Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« نروژ »
« شمال کاتگات »
ارائهشده توسط وبسایت دیجی موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:
:دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
ما رعیتیم
چیز ارزشمندی نداریم
من برای دزدی نیومدم
دنبال یکی میگردم
مگنوس اولافسون
شنیدیم که طرف شماله
سربازهاش که عازم استرومسفس بودن از اینجا رد شدهن
- تا اونجا چقدر راهه؟ - راه زیادی نیست
ما داریم برای جلسهشون هیزم جمع میکنیم
بایست
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و یاشار جماران » Ali99 & TAMAGOTCHi
▷ Instagram.com/Aliakbar.1999
تو خواهر من رو کُشتی
اینجا چه خبره؟
لیف! دست نگهدار!
منم
پس این ارتشیه که
به لطف جنگیدنهای ما تونستی دستوپا کنی
بخشیش رو آره. تحقق سرنوشت بهای خودش رو داره
از کجا فهمیدی فریدیس مُرده؟
اُسقف همسفرِ مگنوس بهم گفت که اون اهالیِ یومزبورگ رو مسموم کرده
یه عده از مردمِ اونجا فرار کردن، ولی فریدیس بینشون نبوده
تو هم رفتی اونجا؟
تو راه شمال،
مرقدی که براش ساخته بودن رو پیدا کردم
فقط همین
اثری از بچهم نبود؟
نه
تقدیرش این بود که بره اونجا
امیدوارم به چیزی که دنبالش بوده رسیده باشه
هارالد
اگر مگنوس قاتل خواهر من باشه، میکُشمش
اگه دست من زودتر بهش برسه نه
هارالد
یارل نُری
- به خونه خوش اومدی - سلام، وستین
گرینلندی هم که اینجاست، خوشحالم میبینمت
من هم همینطور
مطمئن بودم برمیگردی
واسه حمایت از خودم سرباز آوردم، برای متحدانم هم غنایم جنگی
من آمادۀ تاجگذاریم
برخلاف برنامههاتون، ممکنه به این سادگیها هم نباشه
مگنوس با شمار زیادی از یارلها توافق کرده که بعد از مرگ اسوین حامی اون باشن
کلیسا تمامقد پشتشه
پاپ گفته مخالفین مگنوس رو کافر میدونه
ازجمله خودت
موضع تو چیه؟
اولاف واسه من حکم برادرم رو داشت
ولی پسرش فقط اسم وایکینگها رو یدک میکِشه
ما به تو وفاداریم
از شنیدنش خوشحالم
میدونی مگنوس کجاست؟
نه، اما یارلها رو احضار کرده کاتگات
پس مقصدمون اونجاست
ممنون
یا خدا! فریدیس!
ملکه الفیفو
شنیده بودیم از دنیا رفتی
مگنوس ادعا کرد که یومزبورگ درگیر طاعون شده
الان خودش کاتگاته؟
نه، در تلاشه یارلها رو علیهِ اسوین کنه
پسرم الان افتاده دنبالش
این عروسمه، کتلا
همسر اسوین؟
تبریک میگم، کاتلا
تو بارداری
متشکرم، فریدیس
ماجرای شما و بچهتون رو از شاهزاده هارالد شنیدهم
داستان عاشقانهایه
اون مال خیلی وقت پیش بود
خیلی چیزها عوض شده
پسرت در چه حاله؟
گرینلنده، حالش خوبه
مگنوس وادارم کرد که مردمم رو یه جای جدید مستقر کنم
ما هم تا گرینلند پیش رفتیم
ولی برای ادامۀ مسیر یه ناخدا و کشتی لازم دارم
یه ناخدا و کشتی؟
پس خبرهای خیلی خوبی برات داریم
این مال لیفه؟
کانوت اینو بهش داد تا
کمکحال دنیاگردیش باشه
دنیاگردی؟ مگه الان کجاست؟
خبر مسمومیتت رو که شنید، افتاد دنبال مگنوس
پس باید پیداش کنم
