All language subtitles for Goryeo.Khitan.War.S01.E01.WEB-DL.V2[@AirenTeam]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(جنگ گوریو - خیتان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

(،این درام بر اساس اتفاقات تاریخی‌ ساخته شده)

ولی ممکن است برخی از جزئیات) (با حقایق تاریخی متفاوت باشد

دستورالعمل‌های تولید در هنگام فیلم‌برداری) (با حیوانات به‌شدت رعایت شده‌

،اوایل قرن دهم در آسیای شرقی

مردم خیتان مثل آتش ...وحشی از جای خود بلند شدن

و شروع به تصرف یک به یک نواحی اطراف کردند

،با نیروهای بسیار متحرک و توانمند خود

خیتان، بال‌هه رو نابود کرد

و امپراتوری‌‌ای ساخت که تمام مناطق از لیادونگ تا مغولستان رو پوشش می‌داد

و تبدیل به قدرت نظامی ...برتر با سپاهی قوی‌تر از سونگ

در آسیای شرقی شد

...و خیتان اون موقع

به گوریو به عنوان هدف بعدی چشم دوخته بود

گویژو در سال 1019) (خط اول دفاعی سپاه گوریو

!بندازین- !بندازین-

!بندازیدش

!به هل دادن ادامه بدین

نمی‌تونیم- !گیر کردیم-

چیکار کنیم؟

!از بین ببریدشون

!حمله

!هل بدین- !هل بدین-

!هل بدین

حمله!

!هل بدین

!حمله

!هل بدین- !ما همشون رو از بین خواهیم برد-

!هل بدین

!برین- !همشون رو بزنین-

!ارابه جنگ متوقف شده

!ارابه جنگ متوقف شده

!ارابه جنگ متوقف شده

دشمن واحد سواره نظامش رو بسیج کرده

!جنگ فرصت‌هایی رو به وجود میاره

!بیاین درحالی که هل می‌دیم فریاد بزنیم

!به امید موفقیت ما- !به امید موفقیت ما-

نه، برو گمشو

لعنت بهش

...شکمم

بکشیدشون

!زود باشین، عجله کنین !حرکت کنین

شروع کنین، ما باید همین الان شروع کنیم

!هی، عجله کنین

نمی‌تونیم انجامش بدیم، اونا همین الانشم اینجان

!با سلاحتون تیکه تیکه‌شون کنین

!تو هم همینطور، تبرت رو بردار

!تیکه تیکه‌شون کنین- !تیکه تیکه‌شون کنین-

!سلاحتون رو بردارین- !تیکه تیکه‌شون کنین-

!حمله کنین

ارابه رو بچرخون- !حمله کنین-

!حمله- !حمله-

ما خط مقدم رو شکستیم- فرم قرارگیری مربع-

فرم قرارگیری مربع

!مربع

!مربع- !مربع-

!مربع

!مربع-

!مربع-

!مربع- !مربع-

!مربع-

...ما دیگه چیزی

!برای از دست دادن نداریم

!باید اینکارو انجام بدیم تا زنده بمونیم

!بیا- !برین-

اونا مثل لاکپشت ترسیده‌ای که سرش رو به داخل فرو کرده‌ان

دیگه کارشون تمومه

کل پیاده نظام دوم رو بسیج کن

...از شکافی که توی خط مقدم به وجود اومده

برای حمله به نیروهای اصلی گوریو استفاده می‌کنیم

!گوریو رو بکشین

!بکشیدشون- !بکشیدشون-

اونا وارد خط دفاعی اول شدن

(خط دفاعی دوم سپاه گوریو)

ما به زودی می‌میریم

!نه

!اونا به زودی وارد این خط می‌شن

!فرار کن

!برگردین به موقعیتتون- !فرار کنین-

!به موقعیتتون برگردین

!همین حالا به موقعیتتون برگردین

اونا وارد خط دفاعی اول شدن

لعنت بهش

شاید ماهم باید فرار کنیم

!اونا وارد خط دفاعی اول شدن

!به موقعیتتون برگردین

...باید هرکسی که فرار کرده رو ردیابی کنیم

و گردنشون رو بزنیم

وگرنه، خط جنگ کاملا از بین می‌ره

لطفاً همین الان دستور گردن زدنشون رو بدین

!لطفاً همین الان دستور رو بدین

فرمانده، کجا دارین می‌رین؟

!فرمانده

!حرکت کن ...توی

!لعنت بهت

!برو اونور- کجا دارین می‌رین؟-

دنبالم بیاین- چیکار کنیم؟-

گوریو نمی‌میره

گوریو خواهد برد

گوریو نمی‌میره

گوریو خواهد برد

گوریو نمی‌میره

گوریو خواهد برد

گوریو نمی‌میره

گوریو خواهد برد

گوریو نمی‌میره

فرمانده

!نیروی زره پوش اومد

!نیروی زره پوش

!نیروی زره‌ پوش گوریو، حمله

!همه‌ی ارابه‌ها

!حمله

::::::::: آيــــ(جنگ گوریو - خیتان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

