Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سینما زون منطقه ای برای دوستداران سینما :. @Cinema_Zone .:
:ترجـمه و زيـرنـويس از « آرمـیـــن حیـدری و مـــحـــســـن رضـــایـــی » .:: Armin.HpR & MohsenRezaei ::.
.ترومن ، ترومن ، بیدار شو -
.یکی تو خونه ست
.بیدار شو ، بیدار شو -
اوه ، مهمونی تموم شد ، ها؟ -
.آره -
.اوه -
.ممنونم ، مهمونی عالی ای بود
در ضمن ، من دقیقا کجام؟
...بِل ، فقط یه لحظه وایستا -
.میخوام اینا رو برای پست چی بذارم
.صبح بخیر ، آقای وستون -
.متشکرم ، بِل -
.عمارت وستون -
.بله ، یه لحظه
.باشما کاردارن ، آقای وستون
.اوه ، ممنونم بِل -
بله ، چی شده مایک؟ -
.من دقیقا 7 دقیقه وقت دارم
...بِل ، بِل ،میتونی اونو وادار کنی
اونو بیاره پایین ، لطفا؟
.چشم قربان ، باشه آقای وستون
هی ، هی ، میتونی اونو بیاری پایین؟
.بل ، گوش کن ، من امشب دیر میام -
.یه جلسه تو مرکز شهر ، با خریدار ها دارم
اوه ، اینو دوباره برام پُر میکنی؟
.اوه ، حتما خانم وستون - .براتون شام نگه میدارم
.متشکرم -
.مایک ، مایک ، اگه بتونم تلفن رو قطع کنم -
.آره ، آره
.برای شام ، پاستای شکم پُر درست کن -
.چشم ، خانم وستون -
.خیله خب ، مایک ، خودم میرسونم -
.باشه ، دارم راه میفتم ، خداحافظ -
...بِل ، میخوام امروز بری خشکشویی
.و کت و شلوار خاکستری منو بگیری
.فردا جلسه ی بزرگی دارم
.این کت وشلوارِ خوش شانسیه منه
.بهتره کروات خوش شانسیتونم انتخاب کنین -
.اون لباس دفعه ی قبل ، خیلی خوب کار نمیکنه
.یه چیزی رو میدونی ، حق با اونه -
.بهتره اون آبی رو برداری
.وایسین -
هردوتاتون فراموش کردبن امروز تولد رابیه؟
.آه - .نه -
.فقط باید برای ناهار یه چیزی بگیرم -
.من واقعا دیرم شده
.باشه
...بِل ، ازطرف من تولدش رو بهش تبریک بگو
.و بهش بگو امشب ، میبینمش
.ممکنه یه کیکی یا یه چیزی براش بگیری
.ترافیک مثل ، یه قتل میشه
.بعدا میبینمت ، بِل
.خداحافظ ، خانم وستون -
هی ، وایستا ، فکر میکنی داری کجا میری؟
.برو تو آشپزخونه و صبحانه ات رو بخور
نه ، در حال حاضر گرسنه ام نیست ، باشه؟ -
برو و من رو تو دردسر ننداز ، باشه؟ -
.شمع ها رو فوت کن و یه آرزو کن -
.حالا ، هدیه ات رو باز کن
.متشکرم ، بِل -
یه دوس دختر پیدا کن و اونو بده بهش ، باشه؟ -
!باشه
.خوبه ، حالا برو -
.برو وگرنه دیر به مدرسه ات میرسی
.هی ، دارم میرم -
.خداحافظ
.خداحافظ -
.امشب میسون وین رایت رو برای شام ، میارم خونه -
.من نمیتونم هرشب اینکارو بکنم ، ترومن -
.نه ، نه ، نه ، نه ، فقط وین رایته ، همین -
.فقط امشب رو نیاز دارم تا ، معامله رو ببندم
.دیشب هم همین حرف رو زدی -
.ببین ، این کاره منه -
...میدونی چند نفر آدم اونجا هستن
.که فقط منتظر لغزش منن ، تا منو اخراج کنن -
I'm back to designing strip malls
for some two-bit developer in Ohio.
.این اتفاق نمی افته -
.عزیزم ، ما خیلی نزدیکیم -
.خیلی نزدیکیم
...وین رایت بزرگترین مشتری ایه که
.تا حالا وارد دفترم شده
.اون 60 تا املاک و مستغلات برتر ، توی لس آنجلس برای توسعه داره
.مشارکت مال منه
.کرامر داره بازنشسته میشه
.اون عملا داره ، اونو تو دامن من میندازه
ترومن ، تو چیکار کردی؟ -
.بیا اینجا -
.حالا ، بازشون نکن -
ترومن ، تو چیکار کردی؟ -
.زیرچشمی نگاه نکن -
.باشه
.باز کن
این چیه؟ -
.اجاره ایه -
.بنظر میرسه میتونیم ، باآدمای بزرگ بازی کنیم
.ترومن ، ماتوانایی خرید یه ماشین جدید رو نداریم -
.ما تا خرخره زیر قرضیم
.تاقبل از این برای انجام کارات ، به یه ماشین گرون قیمت احتیاج نداشتی
.این فقط کار من نیست -
.این حرفه ی منه ، زندگیه منه
میدونی اونا چی میگن؟ ...اگه صبر کنی تا توانایی پرداختشو بدست بیاری
.هیچوقت نمیتونی اونو داشته باشی
.ترومن ، من میتونم به صورت نیم وقت ، برگردم سر کارم -
.بخاطر خدا ، پتی - .ارزش من رو پایین نیار
نمیتونی فقط بهم ایمان داشته باشی؟
من همه چیزی بهت ندادم؟
...اون چیزی که من میخوام خونه وخانواده ست ترومن -
.نه خرید ماشین و رهن خونه
.اجازه بده من نگران این باشم -
.من میخوام ازت مراقبت کنم
اما ما خیلی نزدیکیم عزیزم ، خیلی نزدیکیم
.شام ساعت هشت
یه چیز خوشگل بپوش ، باشه؟
....باورت میشه این یارو ، تو یه صبح
سه بار تماس گرفته؟
!صبح بخیر -
.متشکرم ، پتی -
.من همیشه خوشحالم که اینجایی
.همه امروز تو این دفتر ، رفتارای عجیب غریب دارن
.حتی کامپیوتر من هم خراب شده
.نمیتونم عملیات رو انجام بدم
.به اون یکی نگاه کن
...به برد زنگ بزن ، اون تو کمتر از یه ساعت
.سه بار تماس گرفته
.خواهش میکنم ، فقط بهش زنگ بزن
وین رایت تماس گرفت؟ -
.نه ، صبح زنگ نزده -
...خب ، یه ساعت یا بیشتر بذارین بخوابه ، دیشب نتونسته بخوابه
...و قرار شام امشب رو باهاش بذار
.باشه ، بهش زنگ بزن .باشه ، چشم ، چشم
این چیه؟
اونجا چه خبره ؟ -
.من برای استعداد شما احترام زیادی قائلم -
...ازمن نشنیده بگیر ، گرین و کارمر
.دوساعته که اونجا قایم شدن
.یه مشکلی پیش اومده
...تو اینجا چشم و گوش من هستی ، عزیزم -
.باز نگهشون دار
.ببینم چیکار میتونم بکنم -
.هی ، شریل -
سلام رابی ، چرا نیومدی سر کلاس؟ -
.آه ، خب ، در واقع منتظر تو بودم -
.یه چیزایی هست که میخوام ازت بپرسم
حتما ، چیه؟ -
...خب ،امروز تولد منه -
...و آه ، من فقط امیدوار بودم که شاید
.دوس داشته باشی بیای ، یا یه کاری انجام بدی
.اوه ، خیلی متاسفم ، نمیتونم -
.من الان دارم بایه نفر قرار میذارم
.اوه -
.خب ، اشکالی نداره -
.خیلی متاسفم ، تولدت مبارک -
.آره -
.حتما
...اوه آقای کرامر ، من فقط میخوام بدونم که -
چه خبره ؟ -
.خیله خب ، همه ی چیزی که من میدونم -
...اون اسمش الکس وسته
.واون با پلات وهمکارای دیگه ، حسابی روی هم ریختن
...کرامر طی دو هفته گذشته
.باهاش تلفنی صحبت کرده
برای چی؟ -
.نمی دونم ، کسی حرفی نزده -
.جای نگرانی نیست -
.بزرگه -
...اوه نه ، قطعا -
مراقب باش ، باشه؟ -
...بهم یادآوری کن ، هیچکدوم از وکلای من -
.خیله خب -
.از این طرف -
.بریم .بریم -
روز سختی بود ، آقای وستون؟ -
.فقط طولانی بود ، بِل -
...خب ، لباس خوش شانسیتون توی کمده -
.ولی من اصرار دارم ، آبی رو بردارین
خب ، خبر خوب میخواین یا خبر بد -
.اوه ، سورپرایزم کن -
.باشه ، بفرمایین -
.باغبون پنجره مهمون سرا روشکست
...بهش گفتم اگه قبل از باریدن بارون ، عوضش نکنه
.یه عقرب توی تخت خوابش پیدا میکنه
باشه ، خب خبرای خوب چیه؟ -
.این خبرای خوب بود -
.خبرای بد اینه که ، از مدرسه تماس گرفتن -
.رابی امروز تومدرسه دیده نشده -
!رابی -
ببخشید ، آقای وستون - بله ، بابا؟ -
.رابی ، بیا پایین -
.خائن -
خب ، امروز روز قشنگیه -
You have the top down, yeah?
