Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهشده توسط وبسایت دیجیموویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:
« گرینلند »
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت :دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
نگاه کنین
« ترجمه از مهـرداد » .:: Mehrdadss ::.
هارالد رو ندیدی؟
توی کلبۀ بزرگ پیش پدر و مادرت خوابیده
بازرگانهان. دارن میان
!بازرگانهان
!برگشتهان
!آکی! آکی
چه اتفاقی افتاده؟
جراحت ناشی از تبره
یه نفر کشتتش
چه کسی میتونسته همچین کاری انجام داده باشه؟
چه کسی میتونسته همچین بلایی سرِ آکی آورده باشه؟
پدرم کجاست؟
.خوش اومدین کالاهای زیادی واسۀ تجارت داریم
انقدر کالاهای زیادی داریم که نمیتونین توی قایقهاتون جاشون بدین و حملشون کنین
تو آکی رو کشتی و قایقمون رو دزدیدی؟
دربارۀ چی حرف میزنی؟ من کسی رو نکشتم
…آکی به قتل رسیده
و اینجا کسی بدون اجازۀ تو آب هم نمیخوره
درخواست برگزاری جلسۀ «ثینگ» رو دارم (دادگاه)
میخوام به جُرمِ قتل آکی محاکمه بشی
.منو امتحان نکن، دخترم اینجا من رهبرم، نه تو
رهبرِ من نیستی
تو فقط یه پیرمردی که از آینده میترسه
بهنظر میرسه پدرم دوست داره با مبارزه محاکمه بشه
بهتره بذاریم خدایان تصمیم بگیرن حق با کدوم یکیمونـه
دلم نمیخواد بکشمت، دخترم
پس من تو رو میکشم
و الان، یه درس سخت و مهم رو یاد میگیری
خدایان نظرشون رو اعلام کردهن
یا محاکمه شو یا بمیر
اگر منو بکشی، دیگه هیچوقت پسرت رو نمیبینی
چه بلایی سرش آوردی؟
جوابِ منو بده! هارالد کجاست؟
در امانـه… تا وقتی که من در امان باشم
آدمی نیستی که واسۀ تنبیه من به هارالد صدمه بزنی
البته که نه
تا زمانی که افرادت آسیبی بهم نرسونن
!ببرینش
انقدر عاقل هستی که توی این موضوع دخالت نکنی
داری چیکار میکنی؟
باید دوباره بهش یادآوری بشه توی این خانواده چه جایگاهی داره
!ببرینش توی انبار
.سرزمین طلایی وجود نداره. میدونم منم سعی کردهم پیداش کنم
و همۀ تلاشم رو کردم تا فِرِیدیس رو متقاعد کنم، اما گوشش بدهکار نیست
قایقهاش رو از چنگش درآوردم اما هنوزم روی این افسانه پافشاری میکنه
اگر رفته بودین دنبالش، همهتون مُرده بودین
نه، فریدیس با گذشت زمان سر عقل میاد و امیدوارم شما هم سر عقل بیاین
…اما… اگر با همدیگه همکاری کنیم
میتونیم گرینلند رو به سرزمین طلایی تبدیل کنیم
باشه؟
باشه
حق نداشتی آکی رو بکشی
اسمت چیه، دختر؟
رِفنا - رِفنا -
رِفنا، میدونم گیج شدی
اما وقتی بهتون میگم زمستانِ گرینلند …در راهــه، حرفم رو باور کنین
و هیچ شباهتی به زمستانهایی که تا حالا تجربه کردین نداره
.طولانی و سختـه چادرهاتون نمیتونه نجاتتون بده
