Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.باید 348 تا تو هر دقیقه درست کنه
کار نمی کنه.فقط 340 تا درست می کنه
8 تا کمتر.چرا؟
...348
ببین چقدر خوبه.حرکات انسانی داره
به جهنم! هیچ چیز پیچیده ای نیست .باید 348 تا درست کنه
...348,3,4,8
.آلمانیه
...3,4,8
...3,4,8...
...3,4,8...
3,4,8...
آقای ماریو,یه مرد با چند تا بادکنک اونجاست
برای کریسمس امسال ایده های .جدید نیاز داریم
بادکنک ها رو فراموش کن- می تونم بادش کنم؟-
راحت باش.اگر چه بی نتیجه ست
تو,جیووانا...مثل همیشه تو خونه م می بینمت
.خداحافظ
خب,ببین,برای مثال,این یکی توش یه سوت داره
این بهترینشه,ببین
...من دوست دارم بادش کنم,اگر شما- .لطفا بکنید--
!واو- .ببین چقدر بلنده-
منو ببخشید,آقا
نه,من ازش خوشم نمیاد,آقا
فکر نمی کنم این برای بچه ها مناسب باشه
چقدر حیف.سوت خیلی جالبی توش داره
باشه,خانم,دوشنبه ی دیگه درباره ش صحبت می کنیم
.هر طور می خواید
منتظرت بمونم که دفتر رو ببندی؟- .بله-
آقا,می تونم برای ناهار برم بیرون؟
آقا,می تونم یکی دیگه باد کنم لطفا؟
!ببین این سفیده چقدر شگفت انگیزه- .البته-
می تونم؟- .بله,لطفا بکنید-
شما باید مثل یک ترومپت نواز ریه های قوی ای .برای باد کردن این بادکنک ها داشته باشید
.بچه ها قفسه ی سینه ی قوی ای دارن
فوریو...ببین اربابت داره بهت چی می ده !بازی کن
.بیا
می بینید قربان؟ ...حتی سگ هم بهش خوش نمی گذره,فراموشش کن
من یه سری ماشین آلمانی خریدم .تا کارخونه م رو به روز کنم
.تبلیغات باید مناسب و زیرکانه باشه- ...باید یه تبلیغ-
تاثیر گذار باشه,ببین این شعار چقدر خوبه "زنده باد مامان"
بله,خوبه,شما ابزار ژاپنی ندارید؟
نه,ببین یه بادکنک چجوری کار می کنه من تضمین می کنم که این مثل همیشه موثره
می تونم یکم دیگه از وقتتون رو داشته باشم؟- .بله,من اینجام-
ببین...تا حالا دیدی؟ .توی این مرحله یه بچه ناراحته
گریه می کنه.پس شما یه بسته دیگه .از آبنبات ها رو می فروشی
ایده ی معرکه ایه- می بینی این تبلیغ چقدر روت تاثیر می ذاره؟-
گوش کن,آقا,من ازت خوشم میاد ...برای اینکه بهت لطف کنم من یکم ازشون
رو می خرم ولی ارزون,موافقید؟- ...باشه,پس بیاید-
.همین الان سفارش بدیم .بازم ممنون
ببینید,قربان,این سال آخره- می دونی,تعطیلات دارن میان-
پس لطفا هر چه زودتر تصمیم بگیرید- .بله,باشه-
بهم بدید,ممنونم- این واقعا سگ خوبیه-
بیا,بگیرش- سگ ها بهترین دوست انسان ها هستن-
.اونا قدرشناس هم هستن- .منو ببخشید-
.به هر حال
می تونید تو خونه با راحتی تصمیم بگیرید
.باشه- .من جذاب ترینشون رو برای شما انتخاب می کنم-
ببینید,آقا,این یه گزینش کوچیک برای شما
به این فکر می کنم که در باد کردن یه بادکنک ...چه تعلیقی وجود داره
.بله- .ابزار ژاپنی رو فراموش کنید-
.خداحافظ آقا و ممنون
.می بینید چه تعلیقیه
!نکش! صورتت رو له می کنم
!آگوستو
صبح بخیر,مهندس .فرش ها رسیدن
.خوبه
خوبه,نیست؟ چرا تو نمی خری؟
ببین چی می تونن از این سنگ درست کنن
چونه رو ببین و چین های گردنش رو
.نمی دونم کجا بذارمش
کارتون با فرش ها خیلی خوبه ...و حالا به میلان اومدید
که چیز های کشف شده رو برای فروش بذارید؟
دهنت رو می بندی.برگرد پیش فرش ها, !ناپل
.بیا وسایل رو ببینیم- ببین,تو اشتباه می کنی,مهندس-
آیا درمورد اون ضربه ناراحتی؟- نه,من آبنبات تولید می کنم-
اون ضربه کارگران آهن رو نگران می کنه
مراقب سگ باش- رزاماریا,فرش ها برای مهندس-
!رزاماریا
عصر بخیر,مهندس
.سلام
فرش های من کجا هستن؟
اینجا.اینا فرش هایی هستن که برای شما کنار گذاشته شدن .اینا؟-
نه...پس ما هیچوقت همدیگرو نمی فهمیم
نه,اونا خیلی رنگارنگن علاوه بر این اونا کاملا نو هستن
پوف!اون یکی؟
این یکی؟
...خیلی بد نیست
حقیقت داره که شما معلمی؟
ولی من توی رقابت شرکت نکردم
اوه,بیچاره!اگر چه مهم نیست, ...تو زیبایی,لطیفی
.من باید کمتر بخورم- نه,اشتباه می کنی-
بهم یه بوس کوچولو می دی؟
.نه
.من از فرش ها خوشم نمیاد
.خداحافظ
خداحافظ,مهندس
اونا خوبن,مهندس؟- !چقدر وحشتناک-
چی؟ازشون خوشتون نیومد؟
من ازت یه سری فرش باستانی چینی خواستم ...با یه طرح
ساده و رنگ های سوخته و تیره مثل بژ,قهوه ای ...قهوه ای تیره
مثل خز فوریو,ببین- .باشه,سعی می کنم پیداشون کنم-
سر مجسمه چی مهندس؟- .نه-
ببینید این چیزهای کشف شده در یه چشم به هم ...زدن از بین می رن
البته,اون روز میاد! ...اگر یک دوست باغبان دارید
برای من چند تا درخت ازگیل پیدا کنید
.درخت های ازگیل دارن ناپدید می شن
درخت ازگیل...این تو رشته ی من نیست ولی .جستجو می کنم
متاسفم,من مدتیه دارم این اطراف رانندگی می کنم .ولی جای پارک پیدا نمی کنم
ببین تو نمی تونی ماشینت رو اینجا پارک کنی- ...فقط دو دقیقه
و من دارم می رم,علاوه بر این .من اینجام
ولی ماشین های دیگه باید از اینجا !بیان بیرون
.یالا,حرکت کن
!برو!سریع
بیاید اینجا!یه پارکینگ برای همه هست
!بیاید
اونا لباس صبح رو برات آوردن, ...ولی باید دیده باشی
چطور این کارو کردن,همه ش چین دار بود .شبیه یه لباس کهنه بود
اونا حتی درخواست انعام کردن,من بهشون گفتم: "!برید,ولگرد ها"
"گم شید!"- بله,این مشکل بزرگ معمولته,می فهمم-
داری چی کار می کنی؟- خب,من دارم لکه های باقی مونده رو تمیز می کنم-
لکه؟کجا؟
.اینجا
.ببین
این کوچیکه- کدوم یکی؟-
این یکی؟- .بله-
ولی,من رو ببخش,اون لکه تقریبا ...نامرئیه و تو داری
