Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha
[قلبت رو دنبال کن]
[قسمت 1]
[علف زورنیا که درمان بیماری های زیادی است در سال اول داچی رایج شد. از آنجایی که سمی است به شدت تحت نظارت است. با این حال، هنوز به صورت غیرقانونی برای سود فروخته میشود]
[شهر هه من]
!عالیه
یواش تر
منتظرم باش
اون کیه؟
!عالیه
!آفرین
!عالیه
[طبیب معجزه گر]
[یان نان شینگ]
!عالیه
!عالیه
!عالیه
!عالیه
!عالیه
!عالیه
!عالیه
شهروندان عزیز هه من
ما مادر و دختر
روزهای زیادی در این مکان ارزشمند بودیم
و دوستای زیادی پیدا کردیم [جیانگ شین بای]
بنابراین امروز [جیانگ شین بای]
یک گروه اپرا دعوت کردیم
تا براتون مجانی اجرا کنین
!عالیه
قبل از شروع نمایش من یه داوطلب برای
معاینه طبابت میخوام
اینم پولی نمیخواد
کسی حاضره بیاد بالا؟
!من
این روزا طبیب های دوره گرد
خیلی تلاش میکنن تا اسم و رسم بدست بیارن
نمایش و معاینه مجانی
چقدر سرزنده است
مهمان نوازی ناخواسته نیت های بد رو مخفی میکنه
تا وقتی که کارشون
روی کار ما تاثیری نداشته باشه
کی بهشون اهمیت میده؟
ارباب
...ما
رئیس
دیروز که خواستیم ژنرال رو ببینیم
اون بازم درخواستمون رو
رد کرد
دلیلش؟
اون هنوزم مسته
نمیتونه کسی رو ببینه
مشروب به آدم صدمه میزنه
نان جی فنگ 20 سال توی ارتش بود
و شایستگی های بزرگ بدست آورده
اگه واقعا یه مقام فاسد بود
اعلیحضرت اونو نگه نمیداشت
تا از مناطق جنوبی محافظت کنه
بنابراین اون
داره عمدا
ازمون دوری میکنه؟
حالا که نمیتونیم اونو ببینیم
پس بیاین اول
جناب بای سان رو ببینیم
رئیس
غذاخوری های زیادی اینجاست
مال جناب بای سان کدومه؟
سخت نیست
ده متر جلوتره
از کجا میدونین؟
آخرین باری که بیرون شهر همدیگه رو دیدیم
اونا درخواست
این موسیقی رو کردن
!تو بیا
کی؟
اون؟
!من
!من نیستم
طبیب یان اونجاست
عجله کن
بیا
مراقب باش
معاینه میخوای؟
چشم هات کج میبینه درسته؟
!چیزی نیست
منو ببین
کارسازه؟
طبیب
برای درمان چشم های کج
مگه نباید صورتش رو تیز کنی؟
!دقیقا
ریشه بیماری ها
آنقدر واضح نیست
تو چی میدونی؟
حرف نزنین
درمان طبیب یان رو تماشا کنین
تموم شد
چطوره رفیق؟
چطوره؟
اینا دستای منه؟
دیگه چشمم کج نیست
!عالیه
پس دنیا این شکلیه
واقعا درمان شدم
ممنونم بانو
همگی
معاینه همینجا تموم شد
حالا نمایش شروع میشه
[آرامش]
!عالیه
!عالیه
بذارین بهتون بگم
چند روز پیش شنیدم
همسر ژنرال تناسخ یه اهریمن ماره
میدونی؟
حرف مفت نزن ساکت باش
حرف مفت نزن
مزخرف نمیگم
کافیه
دیگه ننوش
رئیس
این قیمت الان
پایین ترین قیمتیه که میتونم بدم
دخترای من اینجا
میتونن ماهانه
سی تیل نقره بدست بیارن
شما برای کل ماه نوبت گرفتی
برای همین اینقدر ارزون گفتم
همونطور که تو گفتی عمل میکنیم
ممنون رئیس
ممنونم
از شرابت لذت ببر
رئیس بررسی کردم
هیچکس بیرون نیست
داخلم مشکلی نیست
جناب بای سان کجاست؟
جناب بای سان
سمت چپی بای سانه
سمت راستی ما جیوئه
...جناب بای- سمت راست-
جناب بای سان، جناب ما جیو
جناب شی
