All language subtitles for My.Wife.s.Double.Life.E07

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:شکوفه هلو

[زندگی دوگانه همسرم]

[قسمت هفتم]

مادر

کیه؟

بهترین طبیب پایتخت ، طبیب دینگه

مادر ،ناخوش احوالین؟

حالم خوبه

از طبیب دینگ خواستم بیان

که معالجه ات کنن

معالجه ام کنن؟

صحیح و سالمم

ارباب شو

بااینکه یه مشکل خصوصی مردونه است

باید با طبیبتون

روراست باشین

وگرنه ممکنه روی باروریتون اثر بذاره

ارزشش رو نداره

کدوم مشکل خصوصی مردونه؟

خیلی مسخره است

مادر

سلامتیم هیچ مشکلی نداره

طبیب دینگ باید بگن

بشین

بشین

نبض جناب شو نه خیلی نرم میزنه نه خیلی قوی

که نشون دهنده تعادل و هماهنگی در مزاجه

به نظر نمیاد مشکل خصوصی مردونه داشته باشن

هرچند این مرض ممکنه همیشه تو نبض بروز نداشته باشه

فقط محض احتیاط

برای جناب شو دارو تجویز میکنم

اگه مرتب بخورنش

مطمئنا بهبودی حاصل میشه

بانوی من

همین الان میرم دارو رو براشون آماده کنم

ممنون

ووژائو

بله

طبیب دینگ رو بدرقه کن

از این طرف بفرمایین

مادر

چی شده؟

اگه به خاطر گل داوودی که ژن ار بهت داد نبود

تا الان از این قضیه

باخبر نمیشدم

نسل خاندان شو

تقریبا به دستت نابود میشد

...اینطور

خیلی خوب

یکم برو اونور

از امروز به بعد

...از دستورات طبیب دینگ تبعیت میکنی

سرورم

داوودی سفید چیه؟

حتی نمیدونی داوودی سفید چیه؟

گوش بده تا بفهمی

بلافاصله بعد کارت برمیگردی خونه

و داروت رو سروقت میخوری

بانو شو

برمیگردین؟

بذارین بدرقه اتون کنم

سرورم

بااینکه نمی‌دونیم داوودی سفید چیه

ولی بهتون باور داریم

[عمارت مجلل در نور بهاران]

