All language subtitles for The.Boys.S04E08.WEB.x264-TORRENTGALAXY

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫این چه کسشری بود؟

‫خیلی کیری بود بچه‌ها

‫برو بیرون. دیگه اینجا کاری نداری

‫یه نفر هست که هیچوقت شکستش نمیدی

‫بدون من موفق باشی

‫دعاهامون مستجاب شدن

‫- یه ویروس که ابرانسان‌ها رو می‌کشه ‫- اگه ویروس رو

‫اونقدر قوی کنیم که هوملندر رو بکشه، ‫تبدیل میشه

‫به یه ویروس فوق‌مرگبار

‫پاندمی جهانی

‫من خودتم، برای همین وقتی بهت میگم ‫که دلت می‌خواد این کارو بکنی

‫به معنای واقعی کلمه دارم میگم ‫که می‌خوای این کارو بکنی

‫کیمیکو!

‫فرنچی، اون ویروس...

‫خودش درست نمیشه داداش

‫قرار نیست رایان رو تبدیل به وسیله کنیم

‫- حاضر نیست ‫- یا می‌فهمیم که چجوری آموزشش بدیم

‫یا می‌فهمیم که چجوری بکشیمش

‫بسه، بسه! بس کنین

‫خانواده‌تون دشمن شما نیستن

‫- مامانم اگه بود به این کارها راضی نبود ‫- دقیقا برای همین

‫به این پسر ایمان دارم

‫وقتی رسما رئیس جمهور شد

‫باید از متمم 25ام استفاده کنیم

‫- کی قراره این کارا رو بکنه؟ ‫- من

‫- من می‌کنم ‫- اگه هوملندر

‫همه استارلایترها رو بکنه تو اردوگاه‌های بازداشت

‫تو مشکلی باهاش نداری؟

‫از اردوگاه‌ها خبر نداشتی

‫تو فقط حواست به تیرانداز باشه

‫مطمئن شو که ششم ژانویه آماده باشه

‫- حالت خوبه؟ ‫- اینجا مثل کوره‌ست

‫- وایسا! ‫- تغییرشکل‌دهنده‌های تخمی

‫ولی قبول کنیم که سیج کارش درسته

‫بهترین انتخاب برای این کاره

‫صبح بخیر وطن‌پرستان

‫امروز شش ژانویه، با برنامه ‫وی‌ان‌ان تودی در خدمتتون هستیم

‫اخبار حیرت‌آوری از وات استودیو رسیده

‫که دارند فیلم به شدت موردانتظار ‫«آموزش ای‌ترین»

‫را کنسل می‌کنند، ‫با اینکه ساختش کاملا به اتمام رسیده

‫فهمیدیم که از کنسل کردنش ‫درآمد بیشتری بهمون می‌رسه

‫بریم به پشت صحنه یک اعلان جدید ‫و تأثیرگذار از وات

‫من مسئولیتش رو گردن می‌گیرم

‫من مسئولیت نژادپرستی رو گردن می‌گیرم

‫در نهایت، کنگره امروز تعداد آرای الکترال را می‌شمارد

‫تا رئیس‌جمهور آینده را تصدیق کند

‫در حالی که این کار معمولا تشریفاتی‌ست، ‫رویکرد ضدابرانسانیِ داکوتا باب

‫سبب شده تشریفاتی نباشد

‫گواهی‌ها رو با انضباط می‌شماریم

‫بدون هیچ بحثی

‫مفهومه؟

‫داشتم می‌گفتم

‫بعد از تایید اصالت گواهی‌ها...

‫این ویروس کیری چی شد فرنچی؟

‫نزدیکم

‫اون چکش رو که بکوبن روی میز

‫نیومن فقط یه کله‌ترکونی ‫با دفتر بیضی فاصله داره

‫- چقدر نزدیکی؟ ‫- نزدیک‌‌طورم

‫تو روحت

‫...در حال شمارش گواهی آرای ایالت آلاباما؟

‫[هنوز وارد دیتابیس اداره فدرال امور ابرانسان‌ها نشدی؟ ‫فورا باید تغییرشکل‌دهنده رو شناسایی کنیم!!!]

‫نه، بهت گفتم ویکی همه‌ش رو کامل بسته

‫صداتم بیار پایین لطفا

‫- سلام ‫- سلام

‫سلام

‫سلام. چیه...

‫این چیه تنت؟

‫خوشت نیومد؟

‫نه، یعنی... دوستش دارم

‫فقط الان واقعا وقتشه... ‫الان که کل مملکت

‫داره با کله میره سمت 1984؟

‫شب قبل از اعزام پدر پدربزرگم

‫اون یونیفرمش رو پوشیده

‫سرزده رفته خونه مادر پدربزرگم برای شام

‫و زانو زده

‫خب

‫بلند شو. لطفا

‫هیویی کمپل

‫باهام ازدواج می‌کنی؟

‫هه! عه...

‫همینجا وایسا یه لحظه، خب؟ ‫تکون نخور

‫- باشه ‫- تکون نخور

‫هی

‫انگار جدی جدی دارم این کارو می‌کنم

‫پس منم زانو می‌زنم، ‫چون من دارم درخواست ازدواج میدم

‫انی جنیوئری

‫من از اتفاقی که قراره بیفته وحشت دارم

‫ولی حس می‌کنم خیلی...

‫خیلی خوش‌شانسم

‫که می‌تونم کنار تو ‫با این اتفاقات روبرو بشم

‫خیلی‌خب

‫خب... آره، در کل...

‫یه بله محکم، بریم عروسی کنیم

‫وای!

‫وای، چقدر... چقدر خوب بود

‫دو تا انگشت دیگه زیاد بود ولی...

‫شرمنده، فقط خواستم سطح کارو بالا ببرم

‫نه بابا، اشکال نداره. عالی بود

‫عه...

‫کجا میری؟

‫چند تا شامپاین می‌خوایم برای جشن گرفتن

‫و...

‫نه اون شامپاین تخمی کرکلند

‫که تو یخچاله

‫- زود برمی‌گردم ‫- باشه. حله

‫ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو ‫.:: FilmKio.Com ::.

‫مشاوران پارلمانی بهم اطلاع دادن ‫که گواهی کانزاس

‫تنها گواهی آرای ایالته

‫و یک گواهی هم از یک مسئول ‫بهش ضمیمه...

