All language subtitles for Rasavathi 2024.LILI

af Afrikaans Download
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی تقدیم میکند

آدرس کانال تلگرامی وبسایت بهارات مووی @bolymix

"همه اتفاقات این فیلم ساختگی هستند"

"هیچ دین یا جامعه ای مورد تجلیل یا بی اعتنایی قرار نمی گیرد"

"با تشکر از مطبوعات، رسانه های اینترنتی و دوستان رسانه های اجتماعی"

مدیر وبسایت : نوید مرادی

ترجمه شده توسط وبسایت بهارات مووی www.baharatmovie.com

آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

مترجم : لی‌لی

قربان لطفا یه لحظه به من گوش کن

قربان لطفا

اگر این کارو بکنی

من چاره ای جز خودکشی ندارم قربان

قربان

گوشی رو قطع نکن قربان

می تونم همه چی رو شخصاً برای شما توضیح بدم، قربان

قربان لطفا

التماس نکن، پاراسو

وقت ندارم به التماس های تو گوش کنم

گوش کن

برای شیفت شب نیا، امشب بهت مرخصی میدم

فردا صبح در دفتر رئیس پلیس منو ببین

می تونیم اونجا صحبت کنیم

اونو طوری تنظیم کردی که به نظر میرسه در طول حادثه خونه نبودی

فکر کردی با باهوش بودن می تونی فرار کنی؟

تو اونجا بودی و من تمام مدارک رو دارم، پاراسو

امشب اونو به رئیس پلیس تحویل میدم

توضیحات و بهانه هات رو به اون بگو

اگر بهش بگید، من چاره ای جز خودکشی ندارم، قربان

خوب بمیر

به خاطر جنایتی که مرتکب شدی قطعا حکم اعدام می‌گیری

حداقل حبس ابد می‌گیری

اگر شجاعت مقابله با اینها رو نداری

کاری که گفتی رو انجام بده

برو و خودتو بکش

کی جلوت رو گرفته؟

اگر خودکشی کنی مثل اینه که دوست داری

من اونو پاره کنم و از گزارش دادن به رئیس منصرف بشم

اما اگر بدون اینکه خودکشی کنی، بیای و جلوی من وایسی

من تمام مدارک رو به اون تحویل میدم

دیگه موضوع بین تو و رئیس پلیسه

قربان، ماشین آماده‌ست- آماده‌ست-

مثل قبل خوبه؟ می تونیم مجرم‌ها رو تعقیب و دستگیر کنیم؟

لحظه ای که ما رو ببینن فرار می‌کنن به اطراف

خلاف کارها موتورهایی با سرعت بالا دارن

جیپ ما به سرعت اونها میرسه؟

من بهش فکر کردم

مگه بهت نگفتم، اونها در یک نقطه خاص جمع میشن؟

شماها جلو جلو برید و تو جاهای تاریک پناه بگیرید

هیچکس نباید به چیزی شک کنه، حتی اگر شما رو ببین

فهمیدی؟- بله قربان-

چیه پاراسو؟

گفتم شب رو مرخصی بگیر

و صبح در دفتر رئیس پلیس منو ببین تا درباره‌ی موضوع تو صحبت کنیم

پس چرا اومدی اینجا؟

می خواستم حضوری ببینمت و صحبت کنم

چرا باید با من صحبت کنی؟

من چیزی برای گفتن ندارم

من وظیفه خیلی مهمتری برای انجام دادن دارم

حالا برو

فردا در دفتر رئیس پلیس می‌بینمت

و درباره‌ت صحبت می‌کنم

برو

همه تون برید- بله قربان-

پاسبان- قربان-

انگار شکمم پیچ می‌زنه

سریع برو برام یه نوشابه بگیر

سریع درستش کن- چشم قربان-

همه از ایستگاه رفتن؟

نه قربان، بازرس داخله

معده‌ش مشکل داره قربان منو فرستاد براش نوشابه لیمویی بگیرم

بازرس احساس ناراحتی می کنه یک نوشابه لیمویی تازه بده من

باشه

قربان

قربان

قربان

مرگ تصادفی بازرس کودالور هنگام تمیز کردن اسلحه

ترجمه شده توسط وبسایت بهارات مووی www.baharatmovie.com

پالانی، تامیل نادو، 2019

چی شده؟- برق گرفته‌ش داداش-

ترجمه شده توسط وبسایت بهارات مووی www.baharatmovie.com

با تشکر از رفقای خوبمون ممد خوز - جبار - کیمیا

مدیر وبسایت : نوید مرادی

کیمیاگر

کالیاپان

من اومدم جایی که تو گفته بودی

سلام پیرمرد

چند نسله که اینجا وایسادی و ما رو با لذت تماشا می کنی

صبح بخیر دکتر- بیا-

همون طور که خواسته بودی، ما اینها رو قبل از بیدار شدن زنبور عسل چیدیم

گل میروبالان و درخت انگور، دکتر

ریشه گل قهر و آشتی که در غرب رشد می‌کنه، دکتر

دکتر چرا اینها رو نیاز داری؟

برای تحقیقات گیاهی

ماشینـتون بیرون پارکه، دکتر؟

آره- باشه-

سلام داداش شیورام- سلام دکتر-

لیست من بسته بندی شده؟- همه‌ش آماده شده، دکتر-

شاه و ملکه، درسته؟- چی میگید؟-

برای تهیه داروی سیدای من، جیوه و گوگرد

سلام سادا

سلام داداش

خداحافظ

چی تو رو آورده این سمت سادا؟

برای خریدن مواد اولیه داداش

امروز نرفتی سرکار؟

فقط یک روز مرخصی گرفتم یک قطعه زمین خریدم

می خواستم نهال بکارم و فقط نگاه کنم و برم

یک سال دیگه بعد بازنشستگی باید در خونه بشینم

این پسرمه

سلام قربان

ایشون همون آقاییه که بهت گفتم در هنرهای رزمی مهارت داره

اون در «وارما» برای دفاع از خودش یک ایده داره

در مورد شما بهش گفتم

یک کار کوچک دارم، امروز عصر میرم

باشه سادا- می بینمت کدایکانال-

می بینمت- باشه قربان-

چی می خوای قربان؟- تریفالا چورنام-

قفسه بالاییه؟- بله، همون-

سیوا، تا کی برای خودت آشپزی می کنی؟

چرا؟ من خیلی خوب آشپزی می کنم

خوشم میاد

مشکل چیه؟

پسرم برات عروس پیدا کردم

وضع خانواده‌ش خوبه

تک دختره

خیلی زیباست

پسرم که دیگه زنده نیست

می خوام حداقل با تو ازدواج کنه و سر و سامان بگیری

نیازی نیست- چرا عزیزم؟-

خانواده‌ش مرفهه

چون تک فرزنده، ناز پرورده‌ست

فقط دختری که در زندگی با مشکلات روبرو شده باشه منو خوب درک می کنه

تو داستان زندگی منو می دونی

مراقب سلامتی خودت باش

مدام در خونه نشین و افسرده نشو

هر روز تا تپه های پایین کوه پیاده راه برو

فقط همین رو انجام بده

همین کافیه

فقط اگر به حرفم گوش کنی کاری که ازم می‌خوای رو انجام میدم

ها؟‌ چی؟- ازدواج کن عزیزم-

من سبک زندگیم رو دوست دارم

من خیلی خوشحالم

اگر دختری مثل خودم پیدا کنم ازدواج می‌کنم

دیگه میرم

اوه... اوه

داداش اینجا بمون و ناهار بخور

نه- بخور دیگه-

نه، باید برم

عمو پات چی شده؟

تصادف

از موتورم افتادم پایین

وقتی بزرگ شدی و موتور سواری کردی حتما کلاه ایمنی بذار سرت، باشه؟

باشه

خداحافظ

آرجون داس

تانیا راویچاندران

سوجیت شانکار

رشما ونکاتش

سلام بچه ها، من ویشانـم

ما داریم الان دنبال تلفن گمشده م می گردیم، بچه ها

یه نفر اونجا داره دنبال یه چیزی می‌گرده

بیاید از اون بپرسیم

آره

داداش گوشیمو گم کردم

من بودم که همه این آشغال‌ها رو اینجا ریختم

تو گوشی منو پیدا نکردی؟

ها؟- نه، ندیدم-

تو این افتضاح رو درست کردی؟ بیا تمیزش کن

نه- بیا-

...داداش گوشی من

گم شده- این گوشی تو نیست-

جیبت رو چک کن- اون گوشی منه-

با شماره خودت تماس بگیر، تا پیداش کنی

با شماره خودت تماس بگیر

بچه ها، امروز گوشیمو پیدا می کنم- داداش-

این آشغال ها رو اینجا ریختی؟- فقط صبر کنید-

بله

چیه

پیداش کردین؟

هان! فهمیدم

تو ماشینت گذاشتیش و منو چک می کنی؟

واقعا متاسفم- متاسفم داداش-

مشکل اینه که توی ماشین آنتن نداره

بیا- ببخشید-

اینو بنداز توی سطل زباله

آره، انجامش میدم

واقعا متاسفم داداش

داداش می خوای چیزی به مشترکین من بگی؟

توی کانالت نحوه برخورد با زباله و غیر زباله رو آموزش بده

برای تمیز نگه داشتن خونه مون

زباله هامون رو پیش همسایه مون می ریزیم

زباله های ایالت خودمونو در ایالت کناری می ریزیم

و زباله های کشورمونو در کشور کناری می ریزیم

اما نمی تونیم این همه زباله رو در فضا بریزیم

با اینحال در سرتاسر زمین ما پخش میشه

به دنبال کننده هات آموزش بده

واقعا متاسفم داداش

واقعا متاسفم

این زباله ها رو بریز تو ماشین

اسم زیبات چیه؟

پاندی

پاندی؟

ساداسیوا پاندیان

واقعا اسم قشنگیه

آقای ساداسیوا پاندیان، لطفا کانال منو لایک کن

و مشترک شو

ممنون و متاسفم- ببخشید داداش-

بچه ها گوشیمو پیدا کردم

توصیه معقول پاندی رو شنیدین؟

لطفا زمین خدا رو نجات بدیم

بچه ها لطفا نجاتش بدین

بعدا می بینمتون بچه ها شب بخیر

آقا میاد

همه چمدون‌هات رو برداشتی- بله برداشتم-

قابل توجه تمام مسافران

شش هفت نفر کارمند در این استراحتگاه هستیم

در طول هفته خیلی کاری نداریم

اما آخر هفته به طرز وحشتناکی پر کار هستیم

این سوریاست

از بنگلور اومده

به عنوان مدیر روزانه به استراحتگاه ما ملحق میشه

بریم؟

یه سخت‌ترش رو از طرف من می‌گیری

فقط صبر کن و تماشا کن

منم با تو میام

این کاریه که تو شهر خودت انجام میدی؟

صبر کن، دارم میام

ای وای، چیه؟

کی با تماشای ویدیوی تیک تاک عصبانی میشه؟

به کمر جذابش نگاه کن- کمر؟-

منو تحریک نکن، از جلوی چشمام دور شو

مراقب باش، به من طعنه نزن

نمی دونم چطور دما در کودایکانال به طور غیرعادی کم شده

استراحتگاه ما الان یک مدیر خانم داره

واقعا؟

اون حتی از الهه ماهالاکشمی هم بهتره

هی پسر پالراج

سادا؟

صبح زود، قبل از باز شدن در مشروب فروشی دولتی میری می شینی اونجا

عصر بشین اینجا، قبل از اینکه بتونم درمانگاه رو باز کنم

و 101 بار بهم زنگ بزن و ازم بپرس کجا هستم

مشکلت دقیقا چیه؟- نه سادا-

تا وقتی که قرص هایی که تو تجویز کردی می‌خوردم حالم خوب بود

وقتی می ایستادم، احساس ناراحتی می کردم به خاطر همین می خواستم تو رو ببینم

هی

یا باید مشروب رو ترک کنی و با داروی مناسب درمان بشی

یا باید داروت رو قطع کنی و به عنوان یک مست بمیری

بهت گفتم اگر به نوشیدن ادامه بدی، راهی قبرستون میشی

بچه رو نیشگون می گیری و گهواره رو تکان میدی؟

من این روزها مشروب نمی خورم

شنیدم مست بودی و سعی می کردی از کنار دریاچه ماهی بگیری

دلیلش این بود که با همسرم دعوا کردم

اگر از اون بپرسم میگه با تو دعوا می‌کنه چون طاقت حرف زدن تو در حال مستی رو نداره

تو میگی مشروب خوردی چون اون با تو دعوا کرد

اگر به مشروب خوردن ادامه بدی در نهایت راهی قبرستون میشی

اونوقت همسر و پسرت آواره کنار جاده‌ها میشن

چرا اینقدر ظالمـی؟

این چیه؟

از میدان جنگ برگشتن؟

چرا اونو اینطوری آوردین؟

تصادف با موتوره دکتر

مشخصه، مستی و رانندگی

نیاز به بخیه داره

به کلینیک آلوپاتی برین

اونجا پرستاری به نام ترزا پیدا می‌کنید

اگر بهش بگید اونو بخیه می زنه

روی زخم هاش پماد بزنید و برید خونه

سلام قربان

من از روستای پوم پری میام دخترم یک مشکلی داره

چه مشکلی؟

اون میگه یک روح دیده

ادعا می کنه روح اونو صدا می کنه

همسرم میگه باید با کمک فالگیر روح رو پیدا کنیم

من موافق نیستم

به خاطر همین اونو بردم پیش یک دکتر انگلیسی

اون دخترمو معاینه کرد و دارو تجویز کرد

به نظر میرسه دخترم به اون قرص‌ها حساسیت داره

دو هفته ست که به درمانگاهش نیومده

کمکم کنید قربان

من نباید یک بیمار رو وسط درمان از یک دکتر دیگه بگیرم درست نیست

نه قربان

اون خانم دکتر حتی تماسهای منو جواب نمیده

نمی دونم کی برمیگرده

نه، این کار اخلاقی نیست

سعی کن دوباره باهاش ​​تماس بگیری

باشه، ممنون قربان

پس داروی من چی؟

اینم داروی تو

می‌خوای مصرفش کن، می‌خوای قبل از نوشیدنی بخورش همین حالا برو

صبح بخیر قربان- چی شده آقا؟-

قربان

من دو بار به اون خانم دکتر زنگ زدم گوشی رو جواب نداد قربان

دخترم تمام شب از درد گریه می کنه بدون اینکه پلک روی هم بذاره

اگر فقط یکبار به خونه من سر بزنید واقعا ممنون میشم

کمکم کنید قربان

چه ارتباطی بین روح و سیر وجود داره؟

اگر معده تحت تأثیر قرار بگیره، مغز هم دچار مشکل میشه

کابوس های وحشتناک

ارواح در چنین کابوس هایی

با فشار دادن سینه، در حال خفه کردن رویاپرداز هستن

همه اینها ناشی از معده ناسالمـه

اگر معده درمان بشه، هر بیماری قابل درمانه

اونجاست که از سیر استفاده میشه

در فیلم های ترسناک هالیوودی ندیدی؟

معلومه ندیدی! سلیقه ی تو خیلی متفاوته

باشه فراموشش کن

نمی‌دونم پدر و مادرت چیزی که می‌خوام بگم رو متوجه میشن یا نه

تو دانشجو هستی، مطمئنم متوجه میشی

این یک مشکل گوارشیـه

وقتی از رویا بیدار میشی

می تونی مدتی در تاریکی ادامه رویات رو ببینی

یک دقیقه

اینجا داری می بینی یک مارپیچ سیاه و سفید در حال چرخشه

اما اگر جسم دیگه ای رو ببینی، اون هم مثل مارپیچ می چرخه

از نظر بصری یا از طریق صدا هیچ احساسی نداری

بنابراین تو اسکیزوفرنی نیستی یا تحت هیچ روحی قرار نداری

فقط عادات غذاییت رو تغییر بده

بعد از ظهر 2 تا انگور بخور

شامی بخور که به راحتی هضم بشه

خانم- بله قربان-

مقدار زیادی سیر به غذایی که می‌پزی اضافه کن

باشه قربان

دو ساعت بعد از شام صبر کن و بعد به رختخواب برو

هوم؟ خوب میشی

باشه قربان

ممنون قربان - خیلی ممنون آقا-

سادا به دختره دروغ نگفتی؟ اون تسخیر نشده؟

ارواح وجود دارن یا نه؟ حقیقت رو به من بگو

مگه فقط ارواح بیرون وجود دارن؟

همه اینها به ذهن خود شخص بستگی داره

هر چی در دوران کودکی گفته بشه در قلب و ذهن جای می گیره

به من گفتن ارواح وجود ندارن

به خاطر همینه که من اینجا در میانه ناکجاآباد هستم و با جسارت نیمه شب این اطراف پرسه می زنم