(ده سال پیش)

سال 1009 میلادی، سال دوازدهم) ( منطقه موک‌جونگ، گه‌گیونگ

(قسمت اول)

حراج کردیم- معذرت می‌خوام-

بیاین الان، یه نگاهی بندازین

همه چیز‌ حراجه- بیاین داخل-

هیچ‌جای دیگه نمی‌تونین اینو پیدا کنین

آیگو، بیخیال

یه نگاه بنداز- آقا-

این چیه؟

لطفاً بیاین داخل

بفرمایین همه جارو ببینین

هی، چرا انقدر طولش دادی؟

زود باش- چیشده؟-

گوک‌باپه

آیگو، خیلی خوب نظر میاد

(موک‌جونگ، هفتمین امپراتور گوریو)

(یو هنگ‌گان)

سرورم، اون طرف

صدراعظم اومدن تا دوباره ضیافت مارو بهم بزنن

...عالیجناب، ما اومدیم تا به شما

یک موضوع فوری و مهم رو اطلاع بدیم

...در شمال غربی

(یوجین، وزیر ارشد رتبه دو) یک مقام رسمی رتبه دوم که در اواخر سلسله) (گوریو در استان جونگسومونها تأسیس شد

بله؟

بله، متوجه شدم

عجله برای چیه؟

اگه به یه ضیافت اومدی اول باید بنوشی

بله، عالیجناب

(چه چونگ‌سون، وزیر دفاع)

(چوی سا وه، ارشد رتبه چهار امور مالی)

خب، چیشده؟

عالیجناب

...افسر دولت موقت شمال غربی

یه گزارش دیگه‌ فرستادن

داخلش گفته شده که ما باید خیلی زود برای جنگ آماده بشیم

پس براش آماده شین

عالیجناب

لطفاً یک جغرافیدان برای کمپ پایگاه نظامی ما مشخص کنین

...و فرماندهی ارتش

اینجارو ببینین

ما توی گوریو سرباز نداریم؟

نه، ما انجامش می‌دیم

فرماندهان چی؟

ما انجامش می‌دیم

پس این همه هیاهو برای جیه؟

،اگه خیتان به ما حمله کنه

ما خیلی راحت به مبارزه می‌ریم و شکستشون می‌دیم

...اینکه کی در چه موقعیتی باشه

کار شماست، وزیر ارشد

اشتباه می‌کنم؟

عالیجناب، قبل از اون ...ما باید کسی رو به قصر بفرستیم

و راهی برای خاتمه دادن به جنگ پیدا کنیم

این هم وظیفه شما وزراست

،شاید من در هیچ چیزی خوب نباشم

ولی توی اعتماد کردن به شما کارم رو بلدم، درسته؟

...برید و خودتون حواستون

بهش باشه

فورا

متوجه شدم، سرورم

دوباره هم جوابی نمی‌گیرید

کسی نمی‌تونه اینجا باشه، کاخ سلطنتی تبدیل به فاحشه خونه شده

با این وضعیت، شک دارم بتونیم به درستی مبارزه کنیم

،به جای نگرانی در مورد دشمنان

فرماندهان خط مقدم نگران خانواده سلطنتی در گه‌گیونگ هستن

(کانگ‌جو، افسر دولت موقت شمال غرب)

قربان

یه پیغام فوری از هونگ هواجین دارم

چه پیغام فوری‌ای؟

...ارتش خیتان امروز

به مرزها تجاوز کردن

چی؟

(هونگ هواجین)

(رودخانه یالو)

افسر هونگ هوا جین، جاسوس خیتان ...در گوریو رو پیدا کردن

و وارد جنگ شدن

!بسه، دستگیرش کنین

!تمومش کنین! اینجا سرزمین خیتانه

!عقب نشینی کنین! این یه دستوره

و بعدش؟ اون کسی که از رودخونه رد شد چه بلایی سرش اومد؟

اسیر خیتان‌ها شده

...افسر هونگ هوا جین دستور مذاکره

اون مرد رو با خیتان‌ها داده

بر پدرش لعنت

اومدن

برشون گردونین

!من روح خیتانم

!فرار کنین- !نه-

!روح خیتان- !وایستا منم بیام-

!هی

(هونگ‌ هوا‌جین)