‫فشارت نود روی شصته

‫پایینه

‫نه بابا؟

‫می‌دونی، اگه کمک می‌خوای...

‫به کمک تو نیاز ندارم

‫واقعا؟

‫اینطور که من می‌بینم ‫داری تو لگن بیمارستان می‌رینی

‫و تا روزها نمی‌تونی وارد عملیات بشی

‫اونوقت دستاوردت چی بوده؟

‫سینگر که دیگه کارش تمومه

‫هوملندر... بازی رو برد

‫و تو... تو ویروس رو بیخیال شدی

‫تنها سلاحی که می‌تونست ‫جلوش رو بگیره

‫ولی ما این اخم رو

‫به لبخند تبدیل می‌کنیم دوست من

‫می‌دونی چرا؟

‫چون هنوز من رو داری

‫تو که واقعی هم نیستی حتی

‫سوال فلسفی جالبیه

‫ببین، چیزی که واقعیه

‫اون تومورهای پر از وی هستن ‫که دارن تو دل و روده و کله‌ت تکثیر میشن

‫ابرسرطان

‫چیزی که واقعیه

‫اون تیکه از وجودته

‫که می‌خواد تک تک ابرانسان‌های ‫زمین رو بسوزونه

‫بنظرت ازیکیل رو چجوری

‫به تیکه‌های کوچولو موچولو تقسیم کردی؟

‫من بودم که قدرتی که نیاز داشتی ‫رو بهت دادم

‫و می‌تونم دوباره این کارو بکنم

‫فقط کافیه

‫سر قرارمون بمونی

‫قرار؟

‫کدوم قرار؟

‫میریم تا تهش

‫بیخیال پهلوون

‫دو تا رفیق که سر نسل‌کشی با هم تعارف ندارن

‫فقط گمشو و بذار در آرامش بمیرم، میشه؟

‫کاش میشد

‫حالا که اینجایی

‫دختر خوبی باش و یه آبجو بیار واسمون

‫بیخیال. کسکش نباش. ‫دارم می‌میرم ناسلامتی

‫مردنت اخیرا تو لیست آرزوهام ‫تو رتبه‌های اول بوده

‫بابت کاری که داری برام می‌کنی ممنونم

‫یه ذره هم بخاطر تو نیست

‫باشه پس

‫گوشیم رو بده. ‫کلی کار داریم

‫دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین ‫.:: FilmKio.Com ::.

‫«مترجمان: حسین رضایی و علیرضا نورزاده» ‫::. HosseinTL & MrLightborn11 .::

‫چندش

‫از دست تو رایان

‫بیا اینجا

‫بیا اینجا. بهت دستور میدم

‫من پدرتم

‫نه اون

‫و همیشه خواهم بود

‫بیا اینجا

‫زود

‫رایان

‫رایان!

‫سلام

‫می‌دونی

‫من جات باشم کمتر از اون...

‫غذاهای رژیمی لین لد می‌خورم

‫سنگ کلیه درست می‌کنه

‫اندازه توپ تنیس

‫یه شکایت گروهی گنده ازشون کردن

‫- بیا اینجا ‫- نکن!

‫دستت بهم نخوره

‫هی، آروم باش، خب؟

‫فقط یه شارژ کوچولو می‌خوام

‫اوه

‫من چرا باید مادرت رو بکشم آخه؟

‫اینجوری باید برم سدونا

‫و هیچکس حقش نیست ‫که بره سدونا

‫از سر من برو بیرون

‫آهان، این؟

‫امروز از هیویی خواستگاری کردم

‫حتی داستان پدر و مادر پدربزرگت هم بهش گفتم

‫بعدش برای جشن گرفتن سکس کردیم

‫و انگشت و اینا هم کردیم

‫اون خیلی دوست داشت

‫ای خدا

‫اینجا مثل کوره‌ست لامصب

‫- چرا؟ ‫- تو عاشق خواستگاری نیستی؟

‫شادی‌ای که تو صورت طرف هست

‫وقتی بالاخره به پایان خوشش می‌رسه

‫تو یه سایکوپتی

‫سوسیوپت!

‫که البته تعجبی نداره واقعا

‫حتی یادم نیست چه شکلی‌ام

‫ولی اولین باری که تغییرشکل دادم رو یادمه

‫یه لحظه خودم بودم

‫بعدش شدم خانم جیمیسون

‫معلم پیش‌دبستانیم

‫می‌تونستم تک تک خاطراتش رو ببینم

‫دادن به دوست صمیمی شوهرش

‫دزدیدن برق لب، زدن یه دانش‌آموز

‫ولی می‌دونی جالبیش چیه؟

‫تمام این کارهای تخمی

‫توی ذهنش توجیه داشت

‫همه این کارو می‌کنید

‫همه فکر می‌کنید

‫که قهرمان داستان خودتونید

‫خودت رو ببین

‫تو اخلاق‌مدارتر و بهتر

‫و صادق‌تر از ماهایی

‫و داری تو گوه غلت می‌زنی

‫- من این فکرو نمی‌کنم ‫- چرا، می‌کنی. بیخیال

‫من ذهن می‌خونم، یادت رفت؟

‫«تقصیر من نبود

‫که تو جشنواره یه سلیطه‌ی تمام‌عیار بودم، ‫تقصیر مامانم بود

‫یا اینکه مجبور شدم مثل آب‌نبات

‫کیر ساک بزنم که تو گروه هفت بمونم. نه

‫نه، نه، نه

‫من انی جنیوئری هستم ‫و تقصیر من نیست»

‫یالا، باهام تکرارش کن

‫من انی جنیوئری هستم و تقصیر من...

‫کون لقت!

‫تو هیچی از من یا زندگیم نمی‌دونی

‫جدی؟ پس چرا قدرت‌هات کار نمی‌کنن؟

‫آخه...

‫انتخاب اولمون برای کشتن سینگر تو نبودی اصلا

‫ولی انقدر کسخلت در رفته

‫که چاره دیگه‌ای نذاشتی

‫هی

‫توی دو سه تا...

