All language subtitles for My.Spy.The.Eternal.City.2024.[Farsi]-FilmKio

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو ‫.:: FilmKio.Com ::.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫و اگه دیشب مراسم جایزه ‫مردمی رو دیده باشین...

‫صورت این یارو رو خیلی زیاد دیدین

‫اینم از فرد شماره یک کشور در حال حاضر...

‫از رایان کینگ کر

‫[کینگ کر]

‫[کر مراسم جایزه مردمی را از آن خود کرد]

‫روی چی کار می‌کنی؟

‫دارم برای مادربزرگم یه آهنگ جدید می‌نویسم

‫بهش گفتم، اگه برنده جایزه مردمی شدم...

‫یه آهنگ جدید براش می‌نویسم

‫گمونم کلی کار باید انجام بدم

‫خیلی حس قشنگی داره

‫آره، خب، بعد از تهدیدهای ‫اخیر نگرانمه

‫بهش گفتم، تا وقتی جی‌جی محافظم باشه، ‫هیچ اتفاقی برام نمی‌افته

‫خوشحالم که سیا یه کم بهت مرخصی داد

‫درسته

‫برم دستشویی. چیزی می‌خوای؟

‫شاید وقتی برگشتی بتونی آب بیاری

‫برای مردی که ازم محافظت می‌کنه ‫هر کاری می‌کنم

‫هر کاری؟ دوست دارم بهم یاد بدی ‫چطوری گیتار بزنم

‫با اون دستهای گنده‌ت؟ ‫به فکر شیپور زدن باش

‫واقعا فکر می‌کنی بتونم شیپور بزنم؟

‫خوب منو می‌خندونی، جی‌جی

‫چه عوضی بامزه‌ای

‫آب؟

‫- گوش نمی‌کردم ولی شنیدم. ‫- ممنونم

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

‫ای حرومی...

‫شوخی می‌کنی؟

« مترجمان: داوود آجرلو و عاطفه بدوی » ::. Highbury & Atefeh Badavi .::

‫جی‌جی، سوفی هستم

‫الان دارم برای عملیات خروج میام

‫یه جایی رو محکم بگیر

‫هی، جایزه مردمی من نه

‫- سوفی؟ ‫- گرفتمت

‫همه چی درست میشه

‫از کجا می‌دونستی چه نقشه‌ای دارن؟

‫مهم نیست

‫پس برای آخرین بار میگم، میشه این شنبه ‫با رایان برم رقص خوشامدگویی به خونه؟

‫شرمنده

‫برنامه آموزش زیر آب داری

‫چی کار می‌کنی؟

‫هی، سوفی؟

‫نمی‌تونم باهات بیام برقصم

‫از اولیویا رودریگو خواستم باهام بیاد

‫آها

‫صبر کن

‫نه!

‫عجیب بود

‫بیا بگیر، آز

‫باشه. خوبه

‫سلام، بلوبری

‫بیا بگیر، رفیق

‫امروز خیلی خوش‌تیپ شدی

‫سوفی، غذا داره سرد میشه

‫چیزی که دوست داری رو درست کردم، کلوچه

‫ولی کیک فنجونی رو بیشتر دوست دارم

‫سعی کردم کیک فنجونی درست کنم، ‫ولی پف نکردن

‫و حالا شبیه کلوچه شدن

‫چه بلایی سر موهات اومده؟

‫هنوزم موهات نامرتبه. ‫قراره بری بیرون

‫مشکلی نداره. امروز صبح وقت آزاد دارم...

‫بعدش مشاوره سمینار دارم ‫که می‌تونم بیخیالش بشم

‫نه، بیخیال شدن عادت بدیه

‫نمیذارم عادت‌های بد رو شروع کنی

‫می‌خوام ساعت ۰۹۰۰ اونجا باشی

‫- شنیدی چی گفتم، خانم جوان؟ ‫- اوهوم

‫اوهوم یعنی شنیدی یا ‫اوهوم یعنی خفه شو؟

‫بله، ساعت ۰۹۰۰ اونجام

‫خدایا، چون فکر می‌کنی ‫می‌تونی ادای بابامو دربیاری...

‫معناش این نیست که واقعا بابامی

‫چون نیستی

‫- هی. ‫- هی، عزیزم

‫- چطوری؟ ‫- خب، بالاخره رسیدیم و مستقر شدیم

‫مردم خیلی خوبن

‫و پسر، چقدر بهمون نیاز داشتن

‫پرستارهای بهداشت جهانی ‫برای کمک رسیدن

‫رواندا چه شکلیه؟

‫باورنکردنیه

‫ولی تو چی؟ اوضاع چطوره؟

‫- سلام، مامان. ‫- سلام، عزیز دلم

‫کلوچه‌هاتو به آزی نده

‫و امروز ساعت ۱۶۰۰ تمرین داریم

‫چشم، گروهبان آموزشی

‫بهش میگن ساعت چهار

‫خب، واقعا اوضاع چطوره؟

‫خب، پیشنهادهام قبلا ‫مفید دونسته می‌شدن...

‫جوک‌هام خنده‌دار بود

‫امروز، بعد از اینکه اهمیت ‫وقت‌شناسی رو بهش یادآوری کردم...

‫بهم یادآوری کرد که باباش نیستم

‫ولی نه، مشکلی نیست

‫بابای واقعیش نیستم

‫فقط...

‫نمی‌دونم

‫هر روز بهش تمرین میدی

‫یه بارم شده ازش بپرس ‫خودش دوست داره چی کار کنه

‫سوفی عاشق باشگاه رزمی ـه

‫- سرگرمی‌شه. ‫- سرگرمی اون یا تو؟

‫ازش بپرس

‫شاید خیلی خوشش بیاد

‫داره عوض میشه، جی‌جی

‫صبور باش

‫[سازمان اطلاعات مرکزی] ‫[لانگلی، ویرجینیا]

‫محدوده؟

‫فعلا مشکی نیست

‫بابی، میشه دوربین نزدیک رو نشونم بدی؟

‫و یکی باید کلوچه‌هایی رو ‫که برای دختر کوچولوم پختم...

‫و به سگ دادشون رو تموم کنه

‫تیکه‌هایی از قلبم رو ‫روی این بشقاب جا گذاشتین، بچه‌ها

‫من یکی برمی‌دارم. ممنونم

‫کانلی

‫چیه؟

‫دارم قرص کاهش چربی خون می‌خورم. ‫اجازه‌شو دارم

‫یه لولو داریم، پشت سره

‫آفرین، کریستینا. ‫می‌تونی جلو بری

‫دریافت شد. ای کاش پیشم بودی، دوست من

‫بسیار خب. به سرور منزوی رسیدی

‫باید یه کمکم کنی، بابی

‫- با چی طرفیم؟ ‫- انگار یه قفل جت ۰۸ ـه

‫الان داده‌ها رو می‌فرستم

‫کریستینا، یه لولوی دیگه داره ‫از سمت چپ نزدیک میشه

‫وقتشه ببینیم خبرچین کیم راست گفته یا نه ‫و داده‌ها واقعا اینجاست یا نه

‫پناه بر خدا. هفت تا لولوی دیگه دارن میان

‫سی ثانیه وقت داری

‫وقت بیشتری لازم دارم

‫- کریستینا، از اونجا بیا بیرون. الان! ‫- نه، جی‌جی، صبر کن

‫کریستینا، از پسش برمیای

‫پیداش کردم. موقعیت سلاح‌ها ‫در سرتاسر زمین رو پیدا کردم

‫گفتم راه بیافت، لعنتی!

‫تقریبا تمومه

‫سه، دو

‫یک

‫هی. کارت خوب بود، جی‌جی

‫ممنون

‫- یه ذره حساس شد، ولی... ‫- نه، منظورم کلوچه‌هاست

‫اولش ناامید شدم که توش ‫کشمش ریختی نه شکلات چیپسی

‫گفتم شکلات چیپسیش پس کو؟

‫چون هر چی تا حالا کلوچه خوردم ‫شکلات چیپسی داشته

‫ولی به گاز چهارم که رسیدم ‫گفتم، وای دمش گرم!

‫مویز ریختم. ممنونم

‫خوبی؟

‫- آره ‫- جدی؟

‫چون طوری عرق می‌کنی ‫انگار یائسه شدی

‫کریستینا می‌تونست و ‫نزدیک بود جلوشو بگیری

‫ولی نگرفتم، مگه نه؟

‫[هال‌اشتات، اتریش] ‫[۷۱ کیلومتری سالزبورگ]

‫[درایو رو برداشت. تو فعال شدی]

‫قربان؟ می‌خواستین منو ببینین؟

‫شنیدم موفق شدیم. تبریک میگم

‫آره. ممنونم

‫خب، این داده چی رو فاش کرد؟

‫در انتهای جنگ سرد، ‫وقتی شوروی داشت از هم می‌پاشید...

‫کاگ‌ب سلاح‌هایی رو برای یه حمله ‫ضربتی ابتدایی در سرتاسر جهان پنهان کرد...

‫چمدان‌های اتمی که هر کردوم ‫کمتر از ۲۰ کیلوگرم وزن دارن

‫قابل حمل هستن...

‫ولی توانایی انفجاری یک کیلوتُن دارن

‫در ۱۹۷۳ سازمان اطلاعات ناتو ‫یه سند فوق محرمانه شوروی رو بدست اورد...

‫که حاوی کدهای فعالساز این سلاح‌ها بود

‫ولی این سلاح‌ها رو نمی‌شد پیدا کرد

‫بیش از صد سلاح اتمی گم شد

‫پس امیدوارم این داده‌هایی که کمک کردی ‫بدست بیان بهمون بگن اونا کجان

‫- خوشحالم که خبر درست از آب دراومد ‫- بله

‫قدم اول، پیدا کردن‌شونه

‫قدم دوم، بدست اوردن و خنثی کردنه

‫قدم سوم، برگردوندن تو به عملیاته، جی‌جی

‫بهت نیاز دارم تا این ماموریت تکمیل بشه

‫می‌دونین که توانش رو ندارم، قربان

‫وقتی سه سال پیش اومدم اینجا خیلی...

‫آره، می‌دونم

‫قول دادی

‫دیگه کار عملیاتی نکنی، ‫روی بخش اطلاعات و خونواده تمرکز کنی

‫فقط می‌خوام اینقدر زنده بمونم که ‫دست سوفی رو توی مراسم عروسیش بگیرم

‫کارم از عملیات گذشته. تغییر کردم

‫اینقدر مزخرف نگو، جی‌جی

‫به فیل نر شماره یکم برای ‫این ماموریت نیاز دارم

‫و کانلی از پسش برنمیاد

‫وقت کولونوسکوپی گرفته

‫الانشم یه گالن آب پرتقال خورده...

