All language subtitles for Broadchurch.S03E07.1080p.BluRay.DD+5.1.x264-SbR

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

پیش از این در "Broadchurch"

اسم من «اِلی» ـه کاراگاه پلیس «وِسکس» هستم

درباره یه حمله تماس گرفته بودی

کی این‌کار رو با من کرده؟

«روز مهمونی من و «تریش باهم خوابیدیم

من این‌کار رو نکردم . میدونی دیگه ، مگه نه؟

پلیس «وِسکس»...شما کی باشین؟

اد بورنِت»...اینجا فروشگاهمه»

«برای ما سخته «اد این طناب خیلی شبیه به

«طنابیه که توی حمله به «تریش وینترمن استفاده شده

نتایج تلفن «اد» اومده

چندتا عکس اینجا هست؟ - 5219 -

این عشق نیست . وسواسه

یه حمله جنسی توی مهمونی شنبه شب بوده

چی؟ پس اومدید سراغ راننده تاکسی؟

چرا به ما دروغ میگی «لوکاس»؟

احمقانه‌ست ولی من توی جاده یه مسافر زدم

فکر می‌کنه دروغگوی خوبیه ولی نیست

تریش» اخیراً از همسرش «ایان» جدا شده»

خوشایند نیست که ببینی زنی که باهاش ازدواج کرده بودی مسته

و با چندتا مرد غریبه بالا پایین می‌پره

اون چیزهایی که با لپ‌تاپی که بهت دادم انجام دادی رو می‌تونی حذف کنی؟

شنبه شب کجا بودی «لئو»؟

با دوست‌دخترم بیرون بودم

یه چندتا مشروب توی «آنگلرس» زدیم و یه کباب هم توی راه برگشت به خونه خوردیم

چه کبابی؟ - ترکی -

کباب‌پزی شلوغ بود؟ - نه . فکر نکنم -

باورش کردی؟ - نه حتی یه کلمه -

«اسمم «لورا بنسون» ـه . توی خیابون 19 «هِیزِل گرو کینگزبر» زندگی می‌کنم»

2سال پیش مورد تجاوز قرار گرفتم و هیچ‌وقت به کسی نگفتم

«یه اشتباه بود با «دنی نمی‌خواستم بکشمش

من رو ببر به شبی که پسرم رو کشتی

بابا - «من بهترینم رو برات انجام دادم «کلو -

فقط متأسفم اگه بعضی مواقع کافی نبوده

▶️تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي‌کـنـد »◀️

"Broadchurch" فصل 3 : قسمت 7

✅ WLH مترجم : حامد ✅

سلام؟

اینجا چی‌کار می‌کنی مامان؟

لباسای «لیزی» رو بپوشون

یخورده لباس هم برای خودت بردار

چرا؟

این چمدون «دِیزی» ـه؟

نمی‌خوام راجع بهش صحبت کنم

باهم کار می‌کنیم . پس هر اتفاقی که توی زندگیت بیفته روی منم تأثیر میذاره

مخصوصاً از وقتی که حداقل 6 ساعت رو روی مظنون از دست دادی

که برای همین توی این زمان بهت زنگ میزدم

خب ، می‌تونی بهم بگی چه اتفاقی افتاده؟ - بلیط قطار رزرو کرده -

می‌خواد بره

ازش خواستم که نره التماس‌ـش کردم که نره

گفت که بهش فکر می‌کنه

سر کار بهم زنگ میزنه و بهم خبر میده

میدونی من چی‌کار می‌کردم؟ بلیط ـش رو پاره می‌کردم

میزاشتمش توی جیبم میرفتم سر کارم . خلاص

نمی‌تونم اون‌کار رو بکنم - خب ، من می‌تونم -

نه ، نه ، نه

باشه . خب ، اینم تشییع جنازه‌ـته

خودت رو تکون بده زمان بازداشت داره تموم میشه

اد بورنِت» توی صحنه جرم بوده» دعوا داشته

گِل و چمن روی لباس‌هاش هست

همیشه روی «تریش» وسواس داشته

احتمالاً پیشتازه - آره . موافقم -

...به جز اینکه - به جز؟ منظورت از به جز چیه؟ -

بِث» دیروز بهم زنگ زد . سعی کرده بود» با اون یکی زنه که بهش حمله شده بود

صحبت کنه و اون تمایل نداشت بازگو کنه

ولی گفته بعد از اینکه ماشینش خراب شده بهش حمله شده

پیاده میرفته به سمت خونه به‌خاطر اینکه سرویس امدادی سروکلش پیدا نشده

کدوم سرویس امدادی؟ - نپرسیدن -

«ولی جفتمون میدونیم که «جیم اتوود یه سرویس امدادی رو اداره می‌کنه

ما داریم راجع به بازجویی «اد بورنِت» حرف میزنیم تو داری اوضاع رو پیچیده‌تر می‌کنی

داریم دست و پا میزنیم ارتباط «بین حمله به «تریش

و اون 2تا زن دیگه رو پیدا کنیم شاید «جیم» همون ارتباطه

زمانی که داری با «اد» مصاحبه می‌کنی بذار ببینم از مشتری‌هاش

برای سرویس امدادی چی نگه میداره

باشه . فقط زود باش

هی

«مارک»