داری بزرگش می کنی؟
!شما سه عدد مایولیکا استفاده کردید
چرا داری روی مایولیکا از سمباده استفاده می کنی؟
.نگران نباش- !ولی من نگرانم-
!این وسط راه ورودی منه
.من درمورد تمیز کاری وسواسی هستم- ...اگر وسواس داری-
تو باید مغزت رو معاینه کنی !بهش اهمیت بده
همسرت نمی تونست اینکارو بکنه؟
متاسفم ولی ما امروز عصر یکم مهمون داریم ...پس اون باید
ظرف ها رو آماده کنه- واقعا؟,پس,من بیشتر از این صحبت نمی کنم-
همسرت باید بیاد اینجا,تو برو و خونه ی خودت !رو تمیز کن
تو وسواسی نیستی,تو یه احمقی
هی! می گم,تو اونجا چی کار می کنی؟
ساوینو!چند بار باید بهت بگم که تو ...نباید
!بچه هات رو بیاری تو خونه ی من
عذر می خوام قربان,اما,می دونید, ...اون مزاحم
همسرم توی آشپزخونه بود- .بیا,بفرستش بره-
اینجا چی کار می کنی؟برای این مسخره بازیات ...با آب
!برویالا,برو بیرون
یه روز من سرت رو می ذارم توی آب .و دیگه بیرونش نمیارم
چی؟تو داری پدر خودت رو می زنی؟ ...تو می ری به جهنم
. و حتی پایین تر
در رو ببند- اوه,متاسفم قربان,من به شما نگاه نمی کنم-
تو توی حمامش چی کار می کنی؟ ببین,تو کاملا خیس شدی
فهمیدی؟بعدش سرما می خوری و مادرت .من رو مقصر می دونه
چرا من همچین پسر احمقی دارم؟ چرا؟
هی,تو هنوز اینجایی.بیا
خب,اینو بگیر...من می خوام بهت یه چیز خوب بدم
.بگیرش
این چیه؟
بادکنک.- بادکنک,خوب گفتی-
ازش تشکر کن- .!نه-
!اینجا- .سلام-
خب,داری کجا می ری؟
.آشپزخونه
دنبال چی می گردی؟
.تشنمه
.بهم نگاه کن
شاید کارناواله؟- .چه خبره؟برو به کارت برس-
.خودت رو نشون بده
من خوش تیپم؟با کلاسم؟
می دونی تو یه دیوونه ای؟- .بله-
.تو همیشه از دیر کردن می ترسیدی
.من دوشنبه ی دیگه لباسم رو انتخاب می کنم
...به جاش من- تو؟-
گوش کن,جیووانا,چرا همیشه در کوکا رو باز می ذاری؟
کاملا بی مزه می شه,می دونی-
تشنم بود.- ...اما من بارها بهت گفتم-
درپوش ها اینجان,بیا,به من گوش بده .درپوش ها اینجان
درپوش برای همه سایز بطری ای هست, برای شیر,شراب,کوکا
ببین,خیلی خوش دستن
...این یکی اینجوریه- !بسه-
می دونی تو واقعا بامزه ای؟
.البته
.من برای ازدواجمون آماده ام
به هر حال,تو باید هر بطری ای رو .با یه درپوش ببندی
...پس- !تو خسته کننده ای-
بله,می دونم...بعد باید همه ی بطری ها رو .برگردونی به یخچال
می تونی ببینی این پسره چه جونوریه؟
شاید اتفاقی فراموش کرده؟
خب,ببین
.به این یه نگاه بنداز
.ببین
می فهمی که اون حتی شیطانه؟
همونطور که یه آدم اونقدر احمقه !که متوجه هیچی نمی شه
!ببین!اینجا رو ببین
.حتی بزرگ هاش
تو یکی اینکارو بکنه نمی کشیش؟
می بینی,اون از هر روشی که بلده !برای اذیت کردن من استفاده می کنه
نه,همینه!اینجا رو ببین,کره هم همینطور! دندون هاش !رو نگاه کن
چقدر چندش آوره!دویست پوند کره
این قلب من رو می شکنه می فهمی؟
.من واقعا نمی تونم چنین چیزی رو تحمل کنم
این تقصیر توئه.من بهت گفتم که .یه خدمتکار واقعی استخدام کنی
این چندش آوره!حتی وقتی فکر می کنم که بهش دست زده,حالم رو به هم می زنه
.دیگه نمی تونم ازش استفاده کنم
بیا,ببندش- این چیه؟-
تو بادکنک گذاشتی تو یخچال؟
.تو خنده داری ...این یه نشونه ی واضحه
اون پسر احمق اومده اینجا فهمیدی؟
حالا دیگه پدرش نمی تونه انکار کنه
خب,بهر حال,بعد از اینکه ازدواج کردیم ...دیگه نمی خوام
اون دو تا احمق رو دور و بر خونه م ببینم- .بله-
چجوری بادش می کنی؟
ولش کن.تو فقط یه دختر کوچولویی,می دونی
بهتره به جاش شونه های خودت رو بالا نگهداری ...وگرنه من مجبورت می کنم
کرست بپوشی,حواست باشه .بیا بریم
بیا بریم اونجا,بیا
می دونی ما حتی به هم صبح بخیر نگفتیم؟
.صبح بخیر- صبح بخیر,حالت چطوره؟-
خوبم ,تو چی؟- بد نیستم,ممنون-
و پدر و مادرت چی؟
!ما بلاخره تنهاییم...سریع
!سریع...سریع و خوب
.این شعار ماست
.اوه کوچولوی شیرینم
لطفا بپر,یالا,یه کوچولو بپر
.یکی دیگه
.حالا تعظیم کن
.تعظیم کن
نه...اینطوری .تعظیم کن
...یه تعظیم کن
اوو!تو دیوونه ای؟کبودیش سه ماه می مونه
.این جریمه شه
.بیا دیگه بازی نکنیم
...پوف,این سگ
چرا؟- باید باهاش چی کار کنم؟-
خب,چرا نمی دیش بره؟ ببین,همه جا رو بهم ریخته
چرا به جاش یکم باهاش مهربونی نمی کنی؟- !گوشه گیر-
یالا,سگ احمق- !اوو-
...تو یک ساله هر روزی داری می بینیش
و هر بار غریبی می کنی
نمی تونی بفهمی که باید یاد بگیری که بهش عادت کنی؟
!لطفا چکمه هام رو دربیار
.فورا اونجا خواهم بود
"بوت های کاربردی و خیلی سکسی"
خب,بذار ببینم
چقدر طولانیه,اونا به کجا می رسن؟
.اونا همینطور ادامه می دن
.بیا
.من می تونم کش قرمز رو حس کنم .قرمز
.بفرمایید
خب,درسته
شروع کن و از پام درش بیار .اینجوری نه
اوه,متاسفم
.پاهات اونقدر هم سفت نیست
.نظر لطفته
ولی پاهات خیلی خوبه,واقعا
چی؟دقیقا همون موقعی که می خوام !برات یه کار خوب انجام بدم
.خب انجام بده
قطعا به اندازه ی وقتی که می گی "دستات رو بشور" حالم رو بد نمی کنه
.می تونم سر بزرگم رو بذارم اینجا؟
...چقدر خوب و نرمه
داری چی کار می کنی؟
.تو از وقتی برگشتی خونه داری بادکنک باد می کنی
از انجامش لذت می بری؟
.نشونم بده چقدر بادشون می کنی
.فقط یک لحظه
.خیلی کند باد می کنی .بذار من یه امتحان بکنم
می تونم؟
جیووانا سه ماهه بارداره
.جیووانا هفت ماهه بارداره
.جیووانا 9 ماهه بارداره
می شنوی؟ بچه چی داره می گه؟
!بابا
تموم شد.جیووانا بچه ش رو داره