‫و تقریبا تا ۴۸ ساعت آینده ‫باید نزدیک توالت باشه

‫قربان، فقط می‌خوام در آرامش ‫به کشورم خدمت کنم...

‫و بهترین پدر...

‫بهترین سرپرست ممکن باشم

‫کلوچه؟

‫بدون شکرن، ولی اگه بهتون نمی‌گفتم ‫اصلا متوجه نمی‌شدین

‫واقعا خوشمزه‌ن

‫صبر کن

‫وای خدایا

‫[ویرجینیا شمالی]

‫♪ و بشنو ♪

‫♪ رود خروشانت را ♪

‫♪ این هفت سال آزگار ♪

‫♪ گذشته از آخرین باری که دیدمت ♪

‫♪ و بشنو ♪

‫♪ رود خروشانت را ♪

‫♪ این هفت سال آزگار ♪

‫♪ گذشته از آخرین باری که دیدمت ♪

‫♪ از دور ♪

‫♪ از دور با هم پیوند خوردیم ♪

‫- خیلی خوبه ‫- خیلی زیاد

‫♪ در آنطرف میزوری بزرگ ♪

‫♪ میزوری بزرگ ♪

‫کارت درسته، رایان. ممنونم

‫ممنون از شما، دکتر بروکی

‫از همه‌تون ممنونم

‫تمرکز شما در این هفته بسیار مورد تحسین بوده

‫رتبه‌بندی کُر ملی امشب اعلام میشه...

‫و پنج مدرسه برتر به ‫تور ایتالیا دعوت میشن...

‫با اجرای افتخاری در واتیکان

‫امیدوار باشین

‫همه رو فردا می‌بینم. ممنونم

‫- دمت گرم، رایان ‫- آفرین، پسر

‫خوبه

‫گل کاشتی

‫چه ناجور

‫- ببخشید. ‫- ممنونم، سوفی

‫ازت ممنونم. تو هم صدات خوب بود

‫وای خدایا

‫سوفی، صبر کن

‫هی، پنجشنبه بعدی ‫برای نمایش تست میدم

‫می‌خوای کمکم کنی چند خط رو حفظ کنم؟

‫برای این یکی باید یه کم ایتالیایی یاد بگیرم

‫لهجه‌ت یه ذره شبیه ‫سوپرماریوست، ولی بد نیست

‫- ولی نمی‌تونم. ‫- هی، سوف

‫جی‌جی پاستا می‌پزه و می‌‌خواد خونه باشم

‫واقعا آشپزی رو دوست داره

‫کالین، چند وقته با هم دوستیم؟

‫از اولین روزی که اومدی اینجا

‫تنها کسی بودی که این اطراف ‫رو بهم نشون داد

‫خب، چون حس بدی داشتم

‫خب، یه نگاه به خودت بنداز

‫اون لبخند زشتت؟ کارت ساخته‌س

‫باشه. جدی میگم، به نظرت نیاز دارم

‫فکر می‌کنی اگه از رایان بخوام باهام ‫به رقص خوشامدگویی به خونه بیاد قبول می‌کنه؟

‫تو و رایان؟

‫نباید اون ازت بخواد؟

‫خب، اصلا منو نمی‌شناسه

‫خواب دیدم ازش پرسیدم، ‫ولی زیاد خوب پیش نرفت

‫ببین، از اون پسر خوشم میاد، ‫ولی آب زیرکاه ـه

‫تنها دلیلش برای پیوستن به گروه کُر ‫اینه که تیم فوتبال‌مون افتضاحه...

‫و این تنها راهش برای آشنا شدن با دخترهاست

‫خب، جواب داده

‫تیپش خوبه. باهوشه

‫باهوش؟ محض اطلاعت وقتی میره دستشویی ‫شلوارش رو اینقدر می‌کشه پایین که می‌خوره به زمین

‫که اصلا لزومی نداره

‫بیخیال. جدی باش

‫معلومه که جواب مثبت میده

‫احمقه اگه نه بگه

‫ممنونم

‫می‌بینمت

‫[استانبول، ترکیه]

‫به اون فلش درایو نیاز پیدا می‌کنم

‫درایو

‫اصلیش

‫سلامت رو به جی‌جی می‌رسونم

‫بدورد

‫زود باش. باید بهش برسی

‫ببین، خسته شدم، باشه؟

‫ساعت ۵:۳۰ شد و کلی کار دارم

‫مثل چی؟ بری پیام‌های اسنپ‌چت رو بخونی؟

‫آره، ای کاش می‌تونستم، ولی آیفونم اینقدر ‫قدیمی شده که بعد از سه پیام داغ می‌کنه

‫نمره‎‌هاتو بالا نگه دار، ‫اونوقت شاید برای تولدت خریدیم

‫زود باش، یه دور دیگه

‫تنها زمانی که با هم وقت می‌گذرونیم الانه

‫نه، نمی‌تونم، باشه؟ من...

‫زیادی تکلیف دارم

‫اگه می‌خوای یه مامور عالی بشی، ‫باید براش وقت بذاری

‫آره، خب، حالا علایق دیگه‌ای دارم ‫که لازمه براشون وقت بذارم

‫قبلا که خیلی دلت می‌خواست مامور بشی ‫همه‌ش از همین حرف می‌زدی

‫آره، خب، می‌خواستم دورای کاشف هم بشم

‫عوض شدم

‫باشه؟ و تو هم شدی

‫خب، قبلا فقط از بودن توی ‫عملیات می‌گفتی...

‫و حالا ترجیح میدی پاستا و کلوچه درست کنی

‫خب، فکر کنم اینم یه بهونه دیگه‌س که ‫از تمرین دربری و راه آسون رو بری

‫و نمی‌تونی لگد بلند بزنی، ‫سرعت مشت زدنت کنده...

‫و سه هفته‌س که ندیدم یه چاقو دستت بگیری

‫باشه، حرفمو در مورد چاقو پس می‌گیرم

‫ولی بقیه‌ش درسته

‫سوفی

‫صبر کن

‫هی. بهت میگم چی کار کنیم

‫فردا شنبه‌س. تمرین رو ول کن

‫دوست داری چی کار کنی؟

‫هر چی که باشه. میریم موزه، ‫فیلم می‌بینیم، هر چی که تو بخوای

‫خدای من، گروه کُر جز پنج گروه برتر شد

‫خدای من، میرم ایتالیا

‫میرم ایتالیا!

‫ایتالیا!

‫سرپرست؟ جدی میگی؟

‫آره. کیم تاییدش کرد

‫خب، بگو نمی‌تونی انجامش بدی

‫مثل یه بابای معمولی که نمی‌تونه ‫به اولین کنسرتت بیاد...

‫چون یهو سرش با خونواده ‫دومش شلوغ شده...

‫که دیگه یه راز نیست

‫عجب. چه مورد خاصی

‫ببین، تحلیلگر شدم تا بتونم ‫به عنوان یه همکار چشم و گوشت باشم

‫ولی در چند سال اخیر، تو، این آدم خفن ‫هم یه تحلیلگر شده

‫و حالا به کانلی کمک می‌کنم...

‫که هیچوقت منو به شبهای ‫ناچیزش دعوت نمی‌کنه

‫تا حالا تو دعوت شدی؟

‫انگار اصلا نمی‌شناسمت

‫مثل یه آوکادو میشینی اونجا ‫که داره پیرتر و نرم‌تر میشه

‫- چون دارم به عنوان سرپرست سفر میرم؟ ‫- آره

‫یه جورایی مردستیزانه حرف می‌زنی

‫صداتو نمی‌شنوم، چون صدای واژنت زیاده!

‫ببخشید، زیادی جنسیتی بود؟

‫خب چرا نمیری پیش منابع انسانی گریه کنی؟

‫از سفرت لذت ببری

‫کانلی

‫کلی از واژن حرف زد

‫می‌دونم

‫خب، سرپرست میشی؟

‫سرپرست پسرم در سه اردوی پیشاهنگی ‫شبونه بودم. خیلی راحتن

‫واقعا؟ توصیه‌ای داری؟

‫یه جورایی برامون سفر مهمیه

‫نکته‌ش اینه که باید بذاری مزه ‫بزرگسالی رو بچشن ولی محدوده امن باشه

‫- منظورت چیه؟ ‫- میری اروپا، نه؟

‫- آره ‫- اردوی مسافرتی میری

‫بذار یه کم آزاد باشه

‫بذار یه کم بیشتر بیدار بمونه، ‫توی یه دست بدئه، یه کم شراب مزه کنه

‫غافلگیرش کن. دستش رو باز بذار

‫و نکته‌ش همینه، اگه کاری کنی ‫دوستاش ازت خوششون بیاد، وارد قلبش میشی

‫قهرمان بچه‌ت میشی

‫- دوستاش، ها؟ ‫- آره

‫آره، باشه

‫کی می‌خواد بره ایتالیا؟

‫در گروه‌های مشخص‌تون جمع بشید ‫و بریم این نمایش رو راه بندازیم

‫- از کجا باید گروه‌تو بشناسی؟ ‫- ایمیل‌ها رو نمی‌خونی؟

‫- کدوم ایمیل‌ها؟ ‫- خدایا

‫یه سری قوانین اصلی رو هم برات نوشتم

‫- قوانین اصلی؟ ‫- بله

‫فکر کنم باید یه سری ‫اصول رو رعایت کنیم...

‫اگه بخوایم یه سفر موفق ‫برای تو و من باشه

‫- هم‌اتاقی نیستیم؟ ‫- درسته

‫با دوستام اتاق اشتراکی می‌گیرم

‫قانون دوم، ساعت ملاقات به روزی ‫یک ساعت محدود میشه

‫که ما رو به قانون بعدی می‌رسونه

‫محض رضای خدا. ‫مرتب خجالت‌زده‌ت می‌کنم؟

‫مرتب که نه

‫- راستی کیف کمری قشنگیه ‫- ممنونم

‫شما باید جی‌جی باشی

‫نانسی باک هستم، معاون جدید مدیر

‫با شما سفر می‌کنم و کمک شمام

‫بذارین به بقیه سرپرست‌ها معرفی‌تون کنم

‫جی‌جی، با لیندا، تد، زی، ‫شارون، الکس و سم آشنا شو

‫هی

‫لیندا و الکس دو تا تور رفتن...

‫پس وقتی کمک خواستی تردید نکن

‫- هواتو داریم ‫- خوبه

‫خب، فکر کنم از پسش بربیام

‫از پسش برمیاد

‫جی‌جی یه دولتیه. ‫برای دولت کار می‌کنه، برای سیا

‫فعلا تحلیلگرم

‫احتمالا همه چیزو دیدی، جی‌جی

‫آره، تقریبا

‫پس می‌دونی وقتی یه بچه تمام شب ‫گریه می‌کنه چون دلتنگ خونه‌س، چی کار کنی؟

‫یا وقتی یکی از گروه لیندا میره ‫با یکی از گروه الکس بخوابه؟

‫یا وقتی یه دختر از گروه خودت...