(شمالی‌ترین قلعه گوریو در مرز رودخانه یالو)

قرار بود بذارم خیتان زنده بمونه؟

!دهن گشادت رو ببند

...ساکت باش، یک کلمه هم حرف نزن

تا به عنوان یه دستور نظامی سرت رو نزدم

فهمیدی؟

معذرت میخوام

ما به سزای اعمالش می‌رسونیمش تا از دستورات نظامی سرپیچی نکنه

نیازی به تنبیه سخت نیست

...برای مبارزه با خیتان‌ها

باید چنین خصومتی داشت

درسته، پس حرکات خیتان‌ها چطوره؟

یک محل استقرار برای سربازهاشون اون سمت رودخونه ساختن

ظاهرا در آستانه‌ی جنگیم

،مطمئنم چند ماه دیگه

خیتان به سرزمین گوریو حمله خواهد کرد

نمی‌تونین چنین نتیجه گیری‌ای بکنین

...مراقبت از مرزها

در هر کشوری رایجه

چیزی که مهمه، روابط بین دو کشوره

در هر صورت، گوریو به خیتان خدمت کرده

و بهشون وفادار بوده

پس با چه بهونه‌ای دوباره به گوریو حمله کنن؟

ب نظرتون توجیهی برای کارشون ندارن؟

همینطوره

خیتان‌ها ادعا می‌کنن که میراث الهی هستن

...اون ها نمی‌تونن بدون دلیل خوبی به مردمان وفادار

حمله کنن

...پس بقیه ملت‌هایی که بهشون احترام می‌ذارن

درباره خیتان‌ها چه فکری می‌کنن؟

برای دلیل توجیه کننده‌اشون، می‌تونن دنبال یکی باشن

چی؟- ،در زمان سلطنت شاه سونگ‌جونگ-

زمانی که خیتان برای اولین بار به گوریو حمله کرد هم همینطور بود

...خیتان گفت

اونها صاحب جدید سرزمین قدیمی گوگوریو هستن

...برای همین تقاضا کردن

که گوریو تمام سرزمین قدیمی گوگوریو رو رها کنه

...توجیه

از قدرت میاد

،اگه کسی صاحب قدرت باشه ...می‌تونه از هر بهونه‌ای استفاده کنه

و اون رو به توجیه خودش تبدیل کنه

،اگه کسی قدرت نداشته باشه

،حتی اگه دلیل خوبی داشته باشه

تنها یه استدلال متقابله

خب، اگر قرار بر جنگیدن هستش، ما می‌جنگیم

چه دلیلی داره ما از اونها بترسیم؟

،بله اگه دوباره به ما حمله کنن

...از این موقعیت برای از بین بردن کینه‌ای

که بخاطر حمله ده سال پیش داشتیم، استفاده می‌کنیم

!به مردم فکر کنین

بیش از ده هراز نفر اون زمان به اسارت گرفته شدن

می‌دونین چند نفرشون زنده برگشتن؟

فقط چند هراز نفرشون

برای همین ما سربازایی رو در اختیار ...رزمنده‌هایی مثل شما قرار می‌دیم

!و نه مردم رو

!اینجا رو ببین

چی گفتی؟

تمومش کنین، کافیه

به نظر میاد خیلی انرژی دارین

...این انرژی رو نگه دارین

و ازش برای بریدن سر سربازای خیتان استفاده کنین

قربان

توی این ده روز، هر روز حتما بهشون سوپ گوشت گوسفند بده

،اغلب توی این فصل بیماری‌های مسری هست

پس در رعایت بداشت کل مجموعه توجه بیشتری به خرج بدین

بله قربان

هونگ هواجین مهمه

،وقتی ارتش خیتان از رودخانه یالو عبور کنه

این مکان، هونگ هواجین، اولین جاییه که بهش برخورد می‌کنن

مهم نیست چی پیش میاد، ما باید هرطوری شده اینجا رو امن نگه داریم

نگران نباشین، ما داریم خودمون رو کاملاآماده می‌کنیم

در این‌باره بهت اعتماد دارم

چی؟ این حقیقت داره؟

بله، عالیجناب

،در قصر چونچو

پسر پسر کیم چی‌یانگ رو ولیعهد صدا می‌کنن

،علیاحضرت

عالیجناب به قصر چونچو اومدن

(ملکه دواگر چونچو)