بچه دختره یا پسره؟
...جیووانا
.دارم آهنگ خودمونو پلی می کنم
.کارت رو انجام بده
...گوش بده
.بیا
.من بهم الهام نشده
.بیا
بیا- تکون نمی خوری؟می خوای اونجا ساکت بمونی؟-
خب,من تکون نمی خورم
قسم می خوری؟- .قسم می خورم-
!بیا! یکم بازی کن
تو زن منی,نیستی؟ خب,پس یکم بازی کن
یالا,.کاری که من گفتم رو انجام بده
هی؟- چیه؟-
این یه دستوره,می دونی
نمایش شروع می شه- همچنان سر قولت هستی؟-
قسم خوردی؟- بله,خوردم-
خب,من انجامش می دم ولی خوب نیست
.پرده رو بنداز
خب,حداقل تو می تونی یه نگاهی بندازی .ببخشید
من این کارو دارم فقط برای تو انجام می دم !و تو داری همینطور بادکنک باد می کنی
ولی من دارم با دهنم باد می کنم !با چشم هام نگاه می کنم
.البته- !ادامه بده-
فراموشش کن!این آخرین باریه که .این کارو می کنم
.اون بادکنک رو بذار کنار
.بیا ببینیم کی می ترکه
ببخشید,برو اونور .وقتی می ترکه اذیتم می کنه
!چقدر عجیب- .بیا-
بیا,اونطوری نگاهم نکن, .تو به نظر من یه بچه ای
خب,عجیبه.فکر کردم بیشتر از اینا .بادش کرده بودم
.بیا
.بیا- !چقدر باشکوه-
بیا,بیا
.پاهام سردن- .می تونی با پاهای من ادامه بدی-
ازش خوشت میاد؟خوبه؟
نعنایی
خیلی بد نیست.هست؟
.بلاخره متوجهش شدی
نایلون قابل شستشو,هر متر 12هزار لیره
.ببین چقدر نرمه
.مثل خز می مونه
ببین,همه جا گذاشتمش
.ببین
خوب نیست؟
همه جا,حتی زیر تخت
.من همه چز رو بدون هیچ هزینه ای ساختم
.بیا و ببین
...نرمه
...صبر کن
.منو ببخش
آخ!داری چی کار می کنی؟- ...بهتره-
...منو ببخشید,فقط یه لحظه برای
اونا می گن که من این کت و شلوار رو .برای روز عروسیمون اجاره کردم
.خوب تاش کن- !دارم میام-
.خوبه
خب...آبنبات خوب بود؟
بیا,تو هیچوقت نمی تونی منطقی باشی- !بادکنک ها چه سر و صدایی دارن-
تو داری سر من رو به درد میاری!اون مرد .چاق امروز صبح حق داشت
...بادکنک ها پر از تردید و تعلیقن . و فقط برای بچه ها نیستن
چجوری می تونی اینا رو بسازی؟- ...چه خبره؟تو داری بحث می کنی-
یا خوابیدی؟بیدار شو!- آه,آب داغ منو خوابالو می کنه-
بازش کن,بیا,سریع! و تو !بیا اینجا
!کروکودیل کثیف
...تو واقعا دیوونه ای- هی,ببین,نمی تونم پایین نگهش دارم-
لعنتی,یه نگاه بنداز!ترسو
!اون دیوونه ست- .اون خودش روح و اراده داره-
!من غرقش می کنم یا اینکه خودت این کارو می کنی
نه,اینطوری نه,آب می ره تو گوشم
!لعنتی,من گوش درد داشتم
.حالا برای دو روز کر می شم
.نمی تونم بشنوم
!ببین,من هیچی نمی شنوم
بیا,جیووانا,بیا
جیووانا بیا و بارون دراکولا رو ببین
...خفاش خون آشام
که قراره تو رو بخوره و خونت رو بمکه
!با دندون هاش گازت بگیره,زاپ
خوبه- .من سردمه-
بیا,من گرمت می کنم
خب ما باید چی کار کنیم؟ می ریم سینما؟
نه,فیلم رو فراموش کن .مخصوصا شنبه ها
ببخشید ولی به نظر میاد تو نمی خوای .اینجا پیش من بمونی
چی؟این تویی که من رو مثل قبل .دوست نداری
...به نظر میاد همین الان هم از من خسته شدی
...ما هنوز ازدواج نکردیم,فقط تصور کن
هی,بیا اینجا می فهمی .فیلم رو فراموش کن
!نه تو می ترکونیش
!آروم
اونجا رو ببین,کارگرها
ببین دارن به ما نگاه می کنن,ممکنه خیلی !حسودی کنن
.بیا اینجا
هی,نمی تونی یه دیقه این بادکنک رو بذاری کنار؟
باهاش بدرفتاری نکن.بیا اینجا
.آروم
آخ!با آرنجت داری بهم آسیب می زنی
.آروم
خب قراره این بادکنک رو بذاری کنار؟
.خب...نمی دونم
!به من نگاه کن- داری چی کار می کنی؟-
هی!جیووانا از اونجا بیا کنار !بیا اینجا
اگر بتونن ببیننت, به پلیس زنگ می زنن .می دونی
داری سعی می کنی بامزه باشی؟ .تو باید زن من باشی,می دونی
!تو قطعا معشوقه ی من نیستی !تصور کن
.گوش بده
حدس بزن قراره چی کار کنم که خوشحالت کنه
.من بادکنک رو می ترکونم
خوشحالی؟- .ممنون-
.من برای عشق اینکارو می کنم
.قایم نشو
.حداقل این فداکاری رو ببین
.بیا بیرون
.ببین
هی,تو اخلاقت مثل پدرته .می دونی
.عصر بخیر قربان
خب,یه آدم نمی تونه هر طور که دوست داره تو خونه ی خودش باشه؟
اگر لخت می اومدم چی؟ وقتی داری میای داخل بهم اطلاع می دی؟
داری چی کار می کنی؟
.دارم به گربه ها نگاه می کنم- آفرین,و بعد چی؟-
و بعد باید غذای سگ رو آماده کنم- .پس بکن-
.تو مثل روح میای تو
باید بگی :"می تونم بیام داخل؟" ...من در خدمت شما هستم
...خودت یا پدرت کجا گذاشتمشون؟
آه,اینجا...اینجا 3 تا بادکنک ندیدی؟
من هر چی که پیدا کردم رو ریختم .تو سطل آشغال
خب,من باید بگم,اگر کیف پول بود چی؟
چی کار می کردی؟ اون رو هم می نداختی دور؟
ولی کیف پولی نبود- آه,تو دیدی که هیچ کیف پولی نبود-
.ولی تو بادکنک ها رو ندیدی
.ببین چقدر حال به هم زنه
خب,می تونی ببینی که اونا کاملا نو هستن,نمی تونی؟
دختر عزیز,هیچی نباید هدر بره !هیچی
تو چت شده؟
پدرم گفت که این رو توی قصابی پیدا کرده
.فکر می کنم یکم بزرگه
این چیه؟
برای سگه؟- .بله-
می تونه اینو بخوره؟- بله,اگر بتونه با چند تا از دندون هاش بخوره-
.باشه,بهش می دم
زنگ رو بزن و نذار هیچی هدر بره فهمیدی؟باشه
اینجا!متاسفانه دختر دربان اونجاست
بیا,تو این مدتی که من می رم طبقه ی بالا پیش اون مرده تو آماده شو
چرا؟- باید یه چیزی ازش درخواست کنم,من پایینم,می ریم- بیرون,بیا
صبح بخیر,بیا تو- سلام-
امروز چه خبره,کارناوال؟- نه,چطور؟-
خب...همینطوری...اون مرد ریشو اونجاست؟
.اون تو سالنه- .باشه-
چه خبر؟- !سلام-
.تو داغونی
خب,نمی دونم...چهار تا زن دور و بر خونه هستن