تنها شانستون واسۀ زنده موندن اینه که زیرِ این سقف باشین
پیش ما باشین
بیاین دعا کنیم
خدایا، بهخاطر بازگشت سالم به نروژ از تو سپاسگزاریم
بگیریش
پدرم دوست داشت این مالِ یه وایکینگِ واقعی باشه
ممنونم، لرد مگنوس
جنازۀ پدرم. تجزیه نشده
چطور ممکنه؟
یه معجزۀ دوباره رُخ داده
خدا رو شکر
پدرم حتماً مثل یه قدیس در نظر گرفته میشه
.بیاین، از سرورمون عیسی مسیح تشکر کنیم بیاین
یه معجزهست
و شما هم شاهد این معجزه بودین
به اندازۀ کافی عزاداری کردی
برو بیرون
میتونم ۲ تا داستان واسهت تعریف کنم
بهم بگو کدوم یکی رو ترجیح میدی
!گفتم، برو بیرون
من ملکۀ تو هستم !و تو باید از من اطاعت کنی
،توی داستانِ اولم ملکه برای رومانوسِ عزاداری کرد
…بعدش، بهخاطر شادیِ مردمش
عاشق محترمترین ژنرالِ کشور یعنی مانیاکیس شد
به سرعت ازدواج کردن و مانیاکیس امپراتور شد
این اتفاق هیچوقت نمیافته
…مانیاکیس هم اولش عاشق ملکه نبود
اما ملکه واسۀ راضی کردن مانیاکیس …کارها و روشهای مختلفی رو امتحان کرد
که، خب، در نهایت به یه درکِ مشترک رسیدن
بیشتر شبیه به یه افسانهست
…داستان دوم رو
خودمم خیلی دوستش ندارم
…غم و اندوه جوری بر ملکه چیره شد
…که ملکه چاقو رو برداشت
و تیغۀ چاقو رو روی دستهای قشنگش کشید
،و اما با این حال باز هم ژنرال مانیاکیس، امپراطور شد
و یه زنِ دیگه گرفت
کِی اعدام میشم؟
فردا. ظهر
بازم میخوای؟
برو دوستات رو بیار پیشم
« کاتگات »
پدرم داستانِ سفرهات رو واسهم تعریف کرده، لیف اریکسون
از قسطنطنیه واسهم بگو. دیوارهای اونجا به همون اندازهای که شنیدم، بزرگـه؟
ارتفاعِ دیوارهاش از درختها بلندتره
و عرضِ دیوارهاش از ۳ تا قایق که پشتبهپشت هم ردیف شدهن، پهنتره
!پادشاه کانوت
صمیمانه دعا کردم که حتماً بتونم شما رو ببینم
و خداوند همۀ دعاهات رو مستجاب کرده، مگنوس
مگنوس به تازگی از یومزبورگ برگشته
مأموریتت چطور بود؟
.موفقیتآمیز بود …بقایای جنازۀ پدرم رو پیدا کردم
و به معجزۀ خدا، جنازهش تجزیه نشده
واقعاً یه معجزهست
،منم اگر با چشمای خودم ندیده بودم …باور نمیکردم
و این موضوع توسط کلیسا هم تأیید شده
یومزبورگ بودی؟
آره
لیف هم تازه اونجا بوده
دنبال خواهرش میگشت
خواهرت؟ - فریدیس اریکسدوتر - (دخترِ اریک)
پس حتماً ویرانی رو دیدی
،بهنظر میرسه قبل از رسیدن ما یه طاعون بزرگ اونجا رو ویران کرده بود
فقط زیارتگاهش رو دیدیم. حتماً تو هم دیدی
چیزهای زیادی دیدم
از جمله، غرق شدن کشتیتون توی بندر
،درست قبل از اینکه کامل از بندر خارج بشیم کشتیمون بر اثر رانش زمین نابود شد
رانش زمین؟ واقعاً؟
احتمال وقوع این حادثه چقدره؟
خیلی خوششانس بودیم که زنده موندیم
،معتقدم که نجات پیدا کردنمون فقط کارِ خدا بود
قطعاً
