All language subtitles for A.Bay.Of.Blood.1971.720p.BluRay.x264

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

دنیای ترجمه و زیرنویس www.Facebook.com/2subs

Subscene: Sub.Mazdak_Ali

:ترجمه و زیرنویس مزدک بویری

:کانال تلگرام @MazdakSubtitle

سيزدهم فوريه"

.همه چیز به پایان رسیده است، آه ای مرگ عزیز ".سریع و بی سر و صدا بیا

.دیرم شده - ...نه. دیرت نشده. اینبار نمیذارم زود بری -

.واقعا عزیزم، مجبورم - .یکم بمون -

.عشق بازی ای که بعدش نوازش نباشه عشق بازی نیست

چیه عزیزم؟

صداشو نمیشنوی؟

چی؟

.اسکوانک" بود"

چی؟ چی هست؟

اسکوانک" چیه؟"

.محض اطلاعت یه جونورِ سیاهه

اوه "فرانک". چرا اینکارو میکنی؟

.بدنش از خال پوشیده شده

.پنجه های بلند و دندون های قدرتمندی داره

.جونور کوچیک باهوشیه ولی راحت میشه پیداش کرد

.خودشو نشون میده چون همش در حال جنب و جوشه

میدونی وقتی گیر افتاد چکار میکنه؟

.شروع به اشک ریختن میکنه - .منو با قلب شکسته اینجا رها کن -

.باعث خوشحالیت میشه

,خصوصیات دیگه ش هم ترشرویی

.عدم اعتماد به نفس و انحصارطلبیه

.همه اینا ویژگی های خیلی بدی برای یک منشیه

یا بهتره بگم برای یک پارتنر؟ - .بگو -

.برای رابطه ای به مهمیِ رابطه ی ما

.اقلا میتونی بهم بگی کجا میری

.میرم خلیج - .فکر کردم میخوای بیشتر بمونی -

چی باعث شده برنامه هات رو تغییر بدی؟

البته اگه اشکال نداره که این اطلاعات رو با یک منشیِ دون پایه .به اشتراک بذاری

."اینم یک مثال بارز برای اعتماد به نفس نداشتن "اسکوانک

.پلیس اول به همسر "کنتِس" مضنون شد ولی اون ناپدید شده

.ظاهرا میخوان قبول کنن که خودش خودشو کشته

.بخاطر یادداشتِ خودکشی - .واضحه -

.فقط به اون امضا احتیاج دارم

.خداحافظ. به محض اینکه رسیدم بهت زنگ میزنم

.نه, وایسا

فرانک؟ - بله؟ -

.منو با خودت ببر - .بهتره فعلا اینجا بمونی -

.لطفا دختر خوبی باش

.شاید امشب بتونی بیای

.اما اول بهم زنگ بزن

...خداحافظ

.خداحافظ عزیزم

."خداحافظ... "اسکوانک

.بدش به من

.یروز از همین روزا بر اثر سکته قلبی میمیری

هنوز دنبال اون حشره ای؟

از کجا میدونی که همیشه همون حشره ست؟

.چون تنها حشره ایه که ازت فرار میکنه

.نه قطعا فقط این یکی نیست

.ولی باید اقرار کنم که یکی از خاص ترین هاست

هنوز من رو از پاییز گذشته که

.گرفتمش و روی یکی از شاخکهاش حلقه گذاشتم به یاد میاره

.پس اجازه میدم بره - چرا؟ -

.تا بتونم روی فعالیت هاش مطالعه کنم

.و ببینی تا چه حد میتونه این عذاب رو تحمل کنه

انسان باید زندگی کنه و اجازه بده دیگران هم .زندگی کنن, بدون هیچ دخالتی

."حتی اون ماهی مرکب هم زمانی آزاد بود, "سایمون

.من روی "کولیوپترا ها" مطالعه میکنم چون عاشقشونم

درسته ولی سرنوشت اون موجودات کوچولو همیشه .به زیر میکروسکوپت ختم میشه

.اره, درسته که این ماهی مرکب مرده .ولی حداقل من میخورمش

.ولی مثل تو برای سرگرمی موجودی رو نمی کشم

."خدای من, "سایمون .کاری میکنی که حس کنم قاتلم

."نه منظورم این نیست آقای "فوساتی

,ولی اگر بخاطر نفس عملِ کشتن موجودی رو بکشی .به یک هیولا تبدیل میشی

اما انسان که مثل یک حشره نیست .سایمونِ" عزیز"

