Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
phoenix48 ترجمه و تنظيم : محمد santiago_shadow@yahoo.com forums.animworld.net
از اون جايي که محبت کردن بعضي وقت ها بي رحم هم هست
هر چي بيش تر دنبال جواب مي گردم بيش تر ازش دور مي شم
توي شهر بارون زده، رنگين کمون در اومده
زود باش راه بیفتیم، انگار قراره یه چیزی شروع بشه
به خاطر اين که من تو رو دارم
به خاطر اين که من فردا رو دارم
به خاطر اين که نمي تونم تنهایی ادامه بدم
این حس عجیب چیه؟
عشقه، نه؟
به خاطر اين که تو مي دوني يه قطره اشک چقدر مي تونه دردناک باشه
می خوام دنبال یه معنی توی این چشم هایی که دوستشون دارم بگردم
دنبال یه لبخند
اطلاعیه ی شورای دانش آموزی - -
اطلاعیه ی شورای دانش آموزی - اطلاعیه؟
اطلاعیه ی شورای دانش آموزی - این دیگه چیه؟
از هفته ی پیش
شمار حملات به دانش آموزان در راه مدرسه افزایش یافته است
خبر ها حاکی از اینه که شخصی به نام پونی این حملات رو انجام میده
خبر ها حاکی از اینه که شخصی به نام پونی این حملات رو انجام میده
خبر ها حاکی از اینه که شخصی به نام پونی این حملات رو انجام میده
جزئیات اخبار هنوز نامشخصه
جزئیات اخبار هنوز نامشخصه
اگه کسی خواست توی راه بهتون تجاوز کنه یکی از این دو کار رو انجام بدید
الف: حمله کنید و کار دشمن رو بسازید
ب : اگه راه کار الف غیر ممکن به نظر می رسید تا جایی که می تونید اطلاعات جمع کنید و از محل حادثه فرار کنید
توپ خانه از شما هیچ حمایتی نمی کنه؟
ببین
نباید این قدر رسمی حرف می زدی
ای وای، تجاوز
چه ترسناک
مثل این که فهمید
به هر حال دفه ی دیگه غیر رسمی تر حرف بزن، باشه؟
باشه
پونی
پونی، پونی، پونی پونی: نوعی مدل موی دخترانه که مو از پشت مثل موی پونی (نوعی اسب) بسته می شود
پونی پونی: نوعی مدل موی دخترانه که مو از پشت مثل موی پونی (نوعی اسب) بسته می شود
نه، کمکم کنید پونی: نوعی مدل موی دخترانه که مو از پشت مثل موی پونی (نوعی اسب) بسته می شود
پونی پونی: نوعی مدل موی دخترانه که مو از پشت مثل موی پونی (نوعی اسب) بسته می شود
کمک، کمک پونی: نوعی مدل موی دخترانه که مو از پشت مثل موی پونی (نوعی اسب) بسته می شود
پونی
خرافاتی
سوسکه
صبح به خیر
چی شده؟
چیدوری
خبرای بدی برات دارم
در مورد اون تجاوزگر
چی شده؟
دیشب به توکیا حمله شده
امکان نداره...کیوکو نه
حالا چی شده؟ حالش خوبه؟
متاسفم
نمی دونم چه طور باید بهت توضیح بدم
غیر ممکنه
به نظر می رسه یه آدم مریض بین راه مدرسه و خونه گیرش انداخته
قبل از این که بتونه کاری انجام بده گرفتتش
و هر چقدر هم تقلا کرده فایده ای نداشته
بعد شروع کرده با دقت زیاد موهاش رو شونه زدن
چقدر وحشتناک
و مدل موهاش رو پونی تیل کرده
واقعا
چی؟
سلام کانا-چان، صبح به خیر
این دیگه چیه؟
تابلوئه که
پونی تیل
خیلی افتضاحه، موهام با سیم و چسب رفته عقب
دیشب هم هر کاری کردم درست نشد
همش همین
آره
خیلی ترسناک بود
پس که این طور کاملاً با توضیحات مغایرت داشت
دردم اومد
ساکت شو
می دونی چقدر نگران شدم
دیگه این طوری منو نترسون
کیکوی بیچاره
از اون جایی که یکی از دانش آموزهای مدرسه ی ما بهش حمله شده
ما باید شخص مجرم رو دستگیر کنیم به شدت شکنجش کنیم
و مقاصدش رو بفهمیم
