Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:شکوفه هلو
[زندگی دوگانه همسرم]
[قسمت پنجم]
خواهر کوچیکه ،خوبی؟
مومو
چرا آنقدر محکم زدیش؟
چیه؟
مهارت خودش پایینه
خوب چطور همچین تشخیصی دادی؟
استاد اینم گفته که
طبق ماده هفتم آیین فرقه
هیچوقت نباید متعلقاتمون رو گم کنیم یا از دست بدیم
وگرنه مخفیگاهمون لو میره
اغلب از قوانین فرقه
برامون نطق میکنی
چطوریه که حالا خودت فراموشش کردی؟
اره
طبق قوانین فرقه
خواهر کوچیکه برنده است
درسته
خواهر کوچیکه برنده است
خواهر کوچیکه برنده است
...شماها
رونگ ار برد
استاد
استاد اومدن
استاد
استاد برگشتین
سرجات وایسا
همش چند روز نبودم
ای وروجکا
میخواین دنیا رو زیر و رو کنین؟
تو خلوت مبارزه کردین
و قوانین فرقه رو زیرپا گذاشتین
میخواین کنار برم
و فرقه رو دو دستی تحویلتون بدم؟
استاد
خواهرای کوچیکم
فقط میخواستن با تمرین هنرای رزمی
با همدیگه مهارتشون رو بهتر کنن
تا باری از دوش تون کم بشه
اینکه ممکنه از حد گذرونده باشن رو نمیشه کاری کرد
خواهش میکنم نیت خوبشون رو در نظر بگیرین
و ببخشینشون
خواهش میکنم عصبانی نشین
عصبانیت ، به سلامتتون صدمه میزنه
هر دو باهام بیاین
بقیه تون مرخصین
برین به تمرینتون برسین
چشم ، ارشد
بریم
استاد
خیلی بی فکر و بی پروا بودی
استاد
اینطوری نیست
دیروز سرنخایی مربوط به آویز یشم تو
عمارت شو پیدا کردم
میخواستم دنبال سرنخای بیشتری تو عمارت گنجینه بگردم
...اما خلاف انتظارم
حین فرارم
به خاطر عجله مدرک جا گذاشتم
قضیه آسیاب آبی رو
به مومو بسپر
دیگه دخالت نکن
بگرد ببین آویز یشم کجاست
مومو دیگه میتونی بری
چشم استاد
رونگ ار
بیا اینجا
بذار ببینم
صدمه دیدی یانه
خوبم استاد
خیلی دست و پا چلفتی هستی
میشه دفعه بعد بیشتر دقت کنی؟
فهمیدم
همش طرفش رو میگیرن
[دیوان زی چن]
سرورم
طبق دستورتون
افرادی که نگهبانی میدادن
هرچیزی که از
فرستاده نان شیانگ مونده بود اوردن
برگرد سرکارت
اطاعت
این تیر برگ بیده
ممکنه
این کارا رو هم سارق برگ بید کرده باشه؟
واقعا اون بوده که فرستاده نان شیانگ رو کشته؟
اگه همون دختری باشه
که اون موقع نجاتم داد
باید از قانون پیروی کنم
یا دنباله روی قلبم باشم؟
ارباب گو
ووژائو
یه پیاله آب برام بیار
چشم
ارباب گو برگشتین
جلسه صبح چطور بود؟
خوب نیست
همچین جر و بحثشون شد که اوضاع رو بهم ریخت
چندین ساله
همچین بحث و جدلی داغی رو ندیده بودم
جر و بحثشون شد؟
ارباب گو
درمورد چی بحث میکردن؟
فرستاده تو پایتخت مرده
امپراتورشون بدجور کفری شده
گفته
اگه تا ده روز آینده قاتل رو نگیریم
باهامون وارد جنگ میشن
مقامات سر اینکه باید
اول علیه نان شیانگ جنگ رو شروع کنیم یا نه بحث میکردن
تقصیر ماست
اگه اول جنگ رو شروع کنیم