،ما قرن ها تمدن پشت سر خودمون داریم میدونی؟

.نه نمیدونم. اونجا که نبودم

تو تغییر کردی, میدونستی؟ - چرا؟ -

.از زمانی که "کنتس" به قتل رسیده

."خودکشی کرده, آقای "فوساتی

.خودکشی, پلیس گفته خودکشی بود

.البته. معذرت میخوام .اشتباه کردم

.جای نگرانی نیست عالیجناب

.وارث قانونی اسناد ملک رو برای ما امضا میکنه

.البته, عالیجناب

.من که هیچ مشکلی نمیبینم .پیشنهاد قانع کننده ست

کارکنان چی؟ - .تا سه هفته دیگه میتونیم تخریب رو شروع کنیم -

.ولی به مجوز نیاز دارم - .مجوزها رو برات می گیرم -

با توجه به اینکه زیاد از مرگشون نگذشته, خیلی زود نیست؟ - .نه -

.فکر نمی کنم کسی از خودکشی "کنتس" ناراحت باشه

.منو در جریان امور بذار - .بعدا تماس میگیرم -

کی؟ - .طرفای ساعت دو -

.حواست باشه منو قاطی این قضایا نکنی - .حتما قربان, نگران نباشید -

.خداحافظ

چقدر میشه؟ - .چهار و نیم -

.باقیش واسه خودت - .ممنون قربان، سفر بخیر -

!اینم یکی - .اوه, وایسا -

.اینجاست - .هی, نمیتونم ببینم -

.خودشه, وایسا, بالاتر - .گرفتمش -

چطوره یه شانس هم به تو بدم, "برونهیلدا"؟

.داری غلغلکم میدی

.هی, اینجا دیوانه کننده ست .رابرت", اینجا اومدن خارق العاده ست"

.اوه نه. میخوام برم دریا .زود باش. تو قول دادی

توی ماه مارس؟ - .زود باش, داریم میریم دریا -

!دوباره اینکارو بکن - .نه, نه -

.بیا اینجا نگه داریم .جای خوبیه

.اوه, بس کن .فقط به این فکر میکنی

.اره, مثل تو

.برونهیلدا", در خدمت شماست"

.هی, "برونهیلدا" در اون مخزن ها بازه. میوفتی توشون

.خودت میوفتی. اینقدر سوسول نباش

کجا میری؟ - .میرم توی آب, بیا -

دیگه میخوای چکار کنه؟ .درخواست کتبی بنویسه؟ زود باش

.بیا میخوام یه چیزی نشونت بدم - !دوباره نه -

!اوه, "بابی" نگاه کن

!بیا

!"بابی" - بله؟ -

.زودباش, بیا بریم داخل - این چیه؟ -

.نایت کلابه .بابی" یه نایت کلاب اینجاست"

.حتی محلِ رقص هم داره

.حداقل میتونیم برقصیم - .کیفت رو بده عزیزم -

.بگیرش

.بگیرش مادمازل .بیاین موزیک گوش کنیم

.همه ی وجودتونو هات داگ و کادیلاک فراگرفته .هیچ موسیقی ای توی روحتون نیست

..."به این میگم موسیقی. "سیبلیوس", "مالر", "باخ

."لودویگ فان بتهوون" .حالا بیا بالا

!بیا بالا

.اوه, ببین, یه محل رقص واقعی .بیا "بابی". یه تکونی به خودمون بدیم

.اره! من با مادام "فاندانگو" تانگو میرقصم

.چه احمقانه - .رابرت", اول خانوما" -

."زود باش "بابی

."تکون بده "ماتا هاری (رقصنده هلندی)

.فوق العاده ست

.نقابِ ترس یا حسی بی همتا برای هیچ

.مسیرهای باد, آتش, آب

.و زمین اکنون کامل شده است

!"پائولو", "پائولو"