‫حبس ابد مجزایی که داری

‫می‌تونی هویت خودت رو پیدا کنی

‫- لطفا... ‫- آخی

‫انی طفلک

‫- لطفا ‫- «وای خدا، من انی جنیوئری هستم

‫و فقط من خوبم»

‫اوه. بیا

‫باهاش غذای لین لد رو بشور بره

‫خیلی‌خب

‫- سلام سلام ‫- حدود پونزده بار

‫بهت زنگ زدم. نگران شدم. ‫فکر کردم...

‫نمی‌دونم، فکر کردم شاید...

‫آره، منم همین فکرو کردم

‫ببین، الان دیگه فرصت نداریم

‫فقط چند ساعت مونده تا تأیید انتخابات

‫بعد اون هم که...

‫میان سراغ سینگر

‫به کمکت نیاز داریم

‫بوچر؟

‫وقتی بچه بودم

‫تعریف یه جایی تو نوادا رو شنیدم

‫یه استیک‌فروشی

‫که توش دخترا ممه‌هاشون رو بیرون میندازن

‫وقتی استیکت رو برات میارن

‫ایول

‫وقتی به لنی گفتم ‫نزدیک بود بشاشه به خودش

‫بنظرش بامزه‌ترین چیزی بود ‫که تو عمرش شنیده بود

‫قرار بود یه روز بریم اونجا

‫خب...

‫وقتی وقتت تموم میشه ‫به چیزای جالبی فکر می‌کنی، مگه نه؟

‫بوچر، کجایی؟ ‫می‌تونم بیام پیشت

‫می‌تونیم حلش کنیم

‫یه لطفی بهم بکن هیویی

‫برو اونجا

‫به جای من و لن، باشه؟

‫نباید تسلیم بشی که

‫هنوز می‌تونی بجنگی

‫هیویی، یه چیزی ازت خواستم

‫باشه. من...

‫به جات میرم اون استیک‌فروشی لختی

‫ایولا

‫و...

‫به پسرها بگو متأسفم، خب؟

‫به پسرها بگو که عذر می‌خوام...

‫بابت...

‫فقط بگو عذر می‌خوام

‫خدافظ هیویی

‫ببین، عه...

‫به نگین بگو یه فراپه‌ی اسمور

‫پرتزل کاراملی برام بیاره ‫از جیتر بین

‫با خامه دبل. ‫امروز خیلی بی‌حالم

‫ای خدا، کافیه امبر. ممنون

‫صبح بخیر

‫امروز حالت چطور...

‫وای خدا

‫ببخشید

‫میشه لطفا زود تمومش کنیم؟

‫امروز کارهای مهمتری دارم

‫- بله خانم، البته ‫- سلام

‫آماده. میریم رو آنتن تا پنچ، چهار...

‫سه...

‫به برنامه خوش اومدید مردم

‫امروز یه سوپرایز خوب براتون داریم

‫هوملندر و معاون رئیس‌جمهور آینده

‫ویکتوریا نیومن

‫خدا جفتتون رو خیر بده که اومدید

‫خیلی هم خوشحال میشم ‫که وقت بذارم و دوستم هوملندر رو ببینم

‫باشه، این شر و ورها رو بذاریم کنار

‫داکوتا باب میگه می‌خواد ‫تو صد روز اول کاریش

‫قوانین ضدابرقهرمانی احمقانه تصویب کنه

‫بعنوان معاون ایشون...

‫...یار باوفای کامیونیتی ابر‌انسان‌ها بوده

‫بنظرم خیلی مهمه که...

‫گفتی یار، ویکتوریا؟ واقعا؟

‫اومدیم حقیقت رو بگیم

‫پس فقط... حقیقت رو بگو

‫حقیقت اینه که مشکل واقعی

‫ابرانسان‌ها نماینده ندارن

‫و من می‌خوام مطمئن شم که...

‫باشه، تو نمیگی؟

‫خودم میگم

‫عه...

‫این خانم ویکتوریا ابرقهرمانه

‫ممنون بابت تعریفت

‫ولی بنظرم حقیقت اینه که ‫همه می‌خوایم قهرمان باشیم

‫ولی من واقعا ابرقهرمان نیسـ...

‫ای تف

‫کاملا درسته

‫خانم نیومن در این مدت بعنوان

‫یک خنجر مخفی در قلب دولت پنهان

‫کار کرده و در برابر نیروهای تاریکی که می‌خوان

‫با دموکراسی و کودکان ما لواط کنن

‫اما دیگه وقت بیداری بزرگ فرا رسیده

‫همه‌ی ما در وات متحد هستیم

‫یه استراحت کوتاه می‌کنیم و...

‫کسکش دستش رو شد، نه؟

‫حالا جالب میشه

‫خیلی‌خب. برنامه خوبی بود بچه‌ها

‫هی. هی!

‫- خانم... ‫- گمشو! هی

‫من کل عمرم جون کندم ‫تا این راز رو نگه دارم

‫خب، راز روح آدم رو فاسد می‌کنه

‫- یه باری از دوشت برداشتم. باید ممنونم باشی ‫- سیج گفت...

‫کون لق سیج. اون دیگه رفته. ‫گوش کن بهم

‫گوش کن چی میگم

‫ما قراره دنیا رو عوض کنیم

‫برای بچه‌هامون و بچه‌های بچه‌هامون ویکی

‫اولین رئیس‌جمهور ابرانسان

‫هوم؟ تازه دخترم هستی

‫استیضاحم می‌کنن

‫- چه اهمیتی برامون داره؟ ‫- چون چهار سال دیگه

‫- باید دوباره انتخاب بشم ‫- کی گفته؟

‫ماده دو قانون اساسی

‫دنیای جدید، قوانین جدید

‫حالا خفه‌خون بگیر و گوش کن

‫سرنوشت‌هامون دیگه به هم گره خورده

‫سینگر دیگه کارش تمومه

‫و من تنها دوستی‌ام که برات مونده

‫این قطار دیگه راه افتاده خوشگله، ‫و تو هم سوارشی

‫باید نصف شرکتت رو دستگیر کنی، ‫نصف کشور رو

‫فکر کردی خودم فکرش رو نکردم؟

‫معلومه که بهش فکر کردم

‫کیر توش

‫اشلی، بگو ببینم

‫واکنش‌های مختلفی تو شبکه‌های اجتماعی هست

‫می‌خوام یه لیست از تمام افراد شرکت درست کنی

‫که از من یا گروه هفت ‫اطلاعات مخربی داره...

