All language subtitles for The.Great.Escaper.2023.1080p.BluRay.x264.AAC5.1-YIFY-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه : لئون آبان 1402

leon.the.translator@gmail.com

دو تا کاپوچینو دو تا ساندویچ بِیکن

بقیه‌ش مال خودت

خنده داره؟ فکر نکنم تا حالا پول نقد دستت دیده باشم

اینم از این

بچه‌ها چی می‌خورین؟

سه تا ... سه تا از همه‌چی

فکر نمی‌کردی به سد برسم، آره؟

به سلامتی رفیق

لطفا یه فنجان چای و چهار حبه قند

انگار یه ذره چاق شدی هارولد

خوبی عزیزم؟

آره

چه خبرا؟

!ادیت

تو اینجایی؟

پس کجا باید باشم؟

چند روزی ندیده بودمت

چی؟

فکر کردم مُردی

صبح به‌خیر، برنی. پیاده‌روی خوش گذشت؟

... سلام، دیدی که

وای وای وای! ... نیا تو

چیزی شده؟ - ... نه -

صورتم هنوز کار داره ...

من اون‌جوریشم دیده‌م - آره ... سال 1973 -

و دیگه نخواهی دید ...

... رفته یه دونه بزرگشو گرفته

... کلی وسایل جدید آورده ...

کیک جنگل سیاه هم داره ...

که البته ما نمی‌خوریم، چون آلمانیه ...

اگه می‌خواستن شکلات‌هاشون فروش بره نباید جنگ رو شروع می‌کردن

خب دیگه مشکلی نیست، می‌تونی بیای تو

... باشه، بذار یه چیزی بخوریم

بعد می‌برمت ساحل یه دوری بزنیم ...

... وقتی برگشتیم یه کم ورق بازی می‌کنیم ...

فکر کنم براتون رقاص مرد هم آوردن ...

چی؟

تیکه‌ی آخرشو از خودم درآوردم

خوبی؟

نه ... خوب نیستم

تمام و کمال پیر شدم

بفرمایید. - ممنون -

اون چیه برنی؟

اوه ... دیدیش؟

عکس تورمولینوس (شهری در جنوب اسپانیا)

... اینو که می‌دونم

چرا اونجاست؟ ...

اونجا خیلی خوش گذشت ... اون خره رو یادته؟

... اسمش پدرو بود ...

از تو خیلی خوشش اومده بود ...

... اسم خره مانوئل بود

... پدرو اسم صاحبش بود ...

اون از من خوشش اومده بود ...

بفرمایین تو ... البته اگه برای مالیات گرفتن نیومدین

انگار امروز یه چیزی تو چاییت ریخته‌ بودن

سلام رنه ... چطوری؟

خیلی خوبم؛ ممنون جودیت

خوب وقتی اومدی، تازه چایی دم کردم، یه فنجون میل داری؟

کاش می‌تونستم، اما باید همه رو بازدید کنیم

به هر حال من پیشنهادم رو گفتم

حالا با ما چیکار داشتی؟

باهاشون تماس گرفتم

... واقعا متاسفم، برنی

خیلی دیر شده بود ...

چی دیر شده بود؟ منظورت چیه؟

همون مسافرت، یادبود جنگ نورماندی ...

برنی؟

خب، من ... متاسفم، تقصیر منه

... باید زودتر برنامه‌ریزی می‌کردم

اینجا هم برنامه‌های خوبی دارن

خب همینجا می‌رم دیگه ...

ممنون که تلاش خودتو کردی ...

آره، ممنون جودیت - خواهش می‌کنم -

خداحافظ - تا بعد -

خب

یه چیزی بخوریم

بعد می‌ریم ساحل

چه آفتاب خوبی

سلام عشقم

خوبی؟ - خوبم -

بیدارت که نکردم ... کردم؟

اوه، نه، نه.

بیدار بودم ...

می‌خوام قرصامو بخورم

اونجا چی می‌خوای؟

هیچی ... دارم می‌ذارم سرجاش

بقیه‌شو می‌ذارم برای صبح

الان دیگه درست نمی‌شه ...

باید فرار می‌کردم

خب برو

فرانسه؟

آره خب

آخه نمی‌شه، سفر کوچیکی نیست

همه‌چی از قبل برنامه‌ریزی شده ...

آدم تنهایی از پسش برنمیاد ...

اما تو می‌تونی

نمی‌تونم تو رو تنها بذارم

... من که تنها نیستم

تمام روز پرستارها کنارم هستن - منظورم این نبود -

... این اواخر حال تو خیلی خوب نبوده

الان وقت ماجراجویی کردن من نیست ...

اما تو باید بری

ایراد نداره

امروز صبح زود اومدی پیاده‌روی؟

آره

بعد می‌بینمت

آره ... خدانگهدار

ساکت شو دیگه

آخرین فراخوان برای مسافران کشتی ساعت 815 به مقصد اویسترهَم

لطفاً همه‌ی مسافران توجه کنند

گم شدین قربان؟ میل دارین سوار این بشین؟

اگه مشکلی نیست بله

من خودم هم کهنه سرباز هستم تو این مراسم کمک می‌کنم

باعث می‌شه حالم بهتر بشه ...

اشکالی نداره بلیت شما رو ببینم؟

بفرمایید

صبر کنین ببینم، یعنی تمام راه رو می‌خواین بایستین؟

آره - صندلی ندارین؟ -

صندلی گیرم نیومد

حالا که اینطوره به نظر من بهتره برین ... تو بار بشینین به هوای مشروب خوردن

اینم فکر خوبیه

آره مثل من مست و پاتیل بشو

پنج سال پیش تو افغانستان رفتم رو مین

چی؟ رفتی رو مین؟ - شیش ماه پیش پای مصنوعی برام گذاشتن -

راستی تو کدوم نیرو بودی؟

نیروی دریایی سلطنتی سرناوی بودم (معادل سرجوخه در نیروی زمینی)

مربا؟ - ببخشید؟ -

مربا میل داری؟

اوه، بله، لطفا

اینجا خوش می‌گذره؟ اینکه با هم هستین خوبه؟

جاتون خوبه؟ ... - آره! من جام خوبه -

... من آدم منظمی هستم

اما ببین اینجا چقدر بهم ریخته‌س ...