باعث شرمساری میشه
جنگ بین دو کشور
کلی تلفات به بار میاره
حتی ممکنه کشوری هم نابود بشه
اگه همچین اتفاقی بیفته
دیگه لازم نیست دنبال اخلاق و نجابت باشیم
کی طرفدار راه افتادن جنگه؟
مقامات وزارت جنگ
و همینطور
پدر زنت
عالیجناب سو؟
اره
یه سرباز بوده
منطقیه که طرفدار جنگ باشه
دوکشور که درگیر بشن مطمئنا یکی میبازه
حتی اگه با اختلاف خیلی کمی پیروز بشیم
امپراتوری یو تو جنوب
هم با اشتیاق دست به کار میشه
اگه بهمون حمله کنن
ممکنه کشورمون رو به نابودی بکشونه
الان تنها امیدم اینه که وزارت عدلیه
کاری بکنه
کلید حل ماجرا
تحقیق روی پرونده است
بانوی جوان
برای چی اومدین؟
کمی غذا براتون اوردم
از خودتون پذیرایی کنین
خیلی زحمت کشیدین
نوش جونتون
ممنون
قابلی نداره
یکم شیرینی بخورین
به نظر خوشمزه میاد
خیلی خوب ممنون
خیلی زحمت کشیدین
نوش جون کنین
ممنون ، ممنون
هنوز غذا نخوردیم درست به موقع اومذی
نمیخواد تعارف کنین
مراقب شوهرم هستین
چیز خوبی اینجا پیدا میشه؟
ببین
بذار یکی بردارم
یواش بخور بازم هست
چرا اینجا نیست؟
امتحانش کن
بچش
اینجا چیکار میکنی؟
دارم میخورم
عزیزم
دیشب برنگشتی خونه
حتما سرت با پرونده شلوغه
برای همین کمی خوراکی براتون اوردم
...بانو سو
خانمم نباید همچین کاری کنی
وظیفه امه که مراقبت باشم
اینکه ازم تشکر کنی یانه مهم نیست
اگه میخوای میتونی خودت رو وقف پرونده کنی
اما نباید افرادت رو از گشنگی بکشی
بیا
صبح که تو راه اومدن به اینجا بودم
اعلامیه دستگیری سارق برگ بید رو دیدم
مگه دزد شریفی نیست؟
چطور ممکنه مرتکب قتل بشه؟
قول و قرارمون یادت رفته؟
چیزی درمورد کارم نپرس
نگرانتم خوب
مگه نمی خواستی تو عمارت ارباب دستگیرش کنی؟
حالا
حتی قتل و آتش افروزی هم کرده
مشخصا تحریکت نمیکنه؟
خوراکیها رو میخورم
بانو شو بهتره دیگه برین
ووژائو
سرورم
بانوی جوان رو برسون خونه
...من
بانوی جوان نیستن؟
چند روزی از آخرین دیدارمون میگذره
به نظر خوشگل تر شدین
خجالتم میدین ارباب گو
حالا که با شوموچن ازدواج کردم
دیگه باهم خونواده ایم
میتونین جین ژن صدام کنین
...این...این
افتخار بزرگیه که به اسم صداتون بزنم
جین ژن
شنیده بودم
مهربون و باهوشین
لیاقت شهرتتون رو دارین
حرفتون شد
نه تنها موچن خیلی تو خونه ازتون حرف میزنه
که پدرم هم خیلی ازتون تعریف میکنه
عالیجناب سو خجالتم میدن
شرمنده شدم
شوموچن
اگه میخوای ازم تعریف کنی
خوب مستقیم
به خودم بگو
زیاد به خودم نمیگیرم
بیا جین ژن
بیا اینجا
یکم چای بخور
چای دم کن
ووژائو
اطاعت
بیا تو خواهش میکنم
باشه
ارباب گو
مگه این سارق برگ بید لیو دزد شریفی نیست؟
چرا مرتکب قتل و آتش افروزی شده؟
این شایعات رو باور نکن
دزد ، دزده
هیچ شرافتی تو دزدا پیدا نمیشه