...احتمالا عالیجناب

دوباره دلش برای مادرش تنگ شده

بگید بیاد اینجا

بیان اینجا؟ علیاحضرت

بله، سریعا

چشم، علیاحضرت

مادرجان

خوش اومدی پادشاهم

بوی فوق العاده‌ایه

می‌تونم بوی گل و گیاه رو حس کنم

...امیدوارم همه‌ی مردان گوریو

بتونن شبیه تو ریزبین باشن

...اگه فقط یک زن

،زیباتر از شما توی گوریو وجود می‌داشت

من جذب مردها نمی‌شدم

اعلیحضرت

...حرف‌هاتون خوشحال

و همزمان ناراحتم می‌کنن

من داخل منتظر می‌مونم

نیازی نیست عجله کنین

پس، چی باعث شده بیای اینجا؟

به نظر میاد که چیزی برای گفتن داری

بله

در واقع، شایعات توهین آمیزی پخش شده

اومدم همین رو ازتون بپرسم

کدوم شایعات اینقدر توهین آمیزن؟

...نکنه ناشکری من

بودا رو عصبانی کرده؟

اصلا هم اینطور نیست

،شنیدم توی قصر چونچو

...افردای هستن

که پسر ارشد وزیر بر حق رو ولیعهد می‌دونن

سرورم

بله، مادر

...چطور برادرت رو

پسر ارشد وزیر بر حق خطاب می‌کنی؟

اون رو هم مثل تو، خودم به دنیا آوردم

اون کسی جز پسر ارشد وزیر بر حق برای تو نیست؟

لطفا من رو ببخشید

حرف اشتباهی زدم

از اونجایی که حرفش پیش اومده بزار این رو بپرسم

...از وقتی جوان بودی، بیشتر به

مردها علاقه داشتی تا خانم‌ها

به لطف اون، تا به حال وارثی نداشتی

پس قصد داری تاج و تختت رو به کی بدی؟

،لازم نیست وارث مستقیمم باشه

تا جایی که خون پادشاه ته‌جو توی رگ‌هاش باشه کافیه

و چه کسی از اون نسل باقی مونده؟

طبق رسومات سلطنتی، حکمران گوریو

باید هم پدر و هم مادرش از خون پادشاه ته‌جو باشن

...هر چند، شما

آخرین حکمران این چنینی هستید- مادر-

حکمران بعدی گوریو برادرت خواهد بود

اوه رو هم مثل تو مثل یک حکمران بزرگ میکنم، همونطور که تو رو بزرگ کردم

!مادر

این رو به خاطرت بسپر و به اتاقت برگرد

بجنب

،همون‌طور که گفتین

درسته که پیدا کردن یه وارث درست سخته

هر چند، درست نیست که فرد دیگه‌ای نمونده

الان داری به کی اشاره می‌کنی؟

اون کسی که از قصر بیرون انداختین

منظورم پرنس ده‌ ریانگ‌وونه

منظورم پسر خواهرتونه

عالیجناب

من هنوز جوانم

...پس، مسئله انتخاب وارث برای تاج و تخت

نباید با عجله انجام بشه

،اگه اینقدر عجله دارین

...منم عجله می‌کنم

و پرنس ده ریانگ‌وون رو به قصر احضار می‌کنم

!عالیجناب

جناب راهب، دیگه نباید مشروب بخورین

مردم دارن نگاه می‌کنن

بوب گونگ- بله؟-

چرا دوباره من رو راهب صدا میزنی؟

من راهب نیستم

من حتی توی خوابم هم نمی‌بینم

به هر حال، فکر نمی‌کنین بقیه شما رو به عنوان راهب می‌بینن؟

لطفا دیگه مشروب نخورین

!جناب راهب

دوباره شروع شد- ...پس-

چی باید صداتون کنم؟