‫پریود میشه و تامپونش تموم میشه؟

‫یه سوال انحرافیه

‫چون از پریود شدن حرف نمی‌زنیم ‫چون خصوصی و شرم‌آورن

‫به نظرت بدن زنها شرم‌آوره؟

‫- آره. آره ‫- خدای من

‫خب، نه، نه، البته که نه

‫بگذریم. سوال بعدی

‫- مطمئنی از پسش برمیای؟ ‫- بله، خانم

‫خوبه. این بچه توی سن حساسی هستن

‫پر از هورمون، کنترل ضعیفی دارن

‫به علاوه، تعدادشون از ما بیشتره ‫۱۵ به یک هستیم

‫پس حواست باشه، سربازجون، ‫چون اگه نتونی حلش کنی...

‫از نقش سرپرستی میندازمت توی سیاه لشکر...

‫کنار بقیه پدر و مادرهای بازنده که ‫می‌خوان توی هتل‌های قشنگتر بمونن...

‫و از فاصله دور شراب باکلاس بخورن

‫کسایی که خیلی می‌ترسن ‫دست‌شونو آلوده...

‫به مزخرفات جوانان آمریکایی بکنن

‫از این گفتگو خوشم نیومد

‫خب، اسم من جی‌جی ـه و سرپرست شمام

‫باشه. جمع بشید، بچه‌ها. زود باشین

‫بسیار خب، برای این ماموریت، ‫جوخه ما به قلمروی خارجی میره...

‫پس برای موفق شدن، باید...

‫سطح بالایی از آگاهی به ‫وضعیت داشته باشیم

‫که یعنی باید هوای همدیگه رو داشته باشیم

‫هی، میشه لطفا اونو بذاری کنار؟

‫ببخشید

‫ولی می‌خواستم از راه درستش ‫پیش بریم، برای همین براتون...

‫بیسکوییت‌های تازه پخته اوردم...

‫و چند تا کیف وایت کلاز

‫هی، حسابی خوش می‌گذرونیم

‫داری چه غلطی می‌کنی؟

‫می‌خوای از این سفر پرتمون کنن بیرون؟ ‫نباید به این بچه‌ها الکل بدی

‫واقعی نیست

‫به لانگلی گفتم قوطی‌ها ‫رو پر از آب گازدار کنه

‫خب، عجب از پول مالیات‌دهنده‌ها ‫خوب استفاده می‌کنی

‫چه فکری پیش خودت کردی؟

‫اول از همه، تو که مالیات نمیدی

‫دوم، فقط می‌خوام بهمون خوش بگذره ‫و دوستات ازم خوششون بیاد

‫لازم نیست تا آخر باهام بیای، بابا

‫البته که میام. ‫ده روز تمام قرار نیست ببینمت

‫بهم بوس بده. زود باش

‫- بابا ‫- برام ادای نمو رو درنیار

‫گونه‌مو ببوس، یا خدا به دادت برسه، ‫وقتی این اتوبوس راه بیافته...

‫با داد و بیداد دنبالت راه می‌افتم...

‫که هی، کالین، یادت رفته ‫داروی اسهالت رو برداری!

‫- باشه. باشه ‫- خوبه

‫بفرما. اینقدر سخت بود؟

‫لطفا، بابا، بس کن

‫باشه، یه بار دیگه، یکی دیگه

‫خداحافظ، بابا. فعلا

‫بازم باید یه چیزی بهت بگم

‫- خداحافظ، بابا ‫- باشه

‫چیه؟ اصلا اشکالی نداره ‫احساساتت رو بروز بدی

‫ابراز آب دهنت روی ‫گونه کالین چی؟

‫به دلیل پسرم قبول کردم ‫بهت این مرخصی رو بدم

‫می‌خوام حواست بهش باشه. حساسه

‫اولین باریه که کالین قرار نیست ‫روی تخت خودش بخوابه...

‫از وقتی مامانش سه سال پیش مرد

‫نگران نباش. پیش خوب کسیه

‫این روپوش پپا پیگ دیگه چیه پوشیدی؟

‫می‌دونی، کالین هنوزم فکر می‌کنه ‫پرستار بخش کودکانم

‫کی می‌خوای بهش بگی که رییس ‫بخش عملیات مخفیانه‌ی سیایی؟

‫بی‌خبر گذاشتنش باعث امنیتش میشه

‫و مطمئنم به سوفی گفتی بهش نگه؟

‫- آره. بارها. ‫- باید برم

‫با گروه کُر بهت خوش بگذره، جی‌جی

‫مرسی، رییس

‫همونقدر که حس کردم بد بود؟

‫یه مرد پسرشو بوس کنه؟

‫نه، عالی نبود

‫کالین!

‫دوستت دارم!

‫خیلی مایه خجالته

‫کالین!

‫الان برمی‌گردم

‫باید برم فروشگاه و چند تا تامپون بخرم

‫منو بپذیر!

‫[ونیز، ایتالیا]

‫اینو می‌بینین، بچه‌ها؟ سنت مارک ـه

‫بیش از هزار سال پیش مقدس شده

‫و...

‫که کاخ دوجه‌س، به ظاهر برجسته‌ترین ‫بنای ونیز حساب میشه

‫و با لیدی گاگا رابطه مخفیانه دارم

‫اینو میگم چون هیچکس گوش نمیده ‫یا براش مهم نیست

‫شاید همه‌شون به خاطر وایت کلاز ‫قلابی که بهشون دادی از حال رفتن

‫چه بانمکی تو

‫بیا. یه چیزی برات اوردم

‫می‌دونم تولدت نیست...

‫ولی می‌خواستم صبر کنم برسیم ‫اینجا تا اینو بهت بدم

‫- واقعا؟ ‫- بازش کن

‫آیفون نیست، ولی بهتره

‫ردیابی پیشرفته، ارتباطات ماهواره‌ای، ‫نور خیره‌کننده و شوکر هم داره

‫و بهترین نکته‌ش اینه، ‫وقتی کارت باهاش تموم شد...

‫می‌تونی بندازیش دور

‫برام یه تلفن یه بار مصرف ‫دست دوم گرفتی

‫شاید بتونم باهاش شیشه سفارش بدم ‫یا آدمکش استخدام کنم

‫مسخره نشو

‫اگه آدمکش خواستی ‫بیا پیش من تا بهت معرفی کنم

‫برات یه باتری اضافی هم گرفتم

‫حالا لانگلی به اینا برچسب الکترونیکی می‌زنه ‫تا اگه گم شدن بشه ردیابی‌شون کرد

‫حتی فکرشم نکن گمش کنی، چون گرونن

‫خواهش می‌کنم

‫سلام، جی‌جی

‫داری به تصمیمت برای ‫اومدن به این سفر شک می‌کنی؟

‫نه، اصلا، اگرچه یه ذره ‫مثل کنترل بچه گربه‌هاست

‫چطور میشه شبیه اذیت کردن بچه‌ ‫گربه‌ها باشه؟

‫نه، کنترل کردن

‫کنترل کردن بچه گربه‌ها

‫باشه

‫بگذریم، رسیدیم ‫و تا وقتی که تخت‌ها مشکلی نداشته باشه...

‫و بچه‌ها سر جاشون باشن، مشکلی نداریم

‫آره. همه چی خوبه

‫عالی شد. یادت باشه که هر شب...

‫راس ساعت ده باید آمار ‫تخت‌ها رو برام ایمیل کنی

‫کلی پدر و مادر نگران دارم ‫که باید آروم نگهشون دارم

‫فهمیدم. راس ده

‫- پس شب خوبی داشته باشی ‫- شب خوش

‫بررسی تخت

‫خدایا

‫بررسی تخت

‫وای خدایا

‫وای نه

‫بررسی تخت

‫سوفی؟

‫بررسی تخت

‫بطری رو بچرخون؟

‫اون بطری‌ها رو بریزید دور. ‫شروع کنین به تمیز کردن

‫فیونا، خوبی؟

‫باورم نمیشه که رفتین بیرون ‫و آبجو خریدین

‫دارم میام تو. هر کسی اونجاست ‫بهتره لباس تنش باشه

‫♪ ای، سرزمین بی‌ابر، روز بی‌ابر ♪

‫♪ ای سرزمین آسمان بی‌ابر ♪

‫♪ از خونه‌ای بهم میگن ♪ ‫♪ که هیچ ابر توفانی وجود نداره ♪

‫♪ ای، بهم از یه روز بدون ابر میگن ♪

‫اینجا چه خبره؟

‫داریم تمرین می‌کنیم

‫ساعت ۱۰:۰۵ دقیقه‌س، جی‌جی

‫بروزرسانی تخت‌هام کجان؟

‫این آخرین یادآوریه که تخطی ‫از ساعت رفت و آمد اصلا تحمل نمیشه

‫آره، نه، تقصیر منه

‫خب، شکست در آماده شدن ‫یعنی آماده شدن برای شکست

‫- دوباره تکرار نمیشه ‫- امیدوارم نشه

‫لطفا دیگه مجبورم نکن ‫به جای تو کارتو بکنم

‫- همگی برگردین توی اتاق‌هاتون. ‫- باشه. زود باشین، بچه‌ها. برید

‫تقصیر توئه

‫ما رو توی دردسر انداختی

‫- از دردسر نجاتتون دادم ‫- واقعا؟

‫معاون رو یه راست اوردی سر وقت ما ‫چون یادت رفت کارتو انجام بدی

‫و می‌تونستم به نانسی وحشی ‫لوتون بدم، ولی ندادم

‫شمایین که یواشکی رفتین بیرون ‫و اونوقت از دست من عصبانی هستی؟

‫بله، چون اینقدر نزدیک بود تا اولین...

‫باشه

‫هیچ کار اشتباهی نکردم

‫باید یه کم بهم فضا بدی

‫خب، نمی‌تونم

‫چون ازم خواستی بیام ‫و حالا یه وظیفه‌ای دارم

‫جی‌‌جی، می‌خوام توی ‫این سفر خوش بگذرونم...

‫و اگه بخوای سر راهم قرار بگیری، ‫پس انتظار مخالفت رو داشته باش

‫مخالفت؟ واقعا؟ من؟

‫می‌دونی با کی حرف می‌زنی؟

‫سرباز ارتشم که از پنج ‫بار اعزام به جنگ جون سالم به در برده

‫می‌تونم از دست یه ‫گروه کُر جون سالم به در ببرم

‫می‌دونی کریستینا چطور ‫قرار بود...