.پس یه خراب کاریه
گوش بده,بیا بریم به یه جای ساکت می شه یه کم بمونی؟
فقط یه مدت کوتاه...فقط می خوام درباره ی .یه چیزی ازت سوال کنم
می تونیم اینجا صحبت کنیم.ساکته
.این سونیاست- روسیه؟-
.اگر تو بخوای
بهم بگو,دیروز عصر موادی مصرف کرده بودی؟
...خب,یادم نمیاد
چند تا آدم دور و بر خونه بودن .من خوابم برد
.امروز چهار تا زن دور و بر خونه پیدا کردم
.و نمی تونی تصور کنی چه مشکلی برام .به وجود میاد
!بیا بیخیالش بشیم .این بعد از ظهر قراره برای همه بد پیش بره
همه باید حتی با مشکل های احمقانه شون روبرو بشن.و نمی دونن چرا
تو وقتی من داشتم با یه بادکنک می اومدم به من نخندیدی؟
چطور؟هر کس سرگرمی خودش رو داره
من سرگرمی ای ندارم,دارم دیوونه می شم
.من رو ببخش
خب,بهم گوش بده
.اگر چیز ابزوردتری هست بهم بگو
...ممکنه برای تو مسخره باشه تا حالا بادکنک باد کردی؟
تو یه شاعری,پس بهم بگو چرا من امروز ...تصمیم گرفتم بدونم
که یه بادکنک چقدر هوا تو خودش نگه می داره, این یه کار تفریحیه,چرا؟
.لباس هات رو آویزوون کن
! جیی وییز
اون چش شده؟
بادکنک رو دیدی؟- .بله-
!آروم
خب,آرومش کن.با ناخنت نه,مراقب ...باش
.وگرنه می ترکونیش بله,بعدا بهت می دم
.راستی اینطوری نگهش ندار
بیا,گریه نکن- ...ما واقعا خیلی خوب کنار می اومدیم-
.چه داستان عاشقانه ی خوبی بود- ...من می ترسم,نه شاید-
تو چی می دونی؟
چرا داری اینطوری صحبت می کنی؟- نه...هی!داری چی کار می کنی؟-
آیا اون با تو صحبت کرد؟- ...ساکت!اما من-
بهم بگو!با تو صحبت کرد؟
ولی من حتی نمی شناسمش,من دارم می گم که ...اگر اون رفته
.معنیش اینه که براش خوب نبوده
!محکم
ولی اون همیشه با همه صحبت می کنه چرا به من اعتماد نداره؟چرا؟
اون بر می گرده,می بینی,بیا,گریه نکن .می بینی
.اون بر نمی گرده
داری چی کار می کنی؟ داری دزدکی نگاه می کنی؟
.خداحافظ
داری تنهام می ذاری؟ !خود پرست
دختر ها کجان؟- .اونا دارن تو آشپزخونه همبرگر درست می کنن-
گوش کن...اونا یکم پیش مزاحممون شدن- چی؟-
.بیا اینجا
...با توجه به گفته ی تو- .بله-
این بادکنک چقدر می تونه باد بشه؟
.من از امروز ذهنم رو این متمرکز کردم
با توجه به گفته ی تو,یه آدم چقدر می تونه...- چیزی می نوشی؟-
.نه- .من می نوشم-
.امتحان کن- !البته-
خب,بیا یه چیزی بخوریم
یکم کرفس می خوای؟
!کرفس رو فراموش کن
اگر بعدش بترکه چی؟
.یه بار امتحانش کن.اگر قرار باشه بترکه,می ترکه
به چی اهمیت می دی؟- !به این اهمیت می دم-
.و تو باید اینو بفهمی
من یه کارخونه ی آبنبات دارم,تو یه روشنفکری ...با مشکلات روحی
و چیز های مشابهش- واقعا؟-
.البته
...من رو ببخش- چی می خوای؟-
اینجا چیزی برای خوردن هست؟- پس چی کار کنیم؟باید دوباره بادش کنم؟-
.کرفس رو نگه دار
دختر ها!بیاید اینجا
چی فکر می کنی؟ آیا بادکنک هوای بیشتری رو نگه می داره یا نه؟
.مراقب باش
نمی دونم,ایده ای ندارم
!آروم انجام بده مراقب ناخن هات باش
.حالا من بادش خواهم کرد
...مراقب منفجر شدنش باش چون
ببین می تونه هوای بیشتری نگه داره؟- !آفرین-
.ولی مشکل هنوز سر جاشه
خب,از یه بادکنک شروع می شه .تو مشکل به وجود آوردی
چی؟می خوای منو گول بزنی؟
...نه اصلا,یه مشکل بزرگ
!دوباره در بازه !ببندش
گوش بده,نردبان رو یه لحظه بگیر
هی,می تونی با اون سیب ها مربا درست کنی ...تو قطعا
نمی ذاری هدر برن,نه؟- برادرت گازشون زده-
حقیقتش,اونا یکم حالمو به هم می زنن
واقعا؟تصور کن حال من رو چقدر به هم می زنن بیا,نردبون
.بیا,از نردبون برو بالا
.یه تلمبه باید اونجا باشه
ولی تلمبه ی دوچرخه نه,یه تلمبه ی توپ باید اونجا باشه,یه نگاه بنداز
پیداش کردی؟ کوچیکه,انقدر
دیدیش؟- چه خبره؟داره دنبال چی می گرده؟-
هیچی,دنبال یه چیزی می گرده که باید .اونجا باشه
نمی دونستم یه اتاقک اونجاست
تو می دونی تلمبه ی توپ چیه؟ تا حالا فوتبال بازی کردی؟
نه,من یه دخترم,من فوتبال بازی نمی کنم اینه؟
چی؟الان می خوای دوچرخه سوار شی؟
!نه,من که بهت گفتم قرمزه
الان نه,البته!من قبلا یه دوچرخه سوار مسابقات بیانچی بودم وقتی یه پسر بچه بودم
تو دیوونه ای؟ .تنهام بذار
بیا!سعی کن اون تلمبه رو پیدا کنی
کدوم تلمبه؟- !یه تلمبه ی کوچیک قرمزه-
الان واقعا فکر می کنی که با وجود این همه وسیله می تونم تلمبه رو پیدا کنم؟
اوه,خدای من!این جوونور چیه؟
اوه,هیچی,پر از وسیله ست
این چیه؟
یه زمانی پشم مرینوس بود؟- مرینوس؟-
بله,یه سگی که توی خونه م بود .تو طول جنگ مرد
همون جا بمون- این همون تلمبه ست؟-
اوه,بلاخره!بفرما
برای چیه؟- برای انجام دادن چند تا آزمایش بهش نیاز دارم-
چه آزمایش هایی؟
!اوه,بلاخره
اون به زودی خیلی بامزه می شه تا حالا چشم هاشو دیدی که مثل بامبی کاملا باز می کنه؟
گوش کن,چی کار کنیم؟ آیا ما بیرون غذا می خوریم یا نه؟
چرا خونه رو ترک کنیم؟حالا که تلمبه رو پیدا کردم؟ داری شوخی می کنی؟
شنبه ست.کجا بریم؟
من می خوام از یه روش علمی استفاده کنم .عزیزم
تا حساب کنم که چند بار باید از تلمبه استفاده کنم .که یه بادکنک رو باد کنم
.نمی خوام به این راحتی تسلیم بشم
.مردها همه شون مثل همن
این چه معنی ای می ده؟- این چه معنی ای می ده؟-
.من اتفاقی تو رو یه روز توی تخت پیدا می کنم
1,2...چی؟با کی؟
3,4...- با بامبی-
5...اه,به هر حال اون مثل تو ...ران های خوبی داره
تا حالا دیدی دست ها و قفسه ی سینه ش چقدر خوبن؟من گفتم 5؟
به جاش,یادداشت کن
