Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
در سال 1978، در طول ديکتاتوري ...نظامي در آرژانتين
،هشت حلقه نگاتيو اصلي از فيلم تهاجم ...فيلمبرداري شده در سال 1969
از لابراتوار الکس در .بوئنوس آيرس به سرقت رفت
پس از بيست و يک سال ...محاصره، تلاش و مهرباني
،پير آندره بوتانگ و ساير دوستان ...در فرانسه و آرژانتين
اجازه ساخت يک چاپ کامل نگاتيو جديد .از فيلم را فراهم کرد
...منابع اين چاپ چهار حلقه نگاتيو اصلي بود
...و هشت حلقه دوپليکيت نگاتيو
که از ترکيب دو چاپ قديمي 35 ميليمتري .مثبت حاصل شد
اين اولين ترميم است که به لطف ...تکنسينها در سال 1999 به دست آمد
...در لابراتوار ال تي سي
به کساني در استوديو دسمارکست ...براي رسيدگي به ميکس صدا
،به ريکاردو آرونوويچ ...مدير اصلي فيلمبرداري
،و به هوبرت نيوگرت .که مسئوليت توليد را بر عهده داشت
.از تمام آنها سپاسگزاريم .سازندگان
ارائهاي از کانال تلگرامي https://t.me/Cinema141 اينستاگرام: Bamdad141
مترجم: اسپينوزا
مرز جنوبي
توي کافهاي که محل تحويل محمولهست .بهشون اطلاع ميدم
تهاجم
.انگار يکشنبه قهرمان ميشيم
.مثل هميشه به داورها بستگي داره
.بيخيال .مهاجمين ما نابودشون ميکنن
.اين تيمي هست که بايد انتخاب بشه .برامانته خودش ميدونه چي داره
.درسته، اينجا يه عکسي ازش هست
!چشمهات عجب ديدي دارن
!نميدونم چرا کمردرد اينقدر شيفتهي منه
،دن پورفيريو، تو سابقهت زياده پيشبينيت واسه يکشنبه چيه؟
.نميدونم .هرچي خودت بخواي
.اينم گياهان شما کمي شکر هم ميخواي؟
.انگار لازم ميشه
.نگران نباش، دن خسوس .ديگه به تلخي عادت کردم
.بيخيال، تو اصلاً ايمان نداري
خداروشکر توي فوتبال .حرف اول رو ميزنيم
.خب، اين يه دلخوش کردنه .اميدوارم حق با تو باشه
!نيازي به گفتن نداره
،بايد منو ببخشين .کمي عجله دارم
.ونسلائو، بايد منو ببخشي
.کمي عجله دارم
.تمام اين سالها صرف آمادهسازي شد .حالا دارن اقدام ميکنن
.امروز، روزشه - .خوبه -
.آدم از انتظار خسته ميشه .بزودي ميام
چيزي شده؟
.غيبتهاي منو زياد جدي نگير، خانم
.يه رازي رو بهت ميگم .دوست دارم اون بازي اسرارآميز رو انجام بدم
.آره، ميدونم يه بازيه
.خودت ميبيني، زياد دير نميکنم
.سلام
،نگران نباش، دن پورفيريو .ميام اونجا
،اگه همسرم زنگ زد .بگو رفتم يه تزريق انجام بدم
.يه گروه پيشرو به شهر اعزام شدن
دستوارت رو توي اين کافه .کنار اسکله دريافت ميکنن
ميخواي جلوشون رو بگيرم؟
.اونجا نه .نبايد توي کافه ديده بشي
.مستقيم به انبار برو
.اونجا يه کاميون منتظر گروه پيشرو هست
.ولي تو قبل از اونها اونجا هستي
تنها نري، فهميدي؟
.ايرالا و سيلوا رو ببر .ويلدراک هم مياد
.توي داروخانه بهش زنگ زدم
.کاميون رو نابود کن، همين .نه تعقيب، نه درگيري، هيچي
.نگران هيچي نباش
...لبنديگر
هررا، همه چيز روشنه؟
.توي انبار منتظر بمون .به کافه نري
مگه بهمون نگفتن به انبار واگن شمالي بريم؟
.آره
پس اينجا چي ميخوايم؟
نميدونم به اندازهاي که ميگن .سرسخت هستن يا نه
چرا نگراني؟ !فراريشون ميديم
.خيلي خوابآلودي، دکتر سيلوا چرا کمي استراحت نميکني؟
