقتی‏که این‏قدر بهم نزدیک بودیم، خیلی می‏گذره

. دلم برات تنگ شده بود

. تو سعی داشتی من رو بکُشی

. این‏طوری بقیه‏مون می‏تونن زنده بمون

منظورت چیه ؟

. یه پیغام از آینده به دستم رسیده

. بهم دروغ نگو

. من هیچ‏وقت دروغ نگفتم . هیچ‏وقت هم دروغ نمی‏گم

انسان‏ها از خون و ژن‏هات استفاده می‏کنن تا یک . سلاح بسازن که همه‏مون رو از ریشه نابود کنه

من فقط کاری رو کردم که فکر می‏کردم . برای تامین آینده‏مون لازمه

پس چی مانع منه که الان تو رو بکُشم و آینده‏م رو تامین کنم ؟

. هیچی

. دیگه مهم نیست

. اونا دی.اِن.اِی تو رو دارن . خون‏ت روی خیابون بود

خب این تقصیر کی بود ؟

. من

. من نقشه‏هاشون رو دیدم

،اونا دارن یک سلاح می‏سازن

و الان چیزی رو که برای پیشرفتش . لازم داشتن، رو دارن

. تا وقتی که برتری داریم باید همین الان حمله کنیم

. من مرگ دوستان زیادی رو دیدم، اریک

. من جنگ نمی‏خوام

من فقط مردی رو می‏خوام که . اونا رو به قتل رسونده

. این جنگه

چه بلایی سرت اومده ؟

وقتی من نبودم گمراه شدی ؟

تو هنوز ریونِ چارلز هستی ؟

یا میستیک هستی ؟

. تراسک دشمنه

. کُشتن یک نفر کافی نیست

. برای تو هیچ‏وقت کافی نبوده

. خدانگهدار، اریک

زیـرنویـس از مـیثم ططـری

چی شده ؟

چرا نمی‏تونه راه بره ؟

. به داروش نیاز داره

. هنک، می‏تونم صداشون رو بشنوم

. چیزی نیست . می‏رم بیارمش - . تمومش کن -

. هی . هی . خودت رو جمع و جور کن

. هنوز تموم نشده

. تو اینو باور نداری

از کجا می‏دونی ؟

،همان‏طور که قدرت‏های پام میره

. قدرت ذهنم برمی‏گرده

. همه‏شون برمی‏گردن

... ببین

. من هنوز اینجام

. اون دختر هنوز اون بیرونه

. ولی ما به کمکت احتیاج داریم، چارلز

. نه این‏جوری . من خودت رو لازم دارم

... ما بدونِ قدرت‏های تو

. نمی‏تونیم ریون رو پیدا کنیم ...