‫ولی بیشتر خودم...

‫هر کسی که هر گونه آتویی داره

‫- بله ‫- این لیست خیلی زود باید بهم برسه

‫بله قربان

‫دختر خوبی هستی

‫عه...

‫- انگار اوضاع بی‌ریخته اشلی ‫- نه بابا اشلی؟

‫شرمنده اشلی

‫ساکت!

‫این نشست مشترک به هدف خود رسیده

‫و پیرو مصوبه مشترک یک سنا، ‫در 118امین کنگره...

‫رئیس پایان نشست مشترک ‫را اعلام می‌کند

‫...انتخابات را تأیید کرد، ‫با وجود اخبار شوکه‌کننده‌

‫مبنی بر اینکه معاون رئیس‌جمهور ‫ویکتوریا نیومن ابرانسان است

‫اعتراضات در سراسر کشور بالا گرفته‌اند

‫- در حالی که استارلایترها... ‫- خودشه

‫حالا دیگه میفتن دنبال سینگر. ‫فرنچی، بگو که درستش کردی

‫می‌خوای بیای جای من کار کنی؟

‫دارم با تمام سرعتم کار می‌کنم

‫کافی نیست

‫چندین معترض زخمی...

‫داری می‌بینی؟

‫تمام کثافت‌کاری‌های نیومن رو آماده کن ‫چون شاید بخوایم بزنیم به سیم آخر

‫وایسا، وایسا، وایسا. ‫ویروس چی شد پس؟

‫ویروسی در کار نیست

‫چی؟ سگ توش

‫باشه، خب، می‌دونی که اگه ‫فاشش کنیم ما رو می‌کشه، نه؟

‫باور کن اگه چاره دیگه‌ای داشتم ‫این کارو نمی‌کردم

‫خیلی‌خب، بریم تو کارش

‫سلام

‫نه، نه، نه، نه، کیر توش!

‫- چیه؟ چی شده؟ ‫- همش پاک شده

‫هر چی از نیومن داشتیم، ‫قتل‌ها...

‫- ارتباطاتش با استن ادگار، همه‌چی ‫- وایسا ببینم

‫ازش بکاپ داری دیگه، نه؟

‫تو یه کامپیوتر دیگه یا سرور ابری کیری؟

‫منظورم رو نمی‌گیری. همش پاک شده. ‫اصلی‌ها، بکاپ‌ها

‫هیچی تو دستمون نیست

‫پس هیچی جلوشو نمی‌گیره

‫فقط یه کار میشه کرد

‫فرنچی، تو اینجا بمون. ‫سریع‌تر کار کن

‫کیمیکو، تو با من بیا

‫ببین هیویی، برات مختصات می‌فرستم. ‫تو و انی...

‫- فوراً بیاین اونجا ‫- برنامه چیه؟

‫فرصت حمله‌مون رو بگا دادیم. ‫الان فقط دفاع برامون مونده

‫من هم به اندازه شما شوکه شدم

‫از این خیانت بزرگ به اعتمادم

‫در آمریکا، قبل از اینکه رأی مردم رو بخوای

‫هویتت رو بهشون میگی

‫برای همین درخواست یه انتخابات ‫جدید، آزاد و منصفانه رو دارم

‫این خط و این نشون

‫اگر ویکتوریا نیومن معاون بشه،

‫یعنی از جسد من رد شده

‫چون قبلش من رو ترور کرده

‫عجب. انگار باید بری ‫به جای این یارو گلوله بخوری، نه؟

‫بنظرم مهمتره که اینجا بمونم

‫ملاقاتی‌تون اومده

‫بفرستش داخل

‫رفیق، این کار جواب نمیده

‫پیامم رو خوندی

‫خوشحالم اومدی

‫چیزی نمونده قدت از من بلندتر بشه

‫اون بچه رو نمیشه نجات داد. ‫نمی‌تونه از خون خودش فرار کنه

‫چی به خوردت میدن؟

‫بگو که یکم سبزیجات هم تو غذات هست

‫تو برگرها کاهو هست

‫دلم برات تنگ شده بود پسر

‫گوش کن رایان

‫باید یه صحبت جدی داشته باشیم

‫خیلی... مریض بنظر میای

‫چه‌جورم

‫رفیق، بارها و بارها برای خودم

‫آرزوی مرگ کردم

‫ولی حالا نگام کن

‫بازم زمان می‌خوام

‫ولی ندارم

‫و وقت ندارم که آروم آروم اینو بهت بگم

‫مجبوری بکشیش بیلی

‫نمی‌تونی به اون برج برگردی

‫- باید با خاله گریس بری ‫- چی؟

‫- یعنی کِی؟ ‫- الان

‫- همین الان ‫- نه، نمی‌تونم

‫- بابام پیدام می‌کنه ‫- این دفعه نه، پسرم

‫خب...

‫مطمئن نیستم می‌خوام از اونجا برم یا نه

‫یه جورایی اونجا رو دوست دارم. ‫یه قسمتاییش رو

‫دیدی؟ باید ویروس رو بهش بزنی

‫و باید همین امروز هم انجامش بدی

‫رایان، نه

‫- بابات یه... ‫- گریس

‫ببین

‫وقتی مامانت مرد، ‫که تقصیر تو هم نبود...

‫شنیدی که چی گفت

‫از من قول گرفت که تو رو...

‫در امان نگه دارم. ‫منم الان فقط همین رو می‌خوام

‫حالا اگه بهم بگی

‫یعنی واقعا میگی که

‫پیش هوملندر بیشتر از همه‌جا...

‫احساس امنیت می‌کنی

‫دیگه جلوت رو نمی‌گیرم

‫می‌خوای بازی کنیم؟

‫خیلی‌خب پس. بیا

‫- رایان رو دیدی؟ ‫- نه، ولی می‌تونم یه دستیار بفرستم

‫- دنبالش بگرده اگه می‌خواین ‫- نه. نه. پسرها به تنهایی نیاز دارن

‫- لیست؟ ‫- آره. شرمنده

‫ممنون

‫کسایی که هایلایت کردم ‫یعنی باید قراردادشون کامل...

‫پرداخت بشه اگه بخوایم...