من رو سرورم صدا کن، ولیعهد

چی؟- من از خاندان سلطنتی‌ام-

یک روزی، حکمران این کشور می‌شم

پس، باید من رو اونطوری صدا کنی

یه آشغال لباس راهب پوشیده و داره مشروب می‌خوره

راهب حتما نگرانی‌های زیادی داره

شک دارم اون راهب واقعی باشه

...‌حتما فراریه

که ردای راهب رو پیدا کرده و اون رو پوشیده

آیگو، مراقب حرف زدنتون باشین

ایشون مرد پرنس ده ریانگ‌وون هستن

ایشون از خاندان سلطنتی هستن

خاندان سلطنتی؟ چرت نگو

خدای من، شما زود باورا

باورش می‌کنین؟

اگه از خاندان سلطنتیه، باید توی قصر توی گه‌گیونگ باشه

توی کوهستان سامگاک چیکار می‌کنه؟

...مشخصا، اون احمق پر رو

یه دروغ کله گنده بهتون گفته

اگه اون احمق از خاندان سلطنتیه منم پادشاه ته‌جوام

!پادشاه ته‌جو- آیگو-

الان چی گفتین؟

راهب

الان به من توهین کردین؟

چطور جرئت می‌کنین به خاندان سلطنتی گوریو توهین کنین؟

آیگو، خیلی ترسیدم

دیگه کارمون ساخته‌ست

باشه،حرفت رو شنیدیم حالت برو و نوشیدنت رو تموم کن

یه عضو خاندان سلطنتی با ارزش می‌خواد به بودا بی‌احترامی کنه

هیچکس جلوت رو نمیگیره

چی گفتی؟

می‌خوای کشته بشی، مگه نه ؟

پس منم تو رو به آرزوت می‌رسونم و می‌کشمت

!جناب راهب، سریع فرار کنین

!‌اون عوضی، بگیریدش

!هی

!بفرمایید یه نگاه بندازید

...بگیریدش، اون

!‌لعنت بهت

!عوضی همونجا وایسا

!همونجا وایسا- عوضی-

!هی- !بگیرش-

!هی

!بگیرش- !لعنتی-

...اون- هی، از اون طرف برو-

لعنتی

!برین عقب

من از خاندان سلطنتی‌ام

!دارم راستش رو می‌گم

می‌دونیم- چی؟-

برای همین این همه زحمت کشیدیم تا همه‌ی این بازیارو در بیاریم

همه فکر می‌کنن وقتی داشتی ...موقع مستی دعوا می‌کردی

توسط یه‌سری اراذل چاقو خوردی و مردی

خب، پس، خدا رحمتت کنه

همگی، چاقوهاتون رو بندازید

!حالا

سرورم ، خوبید؟

بله

سرورم ، لطفا بهم بگید

کجا بودید؟

همه جا رو دنبالتون گشتم ،ولی نتونستم پیداتون کنم

برای همین سریع خودم رو به روستا رسوندم

ممنون

زندگیم رو نجات دادی

چرا یواشکی از معبد زدید بیرون؟

...بهتون گفتم چندتا مرد مشکوک اخیرا

توی این محدوده دیده شدن

لطفا از حالا به بعد معبد رو ترک نکنید

سرورم

...حتی گربه باغ قصر اصلی

هر وقت می‌خواد میره بیرون

...من چه کار اشتباهی کردم

که اجازه ندارم از معبد برم بیرون؟

سرورم پرنس ده ریانگ‌وون

...مطمئنم شما هم می‌تونید حدس بزنید

چه‌کسی اون قاتل‌ها رو فرستاده

اونا هیچوقت دست برنمی‌دارن

تنها کاری که می‌تونید بکنید اینه که همیشه خیلی مراقب باشید

سرورم- کافیه-

!من حواسم به خودم هست

(معبد شین‌هیول)

(تالار اصلی)