،یه خورده بیشتر اضافه کردم . چون یه مقدار دارو مصرف نکردی

. چارلز

. هنک، یه لطفی در حقم بکن

میشه کمکم کنی برم به اتاق مطالعه‏ا‏م، لطفاً ؟

. گرفتمت

از این بابت مطمئنی ؟

. به هیچ‏وجه

. این موجود خارق‏العاده است

. ژن‏هاش می‏تونه کلید جهش‏یافتگی خودش باشه

. بیشتر می‏خوام

. فقط همین رو تونستن از روی پیاده‏روی پاریس جمع کنن

. بیشتر از خون

. بافت مغز لازم دارم

. مایع نخاعی

. مغز استخوان

،قراولانی رو تصور کن که بتونن تغییر شکل بدن . با هر هدفی سازگار بشن

. اگه فقط دستم به اون دختر برسه

،این دختر می‏تونه برنامه رو سال‏ها به جلو بندازه . ده‏ها سالِ آینده

الان پسرت چند سالشه، سرگرد ؟

جیسون ؟

،الان داره ده ساله میشه . البته اگه باور کنین

. هشت سال تا سن جنگجویی مونده

و تا الان چند نفر از پسران و برادران‏مون رو در کیسه اجساد به خونه فرستادیم ؟

. شاید 50 تا 55 هزار نفر

و چند نفر از دشمن ؟

... تا حالا هیچ‏وقت

... در تاریخ انسان‏ها

هدفی نبوده که بتونه ما رو به عنوان ... . یک گونه متحد کنه

. تا الان

تو خیلی از جهش‏یافته‏ها متنفری، دکتر، مگه نه ؟

اتفاقاً برعکس، ترجیح میدم اونا رو تحسین . کنم، کارهای رو که می‏تونن انجام بدن

. من جهش‏یافته‏ها رو به عنوان رستگاری‏مون می‏بینم

. یک دشمن مشترک

:یک درگیری مشترک در علیه دشمن نهایی

. انقراض

معتقدم که دوستان جدیدمونه کمک خواهند کرد . تا ما رو به یک عصر جدید هدایت کنند، بیل

. یک عصر جدید از صداقت و صلح با دوام

! توجه ! توجه

. وسیله‏ی ترابری تا دو ساعت دیگه حرکت می‏کند

. تکرار می‏کنم

. وسیله‏ی ترابری تا دو ساعت دیگه حرکت می‏کند

آخرین باری که اینجا بودی کِی بوده ؟

. آخرین باری که دنبال دانش‏آموزها بودیم - . یک عمر پیش بود -

. خوش آمدی، پروفسور

. ریون زخمی شده . نمی‏تونه سریع حرکت کنه

. خیلی وقتِ این عضله‏ها رو لمس نکردم

! نه - تو کی هستی ؟ -

! خواهش می‏کنم، بس کن

! چارلز

. چارلز، چیزی نیست

. میرم ژنراتور رو چک کنم

مشکل از دستگاه نیست، درسته ؟

... نمی‏تونم این کار رو بکنم . ذهن‏ام - . چرا می‏تونی -

. تحملش رو ندارم - . فقط یه خورده ضعیف شدی -

. تو متوجه نیستی . موضوع ضعیف بودن نیست

،می‏تونم کلیدها رو بزنم . می‏تونم پیچ‏ها رو دور بزنم

... اما قدرت من از اینجا میاد، از

. و از کار افتاده

. احساس می‏کنم یکی از دانش‏آموزهام هستم

. عاجز

. کار اشتباهی بود که اومدم این پایین . آزاد کردن اریک، کار اشتباهی بود

. کل این قضیه اشتباه فجیعی بود

،شرمنده‏م، لوگان . اونا آدم اشتباهی رو به گذشته فرستادن

. حق با توئه

. آدمش نیستم

. در واقع، قرار بود تو بیای

ولی من تنها فردی بودم که از لحاظ . جسمانی می‏تونست سفر کنه

. و اه، نمی‏دونم چقدر اینجا وقت داریم

،ولی می‏دونم مدت‏ها پیش، در واقع

،مدت‏ها بعد

،من عاجزترین شاگرد تو بودم

. و تو ذهن من رو آزاد کردی

،نشونم دادی چی بودم . نشونم دادی چی می‏تونم باشم

. نمی‏دونم چه‏جوری این کار رو برای تو بکنم

. حق با توئه، نمی‏تونم

. ولی یکی رو می‏شناسم که می‏تونه

. به درون ذهن‏ام نگاه کن

. خودت دیدی که با سربرو چه کار کردم

. لازم نیست وارد ذهن‏ت بشم

نمی‏تونی صدمه‏ای بهم بزنی که . قبلاً سرم نیومده باشه، باور کن

. سلام

. سلام، لوگان - . سلام، جین -

. منو بکُش - . دوستت دارم -

... ای بیچاره

. مرد بیچاره

. گذشته‏ام رو نگاه کن

! نه، من عذاب کشیدنت رو نمی‏خوام ! آینده‏ت رو نمی‏خوام

. گذشته‏ام رو در آینده نگاه کن

. بخاطر آینده‏ت نگاه کن

. خودشه

. خودشه

. خودشه

. چارلز

. چارلز

پس این بلاییِ که سرمون میاد ؟

. حق با اریک بود

. انسان‏ها این بلا رو سرمون میارن

. نه اگه یه راه بهتر بهشون نشون بدیم

هنوزم عقیده‏ت بر این ؟

،فقط به این خاطر که یه نفر اشتباه کنه ... و گمراه می‏شه

. به این معنی نیست که تا ابد گمراه شده ...

