All language subtitles for My.Wife.s.Double.Life.E10

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:شکوفه هلو

[زندگی دوگانه همسرم]

[قسمت دهم]

تکون نخور

شوموچن

اگه همینطوری آویزون باشیم هیچکدوم مون نمیتونیم بریم بیرون

بیا باهم همکاری کنیم و از اینجا خلاص بشیم

باشه

تا سه میشمرم

و بعد پرتت میکنم بیرون

یک ، دو

سه

بکشم بالا

جواب سوالام رو بده

تا کمکت کنم بیای بالا

چه سوالی؟

کل خاندان ارباب هو رو

تو کشتی؟

سارقم

فقط دزدی میکنم کشتن راست کارم نیست

پس اون روز تو عمارت ارباب هو چیکار میکردی؟

معلومه میخواستم

چیزی بدزدم

کی ازت خواسته بود از اونجا دزدی کنی؟

یکی بهم پول داده بود که دزدی کنم

بینمون قانونه که

درمورد هویت کسایی که برای دزدی بهمون پول میدن چیزی نپرسیم

تموم شد؟

سوال اخر

طلسم قفل که گردنته

از کجا اوردی؟

از کجا درمورد طلسم قفل میدونه؟

بهم نمیگی؟

از یه دکه تو خیابون خریدمش

اگه ازش خوشت اومده

یکی بهت میدم

یعنی دختری که نجاتم داد نیست؟

تاحالا تای ژو رفتی؟

شده یه پسر کوچولو رو از سیل نجات بدی؟

نه

ارباب شو تموم نشد؟

اگه به سوال پرسیدنات ادامه بدی

هردومون همینجا سقط میشیم میره

سرورم

با سم خودکشی کرد

سرورم

این نامه رو تو عمارت هی لی مائو پیدا کردم

[همه مقامات فاسد دنیا رو میکشم و بعد از گرفتن انتقام برادرم هیچ حسرتی ندارم.]

از یکی خواستم بایگانی قدیمی رو بررسی کنه

ارباب هو برادر کوچیک هی لی مائو رو روز عروسیش

به مرگ با حلق آویز کردن محکوم کرده

حتما به خاطرش خیلی از ارباب هو متنفر بوده

برای همین ارباب هو رو

روزی که دخترشون ازدواج می‌کرده کشته

سرورم

چیز مشکوکی نیست؟

مطمئن نیستم

حس میکنم یه چیزی این وسط مشکوکه

افراد

جسد رو به دیوان زی چن ببرین

اطاعت

ببرینش

اطاعت

اطاعت

دستم رو بگیر ولش نکن

از الان به بعد همیشه بندازش گردنت

بعدا حتی اگه از هم جدا شدیم

این رو که ببینم میشناسمت

بیا قول انگشتی بدیم

بودای بزرگ خواهش میکنم بهمون عنایت کن

امیدوارم هنوز زنده

و سلامت باشه

اگه واقعا الان یه سارقه

وادارش میکنم دست از این کار برداره و کارای خوب بکنه

خواهش میکنم به خاطر اعمال قبلش مجازاتش نکن

من رو مجازات کن

اینطوری به خاطر نجات جونم براش جبران میکنم

[دیانا]

[بودا]

[ترحم و آرامش]