دوباره از این فکرا به سرت زد؟
همچین مواقعی باید کار رو دست پلیس سپرد
معذرت می خوام
بله؟
من می خوام گزارش یه حمله رو بدم
گفتی حمله؟
این جا نمی شه صحبت کنیم
با من بیا
یه لحظه
فقط بیا
یوکو واکانا-سان؟
آره، راستش من توی بخش پلیس راه بودم
اما اونا بهم گفتن تو سلامت روانی نداری
و چند روزی بستریم کردن
هشت تا حمله ی مشابه داشتیم
این حمله ها به طور متناوب در جنوب و شمال رخ می دن
اگه طبق الگو پیش بریم حمله ی امروز باید....این جا باشه
بنابراین می خوام امروز از تو به عنوان طعمه استفاده کنم
طعمه؟
چرا من؟
نمی خوای از حیثیت دوستت دفاع کنی؟
علاوه بر این چند وقت پیش
به خاطر یه اشتباه به من یه کار پشت میزی دادن
برای همین می خوام یه کار بزرگ بکنم
تا بتونم به پست قبلیم برگردم
درک می کنی؟
چه اشتباهی کردی؟
داستانش خیلی شرم آوره
من با یه مینی پاترول دنبال دو تا بچه ی دبیرستانی که داشتن با یه دوچرخه ی دو نفری میرفتن افتادم
خیلی سرسخت بودن
نتونستم بگیرمشون و رفتم توی گارد ریل
من چیزیم نشد ولی پاترول کلا اوراق شد
واقعاً متاسفم
از اون دو نفر قیافه ی پسره خیلی خوب یادمه
مشکلی نیست ادامه بده اگه پیداش کنم
مشکلی نیست ادامه بده اگه پیداش کنم
مشکلی نیست ادامه بده کاری می کنم که دیگه مدرسه راشون ندن
مشکلی نیست ادامه بده کاری می کنم که دیگه مدرسه راشون ندن
مشکلی نیست ادامه بده کاری می کنم که دیگه مدرسه راشون ندن
نگران نباش کاری می کنم که دیگه مدرسه راشون ندن
نگران نباش کاری می کنم که دیگه مدرسه راشون ندن
نگران نباش کاری می کنم که دیگه مدرسه راشون ندن
اگه متوجه من شد کاری می کنم که دیگه مدرسه راشون ندن
اگه متوجه من شد از دستش خلاص می شم کاری می کنم که دیگه مدرسه راشون ندن
نمی خواد
چه اشکالی داره؟
نه، منظورم اینه که
من اطلاعات لازم رو جمع کردم این زن دیگه به درد ما نمی خوره
من اطلاعات لازم رو جمع کردم این زن دیگه به درد ما نمی خوره
من اطلاعات لازم رو جمع کردم این زن دیگه به درد ما نمی خوره ساکت شو
من اطلاعات لازم رو جمع کردم این زن دیگه به درد ما نمی خوره
چی شده؟
هیچی
بعضی وقت ها من صداهای عجیب غریبی می شنوم
یه جور بیماریه
دیگه حرفی ندارم
خیلی خب، امشب روت حساب می کنم
یه لحظه
اگه نیای تو رو هم دستگیر می کنم
یعنی من باید حساب کنم؟
چیدوری
می خوای نقش طعمه رو قبول کنی؟
آره، راستش می خوام از حیثیت کیوکو دفاع کنم
در ضمن تقصیر ماست که این زن بیچاره به این روز افتاده
خیلی خب، برای احتیاط منم حمایتت می کنم
اگه خطری تهدیدت کرد من حساب دشمن رو می رسم
نمی شه
اون قیافت رو می شناسه
در این صورت از تجهیزات جدیدم استفاده می کنم
من یه سری وسیله روی لباس جدیدم سوار کردم
من لباسم رو با ردیاب مختصاتی، دستگاه ارتباطی صوتی تجهیز کردم
حتی ضد گلولش هم کردم
این لباس می تونه چهره ی جنگ های نوین رو به کلی عوض کنه
حرکت کردن
فو
فوموفــــو
فومو؟
فومو-مو-مو
شنیده بودم که طرف شبیه اسب لباس می پوشه
نشنیده بودم شبیه بونتا-کون باشه
صبر کن
فومو-مو
اشهدت رو بخون
فومو-مو-مو-مو
بس کن
فوموفو
فومو، فومو
هنوز می تونی تکون بخوری؟
عجب استقامتی
فومو
پس می خوای با من بجنگی؟ متجاوز
فومو
آخ
لعنت، نمی تونم دقیق شلیک کنم