‫اخراجشون کنیم

‫عالیه. ممنون. آفرین

‫مرخصی

‫مشکلی نیست. می‌رسم بهش

‫گشنیز

‫آقایون

‫گروه هفت یک محفل اعتماده

‫چیزی که می‌خوایم بهتون بگیم ‫به شدت حساسه

‫- گرفتین؟ ‫- درود بر ناخدا

‫رابرت سینگر خواهد مرد

‫تا پایان روز کاری

‫نیومن به جاش رئیس‌جمهور میشه

‫مردم وحشت می‌کنن. ‫شورش می‌کنن

‫خونریزی و غیره و غیره

‫یه نفر باید وارد عمل بشه ‫و نظم رو برقرار کنه

‫فراخوان میدیم برای تک تک قهرمان‌های وات

‫تک تکشون، ‫که بیان کاخ کنگره، کاخ سفید

‫و پنتاگون رو محاصره کنن

‫از رئیس‌جمهور برحق، یعنی نیومن، دفاع کنن

‫حالا، می‌خوام شما دو تا...

‫ای خدا. یه ضدسرفه بخور دیگه

‫شرمنده قربان. خیلی ببخشید. ‫بخاطر... داروهاست، می‌دونین

‫می‌دونین... داروها

‫یه کوچولو باعث تپش قلب...

‫و تب بالا میشن، ولی چیز خاصی نیست

‫باشه، خب داری روی من سرفه می‌کنی

‫و خیلی چندشه

‫برو اونورتر بشین

‫پاشو

‫دورتر

‫داشتم می‌گفتم...

‫همه افراد این لیست

‫باید حذف بشن

‫بطور دائم، تا آخر امروز

‫اگه بحث اینه که کی بیشتر ‫از همه ازمون آتو داره

‫اسم اشلی نباید صدر فهرست باشه؟

‫آره. چرا که نه. فکر خوبیه

‫کسی فامیلی اشلی رو می‌دونه؟

‫این دیگه چه...