هیلده، باید به فریدیس کمک کنم
اگر اینکارو بکنی، میکشتت
.تو نگرانِ من نباش فقط بهم بگو هارالد رو کجا بُرده
نمیدونم
فکر میکنم میدونی
همین امروز لانگ با کالاهایی که از مردمِ کالاآلیت در شمال گرفته بود، برگشت
اونا آدمای خوبیان
،اگر اریک، هارالد رو گذاشته باشه پیششون مشکلی واسهش پیش نمیاد
چطور میتونم برم اونجا؟
با قایق، حداقل یه هفته طول میکشه
پیاده چی؟ - خیلی طولانیتر میشه -
باید از کوهها عبور کنی
قبل از رفتن باید فریدیس رو ببینم
تقاص اینکارت رو پس میدی، پدر
با افرادت صحبت کردم
بهشون گفتم با وزش بادهای سرد …چه اتفاقی میافته
و خیلی شفاف واسهشون توضیح دادم که اگر بخوان با من بجنگن چه اتفاقی میافته
قبول کردهن حرفم رو گوش بدن
بهشون حق انتخابی ندادی
واسۀ اینکه تو به من حق انتخابی ندادی
میگی داری به آینده فکر میکنی
خب، منم دارم به آیندۀ خودم فکر میکنم
دعا کردم نجات پیدا کنیم
و خدایان تو رو فرستادن پیشم
لیف میگفت: «آدما با کارهاشون «این زندان رو برای خودشون میسازن
الان میفهمم که حق با لیف بود
امشب هوا سرد میشه، دخترم
توی کلبۀ بزرگ، هوا خیلی گرمتره
انقدر قبلاً سرما رو تجربه کردهم که نمیتونی منو از پا دربیاری
نیازی ندارم تو رو از پا دربیارم
فقط کافیه پیروانت رو از پا دربیارم
ازت میخوام بیای بیرون و مبارزه کنی
!تیراندازها
درود بر کانوت. پادشاه جدید انگلستان
اِما از نرماندی، زنم شو و بهم کمک کن تا بر شمال حکومت کنم
چشم، پادشاه من
،من، اعلیحضرت پاپ محترمترین فرستادۀ خدا روی زمین هستم
و… تو کی هستی؟
،من کانوتِ کبیر هستم پادشاه امپراتوریِ شمالی
!اوه
!عجب قدرتی
کسی اینجا هست که بهم خیانت کرده باشه؟
…چون که تا حداقل سرِ یه نفر رو از تنش
جدا نکنم، این مهمونی تموم نمیشه
به عنوان کسی که داره به این موضوع …فکر میکنه که به دینِ شما ایمان بیاره
…اگر شخصاً بتونم شاهد معجزۀ پدرت باشم
این اتفاق میتونه به شدت واسهم الهامبخش باشه
اشکالی نداره جنازۀ اولاف رو ببینم؟
اصلاً و ابداً
اسقف گریمکتل میتونه ترتیب اینکارو بده
نه، متأسفانه شدنی نیست
در حال حاضر، جنازۀ اولاف جزء مقدسات محسوب میشه
…و در طی مراسم بئاتیفیهش (اعلام رسمی ورود شخص مرده به بهشت)
باید از جنازهش توسط …مؤمنترین راهبهها مراقبت
و محافظت بشه …تا بتونیم تأییدیۀ قدیسشدنِ
اولاف رو از رُم دریافت کنیم
امان از این قوانین
اعضای خانوادۀ من. دوستان
،از اینکه در کاتگات بهم ملحق شدین …ازتون ممنون
زیر سقفی که اتفاقهای خیلی خوبی واسۀ من افتاده
واسۀ مردممون افتاده
و شاید واسۀ یکی از شما
واسۀ همین نیست که اومدین اینجا؟
واسۀ اینکه بفهمین توی سرنوشتتون خبری از تاج و تخت هست یا نه
،شاهزاده ادوارد و شاهزاده آلفرد پسرهای اتلرد و اِما