‫اون فلش درایو رو به شعبه برلین برسونه؟

‫- آره ‫- اصلا نرسیده

‫رییس شعبه برلین رو برام بگیر

‫بسیار خب، یه ساعت وقت داریم ‫تا اتوبوس‌ها به سمت فلورانس راه بیافتن

‫- بیا جمع‌شون کنیم و مراقبشون باشیم. ‫- چشم، خانم

‫هی

‫شما دو تا می‌خواین وقتی ‫رفتیم فلورانس شبونه یواشکی بریم بیرون؟

‫نگران این نیستی دوباره ‫توی دردسر بیافتیم؟

‫بیخیال، خوش می‌گذره

‫آره، چون از لحاظ آماری ‫در این سفر...

‫یکبار از یکبار توی دردسر افتادیم

‫[فلورانس]

‫بچه‌ها، اگه سمت چپ رو ببینید، ‫سانتا ماریا نوولا رو می‌بینید

‫نوشته که در نیمه اول قرن سیزدهم ‫ساخته شده...

‫و یکی از مهمترین نقاط...

‫مهم مذهبی و هنری ایتالیا محسوب میشه

‫و هی، اگه سمت راست رو ببینید، ‫می‌تونین دومو رو ببینید

‫اوناهاش. رسیدیم

‫واقعا باورم نمیشه داریم تماشاش می‌کنیم

‫اونو می‌بینین، بچه‌ها؟

‫همونجاست؟ ‫ببینین چقدر زیباست

‫از دیدنش هیجانزده هستین؟ من که هستم

‫هی، بچه‌ها

‫بیاین زود بخوابیم تا فردا ‫سرحال باشیم، باشه؟

‫باشه، جی‌جی. راستی ‫از توضیحاتی که میدی لذت بردم

‫اصلا نمی‌دونستم که ‫ساخت دومو ۱۴۲ سال طول کشیده

‫ممنونم، کالین

‫اینقدر پاچه‌خوار نباش

‫افتضاح بود

‫اون توضیحات ۱۴۲ سال از عمرم رو گرفت

‫می‌دونم، ولی بهترین راه برای اینکه یواشکی از ‫کنار نگهبان رد بشی صمیمی شدن باهاشه

‫برای چی اینقدر شاد بود؟

‫سوال خوبیه

‫خب، اینجا تا ساعت چند بازه؟

‫نمی‌دونم

‫ولی می‌دونم بهترین بستنی رو ‫توی ایتالیا داره

‫بهترین جاست تا از ‫رایان بخوام باهام به رقص بیاد

‫خدایا

‫لطفا، کالین

‫بهت نیاز دارم این کار رو برام بکنی

‫تا ابد مدیونت میشم

‫وای

‫توی یکی از دریچه‌های هوا ‫دوربین کار گذاشتم

‫چی کار می‌کنه؟

‫یه ردیاب

‫اونقدر که فکر می‌کنی باهوش نیستی، جی‌جی

‫اینا رو از کجا یاد گرفتی؟

‫جالبه که خودش بهم یاد داد

‫چقدر باحال

‫- واقعا؟ ‫- آره

‫بابام خیلی حوصله سربره

‫چی داری میگی؟ بابات...

‫احتمالا از اونی که فکر می‌کنی باحالتره

‫بعید می‌دونم

‫تقریبا زمان آمار گرفتن رسیده. ‫یا الان یا هیچوقت. باید برم آماده بشم

‫جی‌جی چی؟ در اتاقش رو باز میذاره. ‫چطوری از جلوش رد بشیم؟

‫بهم اعتماد کن

‫تمام حرکاتش رو حفظم

‫دنبالم بیاین

‫هی، زود باش، پسر. تو می‌تونی

‫وای خدا

‫لعنتی

‫- چطوری ردیابها رو پیدا کردی؟ ‫- برات دوربین پرستاری گذاشتم

‫- خوبه. ‫- تو چطوری مچ ما رو گرفتی؟

‫- روی در اتاق پسرها تله گذاشتم. ‫- بد نبود

‫حالا از شما پسرا می‌خوام برگردین ‫و به اتاق‌تون برگردین

‫- جی‌جی ‫- نه، جدی میگم. الان

‫شرمنده، بچه‌ها

‫باشه، بهتون میگم چی کار کنیم

‫میذارم شما بیشتر از ‫وقت خوابتون بیدار بمونین

‫۴۰ دقیقه تا ساعت مشخص مونده

‫اگه قول بدین تا ۳۵ دقیقه ‫برگردین توی اتاق‌هاتون...

‫وانمود می‌کنم شما رو ندیدم

‫ممنونم، آقای جونز. ‫خیلی باحالی

‫آره

‫خیلی باحالم

‫چقدر بهت بدهکارم؟

‫ایناهاش. یه کم دیگه مونده

‫چی؟

‫وای نه. پاک یادم رفت که دارومو ‫توی هتل جا گذاشتم

‫بهتره برم بیارمش

‫برای کرم‌هاست

‫از سگم انگل گرفتم

‫ولی نگران نباشین، دارو داره جواب میده ‫و شرایط رو برای کرم‌ها بدتر کردم

‫باسنم دیگه اصلا نمی‌خاره

‫بعدا شما رو می‌بینم

‫- عجیب بود ‫- آره

‫هیچوقت این شرمساری رو یادم نمیره

‫حالا دقیقا چیزی که میگم ‫رو به فروشنده بگو

‫چه خفن. نمی‌دونستم ایتالیایی بلدی

‫خب، آره

‫منم تا همین الان نمی‌دونستم

‫شاید اگه کمکم می‌کردی ‫نمایش رو تمرین کنم...

‫الان یه کم ایتالیایی یاد داشتی. ‫حالا به فروشنده بگو...

‫چقدر باحال. هی، گوش کن. ‫بعدی رو من حساب می‌کنم، باشه؟

‫بعدی؟

‫آره

‫خوشم میاد باهات وقت بگذرونم

‫بریم یه عکس بگیریم. زود باش

‫هی، یه مشکل ناجور پیش اومده. ‫خیلی ببخشید، ولی الان برمی‌گردم

‫هی!

‫هی! هی!

‫ببخشید. شرمنده

‫لعنتی

‫لعنتی. چقدر بهت بدم؟

‫وای

‫خوبی؟

‫کالین رو بردن

‫- کی کالین رو برد؟ ‫- نمی‌دونم

‫دونه کاکائوی من چطوره؟

‫پسرت دست ماست، آقای کیم

‫تنها بیا رُم...

‫به مختصاتی که می‌فرستم بیا ‫تا دستورات بعدی رو بدم

‫اگه به کسی بگی، از جمله به سیا...

‫می‌فهمیم و پسرت می‌میره

‫- الان یه اتفاقی افتاد ‫- بس کن

‫پشت تلفن چیزی نگو. ‫غیاب کالین رو بپوشون

‫بلافاصله برو رُم. ‫مختصات رو برات می‌فرستم

‫تا وقتی نرسیدم اونجا نه ‫کاری بکن و نه چیزی بگو

‫معلوم نیست پای کی وسطه

‫بیا

‫میشناسیش

‫آره. اسقف کرین

‫بدتر از اون پیدا نمیشه

‫ترور، اخاذی و قاچاق

‫کاری نیست که به خاطر پول نکنه

‫چرا باید بخواد کالین رو بدزده؟

‫جی‌جی، چی رو بهم نمیگی؟

‫با هم توی نیروهای ویژه بودیم

‫کرین یه تازه‌وارد در یه یگان نخبه بود که عملیات ‫جلوگیری از مواد در کلمبیا انجام می‌داد

‫ما رو به کارتل فروخت و میلیون‌ها به جیب زد

‫یگانت؟

‫فقط من زنده موندم

‫وای

‫متاسفم

‫اگه پای کرین وسط باشه، ‫برای کسی کار می‌کنه که قدرتمنده

‫باید به بقیه سرپرست‌ها بگم جامو پر کنن

‫اینجا در امان نیستی

‫باهام میای

‫کجا میریم؟

‫[رُم]

‫اوناهاش

‫صبر کن

‫باید فاصله‌مونو حفظ کنیم

‫زیرنظر دارنش

‫باشه، بیا بریم

‫سوار شو

‫ازت یه کار خواستم

‫یه کار. شکست خوردی

‫اگه جی‌جی قدیمی بود ‫این اتفاق هرگز نمی‌افتاد

‫بابی؟ اینجا چی کار می‌کنی؟

‫من ازش خواستم بیاد اینجا

‫نیاز به یه متخصص فنی داشتم و ‫همه می‌دونن متخصصین فنی بی‌مصرفن

‫درسته

‫سوال بهتر اینه، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

‫- کالین دوستمه ‫- آره

‫و اگه هر کسی که کرین براش کار می‌کنه ‫از تو خبر داره، یعنی از منم خبر دارن

‫که یعنی سوفی هم در خطره

‫نمی‌تونم تنهاش بذارم

‫رییس، اون چیه؟

‫می‌خوام بفهمم

‫به گاوصندوق ناتو در آویانو برو

‫کدهای فعالسازی رو بردار ‫تا با پسرت معامله‌شون کنی

‫وای

‫آویانو؟

‫یه پایگاه هواییه

‫کدهای فعالسازی؟

‫کریستینا با اون فلش درایو ‫اصلا به برلین نرسید

‫اگه این آدمرباها اون فلش رو داشته باشن...

‫یعنی جای صد تا موشک ‫هسته‌ای گم شده رو می‌دونن

‫چرا تو؟

‫به یکی نیاز دارن که دسترسی داشته باشه

‫رتبه‌م در سیا بهم اجازه ورود ‫به هر پایگاه ناتو رو میده

‫آره، ولی وارد شدن به گاوصندوقی ‫که به شدت مراقبشن...

‫تقریبا غیرممکنه

‫که برای همین اول باید یه جایی وایستیم

‫[توسکانی]

‫چرا این کار رو می‌کنی؟ ‫ما پولی نداریم

‫می‌دونی، منو یاد خودم ‫توی این سنین میندازی

‫در سن تو از خودم متنفر بودم

‫بسیار خب، همگی گوش کنین

‫کلی شایعه شنیده میشه...

‫برای همین می‌خواستم یه لحظه ‫وقت بذارم و توضیح‌شون بدم

‫اول از همه، همه چیز مرتبه

‫کالین به خاطر یه مشکل ‫اضطراری خونوادگی مجبور شد برگرده خونه...

‫و جی‌جی و سوفی همراه‌ش میرن

‫همه شما رو در جریان میذارم

‫ولی تا اون موقع، کی هیجان داره بره رُم...

‫و توی واتیکان آواز بخونه؟

‫آره

‫این یه خونه امن ام‌آی ۶ ـه

‫هر چیزی برای این ‫ماموریت نیاز داریم رو داره...