ممنون

من که هنوز فکر می‌کنم شوهرم نباید می‌اومد اینجا

من باید می‌اومدم اینجا ... ... تا پرستار کنارم باشه

اما اون هنوز می‌تونست ... از خودش مراقبت کنه

دلش برات تنگ شده

خودش بهم گفت

اصلا اون کجاست؟

ببخشید؟ - برنی کجاست؟ -

بیرونه

اووه ... چقدر خوش‌مزه‌س

خب کارات تموم شد

جعبه قرص‌‌های امروزت رو گذاشتم اینجا

دیگه دارم می‌رم

بعدا می‌بینمت رنه - فعلا خدانگهدار -

مراسم فرداست

خوبین؟

عذر می‌خوام ... نمی‌خواستم مزاحم بشم

می‌دونم بعضی وقتا آدم‌ها ... نیاز دارن تنها باشن

اما نگران شدم، انگار حالتون خوب نیست

نه، نه ... من خوبم

... من هنوز در برابر دریازدگی مقاوم هستم

سابقاً عضو نیروی دریایی بودم ...

می‌دونم ... از اون اسمای دهن پر کنه

از دیدن شما خوش‌وقتم

یکی دیگه میل دارین؟ من دارم می‌رم سمت بار

شایدم می‌خواین برین ... روی عرشه پیش بقیه

اوه... نه، نه. نه ممنون

اما باشه

این نه ... اینم نه

خدایا نگاش کن

چقدر خوبه

صبر کن ببینم

فیفی، تو کمک کردی پیداش کنم

انگار جادو کردی ...

اینم از این

یالا دیگه! تُندش کن ... مگه عزاداریه اینجا

تُندش کنم؟ ... الان نشونت می‌دم بچه‌جون

می‌خوام باهام بیای یه جایی - جدی؟ -

البته اگه خودت دلت بخواد

... یه جایی هست - ... می‌دونی -

من با تو هر جایی بخوای میام

هرجا

صبر کن

بفرمایین تو

خدایا ... اینجا رو دزد زده؟

چرا همه‌چی پخش و پلا شده؟ این چه وضعیه؟

باید اینجا رو جمع و جور کنی ...

انگار امروز از دنده‌ی چپ بلند شدی

البته اگه اصلا شب خوابیده باشی ...

زیر چشمت سایه افتاده

چای رو طبقه پایین می‌خوری یا همینجا؟

همینجا - برنی چظور؟ -

راستش نمی‌دونم چون هنوز برنگشته

واقعا؟

خب وقتی برگشت و تصمیمشو گرفت بهش بگو زنگ بزنه پایین و خبر بده

حتما! ... حتماً

خب رنه ... من باید برم سراغ بقیه

رنه! ... خوبی؟

چیزی نیست ... یهو تیر کشید

بشین، نباید بایستی

حالم خوبه

قرص‌هام اینجاست ... کلی قرص دیگه هم دارم

دکتر ... الان می‌رم دکتر رو خبر می‌کنم

شلوغش نکن ادل

ممنون

راستی تو با کی اومدی برنی؟ ... با اعضای انجمن یا

نه نه ... من تنها اومدم

راستش یه کم دیر شده بود

... من گفتم که عضو نیروی دریایی هستم

اما تو از خودت هیچی نگفتی ...

نیروی هوایی بودم، یگان بمباران هوایی

اول تو هالیفَکس هواپیماهای ... بدون موتور رو جابجا می‌کردم

بعدش منو فرستادن تو گروهی که کان رو بمباران می‌کردن (شهری در شمال فرانسه)

دفعه‌ی آخر چهار بار پشت سر هم ... رفتیم اونجا و با خاک یکسانش کردیم

من هیچ‌وقت نمی‌تونستم اون‌قدر بالا برم روی سقف اتوبوس هم سرگیجه می‌گیرم

البته اون بالا از جایی که شما بودین امنیتش بیشتر بود

بعدش چیکار کردی؟

تو یکی از بهترین مدرسه‌های دولتی انگلستان مُدیر بودم

باورت می‌شه؟ - معلومه که باورم می‌شه -

طرز صحبت کردنت دقیقا به مدیرها می‌خوره

چند بار رفتی فرانسه؟

راستش رو بخوای اولین بارمه

... الان هم مجبورم به خاطر یکی از

مقتضیات ناخوشایند کهولت ... سن، از محضر شما مرخص بشم

خوبه

عوارض گلودرده

می‌دونیم که خودت متوجه هستی

دردم تموم شد، انگار خواستم گولتون بزنم

رنه، برات قرص گلیسیرین می‌نویسم

... اگه باز هم درد داشتی ...

یکی بذار زیر زبونت تا حل بشه، باشه؟ ...

باشه

اگه مشکلی بود با من تماس بگیرین

زیاده‌روی نکن رنه

خیلی ببخشیدها آقای دکتر ... اما چند هفته پیش

به من گفتی از وقتم ... ... نهایت استفاده رو بکنم

خودت بودی دیگه؟ درسته؟ ...

البته

درک می‌کنم

ممنون

کافه‌ی تو ساحل رو دیدم ... مغازه رو هم همین طور

هیچ‌کس ندیدش ...

پس کجاست؟

تقریباً نود سالشه، نمی‌تونه خیلی دور بشه

در مورد برنی حرف می‌زنی؟ - آره -

می‌خواست وقتی حال زنش ... خوب نیست پیشش باشه

اما الان آب شده و رفته تو زمین ...