به تو گفته شده که وجود دارن

به خاطر همینه که مست میشی و می‌ترسی و شب‌ها دمر می‌خوابی

باشه سادا من میرم تو خونه ارواح رو بغل می‌کنم و می‌خوابم، می‌بینمت

لطفا گوشی رو قطع کن عزیزم، سر کار هستم

بهت گفتم وقتی برگشتم حرف می زنم- گوپال-

چطوری گوپال؟

روزی که دخترم رو عروس کردم آرامشـمو از دست دادم

دامادم همیشه مستـه و دخترمو کتک میزنه

اون اینو بهانه می کنه و به سراغ ما میاد

بعد از چند هفته، ادعا می کنه اصلاح شده و دخترمو برمی‌گردونه

این یک اتفاق عادیه وضعیت منو تصور کن

اون پسر خوبیـه

اما وقتی مست میشه نمی دونه چیکار می کنه

کسایی که توسط سگ هار گاز گرفته میشن با دیدن آب وحشت زده می‌دوئن

دارویی پیدا کن که مستها ازش استفاده کنن و از مشروب فرار کنن

لااقل به رنج کشیده ای مثل من کمک کن

همه مستها غوغا نمی کنن گوپال

در تحقیقات من 4 نوع مست وجود داره

شیر مست

طوطی مست سگ مست

چهارمی خوک مستـه

شیر مست می دونه که از مشروب به عنوان دارو استفاده می‌کنه

می دونه که مستـه یا نه

واقعاً؟

در دسته طوطی

...اون مست میشه و مثل یک رکورد شکسته شده

بارها و بارها روی همون موضوع چنگ میزنه تا زمانی که هوشیار بشه

سومی سگ مستـه

هر چند هوشیاره

ولی جرات سوال پرسیدن نداره

اون مست میشه و یک جای خلوت پنهان میشه

زوزه می کشه و در صحبت زیاد افراط می کنه

...در

در جنگل بدون شیر

مثل سگ‌های پشمالوئه که ادعا می‌کنن سلطان جنگل هستن

آخرین دسته

خوک مست

نوشیدن بدون دونستن حد خودش

اون کاملاً غمگین می‌چرخه و در استفراغ خودش غلت می‌زنه

داماد شما در کدوم دسته قرار می گیره؟

اون یک طوطی مستـه

اون از غروب تا سحر تا زمانی که هوشیار بشه غرغر می کنه و زندگی ما رو نابود می کنه

سلام

این سوریاست

شیفت صبحگاهی رو به عهده داره

این دکتر ساداسیوا پاندیانه

درمانگاه سیدا رو اداره می کنه

یک دقیقه... تلفن

تو ادامه بده

سلام

بهت گفتم سر کارم

سلام

کِی این خالکوبی رو انجام دادی؟

ا... حدود یک سال پیش

شما؟

منم همون موقع

برای دومین بار همدیگه رو می بینیم؟

تو اون روز ماسک زده بودی

اما من خالکوبیت رو دیدم

غم‌های گذشته‌ت رو فراموش کن و اینجا شاد باش

درسته، به خاطر همینه که به اینجا اومدم و همه چیز رو پشت سر گذاشتم

به نظر من دوست داشتن دو طرفه ست

بی خبر دست در دست هم صحبت می کنیم

چرا اون همه چی رو فراموش کرد؟

این داستان الانه

ببر در لانه ش شکار می کنه

اون امروز متوجه شد

من میگم این سرنوشته

گناه آدم آشکار میشه به هیچ وجه نمیشه پنهانش کرد

هی

این چه جور لباس شستنـه؟

اگر من اینو تو اداره بپوشم همکارهام تو صورتم تف می‌کنن

احمق

همیشه از من ابراد می گیری

چطور جرات کردی پیراهن منو اینطوری پرت کنی، عوضی

هی

لباس منو پاره می کنی؟ واسه من عصبانی میشی؟

برو بیرون! از خونه من برو بیرون

از این به بعد با تو زندگی نمی کنم

وسایلمـو جمع می کنم و از اینجا میرم

چه وسایلی؟

پدرت برای ما چی خرید؟

اون تلویزیون قدیمی؟

بیا... بردارش و برو

برو بیرون

همه چی رو تخلیه کردم قربان

یکی از کارتن‌ها تله موش داره

پیداش کن و بذار کنار- کدوم کارتن قربان؟-

اگر می دونستم، خودم بیرون نمی آوردمش؟

دنبالش بگرد

هی! برو ببین- باشه-

قربان- من می گیردم-

قربان ، چه کاری شما رو به اینجا به کودایکانال آورده؟

هوم؟

چطور با تو برخورد کنم؟

شما شبیه معلم ورزش مدرسه کودای هستی

نه

من معلم ورزش کل کودایکانالـم

بله قربان

بیا

ممنون قربان

من میرم قربان

صبر کن

اون دختره رو نگاه کن

مردم با تماشای ویدیوهای تیک تاک نگرانی هاشونو فراموش می کنن

اما تو چرا با تماشای اون استرس می گیری؟ مشکلت دقیقا چیه؟

اگر همسر کس دیگه ای باشه می تونم با آرامش تماشا کنم

اگر همسر خودت باشه با خوشحالی تماشا می کنی؟

این همسر منه

فکر می کردم همسر یه کسی باشه ولی همسر اون بود؟

روزی 40 نفر با من تماس می گیرن

فقط خودم می‌دونم چه احساسی دارم وقتی مردها باهام تماس می‌گیرن و ازم می پرسن حال همسر ما چطوره؟