ارباب جوان برگشتین

میتونی بری

باید با بانو حرف بزنم

چشم

چت شده؟

چرا قیافه ات اویزونه؟

کسی اذیتت کرده؟

اگه از دست عصبانی شدی

خوب سرم خالیش کن

اما به نظرت نابودکردن آبروم جلوی غریبه ها

یکم زیاده روی نیست؟

کی آبروت رو نابود کرده؟

پس نقل این گل داوودی سفید چیه؟

داوودی سفید؟

بیخیال چرا دوباره داریم درموردش حرف میزنیم؟

یواشکی دو سه تا از شیرینیا رو خوردم

داشتم جای شیائوچیو میاوردمشون

و تو راه دلم ضعف گرفت

برای همین چندتاشون رو خوردم

دیدم ظرف خیلی خالی شده که زیاد خوب نبود

برای همین چندتا گل داوودی گذاشتم توش

یعنی اجازه ندارم از شیرینیات هم بخورن؟

بحث رو عوض نکن

یعنی خبر نداری مادر

امروز یه طبیب آورده دیوان زی چن؟

...طبیبه جلوی همه گفت که

چی گفت؟

مهم نیست

با گل داوودی سفید داشتی بهم نخ میدادی

مگه گل داوودی هم نخ میده؟

یه جور گله دیگه

...نمیدونی که

روغن گل داوودی سفید برای تقویت قوای جنسی مصرف داره

...اینکه گل داوودی سفید به ارباب جوان دادین یعنی میخوان

شیائوچیو

...اما نمیتونن انجامش بدن

چی میگه واسه خودش؟

ای بابا

فکرت خیلی کثیف و منحرفه

همچین ادمیم؟

من کثیف و منحرفم؟

شوموچن

خودت دیوونه شدی یا من؟

مگه ضابط قانون نیستی؟

مگه از تحلیل خوشت نمیاد؟

خوب تحلیلش کن

میشه من ، یه دختر

...بهت

...بهت

همچین چیزی بدم؟

اگه خبرش بیرون بره

ابرو و حیثیت برام میمونه؟

...به علاوه،ما

به هرحال زن و شوهریم

اما اون روزی

فقط تو ، من و ووژائو جلوی در کتابخونه بودیم

چطور مادر و خدمه خبردار شدن؟

نکنه ووژائو بهشون گفته؟

شیائوچیو

ارباب جوان

براتون آب میارم

چرا میخندی؟

منظوری ندارم

افراد دیوان زی چن

مسخره ات کردن؟

میخوای چیکار کنی؟

شاید بهتر باشه کمکت کنم توضیح بدی؟

...خوب

چطور توضیحش میدی؟

درسته

هرچی بیشتر توضیحش بدی ،خرابتر میشه

خوب برای حلش فقط باید بچه دار بشین

عمل از حرف تاثیرگذار تره

چیکار میکنی؟

نگفتم بچه رو من میزام که

به هرحال

به خاطر من پیش اومده

معذرت میخوام

شیائوچیو

شیائوچیو

چرا تو همچین روز گرمی روم لحاف کشیدی؟

آنقدر گرم بود که تمام شب کابوس دیدم

شیائوچیو

این سو جین ژن

سر سوزن بویی از ادب و نزاکت بانوی ارشد خاندان سو ،نشنیده

تمام روز دردسر درست میکنه

ابرو و حیثیتم رو به باد دادی

کی میخوای اسمم رو پاک کنی؟

[عمارت ارباب]

جناب شو ، بانوی جوان

عالیجناب کجان؟

عالیجناب تو کتابخونه ان

خواهش میکنم کمی تو تالار جلویی بشینین

همین الان به عالیجناب خبر میدم

[عمارت ارباب]

[عمارت ارباب]

بریم

به یکی بگو وسایل رو بیاره پایین

چشم ارباب زاده

پسره ناخلف

از این همه وقت

باید تو همچین لحظه مهمی میومد

[درخشش کوهستان و جویبار از پرتوی خورشید]

همش یه ماه خونه نبودم

چرا همه خدمه برام غریبه شدن؟

اینجا رو ول کنین

بجنبین وسایلم رو از ارابه بیارین

چی رو نگاه میکنین؟

ارباب زاده

ارباب زاده چرا برگشتین؟

ارباب زاده امون هستن

زودتر برین و وسایل رو جا به جا کنین

بجنبین

ارباب زاده

شنیدم پدرم یکی رو پیدا کرده

که جای خواهرم با خاندان شو وصلت کنه

برای همین

تا خبر رو شنیدم

با عجله برگشتم

تا به عنوان برادر بزرگتر بهشون هدیه بدم

امروز بهمون سر میزنن مگه نه؟

ارباب زاده

خیلی با ملاحظه این

حتما خسته راهین

چطوره اول سر و روتون رو بشوریم و استراحت کنین؟

چیکار میکنی؟

حالیته چطور کار کنی؟

تو این جعبه گنجینه ایه

که مخصوص رونگ ار اوردم

بله

اگه خرابش کنی دودمانت رو به باد میدم

معذرت میخوام ارباب زاده

معذرت میخوام

این یکی هم همینطور

مراقب باش

یادت باشه آروم جا به جاشون کنی

ای پسره ناخلف

چطور جرات کردی برگردی؟

دست و پاش رو ببندین

اطاعت

صبر کنین ، وایسین

پدر چرا میخواین دست و پام ببندین؟

...چطور میشه

ببرینش و یه درس درست و حسابی بهش بدین

چند روز حبسش کنین

چشم ، بریم

پسره تخم جن

خیلی از دستش شکارم

یه مقام تو وزارت صنعت براش دست و پا کردم اما قبولش نکرد

قبل اینکه به دنیا بیان با بانو ژو براش ترتیب ازدواج رو دادیم اما قبول نکرد باهاش ازدواج کنه