و اِسوین، کسی که همین الان هم یه پادشاهــه
و هِرفوت، که به شدت هیجانزدهست (پاخرگوش )
حاضره هزار نفر از مردم وِند رو بکشه تا ثابت کنه که آمادۀ پادشاهیــه
کسی رو از قلم ننداختم؟
هارثاکنوت
…البته
هارثاکنوت
تو هم سر میزِ شاهزادهها جایگاه خودت رو داری
پادشاههای آینده
یا شاید هم نه
لیف اریکسون
،تو به جاهای زیادی سفر کردی روس، مصر، قسطنطنیه، سیسیل
و حاکمهای قدرتمند زیادی رو دیدی، مگه نه؟
یکی دو تایی رو دیدهم
،بگو ببینم، طبق تجربۀ تو چه چیزی باعث موفقیت یه پادشاه میشه؟
قدرت
۲ نوع از قدرت
۲ نوع؟ واسهمون بگو
قدرت ذهن، یعنی هوش
هوش. جالبـه
ادوارد، در برابر پادشاهت بایست
پدرت پادشاه بزرگی بود
و مادرت، همهمون میدونیم که یکی از بزرگترین ملکههای تاریخـه
…با لیف موافقی
که هوش یه ویژگی مهم واسۀ پادشاه شدنـه؟
بله، سرورم. مهمترین ویژگیـه
و فکر میکنی که پادشاه خوبی واسۀ انگلستان میشی؟
پادشاه فوقالعادهای میشم، سرورم
اما صبر کن
لیف، گفتی ۲ نوع قدرت وجود داره
دومیش چیـه؟
قدرتِ فیزیکی
توانایی در دفاع از جایگاه
و توانایی در دفاع از حرفها
و از بین شما، چه کسی این قدرت رو داره؟
من میتونم جواب این سؤالتون رو بدم، پدر
هیچ شاهزادهای توی این اتاق از نظر بدنی، قویتر از من نیست
موافقم
اما لیف، کدوم یکی از این ۲ تا قدرت مهمتره؟
بستگی داره
به چی؟
به شخص مورد نظر
جالبـه
…پس بیاین تصمیم بگیریم چه کسی قدرت واقعی
واسۀ تبدیل شدن به حاکم انگلستان رو داره
باید جلوی این اتفاق رو بگیری
،و وقتی که مُردم چه کسی میخواد جلوی این اتفاق رو بگیره؟
!نـه
فکر میکنم کاملاً واضحـه که چه کسی باید پادشاه بعدی انگلستان بشه
من
من پادشاه بعدی انگلستان میشم
جدی میگی، کوچیکترین پسرِم؟
آره
پس همۀ ما رو میکشی، داداش کوچولو؟
،نه. اِسوین علاقهای به انگلستان نداره پس اجازه میدم پادشاه نروژ باشه
خیلی ممنون، سرورم
بعدش، اجازه میدم …تو ادوارد و آلفرد رو بکشی
،چون اگر حواسم بهشون نباشه میتونن به شدت خطرناک باشن
و بعد از اینکه اینکارا رو واسهت انجام دادم، چرا نباید تو رو بکشم؟
دلت میخواد تلاش کنی و جواب سؤالت رو بفهمی؟
هاسکارلهای من، قویترین وایکینگهای دنیا هستن (محافظهای شخصی خاندان سلطنتی)
واسۀ همینه که من پادشاه انگلستان میشم
حالا دیگه از این بازی خسته شدهم
فکر میکنی این یه بازیـه، هارثاکنوت؟
.البته که یه بازیـه، پدر چون همین الانش هم پادشاه داریم… شما پادشاه هستین
به سلامتیِ کانوتِ کبیر
اولین پادشاه وایکینگِ انگلستان
!به سلامتیِ کانوتِ کبیر! سلامتی
ممنون
اما من تا ابد زنده نیستم
…بنابراین، فرمانِ من اینـه
هارثاکنوت، تو میری دانمارک و پادشاه اونجا میشی
