Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:شکوفه هلو
[زندگی دوگانه همسرم]
[قسمت بیست و یکم]
پدرت
شخصا این دفتر حساب رو به ارباب هو داد
ارباب هو سالهای سال مطالعه اش کرد
اما چیزی ازش نفهمید
موچن
خوابت گرفته؟
نه
موچن
میخوام یه حقه نشونت بدم ،چطوره؟
چه حقه ای؟
بیا
بیا
باشه
[علف برکه]
[علف برکه تو مزرعه کنف رشد میکنه و مستقیم بالا میره...]
[وقتی شن سفید با رنگ سیاه آمیخته میشه ،هردو به سیاهی میشینن]
[علف برکه تو مزرعه کنف رشد میکنه و بدون حامی مستقیم بالا میره وقتی شن سفید با رنگ سیاه آمیخته میشه ،هردو به سیاهی میشینن]
پدر
چطور همچین کاری کردین؟
این
معجون رو به جوهر اضافه کردم
برای همین حروف به تدریج محو میشن
باز دوباره ظاهر میشن؟
معلومه
ببین
[علف برکه تو مزرعه کنف رشد میکنه و بدون حامی مستقیم بالا میره وقتی شن سفید با رنگ سیاه آمیخته میشه ،هردو به سیاهی میشینن]
موچن
چیکار میکنی؟
عموجان
پدرم معجونی داشت
که حروف رو ناپدید میکرد
حروف در مجاورت آتیش دوباره ظاهر میشن
[مدرک خیانت عالیجناب سو تو تای ژوئه]
مغزمتفکر اون موقع
در اصل عالیجناب سوئه
باید حروف بیشتری باشه
فقط اینکه زیادی گذشته
برای همین دوباره ظاهر نمیشن
حالا
باید برای تحقیق درموردش به تای ژو بریم
[عمارت شو]
سرورم
باید موضوع مهمی رو بهتون بگم
کالبدشکاف اجساد افرادی که دیروز
میخواستن بانو هو رو بکشن بررسی کرده
سم داخل دهانشون همونه که
تو پرونده های دیگه پیدا کردیم
اما این هم
باهاشون بود
شاید هدفشون بانو هو نبوده
بلکه...بانوی جوان رو میخواستن
چرا میخوان بانوی جوان رو بکشن؟
دلیلی برای این کار ندارن
به خاطر منه
هویت خاصی داره
و عمیقا باهام درگیر شده
حالا مغزمتفکر
دنبال کشتنشه
باید افراد بیشتری برای
محافظت از بانوی جوان
به عمارتتون بفرستیم؟
حتما کلی حقه تو آستین دارن
مهم نیست چقدر آدم بفرستیم
تاابد که نمیتونیم ازش محافظت کنیم
تا وقتی همسرمه
دست بردار نیستن
...مگه اینکه
مگه اینکه چی؟
...مگه اینکه
دیگه ربطی بهم نداشته باشه
[عمارت مجلل در نور بهاران]
بانوی جوان
بانوی جوان
چرا اینجا خوابیدین؟
ارباب جوان برگشت؟
صبح زود از کتابخونه رفتن خونه
بانو هو چی؟
بانو هو تموم شب تو کتابخونه
پیش ارباب جوان بودن
به نظرم تازه رفتن استراحت کنن
بانوی جوان
شوموچن
یه جو وجدانم نداری
نباید از اعدام
نجاتت میدادم
بانوی جوان
اگه ارباب جوان اعدام میشدن
بیوه میشدین مگه نه؟
حالا به خاطرش حسابی عصبانیم
ترجیح میدم همون بیوه میشدم
ارباب جوان دیگه خیلی زیاده روی کردن
دختر عالیجناب سو هستین
حتی بعد وصلتتون با عمارت شو
هیچ خدمتکار و ندیمه ای ندارین
بانو هو همش همسر دومه
منظورم اینه که
هنوز همسر دوم هم نشده
شیائوچیو
به نظرت ارباب جوان
واقعا بانو هو رو دوست داره؟
به هرحال تو کتابای قصه که همینطوره
لی یی تو افسانه هو شیائو یو
سای بوجی تو حکایت پیپا
و لیو ژی یوان تو قصه خرگوش سفید
همشون همسر داشتن اما با یکی دیگه ازدواج کردن
نمیشه
باید باهاش حرف بزنم
بانوی جوان