.خوبه ، خوبه
...فقط چند هفته به پایان
.سال تحصیلی مونده
...وآکادمی بروک وی قبول کرده
...تاتورو به عنوان بخشی ازجلسه تابستانیشون ، انتخاب کنن
.به شرطی که سطح علمیت رو بالا ببری
خب ، تو الان فکر میکنی که وقتشه بهش گند بزنی؟
...من فقط نمیفهمم چرا -
.نمیتونم دبیرستان رو ، اینجا تموم کنم
...رابی آکادمی بروک وی -
.یکی از بهترین مدارس مقدماتی کالج ، تو کشوره
...من ومادرت داریم تلاش مکنیم تا فرصتی رو بهت بدیم
... که تعداد کمی از پسرای جوون امیدوارن داشته باشنش
...ازادیت در حق انتخاب کالج ، انتخاب تو زندگی
.بجاش داری برعکس عمل میکنی
.و اگه چیز متفاوتی انتخاب کنم -
...خب من حدس میزنم تا زمانی که تو
...قادر باشی ، باذهن باز تصمیم گیری کنی
.من اونا رو برات درست میکنم -
.کلیدارو بده من.
چی؟ -
.سوئیچای ماشینو بده من -
.بابا ، بیخیال -
.کلیدها رابی ، فقط اسمشو بذارکار -
...وقتی تونستی پایان نامه ات رو بانمره بالا بگیری
.بعدش میتونی اونا رو پس بگیری
.این روش زندگیه
.آره خب ، چرنده -
چی گفتی؟ -
.گفتم ، بله قربان -
.وایستا ، مراقب اون مرحله باش -
.بیا ، بفرمایید
.اوه ، ببخشید دیر کردیم
.ما فقط وایستادیم ، تا یه نوشیدنی بخوریم
.زمان از دستمون در رفت
ما بخشیده شدیم؟
...من شخصا احساس ازار میکنم اگه -
.توسط همچین زن زیبایی ، بخشیده نشم
.شام بیشتر از یک ساعته ، که آماده ست -
.من نمیتونم نتیجه اش رو تضمین کنم
...خب عزیزم ، اگه یه ذره اش هم مثل شما خوشمزه باشه
.من مطمئنم که یه جشن واقعیه
.بیا ، اجازه بده یه نوشیدنی برات بریزم -
!و آره
.خیلی خوبه
.تو هم خیلی مهربونی
...پت -
.عزیزم
.میتونی بذاریش برای بعد
.میسون فکر میکنه ، تو ازاون خوشت نمیاد
.ترومن ، من دوس دارم این غذا رو ازروی میز بردارم -
.بیا ، یکم شراب بخور -
.من واقعا خسته ام -
.من قلابشو زدم -
.کمکم کن حلقه اشم بزنم -
.باهاش خوب باش ، یکم مهمون نوازی کن
.هی رفیق
.بله -
.یکم شراب -
.اوه بله ، ممنونم -
...وپتی ، یه شیشه - .نه ، لطفا ، نه
.اوه ، خواهش میکنم ، یکی دیگه داشته باش
.عذر میخوام -
.سلام
کی؟
.شوهر شما خیلی مرد خوش شانسیه -
.اون قراره با من حسابی پول دربیاره -
.خب ، خوبه -
.مهمونی کنسل شد -
.نه ، امشب مهمونی نیست -
به سلامتی کارای بزرگ؟ -
...من فقط - .باشه -
.فردا بهشون بگو -
.شما خیلی زن زیبایی هستین -
.بله ، فردا بهت زنگ میزنم -
.منو ببخشید - .بسیار خب -
.بعدا باهات حرف میزنم ، بای بای -
.ببخشید -
.فقط سعی کن یکم دوستانه باشی
.آره ، درسته -
هی ، چه خبر شده؟ -
...کارت رو تموم میکنی -
.وبه اون کثافت میگی از اینجا بره
خب ، موضوع چیع؟ -
.اون دستشو به همه جام مالید ، مسئله اینه -
.اگه این خیلی مهم نبود ، نمیومد اینجا -
شنیدی من بهت چی گفتم ؟ -
.من باهاش صمیمی شدم -
.اون دستش رو برد زیر لباسم -
.ببین ، من به این معامله نیاز دارم -
.خواهش میکنم ، باهاش خوب باش -
چی داری میگی؟ -
.این کار رو بخاطر خودمون بکن -
!لعنتی -
.میسون -
بله؟
.یکم بیشتر شراب بریز -
.خیلی چشمگیره ، ترومن -
درواقع چیزی که مهمه ، تو جهنم رو تحت تاثیر قرار میدی -
بعدش ، ما معامله میکنیم؟ -
...خب ، درواقع من دنبال یه چیزی میگشتم -
...یکم اضافی باشه ، یه چیزی
.چطوری بگم ، یه چیزتر وتمیز و شیرین -
.میسون ، من وظایفم رو درقبال تو انجام دادم -
.تو دستای ، خوب کسی هستی
.این همون چیزیه که منتظر شنیدنش بودم ، ترومن -
.این همون چیزیه که تو طول شب ، منتظر بودم بشنوم -
.شرابت رو فراموش کردی
.ترومن ، انتظار نداشتم زود بیای -
...من با وین رایت معامله رو بستم -
.وفکر کردم بهتره کارهای اداری رو شروع کنم
.حالا ترومن ، دوس دارم با الکس وستون آشنا بشی -
حالت چطوره؟ -
.الکس ، این ترومن لانگلیه -
.الکس به ما ملحق میشه
.اوه ، میخوام یه فنجون قهوه بگیرم -
.فکر خوبیه -
.ملاقات با تو خوب بود ، ترومن -
چه خبر ، مایک؟ -
...وستون مرد خوبیه -
.مدیر ارشد تو پلات و همکاراشه
...اون از طرف دو تا توسعه دهنده بین المللی
.ویه هتل زنجیره ای لوکس ، وارد شده
...حالا ، لازم نیست بهت بگم مشتری هایی
.از این دست ، میخوان برای ما چیکار کنن
.عالیه ، عالیه ، مایک -
...و من به بازنشستگی فکر میکنم -
...مایک ، خواهش میکنم ، چرا فقط بهم نمیگی -
این اطراف چه خبره؟
.مشارکت به وستون میرسه -
...خدای من ، مایک این مشارکت مال منه -
.من کلی زحمت براش کشیدم ( آره بابا زنش رو به گاییدن داد )
.این تنها راهی بود که ، اون رو میاورد اینجا -
...و حالا ، ما به یه مدیر قوی نیاز داریم
...ومامجبوریم که ازت بخوایم ، کنار بکشی
.وبه دفتر پایین بری
وایستا ، وایستا ، میخوای چیکار کنی؟ -
...میخوای من رو تو بخش حمل و نقل بذاری
تا بتونین همتون باهم ، از شرمن خلاص بشین؟
.متاسفم ، ترومن -
.بله ، بله ، منم متاسفم -
.رینا -
اوهوم؟ -
میتونی اینو برداری؟ -
ممم ، عزیزم ، ساعت چنده؟ -
.ساعت ، آه ، یازده ونیمه -
شب یا صبح ؟ -
.صبح -
.اوه ، خدای من -
...الکس ، اگه منو نمیشناختی
چطور میخواستی باهام سکس کنی؟
...عزیزم ، من تورو میشناسم -