بدون اینکه حتی یه کلمه بهم بگه

یه ماه تموم گم و گور شد

امروز باید حسابی بیارمت سرخط

موچن ، بیا بریم تو بشینیم

ژن ار

پدر

بازم کنین ، بازم کنین

ارباب زاده

خواهش میکنم تقلا نکنین

ممکنه به خودتون صدمه بزنین

پس زود بازم کنین

مگه عقل از سرتون پریده؟

چطور جرات کردین ارباب زاده اتون رو طناب پیچ کنین؟

ارباب گفتن

نباید بذاریم مزاحم

تجدید دیدار بانو و شوهرشون بشیم

وگرنه ، پوست از کله امون میکنن

کدوم بانو؟کدوم شوهر؟

کوری؟

بانوی جوان تون با یه مرد دیگه است

نه تنها کمکم نکردین

بدستش بیارم

که دست و پامم بستین

چقدر بی وفایین اخه

نمیشنوی چی میگم؟بازم کن

خیلی خوب واقعا واسه خودتون چیزی هستین

ارباب زاده

از بچگی دها بار

از همین کلک استفاده کردین

خیلی خوب ، بیرون نمیرم

اما لااقلش باید یه چیزی بدین کوفت کنم که

هنوز هیچی نخوردم

میخواین از گشنگی بمیرم

که به ارباب بگین وظیفه اتون رو کامل انجام دادین؟

مدتیه ازدواج کردین

اوضاعتون روبه راهه؟

پدرجان

خوب باهم کنار میایم

شنیدنش مایه خوشحالیه

ژن ار

از بچگی زیاد دور و برم نبود

کلی وقت صرف کردم که برش گزدونم

همیشه بابت سختیایی که کشیده متاسف بودم

برای همین کم پیش میومد تنبیهش کنم

و زیادی لوسش کردم

اگه اشتباهی ازش سرزد

خواهش میکنم ازش بگذر موچن

نگران نباشین

...ژن ار

سرزنده

منطقی و معقوله

هیچ اشتباهی نمیکنه

خوبه خوبه

ارباب زاده آروم تر بخورین

مراقب باشین نپره گلوتون

هر وعده غذا

خیلی ضروریه و نباید ازش گذشت

زودتر بهم غذا بده آنقدر نق نزن

ارومتر بخورین

زودباش

ارباب زاده؟

مراقب باشین

ارباب زاده

مراقب باشین

ارباب زاده

ارباب زاده؟

ارباب زاده؟

تظاهر نکنین

باور نمیکنم

ارباب زاده؟

ارباب زاده؟

ارباب زاده

ارباب زاده

ارباب زاده

ارباب زاده؟

ارباب زاده؟

بیدار شین

ارباب زاده ، ارباب زاده

کمک ، کمک کنین

کمک کنین

تا وقتی خوب از پسش بربیام

اینکه چقدر کلکم قدیمیه مهم نیست

ژن ار

حالا که ازدواج کردی

نباید به خودسری قبلت باشی

حواست باشه چیکار بکنی

و چیکار نکنی

فهمیدم پدر

پدر ، پدر

چی شده؟

...هی ، لیو

منظورت اینه که میخوایم شب اینجا بمونیم؟

نه تنها شب میمونیم

که قراره سه روز هم باشیم

برادر عزیزم

برادر عزیز؟

ورپریده

زودباش به شوهر خواهرت ادای احترام کن

شوهرخواهرم؟

برادر زن

برادر زن؟

کی برگشتی؟

چرا بهم نگفتی؟

خیلی دلتنگت بودم

واقعا؟

...اما

آخه چه جور برادری هستی؟

برای عروسی خواهرت برنگشتی

حتی بهم خبر ندادی که اومدی

بیا ببینم

نه ، نه ، نه

