Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Yara : مترجم
♪ با فکر کردن به تو، آسمان آبی روشن میشه♪
♪ با فکر کردن به تو، نور خورشید ملایم میشه♪
♪با فکر کردن به تو، ابرها صورتی به نظر میرسن♪
♪ یه گاز میزنم، خیلی شیرینه♪
♪دوست داشتنت مثل آب شدن عسل زیر نور آفتابه♪
♪ حتی سردترین زمستون هم احساس گرما میده♪
♪از وقتی عاشقت شدم، فقط همراهیت رو میخوام♪
♪تو به همه دوز و کلک هام پِی میبری♪
♪چیکار کنم؟♪
[همسر آتیش پاره ام]
[قسمت اول]
[جین ژو]
بانوان و جنابان
بالاخره لین چین چیو بی وفا
با ساتن ابریشم قرمز به دار آویخته شد
[غرفه دلال ازدواج] و تو خیابون مرد
[لو نان یی،داستان گو]
با دیدن مرگِ
لین چین چیو
بانویی که دیوانه وار عاشقش بود
همه امیدش رو از دست داد
تا آخر عمرش
دیگه عاشق نشد
ببینین
جناب دلال ازدواج داره اشک میریزه
درسته
جناب دلال ازدواج خودش رو نمایان ساخته
داستان بانو لو
اشک جناب دلال ازدواج رو درآورده
جناب دلال ازدواج خودش رو نمایان ساخته
این داستان
[خیانت عشق: نابخشوده] آخرین کار منه
بانوان و جنابان
یه نسخه ازش نمیخواین؟
من میخوام
زود باش یکی بهم بده
به منم بده
منم میخوام
منم میخوام
واسه همه هست
دعوا نکنین
به منم بده
ارباب لین
لو نان یی باز داره تو داستانش شما رو بدنام میکنه
یکی یکی
برای مردها هم هست
بیاین
بانو لو
[بائو شنگ، صاحب چایخانه تیان یی] داستان هاتون
همش درباره مردان بی وفا هستش
هیچ مردی دوست نداره بخونتش
مزخرف محضه- کی اینا رو میخونه آخه؟-
چی میدونی آخه؟
ببینین
اونجا یه طرفدار مرد هست
جناب
[خیانت عشق: نابخشوده] سلیقه خوبی دارین
خیلی مرموزه
شرط میبندم خوش قیافه ست
[لین چینگ چیو،بخش دار جین ژو]
لین چینگ چیو؟
لو نان یی
بالاخره
پیدات کردم
داره چیکار میکنه؟
داره به جناب دلال ازدواج دست میزنه
آهای بس کن
نباید به اشک های مقدس جناب دلال ازدواج
بی احترامی کنی
بس کن- کارش ظالمانه ست-
لو نان یی
تو بودی که ولم کردی
چرا همش تو داستانت بهم تهمت میزنی؟
شعله های شمع
موم قرمز توی چشمهای مجسمه رو ذوب کرده
و همه فکر کردن جناب دلال ازدواج داره گریه میکنه
این به اصطلاح اشک های خونین
نتیجه دوز و کلک های بانو لو هستش
پس همش دروغ بود؟
بانو لو یه حقه بازه
اِی وای،چطور جرئت کرد بزنتش؟
ارباب
...لو نان یی
بیا ببین
ارباب
بیشتر از یه ساله که دارین دنبالش میگردین
ظاهرا تو جین ژو بوده
یه سال و شش ماه و سه روزه
لو آر
ارباب لین
ارباب لین
بانوی من،لو نان یی
ازم خواستن که این نامه رو بهتون بدم
[نامه خداحافظی] گفتن که
از روی ناپختگی،زندگی شون رو به شما قول دادن
و الان عقلشون سر جاش اومده
با این نامه
با شما خداحافظی می کنن
و دیگه شما رو ملاقات نخواهند کرد
ارباب
[یوئه چو، خدمتکار لین چینگ چیو] این دختر قلب نداره
چرا انقدر قفلی زدین روش؟
بریم دنبالش بگردیم
بگیر
[تائو، خدمتکار لو نان یی]
ارباب لین
خیلی خوش قیافه ست
تائو
گوش کن
هر چی یه مرد خوش قیافهتر باشه
سنگ دل تره
بیخیال
برگردیم
لو آر
حداقل برای اجرای جشنواره فانوس دریایی بمون
ببین
داره شروع میشه
باشه
بریم
[برج فِی یون] فوق العاده ست
ببین،خیلی خوشگله
خیلی خوبه
خیره کننده ست
فانوس ها دارن روشن میشن
رقاص ها دارن میچرخن