به خاطر پیش رفت کاری من تبدیل به غبار شو
فومو
فومو
نمی ذارم در بری دختر آزار
فکر کنم هنوز بهبودی کامل پیدا نکرده
خدا کنه واقعا نیاد
پونی
کمک! یه آدم مریض این جاست خود خودشه! کمک
کمک
پونی، پونی، پونی، پونی، پونی، پونی
نه پونی، پونی، پونی، پونی، پونی، پونی
نه پونی، پونی، پونی، پونی، پونی، پونی
فومو
خیلی خوش می گذره، خیلی بونتا-کون
بیا بیش تر خوش بگذرونیم
بگیر که اومد
فومو
فومو
اینو بگیر
فو...مو
فومو
فو
فومو
خیلی رو اعصابی فومو
خیلی رو اعصابی
بیفت
فومو، فومو
خیلی داری حرف می زنی
فومو
چه قدرتی
فومو-مو-مو-مو-مو
فومو، فومو
فومو
فوموفو
فومو
شکستت می دم
کمک
پونی
مجرم اینه؟
پس این کیه؟
این دوستمه! مگه نه بونت-کون؟
فوموفو
جداً...دوست خیلی قوی ای داری
تازه فهمید
پونی؟
فوموفو پونی؟
پونی،پونی،پونی،پونی
فوموفو، فوموفو
پونی،پونی،پونی،پونی
پونی،پونی،پونی،پونی
فوموفو، فوموفو
پونی
فومو
نگید که با این صداهای عجیب غریب زبون هم رو می فهمید
با این حساب
با کار من مجرم بالاخره به دام افتاد
تو که فقط داشتی دیوونه بازی در میووردی
خیلی خب، بگو چرا این کارو می کردی
به خاطر مدل موی پونی تیل
زیبایی و شهوت انگیزی یک موی کوتاه
جذابیت و اون وقار موی بلند
پونی تیل هر دو تای این مولفه ها رو داره
با این وجود این روزا دخترا کم تر موهاشون رو این شکلی می کنن
من خیلی ناراحتم، خیلی
برای همین یه همچین جرم عجیبی رو مرتکب شدی؟
بله، ولی خانوم پلیس، من خیلی خوشحالم
به خاطر این که کاری رو انجام دادم که فکر می کردم درسته
که این طور
فکر کنم باید مدت زیادی زندان بری
مواظب خودت باش
بله، متاسفم که شما رو توی دردسر انداختم
فوموفو، فوموفو
یه جای کار جور در نمیاد یه جای کار اصلاً جور در نمیاد
phoenix48 ترجمه و تنظيم : محمد santiago_shadow@yahoo.com forums.animworld.net
مرد عرق می ریخت
با خودش فکر کرد که این غیر ممکنه
دوباره و دوباره در جعبه ی باقلوا رو باز می کرد
و هر دفعه
یکی یکی
یه باقلوای دیگه ناپدید می شد
در آخر هر دوازده تا ناپدید شدند
و در آخر بالاخره فهمید
باقلواهایی که ناپدید می شدند
همشون
به در جعبه می چسبیدن
هنوز برای ترسیدن زوده
داستان ادامه داره
یه روز پیرمرد می میره و توی مراسم تدفینش اتفاق عجیبی می افته
قبل از این که تابوت رو از خونه خارج کنن بازماندگانش خواستن که جسد رو ببینن
می دونستن که این آخرین دیدارشونه
می دونستن که این آخرین دیدارشونه
بنابراین جلوی همه مسئول کفن و دفن در تابوت رو باز کرد
بازش کرد
ولی پیرمرد
به در تابوت چسبیده بود
این داستان چطور بود سوسکه؟
نمی دونم
اینم خوب نبود؟
بی فایدست کانامه سوسکه اصلاً تصور درست حسابی نداره
شاید اگه چیزای واقعی تر به ساگارا نشون بدی بترسه
حالا که صحبتش شد
کوچه پایینی یه بیمارستان متروکه هست
ده سال پیش تو آتیش سوخته
اون بیمارستانه رو می گی؟
به نظر جالب می رسه
کانا-چان، منظورت
همین طوره
چطوره همین الان سوسکه رو ببریم اون جا
کانا-چان، بهتره این کارو نکنی
من کلی شایعه ی ترسناک در مورد اون بیمارستان شنیدم
مشکلش چیه؟
این جوری سوسکه هم بیش تر می ترسه
کیوکو چقدر ترسوئه، نه؟
خیلی از وقتی که بهش حمله شده نمی گذره
نباید خیلی بهش سخت بگیریم