بانو وانگ

عرض ادب ارباب شو

چرا تنهایین؟

همسرم کجاست؟

دعوتشون کردم باهام به معبد بیان

و قصد داشتم ازشون بخوام باهام تو خونه پشت کوهستان وقت بگذرونه

اما بانوی جوان یهو گفتن

سردرد گرفتن

و خواستن تو اتاق راهب ها استراحت کنن

گفتن همونجا منتظرتون میمونن

ممنون بانو وانگ

خانمم

مگه ازت نخواستم تو معبد منتظرم باشی؟

چرا تنهایی برگشتی؟

چجور شوهری هستی اخه؟

بهم قول دادی با ژن ار برین معبد و باهم دعا کنین

کجا گذاشتی رفتی؟

تنها تو معبد ولش کردی؟

میدونستی

ژن ار امروز ناخوش بود

اما اصرار کرد بیاد معبد چون نمی‌خواست روت رو زمین بندازه؟

اما جنابعالی

تنها تو کوهستان ولش کردی

تا وقتی تاریک شد منتظر موندم

اون موقع تقریبا همه زائرا رفته بودن

برای یه دختر جوون امن نیست که شبونه سفر کنه

برای همین زودتر برگشتم

بهت گفتم تو معبد منتظرم بمونی

چون میومدم دنبالت

چطور خودت تنهایی از کوهستان پایین اومدی؟

اگه تو خطر میفتادی چی؟

پس حالیته خطرناک بوده

میدونی

ژن ار رو راهزنا تقریبا دزدیده بودن؟

اگه یه خیر نجاتش نداده بود

چطور به خاندان سو توضیح میدادم؟

ولش کنین مادر

همه چیز تموم شده

حالم خوبه

به راهزنا برخوردی؟

مادر

یه ذره خسته ام

میرم بخوابم

نمیخوام سرزنشت کنم

اما این چجور طرزبرخورد با ژن اره؟

تو کوهستان ولش کردی

وقتی تو کوهستان تو خطر بوده

نمیدونسته چیکار کنه

چطور انقدر بی دقتی اخه؟

مادر

امروز سر کارم بودم

سرکار بودم ، سرکار بودم

از کار معلق شدی

چطور کار داشتی؟

به علاوه

هیچ کاری مهمتر از اطمینان از امنیت و سلامتش نیست

قشنگ معلومه

ژن ار خیلی دوستت داره

ناامیدش نکن

نمیکنم

به این زودی خوابیدی؟

ازم عصبانی هستی؟

چیکار میکنی؟

خانمم چی شده؟

صدمه دیدی؟

نه

...اما الان

نمیبینی دل درد دارم؟

دل درد؟

وقتی از کوهستان پایین میومدی سرما خوردی

مگه از جانی بازجویی میکنی؟

انقدر سوال جوابم نکن

کار دیگه ای نداری بکنی؟

اگه نه برو پی کارت

آخه چرا یهو دل درد گرفتی؟

معذرت میخوام

از اینکه امروز تو کوهستان تنها ولت کردم

معذرت میخوام

نمیدونستم امروز ناخوش بودی

تقصیر منه

آفرین که اشتباهاتت رو فهمیدی

اما نباید قبل از اینکه برگردم پیشت

از کوهستان پایین میومدی

پس به نظرت این بداقبالی حقم بوده؟

منظورم اینه به عنوان یه بانوی ثروتمند

اراذل خیلی راحت هدف قرارت میدن

و هیچ مهارتی برای دفاع از خودت نداری

آدمای بد راحت میتونن بدزدنت

داری میگی این بداقبالی حقم بوده

و احمقم هستم

همچین منظوری نداشتم

...اما نباید

اگه بلد نیستی حرف بزنی خوب نزن

میخوام بخوابم

گشنته؟

نه

به نظرم

اگه شیرینی های که برادرم فرستاده رو

الان نخورم کهنه میشن

برات میارمشون

سوال اخر

این طلسم قفل رو از کجا اوردی؟

از الان به بعد همیشه بندازش گردنت

بعدا حتی اگه از هم جدا شدیم

تا ببینمش میشناسمت

همون پسره است؟

ارباب جوان

تو آشپزخونه کاری دارین؟

گشنتونه؟

میخواین چیزی براتون بپزم؟

نه ممنون

راستی

شیرینیای مورد علاقه بانوی جوان کجان؟

تو گنجه پشت سرتونن

بذارین بدمشون بهتون

نمیخواد

باشه ارباب جوان

♫کوهستان ها و جویبارها همه پهناورن و به جلو سوقم میدی ♫

♫ستاره ها در حرکات اما بازم کنار ماه برمیگردن♫

♫در میون سفرم به خونه ، در روشنایی و تاریکی♫

♫بدون بودنت خیلی ناامیدم♫