مخصوصا دزدی مثل اون موش کثیف شارق برگ بید
تصورش رو نمیکنی جرات چه کارایی رو که نداره
به نظرم عجیبه
اگه شرور بود
چرا تو پرونده های دیگه فضولی نکرده
و سروکله اش تو همچین مورد مهمی پیدا شده؟
...ببین ، این
مربوط به کارمونه
زیاد سوال جواب نکن
با ووژائو برگرد خونه
چی میگی؟
بذار جین ژن حرفش رو بزنه
خوب جین ژن
ادامه بده
گمونم
سارق برگ بید لیو
اون روز فقط رد میشده
قاتل نیست
به خاطر اینکه
بیگناه متهمش کردن
خیلی گناهیه
بانوی جوان
منظورتون اینه که
یکی دیگه هم تو صحنه بوده؟
همینطوری یه چیزی گفتم
واقعا یکی دیگه هم بوده؟
بانوی جوان
حتما خیلی کتاب قصه خوندین
انتظار نداشتم
بهمون نظر بدی
همشون یه مشت فکرای زنونه ان
اگه اشتباه میکنم
بهم نخندین
اینطوری نگو
فقط داریم
دورهم حرف میزنیم
فقط حرف میزنیم
مگه روی پرونده کار نمیکنین؟
نه
پرونده به وزارت عالیه تحویل شده
و جسد هم الان اونجاست
حتی اگه بخوایم هم کاری نمیتونیم بکنیم
نباید راه دیگه ای پیدا کنین؟
نمیتونیم کاریش کنیم
خیلی خوب
مزاحمتون نمیشم
دیگه باید برم
هنوز چای نخوردی که
خیلی موندم
شوهرم ناراحت میشه
دیگه میرم
...شوموچن واقعا
مزاحمت نمیشم
بعدا میبینمت
یادت باشه خوراکیا رو بخوری
بانوی جوان ، بذارین بدرقه اتون کنم
نمیخواد ممنون
به کارت برس
خودم میرم
میدونم چی تو فکرت میگذره
همینجا میمونی
جایی هم نمیری
حتی فکر رفتن به وزارت عدلیه هم نکن
حالا که جسد تو وزارت عدلیه است
امشب میرم و بررسیش میکنم
[وزارت عدلیه]
[وزارت عدلیه]
همونه که اون روز جلوی چشمم خفه اش کردن و مرد
چرا قاتل جسد رو سوزونده؟
چرا اومده؟
گردنش شکسته
امپراتوری نان شیانگ برای قلع خیلی ارزش قائله
عموما دندوناشون رو با قالبای قلعی میپوشونن
اما متوفی دندون طلا داره
سم؟
تو دندونش سم مخفی کرده
قاتل بوده
سارق برگ بید لیو؟
عجیبه
یکی رو دیدم
کجاست؟
اینجا هیچی نیست
برای خودت توهم زدی
نزدیکتر بیای پرتش میکنم طرفت
داخل سروصدا میاد
برین تو و سروگوشی آب بدین
چشم
یکی دزدکی وارد وزارت عدلیه شده
بگردین
چشم
سارق برگ بید لیو ، وایسا
اینکه جلوم رو بگیری چه فایده ای برات داره؟
اونطرف رو بررسی کنین
چشم
تو عمارت گنجینه آدم کشتی؟
کسی رو نکشتم
فقط داشتم رد میشدم
که دیدم یکی مرتکب قتل شد
مدرک روی جسده
قبلا بررسیش کردی نگه نه؟
اوناهاش ، برین دنبالش
اطاعت
تقسیم بشین
وایسا
جسد ، فرستاده نان شیانگ نیست
قاتله
مطمئنم فرستاده هنوز زنده است
چی؟
مطمئنم شبونه اومدی سردخونه
که حقیقت رو بفهمی
و اسمت رو پاک کنی
چطوره باهم معامله کنیم؟
برو و دنبال محل اختفای فرستاده بگرد
منم اسمت رو تو دیوان زی چن پاک میکنم
واسه چی؟
چاره ای نداری جز اینکه بهم اعتماد کنی
قبوله
حواسشون رو پرت میکنم
