All language subtitles for Broadchurch.S03E06.1080p.BluRay.DD+5.1.x264-SbR

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

پیش از این در "Broadchurch"

11ماه پیش موکلی داشتیم که هرگز گزارش‌ـش نکرده

خیلی به حمله‌ای که به «تریش وینترمن» شده شبیه بود

یه متجاوز سریالی داریم که برای 2 سال

زن‌ها را شکار می‌کرده و هیچ‌کس حتی نفهمیده که داره اتفاق میفته

پلیس اومد دیدنم . درباره ما میدونن

سلام بابا

باید لپ‌تاپ قدیمیه رو قرض بگیرم - کامپیوتر مامانه -

باید از خودش بخوای - مطمئنم حق با توئه -

حالا من بابای «دنی» هستم محض رضای خدا

تا ندونم که حقش رو گرفتم متوقف نمیشم

▶️تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي‌کـنـد »◀️

"Broadchurch" فصل 3 : قسمت 6

✅ WLH مترجم : حامد ✅

رفیق ، درباره این صحبت کرده بودیم

بابا ، من نمی‌تونم بخوابم - نه؟ -

خب ، این هم کمکی نمی‌کنه . می‌کنه؟

می‌خوای بازی کنی پس؟

به مامانت نگو

خب ، اینجا چی‌کار می‌کنیم؟

درباره امتحان‌هات نگرانی؟

به‌خاطر همینه که نمی‌تونی بخوابی؟

نگرانش نباش

فقط بهترین کاری رو که می‌تونی بکن

این تموم چیزیه که می‌تونیم ازت بخوایم . میدونی که؟

اگه بهترین تلاشت رو بکنی کسی سرزنشت نمی‌کنه

اون‌وقت عالی میشی

دَن» ، باید تموم چیزهایی که» پیش روت هست بدست بیاری

تو زندگی درخشانی خواهی داشت

سلام؟ - «بِث» -

متأسفم . فکر می‌کردم خاموش‌ـش می‌کنی

فقط می‌خواستم برات پیغام بذارم

تریش» ، خوبی؟»

بِث» ، یه احساسی شبیه به» غرق شدن دارم

این یه مسیر ساده نیست

بعضی روزها از بقیه سخت‌ترـه

«تو قوی هستی «تریش من تحت تأثیر تو قرار گرفتم

از خودم متنفرم

نمی‌خوام توی بدنم باشم نمی‌خوام توی سرم باشم

خودت رو زجر نده

بِث» ، قراره چقدر طول بکشه؟»

قراره برای بقیه زندگیم اینطوری باشم؟

هنوز نمی‌تونم از سرم بیرونش کنم

خیلی من رو ترسونده این منصفانه نیست

میدونم

نیست

خب ، رئیس برای جلسه استراتژیک داره میاد

اولین کارمون اینه که همه چیز رو واضح و قابل فهم کنیم

قبل از این حمله‌های گزارش نشده اخیر

چند نفر رو به عنوان مظنون‌های اصلی‌مون

«برای حمله به «تریش وینترمن به صف کرده بودیم؟

صحیح . خب ، ما 65تا مرد رو

که میدونیم توی مهمونی حاضر بودن شناسایی کردیم

از طریق بهانه‌ها و شاهدهایی که داشتن به 42تا رسیدیم

...ما موندیم و آدمایی مثل

ایان وینترمن» : شوهر سابق ، رابطه بد»

جیم اتوود» : صبح همون روز باهاش خوابیده»

ممکنه نگران بوده باشه که زنش توی مهمونی بفهمه

یعنی اون بهش تجاوز کرده؟ فکر نکنم اینجوری باشه

دارم یه لیست درست می‌کنم . گفتی یه لیست درست کن . نگفتم که بی‌عیب و نقصه

لوکاس» : راننده تاکسی» قبلاً با «تریش» مشروب خورده

توی مصاحبه درباره شب حمله دروغ گفته

لئو هومفریس»؟» - آره . رفیقت...پسر طنابی -

بهونه الکی ، ارتباط با تعداد زیادی از افراد توی مهمونی

منبع طناب آبی کاسبی‌های محلی

تا الان با «تریش» یا کَت» یا «جیم» ارتباطی نداره»

توی مهمونی هم نبوده

باید بفهمیم چرا دوست‌دخترش براش لاپوشونی کرده

دلیل نمیشه که توی «اکسهمپتون» بوده

«پیامک از «باب

به پلیس برای تعرض به گاراژ جیم اتوود» زنگ زده شده»

جیم» زده شده . موردش مربوط به ماست؟»

بله که هست . کت‌ـت رو بپوش

اومد داخل و من رو انداخت زمین

آروم باش . کی این‌کار رو کرد؟

اد بورنِت» لعنتی»

