Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
پیش از این در "Broadchurch"
صبح شنبه روز مهمونی من و «تریش» باهم خوابیدیم
اون بهترین دوستمه ...اگه یه موقعی بفهمه من
دِیزی» هست؟» - شما کی باشین؟ -
بهش بگید پسرها همین اطرافن
شنیدم چه اتفاقی افتاده فکر کردم شاید یه دوست بخوای
چی پیدا کردی؟
هر چی که خواستی رو برات پیدا کردم
جو میلر» رو پیدا کردم» وقتشه همه چیز درست بشه
ما انجامش دادیم - نه -
«این کثافتکاری رو تموم کن «مارک
من بابای «دنی» هستم
من تمومش نمیکنم تا زمانی که بدونم حقش رو گرفتم
آرون مِیفورد»...3 سال برای تجاوز» به یه زن توی یه هتل ارزونقیمت
درست مثل «تریش» دست و دهن قربانیش بسته شده بود
2سال پیش توی مزرعه توی راه برگشت به خونه
من رو بسته بود دهنم رو با یه چیزی بست
به من تجاوز شد و هیچوقت به کسی چیزی نگفتم
▶️تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »◀️
✅ WLH مترجم : حامد ✅
"Broadchurch" فصل 3 : قسمت 5
اسمم «لورا بنسون» ـه
توی خیابون 19 «هِیزِل گرو» «کینگزبِر» زندگی میکنم
چرا امروز اومدی ایستگاه پلیس «لورا»؟
درباره زنی که بهش تجاوز شده بود خوندم
برای منم اتفاق افتاد . به من هم تجاوز شد
و کِی بود؟
تقریباً 2 سال پیش
2ـم «ژوئن»...شنبه بود
کسی که اینکار رو باهات کرد میشناسی؟
نه ، هنوز نه
و کجا حمله اتفاق افتاد؟
از مشروبفروشی میرفتم به سمت خونه
"رایزینگ سان" در کلیسای "ابوت"
مراسم بزرگی بود . خیلی شلوغ شده بود
موسیقی داشتن . آخر وقت تمومش میکردن
آخرین نفر ما حدود ساعت 3:30 از اونجا زد بیرون
وقتی از مشروبفروشی اومدی بیرون تنها بودی یا با بقیه؟
تنها
وقتی از مشروبفروشی اومدی بیرون چه اتفاقی افتاد؟
زیاد از خونه دور نبودم . یه مزرعهای هست که میتونید از وسطش میونبر بزنید
چمنِـش بلنده . هیچوقت کوتاه نشده
"میرسونتـتون پشت "کینگزبر
درست وسطش بودم
همونموقع فکر کردم یه چیزی شنیدم
نزدیک بود که پشت سرم رو نگاه کنم
نمیدونم چرا . فقط حس کردم یکی به من حمله کرد
فکر کنم بهم مشت زد
از پشت سر ضربه خوردم
درجا بیهوشم کرد
نمیدونی قبل از اینکه بههوش بیای چه مدت بیهوش بودی؟
نه
وقتی بههوش اومدم یه چیزی توی دهنم بود
مثل یه جسم ضخیم دهنم رو بسته بود
دستهام پشت سرم بسته شده بود و اون روی من نشسته بود
بوی مشروب میداد
چه نوع مشروبی؟ - «اسپریتس» -
نمیدونم چراباید یادم باشه اسپریتس» ارزونقیمت بود»
میتونی اون شخص رو برامون توصیفش کنی؟
نمیدونم . نتونستم ببینمش . متأسفم
اشکالی نداره واقعاً داری خوب انجامش میدی
لورا» ، با لباسای اونشبِـت چیکار کردی؟»
شستمشون
دیگه هم نپوشیدمشون - هنوز داریشون؟ -
همونموقع راجع به حمله با کسی حرفی زدی؟
پزشک عمومیم
1-2هفته بعدش بهم گفت که باید گزارش کنم
منم بهش گفتم نمیخوام
نمیخوام به هیچکس بگم
تا الان
چرا همونموقع نمیخواستی گزارش بدی؟
میدونستم چه اتفاقایی میفته روزنامهها رو میخوندم
مجبور بودم خیلی مشروب بخورم
منظورم اینه که خیلی
بعلاوه دامن کوتاه ، تاپ قشنگ ، آرایش
فکر میکنید نمیدونستم با من چیکار میکنن؟
میدونم با زنایی مثل من چجوری برخورد میشد
نه توسط ما
چی باعث شد امروز نظرت عوض بشه؟
توی روزنامه خوندمش و توی دستشویی سر کار حالم بد شد
فکر کردم اگه خودش باشه چی؟
اگه همون مرده باشه چی؟
من گزارش نکردم و اونم همین کار رو با یکی دیگه انجام داد
میتونستم جلوش رو بگیرم اگه شجاعتر میبودم
میدونم چه چیزهایی رو داره از سر میگذرونه و تقصیر منه
ممنونم ازتون
لورا» ، خیلی شجاع بودی که» امروز اومدی ما رو ببینی
نمیدونم چطور تونستی برای این مدت طولانی پیش خودت نگهـش داری
الان داری کار درستی انجام میدی
میخوام بدونی مهم نیست چند وقت پیش این اتفاق افتاده
ما خیلی سفت و سخت
و تا جایی که میتونیم راجع به این اتفاق تحقیق میکنیم
ما هر کاری رو که بتونیم
برای پیدا کردن شخصی که اینکار رو باهات کرده انجام میدیم
هر اتفاقی که بیفته ما بهت خبر میدیم . باشه؟