6 ,7 ,8 ,9 ,10 ,11 ,12 ,
12؟- بله,منظورم 12 بار باد کردنه,بیا,بنویسش-
!بیا سوپ رو بخور
می تونم برم؟- بله,برو-
استخون رو ول کن,سوپ بخور که پر از ویتامینه- گوش بده-
.بیا نزدیک تر
...13 ,14 ,15 ,16 ,17 ,18 ,19- بیا,بیا اینجا,تو می ترسی؟-
چند سالته؟- .من چهارده سالمه-
.بذار ببینم
...20 ,21 ,22 ,23 ,24 ,25 - ببین این زیر پیراهنی زنونه چقدر خوبه-
با اون گلدوزی هایی که با تور درست شدن !دوست داشتنیه
...26 ,27 ,28 ,29 ,30 ,31 - تو به آرایشگاه رفتی؟- سه بار-
...32,33- بذار ببینم,بشین!- .ولش کن بره-
...آه!تو یه موی دم اسبی کوچولو داری
...34 ,35 ,36 ,37 ,38 ,- !موهای زیباییه-
...39 ,40- بهم بگو,تو دوست پسر داری؟-
...دوست پسر نه- !برو,برو-
اون چی کار می کنه؟می بوسدت,آره؟ .بهم بگو
.تو نمی خوای بهم بگی- ...41 ,42-
گوش کن,پس تو ازدواج می کنی- ...43 ,44 ,45 - .به زودی نه-
...46 ,47 ,48 ,49 ,50- ...وقتی دفعه ی بعدی بیام یه دامن کوتاه تر میارم-
تا بتونی پاهای کوچولوت رو بیشتر نشون بدی- !یالا,ولش کن-
گوش کن,تو سوتین داری؟- نه,ندارم,چون بابام نمی خواد ببندم-
خب,بهش نیازی نداری- ...51 ,52 ,53 ,54 ,55 ,56 ,57 ,-
!برو,زود باش- ممنون-
...58 ,59 ,60 ,61 ,62 ,63 - تا حالا چشم هاش رو دیدی که مثل یه ماهی بازه؟-
...64 ,65 ,66 ,67 ,68 ,69 ,70 - تو از اون دختر کوچولو خوشت میاد,نه؟-
بله,خوشم میاد,که چی؟- !اون جدیده-
!اوه,بله- !اوه,بله- ...گوش بده,تو باید همسر من بشی-
.من با این بازی ها سرگرم نمی شم- واقعا؟-
به جز شما زن ها,وقتی شوخی باشه...ولی ...اگر جدی بودم چی
می دونی چه اتفاقی می افتاد؟71 ,72 , 73 ,74 ...- ...103 ,104 ,105 ,106 ,107 ,108-
...75- ...109-
...76 ,77 ,78 ,- ...108...110-
...79 ,80 ,81 ,82- !120 ,121 ,122-
زود باش,بس کن وگرنه من می رم- .123 ,124 ,125 ,126 ,127 ,128-
آفرین!بذار برم
...112...101- ...84 ,83-
می تونم دفترچه ت رو داشته باشم؟- !نه!نمی تونی-
.85 ,86 ,87- !صفر-
می تونم بشینم؟
چرا داری می خندی؟
...کی می دونه
من باید درستش کنم... ...شبیه یه بالنه
...من از وسط اندازه گیری کردم
تو حالت خوبه؟- .بله-
واقعا؟- !تنهام بذار-
یه ویسکی می خوای؟- ...بله,57 ,58 ,59 ,60-
آیا با ویسکیت یخ هایی رو که یخ ساز جدیدمون ساخته می خوای؟
!بردار
...67 ,68 ,69 ,70 ,71 ,72 ,73
داری چی کار می کنی؟داری موهات رو شونه می کنی؟
.نشونم بده
.با موهای چتری زیبایی
.چه صورت کوچولوی زیبایی
!بفرما,اینم از ویسکی
.ببین
قشنگن,نه؟
نه؟یخ
با شمردنات چطور پیش می ری؟
چند تا یخ؟1, 2 یا 3 تا؟
بهم بگو,جیووانا,این چیه؟ نمی خوای بفهمی؟
!یکم منو تنها بذار
ما کل بعد از ظهر با هم بودیم ...ما عشق بازی کردیم
تا الان داشتیم با هم حرف می زدیم .بذار در سکوت این کارو انجام بدم
من به اصل مشکل رسیدم, ...می دونم نمی تونم اشتباه کنم
همونطور که با تشکر از تلمبه از نظر علمی مطمئنه,فهمیدی؟
به همین دلیله که آلمانی ها دارن جلو می رن ...چون
اونا یه روش علمی و ریاضی دارن
خب...نمی تونی بری اونجا؟ چرا یکم تلویزیون تماشا نمی کنی؟
.برو تلویزیون تماشا کن- می دونی که من یه قدیسم؟-
من کل هفته منتظرت می مونم,چون تو سر کاری
.بله- اجازه ندارم با هیچکس برم بیرون چون تو حسودی-
شنبه ها میام اینجا که ملاقاتت کنم ...و با هم خوش بگذرونیم
که با تو باشم و تو بهم می گی "برو تلویزیون تماشا کن"
خوبه,مشکلی نیست,من می رم و مثل یه قدیس- تلویزیون تماشا می کنم .ممنون,تو واقعا خیلی خوبی-
داری کجا می ری؟- .الان برمی گردم-
و من اینجا چی کار کنم؟- فقط 5 دقیقه...تلویزیون تماشا کن-
داری کجا می ری؟من از اینکه تنها تو !خونه بمونم خسته شدم
!تو,بیا اینجا
بهم بگو,چرا بادکنک ها رو گذاشتی توی خونه م؟
!اینو بگیر- !احمق-
خب که چی؟
!بیا,یه چیزی بهم بگو
!بهش دست بزن
همونطور که بهت گفتم,این چیزا نمی تونن ...به صورت تجربی حل بشن,تو باید
.با علم باهاشون سر و کله بزنی- ...دقیقا!با توجه به اینکه تو-
یه مهندسی,می تونی بهم یه مشاوره ی .تکنیکی بدی
البته!الان شنبه بعد از ظهر من به تو ...یه مشاوره ی تکنیکی می دم
!در حالی که دارن ماساژم می دن- ببین,من دارم دوباره بادش می کنم-
الان می ترکه,بیا- !این دقیقا چیزیه که من می خوام بدونم-
.تو بهش دست بزن- .برو-
می تونم بیشتر بادش کنم؟
بیا- بهش دست بزن!بیا,اگر بیشتر می تونم بادش کنم بهم بگو-
خدای من!تو یه مهندسی! تو دیگه چجور مهندسی هستی؟
.من کارم تموم شد
.ابر کوچیک شاعرانه
بیا,تو هم ماساژ بگیر- ...نه,نمی خوام,الان حالش رو ندارم-
بیا,بهم بگو درباره ش چی فکر می کنی
.نظرت رو بگو
گوش بده,رفیق,من بچه نیستم .من یه مهندسم
من دوست ندارم هی با بادکنک ها بازی کنم
بله,تو یه مهندسی, ...و من یه صنعتگر
من دفترچه ی چکم رو اینجا با خودم دارم برای یه مشاوره چقدر می خوای؟
هیچی!ببین,از اونجایی که تصمیم گرفتی ...امروز بعد از ظهر من رو اذیت کنی
این به این معنیه که من رایگان مشاوره می دم باشه؟
پس,بهم بگو,بیا
ببین...همونطور که می دونی,هر نتیجه ای .از پس چندین آزمایش میاد
همونطور برای مورد ما,صدها و هزاران عامل ...وجود داره,برای مثال
..رطوبت,فشار- .خب ادامه بده,دارم بهت گوش می دم-
برای مثال و خیلی ساده,من فشار و ...رطوبت رو ذکر کردم
سلام ماریو- .ماریو!ما اینجاییم-
شنبه عصر چطوره؟- این مرد رو تا حالا دیدی؟-