،شاهزاده ادوارد و آلفرد …شما به نرماندی برمیگردین
و کارتون رو در اونجا تکمیل میکنین
…و هِرفوت
تو نایب السلطنۀ هارثاکنوت در دانمارک میشی
قَیّمش بشم؟
بله
پس انگلستان چی؟
کسی پادشاه انگلستان نمیشه
یه ملکه بر انگلستان فرمانروایی میکنه
درود بر ملکه اِما
درود بر ملکه اِما
ملکه اِما
نیازی به جنگیدن نیست
به اندازۀ کافی و واسۀ همهتون هست
خبر جدید چی داری؟
یه امپراتور جدید داریم
ژنرال مانیاکیس با ملکه زوئی ازدواج کرده
خوب بخوابین
روز بزرگ و مهمی در پیش داریم
…میتونیم این زیورآلات و پوستها رو
…از سکونتگاههای دیگهای
که به ایسلند نزدیکترن تهیه کنیم
…اگر چیزی برای معامله ندارین
دیگه دلیلی نداره که این همه راه رو تا اینجا بیایم
این یکی رو گذاشته بودم واسۀ آخر
اینم دلیلتون برای سفر دوباره به اینجا
شگفتانگیزه
از کجا آوردیش؟
افرادی که این شمشیرها رو میسازن الان پیش من زندگی میکنن
و در آینده تعداد بیشتری ازشون میسازیم
لانگ. اِریک میگه بیا یه چیزی بخور
فریدیس
استیگ
هارالد رو پیدا کردی؟
مادرت فکر میکنه پیش مردم کالاآلیتــه
به زودی به خونههای زمستانیشون سفر میکنن
باید از اینجا برم و پیداش کنم
فریدیس، حتی اگر بتونی …خودت رو بهش برسونی و سالم برگردی
بازم زندانی هستیم
من مادرشم
،من میتونم هارالد رو پیدا کنم اما فقط تو میتونی ما رو آزاد کنی
بازرگانها کِی میرن؟
صبح
پسرم رو پیدا کن
منم یه قایق و یه ناخدای جدید پیدا میکنم
برو. کاری که باید واسۀ افرادت انجام بدی رو انجام بده
!مادر
کجا بودی؟
دعوت نشده بودم
اون پسر بچه رو به عنوان پادشاه دانمارک انتخاب کرد
اونوقت من چی؟ چیزی جز یه خدمتکار نیستم
میتونی خیلی چیزها از اون پسر بچه یاد بگیری
واسۀ شروع اینکه اون کَجخُلقی نمیکنه
اِما رو هم به عنوان حاکم انگلستان انتخاب کرد
جای تعجب نیست
و این موضوع تو رو ناراحت نمیکنه؟
اگر قرار بود اجازه بدم …هر چیز کوچیکی ناراحتم کنه
همۀ این چیزهایی که بدست آوردم رو نداشتم
…اگر منطقی فکر کنی
هر شرایطی یه مزایایی داره
مثلاً؟
نه
تو بگو
رُقبای من واسۀ رسیدن به تاج و تخت میرن دانمارک و نرماندی
دیگه چی؟
…پعد از مرگ کانوت
خواستۀ کانوت دیگه مهم نیست
الان اینجوری فکر کردن بهتر از پرت کردن بشقاب غذا نیست؟
کی هستی؟
خوابت نمیاد؟
منم همینطور
مُدام به سنگهایی که قایقتون رو نابود کرد فکر میکنم
بهنظر من که کار خدا نبود
بیشتر بهنظر میرسید کار خواهرم بوده
همینطور… بهنظر نمیرسید طاعونی در کار بوده باشه
بهنظر میرسید جنگ شده
بگو ببینم
چی دیدی؟
…دید… دیدم
.مگنوس، خود شیطانـه شَر و خطر توی رَگهاش جریان داره
جنازۀ پدرش رو با خودمون نیاوردیم
.و اونجوری که گفت، طاعونی در کار نبود مسمومشون کرد