‫سلاح، هارد درایو اکسترنال برای کدها

‫حتی یه ون نظارتی هم توی گاراژشه

‫بهتر از همه، الان هیچکس اینجا نیست

‫مدیر روز یه پیرزنه ‫که ساعت هفت میره خونه

‫مطمئنی نباید سیا رو در جریان بذاریم، ‫از مقامات محلی کمک بگیریم؟

‫جون پسرمو به خطر نمیندازم، جی‌جی

‫تنها روشش همینه

‫انگار توی این محدوده ‫سیستم دوربین امنیتی خوبی دارن

‫بله، ولی فقط روی طبقه همکفه

‫از طبقه دوم وارد میشیم

‫اینو بذار سرت تا بریم تو

‫باشه، پنج دقیقه‌ای میریم و میایم. بریم

‫پیرزن کلی پرنده داره

‫آره، بریم سر کار. ‫ولی بیا محتاط باشیم

‫خیلی از خونه‌های امن تله امنیتی دارن

‫همه چیزو برداشتی؟

‫- آره. بریم. ‫- باشه

‫ون اونجاست

‫زمانبندی داشته باش

‫از لاش بپر

‫زمانبندی؟

‫از تو خیلی بزرگترم که بخوام رد بشم

‫ها

‫پرنده‌ها چطوری اومدن بیرون؟

‫نمی‌دونم

‫هی، کوچولوها

‫تله انفجاری!

‫دورشون کن!

‫پیرزن به اینا چی میده؟

‫نظر منو می‌خوای؟ هیچی!

‫خدا روشکر

‫ای لعنتی

‫جی‌جی، حالا!

‫آخه کی به فنچ‌ها آموزش میده ‫حمله کنن؟

‫انگلیسی‌ها حس ‫شوخ طبعی عجیبی دارن

‫بهتره راه بیافتیم

‫ممکنه مهمون داشته باشیم

‫خداحافظ، پرنده‌های کوچولوی بدجنس

‫منقار کوچولوت له شد؟

‫کثافت

‫- الان چند سالته، ده؟ ‫- چهارده

‫گفتم که ۱۴

‫هنوز دوست پسر پیدا نکردی؟

‫اه...

‫نمی‌دونم، شاید

‫باشه

‫می‌دونستم. برای همین تحلیلگرم

‫ولی سنم رو اشتباه گفتی

‫یه نصیحتی بکنم

‫وقتی میری اولین بوسه رو تجربه کنی...

‫از زبون بازی زیاد اصلا نترس

‫حسابی شلوغش کن

‫- واقعا؟ ‫- آره بابا

‫شبیه یه میگو نظافتچی توی ‫دهن یه کوسه باش

‫با زبونت دهن خیس ‫طرف رو حسابی لیس بزن

‫عجب

‫می‌دونی، واقعا خیلی عجیبه ‫هیچکس تا حالا تو رو قاپ نزده

‫آره، خب، قاپ زدن کار خودمه

پنکه رو تو خاموش کردی؟

نه. چطور؟

ف.یلمـــ ـکیو رو تو گوگل سرچ کن

زیادی طول کشید

.دوتا آدم فوق‌العاده حرفه‌این مشکلی براشون پیش نمیاد

دارن نوک سینه‌هام رو می‌خورن

شاید هم اشتباه فکر می‌کردم

[ پایگاه هوایی آویانو - استان پوردنونه ]

می‌تونم کمک‌تون کنم؟ - بله -

.کیم هستم از سیا اومدیم سرهنگ مینلی رو ببینیم

خیلی‌خب، گاوصندوقی که کد توشه

تو اون ساختمونه‌ست

می‌تونی سیستم امنیتی‌شون رو هک کنی و بهش دسترسی پیدا کنی؟

مگه تازه‌کارم که از پسش برنیام؟

بعدش چی؟

همه‌ش همین؟ - البته که نه -

اجازه بفرمایید الان نقشه تفصیلی رو از توی کونم درمیارم خدمت‌تون ارائه می‌کنم

آره، دیگه همین

ای حرومزاده

رابطه‌تون باهم خوبه؟

مثل برادرم می‌مونه - خوبه پس -

برادری که ازم متنفره جفت‌مون عاشق و شیفته‌ی یه زن شدیم

و حدودا هشت هزارتا بهش بدهکارم

خوشحالم می‌بینمت سرهنگ

ایشون دوست خوبم، سرهنگ مینلی هستن

که خیلی خوب بلد نیستن احساسات‌شون رو ابراز کنن

...جناب سرهنگ، ایشون

برادر خونده‌م، جی‌جی‌ـه که ونش رو بهمون قرض داده

...دخترخوانده‌م سوفی و

همسرم بابی‌ ان

یه ده‌ سالی دیر کردی

پولم رو آوردی؟

معلومه

خوش اومدی رفیق قدیمی

خوش اومدین

خوش اومدین

خوش اومدین - صحیح -

چی شد بعد از این همه سال تصمیم گرفتی بیای اینجا؟

واسه تعطیلات خونوادگی اومدیم

داشتیم می‌رفتیم شمال، سمت دریاچه کومو

گفتیم یه سر بهت بزنیم و بدهی‌ها رو صاف و صوف کنیم

ولی حرف‌تون اصلا منطقی نیست چون دریاچه کومو سمت غربه

من هم داشتم همین رو بهشون می‌گفتم

ولی مامان و بابا اینقدری مشغول جروبحث بودن که اصلا گوش‌شون به حرف‌های من بدهکار نبود

عمو جی‌جی هم که کلا کره، چیزی نمی‌شنوه

دوآ لیپا؟

آره خواننده‌ی خیلی خوبیه. حرف نداره

خیلی‌خب

عزیزم می‌شه تجدید دیدارتون رو خلاصه‌ش کنین؟

من و سوفی باید بریم سرویس بهداشتی

واسه شام هم از قبل میز رزرو کردیم و خیلی دوست دارم بهش برسیم

برادرخونده‌ت خیلی گنده‌بکه ها

آره. قبلا رزمی کار می‌کرده برای همین گوشش آسیب دیده

روز خوبی رو برای ملاقات انتخاب کردی

جدی؟ چطور؟

وای پسر

[ اجازه دسترسی صادر شد ]

انتهای راهرو، سمت راسته

من همین‌‌جا منتظر می‌مونم - ممنون -

خیلی‌‌خب

داره تشعشعات الکترومغناطیسی دریافت می‌کنه

حتما اتاق سرور همین‌جاست

اینجا

واسه تخلیه انرژی خوبه

آره. مشخصه - خوشحالم دوباره می‌بینمت کیم -

و بابت این‌که بالاخره اومدی بدهیت رو تسویه کنی هم خیلی خوشحالم

...صحیح. در این مورد

نه هزار یورو بدی حسابت صاف می‌شه البته به علاوه سودش

.یادم رفته بود اینقدر مبلغش بالاست کارت دیسکاور قبول می‌کنی؟

فقط نقد

شاید برادرت بتونه کمکت کنه قرضت رو بدی

بیا دوبرابر روش شرط ببندیم

باید تا بابی کدها رو پیدا می‌کنه سرش رو گرم کنیم

احتمالا اکثر مردهای پایگاه همین‌جا جمع شدن بهترین راهکار واسه پرت کردن حواس‌شون همینه

می‌تونم یارو رو ظرف ده ثانیه بی‌هوش کنم

خیر. باهاش گلاویز می‌شی تا وقتی نگفتم شکستش نمی‌دی

زودتر از اون ببریش

تا آخر دوران کاریت پشت‌میز نشین می‌شی

خب خودم هم همین رو می‌خوام

منظورم برعکسش بود

یعنی اگه پشت گوشت رو دیدی پشت‌میزنشینی رو هم دیدی

رمزه داره کار می‌ده؟ - مهلتم بده -

امیدوارم کیم درست گفته باشه

این دوستت عینهو حیوون‌های عقیم مبارزه می‌کنه می‌ترسه ضربه بزنه

بجنب بابی

[ رمزگذاری و دانلود؟ بله/خیر ]

وارد شدم

هورا. باید سریع تمومش کنیم

جدی؟

آخه من فکر می‌کردم واسه ضبط یه ویدئو تیک‌تاک و خوراکی خوردن هم وقت داریم

حالا جی‌جی

تراول هم قبول می‌کنم

چی شد پس؟ بهت علامت دادم که - ...چی -

.نفسم بالا نمیاد انگاری تو ماراتن دویده باشم

خیلی بیش‌تر از چیزی که فکر می‌کردم طول کشید

سه دقیقه و نیم زیاد بود؟

بذار کمکت کنم پاشی

حالا کمک کن من پاشم

قربان

باید بیاین این رو از نزدیک ببینین - چی شده؟ -

درمورد رئیسه

فکر می‌کنیم سرخود دست به کارهایی زده

از اول پخشش کنین

پایگاه ناتو توی آویانو همین الان خبر داده ...که کیم، جونز و و الف

چهارساعت پیش وارد پایگاه شدن - خب که چی؟ -

ظاهرا کد فعال‌سازی صدتا چمدان اتمی گم‌شده

به تازگی از سرورهاشون دانلود شده

تصاویر ماهواره‌ای دارن ونی رو که به سمت رم می‌ره ردیابی می‌کنن

همه‌شون رو دستگیر کنین

.با وزارت دفاع تماس بگیرین اعلام وضعیت دفکان یک کنید [ حداکثر آمادگی ]

حس نمی‌کنین دارین زیادی ماجرا رو جدی می‌گیرید؟

تازه اون بمب‌ها رو پیدا کرده بودیم

و کیم و جی‌جی ناظر اون عملیات بودن

سیا قطعا فکر می‌کنه داریم خودسرانه عمل می‌کنیم

باید خودمون رو مُرده فرض کنیم - کاری بود که باید انجام می‌شد -

چیز زیادی نمونده

یه ساعت پیش هم همین رو گفتی که

می‌دونم سخته ولی خودت که روال کار رو بلدی

اول ارتباط می‌گیرن، نشون‌مون می‌دن که زنده‌ست بعد می‌گن کجا بریم

کانر رو پس می‌گیریم

اسمش کالینه

آهان

خدای من

نباید اجازه می‌دادم تنهایی جایی برین

تنها نبودیم که

داشتی کشیک‌مون رو می‌دادی، یادت رفته؟

ظاهرا به اندازه‌ی کافی تو کارم خوب نبودم

شاید حق با بابی باشه

دارم کم کم مهارت‌هام رو از دست می‌دم

چی شد که این‌طوری شدی؟

دیگه دلم نمی‌خواست همچین آدمی باشم

می‌‌خواستم... فراتر از یه جاسوس باشم

خودشونن

وای خدا. پیداست خیلی ترسیده

[ یک ساعت دیگه. ۳۹۶. دی‌ میتلی ]