رفته شمال
بهتره همینجا منتظرش بمونی
تا وقتی برگشت بتونی ببینیش
ارلهای گرانقدر
من در دوران پادشاهیم،
براتون ثبات و آیندهنگری رو…
به ارمغان آوردم
ترتیبی دادم که این راه
بعد از مرگم هم ادامه پیدا کنه
به همین خاطر، امر میکنم که بعد از درگذشتم،
همسرم، ملکه اِما
حاکم شما باشه
موضعتون چیه؟
سرورم
ساسکس سوگند میخوره که از فرمانتون حمایت کنه
آنگلیای شرقی هم عهد میکنه که از فرمانتون حمایت کنه
- کِنت هم به همین منوال - ویلتشیر هم همینطور
مرسیا هم همچنین
- ویمبلدون هم موافقت میکنه - یورک هم همینطور، سرورم
وسکس هم از فرمانتون حمایت میکنه
به اتفاقِ آرا
سرورم، فرستاده بودید دنبال من
خستهش نکن
ارل گادوین
تو همیشه مشاور وفاداری بودی
شما هم همیشه یه پادشاه سخاوتمند
و رفیق خوبی بودید
من هم بابت خدماتت ازت ممنونم
اما من از اولش هم میدونستم که
تو واقعاً آدمِ کی هستی
برای همین بهت پیشنهاد ازدواج با گیتا رو دادم
تا عضوی از خانوادهم بشی
تا خانوادهم به تو برسه
و امکانش وجود داشته باشه که روزی
فرزندانت فرمانروای انگلستان بشن
والاحضرت، اگر چنین برنامهای داشتید،
واقعاً نقشهتون استادانه بوده
اما تا اون روز،
سالها فاصله داریم،
البته اگر قرار باشه فرا برسه
اگر امید داری که همچین روزی رو به چشم ببینی،
الان باید از اِما حمایت کنی
آیندۀ خانوادهت بهش بستگی داره
متوجهی؟
بله، سرورم
خدانگهدار، والاحضرت
باید ادوارد رو خبر کنید
چرا؟ اون تصمیمش رو گرفته
بانوی من، با کمال احترام،
عشقش به شما چشمانش رو به روی واقعیت بسته
بعد از فوتش، ارلها علیرغم سوگندهاشون، علیهِ شما میشن
و انگلستان درگیر یه جنگ داخلی میشه
برادرتون به همین بهانه دست به حمله میزنه،
نروژ و دانمارک هم همینطور
و ماحصل زحمات شوهرتون دود میشه میره هوا
اشراف پشتِ ادوارد درمیان،
من میتونم مطمئن بشم که از نایبالسلطنگی شما هم حمایت کنن
بد میگم؟
نه
اما لزومی نداره ادوارد رو خبر کنی
چون خودم قبلاً کردم
پادشاه اسوین
والاحضرت، ما پیداش کردیم
اردوگاهش از اینجا دور نیست
قوای پشتیبانیش چی؟
تکوتنهاست
راه فرارش رو ببندید
میخوام سر از تنش جدا بشه
مگنوس اولافسون
میدونم نقشه ریختی که تاجوتخت نروژ رو از من بگیری
تو عهد بینِ پادشاه ریشچنگالی و پدرت رو شکستی،
حالا هم به سزای عملت، یعنی مرگ، میرسی
من اونجا بودم، اسوین
ریشچنگالی پدرم رو وادار کرد تا در وضع شرمآوری به من خوشآمد بگه
درست همینطور، لخت و عریان، با یه کُهنه دورِ بدنش
ولی باز هم عهد بسته بودن
فقط یه مضحکه بود
وقتی که شما از توصیههای پدر من استفاده میکردید،
من رو توی دانمارک و انگلستان از یه دادگاه میفرستادن دادگاه دیگه
من عملاً پدری نداشتم
تو همین فرصت تونستم فکر کنم و نقشه بکِشم
نقشه واسه چی؟
برای ملاقات با یارلها و تصاحب تاجوتخت من؟
من واسه ملاقات با یارلها نیومدم اینجا، اسوین
اومدم تو رو بکُشم
دارید چیکار میکنید؟
من پادشاهم!