درد گرفت

بابتش معذرت میخوام

از بچگی رابطه خیلی خوبی باهم داشتن

ژن ار حتما داره برادرش رو به خاطر اینکه

یه ماه تموم گذاشته و رفته و

عروسیتون رو از دست داده مقصر میدونه

حتما داره سرزنشش میکنه

حق داره همچین کاری کنه

خواهش میکنم بشین

رونگ ار

چطور عروس جایگزین شدی؟

چرا نباشم؟

ژن ار جایگزین میخواست

و منم باید ماموریتم تو عمارت شو رو کامل میکردم

عالی نیست؟

منظورت از عالی چیه؟

بجنب ، بیا ببرمت طلاق بگیری

بساط درست نکن

هنوز کارم رو تموم نکردم

اخه

تاج سرم

همین دزد شدنت و از ثروتمند دزدیدن و به فقیر دادن کافیه

کدوم ماموریت انقدر

ارزش داره که براش ازدواج کنی؟

یه ازدواجه دیگه

چیش آنقدر مهمه؟

یه ازدواجه دیگه؟

اصلا میدونی ازدواج یعنی چی؟

یعنی باهم بودن

غذا و تخت رو باهم شریک شدن

با احترام باهم رفتار کردن

شب رو باهم گذروندن

-...و همینطور -بسه

همش یه ماموریته

جلوی بقیه زن و شوهریم

به محض اینکه کارم تموم بشه راهمون از هم سوا میشه

اما اگه نشه چی؟

هر روز باهمدیگه این

کی تضمین می‌کنه اتفاق غیر منتظره ای نیفته؟

به علاوه

کی می‌دونه چه قصد و غرضی داره

و چه کلکایی سوار میکنه؟

به هرحال خیلی خوشگل و دلنشینی

درسته

نگران نباش

مراقب خودم هستم

...اما رونگ ار

اما و اگر نداریم

فقط یه ماموریته

اگه جرات کنی کارم رو خراب کنی

دیگه هیچوقت باهات حرف نمیزنم

الان سو جین ژن

خواهرت

و بانوی ارشد خاندان سوام

به اسم دیگه ای صدام نزن

خیلی خوب

خوب یه بار دیگه صدام کن

چی؟

...صدام بزن

برادر عزیزم

رونگ ار

معذرت میخوام

پرونده فرستاده نان شیانگ

رو خوب حل و فصل کردی

اگه دیوان زی چن به موقع حقیقت رو کشف نمیکرد

و فرستاده پیدا نمیشد

احتمالش زیاد بود

که بین دو کشور جنگ راه بیفته

کاری که کردی رو میشه تغییر اوضاع

و نجات جون خیلیا از مصیبت در نظر گرفت

پدرجان لطف دارین

وظیفه امون تو دیوان زی چن همینه

فهمیدی

کی پشت حمله به فرستاده بوده؟

همچین قصد سویی

حتما یه نیت جاه طلبانه پشتش داره

هنوز داریم تحقیق میکنیم

اگه هر مشکلی پیش اومد

هر وقت شد با خیال راحت ازم کمک بخواه

الان دیگه باهم قوم و خویشیم

باید هوای هم رو داشته باشیم

ممنون پدر جان

حالا که حرفش شد

خاندان شو و سو از قبل باهم ارتباط دارن

اون موقع

که پدرت آزمون سلطنتی میداد

مصححش بودم

بعدش که قبول شد و مقام حکومتی گرفت

شاگردم شد

من بودم که به وزارت صنعت معرفیش کردم

تا باهم روی مدیریت سیلاب ها کار کنیم

بله

شنیدم که

به خاندان شو کمک کردین