.وناامیدانه تلاش میکنم همین الان باهات سکس کنم
.نه عزیز دلم -
...منظورم اینه اگه من فقط یه غریبه
بودم که اون طرف خیابون وایمیستادم ،بازم منو میخواستی؟
.رینا ، نمیدونم میخوای چی بگم -
.خدای من ، الکس ، فقط به سوال لعنتی جواب بده -
.آره ، میخواستم باهات عشق بازی کنم -
...من میخوام همین الان باهات عشق بازی کنم
.ولی تو باید برای انجامش اینجا باشی
.من فکر کردم باهم توافق کردیم ، یکم محافظه کار باشیم -
.فکر میکنم ممکنه ، تخمک گذاری کرده باشم -
.خب ، این کار شده -
.بفرما -
...من فکر میکنم ماباید وانمود کنیم
.که همه ی روز رو وسط یه اقیانوس هستیم
...اگه من برای قهوه و روزنامه یکشنبه -
به ساحل شنا کنم ، اشکالی نداره؟
.سیاه ، باشکر زیاد -
.به چشم کاپیتان -
اوه الکس ، میتونی یه سر به رابی بزنی؟ -
.دیشب نشنیدم بیاد خونه
.حتما -
.ترو -
ترومن؟
چیکار میکنی عزیزم؟
.دارم میرم دفتر -
.یکشنبه ست ، توهیچوقت یکشنبه ها کار نمیکنی عزیزم -
.مشارکت به شخص دیگه ای رسید -
روز یکشنبه کار میکنی ها ، آقای لانگلی؟ -
حدس میزنم به همین دلیله ، دلار های بزرگ گیرت اومده ها؟ -
آقای لانگلی ، آقای لانگلی؟ -
آقای لانگلی؟
آقای لانگلی؟
.بِل -
!بِل
.ببخشید آقای وستون -
.تا سرحد مرگ منو ترسوندین
...متاسفم بِل ، فقط میخواستم بدونی که -
.قصد دارم بعضی از کارهای خونه رو ، امروزعصر انجام بدم
...درتمامی این سالها که برای شما کار کردم -
.یادم نمیاد شما در این خونه ، کاری کرده باشین
مشکلی پیش اومده آقای وستون؟
...آره ، خب ، تافردا نمیتونم برم تو دفتر جدیدم
...چونکه باید تعمیر بشه ونقاشی شه
.بعدش سوراخ گلوله رو بپوشونن
.اگه کسی زنگ زد ، من تو اتاقمم
...اوه ، ودرضمن بِل ، میخوام بری طبقه ی بالا و
.لباس خوش شانسی منو پیدا کنی وآتیشش بزنی
.رابی
!رابی
.دارم سعی میکنم یه کارایی اینجا انجام بدم
.بله -
رابی ، تو سیگار میکشی؟ -
.همدیگرو بعدا همیینجا میبینیم ، مرد -
.ازآشناییتون خوشحالم آقای وستون
....صبح بخیر ، کرامر ، وستون ، گرین ، و همکاران
چطور میتونم تماستون رو راهنمایی کنم؟
.یه لحظه لطفا
....صبح بخیر ، کرامر ، وستون ، گرین ، و همکاران
چطور میتونم تماستون رو راهنمایی کنم؟
.صبح بخیر ، آقای گرین
.بله، خودشه ، بذار منقلت کنم
.سلام ، یه ثانیه دیگه میام پبشتون
....صبح بخیر ، کرامر ، وستون ، گرین ، و همکاران
چطور میتونم تماستون رو راهنمایی کنم؟
میتونم یه پیغام بذارم؟
.متشکرم
.آقای کرامر منتظرتونه ، از سمت راست ادامه بدین
.آقای کرامر ، پاتریشیا لانگلی اینجان تا شمارو ببینن -
.اوه ، راهنماییش کن داخل -
.آه ، پتی .سلام مایک -
.بفرما ، بشین ، بیا -
چیزی میتونم برات بیارم ، چای ، قهوه؟
.نه ممنونم ، من خوبم -
.همه ی ما خیلی متاسفیم -
...مایک ، درمورد این شرکتِ برنامه ی بیمه عمر
کاری نیست که بتونی انجام بدی؟
.کاملا از دست من خارجه پتی -
...از اونجایی که مرگ ترومن ، به دست خودش اتفاق افتاد
.این سیاست بی فایده ست
.مطمئنا ، ترومن به خاطر یه سیاست شخصی اینکارو کرده
.اون در مقابلش وام گرفت -
درمورد دارایی های دیگه چطور؟ -
سهام ، پس انداز؟
.واقعا از طرف مایک هنوز چیزی به من نرسیده -
...آه ، یکم به خودت وقت بده -
.و وقتی آماده شدی ، من اینجام تا بهت کمک کنم
.اوه
.خب ، اجازه بده یکم اب بهت بدم
.خوبه ، فورا یه نفر رو میفرستم دست به کار بشه -
.درسته -
.اوه ، کارن ، میشه لطفا این فایل ها رو ثبت کنی -
.حتما ، ناهار خوبی داشته باشین -
.ممنونم -
...نمیدونم از این موضوع خوشت میاد یا نه پتی -
...ولی بعضی از چیزای الکس
.هنوز تو دفتر وستونه
.من فکر کردم ممکنه ، بخوای یه نگاهی بهشون بندازی
.یه چند لحظه تنهات میذارم -
.توی کسکش -
کی مجبورت کرد این گند رو بزنی ، الکس وستون؟
!من به این معامله نیاز دارم -
!خواهش میکنم
!باهاش خوب باش
.من فقط سعی کردم یکم دوستانه رفتار کنم -
.فقط اینکارو بکن -
.خب ، ازاینکه دوباره میبینمت خوشحالم -
چی؟
من میگم باید دور سوم رو بیخیال میشدیم ، مگه نه؟
صبح بخیر ، چه کمکی از دستم برمیاد؟-
.امیدوارم -
...من و شوهرم از ساحل شرقی به اینجا نقل مکان کردیم
...وامیدوار بودیم دخترم استفانی رو
.تو ترم اینده ، در ال کامینو ثبت نام کنیم
.خب ، این یه مدرسه ی دوست داشتنیه
...نگرانیه ما اینه که استفانی -
..بابرنامه درسی جدید مشکل داشته باشه
...ومن امیدوار بودم ، شما بتونین یه معلم خصوصی پیشنهاد بدین
.که بتونه اونو ، تو تابستون بالا بیاره
...اوه ، ما چندین معلم فوق العاده داریم -
.که در طول تابستان کار میکنن
.آمارشونو تو پرونده دارم
.اجازه بدین براتون بیارمش
.متشکرم -
...اینجا لیست معلمایی که خصوصی کار میکنن هست -
...و یه فرم پذیرش هم وجود داره
.و ما مشتاقانه منتظر دیدن استفانی در پاییز هستیم
.متشکرم -
.خداحافظ
...من قصد دارم از بین ببرمت الکس وستون
.تو و خانواده ات رو ،یک به یک
!رابی -
مشکل چیه ، آقای وستون؟ -
هیچی ، حالا ، رابی کجاست؟ -
.اوه ، اون رفت بیرون -
خانم وستون چطور؟ -
.فکر میکنم ، طیقه بالاست -