تو پادشاه قدیمی بودی. من پادشاه جدیدم
احیاناً اگر نگران مادرت یا همسر زیبات هستی، نگرانشون نباش
وقتی برگردم کاتگات، خودم نسخهشون رو میپیچم
سرورم. مشکلی پیش اومده
شاهزاده هارالد برگشته و تو راه کاتگاته
چی باعث شد برگردی نروژ؟
اومدم یه کشتی گیر بیارم
میخوام دنبال زمینی بگردم که یه بار تو بچگی دیدمش
وقتی کاتگات بودم، کانوت رو دیدم. اون یه کشتی بهم داد
کانوت اونجا بود؟
اون داره میمیره
پسرهاش رو آورد اونجا تا تکلیف پادشاه انگلستان بعد از خودش رو مشخص کنه
حالا کیو انتخاب کرد؟
هیچکدومشون رو
ملکه اِما رو جانشین کرد
در عجبم که کیسان نخواست همراهت بیاد نروژ
چارهای نداشت
کیسان مُرده
دورن و باتو هم همینطور
چطور؟
مگه مهمه؟
آره، مهمه
حس میکنم سنگدل شدی، رفیق
دیگه اثری از اون هارالد سیگرسون سابق نمیبینم
چون اون دیگه مُرده
تو قسطنطنیه درست میگفتی
من قبلاً از سرنوشتم غافل شدم، ولی دیگه این اشتباه رو تکرار نمیکنم
اون هارالد سیگرسونی که میشناختی مُرده
- اسبم رو بیار - چشم
یا خدا!
امکان نداره
بگو ببینم. چه خبر شده؟
متأسفانه خبر خوبی برای تو نیست
نروژ یه پادشاه جدید داره؛ این یعنی پسر تو مُرده
همگی برید بیرون
بگیریدش
نگهبانان پادشاه به پادشاه خدمت میکنن
من ۷ سال ملکۀ این کشور بودم
بعداً میفهمی که تصاحب این تاجوتخت بهمراتب از حفظش راحتتره
امیدوارم اینطوری نباشه
صبری که تصاحب این تاجوتخت لازم داشته از آستانۀ تحمل من بیشتر بوده
به وقتش یه وایکینگ واقعی میاد سروقتت
و میفهمی
این سرزمینی که آرزوش رو داری، چقدر خونخواره
تو رو خدا. از من بگذر
متأسفانه نمیتونم
فرزندی که تو شکمت هست، سلطنت طولانی و خجستۀ من رو تهدید میکنه
باید شر تمام تهدیدها رو کم کنم،
چه بزرگ، چه کوچیک
من یه چیزی میدونم! یکی که دنبالشی
فریدیس
« گرینلند »
هارالد!
همسرم. باید دوباره صحبت کنیم
میبخشمت که فریدیس رو آزاد کردی
ولی من تو رو نمیبخشم که زندانیش کردی
بابت دزدیدن نوهم هم نمیبخشمت
بیخیال، خودت هم میدونی من هیچوقت بهش صدمه نمیزدم
الان همراه کالاآلیتها مشغول ماجراجوییه (گروهی از سرخپوستان ساکن جزیرۀ گرینلند)
استیگر و فریدیس احتمالاً الان بهشون رسیدهن
لَنگ چی؟
میدونم اونو فرستادی دنبالشون
من نمیتونم جلوشو بگیرم که بلایی سر استیگر نیاره، ولی با فریدیس کاری نداره
خودم میدونم نداره، چون دنبال هارالد نمیگرده
من بهت گفتم که دخترم رو آزاد کردم
ولی بهت نگفتم که رفته کجا
کتلا، منو احضار کردی؟ لیف برگشته؟
نه
چی شده؟ الفیفو کجاست؟
متأسفم، فریدیس
کتلا، بیا پشت سرم
نمیتونم
اگر امید داری بچهت زنده بمونه، به حرفم گوش کن
یالا بیا پشت سرم!