.اينجا اتفاق خاصي نميافته
.به هرحال، ايرالا، خودش يه ببره .حواسش به من هست
درسته، ايرالا؟
.باشه، باشه، يه چرت کوچولو ميزنم
ميشه يه نصيحتي بهت بکنم؟
.نصيحت رايگانه
،اگه کاري نداري انجام بدي .جاي ديگه اينکارو انجام بده
چي شده، ايرالا؟ دوباره دندون درد گرفتي؟
.هي، مراقب باش .حواست به آبجوها باشه
!دوتا شات، سريع
.تکون بخور
.بايد بدوني انبارها کجا هستن
.شايد - خب بهم ميگي؟ -
.چندان ساده نيست
.روي مرز شمالي هستن
رد احشام رو دنبال کنين .تا به تقاطع دوم برسين
.بعد به چپ برين، دوباره به چپ برين
بعد به راست تا جايي که .ديوار آجري هست
.بعد پيچيدهتر ميشه - .با اين وجود، بهتره بياي و نشونمون بدي -
!ايرالا
.سوار شو .کنار من راحتتر هستي
.نقشه خوبيه .بيارشون و بذار ببينن
.خانم اگه اينکارو بکنين، قانع ميشن - .چرا ترسيدين؟ بيچارهها -
.دستورات ما فعلاً ميگه اقدامي نکنيم، ايرنه
.خودت بودي که دستور رو آوردي
.عصر بخير، من يه توريستم .توريست، خارجي
،خيلي به اين علاقه دارم .توي کشورم
.بهم گفتن ميشه از اينجا ديدن کرد - .البته، خانم -
ترسيدي، آقاي ونسلائو؟
.فکر کنم حق با توئه .هرکسي باشه ميترسه
،سادهترين ترس .ترس از اينه که سخت برخورد کنن
اين نوع از ترس .باعث ميشه همهچيز رو فراموش کني
...حتي فراموش کردن اونهايي که بيرون هستن
...و اونها که ميان
...در ميزنن
...اگه هيچکسي
.جلوي اونها نأيسته
ما رو کجا ميبرين، دوست من؟
.نميدونستم مسير انحرافي داره
.از اون مغازه راه رو ميپرسم - .همراهش برو -
.محکمتر بزن - .حق با توئه -
مرز شمالي
کجا بودي؟ بقيه کجان؟ - کاميون رسيد؟ -
دن پورفيريو چندتا گاودار گذاشت .که به تعويق بندازنش
.خوبه
.ايرالا ناپديد شده .اميدوار بودم پيش تو باشه
.بيچاره نيات خوبي داره
...ولي زمانش که ميرسه
.امروز صبح ايرنه رو توي خيابون ديدم
خب؟ - .هيچي، همين -
چي باعث شد اينقدر طولش بدين؟ - .چندتا گاو جاده رو بسته بودن -
.داره دير ميشه - .ما حاضريم -
.ماشين رو ببرين و ما دنبالتون ميايم
.اين موتور رو ميخوام .پنج هزار پزو بهت ميديم
.بابت فقط اجاره، پياده شو
.نگران نباش، برش ميگردونه
اونها چيکار ميکنن؟
.صبور باش، دوباره زنگ ميخوره
!هررا !پس مجبور شدي درگير تيراندازي بشي
.آره، آره .بهش رسيدگي ميکنم
که چي؟ کاميون تنها چيزي .نيست که ميارن
ويلدراک، کاميون رو با .بار پيدا کرده
.بيرون ويلا لوس لورلز هست
.مهم نيست چه اتفاقي بيفته، بايد نابود بشه .تا امشب
خودت بايد دليلش رو بدوني، درسته؟
.همينه .زمان ميخوام، هررا
،ونسلائو .يه شب بيخوابي ديگه داريم
منتظر بودم، چرا نرفتي؟ بقيه کجان؟
.هيچکس پيداش نشد، هيچکس بهت گفتم، نه؟
حالا کي حرفمون رو باور ميکنه؟ .هيچکس اونجا نبود، ايرنه
.کافيه
.خودم بررسي ميکنم ...برميگردي
اون يارو کي بود؟ - .نميدونم -
.آدرس ميپرسيد
.من سوار اتوبوس ميشم
.ديشب پيدات نشد
.سرم شلوغ بودم، کار داشتم ...با خودم گفتم که حالا
.يکي از دوستهام مريض شده
...و چون فکر ميکردم نمياي
.ديروز تمام بعدازظهر بيرون بودي
.رفتم قدم بزنم .از انتظار محض بدم مياد
.زود برميگردم