.تو در دنیایی سالم تر از دنیای من زندگی میکنی

."پائول"

میبینی؟ چی بهت گفته بودم؟

."زنان تو ملکه ان "فردیناندو .نه یه مشت پیشگوی پرحرف

همش باید من رو مجبور کنی بیام به کندوی کثیفت؟

!جواب من رو بده

پائول" کمترین کاری که میتونی بکنی اینه که وقتی" .صدات می کنم جواب بدی

.داد نزن. داری "فردیناند" کوچوکو رو ناراحت می کنی

.فردی" کوچولوی نفرت انگیز"

.خیلی مزخرفه که وانمود کنی میتونی چیزی رو دوست داشته باشی

.من؟ من خیلی چیزارو دوست دارم .ولی تو هیچ وقت نمیفهمی

ما هیچی نمی فهمیم. درسته "فردیناندو"؟

.ابرها درحال چرخشند .بزودی اشکشان روی خلیج سرازیر می شود

واقعا؟ خدای من! "فردیناند" فکرش را بکن. حالا چه می شود؟

.الف" در انتهای مسیر آتش ظاهر شده است"

.اهریمن" بین آب و هوا معلق است"

.داسِ مرگ در شُرُف برخورد است

...خدای من, اما بعضی وقتا کارت هات

.هفته ی پیش, اول "الف" اومد

.و تندبادِ لذت در شرف وزیدن به خلیج بود

.اونوقت بعضیا فردیناند کوچولو رو خفه کردن

.تو حتی از "کولیوپترا" هات هم بی احساس تری

صدای نفس نفس زدن مرگ رو نمیشنوی؟

تنها چیزی که میشنوم صدای همیشگی .عیاشی "لچروس ونتورا" توی کلبه شه

...از "ونتورا" هم به همون دلیلی متنفری

.که از همسر "فدریکا" متنفری عزیزم

.چون اون میدونه چطور از زندگی لذت ببره

!و تو نمیدونی - .مراقب باش, ممکنه اسید رو بریزی -

تنها دلیلی که از اون متنفرم اینه که اون ...میخواد خلیج رو به

.دریایی از سیمان تبدیل کنه

,اما من اجازه نمیدم ...حتی اگه مجبور بشم

تو واقعا خوب میرقصی, میدونستی؟

.ممنون "بابی". بجنب

!داری غلغلکم میدی

.بیا تنهاشون بذاریم. بیا - !پسر خوبی باش, نه, بس کن -

!"بجنب "هیلدا

!زود باش - .نه, هنوز آماده نیستم -

.ولم کن

.نمیتونی منو بگیری - .آره جون خودت -

میتونی منو بگیری؟

.در خدمتگذاری حاضرم خانم - .اوه, ممنون -

.بیاین, یه استخر اینجاست

!"بیا "بابی

.ببین, یه سرسره اینجاست

.بی خیال, لیزه, ممکنه بیوفتی تو

.میخوام شیرجه بزنم - !"هیلدا" -

.اومدم

دیوونه ای؟

.کثیفه

.هی, "دوک" چیزی رو که دنبالش بود پیدا کرد

.پس من میرم توی خلیج شنا کنم - .اگه حصبه نگیری حتما ذات الریه میگیری -

.خیلی سرده - .نه توی خلیج, بیا بریم -

."رابرت" - .اون واسه چیمونه -

.بیا بریم

.بجنب "بابی". منو با این حیوون تنها نذار

هیلدا"؟"