استراحت کن، عزیزم
برو وینچستر
برای حفظ قدرت باید نزدیک خزانه باشی
من تنهات نمیذارم
تو اصلاً کِی از من حرفشنوی داشتی؟
میدونی من کِی عاشقت شدم؟
روی همون پُل
یادت هست؟
سعی میکردی آفتابی نشی
به ادموند مشورت میدادی
ولی وقتی به کماندار گفت که منو بکُشه…
- من جلوش رو گرفتم - آره
اِما از نرماندی، تو…
مایۀ دلخوشی من بودی
تو هم مایۀ دلخوشی من بودی،
امپراتورِ پادشاهیِ کبیر شمالیِ من
من هنوز آمادۀ رفتنت نیستم
بیشتر پیشم بمون
خواهش میکنم
پادشاه اسون درگذشتـه
پادشاه ریشچنگالی عهد کرد که
زمان مرگش
من شاه نروژ بشم
الان فقط تأیید شما لازمـه
!چه فکر بکری، برادرزاده
اما قبلش
جا داره عهدی که یارلها خیلی وقت پیش بستن رو یادآوری کنم
که «من» بعد از مرگ پدرت به تخت سلطنت بشینم
از بازگشت شما بیخبر بودیم، شاهزاده هارالد
!حالا دیگه خبردار شدید
حرف شاهزاده هارالد درستـه
ایشون پادشاه برحقِ نروژ ـه
متأسفانه پادشاه هممسلک با کافران مورد تأیید پاپ نیست
چی میگی واسه خودت؟
!هممسلک با کافران؟
!اون اینجا چیکار میکنه؟
!جادوگر
!مگه نمُرده بود
!همون جادوگرهست - فریدیس -
فریدیس
بگو ببینیم، فریدیس
آیا مسیحی هستی؟
خودت جوابشو خوب میدونی
«گمونم یعنی «نه
و همونی هستی که مشرکان بهش لقب آخرین دُختِ اوپسالا» رو دادن؟»
حافظِ ایمان... رهبرِ کافرها
درستـه
و از هارالد سیگرسون فرزندی داری؟
بله
یک پسر. به اسم هارالد
!پسری کافر
اگر به هارالد سیگرسون رأی بدید
پاپ اعظم رو خشمگین میکنید و
بهخاطر تصمیمتون مجازات میشید
!مگنوس باید بشه - هارالد -
من پشتِ مگنوسم
همه اینجا جمع شید - آره. مگنوس -
تو به کی رأی میدی، وستین؟
!سیگرسون ایشون پادشاه نروژ ـه
ادعای هارالد برحقـه
!من طرفدار هارالد هستم
شما چی؟
...خب
تصمیممون رو گرفتیم
،بر این شد که تو، هارالد سیگرسون
پادشاه برحق نروژ هستی
،اما تو، مگنوس اولافسون شما هم مستحقی
لذا بنا شد که
هردو مشترکاً فرمانروایی کنید
نظرتون رو بگید
متوجهم
و تصمیمتون رو میپذیرم
منم تصمیمتون رو میپذیرم
اما به یک شرط
به شرط اینکه فردا هنگام تقدیس مقبرۀ پدرم
هارالد در حضور همه عهد کنه که نروژ هرگز به روال سابق بازنمیگرده و
با سوزاندن ساحرۀ کافر موافقت کنه
هارالد سیگرسون. نظرت چیـه؟
میگم بسوزونیدش
!آره، بسوزونیدش
!آره
!جادوگر
!بسوز، کافر
!راه برو
!آتیش بر پا کنید
!بسوزونیدش
!بسوزونیدش - !جادوگر رو به آتیش بکشید -
!به من نزدیک نشوها، مسیحی
وگرنه به خدایان قسم که دستخالی میکُشمت
بهت هم میاد همچین کاری کنی
لیف
رفتم یومزبورگ دنبالت
!خیال کردم مُردی
پس دیدی مگنوس چیکار کرده
آره. پسرت چی... اینجاست؟
نه. گرینلند ـه
برگشتی خونه؟
نه به قصدِ موندن
دنبال خونۀ جدید به غرب سفر کردیم
دنبال همونجایی که تو ازش میگفتی
گُلدنلند - ...آره -
اما پدر کشتیهامو تصاحب کرد و