با یه بادکنک میاد اینجا,اگر بانکدارش اتفاقی اون ...رو ببینه,چک بی محلش
!قطعا برگشت می خوره- ...کلمات,کلمات,کلمات,حالا تو-
داری چیزهای غیر قابل تصوری رو .وسط میاری
گوش بده,تو هیچی نفهمیدی و من باید بهت بگم که ...چنین مخاطبی
در اینجا اصلا باعث نمی شه که من !خجالت بکشم
من یه سوال خیلی ساده پرسیدم که .باعث خنده ی تو شد
من می خوام بدونم این بادکنک چقدر ...هوا نگه می داره
چون,اگر باد کردن رو متوقف کنم و هنوز ...برای باد کردن جا داشته باشه
!شکست می خورم- موافقم,ماریو-
اینو می فهمی که شکست می خورم؟
چرا کلاهت رو درنمیاری؟- !تو,یکم صبر کن-
پس مشکل ساده ست و در عین حال ...جدیه
چون اگر نتونم اینکارو بکنم,کاملا در درونم !یه شکست روحی روانی می خورم
از اونجایی که شما هیچ مشکل روحی روانی ای درون !خودتون ندارید,شما ها احمقید
فهمیدی؟- .موافقم-
.کلاهت رو دربیار- !دستت رو از کلاه من بکش-
تو چی می خوای؟- ...هی,این برای توئه,نه برای من-
!برو بشین,لطفا
...ببخشید,فقط یه لحظه- !ماریو,بادکنک بسه-
یکم بیا اینجا,تو فلسفه خوندی پس باید ...مسئله رو متوجه بشی
بهم یه جواب بده,من نیم ساعت ...اینجا بودم
ماریو,حقیقتش,من نمی خوام .ساکت باش,بیا
تو نمی خوای با مسئولیت هات روبرو بشی, !پس من می شم
!من سعی می کنم باد کنم- آفرین,مسئولیت هات رو به عهده بگیر-
نمی تونی ببینی که می تونه هوای بیشتری نگه داره؟
دیدی که باد شده,ندیدی؟
الان چی؟- ببخشید,بذارید این بادکنک رو ببینم-
بد نیست,یکم دیگه بادش کن و بعد یه سوت زیبای کوچولو توش بذار,باشه؟
بله,خنده داره,بله,شوخی می کنی...شما همه تون کنایه می زنید...بله,بهم بگو
کلاهت رو دربیار,یالا- !سرت به کار خودت باشه-
در این مورد چی می گی؟- من می گم :"کلاهت رو دربیار"-
نه,رو سرم نگهش می دارم,باشه؟- .خب نگهش دار-
اشکالی نداره؟- گوش کن,اون بادکنک رو دوشنبه ببر به کارخونه ت-
بعد همه ی کارگرهات بادش می کنن
می بینی که چقدر به همه شون !خوش می گذره
.من باید آروم باشم
یه گروه آماده ست,ببرش نمی تونی دوباره بری بیرون,باشه؟-
عصر بخیر- راه دیگه ای نیست؟-
هر روز عصر بیرون موندن توی سرما باعث می شه .ذات الریه بگیریم
کجا می خوای کامیون رو پارک کنی؟
.ما باید فورا بادکنک ها رو اینجا باد کنیم
با چی بادکنک ها رو باد می کنی؟- .با هلیوم-
خطرناک نیست؟- نه,اکسیژن خطرناکه-
تنظیم کننده وجود داره؟- .ما تنظیم کننده نداریم-
اگر بترکه چی؟- .با چشم هامون محاسبه می کنیم
امتیاز رو چجوری محاسبه می کنی؟
گوش بده- عصر بخیر-
اونموقع که داشتی تو تونل قدم می زدی کجا داشتی می رفتی؟
داشتم می اومدم اینجا- همیشه با یه بادکنک اینور اونور می ری؟-
نه,فقط امروز
بیا,خیلی باحال می شه- نه,من می ترسم,می خوام برم پایین-
!منو تنها نذار!من می خوام برم پایین
!نه,دامنم
سریع!دامنم رو پس بده !احمق ها
این پسرا دارن دیوونه می شن,ببین !تو خیلی وقیحی
دامنش رو پس بده و دیگه !اینکارو نکن
گوش بده,کی ایده ی این بادکنک ها رو داشت؟
.رییس- .ایده ی خوب و خلاقیه-
ممکنه خلاقانه باشه ولی من دارم !دیوونه می شم
نه,آقای عزیز .باید آرامشتون رو اینجا خفظ کنید
کجا می تونم یه مقدار شامپاین بخورم؟
کجا بیارمت؟ نمی بینی که حتی جا برای نشستن هم نیست؟
اگر یه نوشیدنی می خوای .بهت توصیه می کنم بری به یه بار
بله,ممنون
.شامپاین- شامپاین؟البته-
ببخشید,می تونم بادکنک رو بدون باد ببینم؟
یه دلیل جدی وجود داره .که بعدا بهت توضیح می دم
.البته- .نظر لطفته,ممنون-
بنی عزیز,مزاحم این آقا نشو
چی؟- خوش بگذره- .بله-
.اونا همونن
چرا بادکنک تو هوای بیشتری نگه می داره؟
تو برای آشنایی با من نیازی نداری .که اینطوری انقدر منظم و سختگیر باشی
.تو هیچ سرگرمی ای نداری
!هی!از اونجا بیا پایین
ببین,شاید بادکنک ها عوض شدن
!من می خوام چکش کنم
!تو,بیا اینجا- !بیا پایین-
به اندازه ی کافی امن هست؟- بله,هست- تضمین می کنی؟-
صد در صد تضمین می کنم
بریم ببینیم که در حال حاضر بادکنک تو بزرگ تر .می شه یا بادکنک من
.ببخشید...بذارید چک کنم
مال شماست,حق با توئه...نگاه کن مال من کوچیک تره...ولی چرا؟
چه ربطی به این داره؟- .اصلا عادلانه نیست-
حتی آدم ها هم بعضی هاشون گنده تر متولد شدن و بعضی ها کوچیک تر,که چی؟
آدم ها چه ربطی به بادکنک ها دارن؟
...به هر حال,گوش کن- .دستت رو به من بده-
تو می تونی بهم بگی,تو یه منحرف جنسی ای- چی؟-
!یه منحرف جنسی- یالا,بس کن! حتی یه منحرف جنسی
هیچ اشکالی نداره .می دونی
یه منحرف جنسی؟ای کاش بودم
!خداحافظ- داری کجا می ری؟-
چطور؟ما باید صحبت کنیم,بیا اینجا !من می خوام برم پایین
من می خوام برم پایین,لطفا
!مرد...بذار بیام پایین
!بذار بیام پایین
!من می خوام بیام پایین,لطفا
هی,اون یارو منحرف جنسیه
در این مورد بهش کمک می کنیم؟- .بله-
هی!طناب رو بنداز پایین آقا,کمک نمی خواید؟
.اون یارو منحرف جنسیه
بیا,ما میاریمت پایین
آماده ای؟
!امروز همه پرواز می کنن
خب,تو باید یه مشکل رو حل کنی نه؟
اگر مشکل داشتم,چرا باید به تو می گفتم؟
تو از رقصیدن خسته شدی و حالا می خوای با من خوش بگذرونی؟
خب,اگر تو می خوای بازی کنی !پس بیا بازی کنیم
سوال اول...یه بادکنک چقدر هوا نگه می داره؟
این یه مشکله؟
کی اهمیت می ده؟
چی؟این یه مشکل جدیه .مثل اون یکی
بهتر,اینا واقعا مشکلات جدی ای هستن ...که
شما می تونید فکر کنید بعد به جاش می گید :" کی اهمیت می ده؟"