اون تو برایتونه

چی؟ - اونجا دیدمش -

بیرون شهر بهش برخوردم

برخوردی؟

آره - چه ساعتی؟ -

حدود یه ربع به شیش صبح

یه ربع به شیش؟ چرا تا الان چیزی نگفتی؟

تا الان نمی‌دونستم دنبالش می‌گردین

اوه حالش چطوره دکتر؟ مشکلی نیست؟

خوبه داره استراحت می‌کنه

نهایتا تا پس‌فردا حالش بهتر می‌شه

مراقبش باش

خوبه، بهتره برم به بقیه برسم

مارتین مراقب باش در ... مورد برنی حرفی نزنی

نباید فشار عصبی ... ... روی رنه رو بیشتر کنیم

تو هم همراه من بیا ...

کجا باید بریم؟ - طیق برنامه عمل می‌کنیم -

بیا دیگه

جُردن

رسیدیم به کاله (بندری در شمال فرانسه)

شوخی کردم ... شوخی کردم

بیا دیگه

تو ساحل باهاشون روبرو می‌شیم

اینجایی؟

معذرت می‌خوام آرتور - نه ... مشکلی نیست، جدی می‌گم -

من دنبال این چیزا بودم این چیزای دنیوی برات لازمه

راستی بگو ببینم جایی ... برای موندن داری اینجا؟

نه - خب اصلا مشکلی نیست، جدی می‌گم -

برای این ازت پرسیدم که ... ازت بخوام بیای پیش ما

من یه جا برای خودم دارم اصلاً مزاحم کسی نیستی

... تو خیلی لطف داری، اما من پول نقد

کلی جای خالی داریم و منم یه اتاق دو تخته ... گرفته‌م که هزینه‌ش ‌هم پرداخت شده

... یعنی لازم نیست پولی بدی ...

در هر صورت خوشحال می‌شیم ... ... همراه ما باشی

البته اگه خودت مایل باشی ...

خیلی ازت ممنونم

یالا بیا بریم دیگه

مطمئنم حالش خوبه ولی ما بعد ... از نُه ساعت باید ... می‌دونین که

نه نه ... کار درستی کردین

من جزییات موضوع رو پخش می‌کنم و یه توییت هم منتشر می‌کنیم

این کارها می‌تونه خیلی کمک کنه ...

ما عکس رو داریم که خیلی مهمه ...

عکس رو می‌رسونم به دست گشتی‌ها ... یه تماسی هم با بیمارستان می‌گیرم

... البته فقط چون روال کار این طوریه ...

برای محکم‌کاری ...

اینجام

کجا بودی؟

زیر تخت دنبال یه چیزی می‌گشتم و پیداش کردم ... یه کارت پِرِس شده

چی؟

این یه سنبله‌ست، پِرِس شده

قرار بود کارای سخت نکنی نه اینکه همه‌جا رو بریزی بهم

بس کن دیگه ... من خوبم

من می‌خوام کارم رو درست انجام بدم

خیلی هم خوبه

خیلی خیلی خوبه

بگذریم ... یه چیزی برات گرفتم

ماهی و سیب‌زمینی

چه کار خوبی کردی

غذای برنی کجاست؟ مارتین بعداً میاره؟

!اوه، قیافه‌شو ... عزیزم ... قیافه‌شو

دارم سربه‌سرت می‌ذارم

... اون بی‌خبر رفته

همه می‌دونن و هیچکس ... هم حرفی نمی‌زنه

چون می‌ترسن حال من خراب بشه ...

... من هم حرفی نمی‌زنم ...

چون می‌خوام مطمئن بشم اون برای رسیدن ... به مقصدش وقت کافی داشته باشه

برای کدوم مقصد؟ اون کجاست؟

اون فرانسه‌ست

اونجا چیکار می‌کنه؟

رفته که تو مراسم یادبود عملیات نورماندی شرکت کنه

اما مگه همه جاها پر نشده بود؟

آره، اما اون راه خودشو پیدا می‌کنه

تو 90 سالگی؟

یعنی خودش تنها از کانال مانش رد می‌شه؟

... خب قبلاً هم این مسیر رو رفته

البته دفعه‌ی قبل زیر رگبار دشمن بود ...

... باورم نمی‌شه

احساس گناه می‌کردم که ... ... اون روز صبح جلوش رو نگرفتم

... حتی یه ماهی بزرگ برات خریدم رنه ...

این‌قدر حالم بد بود ...

ادامه بده ویکی

اون حالش خوبه، در امانه

همین الان بهمون خبر دادن اون تو فرانسه‌ست

چی؟

اون فرانسه‌ست

ظاهراً زمان عملیات نورماندی سرباز بوده

نتونسته بوده خودش رو به برنامه برسونه ... برای همین تنهایی راه افتاده

البته نخواسته مزاحم کسی بشه ... برای همین چیزی نگفته

... !چه پسری

دود از کنده بلند می‌شه ...

سرگروهبان می‌گه حالا که وضعیت عادی شده به توییت بزنم، چی بنویسم؟

... خب اون یه قهرمان جنگه

می‌خواسته کار رو از راه درست ... ... انجام بده اما نتونسته

برای همین از خونه‌ی سالمندان جیم شده ...

«هَشتَگ «فرار بزرگ

من تموم کردم

... اینجا یه تور گذاشتن

برای دیدن یه موزه یا یه نمایشگاه ... اگه خوشت میاد هماهنگ کنیم

نه، می‌خوام برم سمت ساحل قدم بزنم

می‌ری ساحل شمشیر، درسته؟ - آره - (اسم رمز ساحل نورماندی در زمان جنگ جهانی دوم)

بهت خبر می‌دم

عالی می شه، پس تا بعد

می‌بینمت

صبح به‌خیر

به سلامتی

موفق می‌شیم اینجا پیاده بشیم یا نه؟

برای چی اینو از من می‌پرسی؟

خب تو قبلاً این مسیر رو اومدی دیگه

!حرکت کن! حرکت کن ... حرکت کن

تو با اولین دسته اومده بودی اینجا

اون موقع اوضاع چظور بود؟

سخت نبود

بدون مشکل انجام شد

این جور کارا برنامه‌ریزی لازم داره

موسیو

موسیو

چی شده؟

مرسی موسیو ... مرسی

بیا اینجا

بیا داخل

حالتون خوبه موسیو؟ - ممنون -

چطور بود؟ خوب بود؟

آره

معلومه

... حالا که برگشتی

یه چیزی بخور ...