!رینا ، مارینا
.من تو یه جزیره ، وسط دریای کارائیبم -
---
.تو این کلبه ی چوبی چمنی ، هیچکسی نیست
چطوره پشتت رو مالش بدم؟ -
.فقط اگه بتونم پسرت رو صدا کنم
.یه نامه از طرف مدرسه رابی اومده -
خب که چی؟ -
.نمی دونم -
...اونا میترسن که نتونن اونو
برای آکادمی بروک وی پیشنهاد کنن
مگر اینکه نمراتشو بالا ببره
.اونم قبل ازاینکه ترم تموم بشه
.الکس ، اون درسشو میخونه ، ماهمیشه بهش گیر میدیم -
منظورم اینه ، دیگه چیکار میتونیم بکنیم؟
.نمی دونم -
.شاید تمرکز نداره
.اونا یه معلم خصوصی پیشنهاد دادن
.اونا یه لیست سه نفره فرستادن
.یجوری بهم نگاه میکنی ، انگار وقت دارم با این قضیه کنار بیام -
.من تو دفتر کارم ؛ غرق شدم -
...مجبور شدم همه ی مشتری های ترومن لنگلی رو
...بسه پسر ، من به این جماعت زنگ میزنم
...ولی تو باید کسی باشی که بهش میگی
...باید بقیه ی اوقات فراغتش رو
.توی کتاب بگذرونه
چرا که نه؟
.به هرحال الان من ، کمترین فرد مورد علاقه شم
بل ، میتونی کفشای دیگمو برام پیدا کنی؟ -
.خواهش میکنم عزیزم ، داره دیرم میشه
.حتما ، خانم وستون
.ممنونم ازت -
.بله سلام ، میخوام با آماندا کرسفیلد صحبت کنم
.بله ، من آماندا کرسفیلد هستم
.بله ، من در دسترسم
.خوشحال میشم
دوست دارید کِی شروع کنید؟
ممکنه تا امروز عصر بیاین ؟ -
.ببخشید ، خیلی عجله دارم
.باشه -
.بله ، یه مداد همینجا دارم
.بگو ، بعد از ساعت 30 : 5 -
.منتظر دیدارتون هستم خانم وستون
رابی ، میشه لطفا بیای اینجا؟ -
.یه چیزی هست که دوس دارم ببینیش
.عزیزم ، لطفا اون توپ رو نیار تو خونه
.ازت خواستم اینکارو نکنی
.رابی ، این آماندا کرسفیلده
.اون معلم خصوصی جدیدته
.از آشنایی باهات خوشبختم -
.قول میدم ، بی دردسر باشه
.بشین
.اون اخیرا تمرکز زیادی نداره -
...اون پتانسیلش رو داره
.ولی فقط به خودش تلقین نکرده
.دوس دارم حرفای شما رو بشنوم -
...الکس ، عزیزم
میشه یه دقیقه بیای اینجا؟
.یه کسی اینجاست که دوس دارم باهاش اشنا بشی
.آماندا ، این شوهرمه ، الکس
.خب ، دیدار با شما باعث خوشحالیه -
.الکس ، این آماندا کرسفیلده
.اون میخواد معلم خصوصی رابی بشه
.باعث افتخاره -
.عزیزم ، بالاخره یکی رو پیدا کردی
.بله -
.ما واقعا از کمک شما سپاس گذاریم -
خب ، کِی میتونین شروع کنین؟
.خب ، ممکنه یه مشکل جزئی وجود داشته باشه -
...صاحب ساختمونی که توش کار میکنم
...در حال حاضر یه سری پیمانکار آورده
...تاروز سه شنبه یه بازسازی انجام بده
...ومن میدونم که امروز صبح گفتم ، میتونم زودتر شروع کنم
.ولی یه هفته زمان میخوام تا یه جای جدید ، برای زندگی پیدا کنم
.خب ، امتحانات پایان ترم رابی ،چندهفته دیگه برگزار میشه
.میدونم -
...اگه میخواین یه نفردیگه رو پیدا کنین ، درک میکنم
.و میخوام کمکتون کنم
.ما یه مهمون خونه داریم -
مهمون خونه؟ -
.خیلی کار داره
الکس ، نظر تو چیه؟
.نمی دونم ، خالیه ، اگه مشکلی باهاش ندارین -
...خب ، من فکر میکنم اگه این کمک میکنه تا پسرمون واردآکادمی بروک وی بشه
.پس منم مشکلی ندارم
.ممنونم بِل
...بِل فکر میکنی بتونی یه حرکت جادویی
با مهمون خونه بکنی؟
.اگه این چیزیه که شما میخواین ، خانم وستون ، چشم -
.نمیتونم قدر دان زحماتت باشم -
.این خیلی عالیه
منظورت چیه باید بری؟ -
میخوای بری کجا؟
.من باید با معلم خصوصیم درس بخونم -
.اوه پسر بیخیال -
.داری مثل شیره کِش هاش میشی
.ما نمی تونیم بدون تو بازی رو شروع کنیم
...میدونی وستون ، اگه یه محافظ پلاستیکی توی جیبت و
. چندتاعینک داشته باشی ، یه مذخرف به تمام معنا میشی
.سلام رابی -
سواری میخوای؟
!عزیزم -
.فکر میکنم میتونیم زود تر شروع کنیم -
میخوای رانندگی کنی؟
اون کی بود؟ -
.نمیدونم مرد ، ولی اون عالیه -
.کارتو خوب انجام میدی ، رابی -
.بهم اعتماد کن ، تو کم ترین زمان ممکن ، نمراتت رو بالا میبریم
.شما باید یه چیزی بخورین -
...اگه خیلی با شکم خالی از مغزت کار بکشی
.سردرد میگیری
.ممنونم بِل
.آره ممنون بِل
.حالااگه مشکلی نداری ، ما مشغول کاریم
...بله ، من فقط میخواستم مطئن شم -
.اون مغز یا چشم هاشو خسته نمیکنه
.یه خرید کاملا با نشاط -
.خیلی خوشحالم که خونه هستم -
.من حداقل تو 100 تا فروشگاه مختلف رفتم
.پاهام در میکنه و کمرم داره منو میکشه
.خب ، 30 دقیقه یوگا و ماساژ معجزه میکنه -
...خب ، اگه همین الان شروع کنم -
...شاید اونقدر خوش شانس باشم که
. تا ساعت هفت رو فرم باشم
.باشه ، یه حمام گرم ویه نوشیدنی سفت -
.درمان کمتر ، با همون نتایج
میدونی چه چیزی واقعا تحریک کننده ست؟ -
...الکس ساعت 15 : 6 میرسه خونه
...اصلاح میکنه ، دوش میگیره ، لباس میپوشه
...و طبقه پایین وایستاده و میخواد نق بزنه که
.ساعت 45 : 6 و داره دیرمون میشه
اینا رو کجا میخوای ببری؟ -
.خب درواقع ، طیقه ی بالا
.امیدوارم بِل اینجاباشه تا بهم کمک کنه
.بِل
.حتما رفته بیرون یه چیزی خرید کنه ، اجازه بده من کمکت کنم
.نه ، نمیتونم همچین کاری ازت بخوام
.خواهش میکنم ، میخوام ببینم چی خریدی -
.:: Exclusive Subtitle By Mohsen Rezaei & Armin Heydari Poor ::.