مشت زد . لگد زد و بعدش هم من رو دوخت به زمین

اد بورنِت» بدون هیچ اخطاری» این بلا رو سرت آورد؟

آره . بدون هیچ اخطاری

اومد تو . یه کلمه هم حرف نزد یه تلاش ناموفق داشت و بعدشم رفت

حتی یه پارچه لعنتی برداشت و دستاش رو پاک کرد

هیچ ایده‌ای نداری که به‌خاطر چی بوده؟

من رو سوال‌پیچ نکن . من قربانیم

برو دنبال «اد بورنِت» و اون لعنتی روانی رو دستگیرش کن

وقتی که فهمیدی همه اینها راجع به چیه

با یه‌کم حس همدردی بیا و به من بگو

کاملاً داغونش کرده بود - معمولیه -

به یه زن حمله شده و مردها شروع می‌کنن به سرشاخ شدن

همه چیز رو به خودشون ربط میدن

شما 2تا اینجا چی‌کار می‌کنید؟ - حدس بزن -

جیم اتوود» ادعا می‌کنه که سر شب» تو توی گاراژش بهش حمله کردی

دارین وقت‌ـتون رو تلف می‌کنین

پارچه‌ای از «جیم» برداشتی؟

نمیدونم راجع به چی حرف میزنی - من می‌مونم و دنبالش می‌گردم -

به‌ایست و صورت‌ـت رو به دیوار - بیخیال ، نیازی به اونا نیست -

جراحت‌های «جیم» رو دیدم لطفاً بلند شو

چی باعث شد از اونجا بیای بیرون و بری سمت گاراژ؟

نمی‌خوام راجع بهش بحث کنم

آقای «بورنِت» ، بذار یه چیزی رو برات روشن کنم

این یه بحث نیست

این یه مصاحبه رسمی پلیسه

که بعد از این ما تصمیم می‌گیریم تو رو متهم بکنیم یا نه

هر چیزی رو که مجبوری راجع به کاری که امشب با «جیم اتوود» کردی بگی

کوتاه یا با توضیح همین الان بگو

چون در غیر این‌صورت برای من اینجور به نظر میاد که به

بدون هیچ دلیلی به یه مرد حمله کردی - بدون دلیل نبود -

چی کشوندت اونجا و باعث شد اونطوری وحشیانه بهش حمله کنی؟

با «تریش وینترمن» خوابیده

نه ، نه ، نه . حتماً شوخیت گرفته

کِیتی» ، می‌تونی برام کاراگاه بازرس» رو از اتاق بازجویی

بکشونی بیرون؟ - خودت مجبوری این‌کار رو بکنی -

داری از کاری که ازت خواستم سرپیچی می‌کنی؟

آره . دارم سرپیچی می‌کنم

وقتی برگشتم اینجا توی بد دردسری افتادی

پس «کَت اتوود» ازت خواست که همسرش رو کتک بزنی؟

نه

میدونست کجا می‌خوای بری؟ - نه -

کاراگاه بازرس «هاردی» ، یه کار ضروری این بیرون باهات دارم

چیه؟ نمی‌بینی وسط کارم؟

می‌بینم ولی ممکنه چیز مهم‌ترـی داشته باشم

از فروشگاه زراعتی پیدا شده

کارت‌های گلفروشی شبیه همونایی

که روی گل‌های جلوی خونه تریش» گذاشته شده بوده»

اونا رو برمیدارم و با اصلی‌ها برای اثر انگشت «اد» بررسی می‌کنم

...چغندر؟ تو اینا رو

دقیقاً . تموم سبزیجات پرورشی که توی فروشگاه فروخته میشن

با طناب آبی به هم وصل میشن

پس اگه این الیاف رو با الیافی که ...از روی زخم‌های «تریش» پیدا کردیم

باید با هردوتون حرف بزنم - «الان نه «هارفورد -

چند وقت پیش باید بهتون می‌گفتم

چی رو باید بهمون می‌گفتی؟

اد بورنِت» بابامه»

بگو که داری شوخی می‌کنی - نه -

...مردی که الان توی بازداشتمونه

فکر نمی‌کردم مهم باشه - اون یه مظنونه -

...اما اون - توی لیست خودت بود -

همون اولش باهاش حرف زدم و گفت که هیچی نمیدونه

میدونی چی‌کار کردی؟

باید فوراً اداره رو ترک کنی به هیچی هم دست نزن

هیچ چیزی رو برندار با هیچ‌کس حرف نزن

با هیچ‌کسی به هیچ طریقی ارتباط برقرار نکن در واقع بده من موبایلت رو

بذارش توی کیسه مدارک

...قربان ، قول میدم من - نه . دهنت رو ببند -

ما یه مظنون رو بازداشت کردیم و تو نمی‌تونی اینجا باشی

فهمیدم

جداً؟ جداً؟

می‌فهمی چجوری این تحقیقات رو به گند کشیدی؟

اگه بفهمیم حمله‌کننده به تریش» ارتباطی با تو داشته»

هرگز توی دادگاه نمیشه مطرحش کرد

و نه تنها مجبوری به من

و به رئیس بلکه باید به زنی که بهش حمله شده جواب بدی

گم‌شو همین الان

اگه واقعاً معلوم بشه که «اد» این‌کار رو کرده از ما می‌خوای چی‌کار کنیم؟

اد بورنِت» همین الان اقرار کرده» که به «جیم اتوود» حمله کرده

به‌خاطر اینکه فهمیده بود جیم» با «تریش» خوابیده»

پس این رو بذار توی مدارک

باید تموم خونه‌اش رو جستجو کنیم

تمومه؟ می‌تونم برم؟

نه . سوالای بیشتری داریم

اد بورنِت» ، من به جرم ارتباط با تجاوز به»

تریش وینترمن» در خونه» اکسهمپتون» بازداشت‌ـت می‌کنم»

کِیتی هارفورد»؟ ولی اون یکی از کسایی بود» ...که برای کار کنار

برای استعداد درخشان...میدونم از توصیه‌نامه‌تون فهمیدم

خدایا ، این اشتباهه منه؟ - نه . به ذهنم هم خطور نکرد -

اگه مشاوره‌ای قبوله فکر کنم اون حماقت کرده . فاسد نیست

باشه . اگه من جای شما بودم و من صلاحیت رسمی ندارم

بهتون بگم که باید این‌کار رو بکنید

جلسه استراتژیک رو راه بنداز

هیچ جزئیاتی رو با بقیه گروه درمیون نذار

بعش قبل از اینکه بیانیه مطبوعاتی‌تون رو بدی برید بیرون

یه هوایی بخورید . شایدم یه قهوه

اگه اتفاقی «کِیت هارفورد» رو دیدید

که احتمالاً می‌بینید اوضاع رو درست کنید

بفهمید چطور با مظنون در تماس بوده و چی بهش گفته

اون‌وقت میدونید با چی سر و کار دارید

فقط 1 ساعت وقت دارید بعدش باید به «ا.ر.ح» خبر بدم اداره رفتار حرفه‌ای که وظیفه بررسی) (شکایات از افسران داخلی اداره پلیس را دارد