پس اون همسر "ما"ست، داداش؟

چه جرأتی دارین که در مورد زن دو شوهره حرف میزنین

برین سر کارتون

این اولین کسی بود که "لایک" و نظر داد

واقعا داداش؟

اگر ویدیویی رو دوست داری "لایک" کردن طبیعیه

بریم- اونو "لایک" می کنی ها؟-

بذار ببینم چطور "لایک" می کنی

خانم، صبح بخیر

سلام- داری میری گردش؟-

آره

خانم میری قایق سواری؟

یا اسب سواری؟

نه می خوام قدم بزنم

خانم اسب سواری دور دریاچه، عالیه

راست میگه خانم

اینجا چیکار می کنی؟

به کارت بی توجهی می کنی؟- ...نه خانم-

می خوام با یک دکتر خوب مشورت کنم

حالت خوب نیست؟ ...در واقع پزشک عمومی

نه... من طب سیدا رو دنبال می کنم

باشه- دکتر سیدا رو به من معرفی کردی-

دکتر سادا

اگر از بی.اس.ان.ال در مسیر نایدوپورام به چپ بپیچی

به کلینیک بوگار سیدا میرسی

کلینیک بوگار سیدا- متوجه شدی؟ اون درمانگاهشه-

در واقع، هر کسی می‌تونه راهنماییت کنه

باشه ممنون

ببخشید

کلینیک بوگار سیدا کجاست؟

مستقیم برو و سمت چپ

باشه ممنون

سلام- سلام-

اینجا چیکار می کنی؟

می خواستم این اطراف رو نگاه کنم

اینجا کلینیک توئه؟

آره

سادا؟ دوستتـه؟

از من آدرس رو پرسید

من فرستادمش اینجا

اومدم دنبالت

از گفتنش یکم خجالت کشیدم

...به خاطر همین

بیا داخل، یه فنجان قهوه بخور

وقتشه برم سرکار

یه روز دیگه میام

تو در کودالور، رامناد، تیرونِـوِلی کار کردی

اینجا کودایکانالـه

مکان توریستی

رفت و آمد مردم زیاده

پس باید با حساسیت به مسائل رسیدگی کنی

باشه؟

خوش اومدی قربان

برو برام چای بخر

باشه قربان

قربان چای

قربان چای

نمی دونی چطور لیوان چای رو دستت بگیری؟

اگر انگشتهات دورش باشه چای رو از کجاش بخورم؟

باید تصور کنم با انگشتهات چیکار کردی و کجا بردیشون؟

قربان لیوان خیلی داغ بود

می دونی چرا قبل از بازنشستگی همچنان پاسبان هستی؟

اگر خیلی داغـه باید بذاریش توی سینی

به معبد ماریامان برو

اونجا تمرین نگه داشتن انگشت در دیگ داغ زغال سنگ بکن

برو

برو- باشه قربان-

نگران نباش فراموشش کن

کودایکانال به سرد بودن معروفـه

اما اون مرد سرد شدن رو بلد نیست

یادم میاد

به من گفتی هر دوی شما در یک پاسگاه پلیس بودین

بله قربان

ده سال پیش من به ایستگاه کودالور منصوب شدم، قربان

خب- ...زمان مرگ همسرش-

معلوم نیست توی خونه بود، یا از خونه بیرون اومده بود

اختلاف نظر زیادی با بازرس کودالور داشت، قربان

وقتی اون بازرس داشت تفنگش رو تمیز می کرد اسلحه ش منفجر شد و مٌرد قربان

وگرنه همون موقع مقصر شناخته میشد، قربان

صبح بخیر قربان

بعداً می بینمت اگر چیزی نیاز داشتی زنگ بزن

قربان

خانواده م هستن قربان برای یک تور تعطیلات اینجا هستن

بند کفشم شل شده

دوباره برام گره بزن

قربان

مشروب می خوری؟

قربان لباس فرم چه احترامی داره؟

مقامات بالاتر با لباس فرم به من توهین می کنن

من ممکنه آخرین پاسبان این ایستگاه باشم قربان

اما از نظر خانواده م من قهرمانشون هستم قربان

در موردش شنیدم، پالانی

شاید به این دلیله که ما قرن ها برده بودیم

افرادی که در پست های بالا هستن

از توهین به کسایی که زیر نظرشون کار می کنن لذت می برن

رفتار مطیعانه با اونها این نگرش رو ادامه داده

خیلی از اونها طرز فکرشون اینه که انگار یک امتحان رو خوب دادن

و انگار اونهایی که زیر دستشون هستن توی همون امتحان مردود شدن

رفتار تحقیر آمیز اونها

بوی بدی میده

سعی کن بدون کمک مشروب بهش غلبه کنی پالانی

باشه قربان

الو

دکتر سیدا ساداسیوا پاندیان؟

بله

من دکتر سایلاجا هستم

روانپزشک

بیماری که در 3 ماه گذشته درمان می‌کردم

در مدتی که در کودایکانال نبودم

پدرش به من گفت شما اونو درمان کردی

من باید در این مورد با شما صحبت کنم

می تونی به کلینیک من بیای؟

کلینیک شما؟

کلینیک و خونه من یکیـه

باشه میام

کلینیک شما کجاست؟

آدرس منو نمی دونی؟

به هر کی بگی تو جاده لیک ویو بگی، بهت نشون میده

قربان خانم مشغول کار مهمیـه یکم صبر کنید

سلام دوستان

من دکتر سایلاجا هستم

روانپزشک

اولین منتقد روانپزشک جهان

فیلمی که امروز به نقد و بررسی اون می‌پردازیم

ماگامونی

کارگردان این فیلم

هفت سال پیش اون به ما «مونا گورو» رو داد یک فیلم خیلی خوب

بازیگران ماگامونی شامل آریا، ایندوجا، ماهیما هستن

آریا دو نقش رو اجرا می کنه

یک شخصیت معلم هست

شخصیت دیگه سرسپرده ای هست که برای یک سیاستمدار کار می کنه

ویوک آناندا، امبدکار

پریار، سایویت، وایشنویت

سردرگمی در طول فیلم فقط با شخصیت های داستانه

یا کارگردان هم به همون اندازه سردرگمـه؟

یک مار هم در این فیلم مثل «مونا گورو» حضور داره

اما یکی از شخصیت ها در نقش دوگانه، توسط مار گزیده میشه

شخصیت دیگه آریا به پشتش چاقو می خوره

اما ما حتی یک ذره ترحم نداریم

چه این داستان رقابت پدر و پسر باشه چه خواهر و برادر

حتی ما گیج شدیم

نیمی از اونها با معنویت سر و کار دارن نیمی دیگه پر از شرارت و خشونتـه

داستان مثل امواج همه جا رو طی می‌کنه

از اونجایی که داستان سرایی اون خیلی گیج کننده بود

من به این کارگردان فقط 6.5/10 امتیاز دادم

این کارگردان باید سعی کنه در فیلم های آینده ش امتیاز بیشتری بگیره

بله

سلام

ساداسیوا پاندیان- سلام-

لطفا

فکر می کردم درگیر یک بیمار هستی

فیلم نقد می کردی؟

اوه بله! من فیلم‌های زیادی رو نقد می کنم

من بهترین فیلم‌های سال رو به عنوان 10 فیلم برتر انتخاب می کنم

من برای تماشای بهترین فیلم های سال انگشتمـو به سمت جامعه می گیرم

در آینده نزدیک ایده ای برای اهدای جوایز دارم

چند ساله که نقد می کنی؟- حدود 10-15 سال-

چطور این 10 فیلم برتر رو انتخاب می کنی؟

ببین اوایل فقط 50-60 فیلم در یک سال اکران میشد

و فقط 2 یا 3 مورد به اوج می‌رسیدن

اما الان تعدادشون به طور قابل توجهی زیاد شده

...الک کردن و تصمیم گیری برای حفظ و رد کردن

خیلی چالش برانگیزه

اگر فقط 3 فیلم در یک سال اثر خوبی هستن

چرا نمیگی اون 3 فیلم درجه یک هستن؟

همینطور، اگر فکر می کنی 13 فیلم خوب هستن چرا به اونها امتیاز نمیدی

و نمیگی هر 13 مورد قابل دیدن هستن

حرمت عدد 10 چیه؟

این 10 فرمان موسی‌ست؟

یا «داسواتارام» کمال حسنـه؟

...این 10 تا فیلم برتر

می تونیم فرض کنیم این وسیله ای هست برای گنجوندن چند فیلم متوسط

و بیرون کردن چند فیلم قوی این حوزه

چه مدته که کار می‌کنی؟

گوش کن، چرا وارد فضای خصوصی من میشی؟

من برای یک موضوع دیگه با شما تماس گرفتم