!این خیلی راحته- !همچین مشکلی وجود نداره-
!حتی بادکنک ها هم وجود ندارن
!بادکنک ها ساخته شدن که بترکن
چیز جدی تری نداری که بهش فکر کنی؟
می دونی تو چی هستی؟یه مرد ناتوان- !آره,بخند-
!بذار بادکنک ها بترکن
فهمیدی؟تو ناتوانی- چی؟-
.ببین چطوری انجامش می دم
تموم شد!سعی کن
!سعی کن!سعی کن که بادکنک ها رو بترکونی
یالا,شجاع باش
کی داره بادکنک ها رو می ترکونه؟ بادکنک ها جزو دارایی شغلی منن
بس کن
.من یه سورپرایزم
اینجا چی کار می کنی؟بگو ببینم
لطفا,با ما بیا
...هی!ولی
دختر ها,داریم چی کار می کنیم؟ ...من تو رو نمی شناسم
.بیا بریم
.بیا یه بازی خوب باهاش بکنیم
.بادکنک رو باد کن
بچه ها,دارید چی کار می کنید؟
دیوونه شدید؟
.بگیرش
!بادکنک رو بگیر,بیا,بترکونش
!آفرین
!حالا ما داریم بادکنک هات رو می ترکونیم- !یالا,ساکت باشید-
چرا دارید توی جیب هام دست می کنید؟ .من بادکنک ندارم
دختر ها,دارید چی کار می کنید؟
!بس کنید!تنهام بذارید
چقدر گرمه!...این مرد کیه؟
...مردی که هیچ ربطی به اینجا نداره
حالا ما داریم بادکنک هات رو می ترکونیم ...بعد می ریم و با من عشق بازی می کنی
با هر سه تامون .اگر بخوای
نه,دختر ها,من از همه تون خوشم میاد ولی ...باید برم,کارهای خیلی جدی ای دارم که باید انجام بدم,بیا
هی,بهت می پیوندم
کافیه!دختر ها ...فردا می بینمتون
!بی خیال,من حرفه ایم
حرفه ای توی چی؟ .دوست دارم بدونم
هی,دختر,خودت رو بپوشون !و همین الان بیا پایین
!هی!برو
هرزه ها,برید گم شید- !همه یک جا بایستن-
!انقدر به فکر پیرهنت نباش !یه رقص آروم بکن
!یه بادبزن بیار
تو...لطفا برو بیرون
تنهاش بذار- .من داشتم دنبالت می کشتم-
!لطفا برو بیرون
تنهام بذارید!من یه آدم حرفه ایم !که به زور اومدم تو این نمایش مسخره
!از اونجا برو بیرون- !برو بیرون,هرزه-
نرید,قربان,چقدر حیف !بازی تموم شد- !برو بیرون-
!تو یه دیوونه ی خطرناک برای جامعه هستی- خوب گفتی,وکیل-
و این؟این رو از کجا آوردی؟- .این مال من نیست-
آه,این برای تو نیست,نه؟کی شروع به صدا در آوردن کرد؟
من تو رو می دیدم,می دونی,من از لحظه ی اول !تو رو زیر نظر داشتم
500 هزار لیره خسارت آسیبیه که وارد شده کی بهم پرداخت می کنه؟
اگر تو می خواستی به این نقطه برسی,اسم من ماریو دینورنی هست,آدرسم هم کورسو اروپای 9 هست
کی تضمین می کنه؟- من می تونم پرداخت کنم,در غیر این صورت به پلیس زنگ بزن-
.عصر بخیر
لطفا برو!و دیگه برنگرد
ما اینجا چی کار می کنیم؟ .بیا داخل و خوش بگذرون
تو خیلی مهربونی,وکیل
گوش بده,می تونم یه تماس بگیرم؟- به هر حال,این از مهمان نوازی ماست-
سلام,جیووانا؟صبر کن,من دارم بر می گردم...صبر !کن! من دارم میام
عصبانی هستی؟بی خیال...من برات .یه سورپرایز خوب دارم
!نرو
چطور می تونم کمکتون کنم آقا؟- تو یه بار به بچه ها بادکنک ندادی؟-
یه بار اما اونا دیگه هیچ تاثیری ندارن
.چقدر حیف
عصر بخیر قربان- .عصر بخیر-
ببینم,مردم همیشه انقدر زیاد می خورن؟
البته,مردم زیاد می خورن! می خورن و .بعد هم, همه چیزو فراموش می کنن
!از کوکائین هم بهتره- واقعا؟پس,بیا بخوریم-
چی بهم می دی؟
من...اگر باید پیشنهاد می دادم, .بهتون این ریزوتوی خوب رو پیشنهاد می دادم
بله,من قراره یه شام معرکه رو ترتیب بدم
.این یکی از ویژگی های ماست
این قبل از اینکه به خونه برسم سرد می شه
ما یه بسته بندی ویژه ی حرارتی داریم- واقعا؟پس از همون ریزوتو بهم بدید-
.اینجا!اینجوری خیلی زیبایی
از اونجایی که قبلش موهات رو شونه کردی .شبیه میکی موس شده بودی
.حالا یه زن کوچولویی
گوش کن,تو یه روبان یا یه چیز قوسی نداری؟- .اینجا نه-
.چقدر حیف
سلام جیووانا- عصر بخیر- .سلام-
خب,گوش بده,یه روبان روش بذار- .باشه-
.خداحافظ
تو,برو خونه- من موندم اینجا که زن جوونت رو همراهی کنم-
من خیلی چیزها آوردم,می دونی, قراره ...با هم یکی از اون شام های
!فقط بو کن! بو کن ,خوب بو کن
.ترافل رو بو کن
بوقلمونن,ترافل,کاناپه و شامپاین
می بینی ما چقدر خوب با همدیگه پیش می ریم .تو و من تنهای تنها
دو ساعت طول کشید که بری و یه غذا بخری؟
نه,می خواستم یکم قدم بزنم ...خیلی عصبی بودم
یالا,یکم جا بهم بده
چی می خوای؟- هیچی,می خوام اینجا روی تو بمونم-
.یکم جا بهم بده
.اینجا
ولی کارت با بادکنک ها تموم شد؟- !بله-
ما با هم آشتی کردیم,مگه نه؟
!بله- !نه-
بله!ما با هم آشتی کردیم.برو پایین
.تو بوی خوبی می دی
بیا,بیا نزدیک تر- .نه-
بیا,جیووانا,خواهش می کنم- .نه-
.بیا نزدیک تر- نه- بیا- .نه-
چی می خوای؟می خوای عشق بازی کنی؟
چی؟- می خوای عشق بازی کنی؟-
تو خیلی احمق بودی که این همه وقت رو هدر دادی
بله,می دونم
آه,نه,آرنجت روی شکم منه
بیا اینجا...من نمی دونم بدون تو چی کار کنم
تو باید منو تحمل کنی,با همه ی ایرادهام ...تو باید بهم بگی که منو دوست داری
!که منو خیلی دوست داری,خیلی زیاد- !خیلی زیاد-
بله...باید منو همونطور که هستم بپذیری ...چون من
بیا,لباس هات رو دربیار
...من- زود باش,لباس هات رو دربیار-
.می خوام باهات عشق بازی کنم- !آره,البته-
منم همینطور ولی می خوام بازم بهم بگی ...که همیشه بهم کمک می کنی
...چون من
!احمقم...ممنونم
می دونی من از خنگیت چی درست می کردم؟
!می خورمش
...به یک پا فکر کن با- !خوبه-
بیا به بازی کردن ادامه بدیم ...بیا,یه چیز دیگه بنویس
یه چیز دیگه که راجع به من فکر می کنی
خیلی حوصله سر بره- آه,این یه چیز قدیمیه-