چقدر احتمال داره این یارو مرتکب این‌کار شده باشه؟

اون الان شماره یک مظنون‌هاست - البته که هست -

احتمالاً وکیل مدافع با این توی دادگاه جشن می‌گیره

نمیزارم این ما رو به خطر بندازه

هیچ مهاجمی به‌خاطر اشتباه اون قِسِر در نمیره

خودت رو به‌خاطر این سرزنش نکن اشتباه تو نبوده

مطمئن شو این رو داخلی نگه میداری

و روی پیدا کردن متجاوز سریالی تمرکز کن

علاوه بر حمله به

«تریش وینترمن» و «لورا بنسون»

«یه حمله سومی توسط «م.خ.ج.م به ما گزارش شده (مشاور مستقل خشونت‌های جنسی)

هنوز آماده گزارش کردن به ما نیست

هر چند طبق اطلاعاتی که به «م.خ.ج.م» داده

الان 3تا صحنه جرم داریم که باهم مقایسه‌شون کنیم

الان کاراگاه پاسبان «هارفورد» به‌خاطر مسائل شخصی امروز نیست

کاراگاه گروهبان «میلر» بعد از اینکه بیانیه مطبوعاتی رو داد

کارهای اون رو به عهده می‌گیره

«ما هم به مصاحبه با «اد بورنِت که توی بازداشتمونه ادامه میدیم

خوبه . برید سراغ کارهاتون . ادامه بدید

«خوشحالم که می‌بینمت «نیرا

چی می‌خوای؟

نگرانی وجود داره که مردی که بهت حمله کرده

به زن‌های دیگه‌ای هم حمله کرده باشه

کِی؟

پلیس داره تلاش می‌کنه همه‌شون رو کنار هم قرار بده

ولی یکی از زنا 2 سال پیش بهش تجاوز شده

اون یکی هفته پیش بهش تجاوز شده

می‌خوای بشینی؟

می‌خواستم ازت بخوام اگه می‌خوای

افشای بعضی از جزئیات رو برای پلیس در نظر بگیری

نه

نذار دوباره این بیاد توی زندگیم

می‌تونه به جریان تحقیقات کمک کنه

می‌تونه جلوی حمله

به زنای دیگه رو بگیره - نذارش تقصیر من -

کی هستی که من رو قضاوت کنی؟

تو رو قضاوت نمی‌کنم - چرا ، داری قضاوت می‌کنی -

فکر می‌کنی چطور می‌تونه اینقدر خودخواه باشه؟

من به هیچ‌کسی چیزی مدیون نیستم

وقتی کمک نیاز داشتم هیچ‌کسی اونجا نبود

ما اونجا بودیم «نیرا» . من کنارت بودم

هنوز هم هستیم

چه اتفاقی برات افتاد «نیرا»؟

داشتم میرفتم خونه . ماشینم خراب شد

مجبور شدم به خدمات امدادی زنگ بزنم ولی هیچ‌وقت نیومدن

پس منم شروع کردم به راه رفتن ...و از وسط مزرعه رد شدم و

اگه گزارش‌ـش می‌کردم مجبور بودم به خانوادم بگم

اونا هم ناراحت می‌شدن

...به بقیه می‌گفتن و

به تموم اون آدما

برای همیشه دختری می‌شدم که بهش تجاوز شده

مجبور نیستی عمومی‌ـش کنی

فقط یه مکالمه با کاراگاه‌هاست

من مکالمه نمی‌خوام

می‌خوام که فراموش بشه

هر چی کمک بیشتر بگیری نتیجه بهتری برات داره

واقعاً به این اعتقاد دارم - من نظرم رو عوض نمی‌کنم -

من با پلیس حرف نمیزنم

فقط می‌خوام هرچی به «اد» گفتی و اون بهت گفته رو بدونم

صادقانه هیچی

به محض اینکه فهمیدم توی مهمونی بوده باهاش حرف زدم

و اون قسم خورد که هیچ ربطی به اون اتفاق نداره

و فکر کردی که اشکالی نداره؟ - اونجوری که فکر می‌کنی نیست -

به سختی توی 12 سال گذشته دیدمش زیاد صمیمی نیستیم

اما بهت گفته که متجاوز نیست و تو هم باورش کردی

و تصمیم گرفتی این رو با کسی درمیون نذاری

«هیچ‌وقت از من خوشت نیومده «اِلی درست میگم؟

در واقع برخلاف تموم مشکلات احتمالی که بود

تازه شروع به نادیده گرفتن‌ـت کرده بودم

یهویی و بدون هیچ آموزشی وارد شدی

فکر کردی همه چیز رو میدونی و منم جا رو برات باز می‌کنم

«به‌خاطر اینکه برای اینکه به «و.ت.ج برسم خیلی تلاش کردم . خیلی زیاد (واحد تحقیقات جنایی پلیس)