چرا بعدا نمیرین؟
چرا؟
شاید الان باهم باشن
پس باید برم
میخوام بفهمه
بانوی جوان خاندان شو کیه
[خلوت نشین رایحه افرا]
... شماها
بانوی جوان شو
شوموچن بیا بیرون ببینم
یه مدت همینجا بشین
همین الان برمیگردم
خانمم چی شده؟
پس حالیته که همسرتم
چرا گذاشتی بانو هو اینجا بمونه؟
شخصیه
ربطی بهت نداره
واقعا میخوای همسر دوم بگیری؟
فقط اسما زن و شوهریم
اینکه بخوام زن بگیرم یا نه دخلی بهت نداره
بانوی جوان شو
امروز بانو چین طبقه بالا یه مهمون مهم دارن
نمیتونن ببیننتون
بانو چین
سو جین ژنم
اومدم چیزی رو تحویل بگیرم
بذار بیاد بالا
بانوی جوان شو بفرمایین
رونگ ار اومدی
چی شده؟
بشین
برای چی اومدی؟
رونگ ار
استاد ازت سوال کردن
شایعه ها میگن
شوموچن ،همسر دوم گرفته
راسته؟
به هرحال ، اسما زن و شوهرین
حالا که عاشق یکی دیگه شده
رفتنت راحتتر نمیشه
خیلی ناراحتی
عاشقش شدی؟
نه
پس چی شده؟
شوموچن اذیتت کرده؟
ای خوب چی شده ؟
حرف بزن دارم از نگرانی پس میفتم
مومو
حالا که نمیخواد باهامون حرف بزنه
مجبورش نکن
رونگ ار
چیزی که ازت خواستم
گیراوردی؟
بی کفایتم
نتونستم ماموریتم رو تکمیل کنم
استاد
شوموچن خیلی حقه بازه
عادیه که نتونه گیرش بیاره
در این صورت
نمیخواد آویز یشم رو پیدا کنی
یه ماموریت دیگه رو تکمیل کن
و بعدش به آسیاب آبی برگرد
استاد
بذارینش به عهده من
حتی اگه ماموریت رو بهش بدین هم نمیتونه تکمیلش کنه
استاد
ماموریت چیه؟
شوموچن رو با دستای خودت بکش
استاد
آسیاب آبی هیچوقت آدم نکشته
اینبار فرق میکنه
شوموچن باید بمیره
استاد
چرا از یکی دیگه نمیخواین انجامش بده؟
رونگ ار هیچوقت آدم نکشته
بهتون که گفتم
فقط خودش باید این ماموریت رو تکمیل کنه
کس دیگه ای حق مداخله نداره
رونگ ار
میدونم بهش علاقه داری
فقط چون بهش علاقمندی
بدون اینکه کسی بفهمه
میتونی بکشیش
این سم تاثیر فوری داره
هیچی احساس نمیکنه
استاد
شوموچن رو میشناسم
آدم بدی نیست
استاد
بذارین من و مومو انجامش بدیم
مگه نشنیدی چی گفتم؟
اگه هنوز شاگرد آسیاب آبی هستی
باید با دستای خودت کارش رو تموم کنی
اگه هنوز شاگرد آسیاب آبی هستی
باید با دستای خودت کارش رو تموم کنی
[عمارت سو]
[عمارت فرخنده برای فروش]
بانوی جوان
بانوی جوان ، بالاخره برگشتین
خیلی نگرانتون بودم
ارباب جوان برگشته؟
نه هنوز
بانوی جوان
نمیدونین این بانو هو چقدر سلیطه است
تمام روز تو اتاق بانوی بزرگ موند و کلی خودش رو لوس کرد
بانوی بزرگ هم کامل باورش کردن
بانوی جوان ،فضولی نمیکنم
اگه کاری نکنین
و اون سلیطه کارش رو پیش ببره
تنها کسی هستین که اذیت میشه
شیائوچیو ، گشنمه
برو غذا حاضر کن
ارباب گونگ یانگ
شوموچن
خیلی وقته منتظرتم
برای چی اومدی؟
لورونگ چانگ اعتراف کرد
اعتراف کرد؟
عالیجناب سو مغز متفکره
اما این قضیه خیلیا رو درگیر میکنه
شهادت لورونگ چانگ
برای از بین بردنش کافی نیست
برای همین میخوام شخصا به تای ژو برم
و مدرک پیدا کنم
حفاظت از پایتخت رو
بهت میسپرم
بذار من برم
چیه؟
هنوز میخوای سر کسب اعتبار باهام رقابت کنی؟