بعداً ميبينمت؟ - .خب، نه، نميتونم -
...امشب يه - .خوبه -
.اتوبوسم اومد
،يکي گفت بهتره الان بريم .قبل از اينکه بارون شروع بشه
چيکار ميتونيم بکنيم؟ .افرادشون همه جا هستن
.مجبور شدم دوباره به زنم دروغ بگم، لعنتي
وقتي زنها منو ميترسونن .بهشون دروغ ميگم
.مراقب باش .فکر کنم صداي گيتار شنيدم
سيلوا به خاطر ميلونگا دو فلورس .ما رو نميبخشه
!چه غافلگيرکننده - .فکر نميکرديم بياي -
.مشکوک نشو .امشب بهت وفادارم
.دوستي، شور شفافتري از عشق داره
.من اومدم
...براي ديگران، تب
...و عرق عذاب
...و براي من چهار گلوله
...زماني که روشني روز ميرسد
...مانوئل فلورس در حال مرگ است
...اين چيزي است که مطمئناً
...مرگ يک عادت است
...که بيشتر مردم دارند
...فردا گلوله ميآيد
...و با گلوله، فراموشي
...:پس گفت مرلين حکيم
...مُردن، متولد شدن است
...و با اين حال به من درد ميدهد
...براي خداحافظي از زندگي
...چيزي که آدمي بايد عادت کند
...بسيار شيرين و بسيار آشنا
...سپيدهدم دستم را ميبينم
...رگهاي درون دستم را ميبينم
...به طرز عجيبي به آنها نگاه ميکنم
...گويي که دستان کسي ديگر هستند
...چند چيز در راه خود
!اين چشمان من ديدهاند
...که ميداند چه خواهند ديد
...بعد از اينکه مسيح مرا داوري کرد
...براي ديگران، تب
...و عرق عذاب
...و براي من چهار گلوله
...زماني که روشني روز ميرسد
دکتر، قبل از اينکه کامل مست بشي .برو ويلا رو يه بررسي بکن
.ممنون .حالا بذار يکي واقعاً بنوازه
.کاميون بيرون ويلا لوس لورلز هست
قبل از سپيده بايد نابود بشه، فهميدين؟
.اون کاميونهاي ديگه هم مهم هستن
ولي اين يکي تجهيزات راديويي رو .حمل ميکنه که مهاجمين نياز دارن
،با نابود کردنش .حملهشون به تعويق ميافته
.اين واسه دن پورفيريو کمي زمان ميخره
علاوه بر اين، بهتره که متوجه شديم .اوضاع تغيير کرده
.اين کاميون، آغاز تصرف اونهاست
احساس تنهايي ميکنين، آره؟ ميشه با سکوتم به شما ملحق بشم؟
.گمون کنم
.خب، حالا داريم حرف ميزنيم
اهميتي نميدم که بهتون بگم منم درمورد ...تنهايي ميدونم. بيشتر از
.باشه، بريم
.هميشه تقاضا، لبنديگر
.امروز يه استراحتي بکن .همراه ما بيا
،غمت رو ميفهمم .ولي نگران نباش
يه چيزي بهم ميگه .دوباره همديگه رو ميبينيم
.ميدونم، مارسلو
.بارونيم رو فراموش کردم
!هي! حواست کجاست مگه کوري؟
چي شده، مون؟
.ماشينت رو کنار دروازه پارک کن .سعي کن بي سروصدا باشه
.بايد يه ژاکت ميپوشيدم .برام خوب نيست که سرما بخورم
بقيه کجان؟
.فقط يه نفر نگهبان کاميون هست .بقيه بايد داخل باشن
.راحته، يکي از ما بايد وارد خونه بشه
،تا به اون رسيدگي کنن .ما کاميون رو ميبريم
کي ميره داخل؟ - .تمامي حصار، الکتريکي شده -
.توي ماشين، ابزار دارم - .خوبه، بريم -
،هررا، واسه ورود به خونه ...داشتم فکر ميکردم که
...تنها کسي که واسه اينکار بهترينه
.من هستم
،اگه کسي بايد بميره .من هستم
.شماها شهامت و مهارت دارين .من فقط مرگم رو دارم
.باشه، ايرالا
.انجام شد
.سيم بريده شد
.يه داوطلب ميخوايم
.ايرالا ميگه انجامش ميده .من موافقم
راه انداختن کاميون چقدر زمان ميخواد؟
.حداکثر هشت دقيقه