.یه حمام داغ با جوهر گاردنیا آماده ست -
.نمیدونم باید چطور ازت تشکر کنم -
.میخواستم بابت همه ی زحماتی که برای رابی میکشی ، ازت تشکر کنم
.تو چند روز گذشته ، خیلی هدفمند شده
.اون با تو خیلی راحته
.من نمیتونم وقت زیادی رو باهاش بگذرونم
.این یه لباس مجلل خفنه -
مال مهمونیه؟
...جمع آوری کمک های مالیه ، تو کلوب کشور
.به عهده ی شرکت طراحیه ، دوستای الکسه
.واقعا فکر میکنی این ، من هستم؟
فکر نمیکنی برای من زیادیه؟
شوخیت گرفته ؟ -
.خیره کننده میشی
.میدونی گاهی اوقات یادم میره ، چند سال سن دارم -
...تااومدم خودمو پیداکنم وببینم چند سالمه
...دیدم سالهای زیادیه که گذشته وتو این خونه داریم زندگی میکنیم
.یا وقتی تو سال بدنیا اومدن رابی ، دومین ماشینمونو خریدیم
زمان به سرعت میگذره ، مگه نه؟ -
...گاهی اوقات فکر میکنم ، زیاد به خودم توجه کافی نکردم
...میدونی ، یا ، نمیدونم ، فقط
.یجورایی حواسم نبود و یه سری چیزا از دستم در رفت
.اجازه دادن به اون اتفاق آسونه -
...آره ، بیشتر اوقات
.فقط یه غریبه رو تو آینه میبینم
چه وقت بزرگ شدم؟
.زمان رو ازدست نده ، باید به کلوب باشگاه برسی
من فکر میکنم اونا فقط بزرگتر میشن مگه نه؟
.خدای من ، حق با توئه
.من یه مشتری تو کلوبِ کشور، هستم
.بهم اعتماد کن ، نه با اون لباس
.اوه ، حمومت
.جواب میدم
.سلام ، عمارت وستون
الکس خونه ست؟
.نه متاسفم ، تشریف ندارن
میتونم پیغامتون رو برسونم؟
.نه ، مهم نیست
.میخوام بهش بگم چه کسی باهاش تماس گرفته
.مایک کرامر هستم ، بعدا تماس میگیرم
کی بود ؟ -
.یه خانمه ای بود ، میخواست با الکس صحبت کنه
.پیغامی نذاشت و اسمشم نگفت
.میدونی اونا چی میگن ، اگه یه زن تلفن رو جواب داد ، قطع کن
.حمام گرم وشراب ، طبق وعده داده شده
.مرسی ، تو خیلی شیرینی
شراب بیشتر؟ -
...من کلئوپاترا هستم ، به تنهایی روی کشتی ( آخرین فرعون مصر باستان و یکی از قدرتمندترین پادشاهان زن در جهان بود )
.شناور به سمت پایین رود نیل
.خب اعلی حضرت ، داره همه جات هرس میشه -
.هیچکی از یه فرمانروای ، هَرَسی خوشش نمیاد ( pruny : همون تَرَکیه که تو حموم زیر پاها و تو دستها درست میشه )
.مخصوصا تویه لباس مجلسی کوتاه
...میدونی ، من یه مقدار کار مدلینگ کردم
...وقتی که خیلی جوون تر بودم با یه طراح کار کردم
...واون به من گفت که کلید احساس زن
...موقع پوشیدن لباسای منه ،اینکه چطور اونارو میپوشه
...و گفت که ، هرچیزی که بدن یه زن رو لمس میکنه
...باید احساس خوبی داشته باشه ، چون وقتی احساس خوبی داشته باشه
.خوب بنظر میاد
.و حالا یکم عطرروی تمام نقاطی که نبض دارن
.وتو هیچوقت نمی دونی
.ببین چقدر خوشگل شدی
.احساس زیبایی میکنم -
.ماریانا عزیزم ، من اومدم خونه -
!ماریانا
.ماریانا بجنب ، داره دیرمون میشه
.من دیگه کارم تموم شده آقای وستون -
.دوشنبه میبینمتون
.عالیه بِل -
.حتما همه جارو قفل کن ، وآخر هفته خوبی داشته باشی
.متشکرم -
الکس ، من آماده ام -
رینا؟ -
.دوسش دارم
.خانم وستون ، شما خیلی زیبا بنظر میرسین
.ارزش صبر کردن داشت عزیزم -
.بل بیخیال -
.داشتم دنبال توپ بسکتبالم میگشتم
.حتما ، گوشای منم درازه -
.خب ، حالا آقای وستون چشم چران شده (Peeping Tom اشاره به فیلم 1960 )
.من هیچ کاری ، من هیچ کاری نکردم
...هنووز اونقدر بزرگ نشدی که -
.نتونم تو رو ، روی زانوم بذارم
.اگه دوباره خفتت کنم، میرم همه چیزو به بابات میگم
حالا برگرد تو اتاقت
...و اگه دنبال اون مجله ی کثیف زیر تختت هستی
.دیگه هیچ جایی پیداش نمیکنی
چه حسی داره؟ -
چه حسی داره؟ -
چرا اومدی اینجا؟
.میخواستم اتاقت رو ببینم -
.یه جورایی کثیفه -
امشب از توپنجره نگام میکری مگنه نه؟ -
.دروغ نگو -
...احساس خوبی نیست کسی
جاسوسیتو بکنه مگه نه؟
.وقتی کارای بد کنی باید مجازات بشی
تا حالا مجازات شدی؟
.بله -
.امشب جمعه شبه -
چرا نمیری بیرون و بادوستات خوش نمیگذرونی؟ -
.نمی دونم -
تو باکره ای؟ -
...دفعه ی بعد که خواستی چیزی ببینی
.در اتاق رو بزن و ازم درخواست کن
.لعنتی -
!لعنتی
.میخوام هرچیزی رو که میدونم بهت یاد بدم -
.توجه کن
.بعدا همه این آزمون ها ، ازت امتحان گرفته میشه
.انتظار دارم نمراتت بره بالا
.حتی ممکنه برات یه مسابقه پاپ برگزار کنم
.لباساتو در بیار
.زود باش
.همه شونو
.دیگه باید بری
.میخوام همینجا بمونم -
نمیتونی ، اگه پدرت همین الان سر برسه
همه چی بین ما تموم میشه ، میفهمی؟
.بسیار خب
.رابی -
.بله قربان -
.رابی ، ساعت 4 صبحه -
تو کجا بودی؟
.بیرون -
بیرون ؟ -
.خب ، هفته ی دیگه میتونی همینجا بمونی
بعدش باید مستقیم بیای خونه و به درس و مشقات برسی
.بله قربان -
.خدای من -
خب ، دیشب چقدر مشروب خوردی؟ -
.نمی دنم ، فکر نمیکنم زیاد بوده باشه -