باید تو حیاط باشه
با دقت بگردین
اونجاست،برین دنبالش
-برین دنبالش -اطاعت
کی هستی؟
وایسا
ارباب شو
اره خودمم
از وزارت عدلیه این؟
بله
آدم مشکوکی ندیدین که رد بشه؟
چرا
یه سایه اونطرفی رفت
ممنون ارباب شو
برین دنبالش
ارباب شو
وقتی آدم مشکوکی دیدین
چرا جلوش رو نگرفتین تا ازش بازجویی کنین؟
از کار معلقم
نباید روی پرونده ای تحقیق کنم
فراموشت شده؟
مراقب باشین سرورم
[گلدوزی سرای جین شین]
[گلدوزی سرای جین شین]
گلدوزی سرای جین شینه
[گلدوزی سرای جین شین]
کجاییم؟
سرورم
اینجا گلدوزی سرای چین مشهور تو پاستخته
گلدوزی سرای جین شین؟
چرا هنوز تو تا دیروقت شب بازن؟
خبرندارین سرورم
اشراف و خواجه های پایتخت
دوست دارن لباسای رسمی و معمولیشون رو به اینجا سفارش بدن
به خاطر کار و کاسبی سکه اشون
حتی شب ها هم بازن
کارگران باید سر وقت لباسا رو تحویل بدن
به افرادمون بگو اینجا رو محاصره کنن
افراد دنبالم بیاین
اطاعت
[گلدوزی سرای جین شین]
محاصره کنین
اطاعت
بشینین
سرتون به کارتون باشه
بانو ،خواهش میکنم بمونین
چی شده؟
سرورم
سرورم
کسی بالا نیست
بازم بگردین
اطاعت
چیز جدی نیست
باتوجه به طرز لباس پوشیدنتون
فکر نکنم کارگر اینجا باشین
معلومه که نیستم
مشتریم
حالا که مشتری هستین
چرا جای نیمه شب درطول
روز نمیاین؟
در طول روز آدم زیاده
نصفه شبا اینجا
ارومتر میشه
ربطی بهتون داره؟
معمولش اینه که ربطی بهم نداره
اما الان
دارم سارق برگ بید لیو رو میگیرم
خواهش میکنم بگین
کی هستین
و چرا اومدین
اومدین دزد بگیرین
درحالیکه من برای خرید لباس اومدم
با کارتون مزاحمم نشین
آخه چی میخواین؟
چی شده؟
کی هستی؟
خیلی جالبین
اومدین به گلدوزی سرام اونوقت میپرسین کیم
گونگ یانگ مائوسای ، از وزارت عدلیه ام
برای دستگیری
سارق برگ بید لیو اومدم
معذرت میخوام که این ساعت مزاحمتون شدم
چین مومو صاحب گلدوزی سرام
عرض ادب جناب گونگ یانگ
گفتین میخواین سارق برگ بید لیو رو بگیرین
چرا مزاحم بانو سو میشین؟
بانو سو؟
نمیدونین کین؟
دختر عالیجناب سو
بانو سو جین ژن هستن
اخیرا ، بانو شو شدن
بانو شو باهام قرار داشتن
تا یه پارچه یقه ای براشون بدوزم
بانو شو خواهش میکنم ببینین
این رنگ چطوره؟
خیلی خوب همین خوبه
شما افراد وزارت عدلیه
مظنونین رو بدون دلیل روشن دستگیر میکنین؟
باید به پدرم گزارشش کنم
خیلی خوب
میشه آخرین سوال رو ازتون بپرسم؟
حالا که دختر عالیجناب سویین
ندیمه هاتون کجان؟
تو گلدوزی سرام کلی لباس رسمی گرونقیمت
برای اشراف دارم
ندیمه ها حق ندارن وارد بشن
راستی بانو شو
ندیمه هاتون خیلی وقته بیرون
کنار ارابه منتظرتونن
بعدا میبینمتون
سرورم
میتونم برم؟
معلومه
سرورم
همه جا رو گشتیم
کسی اینجا نیست
چطور ممکنه؟
ارباب گونگ یانگ