لطفتون رو تا ابد فراموش نمیکنم

فکر میکردم به عنوان شاگرد و استاد

همیشه میتونیم یه دل و یه فکر کار کنیم

و با همدیگه کشور رو پیش ببریم

و آرامش و رفاه بدست بیاریم

کی فکرش رو میکرد

که چنگ سی به اون همه آدم

به خاطر حرص و طمعش صدمه بزنه؟

اصلا فکرش رو نمیکردم

ارباب شویی که آنقدر تو زندگی روزمره اش اهل حساب و کتاب بود

فاسد از کار در بیاد

شاید ظاهر بیرونی آدما رو بشناسیم اما از قلبشون بی خبریم

مستحق مرگش بود

چرنده

پدرم مقام فاسدی نبود

اینطور نبود

یه مقام فاسد بزرگ

یه مقام فاسد بود

پدرم ناامیدتون کرد

گذشته رو نمیشه عوض کرد

موچن

این قضیه رو بدون قصد و غرضی پیش کشیدم

فقط میخوام بدونی

اون موقع

موضوعات زیادی بود که

نمیخواستم انجامشون بدم و توان تغییرشو رو هم نداشتم

امروز این قضیه رو پیش کشیدم

چون نمیخوام

خدشه ای تو روابط بین دو خاندان رخ بده

مخصوصا نمیخوام این قضیه

روی رابطه ات با ژن ار اثر بذاره

بودجه حکومتی رو برای منافع شخصیش اختلاس کرد

و بعد از ترس مجازات خودش رو کشت

که باعث شکستن سیل بند

و آوارگی هزاران هزار نفر شد

لیاقتش همین بود

هیچ کینه ای ازتون به دل ندارم

به جاش به چشم الگویی میبینمتون

که رفاه و آسایش مردم رو مسئولیت خودتون میدونین

و برای تحققش تلاش میکنین

عالیه

حسابش رو کف دستش گذاشتی؟

فعلا به برادر رحم کردم

خیلی خوب ، خیلی خوب

دیروقته

بیاین برای شام آماده بشیم

[عمارت ارباب]

تنهاتون میذارم

کاری داشتین خبرم کنین

های شوخان

برو بیرون

چی میخوای؟

اول وسیله هامون رو جمع و جور کنیم

بیا بگرد

بگرد دیگه

درست و واضح دیدینشون؟

یادم میاد خیلی این گنجه رو دوست داشتی

میخوای برات بازش کنم که توش رو ببینی؟

بانو سو

...تو

معذرت میخوام

راستی

طبق توافقمون

باید

این اتاق رو هم تقسیم کنیم؟

خیلی خوب

دنبالم بیاین

قطعا نمیذارم رونگ ار و اون عوضی

شب رو تنها باهم بگذرونن

شب درازه

کی می‌دونه قراره چی بشه؟

بیاین ، میز رو بذارین اینجا

چیکار میکنن؟

و اینا، برای هر کدوم یکی

چیکار میکنین؟

برادر؟

اینجا چیکار میکنی؟

اومدم با شوهر خواهرم قراری بذارم

چه قراری؟

دونفری که اصلا باهم ارتباطی نداشتن

حالا نمیدونم چطوری زن و شوهر شدن

زندگی واقعا که مثل رویا میمونه

باید به خاطرش بنوشین

بیاین به سلامتی

من ، سو جین نینگ

فقط به چند نفر تو زندگیم حسادت کردم

...اما خیلی راحت تونستی با رونگ

با ژن ار وصلت کنی

به هرحال

زدی تو گوش هرچی بخت و اقباله

باید به سلامتیت بنوشم

به سلامتی

[پرهای رنگین و نور بهاران]