‫یعنی واقعا داری میگی

‫که تغییرشکل‌دهنده می‌تونه از اون در رد بشه؟

ببین، اصلا ممکنه همین الانش هم اینجا باشن

پس از این به بعد، هیچ‌کس تنهایی از جاش تکون نمی‌خوره

و فیکس، هر پنج دقیقه یک‌بار اعلام حضور کنید

هوشیار باشید و پیروی دستورات

یالا، برید تو کارش

قربان، طوری‌تون نمی‌شه

اگه به دستورم عمل می‌کردی و نیومن رو می‌کشتی

الان چهار طبقه زیر زمین گیر نیفتاده بودیم

و کس موش چال نمی‌کردیم، ابله

کیر توش

کیمیکو حواست به سینگر باشه

واقعا فکر می‌کنی که تغییر شکل‌دهنده‌ـه اینجاست؟

امیدوارم نباشه، ولی می‌تونه خودش رو به شکل هرکسی دربیاره

پس همه باید زیرنظر باشن

خیلی‌خب، حله

وای خدا

خوبی؟ - آره، خوبم -

فقط گرممه

اینجا مثل کوره‌ست

اینجا مثل کوره‌ست

برو یه‌کم آب بخور

باشه. واسه تو هم بیارم؟

ممنون می‌شم

الان برمی‌گردم - خیلی‌خب -

پشم‌هام

کیر توش

.هی رفیق، می‌خوام یه چیز مسخره بهت بگم خیلی طول نمی‌کشه

،فقط به من نگاه نکن به بقیه نگاه کن

هان؟ - به من نگاه نکن، به جلو نگاه کن -

به من نگاه نکن، به جلو نگاه کن - باشه، باشه -

تابلو نکن

اَنیه - چی انیه؟ -

تغییر شکل‌دهنده‌ـه اَنیه - چی؟ -

به من نگاه نکن، به جلو نگاه کن

از کجا می‌دونی؟

بهم اعتماد کن. نمی‌دونم کی و چطور خودش رو جاش جا زده

ولی این صد در صد «انی» نیست - خیلی‌خب، گوش کن -

سرنوشت کشور به خونسردی ما ...بستگی داره، پس خونسرد

سلام - سلام -

آب می‌خوری؟

ممنون - بفرما -

دستت درد نکنه - اوهوم -

اوم

اوم

به چی نگاه می‌کنید؟

...آه - می‌دونم -

...وای، تو

تبریک می‌گم - ممنون -

آره، نامزد کردیم

...همچین کاری

کردیم - محض اطلاع -

.من بهش پیشنهاد دادم چون کیر تو مردسالاری، درست نمی‌گم؟

.آره، کیر تو مردسالاری ...باید کیرت رو

کیرت رو بکنی توی تموم سوراخ‌هاش

گوش کن، ازدواج کردن

بهترین تصمیم عمرم بود

پس به جفت‌تون تبریک می‌گم

ولی، الان دستشویی دارم

...پس من می‌رم دستشویی و

...شما اینجا بمونید - همینه کسکش -

قربان، بخوابید روی زمین - قربان، همراه من بیاید -

آه

قربان، از این‌طرف

پشم‌هام

لعنتی

برید

یالا دیگه

رمزش چند رقمه مگه؟

یا خدا

سینگر رو بردارید و برید

زود باشید

بریم - برو -

هیویی، برو

واقعا فکرکردی توئه علیل می‌تونی شکستم بدی؟

حتی دستبندت هم نتونستی بشکونی، درسته؟

حق باتوئه

نمی‌دونم قهرمانم یا نه

نمی‌دونم کی‌ام

ولی می‌دونم من اونی‌ام که داره سرویست می‌کنه

ویکتوریا

،سینگر زنده‌ست ترورت شکست‌آمیز بود

یعنی چی؟ - حالا سازمان سیا یه جایی -

قایمش می‌کنه که نشه پیداش کرد

خب، توی اخبار که خبری نیست

چون می‌خواد بی سروصدا سرم تلافی کنه

و مطمئنم تواناییش رو داره

سیج کجاست؟

شاید اون یه راه‌حلی برای این دسته‌گلی که به آب زدی، پیدا کنه

ما شکست نخوردیم. اگه پاش برسه خودم شخصاً «سینگر» رو می‌کشم

تو رئیس‌جمهور می‌شی

و مثل عروسک خیمه ‌شب‌بازی‌ای که همیشه بودی

،به حرف‌هام عمل می‌کنی جوری که انگار دستم توی

سوراخ کون تنگ و چروکیده‌ی عروسکیته

و ویکتوریا، اگه دست از پا خطا کنی

مطمئن می‌شم زویی تا آخر عمرش فقط درد بکشه

و تا وقتی بمیری، هر سال

یه تیکه از بدنش رو برات می‌فرستم

شکستی درکار نیست

خب، حدس بزنید کیه که ترکونده

و از هرچی نابغه‌ست نابغه‌تره؟

...ویروسه رو

شماها چه‌تون شده؟

سلام عرض شد

حالت خوبه؟

عالی‌ام

خداروشکر که اومدی

چطور پیدامون کردی؟ - «با قابلیت «موبایلت را پیدا کن -

نامزدت رو هم پیدا کردم - اوه -

تبریک می‌گم - ...نه، اون -

نامزد من نبود

...نه، تو نامز

حلقه رو دستش کردی، هیویی

می‌دونم، چون وقتی کشتمش از دستش درش آوردم

ببین، فکر کردم دارم با تو نامزد می‌کنم

.کاملا شبیه خودت بود ...حتی کک و مکی که اون پایین

...توی ناحیه‌ی - پس باهاش سکس کردی -

...من

...می‌دونی

چندبار؟

...کم‌تر از

بیست‌بار...

وای خدا

کلا ده روز نبودم - همیشه خودش سکس رو -

شروع می‌کرد و باز هم می‌گم

فکر می‌کردم تویی

و چون سکست جور بود به خودت زحمت توجه کردن ندادی

اون اَنی‌ای بود که می‌خوای

.دختری که همیشه پایه سکسه دختر خوب و بی‌نقص

نه یه‌نفر که افسرده و به‌گا رفته‌ست

و هزارجور مشکل داره

می‌دونی از کجا فهمیدم تو نبودی؟

توی خونه، لباس مجلسی پوشیده بود

و تو همیشه به محض رسیدن به خونه چون عرق کردی، سوتینت رو درمیاری

سوئیچ ماشینت رو

درجا پیدا کرد، با اینکه تو همیشه یه ربع طول می‌کشه تا پیداش کنی

ولی سرنخ نهایی

عرق کردنش توی پناهگاه بود

ولی تو همیشه گرمایی بودی و خواهی بود

همین چیزهات رو دوست دارم

تمام جوانبِ عجیب، شگفت‌انگیز

.و بگاییت رو دوست دارم همین‌ها منحصر به فردت کردن

انی، لطفا

نمی‌تونم

کیر توش

ویکی؟

دیگه نمی‌خوام ادامه بدم

ببخشید، شوخیت گرفته؟

نه

اوضاع از کنترل خارج شده

نه، صرفاً چون ترورش شکست‌آمیز بود داری این رو می‌گی

نه، چون هیچ‌وقت تموم‌بشو نیست این رو می‌گم

،هوملندر رد داده دیگه به حرف سیج هم گوش نمی‌ده

،اگه رئیس‌جمهور بشم عروسک خیمه شب‌بازیش خواهم بود

...و اگه مقاومت کنم

بدون مقاومت، استعفا می‌دم

فقط سیا رو مجاب کن دست از سرم برداره و من و زویی رو نجات بده

کس نگو، حنات دیگه رنگی نداره

شدی چوپان دروغگو

...یه نگاه به کارهات بنداز - عه؟ -

مثل شما که به سمیر گفتید ویروس بیش‌تری تولید کنه تا بکشیدم؟

تازه پاش رو هم قطع کردید

آه

خوش‌حالم که به آغوش هم برگشتید

من پاش رو قطع نکردم

تو هم چاره‌ای برامون نذاشتی

ببین، مسئله اینه که جواب های، هویه

این روند هم تمومی نداره

مثل فیلم «بازی‌های جنگی» هیویی

تنها راه پیروزی، بازی نکردنه

فکر می‌کردم همچین چیزی رو می‌خوام

...نه واسه زویی

و ادگار، بلکه واسه خودم

می‌دونی، صرفا می‌خواستم احساس امنیت کنم

و اون بچه هراسانِ توی رد ریور نباشم

ولی احساس امنیت نمی‌کنم و خیلی می‌ترسم

و نمی‌خوام بابت این قضیه زویی رو به کشتن بدم

این تنها راهشه

ویکی، نمی‌دونم چطور بهت اعتماد کنم

بهت می‌گم زویی کجاست

حالش خوبه؟

،آره، ولی اگه ببرمش زیادی جلب توجه می‌کنم

و اون‌طور می‌تونی بهم اعتماد کنی

چون دارم دخترم رو بهت می‌سپرم

لطفا هیویی

به معنای واقعی، تو تنها کسی هستی که می‌تونم دست به دامنش بشم

دیگه دویدن بسه

اوه، اوه

شرمنده داداش، اسمت توی لیسته

.من رو نکش بهت پول می‌دم

تو یه نویسنده‌ای

حقوقت کم‌تر از این حرف‌هاست - ...لطفا -

هرکاری بخوای می‌کنم

هرکاری؟

بگو که من باهوش‌ترین قهرمانِ گروه هفتم

تو با اختلاف، باهوش‌ترین قهرمان گروه هفتی

زیرکی، نابغه‌ای

.و بگو بیش از همه برام احترام قائلی بعد از هوملندر البته

البته، البته که بهت احترام می‌ذارم

تو حرف نداری

صرفا چون ترسیدی داری این رو می‌گی، نه؟

نه، این‌طور نیست

قسم می‌خورم - چرا، همین‌طوره -

ولی می‌دونی چیه، داداش؟

راضی‌ام ازت

هی، اشلی رو ندیدی؟

این اشلیه دیگه

نه، داداش

اون یکی اشلی

اسمِ این اشلی اصلا توی لیست نبود - من چه بدونم؟ -

اینجا همه اسم‌شون اشلیه

داداش

نعوظ ناشی ازقتل

شوخیت گرفته - ببین -

اگه بتونیم نیومن رو با اون همه قدرتش

و آتوهایی که از وات داره ...بیاریم سمت خودمون

...حتی اگر پنج درصد احتمال داشته باشه

یعنی فراموش کنیم که نیومن یه هیولا بوده؟

.من که چنین حرفی نزدم ...دارم می‌گم

ببینید، همه‌مون کارهای بدِ زیادی کردیم

اگه اون هم مثل بقیه‌مون به‌گایی باشه و صرفا بخواد

در حق دخترش، کار درست رو بکنه چی؟

حتی صحبت کردن درباره‌ش هم دیوانه‌واره

...اینکه راه‌حل‌مون برای تمام مشکلات، قتله

دیوانه‌واره

من قبلا هروقت خون می‌دیدم پشم‌هام می‌ریخت

حالا در برابرش بی‌تفاوتم

نباید این‌طوری باشه

این از اون فیلم‌هایی که وات می‌سازه نیست‌ها

خشونت به معنای شجاعت نیست

...همین‌طور نفرت از مادرم

...ای‌ترین و...