سلام بابا

یه ماهیگیر گزارش کرد که قایقت خالیه

یه قایق نجات خبر کردن

توی آب بیهوش با «اوپاگرمایی» پیدات کردن به دنبال کاهش دمای بدن باعث آسیب به همه) اندام‌ها و اختلال کارکرد آن‌ها می‌شود متابولیسم گلوکز کاهش یافته (و در نتیجه اسیدوز متابولیک رخ میدهد

حساب کردن 10 دقیقه دیگه غرق می‌شدی

با «دَن» بودم

چی شد؟

کجا بودی؟

جو» رو دیدم»

باهاش حرف زدم

هیچ چیزی نمونده

ما هستیم

چند سال پیش توی یه حراجی ماشین امدادی رو خریدم

2برابر گیرت میاد . می‌بینی؟

1بار برای زنگ زدن 1بار هم برای درست کردن موتور

کی تماس‌ها رو جواب میده؟

هم اینجا و هم انتقالشون میدم به موبایلم

سابقه تمام تماس‌ها رو نگه میداری؟

نه ، نه همیشه

ولی هر کدوممون که بریم بیرون توی دفتر صورتحساب‌ها نوشته میشه

دوست دارم به یادداشت‌های 2سال اخیرتون نگاه کنم لطفاً

چی؟ الان؟

بله . الان لطفاً

چجوری لباس مهمونیت پر از گل و چمن شده؟

وقتی از «جیم» جدا شدم واقعاً نمیدونستم کجا دارم میرم

خیلی اعصابم خرد بود

تصادفی رسیدم به جنگل اونطرف دریاچه

داشتم قدم میزدم

و لیز خوردم و تمام اون مسیر کناری رو افتادم

کی بود؟

مسخره‌ست . وقتی با پشت افتادم توی گِل‌ها

فکر نکردم ساعتم رو ببینم

می‌تونم یه پیشنهادی بهت بدم «اد»؟ دست از این جوابای بامزه بردار

ساده و صادقانه بگو . باشه؟

ایان وینترمن» گفته درباره» آزار جنسی زنش باهات حرف زده

کاملاً غلطه

پس چرا این رو گفته؟

یه مهمونی داشتیم

یه رقص بود تا سرحال بیایم

من با «تریش» رقصیدم احتمالاً صمیمانه‌تر از اونی که باید می‌بودم

اگه اونقدر اذیت شده بود چرا بازم پیش من کار می‌کرد؟

لورا بنسون» رو می‌شناسی؟»

فکر نکنم

تا حالا توی کلیسای «ابوت» بودی؟

از اونجا گذشتم . البته

توی مشروب‌فروشی اونجا بودی؟ - نه تا اونجایی که یادم میاد -

چه ربطی به «تریش» داره؟

اد» ، شنبه 7ـم «ژوئن» 2014 چی‌کار می‌کردی؟»

این مال 2 سال پیشه

میدونم

تا اونجا که یادمه احتمالاً توی فروشگاه بودم

7روز هفته مغازه بازه

بین 2 تا 8 صبح چی؟ - احتمالاً توی تختخواب -

تنها؟ - بله -

خب ، پنج‌شنبه 28ـم «مِی» 2015؟

نمیدونم

من پشت فروشگاه زندگی می‌کنم 50تا قدم طول می‌کشه تا برسم سر کار

فروشگاه زندگی منه

آرزو داشتم می‌تونستم بهت بفهمونم که هرگز به «تریش» آسیب نمیرسوندم

مطمئنی؟

اگه «تریش» به «اد» گفته باشه به فکر رفتنه چی؟

میدونیم که عشق یا وسواسی نسبت بهش داشته

میدونیم بهش وابسته بوده احساس می‌کرده نمی‌تونسته بدون اون زندگی کنه

اگه «اد» فکر کرده باشه که می‌خواد ترکش کنه چی؟

اگه اون‌شب بهش گفته باشه چی؟

این یه فرضیه‌ست - بازجوییه -

دارم تئوری‌پردازی می‌کنم - حق با «اِلی» ـه -

یه فرضیه‌ست . زمانتون تموم شده باید آزادش کنم

دارم نزدیکش میشم - نزدیکی خوب نیست -

در حال حاضر مدارک کافی برای

متقاعد کردن «س.ت.س» برای متهم کردن اد بورنِت» به تجاوز به عنف رو داری؟» (سرویس تعقیب قانونی سلطنتی)

متأسفم . 30 ثانیه...متأسفم

چطوری عزیزم؟

امروز می‌تونی برسونیم ایستگاه لطفاً؟

نمی‌خوام این‌کار رو بکنم

بابا ، سختش نکن

باشه . اگه مطمئنی نیم ساعت دیگه اونجام

اگه واقعاً مطمئنی

اونجا می‌بینمت

باشه . خداحافظ

خوبی؟

خب ، چی‌کار می‌کنی «اَلِک»؟

من از گروهبان بازداشت می‌خوام به قید وثیقه آزادت کنه

در زمان آزادی به قید وثیقه وضع شرایطی رو درخواست می‌کنم

«از جمله نمی‌تونی با «تریش وینترمن یا یکی از اعضای خانواده‌اش

به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم ارتباط برقرار کنی

و نزدیک خونه خودش یا خونه یکی از اعضای خانواده اون نمیشی

مردم این اطراف مضطربن و تو می‌خوای این‌کار رو بکنی

خیلی حساسه

خیلی...چی بهش میگن؟ کلیک‌خورـه

مگی» ، متأسفم که خوشحال نیستی»