این پرونده مال وزارت عدلیه است
اون موقع که پدرم تو تای ژو مرد
مدرکی از خیانت عالیجناب سو به جا گذاشته
اگه اینبار به تای ژو برم
همه کینه های قدیمی و جدید رو یه جا باهاش تسویه میکنم
حالا که دنبال انتقامی
میذارم خودت بری
اما بذار یه چیز رو روشن کنم
اعتبارش
مال خودمه
استاد
خوب میدونین خواهرکوچیکه ، شوموچن رو دوست داره
اما بازم ازش خواستین همچین ماموریتی رو انجام بده
خیلی بی رحمانه است
دارم نجاتش میدم
نجاتش میدین؟
عالیجناب سو کاملا مطمئنه
رونگ ار طرف شوموچنه
و میخواد بکشتش
فقط با کشتن شوموچنه که
میتونه خودش رو نجات بده
اما عالیجناب سو همیشه بی رحم بوده
حتی اگه رونگ ار واقعا شوموچن رو بکشه
...بازم
چاره ای جز
نجات رونگ ان با گرفتن جون شوموچن ندارم
دلش رو ندارم
دل کشتنش رو ندارم
استاد
میدونم شاید ازم نگذرین
اما نمیتونم
این ماموریت رو انجام بدم
حتی اگه اخراجم کنین
نمیتونم شوموچن رو بکشم
پس اینجایی
همه جا دنبالت گشتم
چیه؟
چرا پیش بانو هو جونت نیستی؟
بیا بریم اتاقمون
باید چیزی بهت بگم
همینجا بهم بگو
سرم شلوغه
خیلی بهش فکر کردم
بانو هو از یه خاندان اشرافیه
اگه بخواد همسر دومم بشه
خیلی در حقش جفا میشه
ما دوتا
فقط یه زوج اسمی هستیم
چطوره طلاق بگیریم؟
باشه
♫از غم دست بردار♫
♫لحظه ای که اشک مثل ستاره ها فرو میریزن♫
[طلاق نامه]
♫انگار که درختا و علفزار هم پژمرده و فرسوده شدن♫
♫بهم خیره شدیم ، به دوری کوهستانها و عریضی رودخونه ها♫
♫کی میشه دوستان قدیمی به عقب نظر کنن♫
♫تو این رقص دنیایی، فراقه که کلی تلخی به همراه میاره♫
♫نمیشه باهم باشیم♫
♫ارزوهایی که همچون رودخونه جارین♫
♫کی درست میگه و کی غلط؟♫
♫هیچ درست و غلطی تو این دنیا وجود نداره♫
♫باهم غریبه ایم اما دو طرف متفاوت ♫
[طلاق نامه]
♫میون هیاهوی آتیش بازی زندگی ایستادیم♫
♫توی دلت میشینم حتی اگه لازم به چرخش باشه♫
♫اونی که اشتباهی صادقانه میکنه♫
♫این دنیا خیلی دردناکه♫
♫بدون بودنت چه فایده ای داره دنیا رو داشته باشم♫
♫چقدر طول میکشه تا دوباره هم رو ببینیم♫
♫ترجیح میدم باقی عمرم رو همراهت بگذرونم♫
♫دریای عشق چقدر متلاطمه♫
خوشمزه است
ببینا
حتی نجوییدیش
باید بادقت مزه اش کنی
دوباره بخور
♫اما امیدوارم تا آخرش کنار هم باشیم♫
♫کی میشه دوستان قدیمی به عقب نظر کنن♫
♫تو این رقص دنیایی، فراقه که کلی تلخی به همراه میاره♫
♫نمیشه باهم باشیم♫
♫ارزوهایی که همچون رودخونه جارین♫
♫کی درست میگه و کی غلط؟♫
♫هیچ درست و غلطی تو این دنیا وجود نداره♫
♫باهم غریبه ایم اما دو طرف متفاوت ♫
♫میون هیاهوی آتیش بازی زندگی ایستادیم♫
♫توی دلت میشینم حتی اگه لازم به چرخش باشه♫
♫اونی که اشتباهی صادقانه میکنه♫
♫این دنیا خیلی دردناکه♫
♫بدون بودنت چه فایده ای داره دنیا رو داشته باشم♫
♫چقدر طول میکشه تا دوباره هم رو ببینیم♫
♫ترجیح میدم باقی عمرم رو همراهت بگذرونم♫
♫کی درست میگه و کی غلط♫
[طلاق نامه]
♫هیچ درست و غلطی تو این دنیا وجود نداره♫
برای سوجین ژنه
با سو جین ژن ازدواج کردم