به هه من خوش اومدین
وقتی اولین بار همدیگه رو بیرون شهر دیدیم [بای سان]
گفتم باید دعوتت کنم اینجا [بای سان]
و بهت اینجا رو نشون بدم
مهمان نوازی عالی داریم
نگاه کن
ما لباس های
سنتی هه من رو پوشیدیم
که بهتون خوشامد بگیم
جناب بای سان
شما خیلی متفکرین
راستش
وقتی اولین بار همدیگه رو دیدیم ازتون خوشم اومد
پس تصمیم گرفتم
حتما باید
باهاتون تجارت کنم
!بشینین
لطفا
توی چای هه من چهار ماده
باد، گل، برف و ماه وجود داره
باد عطر اسمانتوسه
گل خوشه های گل رزه
برف آب چشمه کوه برفیه
ماه اجاق سفالی قرمزه
اسمانتوس رو توی آب چشمه کوه برفی خیس کنین
و شبنم گلاب بهش اضافه کنین
بعدش به مدت یک ساعت
روی یه اجاق سفالی قرمز بجوشونید
بعدش شما
معطر ترین چای رو بدست میارین
جناب شی واقعا خوب چای رو میشناسین
جناب بای سان
منو دست کم گرفتین
که با محصول خراب گولم میزنین؟
خدانگهدار
جناب شی، لطفا صبر کنین
اسم این چای مدهوشیه
لطفا امتحانش کنین
واقعا چیز خوبیه
جناب شی
شما اینجا تازه کارین
بعضی کالاها رو بردارین و توی خیابون امتحانش کنین
میخوام رئیس بزرگتون
رو ببینم
این پول
یه جورایی
هزینه واسطه بودن شماست
چطوره؟
من رئیس بزرگم
توی همه چیز
من حرف آخر رو میزنم
باهاتون رک صحبت میکنم
میدونم
شما
شماره یک
هه من هستین
اما تو کله گنده اینکار نیستی
لطفا پیامم رو منتقل کنین
توی انجام تجارت
کاملا مخلصم
اگه باهم کنار بیایم
پول
برام مشکلی نیست
جناب شی
حرفاتون با چیزی که
دفعه قبل گفتیم فرق داره
همینطوره
من فقط میخوام پول بیشتری بدست بیارم
این طبیعت انسانه
منتظر خبر خوبت هستم
فعلا عجله نکن
معامله هنوز انجام نشده
پس برای مشکل معذرت میخوام
خدانگهدار
بیا بریم
جناب سان
تجارت اینجوری پیش نمیره
فکر میکنم درباره تجارت حرف نمیزنی
پس چیه؟
!یکی مرده
!اون مرد
!یکی مرده
اونو کشتن
!کشتنش
اینجا رو جمع و جور کن
چیکار میکنی؟
چخبر شده؟
برو کنار
!عالیه
تو کی هستی؟
سرجات وایسا
تو کی هستی؟
نمایشمون رو بهم نزن
برو کنار
اینجا جای نمایش منه
شما دوتا میتونین برین
تو دیگه چه خری هستی؟
هدفمون باهم یکیه
بانو
این دزد پول منو دزدیده
اینکار باهاش چیکار میکنم به من بستگی داره
برام مهم نیست
برین پایین
!دعوا بسه
اگه تمومش نکنین
یکی رو میکشین
همین الان دیدم
سربازا دارن میاین
بیاین فقط باهم کنار بیایم
و همینجا تمومش کنیم
باشه؟
!اون مرده
!یکی مرده
چخبر شده؟
یهویی چیشد؟
!یکی مرده
برین کنار
زود باشین
[معاون ژنرال لی]
ببخشید برین کنار
با نمایش بازی کردن
یکی رو واقعا کشتین؟
افسر
واقعا اشتباه فهمیدین
اون دزد
خودش یهویی وارد نمایش شد
این یه اتفاق بود
همه میتونن شهادت بدن
درسته؟
آره، ما میتونیم شهادت بدیم
درسته میتونیم
!آره میتونیم شهادت بدیم
!مزخرفه
همه افراد نمایش رو ببرین
!چشم
!صبر کن
صبر کن
افسر
نمایش رو من آماده کردم
مسئولیت کاملش رو
من برعهده میگیرم
باهاتون میام تا ژنرال بزرگ رو ببینم
بقیه رو درگیر نکنین
معلومه که نمیتونی فرار کنی
حتی بدون این مرگ