بعلاوه با وجود یه داستان در مورد تجاوز

داری یه ستون خبری از زنای بیکینی‌پوش میزنی؟

بعدشم داستان‌های ترویج‌دهنده راجع به 10تا داف ورزشکار

و دخترهای هواشناس

ما با تبلیغات تأمین میشیم

می‌تونی انتخاب کنی چه تبلیغاتی رو قبول کنی

هویت یه روزنامه درباره اینه که چه پولی رو از کجا قبول می‌کنی

دیگه اینجوری نیست

همه‌شون بر پایه الگوریتم و آنالیزه

پس گزارش ما از یه متعرض جنسی توسط سافت پورن" تأمین و تنظیم میشه؟"

فقط یه سری عکسه چیزی رو نمی‌تونی روی ساحل ببینی

«محض رضای خدا «کرولاین

چجوری می‌تونی خودت رو فمنیست بدونی و از این بگذری؟

من خودم رو فمنیست نمیدونم

خواهش می‌کنم بهم بگو که تو آینده نیستی

لعنتی - خوبی؟ -

بابا ، داری چی‌کار می‌کنی؟

همینجا بمون - بابا -

پلیس ، خفه‌شو

لذت می‌برید پسرها؟ بلند بشید

به‌ایستید

کدومتون عکسای دختر من رو توی مدرسه پخش کرده؟

نمیدونم منظورت چیه - اینجوریه؟ حتماً میدونی -

شما پسرها بچه کوچولوهایی که فکر می‌کنین مرد هستید

به دختر من صدمه زدید

پس از الان هر کاری رو که انجام میدید زیر نظر دارم

هر کاری که پدر و مادرتون می‌کنن

هر کاری که خانواده‌تون می‌کنه رو زیر نظر می‌گیرم

اگه یکی‌تون حتی زمانی که نباید آروغ بزنید من اونجام

داری تهدیدمون می‌کنی؟ - نه پسر . دارم راهنمایی‌تون می‌کنم -

میدونی توی شغلم چی‌کار می‌کنم ، مگه نه؟

من با قاتل‌ها و اراذل و اوباش بی‌رحم و متجاوزهای جنسی سر و کار دارم

و من برنده‌ام من بهترین‌هاشون رو دستگیر کردم

حتی یه لحظه هم تصور نکنید

برای به خط کردن‌تون عرق می‌کنم (کنایه از دستگیر کردن‌تون زحمتی برام نداره)

هر کدومتون نزدیک بشه ...در واقع حتی با دخترم حرف

نه ، نه . حتی دوباره درباره دخترم حرف بزنه

چه برسه به اینکه کاری کنه ناراحت بشه

پیداتون می‌کنم و کیرهای کوچیک ریزتون رو قطع می‌کنم

نمی‌تونی این رو به ما بگی . تو پلیسی

من پدرم

و هر کاری که نیاز باشه برای حفاظت از دخترم انجام میدم

حالا گم بشید

بلیط ـت رو ببینم

بابا - همینجا می‌مونی -

میلر» ، سرم شلوغه»

نیش" با "لورا بنسون" صحبت کرده"

از سرویس امدادی «اتوود» قبل از حمله استفاده کرده

من فقط میگم پول زیادیه برای یه خرید هفتگی

...این واقعی

«برو داخل «کَت - نه -

نمی‌تونید ما رو تنها بذارید؟

چندتا سوال جدید داریم

می‌خوای خریدها رو بذاری زمین؟

خوبی مامان؟ - آره -

فکر می‌کنی زمانی که دارم بابات حرف میزنم بتونی با «لیزی» همینجا منتظر بمونی؟

مامان؟

چرا بس نمی‌کنیم؟

انتظار داشتی ازش چی گیرت بیاد؟

نیاز داشتم باید میشنیدم که «جو» اقرار می‌کنه

میدونی ، اعتراف درست و حسابی مثل چیزی که باید توی دادگاه انجام میداد

می‌خواستم توی گوشیم ضبطش کنم

تا بتونم بدمش به پلیس ولی ازم گرفتش

خب ، چی گفت؟

همه چیز رو بهم گفت

میدونی ، چطوری «دنی» مُرد

و بعدشم عذرخواهی کرد

خیلی‌خب

پس تمومه؟ چیزی که می‌خواستی رو بدست آوردی؟

مارک»؟»