بقیه

ولی بخشش

رها کردن

...یه‌کم رحم نشون دادن

به معنای شجاعته

دیوانه‌واره

ولی شجاعانه‌ست

آخرین چیزیه که پدرم ...بهم یاد داده و به‌نظرم

اگر می‌خوایم در برابر هیولاها پیروز بشیم

باید مثل انسان‌ها رفتار کنیم

جهنم ضرر

واقعا؟ جهنم ضرر؟

اَنی، ما احتمالا درهرصورت می‌میریم

حداقل سربلند بمیریم بهتره

...پس

جهنم ضرر - اوه -

عالیه

...ببین

...ریسک کردن سرِ ای‌ترین هم

دیوانه‌وار بود

ولی نتیجه‌ش رو نگاه

لعنتی

جهنم ضرر

...هیویی کوچولو

...اگر اشتباه کرده باشی

اعتماد کن، ولی راستی‌آزمایی کن

ولی فرنچی، می‌تونی ویروس رو وارد بدن نیومن کنی؟

اگه گلوله آغشته به ویروس که نوکش فراماده کربنیه رو

با تفنگ بی‌هوشی

...به بافت نرمش شلک کنم

شاید...

پس آماده‌ش کن

،چون اگر تله باشه باید حداقل آماده باشیم

و هیویی، اگه نیومن یه خرده رفتارش مشکوک باشه

فرنچی می‌کشتش

.منصفانه‌ست متوجه‌م

...ببین انی

خفه شو

باید واسه تمام بیماری‌های مقاربتیِ شناخته‌شده، آزمایش بدی

باشه؟

نمی‌خوام سیفلیسِ یه تغییر شکل‌دهنده بهم منتقل بشه

.ایول، هیویی ایول

به‌نظرت کار عاقلانه‌ایه؟

اگه حق با هیویی باشه، چی؟

اگه بخشش، بهترین کار ممکن باشه چی؟

حتی واسه نیومن؟

واسه نیومن

واسه خودمون

بخشش نیومن آسون‌تره تا ما، نه؟

چطور؟

به‌گمونم هر روز یه‌کم تلاش می‌کنیم

یادته گفتم باید با کالین باشی؟

آره

دروغ گفتم

صرفا با خودم گفتم ...لایق اینی که با یکی

بهتر از من توی رابطه باشی

...عزیز دلم

...هیچ‌کس از تو...