♫شاید شجاعت فقط در آغوش کشیدن نباشه♫

♫مرگ و زندگی فقط یه تصور بعیدن♫

♫میون این جدال های دنیایی♫

♫سخت میشه درست و غلط رو تشخیص داد♫

♫چرخ تقدیر می‌چرخه و عشق دنبال رویاهاش میره♫

♫حالا که نمیشه عشق رو به راحتی توی دل حفظ کرد♫

♫میون این آشفتگی زمینی گیر کردیم♫

♫حاضریم هزاران مایل رو برای این احساس لطیفمون طی کنیم♫

♫اروم در مواجهه با ناملایمات زندگی هم رو صدا میکنیم♫

♫اگه دلامون مملو نباشن زود سردرگم میشن♫

♫حتی اگه کلش رو دربرگیره بازم حسرت و پشیمونی هست♫

♫اگه عشقمون ثابت بمونه و به ساحل آرامش هم برسیم♫

♫میشه گذر زمان بی پایان رو تاب اورد♫

♫زیر ستاره ها و در پهنه زمین همراهیت میکنم♫

♫بدون اینکه به چشم های پرشور پشت سرمون توجهی کنیم♫

♫این روحیه از زندگی گذشته منتظر این ارتباط تو زندگی حاله♫

♫زبان زمان به آرومی این لطافت رو نقش میرنه♫

♫زبان زمان♫

♫کوهستان ها و جویبارها همه پهناورن و به جلو سوقم میدی ♫

ستاره ها در حرکات اما بازم کنار ماه برمیگردن♫

♫در میون سفرم به خونه ، در روشنایی و تاریکی♫

♫بدون بودنت خیلی ناامیدم♫

♫شاید شجاعت فقط در آغوش کشیدن نباشه♫

♫مرگ و زندگی فقط یه تصور بعیدن♫

♫میون این جدال های دنیایی♫

♫سخت میشه درست و غلط رو تشخیص داد♫

♫چرخ تقدیر می‌چرخه و عشق دنبال رویاهاش میره♫

♫حالا که نمیشه عشق رو به راحتی توی دل حفظ کرد♫

♫میون این آشفتگی زمینی گیر کردیم♫

♫حاضریم هزاران مایل رو برای این احساس لطیفمون طی کنیم♫

♫اروم در مواجهه با ناملایمات زندگی هم رو صدا میکنیم♫

♫اگه دلامون مملو نباشن زود سردرگم میشن♫

♫حتی اگه کلش رو دربرگیره بازم حسرت و پشیمونی هست♫

♫اگه عشقمون ثابت بمونه و به ساحل آرامش هم برسیم♫

♫میشه گذر زمان بی پایان رو تاب اورد♫

♫زیر ستاره ها و در پهنه زمین همراهیت میکنم♫

♫بدون اینکه به چشم های پرشور پشت سرمون توجهی کنیم♫

♫این روحیه از زندگی گذشته منتظر این ارتباط تو زندگی حاله♫

♫زبان زمان به آرومی این لطافت رو نقش میرنه♫

♫ادمایی که عاشق میشن♫

♫دنبال جلب توجه همدیگه ان♫

♫دنیا خیلی پهناوره♫

♫این تقدیر گرم و دلنشین با همین یه لحظه ترکمون کرد♫

♫مهم نیست این طوفان چقدر طول بکشه♫

♫تعقیب رویاهامون دیگه اونقدر پیچیده نیستن♫

♫چون با اطمینان جواب میدیم ♫

♫خوشبختی درست همونجاست♫

♫شکست مقدمه شکوفاییه♫

♫برای اثبات رشد یافتن♫

♫بذار این تجربه طولانی♫

♫به لبخندی ساکت در آینده تبدیل بشه♫

...تو

اومدم ببرمت خونه

♫ولی تو عالم غیب♫

♫دلامون بهم مرتبطن♫

♫ادمایی که عاشق میشن♫

♫دنبال جلب توجه همدیگه ان♫

♫دنیا خیلی پهناوره♫

♫این تقدیر گرم و دلنشین با همین یه لحظه تزکمون کرد♫

♫مهم نیست این طوفان چقدر طول بکشه♫

♫تعقیب رویاهامون دیگه اونقدر پیچیده نیستن♫

♫چون با اطمینان جواب میدیم ♫

♫خوشبختی درست همونجاشت♫

♫سفری که مملو از ارامشه♫

♫باهم عهد خیلی عاشقانه ای بستیم♫

♫درشت لحظه ای که برگشت برامون خیلی سخت شد♫

♫مصمم شدیم از مه عبور کنیم♫

♫تو موقعیت های متفاوتی حرکت میکنیم♫

♫و تقدیرمون غیرقابل کنترله♫

♫ولی تو عالم غیب ♫

♫دلامون بهم مرتبطن♫

♫ادمایی که عاشق میشن♫

♫دنبال جلب توجه همدیگه ان♫

♫دنیا خیلی پهناوره♫

دیشب تب داشتم

تموم شب رو برای اینکه ازم مراقبت کنه

روی زمین خوابیده

همیشه تظاهر می‌کنه آدم سردیه

اما واقعا با ملاحظه است

[دیوان زی چن]