یه منطقه‌ی صنعتیه. حاشیه شهر می‌شه

می‌تونیم نیم ساعته خودمون رو برسونیم

بزنین بریم

رسیدیم

خیلی‌خب. تو دید نیستیم

چندتا بلوک اونورتریم ماهواره‌ها فعالن

فعالیتی مشاهده می‌کنی؟

نه

عجیبه

طی ۲۴ ساعت گذشته هیچ‌کی اینجا نبوده

تله‌ست

وای خداجون

کیم. پاشو

کیم

کجاییم؟

نمی‌دونم

همه چیز رو به گا دادم جی‌جی

پسرم رو تو بد دردسری انداختم

من هم دست کمی از تو نداشتم

سوفی باید الان عشق و حال دنیا رو می‌کرد

ولی عوضش داره سعی می‌کنه قبل از این‌که به طرز وحشتناکی به قتل برسیم ردمون رو بزنه

که نهایتا باعث می‌شه بخواد بار سنگین عذاب وجدان این مسئله

و سندرم ددی ایشوزش رو با رقص توی استریپ‌کلاب حل کنه

حق با توئه. تو خیلی بدتر عمل کردی

جیسون جونز

خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم

کرین

حرومزاده‌ی عوضی

چه بلایی سر پسرم آوردی؟

حالش خوبه

ولی اگه جای تو بودم

بیش‌تر واسه‌‌ی... خودم نگران می‌بودم

گندش بزنن

اینجا نیستن

وای خدا. جی‌جی

ردیاب‌هامون رو انداختن دور

دیگه نمی‌تونیم پیداشون کنیم

شاید هم بتونیم

توی ونیز که بودیم گوشی جی‌جی رو هک کردم

گوشیمم ردیابی ماهواره‌ای پیشرفته‌ داره

خیلی‌خب

جریان از چه قراره؟

واسه کی کار می‌کنی؟

صبر داشته باش

به‌نظر میاد واسه خودت زندگی‌ خوبی دست و پا کردی جی‌جی خان

شاید بعد از مرگت رفتم یه سر بهشون زدم

بالاخره سوفی احتیاج داره پدر بالا سرش باشه

کافیه. برگردیم سروقت کار

نانسی؟

درسته جیسون جونز

خیلی ازش خوشم میاد

هان سولو رو پیدا کنید. من کایلو رنم

نمی‌فهمم

کِی وقت کردی موهات رو رنگ کنی؟

ماه‌ها پیش یه هویت جعلی ساختم و به دنیات نفوذ کردم

اون سرنخ بی‌نام و نشون که راهنمایی‌تون کرد به انبار اسلحه دست پیدا کنید رو یادتونه؟

کار من بود

کاری کردم که یکی از خودتون رو مامور دزدیدن مکان بمب‌ها کنین

بعدشم یه زیرمیزی به هیئت‌مدیره گروه کر دادم که پسرت رو بفرستن اروپا

همین کافی بود که تیمت رو بپیچونی

و بیای اینجا که به آویانو نفوذ کنی

من تو تمام جزئیات زندگی‌تون رخنه کردم

پس تو بودی که همه رمز‌هام رو عوض کردی؟

یه ماهه نتونستم دایرک‌تی‌وی نگاه کنم

چی؟ نه بابا

اسکل

احتمالا به‌خاطر آپدیت نرم‌افزارشون بوده

باید از احراز هویت دو عاملی استفاده کنی

آره. درسته

الان دیگه مجبورم واسه تمام اپلیکیشن‌های گوگلم از تایید دو مرحله‌ای استفاده کنم

اجازه می‌فرمایید؟

حالا خدانکنه رمزت رو اشتباه وارد کنی

دیگه حتی نمی‌تونی از گوشیت استفاده کنی

.ناسلامتی سیستم تشخیص چهره روش نصبه ها قیافه‌م که عوض نشده

یعنی... باشه خفه شدم

باید کدها رو بهم بدین

پسرم کجاست؟

اول از همه

بیارینش پایین

...هرگز...من

آهان. آره. بیارینم پایین

نباید کدها رو بهش بدی

پای جون کلی آدم وسطه کیم

من سر قول و قرارم هستم

پسرم دستشه

ممنون

سوار ماشینش کنین. ترتیب پسره رو هم بدین

نه. تو بهم قول دادی

من که نمی‌کشمش. کرین می‌کشه

پسرت صرفا یه طعمه بود حالا خودت رو به عنوان وثیقه برمی‌دارم

!این کار رو نکن! خواهش می‌کنم

راستش رو بگو، چی تو کله‌ته؟

بذار به همین اکتفا کنم که سفر گروه کر واقعا کمک بزرگی بهم کرد

این چیه؟

یه نوروتوکسین خیلی قوی

که باعث می‌شه عضله‌هات ...آروم آروم قفل بشن

از جمله دیافراگمت

...و نهایتا

خفه می‌شی و می‌میری

مرگ خوبی رو برات آرزو می‌کنم جیسون جونز

ایناهاشش

به زور نفسش بالا میاد - شروع کن سینه‌ش رو فشار بده -

باشه

یک، دو، سه، چهار

پنج، شیش، هفت، هشت

چی کار می‌کنی؟

ترکیبی از آتروپین و آدرنالینه

به قلبش کمک می‌کنه از حرکت نایسته تا بدنش بتونه سم رو متابولیزه کنه

دست بجنبون

جی‌جی

اصلا حس خوبی ندارم

بابی خوبه؟

خیلی بالا آورده

طوریش نیست - خیلی‌خب -

آقای کیم کجاست؟

وای نه

باید قبل از این‌که کرین، کالین رو بکشه پیداش کنیم

چی؟ وای - باید بریم -

هوی. پاشو

هی

نکن. آدم کسی رو این‌طوری بیدار نمی‌کنه که

باید اسمش رو بگی

بابی، پاشو

بابی پاشو

بابی

بله؟ - بابی -

کمکم کن - بریم -

دست و پاهام یاری نمی‌کنن

صورت منم بدجوری داره می‌سوزه

وقتی مُرده بودی، چیزی ندیدی؟ یا نشنیدی؟

فقط صدای استفراغ

تو باید پشت رول بشینی

اگه قرار باشه چراغ‌های راهنمایی رو هک کنم که کرین رو پیدا کنیم که نمی‌تونم پشت فرمون بشینم

خب من هم که نمی‌تونم

من می‌تونم برونم - نمی‌شه -

وقت بگو مگو نداریم

به هرحال که قرار بود کلاس رانندگی برم - آره، دو سال دیگه -

.قبلا فرمون رو دستم دادی می‌دونی که بلدم

باشه. برو بشین

طوری نمی‌شه

گازش رو بگیر

سمت چپت

راستت رو بپا

وای خدا

مطمئنم تو کلاس رانندگیت موفق می‌شی

این حرفت اصلا کمکی نمی‌کنه ها

این‌ها تو بیمه‌م ثبت می‌شه، نه؟ - دنده عقب بگیر -

برو

یه کلمه هم نشنوم ها

این یکی از قصد بود

نخیرم - می‌شه بس کنین؟ -

تونستم پلاک‌شون رو از طریق یکی از دوربین‌های راهنمایی و رانندگی پیدا کنم

از طریق کیانتی دارن می‌رن شمال

نه

شرمنده بچه‌جون

فرار کن

باید نقشه‌ی نانسی رو بهم بگی

چی شده جی‌جی؟

نوروتوکسین زمین‌گیرت کرده؟

عه نگاه. این رو یادم رفته بود

نه. بذار من بزنم

نه. دست فرمونت رو دیدم

چرا می‌خواد بکشتت؟

...اون

...او - نوبت توئه -

می‌خواد تو رو بکشه خیر سرش هدف‌گیریش ریده

چی؟

این مال کرینه

جی‌جی

خوبی؟ - آره -

خدا رو شکر از دست بابی جون سالم به در بردم - ببخشید -

خوبم. می‌تونی این رو هک کنی؟

چشم بسته

همون‌طوری که تیراندازی می‌کردی دیگه؟

آره. آخه صداش خیلی بلند و ترسناک بود

می‌خوای من برات انجامش بدم؟

.اصلا خوب بخیه نمی‌زنی این‌طوری جاش می‌مونه

ظاهرش برام مهم نیست - می‌دونم -

...چطور می‌تونه - نگاه نکنی بهتره -

اصلا باورم نمی‌شه

آخه اصلا برای چی بابام رو گروگان گرفتن؟ اون بیچاره که یه پرستار ساده‌ست

.جی‌جی پیداش می‌کنه قول می‌دم

از وقتی مادرم فوت کرده پدرم بیش‌ از اندازه نگرانه و مراقبمه

هرجا می‌رم باید باهاش تماس تصویری بگیرم

اگه جوابش رو ندم هم زنگ می‌زنه به دوست‌هام

می‌فهممت

جی‌جی طوری رفتار می‌کنه انگار هنوز نه سالمه

هر روز تا دم مدرسه می‌رسونتم

و سعی می‌کنه کولم کنه

خیلی بامزه‌ست‌

دو متر قدشه. یه بار نزدیک بود پنکه سقفی گردنم رو بزنه

...حقیقت اینه که بابات

فقط سعی داره پدر خوبی برات باشه

شاید جی‌جی هم نیتش همینه

صرفا متوجه نیستن ما دیگه بزرگ شدیم

آره

درسته

باید یه چیزی رو بهت بگم کالین

پدرت رئیس عملیات‌های مخفی سازمان سیاست

چی؟

این یکی رو که اصلا فکر نکنم باور کنی ولی خانم باک تروریسته

بابات خودت رو تسلیم‌شون کرد که تو رو نجات بده

آره

همه‌ش حقیقت داره

چطوری اینقدر خونسردی؟

نیستم

مرسی که اومدی نجاتم دادی

تو هم بودی همین کار رو می‌کردی

[ سیه‌نا - ۲۳۶ کیلومتری شمال غرب رم ]

بیاریدش

یه جایی همین‌جاهاست

بازش کنید

واسه کی کار می‌کنی؟

بذار این‌طور بگیم

که من به نمایندگی گروهی از افراد بسیار قدرتمند اینجام

که دارایی‌هاشون توسط دولت‌شما

و متحدین فاسدش مسدود شده

الیگارش‌ها

دوستان و میهن‌‌پرستان

همسر خودمن یکی از همین افراد بود

که به خاک سیاه نشست و همین منجر به مرگش شد

البته ازدواجش با تو هم قطعا بی‌تاثیر نبوده

می‌خوام مطمئن بشم چیزی که حق‌مونه رو پس می‌گیریم

و این‌که به چشم ببینم اون ملت‌های صالح بهاش رو می‌پردازن، البته به همراه یه‌کم سود