چراغ ها شب رو نورانی کردن
لو آر
حس نمی کنی این مثل
یکی از صحنه های توی داستانته؟
...به جز
...به جز
عالیه
هیچ ساتن ابریشمی قرمزی
که آویزون باشه وجود نداره
چی شده؟
[جی فانگ های،طبیب تالار فضیلت]
بدو
اون جناب جی از تالار فضیلت نیست؟
زود باش،بدو
درست مثل داستانیه که اون نوشته
اونه
بانو لو اونو به قتل رسونده
[لِی یو،سربازرس جین ژو]
فورا مظنون رو دستگیر کنین
[دیوان دولتی جین ژو]
[عدالت و صداقت]
لو آر
من میترسم
ما بیگناهیم
از چی میترسی؟
چی؟
لین چینگ چیو
بخش دار جدیده؟
طبق تحقیقات
متوفی جناب جی فانگ های از تالار فضیلته
مرگش
با توصیفات داستان تو تطابق داره
الان همه جین ژو مطمئنن تو قاتلی
چه توضیحی
داری؟
فقط چون من اون داستان رو نوشتم
یعنی قاتل منم؟
همه جین ژو این داستان رو شنیدن
این یعنی
کار هر کسی ممکنه باشه
منطقیه
درسته
خوب شد یادم انداختی
همچین کتاب داستان پر شوری
نباید تو جین ژو فروخته بشه
لِی
بله
به همه کتابفروشی های جین ژو اطلاع بده
هر مغازه ای که کتاب بانو لو رو بفروشه
جریمه میشه
اطاعت
...تو
لو آر
لین چینگ چیو
خیلی پَستی
باشه
فردا از جین ژو میرم
لو نان یی
تو هیچ جا نمیری
بمون خونه
و مواظب رفتارت باش
تا پرونده حل نشده
لو نان یی حق نداره
از جین ژو بره
دادگاه به تعویق میفته
عدالت
مثل اینکه ارباب لین
به این بانو
یه حسی هایی داره
اون عشق بچگیِ
ارباب لینه
[انجمن کتاب یون زه]
[توجه:بانو لو توسط یک سگ مجروح شده. فروشگاه تا بهبودی ایشون بسته ست]
عجب دنیای کوچیکیه
هیچ وقت فکر نمیکردم
لین چینگ چیو تا اینجا بیاد دنبالم
آها
پس اون همون مرد بی وفای تو داستانته؟
ببخشید،شما بانو لو هستین؟
ارباب من،لین چینگ چیو
ازم خواستن این نامه رو بهتون بدم
[نامه خداحافظی]
ارباب گفتن که
حسشون به شما
از روی حماقت جوانی بوده
خانواده ها هیچوقت با هم تفاهم نداشتن
با این نامه باهاتون خداحافظی کردن
و دیگه همو ملاقات نخواهید کرد
هعییی
بیخیال
بسه
نوشیدنی میخوام
[دیوان دولتی جین ژو]
ارباب
دیگه نخونین
آدم شرور داستان اسمش لین چینگ چیو هستش
لو نان یی آشکارا سعی داره
اسمتون رو لکه دار کنه
بهت گفتم دربارش تحقیق کنی
چی پیدا کردی؟
هرچی بیشتر تحقیق میکنم عصبانیتر میشم
یه سال قبل اومده جین ژو
و انجمن کتاب یون زه رو باز کرده
یه تاجر جوان ثروتمند ازش حمایت میکنه
اسمش چیه؟
آها
فو وِن یوآن
این دوتا با لکه دار کردن اسم شما
دارن پول در میارن
اینکه مرگ فانگ های با داستانش
تطابق داره،اتفاقی نیست
باید این پرونده رو
عمیقا بررسی کنیم
[روز شانزدهم ماه اول در ساعت زی]
لو
چی شده؟
بازم کابوس؟
باز کابوس دیدم
[روز شانزدهم ماه اول در ساعت زی]
الان کسی اومده بود تو اتاقم؟
من همش تو حیاط بودم
ندیدم کسی بیاد تو
چی شده؟
یکی نوشته هام رو دستکاری کرده
زمان و مکان قتل رو عوض کرده
به جای دزدی
متن رو عوض کردن؟
[چای خانه تیان یی] مکان شده چایخونه تیان یی
و زمانش شده روز شانزدهم ماه اول
[روز شانزدهم ماه اول] ساعت زی
[در ساعت زی]
الان ساعت چنده؟
نزدیکای ساعت زی
باید برم بررسی کنم
آهای
لو
آهای
...مواظب
مواظب باش
ارباب
انجمن کتاب یون زه این جلوئه
[انجمن کتاب یون زه]
بریم دنبالش
[چایخانه تیان یی]
چرا اینم دقیقا مثل داستان منه؟
"آن شب..."