!بیاین تندتر بریم

.بس کن دیگه. برو شنا کن

.برای شنا کردن خیلی سرده - .با ما بیا -

.اون به سرما عادت داره. مثل وایکینگ ها

میتونی بازش کنی؟ - .اره, فقط هرکول صدام کن -

.بیخیال, این ملک خصوصیه .نمیتونیم بریم تو. خلاف قانونه

حالا چکار کنیم؟ - .هرگز نگو نمیشه -

.هرجا که اراده هست راهی هم هست .اینجا بمون

.برای متوقف کردن "دوک" بیش از یک در نیازه

.بهتره من برگردم - .نه, بهتره باهم باشیم -

.همونجا بمونین

.حرومزاده, اگه حواست نباشه یه نیزه میره توی کونت

.بازش کردی, قدرتمند

."بیا, تو هم دعوتی "رابرت

کجا داری میری؟ .گفتی دختر آلمانیه رو انتخاب کردی

.بزن به چاک

.هی ببین. "دنیس" یه نگاهی اون تو بکن

.هرچیزی که میخواستی اونها دارن. اونم بعدا میاد

,ببین, این دوتا دختر فردا میرن میتونی ایرادگیری هاتو تموم کنی؟

.من فرانسویه رو انتخاب کردم توهم وایکینگه رو. بگیر

...هی, من

ها؟ - بابی" کجاست؟" -

به ما چه ربطی داره "بابی" کجاست؟

.بذار برم - .امکان نداره -

!اوه, مودب باش. مواظب باش

!"بابی"

!"رابرت"

رابرت" تویی؟"

.خواهش میکنم "بابی". جواب بده

!یه جسد توی خلیجه

.خواهش می کنم "بابی". بیا بیرون

!"بابی"

!"بابی"

!"بابی"

.آس سیزدهم

پائول"؟"

."پائولو"

."پائولو"