نباید خیلی بهش سخت بگیریم
همین طوره
این اون بیمارستانیه که در موردش صحبت می کردی؟
عجب فضایی داره
به نظر می رسه تازه توش بمب گذاری شده
چی شده میزوکی؟
اون جا، توی پنجره
همین الان یه خانوم مسن داشت به ما نگاه می کرد
ببین
همین جا بود، الان داشت به ما لبخند می زد
بامزه بود، بامزه بود
واقعاً منو ترسوندی، واقعاً
چی می گی، خیلی احمقی این جا خیلی خطرناکه
من میرم خونه
واقعا که، چقدر بچه ان
متوجه نمی شم
نمی فهمم چرا اینابا این قدر ترسیده بود
آره
با این کارش مزه ی تو رفتن رو پروند
اون خانوم پیر فقط وایساده بود
تو الان چی گفتی؟
گفتم اون خانوم پیری که از پنجره نگاه می کرد فقط وایساده بود
تو هم اونو دیدی؟
وقتی اینابا دیدش پس حتماً من هم دیدمش
اگه اون خانوم تفنگ یا آرپیجی دستش بود شاید
می تونستم درک کنم چرا اینابا ترسیده
چی شده چیدوری، حالت خوب نیست؟
الان نترسیدی؟
از چی؟
ندیدی؟
عجیب نیست که یه خانوم مسن در این ساعت شب توی یه همچین جایی باشه؟
ممکنه یکی از همسایه ها باشه که گم شده و همون جا مونده
باید پیداش کنیم و ببریمش پیش پلیس
این محتمل ترین فرضه
نمی خوای بری تو؟
درست متوجه نمی شم
ولی اگه ترسیدی می تونی بری خونه
من حالم خوبه
خیلی خب، الان می رم تو
چرا این قدر عصبانی هستی؟
عصبانی نیستم
چی شده؟
تو اول برو
چطوره؟
نترسیدی؟
از چی؟
فکر کنم فضای این جا برای ترسیدن کافی باشه
خشم
چقدر عجیبه
عجیبه؟
گفتی عجیبه؟ عجیب؟
هیچ حس دیگه ای نداری؟
همین الان یه بچه
برای همین گفتم عجیبه
ترسناکه، نه؟ نه؟ ترسناک نیست؟
چرا یه بچه باید ترسناک باشه؟
یه بچه هیچ وقت نمی تونه از پس یه سرباز حرفه ای مثل من بربیاد
تو خیلی غیر عادی هستی
با دیدن یه همچین چیزی آدم به این چیزا فکر نمی کنه
باورم نمیشه، باورم نمی شه یه همچین آدم پخمه ای وجود خارجی داشته باشه
به نظرم حرفت خیلی محترمانه نیست
خب می خوای چی کار کنی؟
من نگران اون خانوم پیری هستم که طبقه ی چهارمه
اگه تو خسته شدی می تونی بدون من برگردی
چی می گی؟
اصلاً هم خسته نشدم
پس بهتره بریم
می گم یه حسی بدی بهت دست نمی ده که این جاییم؟
به هیچ وجه، چون اگه مواظب باشی
می تونی متوجه هر نوع مین گذاری یا تله گذاری بشی
نه، منظورم این نبود
عقب بایست
چی کار می کنی؟
این یه نوع تله ی سادست که وقتی تلفن رو بر می داری منفجر می شه
یکی از رفقای من توی لبنان قربانی این تله شد
الو
این بیمارستان سال هاست که بسته شده
اگه موقعیت اضطراریه لطفاً با 119 تماس بگیرید و اقدام مناسب رو انجام بدید
مثل این که گوش نمی دن
کسی پشت خطه؟
نمی تونم نفس بکشم
خیلی گرمه
کمکم کنید
درد، درد، درد
این دیگه چی بود
یه موقعیت اضطراری
به احتمال زیاد بدون این که بدونن بیمارستان تعطیلیه با این جا تماس گرفتن
مساله این نیست
فکر نمی کنی این قضیه یکم عجیبه؟
داره یکی یکی اتفاقات عجیب غریب می افته
فکر کنم بهتر باشه بری خونه
به نظر خسته می رسی
این طور نگاه کردنت حال منو به هم می زنه
من فقط نگرانتم
نمی خواد نگران من باشی
چرا همش من می ترسم
اصلا دوست ندارم
این چی؟
خوشحالم که بمب نیست
بعدی
این چی؟
این که فقط صداست
بعدی
برو خونه
می میری
برو خونه
می میری
این چی؟ اینو چی می گی؟
بر خلاف اون چیزی که فکر می کنی