جناب گوان

بابت لطفتون

به دیوان زی چن ممنونم

باید همچین پرونده بزرگی رو حل میکردیم

و حالا دوباره سرکارمون برگشتیم

ممنونم

...و

امیدوارم خیلی زود بهم ترفیع بدین

چون اگه نشه خیلی زود بازنشست میشم

خواهش میکنم بهم لطف کنین

آفرین افراد

نه تنها هی لی مائو رو گرفتین

که پرونده ارباب هو رو هم حل کردین

تصمیم گرفتم بهتون

یه ماه حقوق اضافه بدم

ممنون ارباب گو

خیلی خوب

برگردین سرکارتون

پسرجون آفرین بهت

لباس رسمی خیلی بهت میاد

ارباب گو

هنوز فکر میکنم

چیزی تو پرونده ارباب هو مشکوکه

مگه کشفیاتت همونایی نیست که پیش بینی میکردی؟

قاتل پیدا شده

چرا هنوز فکر میکنی چیزی مشکوکه؟

سرنخ ها دقیقا همونایی بودن که می‌خواستیم و مدرک هم حسابی محکم بود

همینش خیلی عجیبه

...برای همین به نظرم

برای همین

فکر میکنی قضیه بیشتر از چیزیه که به چشم میاد

اره

گل گفتی

باهات موافقم

حالا که دوباره برگشتی

بادقت روی پرونده تحقیق کن

باشه

و

دیروز با بانو هو حرف زدم

به نظرم

هنوز بهم اعتماد نداره

انگار وقتی باهام حرف میزد

چیزی رو مخفی میکرد

این چطوره؟

حالاکه کسی حواسش به پرونده نیست

اگه دوباره دیدیش

باهاش حرف بزن

چشم

رونگ ار ،امتحانشون کن

از افرادم خواستم صبح زود بخرنشون

چی شده؟

شیرینیا رو از مغازه ای که معمولا میرم خریدن؟

اره

همیشه از همونجا شیرینی میخرم

چطور این یکی به خوشمزگی اونی که صبح خوردم نیست؟

به چی فکر میکنی؟

هیچی

بیا مال توئه

این مرهم

باید بهتر از مال خودت باشه

رونگ ار

دفعه بعد عجول نباش

خیلی خطرناک بود

اینکه آسیاب آبی عنوان رو ازت سلب کرده

لزوما چیز بدی نیست

پس دختر خوبی باش

و روی دختر خاندان سو بودنت تمرکز کن

وقتی هیچکس حواسش نیست

از شوموچن طلاق میگیری

بعد باهم از شهر میریم و دور دنیا رو میگردیم

خوب نیست؟

چرا درگیر اون پرونده ها شدی؟

میدونی چقدر برام سخت بود

تا استاد

سارق برگ بید لیو ام کنه؟

چطور میشه به این راحتی تسلیم بشم؟

مگه سارق برگ بید لیو بودن چه خوبی داره؟

خیلی به خاطرش صدمه دیدی

معلومه که سارق برگ بید بودن خوبه

به نظر مردم

سارق برگ بید یه شیرزنه که از ثروتمند میدزده و به فقیر کمک میکنه

خیلی خوب ، باشه

یه شیرزنی

بهترینی

دیروقته

باید برم

بابت مرهمت ممنون

فردا دلت میخواد چی بخوری؟

...خوب

توفوی بدبو چطوره؟

مشکلی نیست

راستی

یادمه دوریان دوست داری

از خدمتکارام خواستم برن جنوب

تا خیلی زود بیارنشون