میای یا نه؟ - .ساکت, بچه هارو بیدار میکنی -

.نیم ساعت طول کشید تا بخوابونمشون

چرا چراغو خاموش نکردی؟ - .بچه ها از تاریکی میترسن. میدونی که -

.اینجوری بد بارشون میاری - .بد بار بیان بهتره تا اینکه تنها ولشون کنم -

اگه به حرف من گوش میدادی الان .پیش خاله شون بودن

.همون بهتر تنها باشن

.بچه ها باید پیش والدینشون باشن

.دوباره شروع نکن

.فکر کن ببین چی باید به خانواده "فوساتی" بگیم

.من؟ فک کردم من اونی ام که بلد نبود فکر کنه

.درسته, اگه اینطور نبود اصلا نباید اینجا میبودیم

."شب بخیر, آقای "فوساتی .من دختر "فیلیپو دوناتی"ام

.می خواستم یک سری اطلاعات در مورد پدرم کسب کنم

.از وقتی نامادریم "کنتس فدریکا" مرده خبری ازش نیست

میشه بیایم تو؟

"البته, ناپدید شدن ناگهانی "فیلیپو دوناتی

.نور عجیبی رو به موضوع مرگ "فدریکای" عزیزمون تابونده

.پلیس میگه خودکشی بوده .عجب مزخرفی

اون و خودکشی؟ - ...منظورتون اینه که اون -

.من اونو خوب میشناختم

.اون دلبسته ی زندگی و پول هاش بود. بیشتر به پولهاش

یعنی منظورتون اینه که "فدریکا" خودکشی نکرده؟

...خوب منظور اینه که .ببخشید مادام اگه رک میگم

آروم باش "فردیناندو". شیر دوست داری؟ .اون دوست کوچولوی منه

!بخور "فردیناندو", بخور

.همونطور که گفتم, پدرتون خیلی هم بی تقصیر نبود

.یجورایی خلاف بود

خلاف؟ - ...زن بازی, قمار -

.یجورایی آدم همه فن حریفی بود - همه جور خلاف. با این حال ایده اش -

در مورد تبدیل خلیج به یک مکان امروزی از ابتدا .محکوم به شکست بود

.چون که, مادام, خلیج پر از حشره ست

.ظاهرا جا برای هر دوتون هست

.باید اینجا باهم خوب کنار بیاین

عزیزم, همسرم حس میکنه که حتی حشره ها هم .روح دارن

,از جهت دیگه اگه "فیلیپو دوناتی" روح داره

.باید بگم که حشرات هم دارن

نه. منظور "رنی" اینه که چیزی که باعث شده اینجا اقامت داشته باشین .زندگی طبیعیه

.زندگی طبیعی یا غیر طبیعی

فکر کنم هر کسی ممکنه زنش رو بکشه

.اگه بتونه با ثروتش تمام عمر در لذت زندگی کنه

,من اومدم در مورد ناپدید شدن پدرم تحقیق کنم

.نه اینکه قضاوت های اخلاقی در مورد اون بشنوم

.نمیدونم با این حرف ها میخواین به کجا برسین

.هیچ جا خانم عزیز

,فقط امیدوارم قصد نداشته باشید هیچ نایت کلاب

جایگاه سوخت یا هر مکان شیطانی دیگه ای که پدرتون ساخته رو

.در صورت به ارث بردن خلیج بازگشایی کنید

یادته چه جهنمی بود "فردیناندو"؟

.فردیناندو" یادش نیست" - .فردیناندو" یادش نیست" -

.نه, به ارث بردن همیشه هم آسون نیست

شاید "فدریکا" همه چیز رو برای پسر حرامزاده اش .به ارث گذاشته باشه

پسر حرامزاده اش؟

.نامادریتون دوران درخشان تری هم داشته

نمی دونستید "سایمون" فرزندِ اون از یک رابطه ی پنهانیه؟

سایمون" کیه؟"

.یارویی که توی کلبه ی کنار خلیج زندگی می کنه

.هم نگهبانه هم ماهی گیر

.و هم دله دزد - ."آنا" -

.آدم خوبیه. فقط این اواخر نظریه های عجیبی میده

فدریکا" اونو تا 16 سالگی مخفی کرد"

.و بعد مجبورش کرد اون کلبه ی مسخره رو بسازه

,مثل یک حیوون وحشی اونجا نگهش داشت

.زیر نظر خودش. یک یادآوری دائمی از جسم ناتوانش

.شاید اون چیزی در مورد پدرم بدونه

.فکر نمی کنم. همیشه ازش دوری می کرد

.هیچوقت با ازدواج پدرتون با "فدریکا" موافق نبود

ولی میتونیم باهاش صحبت کنیم و ببینیم .چیزی میدونه یا نه

.فکر می کنم "فرانک ونتورا" بتونه کمکتون کنه

.اون معماره. خونه اش کنار خونه ی ماست

.پدرتون رو خوب میشناخت

کلبه ی کنار خلیج؟

.ارزش نداره با ماشین برید .خیلی طول می کشه

یه راه اونجا هست, می بینی؟

.دو دقیقه ای میرسین

.میتونم "سایمون" رو با اون دوتا تصور کنم

دستت چی شده؟

.با چاقوی جیبیم بریدمش

ناپدید شدن پدرت کم بود حالا این پسر حرامزاده .هم بهش اضافه شد

.وضعمون از قبل بدتره - اگه غر زدن رو تموم کنی و -

.از مغزت استفاده کنی, راه حل رو پیدا میکنی

.موضوع اینه که هیچ راه حلی وجود نداره

.بفرما, همین الان تسلیم شدی

موضوع چیه؟

.فقط یک مانع بین ما و اون ارثیه وجود داره

.هیچی

.بسیار خوب "سایمون". فردا ردیفش می کنیم

.هی

.برو ببین کی ان

شما "سایمون" هستید؟

.بهمون گفته ان میتونیم این پایین پیداتون کنیم

.همه چیز مرتبه .فردا جشن میگیریم

.خواهش میکنم دختر خوبی باش

.یه مشکل جزئی پیش اومده

.چیز مهمی نیست

.بهش رسیدگی شده

.نه, نه

.نه, دوباره شروع نکن

.چی؟ همه چیز رو امضا کرد

.سایمون" از چیزی که فکر می کردم مشکل کمتری ایجاد کرد"

بلیطای هواپیما رو گرفتی؟ .خوبه

."باشه, خداحافظ, "اسکوانک

.نه - آخرین باری که -

فیلیپو دوناتی" رو دیدین یادتون نمیاد؟" - .نه -

.حتما باهاش برخورد داشتید .سال هاست اینجا زندگی می کنید

.پدر من عملا صاحب "خلیج" بود - .کنتس فدریکا" صاحبش بود" -

.خوب اون شوهرش بود - زیاد اهل -

صحبت کردن نیستید, نه؟

پس چیزی نمیدونید؟ - .نه -

.آلبرت" این پدرمه"