ازم می‌خوای چی بگم «بِث»؟

که خوبم؟

می‌خواستی خودت رو بکشی؟

«خیلی خسته‌ام «بِث

نمی‌تونستم جلو رو ببینم

میدونی ، خیلی آسون‌تر می‌شد اگه همه چیز ناپدید می‌شد

فکر نکردی می‌تونی باهامون حرف بزنی؟ با من؟

ما صحبت کردیم . همیشه حرف زدیم

و هیچ‌وقت کمک نکرد

من می‌خواستم کاری بکنم

متأسفم که اینجور احساسی داری

متأسفم که گم شدی

متأسفم که احساس تنهایی می‌کنی

من بهت گوش میدم هر چی که بگی رو می‌شنوم

ولی «مارک» ، غصه‌ات هنوز داره دفن‌ـت می‌کنه

خواهشاً باورم کن آدمایی هستند که می‌تونن کمکت کنن

سعی کردم - اما الان فرق داره -

قبلاً توی این موقعیت نبودی

همه چیز رو فراموش کن توی حال زندگی کن لطفاً

نشنیدی که با بابا راجع به لپ‌تاپ حرفی زده باشن؟

می‌تونیم بریم بیرون

نمی‌خوام برم بیرون نمی‌خوام کسی رو ببینم

می‌تونیم بریم قدم بزنیم - نه -

خب ، اگه زیر نظرمون داشته باشه چی؟ تعقیبمون کنه؟

اگه تو رو ببینه چی؟ - اینطوری نمیشه -

از کجا میدونی؟

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این اتفاق برام بیفته

فقط من نیستم آدمای دیگه هم همین رو میگن

توی فیسبوک ، همه گروه‌های گفتگو

اگه زن هستید این اطراف بیرون نرید

هیچ‌کسی احساس امنیت نمی‌کنه همه زود تعطیل می‌کنن

منظورم اینه که چطور اجازه همچین کاری رو داره؟

چطور اجازه داره زندگی ما رو اینجوری کنترل کنه؟

جیم» ، می‌تونی به من بگی» پنج‌شنبه 28ـم «مِی» 2015 کجا بودی؟

تقریباً 1 سال پیشه

چطور ازم انتظار داری یادم باشه؟

خب ، توی منطقه بودی؟

تا جایی که یادمه تمام طول روز توی گاراژم

و شب؟

میرفتم خونه اگه روز طبیعی می‌بود

شنبه 7ـم «ژوئن» 2014 چی؟

چی؟ 2 سال پیش؟ - آره -

همون جواب : گاراژ و خونه

تا حالا کلیسای «ابوت» بودی؟ - آره -

تا حالا توی "رایزینگ سان" مشروب خوردی؟

چندباری آره

تا حالا کار مربوط به خرابی یا تعمیر برای "لورا بنسون" انجام دادی؟

اسم هر آدمی رو که براش کار کردم توی سرم نگه نمیدارم

ماشین رو بهم بگو شاید یادم بیاد

رنو "کِلیو" قرمز

کِلیو" قرمز"

«کینگزبر»

آره

آره . 30 ساله ، موی بلند ، زیبا

فکر کنم اگه زن بوده باشه

آره . ماشینش خراب شده بود

من بُردمش . ماشینش رو بردم گاراژ

بعدشم رسوندمش خونه

نمیدونم کِی بوده . فکر کنم 1 سال پیش؟

ژوئن» 2014»

به چی می‌خوای برسی؟

بهم گفتید درباره «تریش»ـه

ما سعی داریم حقیقت رو پیدا کنیم

خوش‌ـش نیومد ، مگه نه «میلر»؟

به نظر میرسید خوب تکون خورد

تو خوشحال‌تر به نظر میای با «دِیزی» چه اتفاقی افتاد؟

بلیط ـش رو پاره کردم - حرفم رو گوش کردی -

میدونی چی فهمیدم؟ - چی؟ -

من با مردم خیلی مهربونم - نه اینجوری -

خوب بودن هیچ‌وقت جواب نمیده من میزارمش کنار

امروز همه براتون صف بستن

یه نفر دیگه توی اتاق مصاحبه 2 منتظرتونه

باشه . کامپیوتر زنم که ازم گرفتید

...من

متأسفم . کاملاً خجالت‌آورـه

...من یه چندتایی

فکر کنم اصطلاحش جاسوس‌افزار باشه روی اون نصب کردم

داشتی با لپ‌تاپ همسرت جاسوسی‌ـش رو می‌کردی؟

به من اجازه دسترسی به وبکم اون رو میداد

پس می‌تونستم بررسی‌ـش کنم و ببینم چی‌کار می‌خواد بکنه

چرا باید این‌کار رو می‌کردی؟

اغلب باز رهاش می‌کرد و روی انتظار

و این نرم‌افزار به دوربینش دسترسی داشت

نمیدونستم که چقدر آسون بود

بهمون بگو چطور جاسوس‌افزار رو نصب کردی

خب ، تو گوگل پیداش کردم

"مختل کردن یک وبکم"