من بیمار رو با حوصله معاینه کردم و به مدت 3 ماه درمانش می‌کردم

وقتی خارج از شهر بودم، به من گفتن شما برای درمان اون روش دیگه ای رو امتحان کردی

به خاطر همین می خواستم حضوری شما رو ببینم

اون با شروع کابوسش از خواب بیدار شده

باور داشت تصاویری که در کابوسش می دید درسته

شما اونو به عنوان اسکیزوفرنی تشخیص دادی و بر اساس اون درمانش کردی

بدنش واکنش نامطلوب به دارو آلرژی میده

پدرش با ناراحتی سعی کرد با شما تماس بگیره

اون با من مشورت کرد چون نتونست با شما تماس بگیره

من اونو برای آلرژی هم درمان می کردم، درسته؟

اگر لاستیک پنچر بشه

میخ باید برداشته بشه و سوراخ باید وصله بشه

در عوض شما اونو با میخی که دست نخورده وصله می کنی

این چه معنایی داره؟

اگر بیمار مشکلی داره، باید علت اصلیش رو بررسی کنیم

اما شما می خوای مشکلات جدیدی ایجاد کنی و می خوای به اونم رسیدگی کنی

این روش درسته؟

پدرش روزهای سختی رو می گذرونه قبلاً خیلی خرج کرده

باید دوباره برای این قرص‌ها خرج کنه

این طرز فکر من بود

شما خیلی بزرگتر از دهنت حرف میزنی

نه، به چیزی که الان گفتم یکم فکر کن

می دونی من چه تماس‌هایی در این شهر دارم

می دونی چند نفر منو در اینستاگرام دنبال می کنن؟

متاسفم، نمی دونم

اوه

می دونی چند تا مشکل روانی رو در برنامه های تلویزیون حل کردم؟

من تو خونه‌م تلویزیون ندارم

پس باشه

می تونی بری

بعداً هر جا که بخوام شما رو می بینم

متاسفم

سلام

بگو آقای پاراسو، درسته؟

پس... آره

بگو

...ا

...ا

من تو بچگی مجروح شدم و هرگز خوب نشد

ده سال پیش

در همون نقطه زخم بزرگتری اتفاق افتاد

اون زخم الان هم خوب نمیشه

می فهمم

این یک زخم عاطفیـه؟

چشمهات

یاد مادرم افتادم

اوه واقعاً؟

خیلی به مادرت علاقه داری؟

نتونستم قرص های این نسخه رو بخرم ببین

سلام قربان- عصر بخیر-

ممنون- چی میخوای سفارش بدی قربان؟-

یک کاسه سوپ سبزیجات- باشه-

بدون ذرت- بله حتما-

توی این بده

مدیر سوریا اینجاست؟

خانم تو آشپزخانه ست صداش کنم؟

نه نیاز نیست ممنون

هی! صبر کن

به من اینطوری غذا میدی؟ مگه من سگـم؟

درست ازم پذیرایی کن

وقت داری خودتـو مثل عروسک آرایش کنی اما وقت نداری آشپزی مکنی؟

گوش کن، داد نزن

برو بیرون غذا بخور- صورتت رو له می کنم، حواست بهت باشه-

نه غذای تو رو می خوام، نه این چیزهای مزخرف رو

گمشو

سلام- سلام-

شنیدم می خوای منو ببینی

آره اومدم، تو رفتی

اومدم ازت بپرسم

امشب تو خونه آشپزی نکردی؟

وقتی امروز کار می کردم

فکری تو سرم جرقه زد

سوپ رو بهانه ای برای دیدن تو کردم

قربان سوپ- ممنون-

خانم صداتون می کنن- میام-

باشه، فکر کنم سرت شلوغه

من میرم

خداحافظ

باشه

سلام قربان، لطفا سفارش بدین

آب دوغ و برنج سوخاری- چی قربان؟-

آب دوغ و برنج سوخاری

ما این غذا رو اینجا نداریم- برو بیار-

قربان لطفا سفارش بدین

آب دوغ و برنج سوخاری

قربان این غذا تو منوی ما نیست

امروز آماده کنید

فردا به منوتون اضافه کنید

قربان خوش اومدین

سوریا

آقا، بازرس تازه منصوب شده در کودایکانالـه

الو

تو اینجا تنها بودی، منم اومدم

اومدم اینجا تنها باشم

شما به انجام وظیفه ت برس

گاوهای نر وحشی در این منطقه رفت و آمد می کنن

چطور اومدی؟ ماشینت رو نمی‌بینم

برسونمت خونه؟

نه ممنون

اومدم تنها باشم لطفا

اوه

باشه

سوریا

می تونم بیام؟

سیگار می خوای؟

قبلا این کارو انجام دادم،‌ الان کنار گذاشتم

سوریا بریم؟

گاوهای وحشی از کوه پایین میان- کجا؟-

من می رسونمت خونه

نیازی نیست بریم خونه ی تو

آخ

موتور تو یک نفره ست چطور روی صندلی یک نفره سوار بشم؟

روزی که تو رو دیدم، خونه رو گشتم و صندلی دو نفره رو درست کردم

دلم می خواد بغلت کنم

بریم؟

هی سوریا! نگاه کن کجا قدم میذاری

چطور بدون نگاه کردن بیام؟

شوخی تو ممکنه دردسرساز بشه، بیا بریم داخل

باید یه چیز شیرین بخورم

شیرینی توی خونه داری؟

نه تو بشین

برات یک فنجان چای مخصوص درست می کنم

نه، می خوام برم و همه چی رو اینجا ببینم

گفتم می‌برمت اطراف رو نشونت میدم از سرگیجه غش نکنی

می تونم روی پاهام بایستم سیدا مراقب هستم

می بینم، خیلی خوبی

مراقب قدم برداشتنت باش

سادا، کتابهای زیادی تو این قفسه ست

همه رو خوندی؟

آره

حتی یک بار هم نشون ندادی که اینقدر باسوادی

حتی نویسنده ها هم اینقدر از خودشون تعریف نمی‌کنن

اما اونهایی که کتاب می خرن و می خونن

به اندازه ی آسمون لاف میزنن

این کتاب رو خوندی؟ اون کتاب رو خوندی؟

فقط لاف میزنن

خدا هم به این خودنماییشون کمک کنه

مواد مخدر از سر تا پا در تو نفوذ کرده

بشین برات چای درست می کنم

سوریا

سوریا

ای وای

سوریا

متاسفم متاسفم متاسفم

متاسفم متاسفم

متاسفم متاسفم

اشکالی نداره- ببخشید-

ملافه قابل شستشنـه

هی

بعد از حادثه ای که در بنگلور رخ داد

این مشکل شب ادراری شروع شد

مادربزرگم منو بزرگ کرد

منظورم اینه که اون به خوبی از من مراقبت کرد

اون منو بزرگ کرد تا بالغ بشم

من در یک شرکت نرم افزاری در بنگلور کار می کردم

همکارهام به نظرم خیلی خوب بودن

اونها منو به مهمانی آخر هفته دعوت کردن

من رفتم

سلام

چطوری؟

سلام

میام عزیزم

اینو داشته باش

عزیزم

...چیه عزیزم

هی! چه خبره؟

ترجمه شده توسط وبسایت بهارات مووی www.baharatmovie.com

بطری شکست و شکمم رو پاره کرد

خودمو دیدم که تو بیمارستان دراز کشیدم

تنها زمانی که روی اون تخت تنها موندم

فهمیدم که زندگی شادی ندارم

اما فقط احمقانه روی پول درآوردن و خرج کردنش تمرکز می کنم

می خواستم به حال خودم رها بشم

اومدم اینجا

از اون به بعد هر بار سفر کردم

صندلی رو ترجیح دادم

حتی یک بار هم صندلی با جای خواب رزرو نمی کنم از ترس اینکه ممکنه بخوابم

زخمم خوب شد

اما جای زخم قلبم هنوز خوب نشده

می تونم اون زخم رو ببینم؟

قلبت مدام فوران می کنه و گذشته تو رو به عقب می کشه

دیگه نیازی به سیگار نیست

من بهت یاد میدم چطور بدون اعتیاد به آرامش برسی

درون من به آرامی درخششی پخش میشه رگه ای از رعد و برق مثل سایه تو

با فراموش کردن خودم با خوشحالی لبخند می زنم پرتوهای طلایی سحر جلوی من ظاهر میشن

در دوران جوانیـم می تونم درخششی از رعد و برق رو به عنوان سایه تو ببینم

با فراموش کردن خودم با خوشحالی لبخند میزنم پرتوهای تازه سحر رو می تونم ببینم

زمان پاهای منو که سالها در باتلاقی از اشک ها گیر کردن، بر می گردونه

ستاره ها عشق منو به این سو و اون سو تکون میدن من اونو به عنوان آهنگ زندگیم می شنوم