چیزی نمیدونستی؟

.آلبرت" وحشتناکه" - .آروم باش "رنی", نگاه نکن -

.بسیار خوب "سایمون", سریع حرف بزن

.توی دریا پیداش کردم

.آلبرت" حالم خوب نیست"

."میتونی ببریش خونه ی "ونتورا

.اون بالا روی تپه ست - .آروم باش -

."آقای "ونتورا

.بشین اینجا

.آروم باش

.یکمی اینجا بشین

."آقای "ونتورا

کسی خونه هست؟

."آقای "ونتورا

.انگار کسی اینجا نیست

حالا چکار کنیم؟

.زودباش, مرسدس رو بیار, خواهش میکنم برو

.آقا, مطمئنم صدای جیغ همسرتون رو شنیدم

.ما جسد "فیلیپو دوناتی" رو پیدا کردیم

جسد پدرش؟... کجاست؟

."توی قایق "سایمون

همسر من رو دیدین؟ - .داشت میرفت سمت خلیج -

."آنا"

."آنا"

آلبرت", تویی؟"

آره. دیدی با "ونتورا" چکار کردن؟

.من اینکارو کردم - .شوخی می کنی -

انتظار داشتی چکار کنم؟

.وقت نداریم. بعدا توضیح میدم

.زودباش, قبل از اینکه با پلیس تماس بگیره

."متوقفش کن. قبل از اینکه همه چیز رو نابود کنه, "آلبرت

نمی تونم... آخه چطوری...؟ -

سلام, پلیس؟ پلیس؟

ببخشید؟

.بنزین هم میخوام

تلفن دارید؟ - .برید داخل, سمت چپ -

میخواید روغن رو چک کنم؟ - .آره لطفا -

.بدش

.رنی", انجامش دادم"

داد نزن, دیوونه ای؟

.کشتمش

اگه سرشون توی کار خودشون بود .جونشون رو از دست نمی دادن

.حداقل الان دیگه شاهدی وجود نداره

زنشم کشتی؟

اوه, "آلبرت" میشه مثل دختر ترشیده ها رفتار نکنی؟

.توی بعضی موقعیت های خاص باید به غریزه ات اعتماد کنی

اما "رنی" محض رضای خدا از چی حرف میزنی؟ دختر ترشیده؟

.همین الان یه مرد رو کشتم ."بیا از اینجا بریم, "رنی

.اوضاع داره خراب میشه. اینو میدونم

,اگه اینقدر ترسویی که میخوای همه چیز رو بندازی روی دوش من

برو, اما من خیال ندارم حالا که خلیج توی چنگمونه

.از دستش بدم

اما چطور؟ - .هنوزم نمیفهمی -

.سایمون". فقط باید از دست "سایمون" راحت بشیم"

.یه دختر توش بود

خوب؟ - اگه ما رو دیده باشه چی؟ -

بعدش چه اتفاقی میوفته؟ - .همون اتفاقی که برای بقیه افتاد -

فرانک"؟"

!فرانک", عزیزم"

!"فرانک"

!"لورا" - فرانک", خدای من, چی شده؟" -

.سایمون", سریع "سایمون" رو پیدا کن"

.صدمه دیدی - !"سایمون" -

.برو "سایمون" رو بیار اینجا

!عجله کن, برو, زود باش

!"سایمون"

."سایمون"

سایمون"؟"

سایمون", تو...؟"

.سایمون", "ونتورا" زخمی شده" .داره خون ازش میره

چرا در رو قفل کردی؟ - بالاخره برگشتی به خلیج؟ -

منظورت چیه؟ - تو و "ونتورا" "دوناتی" رو متقاعد کردین -

.که مادرمو بکشه - مادرت؟ -

نمیدونم از چی حرف میزنی؟

,برای من نقش آدم بی گناه رو بازی نکن .جنده ی کثیف

."گوش کن "سایمون - .شما "دوناتی" رو مجبور کردین اونو بکشه -

.نه - !میخواستی باهاش ازدواج کنی, جنده -

.حتی حاضر بودی "ونتورا" رو هم بپیچونی

.سایمون" اشتباه می کنی" - !خفه شو, هرزه -

فکر کردی میتونی جای مادرمو بگیری؟

.همونجوری که "دوناتی" رو کشتم تورو هم میکشم - .من ربطی به این قضایا ندارم -

."من مجبور شدم. باید حرفمو باور کنی "سایمون

.وگرنه من رو هم می کشت - کی؟ -

.ونتورا". راست میگم. دارم حقیقتو میگم"