... راستی دوست آمریکایی‌ مون

... مارشال ... آدم بدی نیست ...

لطف کرده و تمام میز ... رو شراب مهمان کرده

من خیلی خسته‌م

بمون، این حالتو خوب می‌کنه پیرمرد

آقایون، ایشون برنی هستن، دوست من

عضو نیروی دریایی سلطنتی

دنیا وقتی که حقیقتش رو ببینی زیباتره برنی

نکته‌ی مهم اینه که همه‌چی ... درست و مرتب انجام شد

... یه نفر تو فرانسه رد برنی رو پیدا کرد

... و مطمئن شد حالش خوبه ...

برنی آدم زرنگیه ...

راستی ادل؛ اون ماهی خیلی خوشمزه بود

... برنی ناراحت می‌شه از دستش داده

البته بهت بگم که احتمالاً الان داره ... یه بشقاب حلزون رو با اشتها می‌خوره

عصبانیش کردی

اون خیلی جدی کار می‌کنه ... باید یه کم آروم‌ باشه

وگرنه اذیت می‌شه ...

بیا لباست رو عوض کنیم، تختت آماده‌ست

اون چیه روی دستت؟

خوشت نمیاد؟

اگه قرار باشه تو سیرک ... کار کنی بد نیست

نظر مامانت درباره‌ی اینا چیه؟

فکر نکنم تا حالا دیده باشدشون

بعد ریچارد گفت خیلی ... شرمنده‌م جناب کشیش

اون چیزی که منظور شماس ... یه هواپیمای فوکره

فکر می‌کردم منظورش یه چیز دیگه باشه

بیا، یه کم زیتون بخور، اون وقت می‌تونی بیشتر مشروب بخوری

آخه کی ساعت نُه می‌ره تو تخت‌خواب؟

غیر از آدمای حشری و آدمای ضعیف ... فقط همینا زود می‌رن تو تخت

!رنه - چیه؟ -

فکر کردی فقط نسل شما اینا رو بلده؟

-چیکار می‌کنی؟ تمرین زانوهامه -

معمولاً برنی بهم کمک می‌کنه که البته الان اینجا نیست

می‌خوای من کمکت کنم؟

تو؟ عالی می‌شه ادل

... یه کم زانوها رو بکش بالا

بعد بیارشون پایین ...

این‌طوری؟ - عالیه -

زمان جنگ اگه قرار می‌شد ... برم مجلس رقص

... موهای پامو می‌زدم‌ ...

... بعد یه مقدار تفاله‌ی چای می‌آوردم ...

می‌پیچیدمشون تو پارچه ... ... و می‌مالیدم به پاهام

پوست پاهام رو تیره‌تر می‌کرد ...

انگار بُرنزه شدن

دقیقاً

... فقط بدیش این بود که

وقتی آدم گرم می‌شد ... ... و عرق می‌کرد

بوی چای هندی همه‌جا رو برمی‌داشت ...

ممنونم، کافیه

تو واقعا دختر خوبی هستی

خب، خوشحالم که همه‌چی ... به خوشی به سرانجام رسید

همه‌چی درسته ... همون‌طور که شما گفتین

آره ... متشکرم

خوب... فردا می‌بینمت

گوش کن، وقتی رفتی خونه برو یه ... قاشق چای‌خوری بردار بذار تو فریزر

... بعد درش بیار بذار زیرچشمت ...

این‌طوری این پف‌ها از بین می‌ره و هیچکس ... نمی‌فهمه شب‌ها چقدر مشروب می‌خوری

بی‌خیال، فکر می‌کنی من 150 سال پیش از زیر بته عمل اومدم؟

... آقایون ما دیگه بریم به تمرین‌هامون برسیم

از همه‌تون ممنونم ...

فردا می‌بینمتون ...

نمی‌فهمم چرا این‌قدر شلوغش می‌کنی

سلام برنی

مشکل چیه؟

هیچی، فقط من یه مشروب دیگه می‌خوام

نمی‌شه موسیو، ما دیگه بستیم

حرومزاده‌ی بدبخت

باشه - برین بیرون -

مشکلی نیست، ایشون با ماست خودمون حلش می‌کنیم

چرا نمی‌شینی؟

برا چی نگاه می‌کنی؟ - اونا کاری نمی‌کنن -

چرا برنمی‌گردی هتل؟

چون من بچه‌ی دو ساله نیستم

فقط یه مشروب دیگه می‌خوام ... فقط همین

نمی‌خوام کسی رو اذیت کنم

خودت رو تو دردسر می‌ندازی

بیا

باشه

ببین ... می‌دونم کجاست، همین نزدیکیه

برای همین خونه رفتن سخته

از بین نمی‌ره، درسته؟ ...

چیزایی که این تو هستن ...

مثل اینکه نباید هم‌قطارت رو جا بذاری

حتی اگه یه آدم بی‌مصرف باشه، باید جونش رو از خطر نجاتس بدیم

آره ... یادم رفته بود

انگلیسی... سرباز انگلیسی

همه برای یکی

و یکی برای همه

البته فکر کنم این شعار سربازهای فرانسوی بود

کارتون تموم شد؟

باشه، فراموشش کن

ما زودتر از شما شروع کردیم

مثل جنگ جهانی دوم

بی‌خیال ... خوش گذشت

باید یه لیوان آب بذاری کنارت

باشه میارم

فکر خوبیه

البته الان حالم خوبه

البته دیگه چیزی باقی نمونده بالا بیارم پس مشکلی نیست

راستی برات بلیت گرفتم

مراسم رسمیه

ساعت یازده شروع می‌شه

چطور تونستی بلیت بگیری؟

... بهت گفته بودم که دوستای آمریکایی‌مون

باورت نمی‌شه، صندلی تو ... درست پشت سر ملکه‌ست

و رییس‌جمهور اوباما ...