ناخدا رو کُشت که مجبور شیم بمونیم
هارالد رو هم ازم گرفت
...هرطور شده فرار کردم و
اومدم اینجا تا با یه ناخدای جدید برگردم سراغشون
خب، موفق شدی
اگه میخوای به خونۀ جدید برسی
باید خوب حرفهامو گوش کنی
نتونستی آزادش کنی؟
فقط فردا وقتی میخوان بسوزوننش شانس نجاتشو داریم
برای همین کار هم به کمکت نیاز دارم
دست بردار. کمکی از من ساخته نیست
چرا، هست
و باید کمک کنی
باید هرقدر که میتونی برام از این روغن مهیا کنی
برای چه کاری؟
برای کاری که قسم خورده بودم دیگه تکرارش نکنم
« کلیسای جامع وینچستر »
بانوی من؟
هارالد سیگرسون
مگنوس اولافسون
،بهنام سهگانۀ مقدس
باید به سه امر عهد کنید
،حفظ صلح میان مسیحیان
،قدغن کردن غارت و اعمال ناصالح و برقراری عدالت
به این سه عهد پایبند خواهید بود؟
بله
بله
!شاه هارالد
!شاه مگنوس
...در راستای پایبندی به عهد
زمان جبران خطایی بزرگ فرارسیده
!جادوگر - !مشرکـه -
!بره به جهنم !جادوگر رو بفرستید به جهنم
!بسوزونیدش
!کافر باید بمیره
!بسوزونیدش
!جادوگر رو بکُشید
،فریدیس اریکسدوتیر
به قتل اولاف هارالدسون فقید اعتراف کردی
من جز دفاع از اعتقادات سنتیمون کاری نکردم
اعتقاداتی که زمانی برای خود شما مقدس بود
!مسلک
تقاضای مبارزه با شاکیهامو دارم تا خدایان تصمیم بگیرن کی زنده بمونه و کی بمیره
تنها خدای متعالِ بیهمتا حکم بر گناهکار یا بیگناه بودن میده
نه. سرنوشتِ ما بهدست خدایان وایکینگ ـه
توسلت به افسانهها و خدایان دروغین تأثیری بر ما نداره
شروع کنید
!خدایان را به این مجلس فرامیخوانم
...خدایان قدیر
گوش دهید
!برخیزید و ما را از این بدعت در امان نگهدارید
!واقعاً جادوگره
با خشم خود نابودشان سازید و !دیوارها را به خون آغشته کنید
!خدایان برگشتن
!خدایان کهن ما هرگز تسلیم نخواهند شد
!خدایان رو به کاتگات برگردوند
!خدایان به سراغت اومدن، مگنوس
!میخوان همهمونو بکُشن
!از جادوگر نترسید
.حیلهای بیش نیست اینجا قدرتی نداره
چی شده، مگنوس؟
!پریشون شدیها
!منتظر چی هستید؟ !به آتیشش بکشید
!مگنوس - !نه -
چی؟! این چه کاریـه؟
.تقدیم به شما متشکرم، علیاحضرت
ادوارد... آگنار
ارلها رو از بازگشت ادوارد مطلع کنید
شورای سلطنتی باید برگزار بشه
واقعاً از این دیدار دوباره خوشحالم، ملکه اِما
موضوع چیـه؟
ادوارد کجاست؟
بهگمونم... در نُرماندی
متأسفانه پیغام شما به دست ایشون نرسید
.همراه من بیاید، اعلیحضرت برای شورای سلطنتی تدارکات بسیار لازمـه
همینطور برای تاجگذاریتون
بانوی من - علیاحضرت -
بانوی من
خوشحالم که اینجایید، شاهزاده
انگلستان نیازمند ثباتـه
همینطور حاکمی مقتدر
درست نمیگم، بانوی من؟
درستـه
حاکم مقتدر... آره
ارل گادوین، میخوام با پسرخواندهم تنها صحبت کنم
متأسفانه الان زمان مناسبی نیست
مخالفم
الان بهترین وقتـه
هنوز برنامههای خیلیخیلی زیادی مونده