!حالا دارم یه طراحی می کنم
دارم انجام می دم...اینجا؟- .نه-
پس دارم انجامش می دم...اینجا اشکال نداره؟
من دارم سردتر و سردتر و سردتر می شم گرم تر!اینجا؟
.یکم صبر کن
بیا از اون بازی ها کنیم که آدم می تونه تو .روزنامه پیدا کنه
یه دایره هست,یه نقاشی زیبا رو تصور کن
خب...بیا تصور کنیم که این یه .علفزار کوچولوی زیباست
.یک علفزار دایره ای زیبا
می دونی چی قراره روش بذارم...وسطش؟
.یه گل آفتاب گردون دوست داشتنی
.صبر کن...این تو راهه
!نه- سرده؟- !بله-
نه,اگر تکون بخوری,گلبرگ ها بد بیرون میان
!ببر
می دونی گل های آفتاب گردون یه نوع غذا هستن؟ !اونا خیلی شیرینن
زود باش!کافیه
!کافیه
گل آفتاب گردون شیرینه؟
شام آماده ست؟
!بس کن
این درستش بود
حرومزاده!صورتت رو له می کنم
!صورتت رو له می کنم !نخند
ببین چقدر بهت نزدیکم!یه اینچ با دماغت !فاصله دارم
!من یه اینچ باهات فاصله دارم مراقب باش- تو دیوونه ای؟-
کی دیوونه ست؟اینجا رو ببین!اگر من !دیوونه ام نگاه کن
من می تونم خودم رو کنترل کنم,می دونی !من سرت رو می برم!اینطوری
می فهمی که سرت رو می برم؟
تو هیچوقت سیگار نمی کشی چرا الان داری سیگار می کشی؟
بخاطر همین خیلی در آرامش منتظرم بودی !و تو حتی یه سادیستی
ولی من قراره انگشتم رو بکنم توی دماغت و لهش کنم
فهمیدی؟نخند چون من صورتت رو له می کنم
بگو که من دیوونه ام چون فقط می خوام بفهمم !بگو
!بگو!بگو که من می خوام فکر کنم- !کافیه-
تو الان حتی سلیقه ت هم مزخرف شده- !من حتی سلیقه م هم مزخرفه-
!به بادکنک غلبه کن
!ولی تو کاملا دیوونه ای- !بیا-
!تو,خفه شو
تو,خانم جوان,به بادکنک غلبه نکن
سعی کن معنیش رو بفهمی...برو,خانم جوون
.برو- ...من خیلی احمقم-
.تو به عنوان همسرم اصلا کمک نمی کنی- ...من خیلی احمقم- .بله-
که اینجا منتظر تو موندم من خیلی احمقم,این چیزیه که من هستم
!احمق- !آره,برو-
من دارم باهات به آرومی صحبت می کنم,برو
لطفا,از این طرف- .من می خوام لباس هام رو بردارم-
.البته- !و همینطور چکمه هام-
.لطفا بیا بردار
واسم سواله که چطور می تونستم با تو توی تخت برم!نگاه کن تو یه موجود عجیب غریبی
بله- ...خود پرست,غیر قابل تحمل- .بله-
من از اینکه منتظرت باشم خسته و مریض شدم ...تو با آبنبات هات تنها می مونی
سگت,پولت,کارخونه ت !با درک و شعورت
چی می خوای بفهمی؟
...برو,برگرد پیش پدر مادرت .کسایی که خیلی بهت ایمان دارن
.من به جاش یه بادکنک دیگه باد می کنم
!من هزاران بادکنک باد می کنم !دلت بسوزه
باز شو!هوا! یک,دو و سه
یه پذیرایی با سه تا پنجره !پنجره های وسیع
.تموم شد
!و از این یکی می تونم کلیسای جامع رو ببینم
!فردریک امپراطور در کومو می مونه
و اینک,یه پیغام رسان داره به سرعت !به سمت میلان می ره
!عتیقه...دزدها
!فوریو!بیا اینجا
بیا.من و تو. ...که آدم های جدی ای هستیم
که می خوایم همه چیز اینجا رو برق بندازیم !ما باید بخوریم,بیا
بیا.ولی پنیر باعث اسید معده ت می شه
من بهت می دم,من برات سرو می کنم !اگر دیگران به ...من اهمیت نمی دن
اینو بگیر,بخور!آفرین
.الان دارم درستت می کنم
من می خوام تو رو این وسط بذارم .که بتونم از نزدیک بهت نگاه کنم
.تموم شد
ابر کوچیک شاعرانه
.الان نشونت می دم
...چشیدن
گرمای پر حرارت
ازش خوشت میاد؟بعدا
...حالا ترافل...9000 لیره
...500 ,1000 ,1500
...2000,2500 ,3000 ,3500
4000,من الان متوقفش می کنم که .کبدم به مشکل نخوره
من باید آروم باشم و ...به حرفای تو گوش کنم
چون تو همین الان هم یه جنازه ای .حقیقت اینه
موت چاندون...خشک!1944
کی می دونه...می تونه حقیقت داشته باشه؟
آلمان ها همه چیز رو می دزدن...راحت .و علمی
...راحت و آروم
ریختن...کف
!من از کف خوشم میاد...به سلامتی تو
از بادکنک خوشت میاد؟این مال توئه
!دلت بسوزه
می خوام یکم بیشتر بادش کنم !لعنتی
من درستت می کنم,بادکنک عزیزم
من اینجا آویزوونت می کنم چون داری از نظر فیزیکی...مزاحمم می شی
فوریو...ببین
!ببین!یکی از پنجره پرید پایین !نگاه کن
تکونش ندید!به صلیب سرخ زنگ بزنید !سریع
چه کریسمس خوبی!به این نگاه کن !همه چیز شکسته
!نمی دونم...دمپاییش !دمپاییت رو بردار
راه رو باز کنید!ببخشید,ولی تو فقط به فکر ماشینتی؟
می دونی که یه مرد از اونجا افتاد پایین و ممکنه !مرده باشه؟بیچاره
ببخشید,به این قضیه اهمیتی می دی؟
من اهمیت می دم چون تو فقط نگران !ماشینتی
چرا تو کار من دخالت می کنی؟- نمی بینی همه جا خونی شده؟-
!ماشین مال منه,می دونی- باشه,مال توئه,ولی یه مرد مرده اینجا هست-
قطعا من بهش نگفتم که از پنجره بپره پایین,پس که چی؟- !درسته-
تو ماشین داری؟- بله,این ماشین منه-
خب چی می گفتی اگه من می اومدم و به همه جاش می کوبیدم و ضربه می زدم؟
.گذشته از همه ی اینا این یه خودکشی بوده
خب که چی؟مرده در آرامش می خوابه !زود باش شب خوبی داشته باشی
خانم ها و آقایان,می شه برگردید داخل؟ .حراج ادامه داره
لطفا...لطفا,خانم ها و آقایون, .دنبالم بیاید,لطفا
!اینجوری نباش
بیاید داخل,خانم ها و آقایون .از این طرف,لطفا
به طرز عجیبی اون مجسمه ی سر رو ازم می خوان ...در حال حاضر برای فروشه
همین امروز بعد از ظهر .توسط اون مردی که خودکشی کرد
:جهت سفارش و ترجمه ی زیرنویس به آدرس زیر ایمیل بزنید cinema60s70s@gmail.com :کانال تلگرام معرفی فیلم t.me/cinemahistory60s
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.