البته منم کنارت هستم

بگذریم ... شب به‌خیر برنی

شب به‌خیر - و ممنون که مراقب من بودی -

خدا کنه روزت رو خراب نکرده باشم

چرت نگو

خوشحال می‌شم کمک کنم

فاصله رو حفظ کن ... عقب وایسا

سیگار داری؟

نه، من نمی‌خوام ...تو بکش

مراقب باش

اسمت چیه؟

د ... داگلاس

داگلاس بِنت - منم برنی هستم -

اهل کجایی داگلاس؟

ناتینگهام

اهل ناتینگهام هستم

هنگ سواره‌نظام شروود رنجرز

مثل اینها... بازیکن‌ها

دوست دخترم تو کارخونه کار می‌کنه

آماده باشین

اره ... خودشه

اون نمونه‌ی فرشته‌ی بازیکن‌هاست

خدایا

معرکه‌س، مگه نه؟

اون چیه؟

نامه نوشتم ... شاید لازم بشه

آماده‌شون کن جُردن ... باید وارد بشن

ببین! اون نامه لازمت نمی‌شه داگلاس

سرنوشت تو هم مثل من می‌شه نجات پیدا می‌کنی ...

چی شده؟

چیزی نیست ... برگرد تو تختت

چیزی نیست

چیزی می‌گفتم؟

... نه، من یه صدایی شنیدم و بلند شدم

دیدم اونجایی ...

زیاد اتفاق می‌افته؟

خب آره ... البته منظم نیست

... برادر منم تو خواب راه می‌رفت

از دبستان شروع شد ... ... جای وحشتناکی بود

اونم این طوری شد ...

تو هم راه می‌ری؟

نه بابا! من وقتی می‌خوابم هفت پادشاه رو خواب می‌بینم

خب پس برو بخواب

بحران حل شد

نه ... مشکلی نیست

راستش بدم نمیاد یه‌کم بیدار بمونم

می‌خوام یه آسپرین بخورم

می‌دونی ... من اصلا نباید مشروب بخورم

چرا؟ دارو مصرف می‌کنی؟

زیاد حرف می‌زنم

... نه ... من

من الکلی هستم ...

... معذرت می‌خوام

کم کم می‌خورم ... و بعد یه دفعه این‌طوری می‌شه

به همین سادگی ... این‌طوری ... می‌شه که الان اینجا هستم

... کبدم داغونه، به هفتاد و پنج سالگی نمی‌رسم

... پس اگه الان نخورم دیگه نمی‌تونم ...

نمی‌دونستم

نفهمیده بودی؟ - نه -

... من ... خوب بلدم مخفیش کنم

البته بعضی وقتا ...

چارلز کاسلی رو می‌شناسی؟ شاعر جنگه

نه، چارلز کاسلی رو نمی‌شناسم

اونم سرباز بوده ، سرباز نیروی دریایی ... مثل تو پس چیزی رو که ازش حرف می‌زده خوب می‌شناخته

: بگذریم ... شعری نوشته به اسم «در گورستان سربازان انگلیسی، به‌یا»

همه‌ش در مورد یه گورستان هست بالای اینجا، به اسم به‌یا

تو باید اونجا رو بشناسی

در موردش شنیده‌م

... تقریبا 5000 نفر اونجا دفن شدن

... همه هم بریتانیایی هستن ...

... تقریباً همه‌شون تو روز عملیات نورماندی کشته شدن ...

برادر منم اونجا دفن شده ...

نکته‌ی کنایه‌آمیز اینجاست که ... ... برادرم تو اون جنگ کشته نشد

اون هم مثل من تو نیروی هوایی ... ... بود و یکی دو ماه قبل از عملیات

روی شهر اِسِن (آلمان) هواپیماش رو زدن ... ... من فکر می‌کردم کشته شده

اما جون سالم به در برده بود ... ... و گروه مقاومت پیداش کرده بود

... داشت برمی‌گشت خونه ...

به انگلستان ...

... تو شهر کان مخفی شده بوده

همون موقع که من داشتم اونجا ... ... رو با خاک یکسان می‌کردم

خدایا

... حدود 3000 نفر اونجا کشته شدن

... خیلی‌هاشون غیرنظامی بودن ...

خیلی وقت‌ها با خودم فکر می‌کنم شاید ... ... یکی از بمب‌هایی که من انداختم کلایو رو کشته

... بگذریم این‌ها رو گفتم که به اینجا برسم

... من تا حالا سر مزارش نرفته‌م ...

به هر دلیلی که بوده نتونستم برم ... ... اما برنامه داشتم برم

امروز بعد از ظهر می‌خواستم ... ... برم و بهش ادای احترام کنم

... اما این کارو نکردم ...

... موندم تو شهر و عصبانی شدم ...

شرمنده‌م

شرمنده‌م ... نباید با داستان ... خودم بار غم تو رو بیشتر کنم

فقط این است که من ...

... اما هر وقت یه آدم جدید می‌بینم ...

اون آدم منو به این فکر می‌اندازه که ... ... شاید می‌تونستم متفاوت باشم

شاید بتونم با چیزایی که ازشون ... ... فرار می‌کردم روبرو بشم

اما برای اینکار آدم باید شجاع باشه ...

دیگه رسیدیم ... خیالت راحت

نگاه نکن ... گفتم نگاه نکن

نگاه نمی‌کنم

مراقب باش

خب ... حالا می‌تونی نگاه کنی

... بهش می‌گن زمان مقدس

... نور الان فرق داره ...

هیچ ساعت روز همچین نوری نمی‌بینی ...