رویاهای پراکنده عشق الان در چشمان من شکوفا میشن

حتی با چراغ خاموش، فتیله های جدید می درخشن

قلبت مدام فوران می کنه و گذشته تو رو به عقب می کشه

دیگه نیازی به سیگار نیست

من بهت یاد میدم چطور بدون اعتیاد به آرامش برسی

قطره های خنک بارون در قلبم نم نم بارون می باره

قطره های طراوت باران می پاشن تو اون نم نم بارون لذت بخش هستی

آهنگ دل انگیز بارانی

عشق منی

زمزمه ی نم نم باران

وقتی بیقرار در شب های بی خوابی پرت می شدم

تو ماه نقره ای کامل بودی

در عشقی که بی قید و شرط بارید تو مرد ابدی من هستی

کدوم حساب تو رو تسویه کنم وقتی حساب عشق تو محاسبه نمیشه

روی دیوار قلعه ی عشق تو بیخیال مثل درخت لابورنوم (پروانه) شکوفا میشم

...مسیر تغییر در من نادونسته

مثل رنگین کمان در قلبم ظاهر میشه و می درخشه

شکوفه های عشق در رنگهای مختلف ظاهر شده

تمام روز و شب غرق در عشق و لذتـم

از لالایی عاشقانه ت راضی ام عزیزم

این برای من تا زمانی که روی ابر شناورم، عالیه

هیچ کدوم از افراد روستا اینجا درخت‌ها رو مثل یک تکه چوب مرده نمی دونن

اونها درخت‌ها رو خدا می دونن

فیل زخمی شده روی ریل راه آهن

کُنده های چوب بسته شده و حمل با کامیون

هر دو برای من یکیـه

بهش نگاه کن، لبخند بزن

بیشتر لبخند بزن، یکم بیشتر

به دوربین نگاه کنید

به همدیگه نگاه کنید

فکر کنم فیلمبرداری باشه

هی کارگردان

چه فیلمیـه داداش؟- عکسبرداری قبل از عروسی-

فیلم انگلیسیه؟

داداش به نظر خطرناکه- بیا وسایل رو جمع کنیم-

بریم- اونها کی هستن؟-

چرا دردسر درست کنیم؟ سریع برگردیم

هی از آقای سورش پول گرفتی؟

ما تمام راه رو فقط برای کشتن اون اومدیم

هی! ما مأمور شدیم رامش رو بکشیم

داداش سورش این وظیفه رو به ما داده

پس اون زنی که با خودش آورده چی میشه؟

اونم میشه عروسک داداش سورش

لحظه ای که رامش رو دیدیم، باید اونو بکشیم

هی

ما باید امضاشـو بگیریم و بعد اونو از کوه پایین بندازیم

بدون اینکه حقیقت رو بدونی چیکار می کنی؟

هی پسرها

فیل ها تو این مسیر راه میرن

شما اینجا بطری می شکنید

اینو نگاه کن، نگران فیل‌هاست

چرا برای فیل‌ها کفش نمی خری؟

بیا

اینم جمع کن

اگر درست بهتون بگم گوش نمیدین؟

سعی کن وحشتناک بهمون بگی

اون دو تا رو بگیر، بدو

این اراذل و اوباش یهو از کجا اومدن؟

اونها کی هستن؟

ببین چطور مست شدن و غوغا درست کردن

قربان ، فقط دو نفر از اونها دستگیر شدن

می تونی با نذر پالانی الکل رو ترک کنی؟

بله قربان

پس اون نذر رو تمام سال رعایت کن

لرد موروگا از دستت عصبانی نمیشه- باشه قربان-

من فقط برای این دارو تجویز می کنم- باشه قربان-

لطفا بشینید

نیومدم بشینم

اومدم تحقیق کنم

بگید

من اطلاعاتی دریافت کردم که تو برای خارجی‌هایی که از کودایکانال بازدید می‌کنن، قارچ جادویی تامین می کنی