هروقت رسیدن بیا امتحانشون کن

خداحافظ ، رونگ ار

ارباب زاده

میشه خواهش کنم دفعه بعد

با هرچی بانو می‌خوان بخورن موافقت نکنین؟

هرچی دوست دارن

یا چیزای خاص خارجیه

یا غذاهای مشهور سنتی که الان افراد کمی میدونن چطور بپزنشون

اگه همینطور ادامه پیدا کنه

از خستگی تلف میشیم

حالا که دلش میخواد بخوردشون

چرا نباید همه تلاشمون رو برای پیدا کردنشون بکنیم تا بهش بدیم؟

بله خوب لازم نیست خودتون پیداشون کنین

ما بدبختا براتون انجامش میدیم

چه تصادفی

شواهد تکمیل شده

استدلالشون هم منطقیه

کل خاندان وزیر درامد کشته شدن

افراد دیوان زی چن

فقط تو سه روز پرونده رو حل کردن

سرورم

به نظرم شوموچن انقدر بی قرار

حل پرونده بوده تا به اعلیحضرت توانمندیش رو نشون بده که

یه قربانی پیدا کرده و با شکنجه مجبورش کرده به گناهش اعتراف کنه

بریم

برای کالبدشکافی به دیوان زی چن میریم

این دندون خراب تو دهان هی لی مائو پیدا شده

وو ژائو

سرورم

چی شده

کالبد شکاف وقتی کالبد شکافی میکرده

تو دهان هی لی مائو یه دندون خراب پیدا کرده

خردش که کردیم

و توی دندون یه گرد سفید رنگ پیدا کردیم

ووژائو

همین الان گرد رو بررسی کن

چشم

شوموچن

ارباب گونگ یانگ دیگه دیروقته

برای چی به دیوان زی چن اومدین؟

دیوان زی چن

پرونده ارباب هو رو با عجله مختومه کرده

وزارت عدلیه برای بازبینی پرونده اومده

دیگه نیمه شب شده

حتی اگه وزارت عدلیه بخواد پرونده رو باز بینی کنه

باید فردا و تو ساعت اداری بیاین

اصلا براتون خوب نیست که بدون خبر

سرتون رو بندازین پایین و به دیوان بیاین

ساعت اداری؟

یعنی بهتون وقت بدم همه چیز رو درست کنین

و مدرک رو از بین ببرین؟

خیلی خوب

کاری که میخواین رو بکنین

جسد هی لی مائو کجاست؟

داخله

کالبد شکاف همین الان بررسیش تموم شد

محافظین

بله

جسد هی لی مائو رو به وزارت عدلیه ببرین

و بادقت بررسیش کنین

اطاعت

کالبد شکافتون چیز جدیدی پیدا کرده؟

اره

یه دندون خراب تو دهان هی لی مائو پیدا کرد

و داخل دندونه یه گرد سفید بود

دندون کجاست؟

داره بررسی میشه

هی وی

بله

به نمایندگی

از وزارت عدلیه برو ببین

بررسی چطور پیش میره

اطاعت

شوموچن

بهتره دعا کنی چیزی که

بهت مربوطه رو پیدا نکنم

گونگ یانگ

بهت توصیه میکنم جای اینکه انقدر حواست بهم باشه

وقت بیشتری صرف پیدا کردن حقیقت بکنی

خداحافظ

شوموچن

دیر یا زود مجازاتت میکنم

سرورم

سم بدست اومده از قاتل تو پرونده هی لی مائو