معمولا بقیه تو این ساعت خوابن

این زیباترین صحنه‌ایه که تا حالا دیدم

چیه؟

این گل سرخ وحشیه خیلی خوشگلن ... من عاشقشونم

جدی؟

چیه؟

زیاد اطلاعات نداری، درسته؟

طبیعت رو نمی‌شناسی

باشه، باشه، باشه

... خب من تا قبل از اینکه

... بیام اینجا، یه کُپه کاه از نزدیک ندیده بودم ...

اما دارم یاد می‌گیرم ...

مثل این ...

دیگه هیچ‌وقت این رو فراموش نمی‌کنم ...

در واقع این گل مورد علاقه‌ی من می‌شه

چون خیلی انگلیسیه ...

... و حیوان مورد علاقه‌م - بذار من حدس بزنم -

سگه؟

عاشقشونم - منم همین‌طور -

از کدومشون بیشتر خوشت میاد؟

بهت نمی‌گم ... اگه بگم فکر می‌کنی خیلی ادایی هستم

... سگ پودل

از پودل خوشت میاد ...

خب؟

... سگای خیلی باهوشی هستن

... عمه‌م یکی داشت که می‌تونست بشمره ...

موهاشون هم نمی‌ریزه روی صندلی ...

اندازه‌شون هم مناسبه و وقتی باهاشون سوار اتوبوس می‌شی مشکلی نیست

صبح به‌خیر رنه صبحانه‌ت آماده‌ست

الان میام

خدایا ... چقدر مردم سرشون شلوغه

صبح شما هم به‌خیر

شما اون چیزی رو که من الان دیدم ندیدین

یه مقدار پول برای جراحی ... پلاستیک بذار کنار ادل

این پیشنهاد منه ... کلی می‌گم

چای هم برات گذاشتم

ممنون

اوه... این چیه؟

ببخشید این از قبل روشن بود یه برنامه‌ی ویژه‌ست

سواحل رو نشون می‌ده، این یکی همون ساحلیه که برنی رفته

اون ساحل اصلیه - اصلاً -

رنه! شاید بتونی تو تصویر تلویزیون پیداش کنی

اینم از برنی ... من هنوزم کارم درسته

می‌دونستم مراسم بزرگی می‌شه، بالاخره هفتادمین سالگردشونه ... اما نه به این بزرگی

خب معلومه ... مردم جنگ رو دوست دارن و به گذشته هم توجه می‌کنن

ملکه هم اونجا هست، اون هر جا می‌ره توجه بقیه رو جلب می‌کنه

خب درسته

بذار دوباره برات میارم

... شکل رسمی قدردانی از

پس از اینکه مشخص شد این کهنه سرباز ... عملیات نورماندی این قدر مصمم به حضور

دیدیدش؟ تلویزیون رو روشن کنین

روشنه ... داریم می‌بینیمش

... عنوانی که به این ماجرا داده شده اینست ..

فرار بزرگ

فرار؟

در این مورد چی می‌تونی به ما بگی جو؟

... سلام لورا ... چیزی که می‌دونیم اینه که

اون نتونست به سفر ... ... برنامه‌ریزی شده برسه

اما صبح دیروز، وقتی خیلی ... ... از دوستانش در خانه سالمندان

... در هوو، برایتون ...

... در خواب عمیق بودند ...

به سمت ساحل حرکت کرد ...

... و با یک کشتی اتوبوسی ...

اون یه قهرمانه رنه ... یه قهرمان واقعی

اینو دیدی رنه؟

حالا رفته سراغ فرانسوی‌ها

برو گمشو بابا

... یک درس مفید برای همه‌ی ما

پیرمردهای 90 ساله می‌تونن دوباره ... ... تو ساحل نورماندی طوفان به پا کنن

بله او هم اینجا در ساحل نورماندی است ... کسی نمی‌تواند کاملاً مطمئن باشد

چیزی که با اطمینان می‌توان گفت اینست که ...جهان در وجود برنارد جردن، کهنه سربازی

... یافته که هرگز در پاسخ به ...

ندای وظیفه از کاری کوتاهی نمی‌کند ...

معذرت می‌خوام، پروستات من اندازه‌ی یه توپ گنده‌ست

... این کار رو نباید بکنیم آرتور

باید بریم به‌یا ...

نه؛ بهت گفتم که نمی‌تونم حتی اگه تو هم باهام بیای

مجبورم بیام

نمی‌فهمم

من باید برم و تو هم باید باهام بیای

خانم ها و آقایان، مراسم تا 15 دقیقه دیگر آغاز می‌شود.

همه‌شون رفتن تو محوطه ... شرط می‌بندم

باشه ... بیا ببینم

مرسی آنتوان ... عالی شد

آره ... خدانگهدار ...

خوشحال می‌شه شما رو برسونه - خیلی خوبه -

خیلی زود می‌رسه - نگفت پولش چقدر می‌شه؟ -

نه بابا ... افتخاری شما رو می‌‌رسونه

مرسی ... یه میلیون بار مرسی

بفرمایین - ممنون -

... موریس لطفاً یه نوبت دیگه برای ما بیار

لطفاً این دفعه از اونا پول نگیر، باشه؟ ...

حتما موسیو، الان براتون میارم

ببخشید، این دوستان کی هستن؟

آلمانی هستن

اینجا چیکار می‌کنن؟

فکر کنم همون کاری که شماها می‌کنین

بزرگداشت رفقای از دست رفته

روز عملیات نورماندی اینجا بودن؟

هاینریش اینجا بوده

گونتر و یانس در ساحل «جونو» بودن

سه نفر دیگه هم از «اوماها» دفاع می‌کردن

... به نظرت می‌شه با اونا حرف بزنم؟

حس بدی پیدا نمی‌کنن؟ ...

بفرمایین

این بچه‌ها تو عملیات فرود شرکت داشتن می‌خواستن سلامی بکنن

حالتون چطوره؟

از آشنایی با شما خوش‌وقتم

می‌خواد بدونه هر کدوم از شما اون موقع چیکار می‌کردین

من تو نیروی دریایی بودم و اون تو نیروی هوایی

و تو هم اینجا بودی هاینریش ...