تعداد کمیشون زنده موندن و با یکی از قایقهامون فرار کردن
…فریدیس
فریدیس هم یکی از اونایی بود که فرار کردن؟
من هیچوقت ندیدمش. فقط قبرش رو دیدم
پس یعنی مگنوس مسمومش کرد
بله
مگنوس رفته. بعد از جشن رفت
کجا رفت؟
رفت شمال. تا حمایت یارلها رو بدست بیاره
سفر بیخطر، پدر
هنوزم باورم نمیشه دارین منو میفرستین تا پرستار یه بچه باشم
باید خیلی چیزها دربارۀ اداره کردن یه کشور یاد بگیری
نایب السلطنه بودن این فرصت رو در اختیارت قرار میده
متوجهم
خداحافظ، کانوت
کاملاً میدونم که در همۀ این سالها چه کسی واقعاً حاکم نروژ بوده
اگر بخوای، میتونی برگردی مِرسیا
ممنونم، اما اینجا مثل خونهم شده
و دلایلی واسۀ موندن دارم
دلایل خوبی داری
آلفرد - مادر -
باورم نمیشه داره منو برمیگردونه نورماندی
اون اینکارو نمیکنه. خواستۀ منـه
آماده نیستی
یه روزی نوبتت میشه، اما الان نوبتت نیست
باید بهم اعتماد کنی
،وقتی که تو رو بدنیا آوردم …چند تا از پسرهای
اتلرد توی صف رسیدن به تاج و تخت بودن
،اما از لحظهای که بغلت کردم میدونستم پادشاه میشی
هنوزم فکر میکنم پادشاه میشی
اینو از رُم واسهت آوردم
داخلش یه تیکه از چوبِ صلیبیـه که عیسی رو روش مصلوب کردن
…هم اینو بهت میدم، هم این قول رو
که یه روزی پادشاه انگلستان میشی
باید واسۀ اون روز آماده بشی
مادر
صادقانه جوابمو بده
دلت واسهم تنگ میشه؟ - نه -
دلت تنگ نمیشه؟ چرا؟
…چون اگر بخوام پیشت باشم
فقط کافیه چشمام رو ببندم و تو رو توی قلبم احساس کنم
برو
لطفاً مراقب پسرم باش
اجازه نمیدم آسیبی بهش برسه
ممنونم، هِرفوت
ملکه الفگیفو
میخوام بهتون هشدار بدم
.میدونم. منظورت مگنوســه از خطری که تهدیدم میکنه کاملاً باخبرم
میتونستیم با همدیگه تیمِ موفقی تشکیل بدیم
نه، همدیگرو میکشتیم
ممنونم، ملکه الفگیفو
آیندۀ سخت و پیچیدهای در انتظارتـه
دعا میکنم بتونی از پسش بربیای
منم همینطور
ملکۀ من
بسیارخب، دوستانِ من
،وقتی که آدم همهچیزش رو از دست داده کجا میره؟
برمیگرده خونه
تا تابستانِ بعد… خداحافط، دوستِ من - ممنونم -
اِریک
مراقب خودت باش - خداحافظ -
!دخترم
اولین شبت توی سرما چطور بود؟
شوهرم، باید بیای داخل خونه
اینو بگیر
میدونین من کی هستم؟
،قراره باهاتون بیام کاتگات با این قضیه مشکلی دارین؟
نه
خوبه
« هارالد هاردرادا »
!راه بیافت
امپراطور مانیاکیس
!آتیش - !عجله کنین! از این طرف -
.زندانی فرار کرده امپراتور، هارالد فرار کرده
!مانیاکیس
!قاتل
!نـه
!بیا و با جَلادت مبارزه کن
!بذارین خودم بکشمش
« ترجمه از مهـرداد » .:: Mehrdadss ::.
ارائهشده توسط وبسایت دیجیموویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت :دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.