کی گفته؟- من نمی تونم اطلاعات رو فاش کنم-

چون تو دکتر هستی، برای پرس و جو اومدم اینجا

وگرنه تو رو به ایستگاه احضار می کردم

یکی به شما اطلاعات اشتباه داده

تحقیق کنید و بیاید

چرا 7 نفر از شما مسلح بودین و اون اطراف پرسه میزدین؟

بگو

اگر نگی زانوهات رو می‌شکنم

قربان

حتی بعد از کتک خوردن هم لب باز نکرده قربان

باید از "چوب" استفاده کنیم

تو نمی دونی چطور ازش حرف بکشی

بیا اینجا- قربان-

برو مغازه

یه آبلیمو گیر بخر

چوبی بخر نه فولادی

باشه قربان

بده من

وادارش کن بایسته و شلوارشـو از تنش دربیار

دو تا نه

فقط یکی رو بگیر

و محکم فشار بده

قربان- فقط به دستور من عمل کن-

قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی

سلام

می تونم آب دوغ و برنج سوخاری بگیرم؟

چی؟

می تونم آب دوغ و برنج سوخاری بگیرم؟

کی هستی؟

فکر کردی اینجا هتله که این وقت شب زنگ زدی؟

قطع کن

الو، میشه آب دوغ و برنج سوخاری درست کنی؟

الو! تو کی هستی؟

تماس هات برای غذا باعث ناراحتی من میشه

به پلیس شکایت می‌کنم

در واقع من از کلانتری تماس می گیرم

من 2 تا معتاد رو دستگیر کردم

فکر کنم قصد کشتن شوهرت رو داشتی

اونها ادعا می کنن تو قصد داشتی اونو از کوه پایین بندازی

من بیام و آب دوغی که تو درست کردی رو بخورم؟

یا تو میای اداره پلیس و «بریانی» می خوری؟

قربان، من ظرف 10 دقیقه براتون آب دوغ و برنج سوخاری درست می کنم

رامش کیه؟

شوهرم

پس

سورش؟

...اون

بهترین دوست

چرا این کارو بدون طلاق انجام دادی؟

شوهرم با طلاق موافقت نکرد

من هنوز پرونده تشکیل ندادم

ممنون قربان

نمی دونم چطور می تونم بهتون کمک کنم

قربان... قربان

قربان

شوهرم چند بار تماس گرفته و می خواد بدونه من کجام، قربان

چی بهش بگم و چه جوری سرپوش بذارم؟

لطفا قربان، بگید باید من چی کار کنم

می خواستی بدونی چطور می تونی قدردانیـت رو نشون بدی

می دونی پلیس‌های دیگه چه پولی ازت می گیرن؟

یا اونها تو رو برای "سوء استفاده" صدا می کنن

من اون کارو نکردم

چشمهات منو یاد مادرم می‌ندازه. قبلا بهت گفتم

باشه تو برو

خودم بهش رسیدگی می کنم

برو

برو

برو خونه

بهترین دوست سورش

باشه خداحافظ

مراقب باش

چیه؟

من می تونم کلماتی رو که می خونی روی صورتت مجسم کنم

من اون درخشندگی رو تحسین می کنم

تو خیلی دختر زیبایی هستی

تو هم همینطور

خیلی از دخترها اینو بهت می گفتن

هیچکس اینطور از من تعریف نکرده

من تنها بودم

خیلی‌ها گفتن من سر تا پا پر از جسارت هستم

چیه؟

نه

به آینده ای با پسری شبیه خودم فکر می کردم

صحبت کردن با یه صدای بم مثل تو

آقای دکتر

من میرم

آقای دکتر

تو کی هستی؟ چی می خوای؟

تو کی هستی؟ قبلا ندیدمت

من معمولاً میام اینجا

گوشیمـو جا گذاشتم

به خاطر همین نتونستم باهاش تماس بگیرم

به خاطر همین اومدم دیدنش

دختر تو کی هستی؟

ببخشید

فکر کنم زمان اشتباهی اومدم، می بینمت

این از اون آدمها نیست که به خاطر رفتار تو احساساتی بشه و منو رها کنه

کی تو رو فرستاده؟

در حمله پلیس گرفتار شدم

اون از من خواست رابطه شما رو قطع کنم

اما لطفا اسم منو ازم نپرسید قربان

نمی تونم بهت بگم، ببخشید

دختر

نمی دونم تاریخ پریودت رو بررسی کردی یا نه

تو حامله هستی

خودم هم به همین فکر می‌کردم

ای وای

ازدواج شما ترتیب داده شده بود یا عاشقانه؟

ازدواج ترتیب داده شده

چرا؟

چرا برای هر دوی شما خوب نشد؟

من یک روانپزشک هستم

اون یه ثروتمند متعفنـه

من باهاش ازدواج کردم فقط به خاطر اینکه خیلی پولدار بود

ولی

بعد از ازدواج، اون با من مثل یک برده رفتار کرد

وقتی از زندگی باهاش متنفر بودم و تقاضای طلاق کردم

اون قبول نکرد

به خاطر همین این نقشه رو کشیدم

دست در دست سورش

من با تو صحبت می کنم اما در عین حال

صدای دعوای پدر و مادرمـو با صدای بلند تو سرم می شنوم

هی! تو و دوستت آراویند

وقتی دانشگاه بودی به پیچاورم رفتی

اگر مدام به من شک کنی و باهام دعوا کنی

خودمو می سوزونم

همون اول باید این کارو می‌کردی

حالا بهت اجازه میدم این کارو بکنی

برو خودتو بسوزون

بهت میگم این کارو بکن

هی! به من نزدیک نشو

سی و دو سال از اون روز سرنوشت ساز به سرعت گذشت

ولی

وقتی تنها هستم، اون صحنه های فریاد توی ذهنم پخش میشه

من دوست ندارم کسی خوشحال باشه

مردی که زندگی منو تباه کرد

درست جلوی چشم من یک زندگی شاد و بی دغدغه داره

خداحافظ

سلام

من بازرس پاراسو هستم

ما قبلاً دو بار همدیگه رو دیدیم

اما من الان به عنوان بازرس نیومدم

با آرزوی خیر برای شما اینجا اومدم

میشه 2 دقیقه باهات صحبت کنم؟

هوم... بگو

دیدم که با اون دکتر صمیمی شدی

وقتی من اونجا بودم تو اون فاحشه رو فرستادی؟

متاسفم

من این کارو با نیت خوب برای شما انجام دادم

اما اونطور که می خواستم نشد

به خاطر همین اومدم تا شخصاً شما رو ببینم و اطلاعاتی رو به بهت بدم

تو الان با ساداسیوا پاندیان قرار می‌ذاری

در 3 سال گذشته در کودایکانال تمرین کرده

...قبل از اون به مدت 8 سال

...اگر ازش بپرسی چیکار می کرده

ادعا می‌کنه در حال گذروندن دوره دکتری بوده

اگر بپرسی در کدوم شهر؟

زیپ لب هاشو می بنده

می دونی چرا پاش رو می کشه و با لنگی راه میره؟

تا حال ازش پرسیدی چرا؟

اگر بپرسی

اطلاعات مشمئز کننده در مورد اون لالِـت می کنه

بعد به طور خودکار ازش دور میشی

تو خانم زیبایی هستی

تحصیل کرده هم هستی

چرا گذاشتی یه مجرم اینطوری گولت بزنه؟

این زندگی توئـه، فقط یک زندگی داری

قبل از تصمیم گیری درست فکر کن

این دارو رو در 4 قطره عسل مخلوط کن و صبح ناشتا بخور

باشه دکتر

سلام سوریا

باید تنها باهات حرف بزنم

داخل بشین، الان میام

نه، اینجا منتظر می مونم

بگیر- ممنون دکتر-

بریم داخل- نیازی نیست-

می خوام اینجا صحبت کنم

چی شده؟

من در مورد زندگیم همه چی رو به تو گفتم

اما تو فقط مطالب کلی رو به من گفتی

منم باید همه چی رو در مورد تو بدونم، نه؟

چرا یکدفعه ای؟

نه، باید بدونم

مادرم بعد از فوت پدرم نمی خواست تنها بمونه

رفتیم پیش پدربزرگم زندگی کنیم

من در "تـِنی" درس خوندم

مادرم سرطان داشت و از دنیا رفت

من تو خونه پدربزرگم بزرگ شدم

طب سیدا و هنر رزمی وارمای اون میراث خانوادگی ما بود

طب سیدا رو تا الان بهت یاد دادم

یک بیمار قابل درمانه

همچنین میشه اونو به یک بیمار دائمی تبدیل کرد

اگر نه

تو می تونی با بدن اون

تمام نفسش رو خفه کنی

وقتی من مٌردم

لازم نیست منتظر رسیدن اقوام بی مصرف من باشی

منو بسوزون

خاکستر منو در طبیعت بپاش

من در تیرونِـوِلی پزشکی سیدا خوندم

وقتی برای ادامه دکترا در پزشکی سیدا به مادورای ناگامالایی اومدم

دوباره با دوست مدرسه م ایلانگو تماس گرفتم

مدرسه آموزش دفاع شخصی وارما

چی شده، دو هفته گم شده بودی؟

شنیدم به هیمالیا رفتی

سلام داداش

برای پیدا کردن آرامش رفتم بودم داداش

هی

چرا میری باشگاه آمریکایی، می‌خوای آرنولد بشی؟

اگر تو باشگاه محلی خودمون ورزش کنیم می تونیم عضله بسازیم

گیجش نکن

داداش این خبر رو شنیدی؟

اجازه استخراج این کوه داده شده داداش

من فقط برای به صلیب کشیدن چنین سرکش‌های بی رحمی حقوق خوندم

باید به ارشدم بگم، و این کار رو متوقف کنم

اگر مردم شهر متحد بشن و به این حرکت اعتراض کنن

نمیشه جلوی این کارو گرفت؟- درسته-

اما اونها از نظر طبقه دینی تقسیم شدن

این دعوا به نفع اون گروه بی وجدانه

اگر یک طبقه بخواد اعتراض کنه طبقه دیگه باهاشون همکاری نمی کنه

اونها هرگز متحد نمیشن

حتی اگر تصمیم بگیرن دست به دست هم بدن

پدربزرگ تو تمام سرزمین ما رو تصاحب کرده

پدربزرگ من به شما یاد داده یک "وشتی" رو میشه چند بار پوشید *وشتی : لباس سنتی مردانه*