کار تو وزارت عدلیه واقعا خسته کننده است
بازم نیمه شب کار میکنین
خیلی عجیبه
وقتی رسیدیم خبری از ارابه نبود
یه چیزی این وسط درست نیست
درسته که قاتل نیست
تو عمارت گنجینه کسی رو کشتی؟
هیچکس رو نکشتم
داشتم رد میشدم
که دیدم کسی مرتکب قتل شده
مدرک روی جسده
قبلا بررسیش کردی مگه نه؟
مطمئنم شبونه اومدی سردخونه
که حقیقت رو بفهمی
و اسمت رو پاک کنی
چطوره باهم معامله کنیم؟
برو و محل اختفای فرستاده رو پیدا کن
منم اسمت رو تو دیوان زی چن پاک میکنم
اصلا انتظار نداشتم با اینکه سرد به نظر بیاد
ولی آدم درستی باشه
حالا که براش پاپوش دوختن
باید اسمش رو پاک کنم
اما حتی اگه سارق شریفی هم باشه
از الان به بعد دیگه نباید اعمالش رو ندید بگیرم
امیدوارم به مسیر درست برگرده
چرا شوموچن
الان خیلی بهتر
به نظر میاد؟
به سلامت
[گلدوزی سرای جین شین]
خیلی خوب
این به نظر خوبه
نوع دیگه ای نداره
چرا ، این یکی
خواهش میکنم اینجا رو ببینین
عرض ادب قربان
چی میخواین؟
بانو چین هستن؟
طبقه دومن
میخواین خبرشون کنم بیان؟
لازم نیست
خودم میرم پیششون
باشه
♫ادمایی که عاشق میشن♫
♫دنبال جلب توجه همدیگه ان♫
♫دنیا خیلی پهناوره♫
♫این تقدیر گرم و دلنشین با همین یه لحظه تزکمون کرد♫
♫مهم نیست این طوفان چقدر طول بکشه♫
♫تعقیب رویاهامون دیگه اونقدر پیچیده نیستن♫
♫چون با اطمینان جواب میدیم ♫
چه کمکی از دستم برمیاد ارباب گونگ یانگ؟
چندتا سوال دارم
اگه جواب ندم
دستگیرم میکنین؟
نه
چیز دیگه ای هست؟
...من
خوب
تازگی چند طاقه پارچه خریدم
بذارین چند دست لباس براتون بدوزم
-خوب -این رنگ به نظرتون چطوره؟
خیلی خوشگله
بذارین اندازه اتون رو بگیرم
...این
نگهش دارین
بانو چین
باید با این دقت اندازه بگیرین؟
کیفیت تو گلدوزی سرام
حرف اول رو میزنه
هرچی پول بدی اش میخوری
لباس بدون اندازه دقیق
درست بهتون نمیاد
درست میگم؟
بله
راستی
اخیرا زیاد تو خیابون مامور و گشتی میبینم
حادثه جدی تو شهر افتاده؟
سارق برگ بید لیو از وقتی فرار کرده
هنوز دستگیر نشده
قاتل هنوز ازاده؟
خطرناک نیست؟
نگران نباشین ، بانو چین
حراست از گلدوزی سراتون
به عهده خودمه
ممنونم ارباب جوان
پنجاه تیل نقره به عنوان بیعانه
لباسا که تموم شدن به عمارتتون تحویلشون میدم
راستی ، بانو چین
با سو جین ژن ، اشناییتی دارین؟
کم و بیش
بانو سو اغلب برای یادگیری گلدوزی پیشم میان
دیشب گفتین بانو شو بودن
شوهرشون کیه؟
به سلامت
بانو شو
صبح بخیر
صبح بخیر
ارباب گونگ یانگ
چرا دوباره اومده؟
خودت چی فکر میکنی؟
بهم مشکوکه؟
خیلی باهوشی
چطور جرات کردی
دوباره بیای؟
حتم دارم
گونگ یانگ بهت مشکوک شده
چند روزی خونه بمون
سو جین ژن باش
برمیگردم آسیاب آبی با استاد درموردش حرف میزنم
بانو شو