معلومه باید از خودش هم طلاق بگیرم
♫اونی که اشتباهی صادقانه میکنه♫
خیلی جالبه
حتی نمیتونم به اسم خودم
ازش طلاق نامه بگیرم
خیلی وقته منتظر موندیم ، چرا هنوز بیرون نیومده؟
درسته
خیلی بهم ریختم
خیلی وقته منتظر وایسادیم
درسته
رییس
چی شده؟
امروز کتاب قصه میفروشین یا نه؟
-درسته -درسته
میخواین بفروشینشون یا نه؟
آروم باشین
همگی
آروم باشین
آروم باشین
کتاب قصه ها آماده ان
اما یه چیز
غافلگیرکننده تر شنیدم
چی؟
چی؟
برای همین مخصوصا یه نویسنده اوردم
تا تو اتاق یه داستان بنویسه
تعدادش محدوده
هر کی اول پول بده ،اول میخره
هر کی اول پول بده ،اول میخره
صف ببندین ، برین تو صف
هل ندین
چی انقدر غافلگیر کننده است؟
بهمون بگو
اگه گولمون زده باشی
تمام صبح برای هیچی یه لنگه پا وایسادیم
-درسته -درسته
اگه گولم زده باشی چی؟
همتون همین رو میخواین هان؟
اره
گوش کنین
ارباب شوموچن از دیوان زی چن همسرش رو طلاق داده
-طلاق داده؟ -طلاق داده؟
به حکم اعلیحضرت با
دختر عالیجناب سو ازدواج کرده بود مگه نه؟
برای همین ارباب شو خیلی نترسه
همینطوری مستقیم دختر عالیجناب سو رو طلاق داده
اینطور نیست
درست نیست
چطور ممکنه ارباب شو همچین کاری کنن؟
چیزی که میگی درسته؟
خوب...معلومه که راسته
هنر از زندگی برمیخیزه
و ازش پیشی میگیره
از کجا شنیدی؟
همه تو عمارت شو ازش خبر دارن
رییس
جزییاتش...رو میدونی؟
برامون بگو
برامون بگو
درمورد جزییاتش
کتاب رو بخرین و بعد اینکه برگشتین خودتون بخونینش
پس عجله کن
باشه
میرم بگم دست بجنبونه
میرم بگم دست بجنبونه
زود باش
باشه
چی؟
شوموچن همسرش رو طلاق داده؟
نکنه وقتی خواهر کوچیکه دست به کار شده
شوموچن از قضیه بو برده؟
بهتون گفتم نمیشه این کار رو به رونگ ار سپرد
...منظورم اینه
رونگ ار هیچوقت آدم نکشته
چطور ممکنه حریف شوموچن بشه؟
استاد
حالا چیکار کنیم؟
مومو
اول بیا بریم خواهر کوچیکه رو بیاریم
وایسین
خودم میرم
کار عجولانه ای نکنین
چشم
اطاعت
شوموچن واقعا همسرش رو طلاق داده؟
بله
دیشب اتفاق افتاده
یه چیزی این وسط درست نیست
سرورم
همه تو پایتخت ازش خبر دارن
به نظرم
حقیقته
طلاق مایه سرافکندگی یه خاندانه
چطوریه که یه شبه کل پایتخت ازش خبردار شدن؟
حتما شوموچن از قصد همچین کاری کرده
که مجبورم کنه به لیورونگ سخت نگیرم
سرورم
باید چیکار کنیم؟
دنبال لیو رونگ بگردین
و فرصتی گیر بیارین و بکشینش
میخواد این طلاق درست باشه یا نه
لیورونگ دیگه به دردم نمیخوره
حتی اگه بکشیمش هم مهم نیست
اطاعت سرورم
تمومش کنین
اسلحه اتون رو بندازین
بندازینشون
-برو کنار -برو کنار
استاد
خواهش میکنم شوموچن دو نکشین
اگه میخواین میتونین بزنینم یا مجازاتم کنین
خواهش میکنم ازش بگذرین
التماستون میکنم فقط همین بار
اگه امروز نکشیش
هر دو باهم میمیریم
از سر راهم برو کنار
شوموچن ، برو
به خاطر عشقمون
خواهش میکنم استادم رو نکش باشه؟
ازت خواستم بری نشنیدی؟
ربطی بهت نداره
برو کنار
جایی نمیرم
استاد
استاد
استاد
استاد
یو لوچا
تیر خودت بود که جونت رو گرفت
اینطوری به وزارت عدلیه جواب قانع کننده ای میدم