اونها جنجال به راه می‌ندازن

مطمئن باش اونها جدا می مونن و متحد نمیشن

گوش کن

می خوای مفهوم آزادی رو به این آدمها یاد بدی؟

هر کس کلمه "آزادی" رو متفاوت درک کرده

تو ادعا می کنی آزادی مثل خروس وحشی این طرف و اون طرف پرواز می کنه

اما تبدیل به مرغ گوشتی شده

قربان

وقتی ما رو به دکه قصابی می بری

ما رو وارونه از دوچرخه تی.وی.اس.50 خودت آویزان می کنی

منقار ما روی جاده کشیده میشه

اگر ما رو یکم بالاتر ببندی

واقعاً خوشحال میشیم

تو می خوای از این جوجه های گوشتی حمایت کنی

قربان

چرا به جیوه میگن "شاه" ؟

پادشاه کامل

اونه که اتفاقات خوب و بد پادشاهی خودشو جذب می کنه

مثل اینکه چطور رعایای خودشو به راه درست هدایت می کنه

مواد معدنی

آلیاژها

فلزات

جیوه همه اینها رو به عنوان بخشی از شخصیت خودش جذب می کنه

به خاطر همین بهش میگن جیوه

پادشاه

گوگرد هم "ملکه" نامیده میشه

به ساییدن ادامه بده من برمی گردم

چاندرا، پدر و مادرت اینجا هستن

احساس خوبی داره، اما ممکنه ما رو ببینن

چاندرا، لطفا

بلند شو

بهت گفتم بیا دانشگاه من چرا نیومدی؟

من به خاطر کارهای تو سرزنش میشم

لطفا برو داخل

خواهش می‌کنم- تکون نخور-

قهوه ت

ای وای! مادرم خداحافظ

سلام بابا

بیا عزیزم

بعد از تموم شدن دوره کارشناسی می تونیم ازدواج کنیم

ما 2 تا بچه خواهیم داشت

یک پسر، یک دختر

هی! من تک فرزند بزرگ شدم

فقط 2 تا بچه برای من کافی نیست

من حداقل 7-8 تا بچه می خوام

سزارین نه، همه بچه ها رو به طور طبیعی به دنیا میاری

باید به اندازه کافی براش تناسب اندام داشته باشی

من لیست آرزوهامـو به تو میگم و تو سکوت می کنی

بذار یکم خجالت بکشم

داداش... عزیزم

جواهرات رو به آرومی از گوش، گردن و پاها در بیارین

و به سرعت از اینجا برین

بهتون آسیب نمی رسونم- هی! گمشو-

این کیه؟

ببین من الان چطور بدنتـو پاره می کنم

اینو بگیر

و این

هی

ای وای

بدون بیرون آوردن چاقو ببرینش بیمارستان

وگرنه چند گالن خون ازش میره

لعنتی! چاقو زدی تو باسنم

حسابتو میرسم

آروم بریم، خیلی درد می کنه

استخوان هام می لرزه

ممکنه به پلیس شکایت کنن و ما رو به دردسر بندازن

گزارش نمیدن- آروم-

بیا از پل رد بشیم

فقط باید چند تا بخیه بزنی

اگر بخیه بزنی زود خوب میشه

یکم زردچوبه کارشو درست می کنه، بیا داداش

چیه؟

حوصله برگشتن به خونه رو ندارم

باشه، بریم برنامه آخر شب رو ببینیم- ای وای-

می دونی که مادرم ازم گوشت چرخ کرده درست می کنه

پس خودت می دونی؟

شب بخیر

برو

برو عزیزم

باشه

خداحافظ

همونجا وایسا

فکر می کنی من نمی‌دونم تو چیکار می کنی؟

نه اونطوری که شما فکر می کنی

من می دونم که شما می دونی

چی؟

تو معمولا تنهایی اونو می بینی

هر از گاهی

موضوع "ازدواج" پیش اومد؟

نه- هی هی-

وقتی خصوصی می‌بینیش پس درباره چی صحبت می‌کنی؟

چه انفجاری

اوه خدای من

با کوه ما چی کار کردن؟

تامیل... هی تامیل

دارن کوه ما رو می شکنن

تو اینجا دراز کشیدی؟

دارن کوه رو می شکنن؟

یک تخته سنگ از کوه افتاده داخل خونه ی تو

من اومدم دنبال تو و تو اینجا مستی

باید از کارگر معدن بخوام خسارت رو بپردازه

من برای کوه ناراحتم و تو از جبران غرامت حرف میزنی

بلند شو بیا

بیا داداش

عجله کن

به این کوه نگاه کنید

این... بالاخره این فقط یک کوهه

سنگ رو می‌شکنن

و کف حمام فلان مرد ثروتمند رو تزئین می‌کنن

مدتها پیش اینجا یک معبد بود

بالای اون روی سنگ ها تخت‌هایی از 7 تامیل سیدا حک شده بود

در کنار این یادگار فرهنگی

...از گونه کمیاب شاهین

فقط تعداد کمی باقی مونده که اینجا می چرخن

کسی از شما از این موضوع آگاهه؟

این فقط یک کوهه مرد

اگر عقاب ها پرواز کنن و زمین صاف بشه می تونیم اینجا کریکت بازی کنیم

همچین مانعی وسط روستاست

تو و زنت هم به عنوان یک زوج مفید نیستین

شما رو خرد کنیم؟

من فقط یک درخواست از شما دارم

من امضای شما رو اینجا می خوام

فقط در این صورت می تونیم این کوه رو نجات بدیم

بیاید امضا کنید

اگر این پسر حکم اقامت بگیره

برای ما روز قیامت میشه

می دونی چقدر برای این کار هزینه کردم؟

می دونی این کوه چقدر می ارزه؟

می تونیم 10 نسل از کل جمعیت این شهر رو بخریم

این مقدار پول در خطره

اون برای لک لک و گنجشک ناراحتـه

اون از همه خواسته برگه مخالفت رو امضا کنن

حق با شماست داداش

اون یک درد واقعی برای شماست

کسب درآمد ما رو خراب می کنه

اگر به حرف من توجه نکنه

راهی جز کشتنش نیست

فقط

اون برای این کوه قیام کرد

ازش یک قهرمان انقلابی می‌سازن

قبل از اینکه بمیره

باید وجهه اونو خدشه دار کنیم و به عنوان یک سرکش بکشیمش

کاری که من ازت می خوام بکنی اینه که

با یک فاحشه ارتباط برقرار کنی و یک داستان باورپذیر بسازی

فقط در این صورت مردم در تشییع جنازه‌ش شرکت نمی کنن

مرتب به کلینیک خودت میری؟

آره

پدرش تو رو بالا کشید؟

اون نمی دونه

اون آدم خوبیه

اون خیلی به من علاقه داره

اگر بفهمه با کمال میل ازدواج ما رو برگزار می کنه

اما مادرش فقط به من خیره میشه

اتوبوس پالانگاناتـام اینجا توقف کرد؟

نه هنوز

من نمی تونم بفهمم مادرش منو نگاه می‌کنه یا خیره شده

اگر دخترهای ما عاشق بشن خانواده شروع به پیدا کردن داماد می‌کنن

خیلی فکر نکن

ازدواج کن

چاندرا دختر خوبیه

این فرصت طلایی رو از دست نده

ظهر بخیر آقای وکیل

سادا، من باید با دوستت صحبت کنم

بشین

رئیس من ازت خواسته در مورد مسئله معدن بری دیدنش

من نمی تونم در مورد موضوع معدن با اون بحث کنم

بهش بگو بیاد دادگاه

اینو برای خودت میگم

من تا الان به احترام سنت مودبانه صحبت کردم

همین الان برو

برو دیگه- به نصیحت من خوب گوش نمی کنی-

ایلانگو... ایلانگو

هی

هی

ایلانگو

هی ایلانگو

ایلانگو

ایلانگو

وکیل جوان در مادورای به دلیل درگیری برای عشق نامشروع به قتل رسید

هم در پلیس و هم در بخش رسیدگی به قانون

تعدادی از مقامات فاسد حاضرن کف دستشونو چرب کنن

طبق شکایت مدیر معدن

مرگ ایلانگو به عنوان درگیری برای عشق نامشروع گزارش شد

وقتی چاقومـو به دست گرفتم اون عوضی به طور تصادفی کشته شد

ملاقاتی داری

من به حبس ابد محکوم شدم

ایلانگو مرده

صاحب معدن مجوز گرفته و کوه در حال شکستنه

تمام روستا در دود پوشیده شده، سادا

مردم یاد گرفتن چشم و بینی خودشونو ببندن

و به زندگی در اون فضای پر از غبار عادت کردن

ترجمه شده توسط وبسایت بهارات مووی www.baharatmovie.com

ملاقاتی‌ها می تونن وارد بشن

ترجمه شده توسط وبسایت بهارات مووی www.baharatmovie.com

برای چی اومدی اینجا؟

تو اینجایی چطور نیام؟

سادا، هفته گذشته درخواست ملاقات با تو رو داده بودم

اونها حاضر به دیدن تو نشدن

چه عجله ای برای دیدن منه؟

چاندرا ازدواج کرده

اما اون کاملا مخالف بود

به خاطر همین عجله کردم تا بهت بگم

سادا

این همون پسره ست وتری مگه بهت نگفتم؟

داره میاد اینجا

چاندرا دوست دختر اونه؟

تو اینجا داری خودتو می شوری؟

شوهرش شب و روز اونو می‌شوره

تو خیلی بدبختی

چرا این حرفهای بیهوده رو میزنی؟- چی بیهوده ست؟-

وتری کتک خورده بیاین اینجا

چرا ما رو می زنی؟

خشمت رو به شوهر چاندرا نشون بده

متاسفم

فکر می کنی بروس لی هستی؟

از این به بعد یک عمر شَـل راه میری

مچ پاشـو بشکن

اون اوایل انتقام گرفتن احساس خوبی داشت

اما درد درون من هرگز کم نشد

بعد از اینکه پام شکست و در یک اتاق تاریک و تنها زندانی شدم

...احساس انتقام جایگزین شد

با یک تصمیم برای انجام یک کار خوب برای جامعه مون

چه اتفاقی برای اون دختر افتاد؟

متاسفم، نمی خوام در مورد اون صحبت کنم

سوریا

...اگر حقیقت رو می دونستی

می ترسیدم منو ترک کنی

همه اینها رو از تو دور کردم

من تو رو ترک نمی کنم و جایی نمیرم

تو هم منو ول نکن

مشکل بین تو و اون یارو چیه؟

چرا اون به حریم تو قدم میذاره؟

ما اینجا زندگی آرومی داریم و خیلی از مشکلاتـمونو پشت سر گذاشتیم

اگر اینجا هم مشکلی پیش بیاد کجا بریم؟

سعی کن درستش کنی سادا

قربان

قربان

قربان

چرا منو صدا می کنی؟

چند روز دیگه باید این کارو انجام بدم؟

خواهش می کنم قربان، دولت قرنطینه اعلام می کنه شوهرم بی وقفه باهام تماس می گیره

با صد و یک بهانه تونستم سرپوش بذارم

ولی قسم میخورم نمی تونم اینطوری ادامه بدم قربان

خواهش می کنم قربان، من باید به چنای برم اجازه بدین برم

همه چیز به موقع

خواهش می کنم قربان

گوش کنین قربان

لطفا اجازه بدین برم قربان

می دونی چرا دوستت داشتم؟

...زمانی که با مشکل مواجه شدی، به جای خودکشی

میخواستی شوهرت رو بکشی

این چیزی بود که در موردت دوست داشتم

مادرم می تونست پدرمو بکشه و با من خوشبخت زندگی کنه

من نمی تونم با فریادهای توی سرم کنار بیام

مردی که زندگی منو خراب کرد خوشحاله

یک ضربه سریع با تبر

اگر زندگی اونو به دو قسمت تقسیم کنم مطمئنم صداها در ذهنم فروکش می‌کنن

چرا همچین افکاری رو بیان می کنی؟

میدونی من می تونم کمکت کنم

الو

سلام قربان، من دکتر ساداسیوا پاندیان هستم

بگو

بی دلیل بین ما یک مشکل به وجود اومده

می خوام یک بار شما رو ببینم و به یک راه حل دوستانه برسم

میشه زود همدیگه رو ببینیم؟

واقعا؟

من خونه ام، بیا اونجا

میرم اون مرد رو ببینم و برمی گردم

منم با تو میام سادا

چرا باید بیای؟

تو توی استراحتگاه بمون، من زود برمی گردم

قربان

پاراسو

کل هند برای قرنطینه برنامه ریزی شده

کووید به راحتی در آب و هوای سرد کودایکانال گسترش پیدا می کنه

به خاطر همین همه توریست‌هایی که در اقامتگاه‌ها، هتل‌ها و استراحتگاه‌ها اقامت دارن رو به اینجا بفرستین