برادر

...قراره فقط بنوشیم ؟یا اینکه

فقط چون برادر صدام زدی

باید یه بار دیگه باهات نوشیدنی بخورم

بیا

نوشیدنی بریز

به سلامتی

رودخونه ها به سمت شرق در جریان تا به دریا بریزن

کی دوباره قراره پیاله هامون رو بلند کنیم؟

بهتره در جوانی از نوشیدن دوری کنیم

که باعث پشیمونی و حسرت تو کهنسالی نشه

پرش کن ، بیا یه بار دیگه بخوریم

بیا

بیا ، یکی دیگه

بیا ، یکی دیگه

حالم خوبه

یه بار دیگه برادر صدام کن

تا یه بار دیگه باهات بخورم

بالاخره مست شد

بیا برش گردونیم

کی مسته؟

مست نشدم

خیلیم سرحالم

بیا یکی دیگه بخوریم

بیخیال برادر

برادری جان

دیگه نصفه شب شده

نریم بخوابیم؟

بخوابیم؟

میخوای پیش کی بخوابی؟

خدمتکار نوشیدنی بیار

اخه

نیمه شبه

اینجا برای نشستن خیلی سرده

بیا بذاریمش برای یه شب دیگه

سرده؟

خیلی خوب

تو نوشیدنی میخوریم

بریم

[عمارت ارباب]

عزیزم

برادر؟

برادر

بخور

عالیه سپیده زده

منظورم اینه که

انقدر دورهم کیف کردیم

که نفهمیدیم صبح شده

خیلی خوب

بیاین بعدا باهم صبحونه بخوریم

مزاحم دست و صورت شستنتون نمیشم

به سلامت

خیلی خوب

راستی

جمعشون نکن

امشب ادامه بدیم

بیا بریم

بیا همین الان بریم

-مادر -بانوی بزرگ

چرا برگشتین؟

نباید سه روز پیش عالیجناب بمونین؟

سه روز که هیچ

حتی برای سه ساعت هم نمیتونیم بمونیم

چی شده؟

مادر حرفش رو هم نزن

برادر زنم خیلی مهمون نوازه

باید برم اتاقم و بخوابم

دیگه میریم

فهمیدی

چی میگفتن؟

پدر

چرا تنهایین؟

رونگ ار و شوموچن کجان؟

نمیخوان غذا بخورن؟

برگشتن

برگشتن؟

همش یه روز اینجا بودن

نمیشه

میرم رونگ ار رو برگردونم

وایسا

آفرین بهت

تموم شب با شوموچن نوشیدنی خوردی

هوس مردن کردی؟

و حالا ازم می‌پرسی چرا برگشتن؟

...اما

باید میذاشتم رونگ ار و شوموچن

شب رو تنها بگذرونن؟

اصلا تو کتم نمیره

بیا بتمرگ

بیا بتمرگ ببینم

نینگ ار

وصلت رونگ ار و شوموچن خیلی سریع و

تو موقعیت حساس و غیرمنتظره ای رخ داد

اگه باهاش ازدواج نمیکرد

مرتکب خیانت میشدیم

حالا که اوضاع اینطوری شده

نباید بی گدار به آب بزنی

و برای خاندانمون دردسر درست کنی

فهمیدی؟

خیلی خوب پدر

فهمیدم

باید و نبایدام رو از برم

یکم فرنی بخور

بعد اون همه نوشیدنی خوردن حالت بد نیست؟

کوفت کن

[نوشیدنی]

آفرین بهت شوموچن

حتی سه روز تجدید دیدارت رو نموندی

و رونگ ار رو باخودت بردی

غیر شر هیچی نیستی

میتونی در بری اما جایی برای مخفی شدن نداری

میبینیم چطور حالت رو میگیرم

بریم

گرونترین شیرینیا رو برام بخر

اطاعت

این اولین باره که خونه شوهر خواهرم میرم

[غذاخوری چانگ آن]