.من خیلی خسته ام
.خیلی مست بودی -
...الکس لطفا ، اگه از خودم احمق بازی در آوردم
.نمیخوام الان چیزی در موردش بشنوم
.باشه
اذیت نمیشین بهتون ملحق شم؟ -
.نه البته که نه، بشین
.به هرحال یه چندروزی بود که میخواستم باهاتون حرف بزنم
مهمون خونه چطوره؟
.عالیه -
.نمیتونم بخاطر اون ازتون تشکر کنم
...خب به اندازه کافی تشکر میشه -
.اگه بگین که نمرات پسرم در حال بهبوده
.اون عالی عمل میکنه -
جدی؟ -
.به نظر میرسه خیلی مشتاقه ورضایت داره -
.خیالم راحت شد -
.میدونین ، کمتر از یه هفته دیگه امتحانات پایان ترمشه
.اون خوب میشه -
.متوجه شدم یه میز بیلیارد تو خونه دارین
بازی میکنین؟
چرا ، خودتون چی؟
.من میتونم خودمو نگه دارم -
این یه چالشه؟ -
.بهتون هشدار میدم ، من واسه مراقبت بازی میکنم
.منم همینطور
داری چیکار میکنی؟
.فقط یکم حریم خصوصی بهتون میدم -
.واسه شام سرموقع میرسم بِل -
...بِل ازت میخوام بری تو اتاقم و-
.اون پرنده های لعنتی رو از اونجا برداری
.همچنین ازت میخوام همه ی تختهای بالا رو خالی کنی
...ولی خانم وستون ، من -
.بِل فقط اینکارو بکن واینقدر با من کل کل نکن -
...خدای من فقط میخوام یه بار
کاری که میخوام انجام بشه وببینم اون اتفاق افتاده
.من فقط میخوام بدونم ، دارم رو ملافه های تمیز میخوابم
فکر نمیکنم درخواست زیادی یاشه مگه نه؟ -
.ممنونم
. جِلِنوِرت . (به زبون محلی ما میشه : کله قِژ یا همون مو سیم ظرفشویی )
.عمارت وستون -
!بِل -
!من خونه ام
!بِل
!بِل
.هی
!بِل
.میخوام برم تکالیفمو انجام بدم
آماندا؟
.من اینجام -
.وایستا ، وایستا
صبر کن ،امتحان ریاضیاتت چطور پیش رفت؟
.نمره 94 گرفتم
.بذار ببینم -
چیه ، بهم اعتماد نداری؟ -
.نه بلیط ، نه لباسشویی ، بذار ببینم -
.خیلی پسر خوبی شدی -
این چیه؟
این چیه؟
.از فرانسوی متنفرم -
.نمیخوام یاد بگیرمش -
...دیروز من درمورد ،امتحان زبان فرانسه ازت سوال کردم
.وتو گفتی ، که امتحانتو خوب دادی
!نمره 48 خوب نیست
.نمره 48 قابل قبول نیست
.با نمره 48 حتی نمیتونی پاس کنی
.این بدترین درس منه -
.تو بهم دروغ گفتی -
.میدونی من چه حسی نسبت به دروغ گفتن دارم
.متاسفم -
.برگرد ، برگرد ، صورتت رو به میز باشه -
میخوای چیکار کنی ، منو بزنی یاهمچین چیزی؟ -
.باید زبان فرانسه یاد بگیری -
چی؟ -
...اسم من
.به زبون فرانسه و با سرعت -
.تو گرسنه ته
.تو یه چیز سخت میخوای
.بازوهاتو بیار بالا -
میدونی این چیه؟
.نه -
.خب ، قراره بفهمی -
.تکون نخور
...قول میدم تا یه ساعت دیگه
.به دو تا زبون میتونی گدایی کنی
!بِل -
!بِل
!بِل
!بِل
!بِل
.این تقصیر منه
.حالم بد بود و دِق دلیمو سر اون خالی کردم
.این تقصیر تو نیست -
.فـقط یه حادثه بود ، این یه حادثه بود
.نه ، اصلا باور نمیکنم -
.این فقط یه حادثه بود مامان -
.میخوام برات چای درست کنم -
!رینا -
.الکس -
.الکس
.خیلی متاسفم -
.متاسفم
.بهم کمک کن مادرتو ببرم طبقه ی بالا
.ضربه ی قشنگی بود -
.خدای من -
.متاسفم ، منم ازش متنفرم -
نتونستین بخوابین ها؟ -
.نه -
.نه ، نتونستم -
.درمورد بِل متاسفم -
مارینا چطوره؟
.طبقه بالاست ، بهم ریخته ست -
.اون خودشو مقصر میدونه
.خب ، مسخره ست -
...ماریانا اخیرا درمورد اینکه دقیقا چه چیزی -
مسخره ست ونیست ، رو راست نیست
.آرامبخش میتونه یه همچین تاثیری رو هم ، روی شما بذاره -
این واضحه؟ -
.اون استرس زیادی داشته
...حالت روحی ، افسردگی ، انکار -
.ازدست دادن اشتها ، از دست دادن میل جنسی
.شماره 15 برای گوشه
موضوع چیه؟
.از من میترسی
.یه روز جهنمی شده -
.بِل 12 سال با ما زندگی میکرد
.اون عضوی از خونواده ی ما بود
.همسرم داره طبقه ی بالا ، دیازپام بالا میاره
.پسرم از من متنفره
.من اینجام و برای خودم متاسفم
...وبله ، ازتو میترسم
...ترس از نگاه بیش از حد تو
...ترس از نزدیک شدن خیلی به تو
ترسِ ازاینکه الان فهمیدم ، تقریبا هرچیزی رو میتونی توجیه کنی
.میتونم کمکت کنم الکس -
.میدونم داری چی پشت سر میذاری
.اذیتم کن الکس
.سخت تر ، زود باش
رابی؟ -
.خب الکس ، نمایش خوبی کنار استخر راه انداختی
...میدونی ، من فکر میکنم شاید بالاخره
.مدرسه رفتن فکر بدی نباشه
.ما میتونیم فقط اسمشو بذاریم ، کار
.صبح بخیر -
.صبح بخیر ، برات قهوه درست کردم -
.آماندا ، مجبور نیستی همچین کاری بکنی -
.میدونم ، میخواستم یه کاری کرده باشم -
.مارینا امروز حالش خوب نیست -
.من باهاش میمونم -
.شما بهم نیاز دارین
.داروخانه چاپمن ، روز بخیر -
.سلام ، مارینا وستون هستم -
.بله -
... من میخوام یه نسخه ی دیگه، ازداروم رو -
. دوباره پُر برام بفرستین، لطفا
.بسیار خب ، مشکلی نداره -
...آیا شماره نسخه ی
.دارو رو دارین ، خانم وستون
- Yes, number 1276977.