لیورونگ
به خاطر عشقمون
امروز از زندگیت میگذرم
اگه دوباره هم رو ببینیم
بهت رحم نمیکنم
استاد
استاد
رونگ ار
از پایتخت برو
انتقامم رو نگیر
استاد
استاد
استاد
استاد
بیدار شین استاد
استاد
چطور عصبانی نباشم؟
عروسم بود
قرار بود خیلی زود نوه دار بشم
چون عصبانیش کردی گذاشت و رفت
بگو ببینم
کی ژن ار رو برمیگردونی؟
مادر
بذارین راستش رو بگم
اسمش سو جین ژن نیست
اسمش لیو رونگه
...یعنی
دختر عالیجناب سو نیست؟
عالیجناب سو ازش خواسته جایگزین دخترش بشه
برام مهم نیست
بهتر که ربطی به عالیجناب سو نداره
فقط میخوام عروسم برگرده
بگو
کی برش میگردونی؟
واقعا؟
بهم دروغ نمیگی؟
چرا بهتون دروغ بگم؟
ارباب جوان
ارباب جوان
ارباب لیو میخوان ببیننتون
اعلیحضرت مخفیانه بهت اجازه دادن
برای تحقیق روی پرونده ستاره ماه به تای ژو بری
میتونی روی پرونده
پدرت هم تحقیق کنی
اما نمیدونم
چطور میخوای درموردش تحقیق کنی
اگه عالیجناب سو تجارت ستاره ماه داشته باشه
مطمئنا درگیر قاچاق و حمل و نقل میشه
میخوام از همین جا شروع کنم
به تای ژو میرم
و اونی که برای عالیجناب سو کار میکنه میبینم
موچن
هردو به یه چیز فکر میکنیم
گزارشی گرفتیم که
خاندان ژائو حمل و نقل آبی تای ژو رو
کامل در اختیار گرفتن
درضمن حمل و نقل
خصوصی جنس با ایالت یو هم دارن
برای همین اگه میخوای به تای ژو بری هویت جدید میخوای
این یه سیاهه است
که برات آماده کردم
[لیو چنگ ژی ، ارباب زاده خاندان لیو در تای ژو]
جناب لیو؟
بله
سابقه جناب لیو تو این سیاهه
واقعیه
فقط اینکه تو رو به جاش گذاشتم
خاندان لیو بانفوذن
اینطوری برای نزدیک شدنت به خاندان ژائو
به عنوان یه تاجر بهتره
ترتیب همه چیز رو دادم
تا بعد از اینکه برسی اونجا ببینیم چی میشه
فهمیدم
بیا موچن
این پیاله چای رو به سلامتیت میخورم
و آرزو میکنم همه چیز بی دردسر پیش بره
ممنون عموجان
[عمارت شو]
برادر موچن
تو راه مراقب خودت باش
هستم
از ارباب گو خواستم
تو حومه شهر یه خونه کوچیک برات اجاره کنه
چند روز دیگه
شخصا میاد و برای جا به جایی کمکت میکنه
شان شان رو به عنوان دختر خونده ام پذیرفتم
بعد رفتنت
یه شوهر خوب براش پیدا میکنم
بعدا میتونه به عنوان بانوی جوان خاندان شو
با عزت و افتخار ازدواج کنه
نگران نباش
مادر
مراقب خودتون باشین
برادر موچن نگران نباش
وقتی نیستی
حسابی مراقب مادر هستم
ممنون
[عمارت شو]
شیائودونگ
بگیرش
[مجموعه شکوفه آلو]
مادر
این چیه؟
این مجموعه شکوفه الوییه که پدرت وقتی زنده بود جمع کرد
قبل رفتنش به تای ژو گفت
شکوفه های هلو که تو تای ژو باز شدن
وقتی میخواست برگرده
یکیشون رو میکنه و لایه کتاب میذاره و برام میاره
بعد یه مجموعه شکوفه هلو میکشه
...اما بعد از اینکه رفت
مادر نگران نباشین
بعد از اینکه رسیدگی به پرونده رو تموم کردم
براتون یه مجموعه شکوفه هلو میارم
تو خونه منتظرت میمونم
خطرناکه
باید به سلامت برگردی
مادر خاطرتون جمع باشه
قربان سوار قایق بشین
♫لحظه ای که اشک مثل ستاره ها فرو میریزن♫