بازم دستگیر میشی
از بین تمام نمایش های اپرا
روی اجرای "لی جی مار رو میکشه" اصرار داشتی
مشکل درست میکنی
ممکنه
امشب این نمایش رو اجرا کرده
تا بتونه نان جی فنگ رو ببینه؟
افسر
توی مرگ اون مرد
منم یه جورایی درگیرم
من با تحقیقاتتون همکاری میکنم
تو دیگه از کجا پیدات شد؟
تو کی هستی؟
من فقط
یک تاجر معمولی چایم
تاجر چای؟
افسر
این کار من بود
به تو ربطی نداره
بعلاوه
میخوان منو ببرن
فقط برای مرگ دزد نیست
بلکه برای نمایش امشبه
...تو
پس این دلیل بیشتریه که باهات بیام
همیشه شنیدم مردم برای جرم محکوم میشن
اولین باره میبینم برای نمایش محکوم میشن
میخوام ببینم
ژنرال بزرگ
دقیقا چقدر قدرتمنده
جرات داری به ژنرال ما تهمت بزنی
اونم ببرین
!چشم
!افسر
آروم باشین افسر
آروم باشین
از حرفای درستکارانه ات ممنونم
لطفت رو درک کردم
اما من دوست ندارم
بقیه توی کارم دخالت کنن
همین الان برو
اینکارو برای تو نمیکنم
پس برای کیه؟
این مشکل خودمه
برو لجبازی نکن
برو
بحث نکنین
همشون رو ببرین
!چشم
معاون لی
بذارین بره
چیزی برای دیدن نیست
برین پی کارتون
بیا بریم
بیا بریم
بیا بریم
بیا بریم
!رفیق
ممنونم
بیا بریم
رئیس
چرا شما رو نبردن؟
نکنه نان جی فنگ
مارو شناخته
و فعلا نمیخواد لومون بده؟
[عمارت ژنرال]
ژنرال
تاجر چای، شی
که ادعا میکنه از یاژو اومده
خارج از شهر زندگی میکنه
به تازگی بای سان و ما جیو رو دیده
اولین شب بودنش توی شهر
ما جیو و بای سان
به خاطر اون مردن
دوتا آدم پست مردن
سر و صدا نکن
فقط حواستون
به تاجر چای باشه
چشم ژنرال
طبیب دوره گرد چی؟
فرستادیمش پیش بانو
بانوی من، اون اینجاست
همتون میتونین برین
چشم
یان نان شینگ
عرض ادب بانو
تو و مادرت [همسر ژنرال، بانو گایا]
روزها توی شهر سر و صدا به پا کردین [همسر ژنرال، بانو گایا]
فقط بخاطر اینکه
توجه منو جلب کنین درسته؟
عمدا برنامه امشب رو ترتیب دادین
چون میخواستین سریعا منو ببینین
پس شما از قبل میدونستین
فقط خودمو باهوش نشون دادم
من خیلی وقته که
از عمارت بیرون رفتم
بیرون چه شایعاتی درباره ام هست؟
میگن
شما تناسخ اهریمن مار هستین
خیلی شیرین زبونی
به وضوح میگی شنیدی
من تناسخ یه اهریمن مارم
و ژنرال رو افسون کردم
اونا احمقن
بانو شما فقط
یک بیماری پوستی جزئی دارین
صادقانه بگم
من و مادرم
این شایعه رو موقع معاینه مردم
توی پایتخت شنیده بودیم
قبلا حدس میزدم
شما یه بیماری کمیاب
مار نقره ای رو دارین
برای همین به هه من اومدم
تا شما رو درمان کنم
میخواستم منتظر باشم
خودتون ما رو احضار کنین
اما شنیدم که شما
میخواین به زودی
به منزل مادریتون برگردین
پس توی وحشت
به این ترفند متوسل شدم
خیلی خوب از همه چیز باخبری
ژنرال واقعا ازم خواست به خونه مادریم برگردم
اما
هنوز روزش رو تعیین نکردیم
خبر دروغ بود؟
حالا که اینجایی
لطفا درمانم کن
البته
بعد از روز ماه کامل
شما رو درمان میکنم
بعد از ماه کامل؟
نکنه بیمارهات رو فقط
توی روز های فرخنده درمان میکنی؟
بخاطر اینکه
از دستور العمل های منحصر به فرد استفاده میکنم