نرم‌افزار رو دانلود کردم

یه نصب‌کننده هست و روش کلیک می‌کنی

و خودش تنظیم میشه . تموم

از حساب کاربری «تریش» استفاده کردی؟

آره . بله

ما همیشه رمزهای همدیگه رو میدونستیم

«داری بهمون دروغ میگی آقای «وینترمن ما وقتش رو نداریم

چی؟ - 15دقیقه پیش -

یه ایمیل از متخصص خرابی محتوای اون کامپیوتر گرفتم

جاسوس‌افزار با استفاده از حساب کاربری «تریش» نصب نشده

اونجوری که توضیح دادی نصب نشده

درسته

پس میای اینجا و به کاری که انجام ندادی اعتراف می‌کنی

ولی از یه چیزهایی خبر داری

معنیش اینه که یه نفر دیگه هم درگیره

نمی‌تونم بهتون بگم کیه - چرا نمی‌تونی؟ -

قول دادم که اسمشون رو نگه میدارم

فراموش کردی چی شده؟ به زنت تجاوز شده

داریم سعی می‌کنیم شخصی که مسئولشه پیدا کنیم

چه مرگته؟ خجالت نمی‌کشی؟

خب ، این‌کار رو می‌کنیم

میری یه قدم درست و حسابی میزنی یه چندتا نفس عمیق می‌کشی

بعدش بهمون زنگ میزنی و اسم کسی که

جاسوس‌افزار رو برات نصب کرده بهمون میگی

اگه تا آخر امروز این‌کار رو نکرده باشی

میام دنبالت و تحت بازداشت میارمت همینجا

همدیگر رو درک می‌کنیم؟

از کجا شنیدی؟ - رئیس لنگرگاه -

نگران نباش . خیلی محتاطه

مارک» خوبه؟»

چی شده؟

تصادفی بود؟

عمدی

خدایا...«بِث» ، خیلی متأسفم - می‌تونی از روزنامه بیرون نگه‌ـش داری؟ -

نمی‌تونم تحمل کنم مردم دربارمون حرف بزنن

الانم قصد ندارم منتشرش کنم

چیزی که چاپ نمی‌کنی مهم‌تر از چیزیه که چاپ می‌کنی

«ممنون «مگی

بعداً دوباره میریم ببینیمش

خیلی ممنونم که به‌موقع گرفتنش

برای اون چه معنی داره؟

و تو؟

همه چیز داره معلوم میشه ، نه؟

رئیس سابقم همیشه می‌گفت بازجویی مثل یه منگنه است

تموم این مردم رو میزاری وسط منگنه

و ادامه میدی و فشار رو زیادتر می‌کنی

دیر یا زود می‌شکنن . فقط بحثه زمانه

«ممنون «کنفوسیوس اگه اینطوریه چرا اینقدر آشفته‌ای؟

هیچ‌وقت نمی‌فهمی کِی اتفاق میفته

و چقدر طول می‌کشه همینه که عصبیت می‌کنه

هیچ چیز دیگه‌ای از گزارش لپ‌تاپ «تریش» درنمیاد

پس اگه مجبور باشیم بازداشتش کنیم باید از طریق دستگاهش این‌کار رو بکنیم

الان با «جیم اتوود» ادامه میدیم

بذار به هر چی که داریم یه نگاهی بندازیم

باشه

مدام دارم به صورت زنش فکر می‌کنم وقتی گرفتیمش

به نظر نمیرسید غافلگیر شده باشه

چی می‌خوای «کَت»؟

میدونم سوال وحشتناکیه ولی فقط بگو آره یا نه

همه چیز بین ما تمام شد . یادته که؟

وقتی بهت تجاوز می‌شد از کاندوم استفاده کرده بود؟

چی؟

متأسفم . من باید...من باید می‌پرسیدم

آره

گذاشتمشون توی فریزر فکر کردم ممکنه مدرک باشن

کاندوم‌ها

با رسیدها توی ماشین شوهرم پیداشون کردم

آوردمشون پیش شما چون فکر کردم باید بدونید

زمانش رو می‌بینی روی رسیدها؟

ساعت 5

روز مهمونی تولد 50 سالگی من

شوهرم به حد انبار کردن کاندوم تهیه می‌کرده

«باید خونه‌تون رو بررسی کنیم «کَت

باشه

می‌تونی حرکات شوهرت رو توی 2تا تاریخ مشخص طی 2 سال پیش تأیید کنی؟

آره

اونجا توی بیمارستانه

و به هر چیزی که می‌گفت گوش دادم

و تموم تمرین‌هام تموم مهارت‌هایی که یاد گرفتم

جلوم رو گرفت تا با مشت نزنم توی صورتش

درسته - خیلی از دستش عصبیم -

2تا دختر داره . یکی‌شون تقریباً 3 سالشه

چجوری تونست این‌کار رو باهاشون بکنه؟

میدونست از دست دادن چه حسی داره چه شکافی توی آدم ایجاد می‌کنه

کار درستی کردی باهاش مهربون بودی

اون صدمه دیده - همه‌مون صدمه دیدیم -

من صدمه دیدم . تو صدمه دیدی

تموم دنیا صدمه دیدن

ولی اون به خودش مربوطش کرد

تموم توجه و فضا رو گرفت

ببینید من رو . من «مارک لتیمر» هستم "