و سم بدست اومده از قاتل تو پرونده فرستاده نان شیانگ

هر دو بررسی شدن

مواد سازنده اشون دقیقا عین همین

اما بیشتر گیاهای دارویی که برای ساخت این نوع سم ازش استفاده شده

گیاهای دارویی معمولین

که خیلی راحت تو همه عطاریا پیدا میشن

برای همین سم ها سرنخای زیاد مهمی نیستن

مهمترین ماده سازنده سم ها سانگ لینه

که فقط تو دریای شمالی رشد میکنه

گیاه دارویی نیست و خیلی هم استفاده نداره

نمیشه تو پایتخت پیداش کرد

اما تسلیم نشدم

خودم سم رو چشیدم

و ته مونده جوشونده رو بو کردم

و فهمیدم سم بو و طعم مبهمی داره

فهمیدم بوش اشناست

سرورم حدس بزنین چیه؟

مجبورم نکن حدس بزنم بگو

چشم

کلی فکر کردم

و بعد به ذهنم زد که

بوش خیلی شبیه عشق پروانه ای

یه داروی تقویت قوای جنسیه

که تو سرای لیوفانگ خیلی محبوبیت داره

عطار عشق پروانه ای رو بررسی کرد

و سانگ لین رو توش پیدا کرد

باهوشم نه؟

خیلی واردی

معلومه

میخواین بیشتر تعریف کنم؟

سرای لیو فانگ برات جالبه؟

درمورد عشق پروانه ای تو کتاب قصه خوندم

تو کتاب قصه؟

ماده اصلی سازنده یه سم خیلی خطرناک

ماده سازنده یه داروی جنسیم هست

شرط میبندم دیوان زی چن اصلا خبر نداره

اینبار

میبریم

[مقدار کمی گرد سفید روی دندون آسیاب راست سمیه]

[مقدار کمی گرد سفید روی دندون آسیاب راست پیدا شد]

مقدار کمی گرد سفید روی دندون آسیاب راست پیدا شد]

[مقدار کمی گرد سفید روی دندون آسیاب راست سمیه]

سمی که از هی لی مائو بدست اومده

درست عین سمیه که از قاتل توی

پرونده فرستاده نان شیانگ بدست اومده

نکنه دو پرونده

رو یه سازمان برنامه ریزی کرده؟

انگار پرونده ارباب هو

به اون سادگی که به نظر میاد نیست

موندم سارق برگ بید لیو

ربطی به این سازمان داره یانه

تو دفتر حسابی که از عمارت هو دزدید

چی بوده؟

سوال اخر

اون طلسم قفل رو از کجا اوردی؟

از کجا درمورد طلسم قفل میدونه؟

تاحالا رفتی تان ژو ؟

شده یه پسر کوچولو رو از سیل نجات بدی؟

به خاطر این طلسم قفل ممنونم

شجاعتش رو پیدا کردم که طاقت بیارم و تا ساحل برسم

به پسری که طلسم قفل رو بهم داده قول دادم

بعد از اینکه از هم جدا شدیم تو بارانداز ببینمش

اما بعدش

اثری ازش پیدا نکردم

در کمال تعجب حالا دوباره دیدمش

حالا ماموریه که میخواد دستگیرم کنه

و از اتفاق

همسرش شدم

وایسا ببینم

او ماموره و من یه سارق

نباید خودم رو لو بدم

یا بذارم بفهمه

همون دختر کوچولوییم که اون موقع نجاتش داد

[عطاری]