باید چندتا گیاه رو به دقت آماده کنم
آماده سازی خوب کلید موفقیته
لطفا منو ببخشین
ژنرال گفتن
حالا که اومدین اینجا
فکر رفتنم نکنین
مسخره است
به چه جراتی حبست کردن؟
همینطور تو، مگه پا نداری؟
چرا فرار نکردی؟
تو که میدونی
با مهارت های ضعیفم
نمیتونم افراد ژنرال رو شکست بدم
بعلاوه
حتی اگه شکستشون بدم
چطوری میتونیم
دوباره برگردم
اینجوری نقشه امون
همش خراب میشه
واقعا بچه منی
نه تنها خیلی خوشگلی
بلکه خیلیم باهوشی
مطمئنم که خودم باهوشم
اما تو چی؟
خیلی پول دادی
تا خبرای جعلی بگیری
کی گفته همسر ژنرال
خیلی زود میره؟
اونا حتی
تاریخشم تعیین نکردن
همش تقصیر منه؟
خودت باور نکردی؟
این چیه؟
چای تازه است
بخور
بانو میخواد
توی سه روز درمانش کنم
سه روز دیگه ماه کامله
اون زمان عادت ماهانه میشم
!عادت ماهانه
کارمون تموم میشه
خیلی روی مخه
گوش بده
روی من حساب کن
همه چیز عالی پیش میره
چیزی نمیشه
دفعه قبل هم همینو گفتی
...آخرین بار
یه موقعیت منحصر به فرد بود
این بار فرق میکنه
بیا
این سوت رو مخفی کن
توی مواقع فوری
فقط سوت بزن
فورا میام نجاتت میدم
کار میکنه؟
دفعه قبل هم همینو گفتی
چرا نکنه؟
مهم نیست دفعه های قبلی باشه
یا اینبار
من همیشه کنارتم
هر وقت که توی خطری
ازت محافظت میکنم
بعلاوه
وقتی همسر ژنرال
داروی معجزه آسا رو بهمون بده
کاملا آزاد میشی
و دیگه از ماه کامل نمیترسیم
اون دارو واقعا اینقدر جادوییه؟
البته
اگه امتحانش نکنی
از کجا میدونی؟
الان مهمترین چیز
جلب لطف همسر ژنراله
درباره بقیه چیزا
روی من حساب کن
همه چیز خوب پیش میره
چرا ادامو درمیاری؟
بهتره همینطور باشه
نان جی فنگ
داره چه حقه ای میزنه؟
یک روز گذشته
اون فقط افرادش رو فرستاده
تا زیر نظرمون بگیرن
هیچ چیز دیگه ای نیست
خیلی آرومه
نکنه اون
هویتمون رو فهمیده؟
غیر ممکنه
سفرمون محرمانه است
محض احتیاط
از فردا توی مسافرخونه نمیمونیم
پس کجا بمونیم؟
جایی که دفاع ازش آسونه ولی حمله سخت
قایق تفریحی کرایه میکنین اما هیچ بانویی نمیخواین؟
رئیس شما
واقعا عجیبه
کی گفته نیست؟
تو میتونی
فقط پولت رو بگیری
از دخترا بخواین برقصن و آواز بخونن
مثل همیشه عمل کنین
براساس نرخ همیشگی حساب کنین
تمام هزینه ها رو
ما پرداخت میکنیم
قبلا توی غذاخوری
شما دونفر رو دیدم
باعث سر و صدای زیادی شدین
حتی یک نفر مرد
نکنه شما دونفر
قاتل باشین؟
دایه داری شوخی میکنی
ما اینکارو برای عدالت کردیم
اگه واقعا آدمای بدی بودیم
دولت خیلی وقت پیش
جفتمون رو میگرفت
...خوب
نگران نباشین
البته
ارباب
دو روز گذشته
هنوز خبری از نان جی فنگ نیست
به نظر من
شما باید از نشان
دیوان بازرسی استفاده کنین
و سربازا رو بفرستین
تا عمارتش رو محاصره کنن
نان جی فنگ برای شایستگی های نظامیش
به هه من فرستاده شده
حتی دیوان بازرسی هم
باید برای دستگیر کردن
یه ژنرال شایسته
مدرک داشته باشه
مگه این مدرک نیست؟
این حداکثر عدم نظارت کامله
شاید نتونیم دستگیرش کنیم
تمام راه رو تا اینجا اومدم
تا مسیر تجاری