فقط با یه چکش اون نمی تونه
مساله اسلحش نیست
این دختر خونیه
عجیبه، نه؟ ترسناکه، نه؟
و تو نمی تونی یه کار جالب تر بکنی
مثلاً یه گاز سمی پخش کنی یا به طرز عجیبی برقصی؟
الان بهت یاد می دم
چیدوری، مواظب باش
ساکت
من کجام؟
که این طور، افتادم
چقدر خون این جاست
دارم می میرم؟
چیدوری
بلند شو، به من جواب بده
نه صبر کن! تکون نخور! حرف نزن
من الان میام پیشت
سوسکه
چرا این قدر وحشت زده ای؟
چیدوری، صدمه دیدی؟
حالت خوبه؟
درست نمی دونم
این چیه؟
رنگ؟
این جا چه خبره؟
ببخشید، حالتون خوبه؟
هی، این ساگارا-سانه
یوشیکی؟
کسی زخمی شده؟
پس شماها دارید این جا نقش بازی می کنید که به گن-سان که این جا زندگی می کنه کمک کنید؟
آره، زوج ها و لات های خیابونی بعضی وقت ها میان این جا و واسه ی آقای گن مشکل به وجود میارن
ولی اگه شایعه بشه که این جا روح زندگی می کنه
یه همچین آدمایی دیگه نمیان
به نظر می رسه واقعا هم تاثیر داشته
کسایی که می یومدن این جا خیلی کم شدن
خدا رو شکر
که این طور
خب میزوکی هم با دیدن اون خانوم پیره توی طبقه ی چهارم ترسید و رفت
چی؟ خانوم پیر؟
شما یه خانوم پیر رو جلوی پنجره نشون دادید، نه؟
عروسک بود، نه؟
نمی دونم در مورد چی حرف می زنی
که این طور
این
احتمالا همون شخصیه که ده سال پیش توی آتیش سوزی فوت کرده
هر چند وقت یه بار خودش رو نشون میده
پس بالاخره رفتن خونه؟
مامان، فکر نکنم دیگه این بچه ها این طرفا پیداشون بشه
ما بعد از این که پدر که مدیر این بیمارستان بود فوت کرد زندگی خوب و آرومی داشتیم
فقط ما دو تا
به این همه سر و صدا نیازی نداریم
همین طوره
بیدار شدی؟
آره، بذارم زمین، دیگه می تونم راه برم
می گم، سوسکه
چیه؟
ترسیده بودی؟
از چی؟
وقتی افتادم و فکر کردی دور و ورم خونه
آره
چی؟
هیچی
آهای، صدات رو نشندیم
ولش کن، مهم نیست
نمی کنم
بگو الان چی گفتی، بگو
چی گفتی، هان؟
این کارو نکن
چیدوری، من چیزی نگفتم
بهم بگو
اگه دوباره نگی
بهت ترس شماره ی دو رو هم نشون می دم
زود باش
وقتی که روی تپه می دو ام حس می کنم که تبدیل به باد شدم forums.animworld.net phoenix48 محمد
شعله های آفتاب اعماق وجودم رو گرم می کنن forums.animworld.net phoenix48 محمد
وقتی با تو ام سرعتم چند برابر می شه forums.animworld.net phoenix48 محمد
دوست دارم به این نشونه هایی که توی زمان پدیدار می شه نگاه کنم forums.animworld.net phoenix48 محمد
یه عشق کوچیک کافیه، یه زمان کوتاهی که فقط من و تو باشیم forums.animworld.net phoenix48 محمد
یه زمانی که صدای خندهامون forums.animworld.net phoenix48 محمد
آسمون رو پر کنه forums.animworld.net phoenix48 محمد
قسمت بعد
تمیز کردن یه توپ راگبی؟ منظورت چیه سوسکه؟
حالا فهمیدم
به نظر می رسه قسمت بعدی ما یه داستان هیجان انگیز ورزشی داریم
به نظر می رسه قسمت بعدی ما یه داستان هیجان انگیز ورزشی داریم
می تونی این بچه ها رو قوی بار بیاری؟
بسپرش به من
من از مائو یه دست نوشته برای تمرین دادن گرفتم
توی یه هفته تبدیلشون می کنم به ماشین جنگ
ناقوص جنگ
قرنطینه ناقوص جنگ
ناقوص جنگ
گانگ هو! گانگ هو! گانگ هو
می گم راستی چرا لباس نیروی دریایی پوشیدی؟
ناقوص جنگ
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.