.همش نقشه ی "ونتورا" بود

فقط یکبار مادرتو دیدم ولی سریع ازش .خوشم اومد

.ونتورا" میخواست خلیج رو بخره ولی اون بهش نمی فروخت"

.بهتون که گفتم آقای "ونتورا", قصد ندارم خلیج رو بفروشم

.متاسفانه منظور مارو اشتباه متوجه شدید "کنتس" عزیز

,ملکی با جذابیتِ ملک خلیج

مارو وادار میکنه که ارتقاءِ زیبایی طبیعیش رو .وظیفه ی خودمون بدونیم

...میتونیم به بهشت تبدیلش کنیم - با آجر و بتن تقویت شده -

.و لوله های فاضلاب. نه

,فکر نمی کنم وظیفه ی که ازش حرف میزنین ,اجتماعی یا هرچیز دیگه

.ارتقاءِ زیبایی طبیعی اینجا باشه

.من طمعی به این ملک ندارم ولی اینجا بدنیا اومدم

نه میتونین منو وادار به فروش اینجا بکنین .نه بزور ازم بگیرینش. خلیج مال منه

چرا مخالف ارتقاء زیبایی طبیعی اینجا هستید؟

افزایش ارزشش اینقدر غیر اخلاقیه؟

متاسفانه تعریف ارزش از نظر من و ."شما متفاوته, آقای "ونتورا

با اینکه لزوما انگیزه ی شما برای گسترش خلیج ,رو سرزنش نمی کنم

از تلاش قبلی شما برای اونچیزی که بهش افزایش ارزش میگین

.به اندازه ی کافی اذیت شدم

...اما شوهرتون قصد داشت

.اون آدم پست و بی شرف و بی ارزشیه

.نه چیز دیگه ای

افزایش قیمت پیشنهادی ممکنه نظرتون رو عوض کنه؟

.امکان نداره

."یک جنتلمن نباید اینقدر اصرار کنه, آقای "ونتورا

از وقت خواب نیمروزم گذشته. روز خوبی .داشته باشید, خانم جوان

."همینطور شما, "کنتس

.راحت تسلیم میشی

.اینو گوش کن

.هشتم ژانویه"

.همه چیز نابود شده. "فیلیپو" برام کاملا یه شخص غریبه شده

.من مخالف ارتقاء دادن خلیج بودم

.فکر میکردم این موضوع تاثیری روی رابطه مون نداره

".عشق ما به آخر رسیده

.جنده ی پیر چلاق

.نمیدونم چرا "دوناتی" تاحالا کارشو نساخته

.جالبه

.قضیه سیزدهم فوریه تموم شده

.گفته: "قلب او خالی شده. همه چیز به پایان رسیده است

.آه ای مرگ عزیز ".سریع و بی سر و صدا بیا

.بیچاره. باید بگم که خیلی رمانتیکه

کی فکرشو می کرد؟

.بخش آخرشو دوباره بخون

.همه چیز به پایان رسیده است، آه ای مرگ عزیز" ".سریع و بی سر و صدا بیا

.فکر کردم برات جالب نبود

".سيزدهم فوريه"

.یه دقیقه گوش کن

دوناتی" یک بار بهت ابراز علاقه کرده, درسته؟"

.مزخرف نگو. یکی دوبار توی باشگاهش دیدمش

.خودت منو بردی اونجا

.اگه از دلبری هات استفاده کنی ممکنه معلوم بشه

.فکر نمی کنم برات سخت باشه

و من قواعد بازی رو می دونم؟

.همین الان خوندیشون

.اینجاست

.کنتس" همه اش رو برامون نوشته"