لباساتون تغییر کرده
هرمشکلی داشتین
بیاین پیشم
حتی نمیذاری یه جرعه آب بخورم؟
سرم شلوغه
[گلدوزی سرای جین شین]
بانوی جوان
بعدا میبینمتون
لباسا که حاضر شد خبرتون میکنم
ممنون بانو چین
-ممنون -ممنون
این چطوره؟
باشه
برام بپیچینش
باشه
[تحت تعقیب] [جایزه دستگیری]
باورم نمیشه
وقتی ممکنه اسب بهت بخوره
بازم مهارت رزمیت رو مخفی کنی
حالت خوبه؟
خوبم
گونگ یانگ مائو سای
چیکار میکنی؟
ارباب شو خیلی مهربونی
[آهنگری شیانگ]
حتی خبر نداری
سارق برگ بید لیو همسرته
مگه نمیدونی
همسرم دختر عالیجناب سوئه؟
منظورت اینه که عالیجناب سو هم دزده؟
[آهنگری شیانگ]
تو پرونده عمارت گنجینه
سارق برگ بید به گلدوزی سرا فرارکرد
بعد بانو شو رو تو ورودی گلدوزی سرا دیدم
دیشب
سارق برگ بید لیو به وزارت عدلیه اومد
درحالیکه بانو شو نیمه شب بیرون بود
چقدر اتفاقی
مدرکی داری؟
نه
اگه مدرک نداری پس افترا و پاپوشه
حتی اگه اتفاقی که امروز افتاده رو
به اعلیحضرت هم گزارش کنی دست بردار نیستم
برای همسرم عدالت رو اجرا میکنم
خیلی خوب
پی اتفاقی که امروز افتاد نمیگیرم
وقتی مدرک گیر اوردم
حسابت رو میرسم
حرف دیگه ای مونده؟
از همسرم معذرت خواهی کن
شوموچن
دوباره میگم
از همسرم معذرت خواهی کن
تقریبا داشتی یکی رو میکشتی چرا عذرخواهی نمیکنی؟
اره باید معذرت بخوای
ازش معذرت بخواه
یکی رو زدی باید عذرخواهی کنی
عذرخواهی کن ، عذرخواهی کن
عذرخواهی کن ، عذرخواهی کن
عذرخواهی کن
خیلی خطرناکه
اوهوم
باید عذرخواهی کنی
دقیقا
مقصرم
اگه به بانو شو توهینی کردم
خواهش میکنم ببخشینم
بابت کاری که کردی ممنونم
چرا جای اینکه خونه بمونی
اومدی اینجا؟
برنامه داشتم از بانو چین گلدوزی یاد بگیرم
و میخواستم کمی هم شیرینی و خوراکی بخرم
پس چرا گونگ یانگ مائوسای میگفت
سارق برگ بید لیویی؟
از کجا بدونم؟
تنها چیزی که میدونم اینه که گیر داده سارق برگ بید لیو رو دستگیر کنه
اما نمیدونم چرا همش میگه سارق برگ بیدم
سرورم
کیسه معطر دارم
دنبالتون میگشتم
نقاشی که میخواستین رو
براتون آماده کردم
کیسه معطر دارم
بانوی جوان
این اواخر پایتخت زیاد آروم و امن نیست
بهتره این روزا تو خونه بمون
و وقت بیشتری با مادر بگذرون
کیسه معطر دارم
کیسه هام رو ببینین
کیسه هامون رو ببینین
فکر کردی خودم دلم نمیخواد راحت و آسوده تو خونه بشینم؟
خوب میدونی چی گردنم گذاشتی
ارباب گو چطوره؟
بعد از اینکه فهمید
دیشب به وزارت عدلیه رفتین حسابی جوش اورد
گفت لازم نیست از جون مایه بذاریم
برای همین تک و تنها اومدم
خوبه
حداقل هوشیارشون نمیکنیم
سرورم
به نظرتون
میتونیم فرستاده رو پیدا کنیم؟
به نظرم
وزارت عدلیه باید مسئولیتش رو به عهده بگیره
اون موقع صاعقه رو دزدیدن
چرا حالا جرات ندارن فرستاده رو پیدا کنن؟