. بعضی اوقات همه‏مون یه خورده کمک لازم داریم

. من اون مردی که قبلاً بودم، نیستم

. ذهن‏ام رو باز کردم

. این کار تقریباً من رو از پا در میاره

. تو می‏ترسی

. سربرو این رو هم می‏دونه

... تمام این صدا

. درد و رنج ... زیادیه

. تو از درد رنج اونا نمی‏ترسی

. از درد و رنج خودت می‏ترسی، چارلز

،و هرچقدر که ترسناک باشه

. اون درد و رنج تو رو قوی‏تر کنه

،اگه به خودت اجازه احساس کردنش رو میدی

. پس قبولش کن

. این کار تو رو قدرتمندتر از حد تصورت می‏کنه

این بزرگ‏ترین استعدادیه که ما داریم؛

تا درد و رنج‏شون رو بدون . از پا در اومدن تحمل کنیم

و این از قوی‏ترین قدرت انسانی متولد شده؛

. امید

. خواهش می‏کنم

،چارلز

. ازت می‏خوایم که دوباره امید داشته باشی

چیزی رو که دنبالش بودی رو پیدا کردی ؟

. برق وصل شد

. بله

. بله، پیدا شد

. اون خون زیادی ازت دست داده

. نمی‏تونه با این وضع ادامه بده - . چاره‏ای نداریم، بابی -

. می‏تونیم بیدارش کنیم

. نه

. اونا به زمان بیشتری نیاز دارن

. من یه نگاهی به گذشته انداختم

اگه الان لوگان رو بیدار کنیم، ممکنه . حتی یک مسیر تاریک‏تر رو مقدر کنیم

. اونا به زمان بیشتری نیاز دارن

. ریون، بس کن

. دست از فرار کردن بردار

چارلز ؟

تو کجایی ؟

،به خونه برگشتم

. همون‏جایی که تو باید باشی

. ازت می‏خوام بیای خونه

. خودم می‏دونم باید چه کار کنم

،اگه تو تراسک رو بکُشی

. آدم‏های بی‏شماری مثل اون خلق رو می‏کنی

. پس اونها رو هم می‏کُشم

. اینا حرف‏های اریکه، نه تو

،دختری که من باهاش بزرگ شدم . قادر به کُشتن نبود

،اون دختر خوب، و منصفی بود . سرشار از دلسوزی

،من دلسوز هستم . ولی نه برای تراسک

. اون خیلی از ما رو کُشت

،جلوش رو بگیر، چارلز . وارد ذهنش شو

. نمی‏ذاره وارد شم . به زور دارم طاقت میارم

. هنوز به اندازه‏ی کافی قوی نیستم

. می‏دونم تراسک چه کار کرده

. اما کُشتن تراسک اونا رو بر نمی‏گردونه

. تو رو در مسیری قرار میده که راه برگشتی نداره

،یک کُشتار زنجیره‏ایِ بی‏ حد و حصر

،ما و اونا

. تا وقتی‏که هیچی باقی نمونه

. ولی می‏تونیم همین الان جلوش رو بگیریم

. من و تو

. تو فقط باید بیای خونه

. مجبورم

. تو اصلاً تغییر نکردی، چارلز

،همون‏طور که گفتم

. دقیقاً می‏دونم باید چه کار کنم

کجاست ؟

،توی یه فرودگاهه . داره سوار هواپیما می‏شه

مقصد هواپیما کجاست ؟

.واشنگتون دی‏.سی

. هی، بچه‏ها

. لازمه یه چیزی رو بهتون نشون بدم

. داریم به گذشته برمی‏گردیم

این سیستم رو طراحی کردم تا ... خبرهایِ در مورد پاریس

. رو از تمام سه شبکه و پی.بی.اِس ضبط کنه ...