اینقدر روزگار بدی رو سپری کردم که نمی‌تونی فکرش رو هم بکنی

به‌خاطر اینکه تازه وارد بودم به‌خاطر اینکه زن بودم

توی تموم نبردها جنگیدم الان تو داری سودش رو می‌بری

آدمای مثل تو بدون هیچ هدفی وارد «و.ت.ج» میشن . با 6 ماه تجربه

بدون هیچ تمرینی و فکر می‌کنید دنیا مال شماست

خب ، نبود تمرین و نبود تجربه دقیقاً باعث این شده

این یه اشتباه بی‌ضرر بود

نه . این یه اشتباه احمقانه ، اساسی و اشتباه پیش‌پاافتاده بود

بیشتر از اون خودخواهانه بود می‌خواستی باور کنی

که ربطی به اون اتفاق نداشته پس باور کردی

میدونی اولین چیزی که یه افسر پلیس شریف

و یک کاراگاه شریف نمی‌تونه باشه خودخواه بودنه

چیز دیگه‌ای هست که بخوای به ما بگی؟ چیز دیگه‌ای که باید بدونیم؟

الان وقتشه

لطفاً من رو از پرونده بیرون نکنین

باید کاری باشه که انجام بدم تا این رو جبران کنه

چیزهایی که گفتیم رو شنیدی؟ کارِت تمومه

برو خونه

میلر» ، از همین الان باید مسئولیت» گفتگوهای چرت رو بدم بهت

از نظر من که اشکالی نداره

سلام - سلام -

قرار ملاقات داشتیم؟ - نه . پلیس بهم زنگ زد -

می‌خوان یه اطلاعیه منتشر کنن که اول می‌خوام راجع بهش باهات صحبت کنم

صحیح . باشه

«شنبه شب 28ـم «مِی

یک زن 49 ساله با ضربه بیهوش

«و در زمین‌های خانه «اکسهمپتون مورد تجاوز قرارگرفته

در حال حاضر در حال پیگیری چند خط تحقیقاتی هستیم

در نتیجه یک بیانیه عمومی در طول تحقیقات

به 2تا ادعای تجاوز در گذشته دست پیدا کردیم

امکان اینکه هر 3تا تجاوز توسط یک متجاوز صورت گرفته باشد وجود داره

ما از هر کسی که اطلاعاتی مربوط «به حمله در خانه «اکسهمپتون

یا حادثه‌های تجاوز جنسی که قبلاً صورت گرفته در اختیار دارد

درخواست می‌کنیم با اطمینان به درست بودن این‌کار با پلیس تماس بگیرد

همچنین مایل هستیم برای سایر زن‌هایی

که در گذشته مورد حمله یا تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند

و انتخاب کردند که حمله‌ها را گزارش نکنند مسئله را واضح کنیم . لطفاً جلو بیایید

شما پذیرفته خواهید شد

و با احترام و وقار با شما برخورد خواهد شد

در این بین ما به اجتماع محلی هشدار میدهیم

که هوشیار باشند و امنیت شخصی خودشان را در نظر بگیرند

ما به‌صورت فعال در حال پیگیری چند سرنخ هستیم

اگر بر این باور هستید که از چیز مربوطی اطلاع دارید

دیده‌اید یا شنیده‌اید لطفاً جلو بیاید

همانطور که گفتم تمام اطلاعات با اعتماد کامل بررسی خواهند شد

این مهاجم از اعضای خانواده کسیه

شوهر یا برادر یا پسر یا دوست یا همکار

و ما هر کاری رو که بتونیم

برای دستگیری شخصی که مسئوله این‌کارـه انجام میدیم و عدالت رو براشون اجرا می‌کنیم

تو بیانیه‌ای رو که پلیس الان منتشر کرد دیدی؟

دیشب توی خونه چی‌کار می‌کردی بابا؟

چی؟ چرا باید توی خونه باشم؟

دیشب وقتی من و مامان رفتیم بخوابیم کامپیوتر مامان همونجا بود

و امروز صبح اونجا نبود

چرا باید فکر کنی من بودم؟

تو تنها کسی هستی که کلید داره و از من کامپیوتر رو خواسته

...لیاه» ، جداً» - بابا ، خواهش می‌کنم -

خواهش می‌کنم . واقعاً نباید الان عجیب و غریب رفتار کنی

این کلید یدکی منه

اگه کامپیوتر مامان اینجاست آخر مدرسه

می‌تونم ببرمش خونه و بذارمش سر جاش و مجبور نیستم به کسی بگم

لیاه» ، واقعاً نمیدونم منظورت چیه»