خاله

شما می‌خواستید من رو بکشید؟

بیرون انداختن من توی این قصر دور افتاده کافی نبود؟

قبلا از من مراقبت می‌کردید

هر بار من رو می‌دیدید چشم‌هاتون پر از اشک می‌شد

و همیشه برای من احساس ناراحتی می‌کردید

پس، چرا دارید اینکارو می‌کنید؟

چرا دارید با من اینکارو می‌کنید؟

چرا؟

چرا؟

مادر، پس من از الان به بعد می‌تونم وانگ‌هیون باشم؟

نیازی نیست کیم‌هیون باشم؟

تو از خون سلطنتی هستی

تو نواده پادشاه ته‌جو هستی

برای همین، نام خانوادگیت باید وانگ باشه، فهمیدی؟

بله، مادر جان

خیلی‌خب، امروز چی یاد گرفتی؟

صبح، (ادبیات پارسایی در خور فرزند) رو خوندم

بعد از ظهر هم کمی متن بودایی خواندم

که اینطور، واقعا بهت افتخار می‌کنم

بزرگ می‌شی تا یک امپراطور فوق‌العاده بشی

...بله، یک پادشاه عاقل می‌شم

و شما رو خوشحال می‌کنم

ولیعهد دوست داشتنی من

پسر دوست داشتنیم

بهت گفتم مطمئن باشی که اون هیچوقت از معبد بیرون نمیره

چرا ازم سرپیچی کردی؟

منم بهشون گفتم نباید اینکارو بکنن

ولی به حرفم گوش نکردن

پس باید سریع میومدی پیش من و بهم می‌گفتی

اشتباه کردم ببخشید

دیگه نمی‌ذارم برن بیرون

من سلطنتیم

راهب ارشد رو ول کن ...حتی معلم پادشاه هم

نمی‌تونه دست رو خانواده سلطنتی بلند کنه

...فقط افراد خانواده سلطنتی می‌تونن

می‌تونن منو سرزنش و تنبیه کنن

برای همین به جای من شلاق خوردی

پس خیلی ناراحت نباش

فهمیدی؟

چرا جواب نمیدی؟

فهمیدی؟

...اگه متاسفین

فقط بگین معذرت میخواین

انقدر سخته؟

باشه، معذرت می‌خوام

...فکر می‌کنین فقط معذرت خواستن

تمومش می‌کنه؟

چی؟

لطفا ملایم باشین

ملایمم

اصلا می‌دونین چه‌قدر درد داره؟

هیچ وقت با ترکه کتک نخوردین، نه؟

خوردی؟

آره، خوردم یه‌بار

وقتی همسنای تو بودم، بود- واقعا؟-

کی جرعت کرده بزنتون؟

ملکه دواگر

چی؟

اون به من دستور داد که سرم رو بتراشم و به کاهنیت ملحق شم

ولی من سرپیچی کردم

،حتی با وجودی که ترکه غرق خون شده بود

حاضر نشدم برم

فعلا به حرفاشون گوش بده

وليعهد

من تورو بر می‌گردونم

هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنم

یه قوله

ای داد

بیچاره

قلبم شکست- بریم-

ولی باید منو یادشون رفته باشه

سرورم، فرماندار ارشد راست دارن میان این سمت

سرورم

این وقت شب

چی به چون‌چوجون کشوندتتون؟

ملکه دواگر می‌خواستن منو ببینن

شما هم داشتین می‌رفتین چون‌چوجون؟

داشتم می‌رفتم باهاشون ...سلام‌احوال پرسی عصرانه کنم، ولی

امروز باید برگردم

خب پس

شما بفرمایین داخل

چشم

فرماندار ارشد راست

بله، سرورم

ممنون

،از طریق شما

ملکه دواگر آرامش زیادی می‌گیرن

وظیفمه

...هرچند

...خیلی حریص نشو

با اون لطفی که گرفتی

،حتی تو رویاهات

...اگه امیدواری گوریو رو کشور خانواده کیم بکنی

،و نه خانواده وانگ

نمی‌بخشمت

...امیدوارم

اینو یادتون بمونه

کی می‌شنوم که اون بچه دیگه جلوی چشم بقیه نمیاد؟

مگه قول ندادی امروز خبرای خوب میاری؟

عذر میخوام

...پیدا کردن یه راه که جلوی چشم مردم نیاد

...و پادشاه هم مشکوک نشه بهم

خیلی سخت بوده

پس این یعنی شکست خوردی؟

نگران نباشین

به زودی خبرای خوبی می‌شنوید

...لطفا طوری رفتار کنین

انگار هیچی‌ نمی‌دونین

من، به تنهایی، خشم بودا رو تحمل می‌کنم

...و من، خودم تنهایی

تو گودال آتیش میرم

...علیاحضرت شما

باید یه بانوی زیبا بمونین

اینجوری می‌تونین منو خوشحال کنین

،اگه تو بری تو گودال آتیش

دنبالت میام

،حتی اگه مجبور باشم قدرت بودا رو از بین ببرم

از گودال آتیش نجاتت میدم

بانوی من

اگه لازم شد، می‌تونی از قدرت من استفاده کنی