"رفت چایخانه تیان یی"
"چایخانه تاریک بود"
"به جز چراغ های سوسو زن"
"که روی صحنه بودن"
"یه تابوت هشت چی لونگ"
"جلوش ظاهر شد"
"به تابوت نزدیک شد"
"لمسش کرد"
"و به آرومی بازش کرد"
چیکار میکنی؟
دستت خونیه
...من
لو نان یی؟
من نکشتمش
برام پاپوش دوختن
تو یه شهری به بزرگی جین ژو
کی براش مهمه که یه داستان گو به ناحق محکوم شده باشه؟
میخوای بکشیم؟
یادت نمیاد
بهم سیلی زدی؟
لیو
بله
نمیخوام بکشمت
بلکه میخوام کاری کنم
آرزوی مرگ کنی
هاهاهاها
آه
وای
مثل یه بره تو لونه پلنگم
که مستقیم رفتم تو تله
میشه یکی کمکم کنه؟
لطفا کمکم کنین
بازش کن
...چی
چی میخوای؟
لین چینگ چیو
نباید بهت سیلی میزدم
لطفا شکنجه ام نکن
دیشب ساعت زی توی
چایخونه تیان یی چیکار میکردی؟
در حال حاضر تو تنها مظنونی
اگه راستشو نگی
پس یعنی داری چیزی رو مخفی میکنی
من واقعاً نکشتمش
یکی برام پاپوش دوخته و
زمان و مکان توی داستانمو به
چایخونه تیان یی تو ساعت زی تغییر داده
...پس- پس-
از روی کنجکاوی رفتی چایخونه تیان یی
و جسد بائو شنگ رو پیدا کردی
نگو که
روش قتل هم همونیه که تو داستانته
...اون
...اون
اون تصادفیه
مزخرفه
مشخصه که یکی برات پاپوش دوخته
اونقدر باهوش هستی
که بدونی
من بیگناهم
درسته؟
فو ون یوآن کیه؟
ها؟
ارباب
ارباب
فو ون یوآن اومده
[عدالت و صداقت]
[فو ون یوآن،تاجر ثروتمند جین ژو]
ارباب
ایشون فو ون یوآنه،یه تاجر ثروتمند
تو جین ژو
ارباب لین،عرض ادب
نامزد من به ناحق زندانی شده
اومدم نجاتش بدم
نامزد؟
کی؟
لو نان یی
از انجمن کتاب یون زه
پس مثلث عشقیه
نامزد من همیشه مهربون و باوقاره
بانوی ظریفی مثل اون هرگز مرتکب قتل نمیشه
حتماً یکی به زیبایی و استعدادش حسودی کرده
و از روی کینه براش پاپوش دوخته
مثل اینکه خیلی خوب میشناسینش
معلومه
ارباب
رئیس جدید همیشه اوضاع رو سرو سامون میده
برای همین
یه هدیه براتون آوردم
تا حقیقت رو ببینین
و نامزدم تبرئه بشه
هیچ شکی به ثروتتون نیست
خیلی سخاوتمندین
پس کِی
آزادش میکنین؟
لِی
بله
فو ون یوآن رو به جرم رشوه به مامور دولت دستگیر کن
ببرش زندان تا منتظر مجازاتش بمونه
صبر کنین
صد تای دیگه بهتون میدم
قبل اینکه ببرینش زندان
بهش بیست ضربه شلاق بزنین
ببرینش
ارباب
ارباب
ارباب
لِی
زمان دقیق مرگ بائو شنگ مشخص شده؟
ارباب
طبیب قانونی اینجا فاقد مهارته
و زمان دقیق مرگ رو مشخص نکرده
از یه طبیب قانونی با مهارت میخوام که به جین ژو بیاد
چند روز دیگه برو دنبالش
اطاعت