.من که چیزی متوجه نمی شم

.خانم اشراف زاده تا حد خودکشی آرزوی مرگ داره

خودکشی؟ - .درسته -

.زمانش سیزدهم فوریه ست .دفتر خاطراتش رو بروز می کنیم

.سیزدهم فوریه "دوناتی", "کنتس" رو میکشه

,یک صفحه از این دفترچه, یعنی متن خودکشیش

.نزدیک جسدش پیدا میشه

در نهایت "دوناتی" صاحب خلیج میشه و .اونجارو به من میفروشه

.و از من میخوای "دوناتی" رو قانع کنم

.دقیقا دو هفته وقت داری

.میتونی بدون دردسر انجامش بدی عزیزم

.حقیقته, قسم میخورم

"ونتورا" میخواست خلیج رو بخره ولی "فدریکا" .قبول نمیکرد که بفروشه

"نقشه ی اون بود. اون ازم خواست "دوناتی .رو فریب بدم

مجبور شدم

.براش بازی کنم

...اما نمیدونستم قصد دارن اونو بکشن

!هرزه ی دروغگو

.دقیقا میدونستی میخوان چکار کنن

تو هم به اندازه ی اونها در قتل شریکی

و الان ازم میخوای کمکت کنم؟

.میخوای منم وارد بازی کثیفت بشم

."نه "سایمون - .تو کشتیش -

!و حالا من تورو میکشم

...نه, تو نمیدونی - ...میکشمت -

!کمک - .هیچکس صداتو نمیشنوه -

!دروغ گفتی

.نه, فقط به یک شرط

.میدونی که دوستت دارم ."نمیتونی باهام اینکارو بکنی "لورا

,نمیخوام فقط عشقت باشم .خودتم میدونی

...اگه از دست "فدریکا" خلاص بشی, اونوقت

اونوقت...؟

.به این آسونیا نیست. قبلا در موردش بحث کردیم

اگه موفق نشدیم چی؟

.موفق میشیم

.باید باهام تماس می گرفتی - .وقت نبود -

اگه یکی از اونها جسد "دوناتی" رو می دید .زنگ میزد به پلیس

.این قضایا رو پیچیده میکنه. فعلا همه رو بذار توی یک اتاق

.امشب میتونی بندازیشون توی خلیج

.باید یه مدت ناپدید بشی. برو سفر .هر جایی که بشه

.توی دید نباش - .چطوری؟ پول ندارم -

.شاید بتونم کمکت کنم

,اگه توی یک اظهارنامه بنویسی که ارثیه رو به من فروختی

.احتمالا بتونم از بانک واست وام بگیرم

.ولی برای آسون تر کردن کار باید از وصیت نامه یک کپی بگیرم

.باشه - .خوبه -

.بیا, امضاش کن

فردا طبق برنامه پول و

.بلیط و پاسپورتت رو میگیری

.ممنون

."بیا بریم, "آلبرت

.دوتا کار دیگه باید انجام بدیم .بیا بریم

.باید اون مدارک رو پیدا کنیم

.من اتاق خواب رو می گردم

!"رناتا"

."بدستشون آوردیم, "رنی

!آلبرت", مواظب باش"

رنی", کسی اینجاست؟"

.جواب بده

تو اینجایی؟

."جواب بده "رنی

."رناتا"

!نه

آلبرت"...؟"

آلبرت"؟"

."آلبرت" - بله عزیزم؟ -

.هیچوقت فکر نمیکردم همچین کارایی ازت بر بیاد

.کمترین کاری بود که میتونستم برای خانواده ام بکنم

.عجله کن. باید اینجا رو تمیز کنیم

.وقتی برگشتیم تمام خلیج قانونی مال ما میشه

.فکرشو بکن عزیزم - .بذار اول پلیس اینجارو تمیز کنه -

.عوض شدی - بهتر شدم یا بدتر؟ -

.شانس آوردیم پدرمو پیدا کردیم

.حالا هیچکس نمیتونه اونو متهم به قتل بکنه

.چیزی خوبه که به خوبی هم تموم بشه

.درسته

.ماما, بابا

خوب نقش مرده هارو بازی می کنن, نه؟

.هی, بیا بریم خلیج

:ترجمه و زیرنویس مزدک بویری

:کانال تلگرام @MazdakSubtitle

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.