این ساحل در اختیار شما بود ...

بله

شمشیر (ساحل شمشیر ... اسم رمز ساحل نورماندی)

شمشیر

منم همین‌طور

لطفاً بهش بگو می‌خوام این بلیت رو بدم بهش

باید بری و اونجا بشینی ...

بهش بگو باید بره اونجا ...

بلیتت همراهته آرتور؟

ما فقط دو تا بلیت داریم

اما صندلی‌هامون بهترین ... جاهای مراسم هستن

گام برداشتم ... گام - چی؟ -

... گام برداشتم تا جایی که

بله؟

حالت خوبه؟

نگرانت بودم .... بابت این جار و جنجال

جار و جنجال؟ به این می‌گی جار و جنجال؟

هیچ‌کس واقعاً نمی‌دونه اون حالش خوبه یا اینکه اصلاً کجا هست

... این موضوع بین من و اون بوده

وقتی موضوع به جنگ ربط ... ... داشته قرارمون این بوده

... موضوع برای ما شخصیه ...

اما این‌جوری همه ... ... وسط ماجرای ما نشستن

این یعنی دنبال دردسر گشتن ...

... سرت رو باید بگیری پایین

... نگاهت به جلو باشه ...

تا اتفاق‌های بد پیش نیاد ...

سلام رنه

... براش دست تکون دادم

بدرقه‌ش کردم ...

... اما باید بهش می‌گفتم که

برنارد جُردن، تو سوار ... ... اون کشتی نمی‌شی

... تو سوار نمی‌شی ...

بعد هم دوباره همون ماجرا ...

... گام برداشتم ... گام ... گام برداشتم تا جایی که

... خاک مزار سخن می‌گوید ...

پنج هزار پیراهن زمین را پوشانده

وقتی تاریخ ... وقتی تاریخ

... وقتی تاریخ با ده آتش‌بازی ...

... به حاشیه می‌راند ...

به حاشیه می‌راند آسمان سرخ را ...

برنی ... برنی داداش باید یه لطفی بهم بکنی

چیکار داری می‌کنی؟

... داشتم فکر می‌کردم

اگه غرق بشم چی می‌شه؟ ...

چی؟

ممکنه غرق بشم و ... بدنم باد کنه، درسته؟

تازه اگه پیدام کنن، وگرنه ممکنه ... ... جسدم کشیده بشه داخل دریا

برگرد تو اون تانک لعنتی

لطفاً بگیرش ... محض احتیاط

... خواهش می‌کنم برنی

بگیرش ...

نشونی رو بالای نامه نوشتم ... اسمش وِرا است

برنی ... اگه مجبور شدی نامه رو بفرست

جردن ... آماده‌ش کن

بهت گفتم برمی‌گردی

... به ورا بگو من بهت گفتم که

بهت گفتم که ... اون دختر بدجور تماشاییه

سلام داگلاس

خیلی متاسفم

حیف شد

خیلی حیف شد

چی شده برنی؟

مشکل چیه؟

هیچی ... مشکلی نیست

ماموریت انجام شد

درسته

نمی‌خوای ... نمی‌خوای ناهار بخوری؟

حالا می‌خوای چیکار کنی؟

... می‌خوام برگردم خونه

برم پیش خانمم ...

یعنی چی؟

فکر نمی‌کنم دیگه همدیگه رو ببینیم

فکر کنم اون دنیا بتونیم ببینیم

خودتم می‌دونی که این چرنده

... دیدنت باعث افتخار من بود

یه افتخار بزرگ ...

همچنین

فکر نمی‌کردم دیگه پیدات کنم - خوبی؟ -

یه چیزی برات گرفتم - چی؟ -

یه کروسان - چی؟ -

کروسان ... گویا غذای ملی فرانسه‌ست

موقعی که خریدم وضعش بهتر بود

می‌خواستم بابت رفتار ... دیشبم عذرخواهی کنم

راستش نمی‌دونم چرا ... اون‌طوری شده بودم

خب ... بالاخره جوونی دیگه

فراموشش کن

ممنون

ممنونم برنی

تو یه جورایی برام الهام‌بخش هستی

بهم یاد دادی تو یه جای ... رسمی چطور رفتار کنم

آدمایی مثل شما باعث می‌شن من به اینکه بخشی از این گروه بودم افتخار کنم

بس کن دیگه

باشه؟

این حرفا رو نزن

به جای این کارا دنبال کمک باش

چون من می‌دونم چه حالی داری اسکات

و نمی‌خوام اتفاق بدی برات بیفته ...

اما فعلاً خیلی بهم ریخته‌ای ...

خوبم. فقط نتونستم قرصم رو پیدا کنم

می‌خوای دکتر خبر کنم؟ - نه ... نه -

چیزی نیست ... قرص‌ها خوب جواب می‌دن

فقط نتونستم پیداش کنم ...

شرمنده

دیگه نباید از این کارا بکنی رنه

دست‌کم وقتی این کارا رو ... بکن که کسی دور و برت باشه

ممنونم عزیزم ... حتماً

چقدر وقت داری؟

تو باهوش‌تر از اونی که اینجا کار کنی ... می‌دونستی؟

جدی باش رنه ... بهم بگو

چی بهت گفته‌ن؟

گفتن خوندن کتاب‌های طولانی رو شروع نکن

خواهش می‌کنم دیگه شوخی نکن

این وضع خنده‌دار نیست ... چرا همه‌ش شوخی می‌کنی؟

من زندگی خوبی داشته‌م

... خب آره، اما - دیگه اما نداره -

آدل ... تک تک ثانیه‌ها برای ... آدمی به سن تو مهمه

... و واقعاً هم تک تک ثانیه‌ها مهم هستن ...

قاعدتاً ...

اما تو سن من، آدم دچار ... ... مشکل‌های اساسی می‌شه

... اما تو

تو مثل میوه‌ای هستی که کاملاً رسیده ...