مربوط به اختلافات بین دو کشور میشه
وقتش نیست از وزارت عدلیه کینه به دل بگیریم
سرورم
از کجا شروع کنیم؟
بیا با همه مسافرخونه ها ، غذاخوری ها
و چاپارخونه ها شروع کنیم
از هم جدا بشیم
چشم
ار شی
کار و کاسبی چطوره؟
خوب نیست
تعداد مامورا داره زیاد میشه
نمیشه تو طول روز بیرون بیایم
یکم تیل نقره دارم
شاید چند روزی زندگیتون رو برگردونه
ممنون
کمکم کن یکی از
امپراتوری نان شیانگ رو پیدا کنم
حدود شش پا قدشه و موهای مجعد
و سبیل داره
هروقت پیداش کردی خبرم کن
نگران نباش
همین الان میرم پیداش کنم
سرنخی گیر آوردم خبرت میکنم
بریم
عجله کنین
اصلا آدمی شبیهش ندیدم
دقیق ببینین
اصلا ندیدم
نه
اومدی
اره
خواهش میکنم بیا داخل
[تو رقاصخونه ها نیست]
سرنخی پیدا نشده
کل پایتخت رو گشتیم
اما پیداش نکردیم
ممکنه
فرستاده وقتی وزارت عدلیه
هنوز هوشیار نبوده از شهر رفته باشه؟
همه دروازه های شهر بسته است
نمیتونه از شهر بره
اگه به جاش بودی
تو همچین وضعیتی
اولین قدمت چی بود؟
بدون پول و آشنا
نمیتونه زیاد مخفی بشه
اگه جاش بودم
شاید برای گذران زندگیم کارگری میکردم
و فعلا دست به کاری نمیزدم
اما فرستاده نان شیانگ
یه مقام عالی رتبه است که زندگی مرفهی داشته
به علاوه به زبونمون حرف نمیزنه
برای همین نمیتونه کارگری کنه
اما اگه اینطور باشه
از کجا برای سرپناه پول گیر میاره؟
گروفروشی
میخواین چی گرو بذارین؟
مدیر
اخیرا دیدینش؟
نه
این روزا غریبه ای چیزی گرو نذاشته
ادم مشکوکی اینجا نیومده؟
کار و کاسبیم قانونیه
آدم مشکوکی هم ندیدم
مدیر چطوره دوباره فکر کنی؟
سرورم
...من
هرچی میدونی بگو
سرورم
یادم اومد
چند روز پیش
یه جوونک مشکوک اومد
و یه حلقه یشم گرو گذاشت
همون موقع که قیمت بهش دادم
با نقره ها در رفت
حلقه کجاست؟
...حلقه
سرورم
چقدر قیمت دادی؟
دو تیل نقره
دو تیل نقره؟
اما یشمش
یه نمونه اعلای ساخته نان شیانگه
اونوقت همش دو تیل نقره بهش قیمت دادی؟
سرورم
طرف نقاب داشت
نفهمیدم چیکاره است
پول رو برداشت و در رفت
فقط میخواستم پول دربیارم
کدوم وری رفت؟
از در که بیرون رفت
سمت غرب چرخید
به سلامت سرورم
سرورم
در اون صورت
فرستاده نان شیانگ بعد فرارش
به گروفروشی رفته
اما دو تیل نقره
برای اینکه چند روزی رو بگذرونه کافی نیست
دونفرین درسته؟
اره
خواهش میکنم بفرمایین تو
قربان بفرمایین تو
[قمارخونه]
قربان میخواین شرط ببندین؟
میخواین شرط ببندین؟
خواهش میکنم بفرمایین تو
دونفرین درسته؟
بفرمایین تو
قربان بفرمایین تو
بزرگ
بردم
شرطاتون رو بذارین
سرورم
چیزی فهمیدین؟
به نظرم جواب رو پیدا کردم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:شکوفه هلو
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.