ارشد

استاد هست؟

رونگ ار

چرا میخوای استاد رو ببینی؟

که ازش بخوام تیر برگ بید رو

بهم پس بده

استاد گفت

فعلا تیر برگ بید رو

بهت ندیم

قاتلی که ارباب هو رو کشته پیدا شده

بی گناهیم هم ثابت شده

شاید استاد نگرانیای دیگه ای داره

برو کنار میخوام استاد رو ببینم

وایسا

چرا داد و قال میکنی؟

میخوای مردم آسیاب آبی رو بهم بریزن؟

اینطوری نگو

استاد کجاست؟میخوام ببینمش

که چیکار کنی؟

میخوای جلوش گریه زاری راه بندازی

و به پاش بیفتی

که دوباره سارق برگ بیدت کنه؟

حقیقت معلوم شده ،بی گناهیم هم ثابت شده

باید تیر برگ بید رو بهم پس بدین

خواهر کوچیکه

بهش فکر کن

اره بی گناهیت ثابت شده خوب که چی؟

درگیر اتفاقات زیادی شدی

که نشون میده تو لیو رونگ

از عهده انجام کارا برنمیای

...من

استاد نمیبیندت

برگرد و همون بانوی جوان باش

استاد گفت

از الان به بعد سارق برگ بیدم

اینجاست

[سرای لیوفانگ]

سرورم اونطوری نگاهم نکنین

قبلا برای کار اومدم اینجا

آبروم رو خرج کارم کردم

پس امروز دوباره انجامش بده

سرورم

[سرای لیوفانگ]

وایسین

واسطه که توجهش جلب شد

گیرش میندازم

و مجبورش میکنیم خودش عشق پروانه ای رو بهمون بده

باز دوباره داری بهم درس میدی؟

غلط بکنم

قبلا اصلا اینجور جاهانیومدین

به هرحال پاتون رو که گذاشتین تو دندون رو جیگر بذارین

فقط باهام همکاری کنین

[سرای لیوفانگ]