زورنیا رو مسدود کنیم
و همه ماهی های
بزرگ هه من رو یکبار برای
همیشه دستگیر کنم
امشب
بیا عمارت ژنرال رو بررسی کنیم
بانو چه احساسی دارین؟
احساس گرما و آرامش میکنم
انگار
خارش بدنم تموم شده
بعدا
منافذ پوستتون کاملا باز میشه
من براتون دارو میزنم
باشه
به هر حال، طبیب یان
اینکه تا شب ماه کامل منتظر موندین
علت خاصی داره؟
راستش هیچ راز خاصی نداره
حوالی ماه کامل عادت ماهانه میشم
بنابراین ناخوشاینده
حرف راز شد
شنیدم از قبایل مرزی هستین
شایعه شده که
اونا یه داروی جادویی دارن
که میتونه بیماری های لاعلاج رو درمان کنه
این فقط یه افسانه است؟
واقعا همچین دارویی هست
این چیه؟
خیلی ضعیفه
حتما کنجکاوی چرا
از دارو استفاده نمیکنم؟
آره
داروی قوی ممکنه بیماری های خفیف رو درمان نکنه
این دارو ها از
مواد سمی
کوه ها و جنگل ها درست شدن
بیماری پوستی من
بخاطر مه سمی زادگاهمه
اگه با سم مواد جنگلی بخوای سم مه رو درمان کنی
میتونه کشنده باشه
و هیچ فایده ای نداره
حق با شماست
انگار کمی درباره طبابت میدونین
[چی شان]
[ژنرال بزرگ، نان جی فنگ]
طبیب یان
برای دیدن نتیجه
باید چندبار دارو رو مصرف کنم؟
چند بار؟
بذارین فکر کنم
...خوب
چند تا؟
...خوب
فرق دارن
بعضیا فقط یبار استفاده براشون کافیه
بعضیا باید چندبار دارو رو استفاده کنن
بانوی من
الان توی مرحله مهمی
از درمانیم
چشماتو باز نکن
پارچه لازمه؟
چشماتو باز نکن
آره
...این
دستور مخفی طبابت منه
چشماتو باز نکن
وگرنه روی نتیجه تاثیر میزاره
...بعدش
...بعدش
...مرحله بعدی
روش خاص
ماساژ منه
خیلی موثره
بهم گوش بده
چشماتو باز نکن
صدای سوته
سوت؟
چرا من نشنیدم؟
این سوت برای پیام مخفیه
آدمای عادی نمیتونن بشنون
چی گفت؟
همونجا وایسا- همونجا وایسا-
همونجا وایسا- فرار نکن-
همونجا وایسا- همونجا وایسا-
طبیب یان
چرا داری
نیروی بیشتری استفاده میکنی؟
طبیب یان
تو کی هستی؟
!نگاهم نکن
!کمک
!کمک
!کمک
همونجا وایسا- همونجا وایسا-
همونجا وایسا- فرار نکن-
از روی دیوار فرار میکنم
همونجا وایسا
فرار نکن- فرار نکن-
با توام
همونجا وایسا، فرار نکن
همونجا وایسا
همونجا وایسا- همونجا وایسا-
هر وقت توی خطر بودی
ازت محافظت میکنم
همونجا وایسا- همونجا وایسا-
وایسا
همونجا وایسا
!فرار نکن
ارباب
اون طبیب و مادرشن
الان دنبال مادرش بودن
حالا دنبال دخترشن
تو برو دنبال مادرش
منم میرم دنبال اون یکی
وقتی گرفتیش
بپرس چه اتفاقی افتاده
اما اصلا
با سربازا دعوا نکن
چشم
همونجا وایسا- همونجا وایسا-
!فرار نکن
!فرار نکن
همونجا وایسا
وایسا
!فرار نکن
وایسا
همونجا وایسا
تعقیبشون کنین
چشم
قایق ها رو بیارین اسکله
و همشون رو بگردین
!چشم
بد شد
توی قایقم زورنیا هست
احمقا
چند نفر از شما
اینجا رو بگردین
!چشم
!عجله کن
تو، قایقای عقبی رو بگردین
اونجا رو بگردین
!چشم
اونجا رو بگردین
چیزی نیست
اینجا هم چیزی نیست
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: Raha
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.