تمام سه شبکه ؟ . واو

. آره . و همین‏طور پی.بی.اِس

. نگاه کنید چی پیدا کردم

فردا در جلوی کاخ سفید رییس جمهور . اطلاعیه‏شون رو اعلام می‏کنن

. وزیر دفاع بلیر نیز با ایشون خواهد بود

و حتی از مشاور مخصوص‏شون، دانشمند ... مشهور بولیور تراسک کمک خواستن

. تا با این موضوع جهش‏یافتگی مبارزه کند ...

... کاخ سفید

... ریون درک نمی‏کنه که اگه در همچین

،رویدادی که کل دنیا نظاره‏گر هستن ... ... تراسک رو بکُشه

. اون‏وقت من این همه راه رو بیهوده اومدم

. خبرهای بدتری هم هست . من یه گزارش دیدم

. اونا اثرهای خونش رو توی پاریس پیدا کردن

،با این وجود که می‏دونیم . اون تا الانشم دی.اِن.ایش رو دارن

... تنها چیزی که نیاز دارن

. ساختن قراولانِ آینده است

خب حالا، یه نظریه توی فیزیک کوانتوم هست . که می‏گه زمان تغییرناپذیره

مثل یه رودخانه است . می‏تونی یه ... ریگ بندازی توش، و

،این کار یه موج درست می‏کنه ... . اما جریانش همیشه خودش رو درست می‏کنه

مهم نیست چه کار می‏کنی، رودخانه فقط . در یک مسیر جریانش رو حفظ می‏کنه

می‏خوای چی بگی ؟

... دارم می‏گم که

چی می‏شه اگه جنگ اجتناب‏ناپذیر باشه ؟

چی می‏شه اگه تقدیر بوده که تراسک رو بکُشه ؟

چی می‏شه اگه واقعاً اون همچین آدمی باشه ؟

،فقط به این خاطر که یه نفر اشتباه می‏کنه ... و گمراه می‏شه

. به این معنی نیست که تا أبد گمراه شده ...

. نه، من این نظریه رو باور نمی‏کنم، هنک

. و باور نمی‏کنم که اون همچین آدمیه

. هواپیما رو آماده کن . می‏ریم به واشنگتن

.واشنگتن دی.سی

وزارت دفاع پنتاگون

روبراهی ؟

. دارم بهتر می‏شم

هر اتفاقی که امروز افتاد، می‏خوام . یه قولی بهم بدی

تو داخل ذهن من رو نگاه کردی و کلُی ... چیز بَد دیدی، ولی

. چیزهای خوبی هم دیدی ...