.یه لحظه لطفا -
ماریانا؟ -
بیداری؟
.یه چیزی برات گرفتم
آماندا ؟ -
.نمی دونستم اینجایی
.میخوام یه مدت بمونم و کمک کنم -
.خدای من -
.گریه نکن ، همه چیز درست میشه -
.بگیرش ، بابونه ست ، غم هاتو کم میکنه -
.قول میدم
.زود باش، بشین -
.آماندا ، یه حس وحشتناک دارم -
...یه احساس وحشتناک درمورد بِل دارم ، درمورد -
...من هیچ توجهی به خونه ام نکردم
.به شوهرم ، به پسرم ، به خودم
رو زمین چه اتفاقی داره برام میفته؟
.داری از چیزای وحشتناکی عبور میکنی -
.یکم به خودت وقت بده
.نه ؛ من خیلی زیاده روی کردم ومیخوام همه چیز برگرده -
آماندا
.خیلی خوشحالم که اینجایی
.من کس دیگه ای رو ندارم که باهاش صحبت کنم
.فقط دراز بکش ، زود باش -
.همه چیز درست میشه
رابی نرفته مدرسه؟ -
رابی؟ -
.مامان، نمیدونستم خونه ای -
چرا مدرسه نرفتی؟ -
.باید واسه پایان ترم درس بخونم -
.رابی ، منو نادیده نگیر
.من مدرسه نیستم ، چون نمیخوام باشم -
عزیزم گوش کن، میدونم به خاطر بِل ناراحتی
ولی خواهشا دِق و دِلیشو سر من خالی نکن
تو اصلا نمیدونی از چی ناراحتم
هیچ وقت نمیدونستی
میخوای بدونی چرا نرفتم مدرسه؟
چرا ازم نمیپرسی دیشب کجا بودم
یا چرا بلند نشدم بیام خونه؟
تو اصلا نمیدونستی خونه بودم یا نه
برو یه قرص کوفتی دیگه بزن بالا، مامان
!رابی
رابی، لطفا، ببخشید
!خدایا
برو و همین الان از مامانت معذرتخواهی کن
نه
معذرتخواهی نمیکنم
میدونم عصبانیای، ولی از دست اون ناراحت نیستی
تو به خاطر چیزی که دیشب توی اتاق بیلیارد دیدی ناراحتی
رابی، ایکاش اونجا نمیبودی
،ایکاش کاری که بابات باهام کرد رو نمیدیدی ...ولی
اون مجبورت کرد
اون عصبانی بود، لطمه خورده بود
نمیدونست داشت چیکار میکرد
...میدونم هیچوقت باهام اینکارو نمیکرد اگه
اذیتت کرد؟
بابام اذیتت کرد؟
اون اذیتت کرد؟
نه، من حالم خوبه
فقط یه ذره ترسیده بودم
حروم زاده
حروم زاده
رابی، نه، صبر کن
تو فقط اینجوری داری اوضاع رو بدتر و مامانت رو اذیت میکنی
فقط میخوام از اینجا گورمو گم کنم
میدونم، عزیزم
چیز زیادی نمونده
چیز زیادی نمونده، چیز زیادی نمونده
فقط چند روز دیگه صبر کن، باشه؟
بعدش میتونی وسایلتو جمع کنی و بری
مارینا واست چای آوردم
میخوام یه سوپی چیزی درست کنم
من گرسنهام نیست
همین چای خوبه
خودت میدونی که، باید یه چیزی بخوری
اینو توی رختشویی پیدا کردم
یه گوشواره عتیقهست
امیدوارم یه لنگه واسش داشته باشی، خیلی خوشگله
مارینا؟
مارینا، اگه مریضی، برو دکتر
اَلکس، تنهام بذار، الان نمیخوام ببینمت
مارینا، منو پس نزن
اَلکس ولم کن
اونا کجان؟
چی؟ - کجان؟ -
اینا، اینا، لعنت بهش
من چیزی مصرف نکردم نه
اَلکس، بسه
گفتم، بلند شو، مارینا - تمومش کن -
خدايا، بسه، اَلکس
خودتو بیین، نگاه کن خودتو
حتی نمیتونی راه بری
اَلکس، بسه، نه، اَلکس
!با من جر و بحث نکن
کافيه
لعنت بهت، مارینا
!بسه
اَلکس، داری اذيتم میکنی
!اَلکس، بسه
!اَلکس
!اَلکس، لطفا
اَلکس، داری اذيتم میکنی
!اَلکس، بسه
اَلکس، داری چیکار میکنی؟
آماندا بهم گفت که گذاشتیش کنار
حرفشو باور نکردم
بذار یه چیزیو بهت بگم، رابی
،اینجا خونهی منه، و تا موقعی که توشی
با کمال احترام با من و مامانت رفتار میکنی
گرفتی؟
اصلا برام مهم نیست مشکلت چیه
چیه، از دستم عصبانیای، ها؟
میخوای باهام در بیافتی؟
میخوای باهام دعوا کنی؟
خب، بجنب، عوضیِ کثافت
ها؟
زودباش بیا دیگه، پسرهی کله شق
ببخشید، اومدم فقط گرمکنام رو بردارم
مارینا؟
به نظر میاد یه خرده نیاز داشته باشی
انگار یه خرده حس سرگیجه داشتم
شاید به خاطر آفتابه
میخواستم فقط سر خودمو گرم کنم
راستش، میخواستم به رابی توی جمع کردن وسایلش کمک کنم
ولی فکر کنم زیادی تو کارای شخصیش دخالت کردم
فقط باید یادم باشه
که اون دیگه بچهی کوچولوی من نیست
نه
میدونم دلت واسش تنگ میشه
همین الانم شده
آپارتمانم چند روز دیگه آماده میشه
پس، تو هم داری میری؟
آماندا، تو دوستِ خیلی خوبی بودی
همیشه هستم
وسایلتو کامل جمع کردی؟
آره، به گمونم
کِی عازمی؟
فردا بعد از ظهر
رایان میاد دنبالم و میبرتم فرودگاه
فکر کنم این آخرین فرصت برای خداحافظیه
امشب دیر میام خونه
اَلکس
حتی با رابی هم خداحافظی نمیکنی؟
خداحافظی کردیم
به نظرم اینجوری بهتره
باشه
دوسِت دارم
منم دوسِت دارم، مامان
خیلی دوسِت دارم
خیلیخب، برو دیگه
باشه
گوش کنید، مواظب باشید
فعلا، خانم وِستون
و خواهشا یادت نره بهم زنگ بزنی، باشه؟
پس دونفر بودن
باشه، به محض اینکه رسیدیم بهت زنگ میزنم
الو
الو
الو؟
الو
!الو
هرکی هستی، دارم زنگ میزنم به پلیس
رینا؟
یا خدا، رینا، داری چه غلطی میکنی؟
چاقوی کوفتی رو بذار زمین
رینا، فیوز پریده، همین
همینجا بمون، فیوزه پریده
اَلکس، نه، لطفا نرو طبقهی پایین