چمدان‌ اتمی

احتمالا یه ۶۰ سالی هست پشت این دیوار مخفیش کردن

به لطف تو راه غرامت گرفتن‌مون رو پیدا کردیم

چرا تو کلیسا قایمش کردن؟ - آخه کی میومد اینجا رو بگرده؟ -

حالا این به این معنی نیست که می‌خواستن اینجا منفجرش کنن

صرفا پنهانش کردن تا زمان مناسب فرا برسه

نمی‌تونی از زیرش قسر در بری

.همه جا رو گشتم هیچی دستگیرم نشد. نه می‌دونم کجا رفتن

نه این‌که به کجا می‌خوان حمله کنن - هکش کردم -

ایش. پروفایل دوست‌یابیشه

به‌دردمون نمی‌خوره

چه غم‌انگیزه

با اجازه‌تون من برم یه امشب رو سر تخت بخوابم

شب‌بخیر رفقا - شب بخیر کالین -

شب بخیر کالین

هی - هی -

تو هم بهتره بری استراحت کنی

نمی‌تونم. خسته نیستم

کالین به‌نظر پسر خوبیه

آره. خیلی پسر خوبیه

می‌دونی که داری عذابش می‌دی دیگه، نه؟ - چی؟ -

خودت متوجه نیستی؟

ازت خوشش میاد

یعنی دوستت داره

این حرف‌ها چیه. صرفا دوست صمیمی‌مه

همه دخترهای نازی که پسرهای بدبخت رو عذاب می‌دن همین رو می‌گن

ازش خوشت میاد؟ - معلومه -

ولی یه پسره به اسم رایان رو دوست دارم

همون ورزشکاره؟

آره

به عنوان یه مامور آموزش دیده بدجوری کور و کری

هکش کردم

این بار دیگه واقعا هک شد

الان همه چیزش رو داریم، ایمیل، پیام‌هاش

این هم پیدا کردم

درمورد مرگ شوهر نانسیه

یکی از اعضای الیگارشی پس از سقوط مالی جان خود را گرفت

این رو نمی‌دونستم

این رو دو ساعت پیش نانسی فرستاده [ نقشه‌ها رو برات فرستادم کرین. لطفا گند نزن ]

چی؟ [ رم - منطقه‌ی تجاری ]

می‌خواد یه سلاح کشتار جمعی رو

زیر منطقه‌ی تجاری رم منفجر کنه

فاضلاب‌ها رو گشتیم و یه سیگنال پیدا کردیم که از پشت یه گاوصندوق قفل شده میومد

ظاهرا همون‌طور که گفتی دارن از یه پایگاه مرکزی محافظت می‌کنن

تونستین بهش نفوذ کنین؟ - تیم فنی‌مون داره روش کار می‌کنه -

امنه

می‌ریم جلو

.هیچی اینجا نیست اثری از سلاح کشتار جمعی دیده نمی‌شه

این بمبه رو نگاه کن

الکیه

[ سلام جی‌جی ]

نمی‌فهمم

به‌نظر می‌رسه بازی خوردی

ممنون می‌شیم وقت ما رو سر تسویه‌ حساب‌های شخصیت

هدر ندی

مامور جونز خطر انفجار یه بمب زیر منطقه‌ی تجاری رو گزارش کردن که ساختگی از آب دراومد

این اصلا با عقل جور درنمیاد - درسته -

.نقشه‌ها و بمب ساختگی بودن نمی‌فهمم

...نکنه اون ایمیله فقط برای منحرف کردن ما بود؟

همه‌ش برای این بود که حواس‌مون رو پرت کنن

خب اصلا برای چی این کار رو کرده؟ خودش الان کجاست؟

فکر کنم بدونم

[ واتیکان ]

یه سری تجهیزات برای اجرای گروه کر داریم که باید تخلیه‌شون کنیم

بعید می‌دونم بتونی تا ته مسیر رو با این فرمون بری از سیستم امنیتی گروه هفت نمی‌تونی رد شی

.درحالت عادی می‌گفتم آره حق با توئه ولی من اصلا آدم معمولی‌ای نیستم

بفرمایید

نباید به تیم امنیتی بگیم کل منطقه رو تخلیه کنه؟

.حرفم دیگه پیش پلیس اعتباری نداره فکر می‌کنم این هم بخشی از نقشه‌ی نانسی بوده

.اینجا خیلی بزرگه بابام ممکنه هرجایی باشه

وایسا... موبایلش

کرین خردش کرد

باتری اضافه همراهش نداشت؟

.چرا همیشه همراهشه برای وقتایی که مثلا کشیک بود

تمام موبایل‌های لنگلی تگ الکترونیکی ...روی باتری‌هاشون دارن که بشه از این‌ طریق

ردیابی‌شون کرد

می‌شه سوابق گوشی کیم رو نگاه بندازی و سیگنال ردیابی باتریش رو پیدا کنی؟

آره. ولی اول باید رمز وای‌فای واتیکان رو بهم بدین

.نه. نیازی نیست. خودم پیداش می‌کنم به‌نظرتون چیه؟

پاپ؟ احتمالا همین باشه

بس که خودشیفته‌ست

اتاق رو براتون حاضر کردیم. موفق باشید

بله. همین یه‌کم پیش از اینجا رد شد

ممنون

از لنگلی خبر دادن سیگنال باتری موبایل کیم رو پیدا کردن

خیلی الهام‌بخشه، نه؟

تعدادی از برترین آثار هنری جهان که احتمالا هرگز دیده نشن

اینجا توی انبار گیر افتادن

اینجا جاییه که داستانت قراره به سر برسه ولی مال من تازه قراره شروع بشه

[ سازمان اطلاعات مرکزی - لنگلی، ویرجینیا ]

این پیامی برای رهبران دنیای آزاده

بمبی زیر واتیکان قرار داره

و اگر خواسته‌هامون برآورده نشه اون رو منفجر می‌کنیم

...و اگر سعی کنید فرار کنید

بوم. ما به تازگی به مکان

[ اداره کل امنیت خارجی - فرانسه، پاریس ]

صد سلاح هسته‌ای که در سراسر جهان مخفی شدن دست پیدا کردیم

[ سرویس اطلاعات فدرال - آلمان، برلین ]

به ازای هر کشور عضو گروه هفت، ۵۰ میلیون دلار می‌خوایم وگرنه چیزی از کشورهای این گروه باقی نمی‌مونه

[ ام‌آی۶ - انگلستان، لندن ]

،اطلاعات موردنیاز برای انتقال بعد از پایان این پیام براتون ارسال می‌شه

سی دقیقه وقت دارید که این مبلغ رو واریز کنید

باید همین الان رئیس‌جمهور رو جابه‌جا کنیم

سیگنالش داره قوی‌تر می‌شه

خیلی‌خب. شما دو تا دیگه از این جلوتر نمیاین

منظورت چیه؟

خیلی خطرناکه - ولی من می‌تونم کمک کنم -

شماها باید برگردی پیش گروه کر و بهشون هشدار بدین

نه. بدون تو هیچ‌جا نمی‌رم

ببین

این چند روز که باهم همکاری کردیم خیلی خوش گذشت

ولی ازت می‌خوام اجازه بدی از اینجا به بعدش رو تنهایی برم جلو

باشه؟

باشه

خیلی‌خب

اگه جون سالم به در بردیم سیا باید بذاره تو درخواست پذیرش دانشگاه‌مون درباره این قضیه بنویسیم