مثل اینکه خودم باید جسد رو بررسی کنم
تا لو نا یی زودتر از اتهامات تبرئه بشه
جی فانگ های،طبیب درمونگاه
تو شب جشنواره معبد
تا سر حد مرگ خفه شده
بائو شنگ، صاحب چایخونه تیان یی
از ناحیه قفسه سینه مجروح شده
و جسدش توی تابوت پیدا شده
زبونش بیرون نزده
این یعنی از قبل به قتل رسیده
به خاطر این
مُرده
جای زخم یکیه
پس با یه سلاح کشته شدن
میتونیم دو تا پرونده رو با هم بررسی کنیم
قاتل جی فانگ های رو به قتل رسونده
بعدش حلق آویزش کرده
بائو شنگ هم
با سر حد مرگ چاقو نخورده
تو تابوت قرار داده شده
و از خونریزی جون داده
مشکوکم که
بائو شنگ راس ساعت زی نمرده
قاتل
قبل ساعت شِن
دست به عمل زده
پس
لو نان یی قاتل نیست
میدونستم براش پاپوش دوختن
باید هرچی زودتر قاتل رو پیدا کنم
[طبیب قانونی جدید، به جین ژو،خانه جدیدتان خوش آمدید]
چهار ساعته منتظریم
کجا مونده؟
فکر کرده کیه؟
بسه
میرم خونه نوشیدنی بخورم
برو کنار
ازم دزدی کرده
ازم دزدی کرده
بگیرینش
وایسا
رئیس
رئیس
[مغازه ابریشم و ساتن شینگ یو]
برین کنار
برین کنار
راه رو باز کنین
راه رو باز کنین
راه رو باز کنین
راه رو باز کنین
عالی بود
عالی بود
چی شده؟
پاشو
[گونگ بِی یین،طبیب قانونی جین ژو]
رئیس
خوبین؟
خوبم
[طبیب قانونی جدید، به جین ژو،خانه جدیدتان خوش آمدید]
اومدین دنبال طبیب قانونی جدید؟
بله
درسته
منم
بریم
رئیس
چرا این بانو یه
حس و حال خطرناک بهم میده؟
جدی؟ولی به من یه
حس و حال جذاب و فرازمینی میده
رئیس
[دیوان دولتی جین ژو]
خوشگله،باید تشنه باشی
بفرما
خوشگله،چای بخور
میشه اینطوری صدام نزنی؟
اسم من گونگ بی یین هستش
آره،یین
اومدی
ارباب
کِی رسیدی؟
همین الان
پسر خاله چینگ چیو
پسر خاله؟
چرا بدون من
جسدها رو بررسی کردی؟
نباید تو تحقیقات وقفه بیفته
سالهاست خودت تنهایی جسد بررسی نکردی
نکنه عجله داری یکی
رو تبرئه کنی؟
کیه؟
شعله قدیمی ارباب
کی؟
لو نان یی
چینگ چیو
به اندازه کافی از دست
اون زن عذاب نکشیدی؟
بهش وسواس پیدا کردی
بعد همچین سفر طولانی ای
حتما خسته ای
لِی
بله
یین رو ببر استراحت کنه
اطاعت
چینگ چیو
میتونم برم؟
آره
فو ون یوآن چی؟
آزادش کردی؟
اگه میخوای آزادش کنم
باشه
التماس کن
التماس
کن
نکنه تو
انباری حبست کرده بوده؟
مهم نیست کاری با من کرده باشه
همین که به تو آسیب نزده باشه کافیه
کاری نکرده مگه نه؟
نه
جرئت نداره
توقع نداشتم لین چینگ چیو از قانون پیروی کنه
و انقدر زود آزادمون کنه
زیادی ذوق نکن
میشناسمش