برام مهم نیست

... می‌دونستم

به محض اینکه این کارا ... ... رو شروع کردی فهمیدم

فهمیدم یه چیزی هست ...

برو بابا ... همه وسایلشون رو مرتب می‌کنن

نظر برنی چیه؟

اون چیزی نمی‌دونه ... منم بهش نمی‌گم

تو هم بهش هیچی نمی‌گی ...

چی؟

یعنی نمی‌خوای به برنی بگی؟

برای چی؟

چون کاری از دستش برنمیاد ... فقط دلش می‌شکنه وقتی بفهمه

من قبل از اون از این دنیا می‌رم ...

من به برنی نمی‌گم

پیداش کردم

سلام. ببخشید! شما برنارد جُردن هستین؟

بله ... چطور؟ مشکلی پیش اومده؟

نه ... نه اصلاً من ... خیلی از دیدن شما خوشحالم

من سندی هستم، مسئول روابط عمومی شرکت کشتی‌رانی

سلام سندی

خدایا

اینا چیه؟

لطفا عکس نگیرین

چی شده؟

بفرمایین قربان ... این سوسیس هم تقدیم به شما

سوسیس؟ ... ممنون

بفرمایین قربان

نوش جان - ممنون -

یه بطری رام (عرق نیشکر)

رنه ... رنه! پیداش کردن

سوار یه کشتی شده و داره از فرانسه برمی‌گرده - ممنون -

بیا دیگه

برنی ... برای همسرت چه حرفی داری؟

یه ماچ بده وگرنه دوباره می‌رم

بزرگترین اندازه‌شه

دیگه کجا بریم؟

لعنت

حالا که برگشتی چه حسی داری؟

عالی

مراسم یادبود تو فرانسه چطور بود؟

لطفاً دفعه‌ی بعد یه یادداشت بذار

سلام رفیق ... کارت درسته

یه بار دیگه اینکار رو بکنی می‌کشمت ... خوش اومدی برنی

منتظرته ...

ممنون

چیه؟ چی شده؟

من .. متاسفم رنه

چی؟

... من چرخیدم و چرخیدم

... مثل فیفی ...

بعد ... با پشت افتادم زمین ... بعدشم که خودت می‌دونی

تو تمام روزنامه‌ها ... ... و تلویزیون‌ها خبر من هست

«نوشته‌ن «فرار بزرگ - آره ... همه‌شو دیده‌م -

پیرمرد 90 ساله معرکه‌گیری می‌کند

موضوع چیه برنی؟ - حقیقت -

... باید حقیقت رو بگم ...

... چون بقیه این کارو نمی‌کنن ...

اونا فقط دنبال پایان خوش هستن ...

اما ببین کار ما به کجا کشیده؟ ... اینجا

کنار هم هستیم تا عمرمون تموم بشه ...

... اون بیچاره‌ها باید بفهمن

حقیقت اینه ...

... آدمای پیر این شکلی می‌شن

... راه فراری هم نیست ...

... برای هیچکس ...

تا همیشه ...

تو فرانسه اتفاقی برات افتاده؟

چی؟

به من بگو

... رفتم دیدن اون پسره

...رفتم جاییکه دفنش کردن ...

داگلاس

داگلاس بنت

محموله خارج شد

آماده‌شون کن ... منتظر بمون

برو جلو

برو جلو پسر

... انفجار

تموم شد

... حقیقت اینه

... اون به من اعتماد کرد

... بهش گفتم بلایی سرش نمیاد ...

اما کشته شد ...

چون مبجورش کردم از کشتی خارج بشه ...

... وقتی برگشتی خونه

... حال روحی خوبی نداشتی ...

یه چیزی تو دلت بود ... ... خیال می‌کردم به من می‌گی

... اما هیچوقت نگفتی ...

منم ازت نپرسیدم ...

با خودم فکر کردم اگه ... ... ازت بخوام حرف بزنی

از هم می‌پاشی و ... رابطه‌مون تمام می‌شه

... زندگی بدون تو؟

حتی فکرشم نمی‌تونستم بکنم ...

هفتاد ساله عاشق منی

... تمام عمرت رو صرف کردی ...

که زندگی‌مون رو بسازی ...

و زندگی یعنی همین برنی ...

تو خوش‌شانس بودی که از جنگ ... جون سالم به در بردی

و داگلاس بدشانس بود ...

کشته شدن اون تفصیر تو نبود

نه اون موقع و نه الان ...

حقیقت اینه ...

... و بذار یه چیز دیگه بهت بگم

ما یک ثانیه از وقت خودمون ... ... رو کنار هم تلف نکردیم

درسته، فقط کارهای کوچیک ... معمولی و روزمره انجام دادیم

اما خدا شاهده همون کارها ... رو هم درست انجام دادیم

و هنوز هم انجام می‌دیم ... - آره -

اوه ... سلام خوشکله

خاطراتت زنده شد، آره؟

آره ... اما دیگه پیرتر از اونیم که سگ بیاریم، درسته؟

ما اینقدر پیر شدیم که دیگه نمی‌تونیم پودل داشته باشیم

نه دیگه ... همه‌جا رو به گند می‌کشه

برای همین بهشون می‌گن پودلِ لعنتی

اصلا من چرا تشویقت می‌کنم؟

دیگه باید برگردیم - باشه رفیق -

آره

بستنی می‌خوری؟

... نه، تو اتاق شکلات داریم

از اون بزرگا ...

برات یه سوسیس هم گرفتم ...

اوه ... خوش به حال من

برنی

احمقا

رسیدیم

اوه، ببین کی منتظره

خوبین؟ - -سلام.

خدا حفظت کنه

نمیای بخوابی؟

تو تخت تو یا تخت من؟

... اگه دوباره خواستی حایی بری

منم باهات میام ...

برنی جُردن شش ماه پس از مسافرتش به فرانسه، درگدشت

رنه هم هفت روز بعد به او پیوست

ترجمه : لئون آبان 1402

leon.the.translator@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.