" و من خیلی از بقیه‌تون غمگین‌ترـم

و میدونی باعث چی میشه؟

جایی برای من نمی‌مونه فضای برای من نمی‌مونه

نذاشت غم من بزرگ بشه

و غم من

درد روزانه من از غم اون زنده‌تر و قوی‌ترـه

ولی من نمیزارم برنده بشه

اون خودخواه و ضعیفه

بخشی از من آرزو می‌کرد موفق بشه

و اون‌وقت تمومش می‌کردیم

خانوادش مثل همیشه

و من ازش خسته شدم

آره

آره . می‌تونم بفهمم

مثلاً قرار نیست به من بگی این رو از دید تو ببینیم؟

آره . باید بگم ولی این‌کار رو انجام دادیم

ولی کمکی نکرد . کرد؟

تموم این مسیر رو با هردوتون بودم

برای تو و «مارک» و دخترها

تک‌تک شب‌های 3 سال گذشته رو دعا کردم

که کنار هم بمونید . قدرت همدیگه رو پیدا کنید و التیام پیدا کنید

ولی نمیدونم . شاید خیلی ساده‌انگارانه بوده

ولی من این‌کار رو کردم

میدونستم «مارک» داره به چه راهی میره

باید راجع به «مارک لتیمر» صحبت کنیم

شنیدم چه اتفاقی براش افتاده ولی نه از تو

نه . ما گزارش‌ـش نمی‌کنیم اون خانواده به اندازه کافی کشیده

مطمئنم تو احساسی می‌نویسی‌ـش

به هیچ وجه نمی‌نویسم‌ـش

تو کسی بودی که به من می‌گفتی باید اینجا باشی

تا اتفاقات این شهر رو منعکس کنی

و به محض اینکه قصه پیداش میشه ازش شونه خالی می‌کنی

«ادای آدم خوبه رو برای من درنیار «کرولاین

خواننده‌های ما می‌خوان بدونن چه اتفاقی برای خانواده «دنی لتیمر» افتاده

لتیمر»ها یه خانواده‌ی توی بحران هستن»

اون‌ها به حریم خصوصی‌شون نیاز دارن استحقاقش رو دارن

انتخاب اونها نیست - نه . انتخاب منه -

من هنوز سردبیر اینجام

نیستی اگه این داستان رو منتشر نکنی

خیلی افتخار می‌کنم روزنامه‌نگارم

داستان‌های زیادی رو نوشتم و حقایق مهمی رو برملا کردم

ولی درباره «مارک لتیمر» نمی‌نویسم

پس همینجا تو و اون صنعت رو به نابودیت رو از زندگیم بیرون می‌کنم

من استعفا میدم

و اگه درباره «لتیمر»ها چیزی توی روزنامه

یا وبسایت ببینم قسم می‌خورم تا زمانی که خونه‌نشینم کنن

هر هفته تایر ماشینت رو تیکه‌پاره کنم

همونطور که آمریکایی‌ها میگن "کون لقت عزیز"

فقط تکلیف‌های عقب‌مونده رو انجام میدم

راجع به اون‌موقع متأسفم

همه چیز درست میشه مامان

یه‌کم دیگه میرم وسایلت رو از آپارتمانت میارم

نه . مجبور نیستی این‌کار رو بکنی - هستم . خودم می‌خوام -

فکر کردم بتونم اینجا روی مبل بخوابم

و برای الان می‌تونی اتاق من رو بگیری

فقط یه‌کم استراحت کنی - «نه «کلو -

آره . تا بهتر بشی

تا زمانی که شما 2تا...میدونی؟ همه چیز رو درست کنید

خیلی خوبه که برگشتی بابا

تو 100 درصد با این‌کار موافقی؟

آره . بهت استراحتی داده بشه یه فرصتی داشته باشی

این کاریه که باید بکنیم

میلر»؟»

چیزی راجع به این میدونی؟ توی تموم شبکه‌های اجتماعی هست

نه

هیچ چیز مرتبطی اینجا نیست

تونستی از جایی ثبت خرابی‌های جیم» رو پیدا کنی؟»