نباید وجهه امون رو از دست بدیم

برام گرونترینا و

-و بهترینا رو بیارین -ارباب زاده

حالا که امشب میریم عمارت ارباب شو

برای شام برنمیگردیم؟

برگردم؟

بله

مادرم میگفت امروز تو آشپزخونه مرغ آب پز دارن

واقعا دلم میخواد بخورم

اما عیبی نداره

وقتی امشب برگشتیم به عنوان وعده نیمه شب میخوریمش

امشب کی برمیگردیم؟

درسته

به هرحال خونه یکی دیگه است

نمیتونم کنگر بخورم لنگر بندازم که هان؟

چطوری تمام مدت حواسم بهشون باشه؟

نمیشه باید یه نقشه بکشم

ارباب زاده

براتون شیرینی اوردم

همشون از اون گرونان

شیرینی خریدن چه فایده ای داره؟

دنبالم بیاین

ارباب زاده

هنوز بلند نشدن؟

نه

به نظرت دیروز تو تجدید دیدارشون

چی شده؟

چرا جوری برگشتن خونه

انگار سگ دنبالشون کرده؟

نمیدونم

بفرمایین بانوی بزرگ

بیرون چه خبره؟

این کیه؟

ببین

ببین

از کدوم خاندانه؟

[عمارت شو]

نمیدونم

کلی چیز میز باهاشه

ببین

میدونی از کدوم خاندانه؟

نمیدونم

ببین

کلی خرت و پرت باهاشونه

همشون هم وسایل خوبین

جعبه ها همه بزرگن

[عمارت سو]

نمیدونم از کجا اومدن

عرض ادب به همگی

عرض ادب به همگی

عرض ادب به همگی

عرض ادب به همگی

سو جین نینگ از عمارت اربابم

از الان به بعد همسایه همیم

از دیدنتون خوشحالم

بفرمایین

یه هدیه ناقابل از طرف منه

شگفت انگیزه

بفرمایین

بگیرینش

بگیرینش

همه سهم دارن

[عمارت سو]