. مردان ایکس

. بهم قول بده که پیدامون می‏کنی

،از قدرت استفاده کن . ما رو کنار هم بیار

. ما رو راهنمایی کن، هدایت‏مون کن

. استورم

. اسکات

. جین

. این اسم‏ها رو به یاد داشته باش

. تعدادی خیلی زیادی از ما وجود داره

. ما بهت احتیاج خواهیم داشت، پروفسور

. تمام تلاشم رو می‏کنم

. تمام تلاشت کافیه

. باور کن

. دوازده حامل وارد شدن ! شانزده کیلومتر فاصله دارن

. پیدامون کردن

. امروز هزاران نفر در اینجا گرد خواهند آمد

،از سرتاسر جهان میان تا شاهد تاریخ باشن

و همراه با گروه‏های خبری که حداقل . از 50 کشور مختلف اومدند

. ممنون

می‏شه لطفاً کارت دعوت‏تون رو ببینم ؟

. بله، می‏شه

. این دو نفر همراه من هستن

. برید - . ممنون -

. لوگان

. لطفاً، از این طرف، آقا

... مشکلی نیست

،هنوز پیداش نکردم . ولی باید همین‏جا باشه

. رییس جمهور ایالت متحده

،دوستان آمریکایی من

امروز، ما با بزرگ‏ترین تهدید . در تاریخه‏مون روبه‏رو می‏شیم

. جهش‏یافته‏ها

... من حامله هستم

. ما برای این تهدید آماده شدیم

. با حرف‏های جاوید رابرت اوپن‏هیمر، آغاز می‏کنم

! ببینید

! دنیا دیگه همچین چیزی رو به خودش نخواهد دید

می‏تونم کمک‏تون کنم ؟

. نه، نمی‏تونی

. اومدن

. این بخاطر شما برادران و خواهرانه

ریون ؟

. پیداش کردم

. بذار برم، چارلز

اونجا . می‏بینید ؟

. مامور مخفی، سمت چپِ سکو

. دیدمش - . برید -

چه غلطی دارین می‏کنین ؟

. من که بهتون نگفتم اونا رو فعال کنید

. کار من نیست

. ریون، خواهش می‏کنم به حرفم گوش کن

بهمون یه شانس دیگه داده شده تا . توضیح بدیم که کی هستیم

. این کار رو نکن

. آقایون، از این نقطه به بعد نمی‏تونید برید

. نمی‏تونیم جلوی این همه رو بگیریم

. نه

. ولی می‏تونیم سرعت‏شون رو کم کنیم

! اریک

! یالا ! زودباشین، بریم

! استورم

. ما رو به موقعیت دفاعی 3 ببر . آقای رییس جمهور، ما در موقعیت قرمز هستیم

پدآفند هوایی‏مون چیه ؟ الان آماده است ؟ - . پدآفند هوایی الان آماده است -

هیچ معلومه اون بیرون چه اتفاقی داره میافته ؟

. درستش می‏کنم

. اینو قبلاً هم گفتی

. ناسلامتی می‏خواستم سخنرانی کنم

حالا تمام دنیای کوفتی می‏دونه که ما ! نمی‏تونیم از مردم محافظت کنیم

. درستش می‏کنم

. به نفعته همین کار رو بکنی

! چارلز

همگی حالشون خوبه ؟

! استورم

! پشت سرتون

. حالا

. احتمالاً نباید همچین چیزی رو بپرسم

،اما در آینده

من زنده می‏مونم ؟

. نه

ولی می‏تونیم تغییرش بدیم، درسته ؟

. کاری که براش ساخته شدی رو انجام بده

جهش‏یافته

کجایی ؟

! این با من ! برو

. اوه، خدای بزرگ، نه

. برای بازمانده بودن زیادیه

. یکی‏شون اینجاست

! نه ! نه ! نه

. نکُشیدش

. اونو زنده می‏خوام

آخه چه اتفاقی افتاده ؟

. تو این سلاح‏ها رو برای نابودی ما ساختی

چرا ؟

چون از استعدادهای ما می‏ترسی ؟

. چون ما فرق داریم

. بشریت همیشه از چیزی متفاوت می‏ترسه

،خب، اینجام تا بهتون بگم :به دنیا بگم

. حق دارین که از ما بترسین

. ما آینده هستیم

. ما کسایی هستیم که زمین رو به ارث خواهد برد

... و هرکسی جلوی راه‏مون بایسته

به همون سرنوشت آدم‏هایی که در ... مقابل‏تون می‏بینید، گرفتار خواهد شد

. امروز قرار بود که قدرت شما نمایش داده بشه

در عوض من به شما نیم نگاهی از نابودی که . نژاد من می‏تونه سرتون بیاره، نشون می‏دم

. این یه اخطار برای مردم جهانه

،و به برادران و خواهران جهش‏یافته‏ام

:اینو می‏گم

. دیگه قایم شدن بسه

. دیگه زجر کشیدن بسه

خیلی وقته که در سایه‏ها، شرمساری . و ترس زندگی کردین . بیاین بیرون

به من ملحق شین . باهم در . انجمن نژاد خودمون می‏جنگیم

امروز، یک آینده جدید

. شروع می‏شود ...

این همه سال رو با مبارزه باهم . تلف کردیم، چارلز

. ای کاش اندکی از اون سال‏ها رو داشته باشیم

. آقای رییس جمهور

! کنار بایستین ! گفتم کنار بایستین

می‏خوای سخنرانی کنی ؟

. منو بکُش . مشکلی نیست

! ولی کاری به بقیه نداشته باش

. چقدر شجاعانه، جناب رییس جمهور

. ولی شما توجه‏ای به بخشیدن ما نداشتین

. آینده نژاده ما از همین الان شروع می‏شه

جهش‏یافته

جهش‏یافته

. قبلاً بهتر شلیک می‏کردی

. باور کن، هنوزم بهتر شلیک می‏کنم

! از توی ذهنم برو بیرون، چارلز

. ریون

. خواهش می‏کنم، ما رو امروز به دشمن تبدیل نکن

. اطرافت رو نگاه کن، ما از قبل دشمن هستیم

. نه همه‏مون

... تمام کاری که تا الان کردی

. نجات جون این آدماست ...