.کاچورو، همراهش برو .پوشش داده ميشين
.سيلوا و من کاميون رو ميبريم
،ايرالا، قبل از اينکه بذارين صداتون رو بشنون .هشت دقيقه صبر کنين
.مال منم ببر
!اينجا
!راه پشتي
حالا کجا؟ - .به سمت صخرهها -
.نه
لبنديگر، مطمئن شو که همسرم .باور کنه که اين يه تصادف بوده
.چيزي نيست، خوليو .از اين بدترش رو ديديم
.تو رانندگي کن، کاچورو .نميدونم چرا چشمهام اينقدر خستهن
.اين طرف
.بذارشون اونجا
.دورشون رو خلوت کنين، بذارين نفس بکشن !عقب وايسين
.يه ماشين هست .ببرشون به يه بيمارستان
.نگران نباش، خانم .ما ازشون مراقبت ميکنيم
تا حالا فهميدي؟ .کارها بايد با دقت انجام بشن
فقط بايد از پل عبور کني .و همين
به لطف بيصبري تو .تماس با انبارمون رو از دست داديم
.باورم نميشه! اين که بازي نيست .نيازي نيست چيزي رو ثابت کني
مرز جنوب غربي
...چيزي که آدمي بايد عادت کند
...بسيار شيرين و بسيار آشنا
...و با گلوله، فراموشي
...:پس گفت مرلين حکيم
...مُردن، متولد شدن است
...چند چيز در راه خود
!اين چشمان من ديدهاند
...که ميداند چه خواهند ديد
...بعد از اينکه مسيح مرا داوري کرد
...سپيدهدم دستم را ميبينم
...رگهاي درون دستم را ميبينم
...به طرز عجيبي به آنها نگاه ميکنم
...گويي که دستان کسي ديگر هستند
.ديگه گرفتيمت از کي دستور ميگيري؟
.اون نگاه بيروح رو تحويل من نده .کسي به جاي تو فکر ميکنه
رئيست کيه؟ چند نفر هستين؟ سلاحهاتون کجاست؟
.سيخک گاو، وادار به حرف زدنش ميکنه
.اينجا نيازش ندارم .ببرش به اون يکي اتاق
ميشه ما رو تنها بذاري، خانم؟
عذر ميخوام. بين خودمون دوتا .اين رو حل و فصل ميکنيم
.اسم افرادت رو بهم بگو .ميخوام ببينم ليستم چقدر خوب بوده
.انگار بيشتر از من ميدوني
و سلاحها؟
،حتي اگه ميدونستم کجا نگهشون ميدارن .بهت نميگفتم
.آستانهي درد، تثبيت شده
.دليلي نداره فراتر بريم
.بهتره الان حرف بزني .دير يا زود به حرف مياي
،در هر حال منو ميکُشي چرا بايد حرف بزنم؟
.بهتره تسليم بشي، هررا
چرا مقاومت ميکني؟ مردم منتظر چيزي .هستن که ما قراره بهشون بفروشيم
.مردم نميدونن قضيه از چه قراره .اونهايي که ميدونن، مثل من ترسيدن
.ميخوام بهت رشوه بدم
،اگه اون اسامي رو بهم بدي .مرگ سريعي خواهي داشت
.در غير اين صورت به افرادم تحويلت ميدم
،همونطور که خودت ديدي .اونها به اندازه ما متمدن نيستن
.منو يه لحظه ببخش
اگه تفنگ داشتي چيکار ميکردي؟
.تو رو ميکُشتم
.باشه، تو مرد شجاعي هستي
.سزاوار مُردن هستي
.سعي نکن داد و فرياد کني .بيفايدهست
چرا بهم کمک ميکني؟
،شايد از مُد افتاده باشم .ولي ميتونم يه جنتلمن رو تشخيص بدم
.اون جنتلمن ديگه مُرد
.اونها بردنش .همه رفتن
چرا رفتن؟
.چون اون بهشون گفت سلاحها کجان
با شوک الکتريکي به گوشش .اونو کشتن
.از اين طرف بيا .بيا
!وقت رو تلف نکن، راه بيفت
!برو
.بنزين نياز دارم .بايد بزنم کنار
.بجنب
.حتماً مجبورت کردن حرف بزني .انگار خستهاي
.يه لحظه لطفاً اينجا وايسا
.سيلواي بيچاره
مُرد و خبر نداشت که .هيچي براشون افشا نکرده
.توي موقعيت من، مجبورم به دوستانم دروغ بگم .به تو هم دروغ گفتم
.سلاحها توي جزيره نيستن