تو باید سرپرستی من رو بکنی ، نه برعکس

قیافت خیلی ضایع شده

شنیدم «اد» توی بازداشته

خوبه

اخبار رو دیدی؟

بیشتر لباس‌هات رو جمع کردم

نه «کَت» . لطفاً - نه . نمی‌خوام بشنوم -

ببین ، میدونم چی‌کار کردم

به همه چیز گند زدم

اما الان خیلی متأسفم

لطفاً «کَت» . من رو ننداز بیرون خواهش می‌کنم

میدونی ، حتی اگه بزارم دوباره برگردی که نمی‌خوام چجوری درست میشه؟

«چجوری می‌خوایم «تریش» یا «ایان

یا نصف مردم شهر رو ببینیم الان که دیگه همه میدونن؟

می‌تونیم مُدش کنیم

واقعاً فکر می‌کنی ممکنه ، آره؟

مُدش کنی؟ - پس چی می‌خوای «کَت»؟ -

می‌خوام با راه‌حلی بیای جلو تا تموم

این کثافت‌هایی رو که روی سر ما ریختی تموم کنی

بیخیال ، اونقدرا هم بد نیست - خیلی هم بده -

فکر می‌کنی از تموم اون وام‌ها و صورتحساب‌های

که این گاراژ داره زیرش غرق میشه اطلاع ندارم؟

اما از خواستن یه مهمونی که یه شیخ لعنتی رو هم ورشکسته می‌کنی منصرفت نکرد

چون خیلی منتظرت موندم تا درست بشی

هنوزم دارم صبر می‌کنم

می‌تونیم از اینجا بریم

یه جای دیگه دوباره شروع کنیم

جایی که مردم ما رو نشناسن

وقت خوبیه که بریم

نظرت چیه؟

باید این‌کار رو تمومش کنی

هر کاری که تو میگی نباید انجام بدم

چی می‌خوای «مارک»؟

فقط حرف بزنیم

همه‌ـش همین

اینجا؟

باشه

بگو پس

حرف بزن

چرا ادعای بی‌گناهی کردی؟

چرا مجبورمون کردی بریم به اون دادگاه؟

«تلفنت رو نشونم بده «مارک

چرا؟

فقط نشون بده

فکر می‌کنی احمقم؟

حرفام رو ضبط می‌کنی به عنوان مدرک جدید میدی به پلیس

دیگه چی توی جیب‌هات داری؟

بجنب . بریزشون بیرون

برای این‌کار اومدی؟ - نمیدونم -

شاید

اگه شانس‌ـش رو داشتم اگه قدرتش رو داشتم

خانوادت چی؟ - خانواده‌ام؟ -

خانواده من «جو»؟

من خانواده ندارم

تو گرفتیش

«یه اشتباه بود با «دنی نمی‌خواستم بکشمش

درباره‌ـش باهام حرف بزن

من رو ببر به شبی که پسرم رو کشتی

چرا؟ - چرا؟ -

«چون باید از خودت بشنوم «جو

باید بفهمم چه اتفاقی افتاد چی‌کار کردی

...مارک» ، تو» - بهم نگو چی نیاز دارم -

«من باید بدونم دقیقاً چه اتفاقی افتاد «جو

نمی‌تونم ادامه بدم تا زمانی که ندونم نمی‌تونم با هیچ چیزی کنار بیام

باشه

بهت میگم

لطفاً راهت رو بکش برو - فکر کنم داری اشتباه می‌کنی -

نمی‌تونی اینجوری باهام حرف بزنی

من «م.خ.ج.م» تو نیستم خودت خواستی موکل ما نباشی

من زنیم که عصبیه - از من؟ -

از مردی که این‌کار رو باهات کرده

ولی آره . یه‌کمی هم از تو

من عصبانیم چون باید با این بجنگیم

نمی‌تونیم بذاریم مردی که این‌کارها رو با ما می‌کنه قِسِر در بره

من مسئولیتش رو قبول نمی‌کنم

میدونم قبول نمی‌کنی شانس‌ـش کمه چون تو اون رو کم کردی

فکر کردی تو تنها کسی هستی که این بلا سرت اومده

ولی نیستی

دیگه تنها نیستی

چه بلایی به سر زنای دیگه میاد اگه حرف نزنی؟

چجوری می‌خوای این مرد رو متوقف کنی وقتی وانمود می‌کنی اتفاق نیفتاده؟

«متأسفم «مارک

خیلی متأسفم

ما میومدیم خونه شما دن» و «تام» باهم رفیق بودن»