. می‏توی مسیر بهتری رو بهشون نشون بدی

. جلوش رو بگیر، چارلز

از روزی که هم‏دیگه رو دیدیم . سعی داشتم همیشه کنترلت کنم

. و ببین این کارم چی به سرمون آورده

... هر اتفاقی که الان بیافته

. در دستان توئه ...

. من به تو ایمان دارم، ریون

. در اختیار توئه، چارلز

. اگه بذاری منو بگیرن، خوب می‏میرم

. خودت که اینو می‏دونی

. می‏دونم

. خدانگهدار، دوست قدیمی

. خدانگهدار، اریک

مطمئنی که می‏خوای بذاری برن ؟

. بله

. بهشون امیدوارم

... هانک، زمانی می‏رسه که

. در کنار هم خواهیم بود ...

لوگان چی ؟

پنجاه سال موسیقی کلاسیک ساعت 8:55 صبح پنج‏شنبه، 27 ام ژوئن

... اولین باری

،که صورت تو را دیدم ...

... فکر کردم خورشید

در چشمان‏ات طلوع کرده ...

. صبح به‏خیر، لوگان دیر از خواب بلند می‏شی ؟

. بهرحال، ناهار خوبی بخورین . کارت خوب بود

. ممنون - . کارت خیلی خوب بود -

. استورم

. جین

. سلام، لوگان

حالت خوبه ؟

. تو اینجایی

پس باید کجا باشم ؟

. واو

. آروم، رفیق

. بعضی چیزها هیچ‏وقت تغییر نمی‏کنن

. از دیدنت خوشحالم، اسکات

. آهان

. بعداً می‏بینمت، جین

. پروفسور

. لوگان

همه‏چی مرتبه ؟

. آره

. آره، فکر کنم مرتبه

. موفق شدی

چی رو ؟

لوگان، مگه تو کلاس نداری که درس بدی ؟

... کلاس

درس ؟ ...

. آره، کلاس تاریخ

تاریخ ؟

. در واقع، می‏تونستم یه‏خورده کمک در موردش بگیرم

کمک در مورد چی ؟

. تقریباً همه‏چیز بعد از سال 1973

فکر می‏کنم تاریخی که من می‏دونم . یه خورده متفاوته

. خوشحالم که برگشتی

. از دیدنت خوشحالم، چارلز

. از دیدنِ همه‏تون خوشحالم

. خب

. من یه قولی دادم که باید بهش عمل کنم

. من و تو کلی حرف برای گفتن داریم

. آره

آخرین چیزی که به یاد داری، چیه ؟

. داشتم غرق می‏شدم

،گذشته

. یک دنیای جدید و آشفته

. دنیایی با پیشامدهای بی‏پایان

جهش‏یافته جان رییس جمهور و کابینه » « . را نجات داد . برنامه قراولان کنسل شد

. و پیامدهای بی‏شمار «. تراسک به جرم فروش اسرار نظامی دستگیر شد»

شوخی می‏کنی ؟

! اوه، اون زنده‏است

. داره نفس می‏کشه

. گزینه‏های بی‏شماری اعتقاد ما را تعیین می‏کنند

،هر گزینه‏ای ،هر لحظه‏‏ای . موجی در رودخانه‏ی زمان است

می‏خواین ازش چه استفادهی رو ببرین، سرگرد استرایکر ؟

. با موج‏های کافی، میشه جریانش رو تغییر بدی

. از اینجاش دیگه با من

. چون آینده واقعاً هیچ‏وقت مقدر نشده

زیرنویس از (kratos) میثم ططری

meisam_t72@yahoo.com

... فیلم بعد از تیتراژ ادامه دارد

Ver 2.5 Edited 1393.07.03 Thursday

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.