تمام توریست‌ها رو به شهرهای خودشون برگردونین

فقط به یک نگهبان اجازه بدین

در اقامتگاه ها و هتل ها بمونن

مطمئن شو که همه کودایکانال رو ترک کنن

باشه؟

هیچ کس نمی تونه به من کمک کنه

من باید به خودم کمک کنم

چه رامش رو بکشی و با سورش خوشبخت زندگی کنی

یا مادام العمر توسط رامش کتک بخوری رو نمی دونم

اما سورش

حتی تماس تو رو جواب نمیده

تو با اعتماد به دوست پسرت قصد کشتن شوهرت رو داشتی

وقتی خودش رو در مشکل دید تلفنش رو خاموش کرد

از چاله به چاه نیفتی

به خودت اعتماد کن

تنها زندگی کن

خوشبختی واقعی رو پیدا می کنی

قربان

قربان

قربان

به نظر چاندرا در زندگی زناشوییش دچار مشکل شده

احساس خستگی می کنم

می خوام بخوابم

باشه، بخواب

استراحت کن

چاندرا

چاندرا

خوب خوابیدی؟

احساس آرامش می کنی؟

بیا

با همسایه‌ها صحبت نکن

هیچ کدومشون خوب نیستن

من در این محله با کسی صحبت نمی کنم

تو هم نباید حرف بزنی

در رو قفل کن و داخل بمون

بیا اینجا

مادرت مجبورت کرده با من ازدواج کنی؟

ها؟- نه-

پس چرا اینجا و اونجا ناله می کنی؟

چاندرا

بشین

این چیه؟

قهوه

وقتی اینو به من میدی مشخص کن که "قهوه" ست

من نمی دونم چی می خورم

مادرت به من درباره مهارت های آشپزی تو فخر فروشی می کرد

در کنار من داری تمرین آشپزی می کنی؟

نه

هیچ ارتباطی بین زندگی من و رویاهام وجود نداره

اون همیشه از من ایراد می گیره

چه انجام بدم چه انجام ندم

چاره دیگه ای ندارم

یک گوشه خلوت خاموش تو خونه می شینم

حتی نمی تونم حرفهای معمولی اونو تحمل کنم

وقتی سر کار نیست در حالت مستی با من صحبت می کنه

من نمی تونم به حرفهای دیوانه وارش گوش کنم

برای فردا باید باقالی بخری

تو تنها فرزند والدینت هستی

آره

کی تو خونه تون خرید می‌کنه؟

پدرم

اینجا عادت می کنی تو این کارو انجام بدی

مستقیم برو و به راست بپیچ به فروشگاه مواد غذایی میرسی

من نمی تونم همیشه خرید کنم

فرض کن من اینجا نیستم خودت برو بخر

برو و سریع برگرد

پول بده

بقیه ش

بذار روی میز

اون کیه؟

اسمش ساداست

برای آموزش پایان نامه دکتری

دستیار پدرم بود

پس زمینه عکس جنگل کاج نیست؟

کودایکانال؟

آره

از مادورای به کودایکانال رفتی

چطور؟

با اتوبوس رفتی یا موتو؟

همون روز برگشتی؟

یا خودت اتاق در هتل رزرو کردی؟

پدر زن عزیزم

پسری که اومده بود برات دارو بسابه

می دونی دل دخترت رو هم برده؟

نمی دونی؟

من نمی دونستم چرا اون همیشه ناراحته

هر بار که با من می خوابید، تمام مدت

فقط به اون فکر می کرده

اگر مردم اونو بشناسن

به من توهین میشه

چطور تونستی این کارو با من بکنی؟

از این به بعد نیا خونه

باهاش برو و سعی کن مشکل خودتو حل کنی

به خونه اومدن فکر نکن

هر چی اون میگه اطاعت کن

شاد باش

شوهر چاندرا از موضوع عشق تو مطلع شد، سادا

اون به پدر و مادرش زنگ زد و به اونها توهین کرد

اون به خواهر ایلانگو زنگ زده و از ته دل گریه کرده

بیچاره چاندرا

اتاق رو آماده کن

این مال شماست

سلام قربان

دستور قرنطینه سراسری داده شده چرا اینها اومدن اینجا؟

...قربان این

برای چی اومدین اینجا؟- ما توریست هستیم قربان-

اومدی کودایکانال مست کنی؟

قبل از مرگ بر اثر کووید برگرد خونه ت

بیا

اون یکی مدیر که اینجا کار می کنه کجاست؟

اون در ساختمون کناریه

بهش اطلاع میدم

نه، خودم بهش میگم- قربان-

قربان

همگی برین، همین الان برین خونه

اون متهمیـه که برای پرونده قتل زندان بوده

علیرغم هشدار من، همچنان باهاش در ارتباطی

به حرف های من توجه نمی کنی؟

شهر زادگاهت کجاست؟- کویمباتور-

همین الان برو

من اونجا کسی رو ندارم

قصد دارم اینجا بمونم

چطور اینجا بمونی؟

اون تو رو اینجا می بینه تو میری دیدنش

این کاریه که هر دوتون انجام میدین

برو بمون پیش دوست یا همکلاسیـت

اینجا نمون

به کی زنگ میزنی؟

سادا

نمی دونم مست بودم یا فراموش کردم

گفت میاد خونه

بهش بگو بیاد

بگو بیاد اینجا

بهش بگو بیاد همین جا

بهش زنگ بزن

الو

سادا، اون پلیس اینجاست داره مشکل درست می کنه

همین الان به استراحتگاه بیا

اومدی؟

چی شده سوریا؟

چی شده سوریا؟

هر اتفاقی هم که بیفته می‌خوای چیکار کنی؟

میگم می خوای چیکار کنی؟

قربان- هی-

تو بازرس فرعی هستی، دخالت نکن

باشه سوریا

برگرد به شهرت

سوریا با من بیا، میرسونمت خونه

قربان

فکر می کنی با خراب کردن زندگی من می تونی فرار کنی و خوشحال باشی؟

من، ها؟

چرا اونو کشتی؟

چی؟

من اونو کشتم؟

تو اونو کشتی

اون بخاطر تو مُرد

زخمم الان هم خوب نشده

ده سال گذشته

تو اوقات خوشی رو سپری می کنی

چرا اونو کشتی؟

من اونو نکشتم، تو بودی که اونو کشتی

من چیکار کردم؟ تو زندگی منو به کلی خراب کردی

اگر اونو ندیده بودی، ما با هم زندگی شادی داشتیم

چرا قبل از اینکه بری سر کار مشروب می خوری؟

به این فکر می کنم که تو و اون کارآموز پزشکی با هم در کودایکانال سرگرم بودین

خودمو با کاری که می‌کردین شکنجه می کنم می خوام همیشه مشروب بخورم

ما از هیچ محدودیتی رد نشدیم

اون مرد خوبیه

به خاطر همین دوستش داشتم

اونم منو دوست داشت

شرایط باعث شد با تو ازدواج کنم

چرا شب و روز منو با حرفات می‌کشی؟

می تونی یکبار برای همیشه منو از خونه بیرون کنی

فکر می کنی بعد از اون به آرامش میرسی؟

می خوای فقط 3 ماه بعد از ازدواجمون فرار کنی

می‌خوای مردم منو به عنوان یک آدم پست تمسخر کنن؟

چرا هر روز منو می کشی؟

می تونی منو بکشی و به این زندگی پایان بدی

چرا باید زن بدبختی مثل تو رو بکشم و به زندان بیفتم؟

می خوای بمیری

برو بمیر

دیگه طاقت ندارم بابا

نمی تونم این شکنجه رو تحمل کنم

برمیگردم پیش بابام

می کشمت، زن عوضی

اگر می تونی کفش های منو واکس بزنی و قابلمه ها و ماهیتابه ها رو بشوری

همین جا بمون و همین کارها رو بکن

اگر این زندگی رو دوست نداری

همین جا خودتو حلق آویز کن تا بمیری

نمی تونی بری پیش بابات

می خواد بره پیش باباش

هی

چیکار می کنی؟

بايد برم سر كار

کفش هامو واکس بزن، بعد بمیر

من با اون نخوابیدم

اما الان ناراحتم که این کار رو نکردم

حتی به گرد و غبار پاش هم نمی‌رسی

هر بار که خودتو به من تحمیل کردی

فقط به اون فکر می کردم

می دونی چرا؟

چون تو خیلی بدجنسی

من الان می میرم

تو هر روز می میری

تف

ده سال بعد از مرگ اون

هنوز از شر بوی ادرار خلاص نشدم

سوریا بیا بریم

با خراب کردن زندگی من، با هم سرگرم هستین؟

سوریا بیا بریم

سوریا

قربان

هی داداش

دکتر صدمه دیدی؟

داره منو تحریک می کنه

تحریکت می کنم؟

کنترلت رو از دست بده

میخوام ببینم کنترلت رو از دست میدی

اون روی عصبانیت رو بهم نشون بده

لعنت به عصبانیت تو

قربان

قربان ... قربان ... قربان

قربان

قربان

قربان

من خودمو کنترل می کنم چون لباس فرم داری قربان

قربان اونو نزنین

قربان دارین اشتباه می‌کنین بذارین بره

قربان ولش کنین

قربان- شلیک نکنین قربان-

گزارش می کنم، وقتی تفنگ منو تمیز می کردی سرت منفجر شد

از اینجا برو- بذارین بره قربان، لطفا-

قربان

طوری رفتار می کنی که انگار هیچ ترسی نداری؟

فکر می کنی یک قهرمان شجاعی؟

والدینت بهت یاد دادن که نترسیدن از شجاعته؟

به من یاد دادن که "مرگ در جنگ" شجاعته

بیا مبارزه کنیم

امیدوارم از دیدن فیلم لذت برده باشید با بهارات مووی بروز باشید

در تمام این سالهای خدمت

ما به جنایاتی که مقام‌های بالاتر مرتکب می‌شدن، کمک کردیم

امروز که یک افسر بالاتر جلوی چشم ما جنایت بزرگی انجام داد

نتونستیم متوقفش کنیم

به دلیل فشار مقامات بالاتر

چند بار حقیقت رو پنهان کردیم؟

مجبور به دروغ گفتن شدیم

امروز ما به خاطر عموم مردم

به راحتی می تونیم دروغ بگیم- باشه قربان-

تو برو دکتر، من بهش رسیدگی می‌کنم

مراقب باش، اونو به خونه ببر

سادا

گفتی اون مرد رو در حد بیهوشی کتک زدی

الان حالش چطوره؟

اون برای شکنجه ت برمی گرده؟

کما

وقتی که به هوش اومد، بهش رسیدگی می کنم

سادا، ما الان در قرنطینه هستیم

چه اتفاقی می‌افته؟

همه افکارشونو در شبکه های تلویزیونی پخش می‌کنن

و به همه دارویی که از قبل تهیه شده تزریق می‌کنن

در نهایت اونها ادعا می کنن که یک داروی گیاهی سیدا تامیل ما رو نجات میده

اونها همه ما رو از این قانون "قرنطینه" رها می کنن

خوب این "کاباسورا کودینیر" چیه؟

قبل از برداشته شدن قرنطینه متوجه میشی

ترجمه شده توسط وبسایت بهارات مووی www.baharatmovie.com

آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.