کاغذبازی‌هاش زیاده . 1 یا 2 روز طول می‌کشه تا بهش رسیدگی بشه

«کَت» بهمون گفته که «جیم» آخرای شب غیبش زده

بهونه‌ای نداره

اون بعدازظهر مهمونی زنش کاندوم خریده

پیداشون کردم . تقویم‌ها

اینها روزهایی هستن که دربارشون ازم سوال کردید

خب ، توی هر 2تای اونها من بیرون بودم

خودش تنها اینجا بوده

خب ، کاندوم هستن - کاندوم‌های تو هستن -

توی ماشینت پیدا شدن

توسط همسرت خودش اینا رو بهمون داد

به همراه این رسید از فروشگاهی به " «اسم " سوخت «وِسکس

که نشون میده اون‌ها رو شنبه‌ای که مهمونی زنت بوده

ساعت 5:03 خریدی

درست بین مسیری بین خونه خودت «و املاک «اکسهمپتون

امید داشتی روی کی اینها رو استفاده کنی «جیم»؟

چون قطعاً زنت نبوده . بوده؟

می‌بینی؟ مشکلت اینه که این کاندوم‌ها با کاندوم‌هایی

«که اون مَرد برای تجاوز به «تریش وینترمن استفاده کرده مطابقت دارن

و چندتا کاندوم از جعبه گم شده

کِی از کاندوم‌ها استفاده کردی «جیم»؟

روی کی استفاده‌شون کردی؟

زنت تأیید کرده که شب‌هایی که زن‌ها مورد حمله قرار گرفتن بیرون بوده

خب ، مگه اینکه خلافش رو بهمون بگی وگرنه برای اون شب‌ها بهونه‌ای نداری

به نظر میرسه مسئول این اتفاق تو باشی

یه پیشخدمتی توی مهمونی بود

جوون ، خوش‌اندام وقتی که رسیدن دیدمش

خب ، من رفتم و کاندوم‌ها رو گرفتم

پس تو مقدمات مهمونی تولد 50 سالگی زنت رو رها کردی

که بری و کاندوم بخری تا بتونی با یکی از پیشخدمت‌ها سکس داشته باشی

از همون لحظه‌ای که من رو دید لاس زدن با من رو شروع کرد

اون‌شب باهاش سکس داشتی؟

آره

همون روزی که با «تریش وینترمن» سکس داشتی

آره - به خودت افتخار می‌کنی «جیم»؟ -

نه . من مَرد هستم . سکس رو دوست دارم - چند سالش بود؟ -

نمیدونم . 19 یا 20

کجا باهاش سکس داشتی؟

توی جنگل ، پشت درخت‌ها

اونجوری به من نگاه نکن

چون اگه به تو هم پیشنهاد می‌شد همین کار رو می‌کردی

نه ، نمی‌کردم

من با نسخه تو از دنیا موافق نیستم

ولی با وجود مردهایی مثل تو

نگران فرستادن دخترم توی اون دنیا هستم

اون‌شب از «تریش» خواستی که باهات سکس داشته باشه؟

آره فکر کنم

گفت نه

چه احساسی دربارش داشتی؟

مثل اینکه گزینه‌های بهتری دارم

سلام ، «اد بورنِت» هستم لطفاً پیغامتون رو بزارید

بابا؟

بهشون گفتی من خشن بودم؟

آره . خب ، بهم قول دادی نباید نگران بودنت توی مهمونی باشم

نباید باشی

زنی رو که بهش تجاوز شده بود یواشکی دید میزدی

اینجوری نیست - هیچ‌وقت اینجوری نیست ، مگه نه؟ -

این اشتباه تو نیست

شغلم رو هزینه تو کردم

نمیدونی این زندگی چه بلاهایی سرت میاره

من هر بار بهترین تلاشم رو کردم

اگه من لغزیدم یا شکست خوردم سعی کردم اوضاع رو درست کنم

بابا ، اگه چیزی هست که به من یا پلیس نگفتی

حالا وقتشه

چیز دیگه‌ای رو قایم نکن

چی‌کار می‌کنی؟

گم‌شو

«داشتم سعی می‌کردم بفهمم «مایکل از کجا فیلم‌ها رو گیر میاره . از همینجا

کامپیوتر تو...از خودت می‌گیره

این اتفاقی نیست که داره میفته

اصلاً با اینا چی‌کار می‌کنی؟

ببین ، همه از اینا دارن . باشه؟ - نه ، ندارن . من ندارم -

باشه . پس تو آدم عادی هستی ، نه؟

تقصیر من ننداز عجب دروغگویی هستی

فکر می‌کنی خوب دروغ میگی مثل اینکه ازش لذت می‌بری

ولی اینطور نیست

سال‌هاست که داره بدتر میشه

دیگه چی بهم نگفتی؟

واقعاً می‌خوای جواب اون رو بدونی؟

چی‌کار می‌کنی؟

یا سوال احمقانه‌ای بود؟ - آره . خیلی احمقانه بود -

آره

می‌تونم بیام داخل؟

«واقعاً بدی از طرف من بوده «تریش نمی‌تونم جور دیگه‌ای تظاهر کنم

خیلی‌خب

...خب ، من

من چندتا جاسوس‌افزار توی کامپیوترت گذاشتم

و از وبکم نگاهت می‌کردم

چی؟

چرا؟ اصلاً چرا باید این‌کار رو بکنی؟

به‌خاطر اینکه دلم برات تنگ شده بود

چون من دلتنگ چیزی که داشتیم بودم

و زندگیم از اون‌موقع خیلی پوچ بوده

این شکاف جاییه که همیشه بودی

می‌خواستم ببینمت . باهات باشم