چرا وقت رو با دويدن دنبال اون احمق تلف کردي؟
...آره، ولي هواپيماها - خب فکر کردي هواپيما ندارن؟ -
مون، لبنديگر و کاچورو .توي جزيره هستن
.بايد بهشون خبر بديم که دارن ميان
مرز شمال-شمال شرقي
،مورلاک گفت، يکي از ما" .قاتل است
لحظهاي که ديدم لوله سر جاي خودش .نيست، اين را فهميدم
.از طرفي، سگ نگهبان، واق واق نکرد
.رنگ بارتون پريد
...دکتر دويل يک دستمال بيرون آورد
.و با دقت عينکش را تميز کرد
.مورلاک با قاشق چاييخوري بازي ميکرد
زماني گفته بود که .گويا علاقهاش را از دست داده است
".بالاخره، صحبت کرد
.انگار الان پايانش رو نميفهميم
!هي، ميگل کلکسيون تمبر چطور پيش ميره؟
بعداً درمورد اونهايي که اريکا از .ايسلند فرستاد، ازم بپرس
کسي اينجاست؟ تا حالا ديدي تفنگ بيارن؟
.تفنگ؟ هيچوقت - !دروغگو -
.کسي اينجا زندگي نميکنه
وقت ما رو تلف نکن. ميدونيم .آدمهايي هستن که اينجا ملاقات ميکنن
.کسي اينجا زندگي نميکنه
.يه خونهي ديگه اونجاست
.فعلاً بخواب. روز پرکاري دارم .بعد برميگردم
اين خوشکله داشت سعي ميکرد .اداي يه مرد رو دربياره
.اون صورت خوشکل دوام زيادي نمياره
...يکي پشت
!تفنگهاتون رو بندازين !يکي يکي بياين بيرون
!کاچورو
اون زن هر لحظه ممکنه با .مواد منفجره به اينجا برسه
.دارن تعقيبش ميکنن
.اين بار ميزننت
منظورت از "اين بار" چيه؟
.هيچي .داشتم فکر ميکردم
.خولين ازت نميپرسم که داري چيکار ميکني
.ولي ميدونم يه چيزي مهمتر از منه
از کجا اومدي، ايرنه؟
.خودم جواب ميدم
.بايد به يه شبزندهداري برم
.ويلدراک بيچاره
هميشه باور داشت که .هيچ اتفاقي براش نميافته
.دن پورفيريو، از کنار ساحل اومدم
و چندتا کشتي ديدي، درسته؟
!حتماً ديدي چه اتفاقي افتاد
اون حرومزادهها اومدن و .ما مجبور شديم بسوزونيمشون
!همهچيز توي آتيشه
.اشخاص زيادي نيومدن - .انگار رنگت پريده، مارسلو -
.زن بيوهش درمورد تو ميپرسيد
.لورا
شما دوتا برين به هتل اتحاديه .در مرز شمال غربي
.و دنبال صاحبش دن سساريو بگردين
.همهچيز رو کنار گذاشته .همهچيز رو بفرستين اينجا
.من ميتونم برم
.نه، تو بايد خوب استراحت کني
برين خونه و خودتون رو زيادي .اطراف شهر، نشون ندين
.من خونهي ايرنه ميمونم .توصيهي دن پورفيريو رو فراموش نکن
موضوع چيه، ايرنه؟
حالا خوشحال نيستي؟
.الان هستم
،يه روزي، خانم من .هميشه خوشحال خواهي بود
مطمئني؟
.بايد باشم
.بايد باور داشته باشم که همهچيز به نتيجه ميرسه
چي به نتيجه ميرسه؟ - .هيچي، چيز خاصي نيست -
.يه روز ميتونيم مثل بقيه زندگي کنيم
.تو حتي بهم نميگي کجا ميري - .توافق کرديم که درمورد اين حرف نزنيم -
.قبلاً همهچيز رو بهم ميگفتيم
.حتماً يه چيزي ما رو عوض کرده
آخه چي شده، ايرنه؟ .همهچيز خوب پيش ميره
چرا گريه ميکني؟
.ميدونم بايد گريه کنم .امروز يا فردا، فرقي نميکنه
.مرز شمال غربي
.عصر بخير
شما اين مکان رو سالها داشتين، درسته؟
.سه سال و چهار ماه
لزومي نداره بپرسم که بورگاندي دارين يا نه؟
!لزومي نداره بگم نه .ولي ابسينث دارم
.خب، بيا هم ابسينث رو پيدا کنيم
!خداي من
چطور دن پورفيريو تونسته اين همه رو جمع کنه؟