همه سهم دارن

بفرمایین

مال منه

همه سهم دارن

بانوی جوان

ارباب جوان ، بانوی جوان

بیدارین؟

بانوی جوان

برادرتون برای دیدنتون اومدن

چرا تا اینجا دنبالمون اومده؟

برای چی اومدی؟

اومدم ببینمت

به علاوه

باید بانوی بزرگ رو هم میدیدم

عرض ادب بانوی من ، جین نینگم

...ایشون

برادرمه

ها برادرشین

لزومی به تشریفات نیست

خواهش میکنم بشینین

باشه

موچن

دیشب رو چطور گذروندی؟

خوب بود

جین نینگ خواهش میکنم بشین

ارباب زاده سوی معروف از عمارت ارباب

امروز که دیدمتون فهمیدم واقعا مرد خوش قیافه ای هستین

با بعضی امور درگیر بودم

و عروسی ژن ار رو از دست دادم

تازه حالا برای دیدنتون اومدم

اگه بی حرمتی کردم خواهش میکنم ازم بگذرین

بانوی من

چندتا هدیه ناقابل برای

نشون دادن صداقتم آماده کردم

هیچ ارزشی ندارن

مروارید دریای جنوبی

یشم بنفش ایالت گوان یین

چینی کوره های دینگ

...و

خواهش میکنم همچین چیزایی رو قبول نمیکنیم

همشون خیلی گرونقیمتن

همشون اشیای بی جونن

که با صداقتم قابل قیاس نیستن

ژن ار تو دلم ارزش خیلی بیشتری

از این خرت و پرتا داره

شنیدم باهاش با چه محبت و لطفی رفتار میکنین

انگار که دختر خودتونه

واقعا بابتش ممنونم

این تنها راهیه که میتونم قدردانیم رو ابراز کنم

ژن ار واقعا عروس بی نظیریه

چطور میشه قدرش رو ندونم؟

راستی

شنیدم امروز به عمارت بغلی نقل مکان کردین

درسته

میدونی چیه

اون موقع که بچه بودیم ، ژن ار همیشه بهم متکی بود

حتی بااینکه الان ازدواج کرده

هنوز حس میکنم باید

نزدیکش باشم و ازش مراقبت کنم

اینطور فکر نمیکنی؟

منطقیه

به قول معروف یه همسایه نزدیک از صدتا قوم و خویش دور بهتره

اینکه یه خونواده کنار هم زندگی کنن

و مراقب هم باشن

رضایت بخش و عالیه

جین نینگ واقعا که برادر خوبی هستی

خجالتم میدین بانوی من

دقیقا چی از جونم میخوای؟

باید چیزی به برادرم بگم

دقیقا چه مرگته؟

میخوام مراقبت باشم

باید تمام مدت حواسم بهتون باشه

تا مطمئن بشم شوموچن

ازت سواستفاده نمیکنه

...من

برمیگردی؟

بذار بدرقه ات کنم

مادر میرم برادرم رو بدرقه کنم

گفت میخواد بره

محکم‌تر بزنین

مگه نون نخوردین؟

چشم ارباب زاده

چه خبره؟

بانوی من

به نظرم

حالا که همسایه شدیم

و مراقب همدیگه ایم

یه در تو این دیوار باز کنیم

تا رفت و آمد بین دو خونه راحت بشه

به هرحال یه خونواده ایم

نظرتون چیه؟

خیلی خوب

خوب نیست؟

این یکی به نظر خوبه

مادر

مادر

چن ار ، ژن ار

خیاطیه که دعوت کردم

تا براتون لباس نو بدوزه

ببینین

این زوج جوون

یکی جذاب و خوش بر و رو

و اون یکی به زیبایی گلها میمونن

کلی

زن و مرد جوون رو دیدم که باهم ازدواج میکنن

اما هیچوقت زوجی شبیهتون ندیدم که آنقدر بهم بیان

حقیقتا که برام مایه برکته

که برای همچین زوج بی نظیری

لباس بدوزم

وای خیلی مهربونی

به نظرم فقط میخوای پارچه بیشتری بفروشی

بانوی من

نباید همچین حرفی بزنین

ارباب جوان شو واقعا جذابن

خیلی خجالت میکشم که خودم اندازه هاشون رو بگیرم

به نظرم بهتره

بانوی جوان شو انجامش بدن

خیلی خوب

اینطوری بهم نزدیکتر میشن

اما بلد نیستم چطوری انجامش بدم

خودم یادتون میدم

شونه ها

بازوها

گردن

قفسه سینه

کمر

چن ار

اندازه های ژن ار رو بگیر

وایسا

میخواین لباس بدوزین؟

چه تصادفی

مراقب باش

ژن ار از بچگی

پوست حساسی داشته

خیلی زود پوستش خراش برمیداشته

فقط باید دیبای جین ژو بپوشه

ببینین

اتفاقا باخودم اوردم

میخواین اندازه اش رو بگیرین؟

بذارش به عهده من

از وقتی بچه بوده خودم اندازه هاش رو میگرفتم

دیگه کی غیر من میخواد این وظیفه رو انجام بده؟

بیا خواهر

بچرخ

بذار شونه هات رو اندازه بگیرم

خیلی خوب بنویسش

...خوب

فقط من میتونم این کار رو بکنم

حرفه ایم

بیا

ژن ار خیلی لاغر شدی

اینا چندتا غذای جدیدن

که مخصوصا از آشپزخونه خواستم درست کنه

هر دو بیشتر بخورین

ژن ار

فقط سبزیجات نخور

از اینم بخور

برای ژن ار غذا بکش

چشم مادر

لازم نیست

خودم میتونم بکشم

نه

ژن ار از بچگی همیشه به

غذاهای خوشمزه عادت داشته

و عادت به غذای ساده نداره

همه این غذاها رو آشپزی که باخودم

از هه ژو آوردم مخصوصا برای ژن ار پخته

میدونم دوستشون داره

بیا ژن ار

بیشتر بخور

بانو شو

بیکار نشینین

خودتون هم باید بیشتر بخورین

ژن ار تا داغه بخور

بیا میگو هم بخور

بیا اینم بچش

اینم خوشمزه است

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:شکوفه هلو

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.