♫انگار که درختا و علفزار هم پژمرده و فرسوده شدن♫
♫بهم خیره شدیم ، به دوری کوهستانها و عریضی رودخونه ها♫
♫کی میشه دوستان قدیمی به عقب نظر کنن♫
♫تو این رقص دنیایی، فراقه که کلی تلخی به همراه میاره♫
♫نمیشه باهم باشیم♫
♫ارزوهایی که همچون رودخونه جارین♫
♫کی درست میگه و کی غلط؟♫
♫هیچ درست و غلطی تو این دنیا وجود نداره♫
♫باهم غریبه ایم اما دو طرف متفاوت ♫
♫میون هیاهوی آتیش بازی زندگی ایستادیم♫
♫توی دلت میشینم حتی اگه لازم به چرخش باشه♫
♫اونی که اشتباهی صادقانه میکنه♫
♫این دنیا خیلی دردناکه♫
♫بدون بودنت چه فایده ای داره دنیا رو داشته باشم♫
♫چقدر طول میکشه تا دوباره هم رو ببینیم♫
♫ترجیح میدم باقی عمرم رو همراهت بگذرونم♫
ارشد
گلدوز ها و کارگرا رفتن؟
همشون رو مرخص کردم
کجا میرین؟
فهمیدم شوموچن داره به تای ژو میره
تا اونجا دنبالش میکنیم تا انتقام استاد رو بگیریم
چی؟
رونگ ار
به مومو و من
بسپرش
باید همین روزا از شهر بری
و یه جای ساکت استراحت کنی
نگران باقی چیزا نباش
چرا نباشه؟
این قضیه به خاطر او اتفاق افتاده
استاد به خاطر نجات جونت مرد
باید شوموچن رو با دستای خودت بکشی
و انتقامش رو بگیری
چرا همینطور اینجا وایسادی؟
برو بند و بساطت رو جمع کن
نمیشه جلوی اتفاقی که
قراره بیفته رو گرفت
[گلدوزی سرای جین شین]
...تو
درسته
منم عضو آسیاب ابیم
میشه بمونی؟
یه سارقم
تو مقام وزارت عدلیه ای
دو طرف متفاوتیم
لزومی نداره خودمون رو مجبور کنیم
[گلدوزی سرای جین شین]
مومو
بی تو
زندگیم بی معنی میشه
فایده داشتن این شغل چیه؟
[نامه استعفا]
نصفی از عمرم رو گذروندم
اما آخرش نمیتونم اونی که دوست دارم کنارم نگه دارم
حتی اگه کل دنیا هم تو مشتم باشه بازم حسرت به دلم
[تای ژو]
خوب؟تونستی بخریش؟
اره
امتحانش کن
قربان
...بهم
سه تا اتاق بدین
باشه سه تا
مومو
حالا که خونه دوریم باید پس دستمون رو داشته باشیم
یه اتاق رو با رونگ ار شریک شو
قربان
دوتا اتاق بدین خواهش میکنم
-باشه -قربان
این اتاق خالیه؟
بله
خالیه
رونگ ار
ارشد
میخوام کمی قدم بزنم
باشه
اولین بارته که اومدی
یکم اطراف رو بگرد
مراقب باش
جناب لیو از ژو ژو هستین؟
عرض ادب جناب لی
میتونین ثابتش کنین؟
این نشان بزرگ خاندان لیوئه
پدرم گفتن
با یه نگاه میشناسینش
خواهش میکنم بشینین
از اموال و داراییای خاندانتون برام بگین
هفتا غذاخوری
سیزده تا مسیر دریایی
و پنج تا مسافرخونه داریم
شنیدم خاندان لیو یه غذاخوری دیگه هم باز میکنن
جناب لی حتما اشتباه شنیدین
خاندانم میخواد برای گردش سرمایه اش
دوتا غذاخوریش رو بفروشه
درسته
بااینکه جوونین
خیلی خوب از
تجارت خاندانتون مطلعین
اگه کسی کمکتون کنه
حتما موفق میشین
جناب لی خواهش میکنم بیشتر برام توضیح بدین
[پونصد تیل]
جناب لیو
اول برین خونه و کمی استراحت کنین
و بعد برای دیدنم به عمارت ژائو بیاین
تا به ارباب جوانم معرفیتون کنم
باشه
طبق برنامه اتون پیش میرم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:شکوفه هلو
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.