!اين همه اسلحه و همهش واسه هيچ
،نگران نباش .اون پيرمرد به اين راحتي شکست نميخوره
همهش بار زده شد، فرناندو. ميدوني .کجا اين سبزيجات رو تحويل بدي
.اونها هم اينجا منتظرن
.اونجا هستن، مون
حدود ده تا هستن، آره؟
.بيش از پنجاه تا
.ما هميشه به موفقيتت با زنها حسادت کرديم
.خودمو هم گيج ميکنه
ولي بدون شک يه چيزي در من هست .که جذبشون ميکنه
.خودم رو تسليمش کردم - .داشتن بهتر از نداشتنه -
!مطمئناً همينطوره
.لطفاً منو ببخش
.اين خونه مناسبت هست .ظاهر خودتو داره
بايد اعتراف کنم که انتظار .يه چيز ديگه داشتم
،يه چيز دلپذيرتر .ولي باز هم تکرار محض
در عوض، الان ميتونم صحت و سقم چيزي که .هميشه آزارم ميداد رو ببينم
.که بدونم شهامت دارم يا نه .انگار دارم
.از چيزي که گفتم ناراحت نشو
.تو رو زني ميبينم که با بقيه متفاوته
روابطم با زنها .هميشه عجيب بوده
.تمام زندگيم صرف عشق و فريب شد
.اين درسته که يه زن منو اينجا آورد
.بذار دختره بره .نبايد چيزهاي ناخوشايندي ببينه
هفتتير رو نديدي؟
.نه
.کور بودم
!خولين
ايرالا و ويلدراک مُردن .که بتوني کاميون رو نابود کني
.ولي بيهوده بود
مهاجمين يه فرستنده توي .ورزشگاه نصب کردن
.از اونجا دستور حمله رو ميدن
.به شدت محافظت ميشه
ولي مردي مثل تو .به تنهايي ميتونه نابودش کنه
.اين چند روزي به من وقت ميده
.و بهش نياز دارم
.فقط ما مونديم، دن پورفيريو
چرا به مبارزه ادامه ميدي؟
.ادامه دادن هميشه ارزششو داره - .باشه، ولي بدون من -
.فرستنده يه جايي توي ورزشگاهه
دن پورفيريو، هميشه دستوراتت رو .اجرا کردم
.ولي اميدي به اين شهر نيست
چرا واسه مردمي بميريم .که از خودشون دفاع نميکنن
.دور منو خط بکش
.يه شهر، چيزي جداي از مردمشه
.لطفاً، مجبورم نکن نافرماني کنم
.فرستنده همونجاهاست .شايد توي سکوي تماشاچيها
.من نميرم، دن پورفيريو
.ايرنه، هررا به اون ورزشگاه نميرفت .الان بايد خونه باشه
.زماني که زنگ زديم، کسي جواب نداد - .هر لحظه ممکنه برسه -
چه مدت برات کار کردم؟ .و هيچوقت نذاشتي بهش بگم
،مردي مثل اون .اينو قبول نميکرد
چرا؟ چرا نذاشتي بهش بگم که منم عضو گروهم؟
چرا خودتون رو با خطرات همديگه عذاب بدين؟
.حالا شما دوتا ميتونين حرف بزنين
.نميدونم .احتمالاً توي ورزشگاهه
.ميگفت نميره .برو خونه و منتظرش باش
.دن پورفيريو، اون بايد شجاع باشه .من ميرم خونه و اونم قرار نيست بياد
.به محض رسيدنش تماس بگير، ايرنه
.خب، بريم
چي شده؟ ميخواي مظلوم نمايي کني؟
چيه؟ کي؟
چرا به من زنگ ميزني؟
چي؟
کجا؟
.آره، همين فکر رو ميکردم
.اينم ميدونم الو؟ الو؟
.انگار قطع کردن
.اگه برنگشتم نگران نشو .شير توي آشپزخونهست
.واسه اينکار زيادي پير شدم
.البته، ميدونستم ميتونيم روي تو حساب کنيم
.انگار نميخوان منو بکشن
.حتماً فکر ميکنن تنهام
،تمام اين سالها .آماده کردن شماها
.اونها ديگه وارد شدن .حالا مقاومت شروع ميشه
.حالا نوبت شماست، شما جنوبيها
نوبت ماست، ولي بايد .به روش متفاوتي انجام بشه
ارائهاي از کانال تلگرامي https://t.me/Cinema141 اينستاگرام: Bamdad141
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.