می‌خوام هیون عزیزمون فورا ولیعهد بشه

،و اینطوری

می‌خوام زود خوشحالت کنم

عالیجناب

منظورتون چیه؟

که می‌خواین شاهزاده ده ریانگ‌وون رو به قصر برگردونین

فکر می‌کنم صلاح اینه

عالیجناب

،شاید یه پادشاه احمق باشم

اما دوتا چیز هست که من مصمم انجامش بدم

...یکی محافظت از صدراعظم وفادارم

که دربار سلطنتی فرو نپاشه

...و بعدی داگذاری تاج و تخت

به نوادگان پادشاه ته‌جو هست

و همین نواده پرنس ده ریانگ‌وون هست

امیدوارم آرزوی منو محترم بشماری

عالیجناب، ترجیح میدم منو بکشین

چی؟- ...با منصوب کردن پرنس ده ریانگ‌وون-

...به عنوان ولیعهد

رعیت از اون روز به بعد طرف اون می‌گیرن

و بعد شما تبدیل به یه پادشاه بی‌قدرت می‌شین

ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه ببینم این اتفاق میفته

لطفا منو بکشین

لطفا بس کن

چرا درکم نمی‌کنی؟

عالیجناب، من صادقم

لطفا منو بکشین

خیلی خب

صبر می‌کنم

،تا وقتی که تصمیم بگیری آرزوی منو دنبال کنی

صبر می‌کنم

،پس

لطفا گریه کردن رو تموم کن

بسه

سرورم

سرورم

خوش برگشتین

اتفاقی افتاده؟- نه، اتفاق خاصی نیفتاده-

هنوز از گه‌گیونگ خبری نشده؟

نه، هنوز هیچ جوابی نگرفتیم

امکان نداره جوابی بگیریم

اعلیحضرت دیوونه وار با یو هانگ گان داره میچرخه

و ملکه دواگر با کیم چی‌یانگ تو تخت مشغوله

فرمانده چو

مراقب حرفاتون باشین

حرفام چیه؟ حقیقته

بازم باید مراقبت زبونت باشی

،خیلی از آدمای فرماندار ارشد راست مخصوصا اینجا تو سوگ‌یونگ هستن

باشه

از این به بعد، منم مثل شما احمقا زندگی میکنم

ای بابا، اینجوری تو دردسر بزرگی میفته

،اگه دوباره احیانن همچین اتفاقی افتاد

اینو درست کردم

،اگه باید با عجله قایم شی

از این اتاق استفاده کنین

داری بهم می‌گی برم این تو و قایم بشم؟

چرا نمی‌گی برم توی خمره قایم شم؟

سرورم

واقعا داری بهم توهین می‌کنی، نه؟

!سرورم

خدای من

نباید شکست بخوری

هرچی شد باید نتیجه رو ببینی، فهمیدی؟

بله، حرفاتون رو یادم می‌مونه

پس بریم

بریم

بیخیال، دقیق تر باشین

،اگه اینکارو الکی انجام بدین من کسیم که سرزنش میشه

هنوز این سمت گرد و خاک هست

خدایا، کمرم

بله، الان می‌تونین تمومش کنین

این وظیفه منه

من انجامش میدم

خدای من

وای کمرم

همه اینها عمل به اعمال نیکه

از الان به بعد، بودا به خوبی ازتون مراقبت می‌کنه

من چنین امیدی رو مدت‌ها پیش رها کردم

چی؟- همه چیز بیهوده‌ست-

اگه دعای بودا واقعا برای اجانب آرزوها کافی می‌بود

تا الان منو توی این وضع ولم نمی‌کرد

سرورم

همش توهمه

...اینا توهماتی هستن که

آدمای ناتوان بهشون چنگ می‌زنن

بریم

خوش اومدین

از کجا تشریف میارین؟

من بانوی دربار قصر چونچو هستم

من به دستور علیاحضرت، ملکه دواگر اومدم

چه دلیلی ممکه شمارو به اینجا بکشونه؟

ایشون نگران سلامتی شاهزاده ده ریانگ‌وون هستن

برای ایشون مقداری غذا فرستادن

ایشون الان کجاست؟

!بیاین بیرون- !بجنبین-

چیشده؟- !بیاین بیرون-

این چه کاریه داری می‌کنی؟

یعنی چی؟

نمی‌دونی کجا هستن؟

،وقتی که برای هواخوری می‌رن بیرون

...گاهی اوقات نصفه شب برمی‌گردن

یا حتی چند روز بعد

پس حداقل باید بدونی کجا می‌رن

...وقتی حتی نمی‌دونی کجا می‌رن

چطور می‌تونین با همچین آدم مهمی اینجوری رفتار کنین؟

وقتی با ما حرفی نمی‌زنن چه‌کاری از دستمون بر میاد؟

...ایشون کسی نیستن که هربار بخوان جایی برن

بهمون مقصدش رو بگن

،اگر امشب برگشتن بهشون این غذاهارو میدم بخورن

،ازونجایی که باید این همه راه تا گه‌گیونگ برگردین

باید قبل از اینکه دیر بشه حرکت کنین

من از ملکه دواگر دستور گرفتم تا ،سلامت شاهزاده رو برسی کنم