بریم

مجبور نیستی این کار رو بکنی نانسی

پس بچه‌هایی که اون بالان چی می‌شن؟

گروه کر کاری که باید برام انجام می‌داد رو انجام داد

حکم اسب تروآم رو داشتن

وگرنه چطور می‌تونستم اینقدر به سران گروه هفت نزدیک بشم؟

خدای من

وقتی بهار گذشته اعلام کردن که تمام رهبران فاسد گروه هفت

که زندگیم رو سیاه کردن قراره برای جلسه اینجا جمع بشن

یعنی در مقدس‌ترین مکان‌ها دیدم فرصتیه که نمی‌شه ازش گذشت

اگه این آدم‌های حق‌به‌جانب و خودخواه گوش به حرف بدن و پول رو پرداخت کنن

هیچ‌کس نمی‌میره، البته به غیر از تو

.خیلی‌خب. گنده‌لات‌ها با تو نانسی با من

مطمئنی؟ - آره -

باهوشه، ولی زورش زیاد نیست

از نحوه راه رفتن و حرکاتش مشخصه

و این‌که کلی آدم قلچماق جذاب رو اجیر کرده که کارهاش رو پیش ببرن

اون بخش آخرش که گفتم جذاب رو هم دقت کردی؟

منظورم با شما بود

تکون بخور

ببین چی پیدا کردم

نگاه کی برگشته

خیال نداری بمیری، نه؟

به‌نظرم داستانت خیلی شگفت‌انگیز اومد نانسی

دوست دارم تهش رو هم تماشا کنم

پایانش می‌تونه این‌طوری باشه

پاشو پیرمرد. پاشو

عین بقیه‌ هم‌جوخه‌ای‌هات مبارزه می‌کنی

همه‌تون یه مشت بزدلین

التماسم کردن نکشم‌شون

کالاهان، بریجز

حتی کریستینا

کریستینا؟

آره

یه کپی از فلشی که دزدیده بود رو تو خونه‌ت کار گذاشتم

به همراه اسلحه‌ای که باهاش کشتمش

اصلا برات خوب تموم نمی‌شه جی‌جی

رفتی تو خونه‌م؟

.سگت رو زنده گذاشتم اون هم چون سگ‌ها رو دوست دارم

به گلدون‌هات هم آب دادم چون از گل و گیاه هم خوشم میاد

ولی بلوبری

به دیار باقی شتافت

تف

نباید این کار رو می‌کرد

خداوندا من رو به‌خاطر کاری که می‌خوام بکنم ببخش

اژدهای درونت رو آزاد کن آفرین

کرین اینقدر وول نخور که بتونم جی‌جی رو بزنم

دیدی؟ ترتیبش رو دادم

چرا من بیچاره خب؟ من که دست و پام بسته‌ست

زودباش. دست و پام رو باز کن

می‌رم دنبال نانسی - حله -

آمین

آمین

آمین

سلام

کجا بودین؟ - مفصله -

دکتر بروکی کجاست؟

دلم برات تنگ شده بود

رایان، دو دقیقه جدی باش، خب؟

باید یه چیزی بهش بگم

...باید هرچی سریع‌تر از اینجا بریم چون

وای خدا

پشت جفت‌تون شوکره

آروم برگردین وگرنه ازشون استفاده می‌کنم

سوفی؟

کیک فنجونی کوچولوی خودم

چقدر بزرگ شدی

تو سه کلمه بگم خیلی خوشگل شدی

ولی... شما که مُرده بودین

بابی که نارنجک‌ها رو پرت کرد

دویدیم سمت آپارتمان‌مون و توی وان چدنی‌مون شیرجه زدیم

اگه به حرف تاد گوش کرد بودیم و چینیش رو سفارش می‌دادیم الان جزغاله شده بودیم

هیس

تکون بخورین وگرنه به نگهبان‌های دیگه می‌گم خودتون رو جای نگهبان جا زدین

آی! رفت تو چشمم

حس خوبی نیست، مگه نه؟

دکمه‌ش رو زد

الان برای متوقف کردنش دو راه بیش‌تر نداریم

این‌که من یه جوری سردربیارم چطوری خنثی‌ش کنم

یا کلید قطع اضطراریش رو از کرین بگیریم

می‌رم سراغش

آمین

آمین

شماها چطور درگیر ماجرا شدین؟

قبلا برای یه کارتل کار می‌کردیم

این‌طوری بود که با اسقف کرین آشنا شدیم

ازمون پرسید که حاضریم واسه این جریان کمک بدیم یا نه

اولش قبول نکردیم ولی سفر کابومون به‌خاطر طوفان به تعویق افتاد

و خب قصد داشتیم یه بازسازی اساسی تو خونه انجام بدیم برای همین دیگه گفتیم هستیم

باید جلوی نانسی رو بگیرین وگرنه همه‌مون می‌میریم

قرار نیست همچین اتفاقی بیفته - اون‌وقت چرا؟ -

ببین روانی هست ها ولی باهوشه

نمی‌ذاره ته داستان این‌طوری پرسروصدا تموم بشه

آره خب، نه تا وقتی اینجاست

می‌دونین الان کجاست؟

خوشحال شدیم باهات صحبت کردیم سوفی

ولی دیگه باید بریم سروقت کارمون کوچولو

وظیفه اینه که نذاریم تا نمایش تموم نشده کسی اینجا رو ترک کنه

ولی برای تو به پایان رسیده

ازش دور شید

آخی. چه ناز

اسکل‌های سریال «چیزهای عجیب» اومدن

داروهام رو یادم رفت بیارم

الان دیگه واسه این‌که تو خوابم کشتمش عذاب وجدان ندارم

تا نزدم سرویست کنم

تو هم مثل دوستت در برو بچه‌جون

هی

سوفی

...فکر نکنم... همین الانش هم - نیازی به این کار نبود -

ولی ممنون

خواهش. خیلی خفنی

یادم بنداز بعدا از رایان تشکر ویژه بکنم

بیا. باید بریم جی‌جی رو پیدا کنیم

چی کار می‌کنی؟ - هرکاری از دستم بربیاد -

و حالا، گروه کر آمریکا از دبیرستان ویرجینیای شمالی

جی‌جی داره کجا می‌ره بابی؟

سوفی؟

داره اون یارو رو تعقیب می‌کنه که کلید قطع اضطراری دستشه

بیا دعا کنیم بگیرتش

چون من اصلا نمی‌دونم چه جوری باید این رو خاموش کنم

بهشون بگو فقط ۲۳ دقیقه وقت دارن تا نظرشون رو عوض کنن

وگرنه بد درسی بهشون می‌دم

تا ده دقیقه دیگه می‌رسم به جایگاه فرود هلیکوپتر

ایست

ببین کانلی، تو متوجه نیستی

چی کار کردی رئیس؟

من همدست‌شون نیستم

اگه بودم که الان زنده نبودی

با این کارت گذاشتی آدم بده‌ی اصلی فرار کنه

جریان از چه قراره؟

از کجا بدونیم داری راستش رو می‌گی؟

کی بهت اجازه داد از اعتبارت تو سیا استفاده کنی و جاسوسی زن قبلیت رو بکنی؟

شما

و وقتی توی یکی از ایست بازرسی‌های لنگلی

حراست دید یه چیزی توی کیفت ویبره می‌ره کی بود که صداش رو درنیاورد هارجر؟

خیلی‌خب. من بهش اعتماد دارم

یه اسباب‌بازی بود که واسه بچه‌م خریده بودم

تو که بچه نداری

باید همین الان اینجا رو تخلیه کنیم

تلاش‌مون رو کردیم ولی می‌گن تهدیدش واقعی نیست

ختم کلام اینه که، کسی قرار نیست جایی بره

خدای من

حالا چه گلی به سر بگیریم؟

دعا کنیم جی‌جی موفق بشه

بابی، بهم بگو جی‌جی کجاست

داره می‌ره سمت شمال، بعد از قلعه سنت آنجلو

آخرین بازمانده‌ی یگان‌تون

باید به خودت افتخار کنی جی‌جی

کجاست؟

جی‌جی

یالا جی‌جی

جی‌جی

وایسا

اگه اینجا بهشته باید بگم اصلا چیزی نیست که تصور می‌کردم

نه

از پسش براومدی

پشم‌هام

آره

بیخیال

این دیگه آخرت تلاش لحظه آخری بود

نانسی باک

اجازه نمی‌دم بری

جدی؟

خیلی راحت می‌تونم همین‌جا دخلت رو بیارم

نه مامان

.دوباره ترکم نکن قول می‌دم پسر خوبی باشم

خیلی‌خب

مامان

!دیگه به کسی نمی‌گم کتکم می‌زنی خواهش می‌کنم

پسرم نیست

خواهش می‌کنم مامان

ولم کن

ایست! بخواب رو زمین و پاهات رو باز کن

نزدیک بود ها رئیس

خوشحالم برگشتین

بابا - کالین -

وای خدا

فکر می‌کردم مردی

خیال می‌کردم پرستاری

کلی حرف داریم بزنیم

خیلی ترسیدم. فکر می‌کردم دیگه از دستت دادم

مرسی که برگشتی دنبالم

کارت خیلی خوب بود ها

آدم پشت‌میز نیستی

باید برگردی سروقت کار اصلیت و خودت باشی

مشکلی برام پیش نمیاد

قول

بابت رفتارهای اخیرم هم عذر می‌خوام

نیازی به عذرخواهی نیست

تماشای بزرگ شدنت از نظر عاطفی خیلی برام سخت بود

نه سال اول عمرت نتونستم بخشی از زندگیت باشم ...و این بخشش

داره به سرعت برق و باد می‌گذره

می‌دونم خوب از پس خودت برمیای

راستش همین یه‌کم ناراحتم می‌کنه

آخه عاشق اینم که ازت مراقبت کنم

می‌ترسم روزی برسه که دیگه بهم احتیاجی نداشته باشی

حداقل یه هفته وقت داری

فکر کنم راجع به کالین درست می‌گفتی

اولش متوجه نبودم ولی مرسی

برداشتی که من از حرف‌هات کردم اینه که گفتی حق با من بود

اون هم دوبار

دیگه پررو نشو

آقای جونز

باید ببریم‌تون بیمارستان که تحت‌نظر قرار بگیرین

باشه

می‌تونم همراهش بیام

ببخشید خانم. نسبت خانوادگی باهاشون دارین؟

پدرمه

البته

چقدر عجیبه

رویای همچین منظره‌ای رو داشتم

ولی رایان کنارم ایستاده بود

و شاید حتی اولین بوسه‌م رو اینجا تجربه می‌کردم

متاسفم که مطابق میلت پیش نرفت

من نیستم

منظره‌ش درسته ولی دست رو آدم اشتباهی گذاشته بودم

دوست داری برای رقص بازگشت به خونه همراهیم کنی؟

آره. خوب می‌شه

به‌نظرت جی‌جی داره می‌پادمون؟

احتمالا

خدایا. ناموسا داری گریه می‌کنی؟

نخیر

خودت داری گریه می‌کنی - اول تو گریه کردی -

این ماهوارهه چقدر واسه سیا آب خورده؟

ندونی بهتره

چی کار می‌کنی؟

اجازه می‌دم خلوت کنن

باشه

ممکنه یه روز باهم فامیل شیم ها

.ببین اوقات خوشی داشتیم بیا و خرابش نکن، خب؟

حالا که حرف خانواده‌ی جدید شد وقتی برگشتیم

تصمیم دارم تغییرات زیادی توی زندگیم بدم

تغییرات خیلی زیادی

درست نمی‌گم ملوسکم؟

برگ‌هام

[ ادامه دارد ]

« مترجمان: داوود آجرلو و عاطفه بدوی » ::. Highbury & Atefeh Badavi .::

هی

چه زشت

جدی؟ به‌نظر من که قشنگه

رئیس؟

تکون نخور

خودم می‌دونم

چه کار کنم؟

یه راه بیش‌تر نداره

الفرار

ولم کنین

[ باز هم ادامه داره ]

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

اینجا چه می‌کنی کانلی؟

پایان داستان خوش بود دیگه رئیس

♪ دنیا رو نجات دادیم ♪

♪ تو به دختره رسیدی ♪

♪ الان همه اوضاع بر وفق مراده ♪

.باید بری که به پروازت برسی بهتر نیست پاشی جمع و جور کنی؟

کلی وقت دارم

.بیخیال. بیا یه نوشیدنی بخور جشن بگیریم

می‌دونی که حین انجام وظیفه مشروب نمی‌خورم

دور از رفتار حرفه‌ایه

♪ ریلکس کن ♪

♪ و اخم‌هات رو باز کن ♪

♪ اگه مثل آدم‌های ضعیف رفتار کنی ♪

♪ دختره عاشقت نمی‌شه ♪

باشه یه دونه می‌خورم

♪ خانم خوشگل‌ها ♪

♪ خوشگل‌های دنیا ♪

♪ می‌خوام یه چیز عجیبی نشون‌تون بدم ♪

♪ به دخترها و پسرها بگین ♪

♪ دست‌هاتون رو تکون بدین ♪

آره - یالا -

♪ جوری که انگار به هیچ‌جاتون نیست ♪

♪ از کنار اون‌هایی که نگاه‌تون می‌کنن ♪ ♪ و بهتون خیره شدن ♪

♪ رد شین ♪

♪ و برقصین ♪

♪ و سریع و با عشق و شور برقصین ♪

♪ یالا عزیزم، بگو چه خبرها؟ ♪

♪ ملوسک ♪ - من رو می‌گه -

♪ ملوسک ♪

منم

♪ ملوسک ♪

منم

♪ عشق تو بی‌نظیره ♪

♪ یه عشق آسمانیه ♪

♪ و می‌دونم تا ابد همین‌طور می‌مونه ♪

تا ابد. واقعا می‌گم

♪ و هردومون می‌دونیم ♪

♪ که عشق‌مون رشد می‌کنه ♪

♪ و من و تو ♪

♪ تا ابد ♪

♪ با هم خواهیم بود ♪

♪ تو مثل خورشیدی ♪

♪ که باران رو از اینجا می‌رونه ♪

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.