بهتر نیست

می‌دونید، صداتون رو می‌شنوم

ماروین گفت که خواستن» سینگر رو ترور کنن

«ولی زنده مونده - می‌دونیم -

صرفا یه سری چیزها هست که تو نباید نگران‌شون باشی

دوباره سعی‌شون رو می‌کنن و اون ویروس

آخرین راه چاره‌ست

نه وقت داریم، نه چاره‌ی دیگه‌ای

بهتره حقیقت رو به رایان بگیم

بعداً می‌گیم

کدوم حقیقت؟

...اقدام به ترور

به دستور پدرت انجام شده

چی؟

...و تمام مسافرهای پرواز ۳۷ رو

هوملندر کشت

گریس

دروغ می‌گی

فیلمش رو داریم

کلی آدم دیگه رو هم کشته

پدرت اونی که فکر می‌کنی نیست - بس کن -

و با مادرت رابطه نداشت - گریس -

بهش تجاوز کرد

متاسفم، پسرم

دیگه چی؟

قلبت تند تند می‌زنه

یه چیزی هست که بهم نمی‌گی

و تو تنها کسی هستی که می‌تونه جلوش رو بگیره

جلوش رو بگیره؟

یعنی بکشمش؟

نه، نمی‌تونم

ازم چنین چیزی نخواید

رایان، تو قوی هستی

اون قوی‌تره - تعلیمت می‌دیم -

آماده‌ت می‌کنیم - پس واسه این می‌خواستید باهاتون بیام؟ -

تا یادم بدید چطور پدرم رو بکشم؟

باید برم

نه، بمون

با صحبت حلش می‌کنیم - نمی‌خوام صحبت کنم -

برمی‌گردم، فقط باید فکر کنم

گوش کن رایان، من و تو فرصت دیگه‌ای نداریم

آروم باش، باشه؟

نمی‌تونی بری

وایسا

ضخامت دیوارهای اینجا دو متره

اینجا خانه‌ی امن سیا در شهر هیزلته

برای نگه داشتن امثال تو ساخته شده

می‌تونم خودمون رو اینجا محبوس و گاز هالوتان پخش کنم

تا یه چرت خوب و طولانی بزنیم

ولی نمی‌خوام همچین کاری بکنم، بچه‌جون - ...این همه مدت -

.برام نقشه کشیدید آوردید اینجا تا حبسم کنید

نه، آوردیمت تا بهت کمک کنیم

اگر قبول نکنم که سلاح‌تون باشم من رو توی یه قفس حبس می‌کنید

دقیقا همون کاری که با پدرم کردن

واقعا این‌طوری نیست

بذار برم - رایان -

وقتی نوه‌هام رو از دست دادم

خلاء بزرگی درونم ایجاد شد

بعدش بزرگ‌ترین معجزه وارد زندگیم شد؛

تو

دوستت دارم، بچه‌جون

لطفا

خاله گریس، می‌خوام برم

متاسفم - از سر راه‌م برو کنار -

گریس

متاسفم

نه

چی؟

سلام عرض شد

می‌بینم که براکت ارتودنسیت رو درآوردی

بس کن

چطور قراره پیش بریم، نیومن؟

ساده‌ست

کمکم کنید از شر هوملندر

و افراد سینگر توی سیا خلاص بشم

تا بی سروصدا برم

مدیون‌مون می‌شی - بد رقم مدیون‌مون می‌شی -

تا خرخره می‌رم زیرِ دین‌تون

عالیه، پس کمک‌مون می‌کنی

که وات و هوملندر رو

بکشیم پایین

هوی

بوچر؟

معامله بی معامله

می‌تونم توضیح بدم، باشه؟ همه‌چیز ردیفه

،می‌دونم چطور به‌نظر میاد اما با وجود دورانی که باهم داشتیم

،هیچ‌وقت ازت نخواستم بهم اعتماد کنی الان ازت می‌خوام

همون‌طور که به برادرت لنی اعتماد داشتی

لطفا بوچر

بس کن

نه، نه، نه

نیاید، نیاید جلو

خودکشی محضه

ویروس رو بدی، ممنون می‌شم فرنچی

امکان نداره

وی مصرف کردی؟

اینجوری که روی تو هم اثر می‌کنه

...اگه جای شماها بودم

معطل نمی‌کردم

...اوه، راستی

قابلی نداشت

مجبوریم روند عادی خبر رسانی‌مون رو متوقف کنیم، چرا که خبر مهمی دریافت کردیم

ظاهرا... ببخشید

.منتظر تاییدِ تهیه‌کننده‌هامون هستم تایید شده؟

می‌گن که تایید شده

معاون رئیس‌جمهور، ویکتوریا نیومن مُرده

امروز، چند ساعت پس از

افشای ابر انسان بودنش ترور شده

رایان کجاست؟

واسه اون داریم این کارها رو می‌کنیم دیگه، نه؟

اینجا چی کار می‌کنی؟

جشن می‌گیرم

.پیروز شدیم بیا

همه‌چیز به‌گا رفته

نقشه‌مون نقش بر آب شد

نقشه‌مون همینه

درسته، چندتا اتفاق غیرمنتظره افتاده

ولی الان به اینجا رسیدیم

فقط مجبور بودم بعضی از چیزها رو افشا نکنم

...می‌دونی، چیزهایی که با

کله‌شقیت به‌گا دادی

نیومن،سپر بلای خوبی نبود

یک‌دنده بود و زیاد ایده‌پردازی می‌کرد

پس یه راه دیگه رو پیش گرفتم

باب سینگر شخصاً دستورِ ترورش رو داده...

اگه به دستورم عمل می‌کردی و نیومن رو می‌کشتی

الان چهار طبقه زیر زمین گیر نیفتاده بودیم و کس موش چال نمی‌کردیم، ابله

این تصاویر زنده‌ای که می‌بینید

لحظه دستگیری رئیس‌جمهور رابرت سینگر

به دست مامورهای فدراله

اون اول سعی کرد بکشتم

به‌طرز بی‌سابقه‌ای اوضاع تغییر کرد

...و قطعاً جزء تاریک‌ترین دورانِ

اوه

با تو کار دارن

کیه؟

کالهون، رئیس مجلس نمایندگان

وقتی متمم ۲۵ ام اجرا بشه

گزینه ریاست‌جمهوری خواهد بود

می‌خواد باهات بیعت کنه

با من؟

به قولم عمل کردم

یه قراری داشتم

خب من که زدم زیرش

من نزدم

بهت گفته بودم

که می‌تونی بهم اعتماد کنی‌ها

هوات رو دارم

...مثل زباله

پرتت کردم

چرا همچین کاری کردی؟

تا ببینم از پسش برمیام یا نه

ممنون

خیلی خوش گذشت

یوهو

فقط می‌دونی، دفعه بعد

به حرفم گوش کن

دفعه بعد؟

آره دیگه، بلوندِ جاه‌طلب

واسه فاز دوم، آماده شو

هوملندر هستم

واسه همین، به عنوان اولین اقدام رسمی‌م

به موجب اصل یک و بند نهمِ قانون اساسی

حکومت نظامی اعلام می‌کنم

و به صدها ابرقهرمان در سرتاسر کشور

که مستقیماً به شخصِ هوملندر

گزارش خواهند داد، وکالت می‌دم

...تا - ممنون، جناب رئیس‌جمهور -

ویکتوریا نیومن، یک آمریکاییِ دغدغه‌مند

و دوستی بسیار عزیز بود

اون در کمال بی‌رحمی

به دستِ استارلایترهای دولت مخفی که به دولت‌مون نفوذ کردن

کشته شد

حالا که اختیار تام قانونی داریم

یک ارتش تمام عیار از ابرقهرمانان فراخوانده می‌شن

تا دست این خائنین رو از دولت و خیابون‌هامون کوتاه کنن

آمریکا دوباره امن خواهد شد

و خطاب به استارلایترها می‌گم؛

زیر هر سنگی قایم شده باشید

میایم سراغ‌تون

میام سراغ‌تون

...چون امروز

عصر جدید ابرقهرمانان آغاز می‌شه

با جهان جدیدی مواجه شدیم

که در اون، امید، خلوص

و عشق مسیح، بر همه‌مون می‌تابه

دیگه بچه‌ها می‌تونن با علم به اینکه نقشه‌های بچه‌بازانه‌ی استارلایت

نقش بر آب شده، راحت توی آغوش مادران‌شون بخوابن

[ یتیم‌خانه‌ی رد ریور ]

کیمیکو

بالاخره روی واقعیِ مافیای ووک برای آمریکا رو می‌شه؛

هیولاهایی که می‌خوان میراث‌مون رو نابود

کودکان‌مون رو قاچاق

و مردان‌مون رو اخته کنن

...با راهبری هوملندر

همگی باهم متحد می‌شیم...

نه

نه، نه

نه

نه

دوباره آمریکا رو

...قدرتمند

و مفتخر می‌کنیم...

[ پس از تیتراژ ادامه دارد ]

...و از همه مهم‌تر

دوباره آمریکا رو ابرقدرت می‌کنیم

«مترجمان: حسین رضایی و علیرضا نورزاده» ::. HosseinTL & MrLightborn11 .::

چند وقته خبردار شدی؟

امروز صبح، توی جلسه محرمانه بهم گفتن

اولین نفر به تو خبر دادم

خدا شاهده

شوخیت گرفته

این همه مدت

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.