...فقط این رو

...نمیدونم . اون لحظه

میدونم می‌خواستی توی زندان باشم ولی به زندگیم در اینجا نگاه کن

خانواده‌ام رو از دست دادم . دوستام رو

من اینجام چون اونقدر شجاعت ندارم که خودم رو بُکُشم

خیلی وقت پیش باید این‌کار رو می‌کردم

فقط نیم ساعت وقت دارم باید برگردم

توی اخبار صبحگاهی دیدمت قیافه‌ـت افتضاح بود

درسته که زنای دیگه هم ممکنه بهشون حمله بشه؟

آره . ممکنه - اگه از من بپرسی -

همه بهشون تجاوز شده و مورد آزار قرار گرفتن

امروز یا روز دیگه - هیچکی از تو نپرسید بابا -

اجازه ندارم نظری داشته باشم؟

نه

درباره رضایت فکر کردی؟ - مامان ، مجبوریم؟ -

آره . مجبوریم . مهمه نمی‌خوام فکر کنی

چیزی که پدربزرگت میگه قابل قبوله

هر وقت با یه دختر ، زن یا هر چیز دیگه‌ای بودی

باید ازش بپرسی و مطمئن بشی که اون

با هر کاری که می‌خواید باهم انجام بدید موافقه

باشه؟ - آره -

مامان ، می‌تونیم فقط بخوریم؟

تلفن تو بود؟

من تلفن‌ـت رو بهت پس نداده بودم

تو تلفن‌ـش رو بهش پس دادی؟

نه - از کجا تلفن‌ـت رو پس گرفتی؟ -

بذارش اینجا . باز شده

مجبور نیستی داخلش رو نگاه کنی - چرا نمی‌خوای داخلش رو نگاه بندازم؟ -

من همه چیز رو از تلفن‌ـت حذف کرده بودم

هر چی به من گفتی رو به پلیس بگو

عدالت رو بهمون بده

«نمی‌تونم برم زندان «مارک

هر چیزی که داشتم از دست دادم

هر چی که بودم

و هیچ‌وقت ازش فرار نمی‌کنم

اون‌شب من توی پارکینگ ماشین‌ها بودم

باید جلوت رو می‌گرفتم

نه

نه . اون‌موقع مرده بود

وقتی داشتم تمیزکاری می‌کردم از پنجره دیدمت

اون‌موقع توی ساحل بود

...همیشه

همیشه فکر می‌کردم می‌تونستم جلوت رو بگیرم

نه . خیلی دیر رسیده بودی

زیاد تفاوتی نمی‌کرد

می‌خوای چی‌کار کنی «مارک»؟ می‌خوای از این چاقو استفاده کنی؟

نه

نمی‌تونم با بلایی که سرمون آوردی زندگی کنم

ولی اونقدر هم قوی نیستم که مجبورت کنم تاوانش رو بدی

رقت‌انگیزه ، نه؟

حالا باید چی‌کار کنم؟

تو نه تنها تلفن‌ـت رو دزدکی برداشتی

هر چیزی که حذف کردم نگه داشتی و بیشتر هم بهش اضافه کردی

میدونی چقدر قیمتش بود؟ - آره . میدونم -

و نمی‌تونیم از پس هزینه خرید یکی دیگه بربیایم . پس از الان

گوشی هوشمندی در کار نیست و باید از کامپیوتر کتابخونه استفاده کنی

از کجا اون فیلم‌ها رو گیر آوردی؟

«مایکل لوکاس»

اون از کجا گیر آورده؟ - از باباش -

باباش راننده تاکسیه؟ - آره -

چیپس‌ها چطورن؟

خوبن

بابا ، من وسایلم رو جمع کردم

برای قطار فردا جا رزرو کردم

برمیگردم پیش مامان - نه ، نه . نکن این‌کار رو -

اینجا به درد من نمی‌خوره

نمی‌تونی از همه چیز فرار کنی نمی‌تونی مدام بین من و مامانت پاسکاری بشی

اینطوری نیست - در واقع هست -

خودت رو مضحکه نکن اوضاع پیش مامانت از این بهتر نمیشه

تو اومدی اینجا به‌خاطر اینکه اونجا به مشکل خورده بودی . همینجا بمون

یه‌کم مبارزه کن

منم کمکت می‌کنم

حتی اگه مجبور بشم به‌خاطرت یه پسر نوجون رو با سیلی میزنم

چی؟ اون‌وقت شغلت رو از دست میدی

خیلی خوب میشه

هر کاری به‌خاطرت می‌کنم

بجنب دیگه . تو یه دختر ضعیف نیستی

باید با دنیا روبرو بشی

یه‌کم مسئولیت زندگیت رو قبول کن

آینده اجتناب‌ناپذیرـه . دست تو نیست

میدونم توی مسائل پدر بودن خوب نیستم

«ولی من خیلی دوست‌ـت دارم «دِیز

من دوران رشدت رو از دست دادم - بابا -

نه . گوش کن . بیخیال بیشترش رو از دست دادم

و نمی‌تونم زمانی رو که از دست دادم جبران کنم

و هرگز خودم رو به‌خاطر اون نمی‌بخشم

ولی دارم یاد می‌گیرم . درسته؟

زمان بیشتری برات پیدا می‌کنم

می‌خوام یه پدر خوب بشم

...و می‌خوام بدونی

فقط دلم می‌خواد بدونی چقدر دوست‌ـت دارم

اون رو به اندازه کافی نگفتم

میدونی که مریض شدم و نزدیک بود بمیرم . درسته؟

...و نمُردم و فکر کردم که

به‌خاطر اینه که باید اینجا باشم

توی این مکان احمقانه با این صخره‌های احمقانه

منظورم اینه که این شغل رو انجام بدم و مواظب تو باشم

ولش کن . فردا راجع بهش تصمیم می‌گیریم

فقط از اینجا و از خودمون ناامید نشو

هنوز نه لطفاً

اون کیه؟

30ثانیه

نمی‌تونی با من در تماس باشی

یه چیزی هست که باید قبلش بهت می‌گفتم

ممنون به‌خاطر اینکه تموم شب و نصف روز من رو منتظر گذاشتید

وقتی مدرکی ندارید میرید سراغ

رویکرد کتاب‌های پلیسی و سیاهه رو سرزنش می‌کنید

چرا گل‌ها رو برای «تریش» فرستادی «اد»؟

کی گفته من فرستادم؟

برای ضبط کردن دارم مدرک شماره 102 رو نشون آقای «بورنِت» میدم

این یه کارت ناشناسه که روی دسته گُلی

«که برای «تریش وینترمن فرستاده شده بود قرار داشت

اثر انگشت‌ـت روی اصلی‌ـه هست

و این کارت‌های مشابه که توی دفترتون پیدا کردیم

خب ، چندتا گل براش فرستادم مشکلش چیه؟

چرا ناشناس؟ - خب ، خلاف قانونه؟ -

شما که وقتی روز ولنتاین میاد دست‌ـتون پر میشه

غیرقانونی نیست ولی عجیبه

فرستادن کارت امضا نشده برای زنی که تازه بهش تجاوز شده

منظورت از "به فکر تو هستم" چیه؟

همونه . عجیب غریبش نکن

«ولی یه‌کم عجیبه «اد

چون میدونی چطور به نظر میرسه

یه تهدید - اصلاً شبیه اون نبود -

خیلی خُلق‌ـت تنگ میشه؟ - نه -

شب مهمونی «کَت اتوود» که شد

یه دفعه خشمگین شدی یه دعوایی با «جیم» داشتی . بعدش چی؟

سر «تریش وینترمن» خالیش کردی؟

بعدش حس بدی بهت دست داد

پس گل‌ها رو براش فرستادی؟ - هی این رو نگو -

هرگز به «تریش» آسیب نزدم . نمی‌تونستم

چرا نمی‌تونستی؟ - چون دوستش دارم -

عاشقشم

باورش می‌کنی؟

چی رو؟ عاشق «تریش»ـه؟ آره . احتمالاً

معنیش این نیست که بهش تجاوز نکرده انگیزه اضافه هم بهش میده

اگه تونسته این بلا رو ...سر «جیم اتوود» بیاره

نتایج تلفن «اد» رسید

چندتا عکس اینجاست؟

5219

تاریخ‌هاش به 10 سال پیش برمیگرده

خدای من

تقریباً همه‌شون درباره «تریش وینترمن»ـه

این عشق نیست . وسواسه

تریش» میدونه همه اینا رو گرفتی؟»