پس برو به برنامهریزیهات برس، گادویل
بنده باید با ملکه صحبت کنم
!نگاه
هارالد
!هارالد
!پاشو، استیگ
هارالدم
آخه این چه کاری بود؟
کدوم؟ نجاتِ جونتو میگی؟
!اینکه نذاشتید مگنوس رو بکُشم
نمیشد همچین اجازهای بدم
نمیشد؟! چون حتماً باید شاه بشی؟
!«چون شاه «هستم
نمیشه که کنار قاتل مردم من !رو تخت سلطنت بشینی
!فوراً باید بمیره - میدونم دنبال انتقامی -
!بحث انتقام نیست
!موضوع عدالتـه
منم عهدی بستم که باید بهش پایبند باشم
!عجب
!عهد با اونا - !نه، با من -
!با خودم
تا چیزی که برام باارزشـه رو از دست ندم
خوبـه لااقل بالاخره به چیزی که همیشه دنبالش بودی رسیدی
سرنوشتت
کاش ارزششو داشته باشه
«منم میتونم همینو بهت بگم، «حافظِ ایمان
سختـه
پس وضعیتمون مشابهـه
،اما عین اولین باری که همو دیدیم
تو منجلاب عمیقتری افتادی
همراه چندتا از کشتیهای من از کاتگات میری
.میرم؟! نخیر کار من اینجا تموم نشده
چرا، شده
تو قوی بودنت شکی نیست، فریدیس
اما مگنوس مشکل منـه، نه تو
بهم اعتماد کن
آذوقۀ کافی تو قایقت هست
اگه لازمـه افرادم هم میتونن تا ایسلند همراهیت کنن
نیازی نیست
لیفِ خوششانس
به امید معجزهای دیگر
مراقب خودت باش، دوست من
از پسرمون برام بگو. هارالد
دلیر ـه. قویـه و
به مردم عشق میورزه
لبخندش این حس رو بهشون میده که هیچی غیرممکن نیست
عین پدرش
در مورد من چی بهش گفتی؟
گفتم نیکسرشتی
جوانمردی و عادل
و اینکه یک زمانی
خیلی وقت پیش
من عاشقت بودم
من اون آدم سابق نیستم، فریدیس
سرم به سنگ خورد تا فهمیدم
با حرف نمیشه همهچی رو درست کرد
اون لبخندی که یادتـه هم دیگه رو لبهام نیست
میدونم اون لبخند کجاست، هارالد
چون هر روز جلو چشمهای منـه
،اگه زمانی خواستی باز بهش برسی
فقط کافیـه پسرمون رو ببینی
...یک روزی
زیاد معطل نکن
!پارو نزنید
بعیده پاپ از پادشاهی که قاتل قدیس رو آزاد کرده !بگذرهها
پس بهتره به گوشش نرسه
بنده با یارلها دربارۀ بهترین شیوهها برای حفظِ
توافق بینمون صحبت کردم، عمو
.خودتو اذیت نکن من تصمیم نهایی رو گرفتم
زنجیرش کنید
بندازیدش گوشۀ هلفدونی
فقط لایق اونجایی
!حق این کار رو نداری
!من پادشاهم
!نه! یارلها
!جلوشو بگیرید
!حرکت شنیعیـه
!حکمِ من اینـه
تازه شروعشـه
،هرکدومتون هم مشکلی داره
راه بازه که باهاش همراه شه
از امروز به بعد قدرتمندترین پادشاهی عالم رو میسازم و
وای به حال هر وایکینگی که جلوی من قد علم کنه
چرا که «من» پادشاه نروژ هستم
اسم من «هارالد هاردرادا»ست
!هاردرادا! هاردرادا
!هاردرادا! هاردرادا
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و یاشار جماران » Ali99 & TAMAGOTCHi
▷ Instagram.com/Aliakbar.1999
ارائهشده توسط وبسایت دیجی موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:
:دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.