و مهم نيست از چه روشی

،حتی اگر چندین روز طول بکشه قبل از رفتن ایشون رو ملاقات می‌کنم

اعلیحضرت، مشکل بزرگی هست

چیشده؟

...عالیجناب، ملکه دواگر، همه‌ی مقامات دیوان رو

در قصر اصلی احضار کردن

فکر می‌کنم ایشون قصد کاری رو دارن

باید فورا به اونجا برین، همین الان

،روزهایی که من نایب‌السلطنه بودم گذشته

ولی موضوع ضروری گ‌ای بود که باید با شماها مشورت می‌کردم

برای همین جای اعلیحضرت رو روی این صندلی گرفتم

،نمی‌دونم موضوع چیه

ولی این خلاف عرف دیوان هستش

درسته

این کار به مقام اعلیحضرت آسیب میزنه

لطفا همین الان تمومش کنین

...من اینکارو می‌کنم چون موضوع واجب‌تری

از حفظ مقام اعلیحضرت وجود داره

...من اینجام

چون به نطر نمی‌رسه این رو به اعلیحضرت واگذار کرده باشیم

این موضوع ضروری چیه؟

موضوع تصمیم برای وارث این تاج و تخته

،همونطور که می‌دونین اعلیحضرت وارثی ندارن

،بیش از 12 سال از زمانی که به پادشاهی رسیدن می‌گذره

ولی هنوز حتی یه شاهزاده دختر هم ندارن

،اگه برای اعلیحضرت خدایی ناکرده اتفاقی بیفته

بعدش چی میشه؟

آینده گوریو متزلزل شده

و با اینحال، شما چیکار می‌کنین؟

نمی‌تونستم همینجوری بشینم و تماشا کنم برای همین خودم پیش قدم شدم

..امروز مطمئنن وارث پادشاهی رو انتخاب می‌کنیم

...و آینده گوریو رو از

تاریکی محضی که توش گیر کرده نجات می‌دیم

...پس

چه کسی رو ولیعهد صدا کنیم؟

...پسرم

،و برادر اعلیحضرت، وانگ‌هیون

ولیعهد خواهد شد

(یو بنگ، چهارمین فرمانده)

مادر، لطفا تمومش کنین

نمی‌تونم تمومش کنم

شماهم باید از دستورات من پیروی کنیح

،برای گوریو

باید خواسته های مادرتون رو بپذیرین

علیاحضرت

،اگه اینقدر آرزوش رو دارین

من از دستوراتتون پیروی می‌کنم

علیاحضرت

...اگه تصمیم برای وارث این پادشاهی

،اینقدر موضوع مهمیه

،من به حرفتون احترام می‌ذارم، ولی

ولیعهد نباید برادر من باشه

...اپراطور بعدی این سرزمین باید

شاهزاده ده ریانگ‌وون باشه

عالیجناب

شاهزاده ده ریانگ‌وون به دنیای سکولار و راهبیت رفته

مدتها پیش به یک مکان دور رفت

...و ما حتی نشنیدیم که

اون زنده‌ست یا نه

زنده‌ست

هیچ خبری ازش به گوشمون نرسیده چون اون هنوز زنده‌ست

اگه مرده باشه چی؟

بگو

همینجا واضح جلوی همه حرف بزن

،اگه شاهزاده ده ریانگ‌وون مرده باشه

پس وارث قانونی این پادشاهی کیه؟

بجنب عالیجناب، جواب بده

،اگر شاهزاده ده ریانگ‌وون نباشه

کی باید بر روی این صندلی پادشاهی بشینه؟

کی به جز پسر من وانگ هیون می‌مونه؟

به ما بگین، اعلیحضرت

کی امپراطور بعدی گوریو میشه؟

ما باید چیکار کنیم؟- نمی‌دونم-

(سول‌سون‌دانگ)

غذا سرد شده

آتیش رو بیارین- بله خانم-

ببین بانوی دربار- بله؟-

چرا اینقدر روی غذا حساسین؟

چی توی غذاست؟

البته که محبت ملکه دواگر

شاهزاده ده ریانگ‌وون باید این رو بخورن

بدینش به من

خودم این غذا رو گرم می‌کنم

بله خانم

چرا اینقدر کف صدا میده؟

همین الان بیا داخل

زیر تخته‌های کف رو چک کنین

بله خانم- بله خانم-

داری الان چیکار می‌کنی؟

چرا اینجوری شدی؟

!همین حالا تمومش کن

از اتاق برین بیرون

بانوی دربار- !حالا-

چیکار می‌کنی بانوی دربار؟

همین الان بذاریدش کنار- بله خانم-

::::::::: آيــــ(جنگ گوریو - خیتان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

چرا وقتی اون زنده‌ست فرض بر مرده بودنش داریم؟

شاهزاده ده ریانگ‌وون زنده‌ست

باید گوریو رو فتح کنیم

خیتان دوباره به گوریو حمله خواهد کرد از این بابت مطمئنم @AirenTeam

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.