بیشترشون رو

بهتون گفتم چه حسی راجع بهش دارم غیرقانونی که نیست

عاشق کسی بودن نه ولی پاییدن هست

و اینجوری به نظرمون میرسه - اینجوری نگو -

«اینا عکسای عاشقانه نیستن «اد

اینا وسواسی‌ـند

اشتباه می‌کنی . می‌خوای جوری که نیستن نشونشون بدی

فکر کنم این کاریه که تو می‌خوای بکنی

1-2هفته پیش کجا خوابیدی «اد»؟

خونه

ما امروز صبح برای شاهد درخواست دادیم

تا حالا جواب‌های قاطعی گرفتیم

شامل تلفنی از یکی از «همسایه‌های «تریش وینترمن

توی «فلینتکومب» غربی

گزارش کرده که ماشینی رو دیده که هر شب پایین جاده «تریش» توی پارکینگه

و با ماشینی که به اسم تو ثبت شده مطابقت داره

هر شب برای 10 شب پشت سر هم

داشتم بررسی می‌کردم . مواظبش بودم

می‌تونی ببینی که با عکس‌ها بذاریش کنار هم

مردی رو نشون میده که با علاقه ناسالم و وسواسی

به «تریش» چطور به نظر میرسه؟ - من وسواس ندارم -

چرا ، داری

تو اساساً یه بازنده وسواسی با تحمل کم هستی ، مگه نه «اد»؟

به‌خاطر همین به «جیم اتوود» حمله کردی ، مگه نه؟

چون اون مزه‌ای رو چشیده بود که تو هیچ‌وقت نتونستی

بشین لطفاً

می‌تونی نشونمون بدی توی مهمونی کَت اتوود» چی پوشیده بودی؟»