کی بهت گفت به مرغ مست ،نوشیدنی بزنی؟

بردار ببرش

معذرت میخوام ارباب زاده

اطاعت

غذایی که اسمش مرغ مسته معنیش این نیست که توش نوشیدنی بریزی

چطور جرات کرد بگه از عهده انجام کاری برنمیام؟

مزخرف گفته

رونگ ار ،خیلی هم باهوش و شجاعی

وقتی بچه بودی

هیچوقت تو کش رفتن غذا و نوشیدنی از اتاقم شکست نمیخوردی

رونگ ار ، مست شدی

بذار ببرمت که استراحت کنی

چطور جرات کرد بگه همیشه به اسم سارق برگ بید

خجالت زده اشون میکنم؟

این که چرند مطلقه

همه میدونن سارق برگ بید لیو یه شیرزنه

که از ثروتمند میدزده و به فقیر کمک میکنه

بیا امتحانش کن

کلی پول دارم

میتونی همیشه ازم دزدی کنی

چطور تونست بگه فقط باید برگردم عمارت شو و بانوی جوان باشم؟

چرا از بالا نگاهم میکنه؟

مزخرف گفته

حتما دیوونه شده

وایسا ببینم

دیگه سارق برگ بید لیو نیستی

دیگه لازم نیست ماموریتت رو تکمیل کنی

دیگه هم نمیخواد پیش خاندان شو بمونی

...اما من

اما چی؟

خیلی زود ازش طلاق بگیر

طلاق؟

برین بیرون

برین بیرون

قربان بذارین بهتون خدمت کنم

برین بیرون ، برین ببینم

از اتاق بیرونمون نکنین قربان

ارباب جوانت نسبت به دخترا مشکل پسنده

انگار سرای لیوفانگ رو به دیده تحقیر میبینه

بانوجانم

راستش

ارباب جوانم

مشکلات خصوصی مردونه داره

فهمیدم

شنیدم تو سرای لیوفانگ چیزی پیدا میشه

که کمکش میکنه

خوب جایی اومدی

یه لحظه صبر کن

ووژائو

بهش چی گفتی؟

هیچی

این بهترین جنس سرای لیوفانگه

اسمش عشق پروانه ایه

حتم دارم بعد خوردنش ارباب جوانت حسابی سرحال بیاد

مطمئنی بدرد میخوره؟

اره

نگران نباشین

قرصاش اصلا مضر نیستن

فقط کمک میکنن رابطه لذت بخشی داشته باشین

عارضه ای هم ندارن

خودتون تو سرای لیوفانگ درستش میکنین؟

راستش نه

اما حق انحصاری فروششون رو دارم

تو رقاصخونه دیگه ای پیداش نمیکنین

میشه بگی از کجا اوردیشون؟

حتما شوخیتون گرفته

این قرصا

مخصوص سرای لیوفانگن

اگه میخوای بخریشون

باید از همینجا بخرینشون

چندتا قرص

دارین؟

دفعه پیش یه بسته اش رو فروختم

حدود سی قرص مونده

صدتا قرص عشق پروانه ای میخوام

کی میتونی بهم بدیشون؟

صدتا قرص؟

این همه؟

الان که نمیتونم این همه براتون تهیه کنم

این چطوره قربان؟

سه روز بهم وقت بدین

سه روزه قرصا رو بهتون میرسونم

خیلی پس سه روز

اما قربان

باید بهتون اخطار کنم

بااینکه قرصای خوبین

اما خوردن زیاد از حدشون برای سلامتیتون مضره

سلامتیم؟

برای خوبی خودتون گفتم

توافق کردیما

سه روز دیگه میام و قرص ها رو میگیرم

باشه

خواهر خوبم مراقب باش

خوب

چرا وقتی ارابه هست

پیاده راه میری؟

از نوشیدن زیاد سردرد گرفتم

برای همین میخوام هوا بخورم

اینجا کجاست؟

بیا بریم تو و نوشیدنی بخوریم

رونگ ار

نباید بری تو

چیه اینجا انقدر خاصه؟

نمیذارن برم تو؟

-بریم -وایسا

اینجا سرای لیوفانگ یکی از چهار رقاصخونه بزرگ پایتخته

[سرای لیوفانگ]

برای خوشگذرونی مرداست

ببین

...فقط عیاشا میرن اونجا و

سرورم

مگه توافق نکردیم

وقتی میریم داخل به حرفم گوش کنین؟

خودشه؟اشتباه میکنم؟

...قرارشد کمکتون کنم چیزی که میخواین

منم دیدمش اشتباه میکتم؟

سرورم بوی رنگ لب میدین

میخواین برای حمام به دیوان زی چن بریم؟

اگه بانوی جوان بوش رو بفهمن

از دستتون عصبانی میشنا

بانوی جوان؟

چیه؟مگه ازش میترسم؟

نه نمیترسین

خوب بریم غذاخوری

یه شام و نوشیدنی بزنیم بربدن؟

شوموچن

اینجا چه غلطی میکنی؟

....ما

چی میگی؟

با همدیگه برای خوش گذرونی اومدین؟

نه بانوی جوان

عزیزم حتما کلی بهت خوش گذشته

عیبی نداره

هنوز زوده کل شب همینجا بمون

و حسابی خوش بگذرون ،میرم خونه

شوموچن

الان شوهرخواهرمی

واقعا که خاک برسرت

باید خجالت بکشی

سرورم

برین براشون توضیح بدین

چرا؟

مگه نمیدونی تو خونه چقدر به حرفمه؟

لازم نیست چیزی رو براش توضیح بدم

راست میگین

دیگه میرم خونه

سرورم

مگه نمیخوایم نوشیدنی بخوریم؟

[عمارت مجلل در نور بهاران]

...برگشتی

ارباب جوان

بانوی جوان هنوز برنگشته؟

گفتن امشب خونه همسایه میخوابن

ارباب زاده خاندان سو هم خیلی زیاده روی کردن

با خواهرشون که ازدواج کرده کلی وقت میگذرونن

تو کتابهای قصه

آدم بدی دیده میشه که

جلوی یه زوج عاشق رو برای باهم بودن میگیره

ارباب جوان

تخت رو براتون حاضر کردم

اگه کاری داشتین صدام کنین

خیلی خوب مرخصی

چشم ارباب جوان

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:شکوفه هلو

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.