نمیذاره به این آسونیا قصر در بریم
اون عاشق
موش و گربه بازی کردنه
پس همین الان
از جین ژو بریم؟
نمیتونیم
هردو قتل به داستان من مربوطن
اگه از جین ژو برم
طرفدارام فکر میکنن قاتلم
و از ترس مجازات فرار کردم
هر طور شده
باید کسی که
برام پاپوش دوخته پیدا کنیم
آتیش
خونه کی آتیش گرفته؟فلک زده- کمک کنین آتیشو خاموش کنیم-
احمق
مغازه مائه
آها
چی؟
وایسا منم بیام
انقدر داد نزنین
چی شده؟
ارباب
این آدما میگفتن لو تسخیر شده
و هرچی مینویسه به واقعیت تبدیل میشه
ما باهاشون دعوا کردیم
اونا هم مشعل پرت کردن داخل
نتونستیم جلوشون رو بگیریم
نوشته هام کو؟
آتیششون بزنین
هنوز تو اتاق مطالعه ان
آتیششون بزنین
لو آر
لو آر
[انجمن کتاب یون زه] نرو داخل
جناب
نرید داخل
خطرناکه
♪ سعی کردم آزاد بشم♪
♪دیگه محکم نگه نمیدارم♪
♪حتی اگه باز تنها بشم♪
♪طوری که انگار هیچوقت عاشق نشدم♪
♪دیگه خاطره جدیدی وجود نخواهد داشت♪
♪دیگه خبری ازت نخواهد بود♪
♪تصمیم گرفتم که♪
♪فراموشت کنم♪
♪سعی کردم بپذیرم که وقتم رو تلف کردم♪
♪تظاهر کردم که برام مهم نیست♪
♪ مجبور شدم چشمامو ببندم♪
♪و خودمو به کوری بزنم♪
♪تا اینکه خودمم دیگه نفهمیدم♪
♪اینکه عشقم به تو راست بود یا دروغ♪
♪زمان رو تونستم گول زدم♪
♪ولی خودم رو نه♪
♪ فکر می کنم به وقتش می فهمم♪
♪و دیگه بهت تکیه نمیکنم♪
♪ فقط میتونم تو خاطراتم نسخه ای♪
♪از تو که دوستم داری رو نقاشی بکشم♪
♪ چه خداحافظی ضایعی♪
♪بدون حتی یه خداحافظی♪
♪ اون ترسو عاشق، من نیستم♪
♪تویی♪
♪سعی کردم بپذیرم که وقتم رو تلف کردم♪
♪تظاهر کردم که برام مهم نیست♪
♪ مجبور شدم چشمامو ببندم♪
♪و خودمو به کوری بزنم♪
♪تا اینکه خودمم دیگه نفهمیدم♪
♪اینکه عشقم به تو راست بود یا دروغ♪
♪زمان رو تونستم گول زدم♪
♪ولی خودم رو نه♪
♪ فکر می کنم به وقتش می فهمم♪
♪و دیگه بهت تکیه نمیکنم♪
♪ فقط میتونم تو خاطراتم نسخه ای♪
♪از تو که دوستم داری رو نقاشی بکشم♪
♪عشق تو از من گریزانه♪
♪ چیزی که باید میومد هرگز نیومد♪
♪این پایان♪
♪ غیر منتظره تر از حقیقته♪
♪غیرمنتظره♪
♪ فکر می کنم به وقتش می فهمم♪
♪و دیگه بهت تکیه نمیکنم♪
♪ فقط میتونم تو خاطراتم نسخه ای♪
♪از تو که دوستم داری رو نقاشی بکشم♪
♪ چه خداحافظی ضایعی♪
♪بدون حتی یه خداحافظی♪
♪ اون ترسو عاشق، من نیستم♪
♪تویی♪
♪ اون ترسو عاشق، من نیستم♪
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Yara : مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.