مامان؟

«ممنون «لیاه

اومدم اینجا بگم ممنون میشیم اگه دیگه باهامون در تماس نباشی

نمی‌تونم با اتفاقی که برات اتفاق افتاده «کمکت کنم «تریش

ولی مسائلی رو پیش آورده که باید براشون جوابگو باشی

من مجبورم جوابگو باشم؟

قرار بود دوست من باشی

با شوهرم خوابیدی چه دوستی این‌کار رو می‌کنه؟

خب ، اگه اون چیزی رو که نیاز داره ...بهش میدادی

«دوباره بگو «تریش

قطع رابطه؟ اونم توی شهری مثل این؟

برای من که مشکلی نیست . موفق باشی تو

خب ، فکر کنم برای مدت زیادی اینجا نمونیم

من و «جیم» فکر کردیم بهتره ما از اینجا دور بشیم

یه شروع تازه

کجا می‌خوای بری؟ یه جای دیگه هیچی نمیشی

تو که از این متنفری - نه . فکر کنم بهتر باشه -

«نه . فکر نکنم «کَت

منظورم اینه که طوری رفتار می‌کنی ...انگار از بقیه ما بهتری ولی

تو هم یه دختر روی صندوقی مثل من

مهم نیست که کی توی 50سالگی ملکه‌ست

ببین ، میدونم تو اون آدم ...قبل تجاوز نیستی ولی

من الان از اون آدمی که تا حالا بودم بهترم

حالا گم‌شو بیرون

باشه

نه ، نه ، نه . از اون راه نه

نه از توی خونه من

راه پشتی...دزدکی بزن بیرون همونجوری که شوهرت زد بیرون

ادامه بده

مامان ، باید باهات حرف بزنم

فکر کنم ممکنه مهم باشه

ایان» ، بزارش کنار قبل از اینکه» کسی اون رو ببینه

بیخیال ، کسی این طرفا نیست

چجوری گیرش آوردی؟

گفتی که دیگه دست‌ـت نیست

دخترم برام آوردش

پس اگه بتونی چیزهایی که توش هست رو برداری تا شب برمیگردونم‌ـش

بهش دست هم نمیزنم پلیس اومده سمت محل کارم

اونها همه جا هستن حتی منم زیر نظر دارن

باشه

اگه راحت میشی شنیدم که دیشب «اد بورنِت» رو دستگیر کردن

خب ، بیخیال . کمکم می‌کنی اینا رو بکشم بیرون یا نه؟

فکر خوبی نیست رفیق . نه الان

شرمندم

همه خونه من رو گشتید؟

یه فرآیند معمولیه

برای من که نیست

ببخشید . شما ادامه بدید باید این رو جواب بدم

سلام «بِث» ، همه چیز ردیفه؟

آره . گوش کن . ما اون یکی زنی رو که بهش حمله شده بود امروز دیدیم

ما همه چیز رو امتحان کردیم ولی آماده حرف زدن با پلیس نیست

هنوز توی شوک حادثه‌ست

ولی به یه چیز جدید اشاره کرد

ماشینش خراب شده بود و به خدمات امدادی زنگ زده بود

چون سروکلشون پیدا نشد پیاده به سمت خونه راه افتاده

همون‌موقع بود که بهش حمله شده - ممنون . می‌تونه کمک کنه -

گوش کن . الان وسط یه کاریم

بعداً حرف بزنیم؟ - باشه . خداحافظ -

خداحافظ

کلو»؟» - بله؟ -

سرت رو از گوشی دربیار

بهتر شد؟

من فردا با یک وکیل قرار دارم

می‌خوام از پدرت برای طلاق اجازه بخوام

نه مامان . خواهش می‌کنم نکن - زمان زیادی گذشته -

یه دوره سخته . همین اوضاع رو درست می‌کنید

فکر نکنم اینجوری بشه

«من دوستش دارم «کلو

ولی فکر می‌کنم از دستش دادم و نمی‌تونم به عقب نگاه کنم

متأسفم

چه بلایی سر این خانواده اومده؟

یکی بهم گفته بود یه مراسم رسمیه

ولی وقتی رسیدم اونجا من تنها کسی بودم که کت و شلوار پوشیده بود

کفش‌ها رو هم نیاز داریم - پشت در -

چرا توی کت و شلوارت طناب داری «اد»؟

قبل از اینکه برم به مهمونی توی فروشگاه کار می‌کردم

اوضاع رو راست و ریست می‌کردم

توی لباست؟ - آره -

ممکنه یه‌کم ازش توی جیبم مونده باشه

درسته . می‌بینی؟ برامون مشکله این خیلی شبیه به طنابیه

«که توی حمله به «تریش وینترمن استفاده شده توی مهمونی

زمانی که برای خودت رفته بودی

بعد از دعوا - من هیچی راجع بهش نمیدونم -

مطمئنی؟

چون اگه این‌کار رو کرده باشی الان وقتشه که بگی

«مدارک زیادی علیه تو هست «اد

فقط شب حمله نیست

گل‌ها ، عکس‌ها ، اطراف خونه «تریش» بودن

خشونت - من مرد خشنی نیستم -

هر گز زنت رو زده بودی؟

فقط 1بار

و فقط یه راه داره که اون رو فهمیده باشی

کِیتی» اینجاست؟»

کاراگاه پاسبان «هارفورد» خودش رو از این تحقیقات کشیده کنار

«درباره زنت بهمون بگو «اد

12سال پیش مرد

درست بعد از اون اومدم اینجا فروشگاه رو راه انداختم

ازدواج خوبی بود؟

وقتی زنم داشت می‌مُرد ما جدا بودیم

من خیلی خوب رفتار نمی‌کردم

برام خیلی هزینه داشته . ازدواجم ، دخترم

تازه امسال داشتیم همه چیز رو راست و ریست می‌کردیم

چرا اونقدر چمن و گِل روی کت و شلوارت هست «اد»؟

اد» ، من می‌خوام تقاضای افزایش» زمان بازداشت‌ـت رو بدم

اگه اون بوده اون‌شب چه اتفاقی افتاده؟

چون مشخصاً روی «تریش» وسواس داشته و نمی‌تونسته خشن باشه

ولی اون‌شب چی باعث شده از کوره در بره؟

هیچ زمینه خشونت جنسی نداره

این چیزیه که میدونیم . این رو دیدی؟ یه پیام از «تریش وینترمن»؟

«آقای «وینترمن

سلام ، داشتم قفل می‌کردم اینجا رو

لپ‌تاپ همسرتون دست شماست؟ - آره . دست منه -

از کجا آوردینش؟ - دیشب برش‌داشتم -

بدون پرسیدن؟ - نمی‌خواستم «تریش» رو اذیت کنم -

میدونم خوش‌ـش نمیاد من رو ببینه ولی من هنوز کلید در پشتی رو دارم

چرا به کامپیوتر نیاز داشتید؟

یه پاورپوینت و اسلاید روشه

که برای تدریس نیاز داشتم - پاورپوینت از چی؟ -

میدونی ، چیزهای مختلف

فرآیندهای اُسمزی ، سیستم‌های تناسلی زندگی سلولی گیاهان

خب ، باشه . ما کامپیوتر رو برمیداریم . ممنون

ما اون رو برای تحقیقاتمون آزمایش می‌کنیم

باشه . خوبه

ممنون

درسته که «اد بورنِت» رو بازداشت کردید؟

ما درباره تحقیقات صحبت نمی‌کنیم - نه ، قطعاً . درسته -

نه . فقط این اواخر خیلی به «اد» فکر می‌کردم

میدونی که 1 سال پیش باهاش حرفم شده بود

اون «تریش» رو آزار جنسی داده بود

نگران بود که شغلش رو از دست بده نخواست صداش رو دربیاره

خب ، منم مجبور شدم برم اونجا

فکر کردم باید بدونید

بابا - خوبی عزیزم؟ -

کجایی؟

اومدم بیرون قدم بزنم

چی؟ این‌موقع شب؟

آره . آروم و قشنگه

همه چیز ردیفه؟

آره . چرا نباید باشه؟

یخورده عجیب غریب به نظر میرسی

واقعاً؟ ممنونم

میدونی که دوست‌ـت دارم ، مگه نه؟ - آره -

مطمئنی خوبی؟ - «آره . من همیشه خوبم «کلو -

«من بهترین تلاشم رو برای تو انجام دادم «کلو

میدونم - تو -

«و «لیزی» و مادرت و «دن

بابا - ...متأسفم اگه -

اگه بعضی مواقع کافی نبوده

بابا ، چرا نمیای اینجا؟

می‌خوام ببینمت - نه . بهتره برم -

می‌خوای با مامان حرف بزنی؟ اینجاست

نه

دوست‌ـت دارم بابا

منم دوست دارم عزیزم

✅ WLH مترجم : حامد ✅

«ارائه‌ای از تیم ترجمه «تـي وـي وُرلـد

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.