من می‌خواستم برش‌دارم ولی پلیس اون رو گرفت

و فکر کردم به جای اونا من باید بهت بگم

بابا ، اینجا چی‌کار می‌کنی؟

...میدونی

خوبی؟

باید همینجا نگه‌ـش دارید می‌خوایم بریم قدم بزنیم

چی؟ نه ، نه

نه - چرا ، میریم -

این چیه؟

بجنب

تو این‌کار رو کردی؟

اون قرار نیست برنده بشه مامان

مجبور نیستیم بترسیم

من رو ببخش

اگه تو من رو ببخشی

ببینید

من برای "چَز" توی کافه کار می‌کنم

اگه مراسمی بیرون باشه ازم می‌خواد کمکشون کنم

من با یکی از آدم‌هاتون راجع به این صحبت کردم

راجع به خودت و «جیم اتوود» بهشون گفتی؟

از کجا فهمیدید؟ - خودش بهمون گفت -

چی؟ چرا اینور و اونور میره و به مردم میگه؟

برای چی؟ کاری نکرده که بشه بهش افتخار کرد

منظورت چیه؟

ببین ، نمی‌خوام دروغ بگم من شبیه "دیلف" هستم

دیلف»؟» - "پدر ، دوست دارم" -

آره . فهمیدم . ممنون

آماده می‌شدیم . یه‌کم حرف زدیم

بدجنسه

و بعدش که تموم شد

یخورده پررو شد یه‌کمی شامپاین

برام قایم کرده بود و ازم خواست اگه می‌خوام بریم قدم بزنیم

چه موقع؟

11:30یا شایدم نیمه‌شب

خب ، ما هم تا پایین درخت‌ها قدم زدیم

داشتیم دوباره انجامش میدایدم ولی من متوقفش کردم

چرا؟

داشت خشن می‌شد . من آماده نبودم من نمی‌خواستم

چطور پذیرفت؟ - اعصابش به‌هم ریخت -

اصلاً توجهم نمی‌کرد

میدونی که بعدش چه شکلی میشن

جیم اتوود» تقریباً زمانی که» به «تریش» تجاوز شده

با یه بسته کاندوم توی جیبش

توی اون زمین‌ها سرگردون و از نظر جنسی ناامید بوده

و حتی اگه از صبحی که باهم خوابیدن باشه

هنوز تنها مظنونیه که نتایج دی‌ان‌اِی روی «تریش» باهاش مطابقت داشته

میلر» ، منگنه داره تنگ‌تر میشه» «درست دور «جیم اتوود

سلام؟ - زنگ زدم که بهت بگم -

کی اون جاسوس‌افزار رو روی کامپیوتر نصب کرد

«سلام «لئو

داری اقرار می‌کنی که جاسوس‌افزار رو توی لپ‌تاپ «تریش» نصب کردی؟

ایان» ازم خواست این‌کار رو بکنم»

همینجوری باهاش راه افتادی و هیچ سوالی هم نپرسیدی؟

آره . منظورم اینه که اونها زن و شوهر هستن

ولی میدونم کار بدی بوده

باید قبلاً می‌گفتم

چرا نگفتی؟

نمی‌خواستم «ایان» رو توی دردسر بندازم

وقتی مامان و بابام جدا می‌شدن خیلی بهم کمک کرد

وقتی 15 سالته خیلی سخته

اون‌موقع معلمم بود

بدون اون احتمالاً خودم رو روی خط قطار انداخته بودم

1-2بار به سرم زده بود

اون گوش داد و کمکم کرد

نجاتم داد

خیلی بهش مدیونم

دیگه درباره چی بهمون حقیقت رو نگفتی؟

اون‌شب برای چند ساعت توی مهمونی خونه «اکسهمپتون» بودم

دوست‌دخترم «دنیله» اساساً من رو تو هچل انداخت

چون مجبورش کردم راجع به جایی که بودیم بهتون دروغ بگه

دوست‌دخترتم اونجا بود؟

قبلاً با «کَت» توی فروشگاه کار می‌کرد

اون دعوتش کرد

اوایل بعدازظهر خودم رسوندمش به‌خاطر همین اونجا بودم

بهتون نگفتم چون ترسیده بودم

فکر کردم اگه درباره کامپیوتر بفهمین و بدونین که من اونجا بودم

نمیدونم

تجاوز چیز بزرگیه

اگه بابام چیزی راجع به اینا بفهمه من رو پرت می‌کنه بیرون

شغل ، خونه ، همه چیز

من واقعاً متأسفم

نمی‌تونیم برای نصب جاسوس‌افزار روی کامپیوتر یکی دیگه متهمش کنیم

ولی درباره بودن توی مهمونی بهمون دروغ گفته . چرا این‌کار رو کرده؟

و حالا که بهونه‌اش هم قلابیه بقیه شب رو کجا بوده؟

برای نگه داشتنش کافی نیست

بذار بره الان ولی اولویت‌بندی می‌کنیم

بفهمیم بقیه شب رو کجا بوده

لعنتی ، جورابی که توی خونه اکسهمپتون» پیدا شده»

با دی‌ان‌اِی «تریش» مطابقت داره

رد بزاق - پس به عنوان دهن‌بند ازش استفاده شده؟ -

بیشتر از اون . روی جوراب رد دی‌ان‌اِی یکی از مَردهامون هم هست

کی؟

چی اینقدر ضروری بود؟

داشتم وسایل رو جابجا می‌کردم که این رو پیدا کردم

قبلاً ندیده بودمش

بابا ، اینها لکه‌های خون هستن

✅ WLH مترجم : حامد ✅

«ارائه‌ای از تیم ترجمه «تـي وـي وُرلـد

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.