تف توش، مارینا، ممکن بود بُکشیم
مگه اینکه واقعا هم قصدت همین بوده
اَلکس، یه نفر تو خونه بود
یه نفر دائماً زنگ میزد و بعدش خط تلفن قطع شد
بعدش صدای یه نفر رو راهپلهها شنیدم
باید حرفمو باور کنی
رینا، رینا، گوش کن، تلفن سالمه، رینا
همهچی مرتبه
هیچکس اینجا نیست
اَلکس، اَلکس، گوش کن
فکر کنم میخواد منو بُکشه
کی؟
آماندا، فکر کنم واقعا میخواد بُکشَتم
تو رو به خدا، رینا آماندا اینجا نیست
گوش میکنی چی میگم، رینا؟
اون اینجا نیست، تو حالت خوبه
متوجه نیستی
باید حرفمو باور کنی
به خاطر خدا، رینا، بیا بریم طبقهی بالا
اَلکس، منو احمق فرض نکن، من دیوونه نیستم
رینا منو نگاه کن
ببین مسکنها دارن چی به سرت در میارن
خدا لعنتت کنه، اَلکس من چیزی مصرف نمیکنم
اَلکس
!اَلکس
بله؟
دو دقیقهست داشتم باهات حرف میزدمها
شنیدی چی گفتم؟
شرمنده، امروز یه خرده خستهام
بخش برنامهریزی دنبال
کلی تحقیقات روی پیشرفت دولت آلمانه
اَلکس؟
اَلکس، چته تو؟
دستت چی شده؟
چیزی نیست، یه حادثهی کوچیک واسم پیش اومد
خب، پروندهها کجان؟
احتمالا هنوز توی جعبههاییان که اونجاست
ممنون، کارِن، بدون تو چیکار میکردم؟
دیگه کار از کار گذشته، وِستون
کار از کار گذشته
نباید توی خونهی خودم ترس به دلم راه بدم
بچههام
به بچههام غذا میدم
فرشتهها؟
فرشتهها، صبح به خیر
سلام، مارینا
اینجا چیکار میکنی؟
برات چای آوردم
چای نمیخوام
خودت میدونی همین چیزیه که مریضم میکنه
اینو سر بکش
!نمیخوام
پاشو
پاشو
کارو واسه خودت سختتر از این نکن
!تکون بخور
میخوای باهام چیکار کنی؟
اَلکس میفهمه
دیگه کار از کار گذشته
لطفا، اینکارو نکن
اون میاد خونه و میبینه که مچ دستاتو زدی
و از شدتِ خونریزی مُردی
نه، نه، اون میدونه من هیچوقت همچین کاری نمیکنم
تو چند هفتهست که افسرده و از خود بی خود شدی
تو هر روز همراه با ویتامینهات کپسول سکوباربیتال مصرف کردی
و تنها اثرانگشت تو رو چاقو میمونه
بخورش، اگه قرص رو بخوری دردش کمتر میشه
قرص رو بخور، مارینا
خودشه
اَلکس، داری
وسایل لَنگلی رو مرتب میکنی
اشکالی نداره، مایک
گوش کن، دوست دارم این پرونده رو با هم یه بررسی بکنیم
ببخشید، باید یه تماس بگیرم
اَلکس، مشکلیه؟
،این زنه که تو عکس کنارِ لَنگلیـه
کیه این؟
این پاتریشیا لَنگلی، بیوهی ترومنـه
خودشه
!وِستون، وِستون
ببخشید
عصربهخير
کِرامر، وِستون، و شرکای گرین
چطور ميتونم راهنماییتون کنم؟ ...فکر کنم باید جریمه پرداخت کنم
هی، اَلکس، چطوری؟
!اَلکس
...نتیجهی پیش آگهی اینه که واقعا
میشه این دستور کارها رو تکثیر کنید، لطفا
...و بفرستشون
انجامش میدم
میخوام یه تماس ضروری واسم بگیری
گفتم ضروریه
زنگ بزن به پلیس، آدرسم رو بهشون بده
بهشون بگو زنم تو خطره
حالش خوبه؟
،میدونی، اگه به تقلا کردن ادامه بدی
قرصها دیر اثر میکنه
نیازی نیست صبر کنم، خودت میدونی دیگه؟
حق با تو بود، مارینا
باید بیشتر احتیاط میکردی
همهشو داشتی، همهچیو داشتی و گذاشتی از دستت در بره
اَلکس هم همینطور
اون کارِش مهم تر از زنشـه
!مارینا
!خدایا
من تورو میشناسم
همه میشناسنت
برام مهم نیست کی منو میشناسه
این حقِ توی حروم زادهست
من خیلی همسرمو دوست دارم، خیلی
الانم خواهش میکنم، چاقو رو بذار زمین
برای همین، منو کردی، اَلکس؟
چون زنتو خیلی دوست داری؟
تو یه بدبختی
پسرت معشوق بهتری نسبت توئه
حتی زنتم بهتر از تو بود
زنیکهی جنده
شرمنده، آقای وِستون، کُلِ خونه رو گشتیم
هیچ نشونهای ازش نیست
بدیهیـه، اونقدر که فکر میکردید صدمه ندیده
چیز زیادی توی مهمون خونه نمونده
به غیر از یه سری اقلام شخصی
اگه برگرده چیکار کنیم؟
قویا شک دارم که برگرده
خودش میدونه همه دنبالشان
بعد از اینکه دستتون بهبود پیدا کرد
به جفتتون نیاز دارم بیاید اداره
و اظهاریه بدید
پسرتون کجاست؟
از مدرسه دوره، خداروشکر
عزیزم، نمیخوام اون راجع به این قضیه چیزی بدونه
من در اسرع وقت به اون اظهاریه نیاز دارم
ادارهی پلیس یانگ انتهای همین خيابونه
!نه، نه، نه
باشه
عزیزم، عزیزم، طوری نیست، طوری نیست، عزیزم
برات چای آوردم
ببخشید، نمیخواستم بترسونمت
اَلکس، مسئله این نیست
فقط یه خرده زمان میخوام
الو
الو، مامان
رابی، سلام، عزیزم، خیلی خوشحال شدم زنگ زدی
حالت خوبه؟
آره
همهچی مرتبه؟
آره، مامان، حالم خوبه
خیلی دلم واست تنگ شده، عزیزم
آره، منم دلم واست تنگ شده
بابات الان اینجاست، میخوای باهاش حرف بزنی؟
نه، نمیخوام با بابا حرف بزنم، در حال حاضر نه
باشه، گوش کن، باهامون در تماس باش، خیلیخب
دوسِت دارم
دوسِت دارم
خداحافظ
مامانی و بابایی دوسِت دارن
:ترجـمه و زيـرنـويس از « آرمـیـــن حیـدری و مـــحـــســـن رضـــایـــی » .:: Armin.HpR & MohsenRezaei ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.