ولی تو هم به یه حامی نیاز داری کسی رو داری که بتونی باهاش حرف بزنی؟
6هفته پیش ازدواج کردم
نمیدونه
باید بهش بگم؟
راهی نبود که جزئیات اتفاقی که برای «تریش» افتاده رو فهمیده باشه
«نه . ما که چیزی رو منتشر نکردیم و «تریش هم به غیر از ما با کسی صحبت نکرده
معنیش اینه که ممکنه مهاجم یکی بوده باشه
و «تریش» اولین قربانیش نبوده
بهخاطر این گزارش نداده که فکر میکرد با احترام و وقار باهاش برخورد نمیشه
ما بهش ثابت میکنیم و اون رو دستگیر میکنیم
و مطمئن میشیم برای یه مدت خیلی خیلی طولانی بره زندان
خودشه؟
آره . شبیهـش به نظر میرسه
مامان ، مطمئن نیستم چرا با این موافقت کردی
اون خواست
میتونی مطمئن باشی همونی نیست که بهت حمله کرده؟
فقط حرف میزنیم
مجبور نیستی کاری بکنی مگه اینکه مشکلی پیش بیاد
...اگه فکر میکنی ممکنه مشکلی پیش بیاد
چی بود مثلاً؟ محافظ؟
فقط میخواد مواظبم باشه
در مورد ما میدونه؟
بالاخره میفهمه که یه چیزهایی هست
«من نبودم «تریش
من اینکار رو نکردم
میدونی دیگه ، مگه نه؟
...خب ، باید بدونی . منظورم اینه که
خب ، چرا باید من بخوام؟
چی؟
پلیسا اومدن دیدنم
اونا درباره ما و صبح شنبه میدونن
آره
لعنتی «تریش» ، الان دیگه یهجورایی افتضاح شده
فقط فکر میکنم نیاز نیست «کَت» بفهمه
صحیح . این چیزیه که داری بهش فکر میکنی ، نه؟
خب ، چه خوبی میتونه داشته باشه؟
ما حقیقت رو بهش مدیونیم - ما؟ واقعاً؟ -
چه کمکی میکنه؟
بهش میگم که این یه اشتباه بود
عالیه . مثلاً قراره همه چیز رو تغییر بده
تو بهش بگو اونوقت منم مجبورم وسایلم رو جمع کنم
ممکنه اینجور نشه - البته که همینطور میشه -
جیم» ، بالاخره میفهمه»
خوبه که از طرف من باشه
نمیدونی که داری به خودت اجازه مداخله توی چه کاری رو میدی
...«پس «آرون مِیفورد - نظارت چطور بود؟ -
خوب بود
قیافت که این رو نشون نمیده
باشه . خوب نبود استیو» رفته بود برای غذا»
و "مِیفورد" اومد توی ماشین پیش من
چی؟ - ببین ، خوبیش اینه که -
فکر کنم یه چیزهایی راجع به سابقه کاریش پیدا کردیم
ادامه بده
شرکتی که "مِیفورد" به عنوان مشاوره آیتی کار میکنه
با فروشگاه زراعتی «فلینتکومب» و بازاریابی
«تلفنی "کوپرز" که «لورا بنسون اونجا کار میکنه قرارداد داره
با هر 2تا زن ارتباط داشته
بذارید اینکار رو من بکنم
بله؟ - «سلام «آرون -
مایلیم برای جواب دادن به چندتا سوال بیای پاسگاه
کیه؟ کیه؟ - برو داخل -
برای چیه؟ - برگرد -
نمیخوام بیام
آرون مِیفورد» ، من بهخاطر ارتباط داشتن»
با حادثه تجاوز جنسی که
«که در 28ـم «مِی» در محوطه «اکسهمپتون اتفاق افتاده دستگیرت میکنم
مجبور نیستی چیزی بگی اما ممکنه به دفاعت توی دادگاه ضرر برسونه
اگه به چیزهایی که ازت پرسیده میشه اشاره نکنی
بعداً مجبوری توی دادگاه جوابگو باشی
هر چیزی که بگی ممکنه توی شواهد آورده بشه . فهمیدی؟
بله
یخورده تنبلیه ، نه؟
میدونی ، به زنا تجاوز میشه شما هم متجاوزهای محلی رو احضار میکنید
حتی اگه تموم حقیقتای داستانش رو ندونید
ما خون ، ادرار ، موهای سطحی و نمونهگیری از آلت تناسلیـت رو نیاز دارم
موافقت کتبیـت هم نیازه
و اگه موافقتم رو بهتون ندم؟
اگه رد کنی احتمالاً در آینده هیئتمنصفه برداشت منفی میکنه
آرون» ، میتونی برامون مشخص کنی»
شنبه شب گذشته تقریباً بین 10شب تا 5 صبح کجا بودی؟
ماهیگیری بودم - کجا ماهیگیری میکردی؟ -
کنار ساحل - کدوم ساحل؟ -
اونی که نزدیک دریاست
"بین پارکینگ کاروان و رستوران "بارتونز اِند
شنبه شب جایی نزدیک خونه «اکسهمپتون» بودی؟
نه
یا مهمونی که توی خونه اکسهمپتون» در جریان بود؟»
نه تنها خونه «اکسهمپتون» نبودم تا حالا نزدیکش هم نبودم . بودم؟
ماشین خودت رو برای ماهیگیری برده بودی؟
آره - از کدوم سمت رفتی؟ -
مثل همیشه . از جاده «سِینت اندروز» زدم بیرون
به سمت جاده ساحلی پایین پارکینگ ماشینها
توی راه برگشتن هم ؟ - توی راه برگشتن هم -
منطقی به نظر میاد - خوشحالم راضی شدید -
به جز اینکه تو اینکار رو نکردی
هیچکدوم از راهها
دوربینهای ترافیکی رو کنترل کردیم
ماشین تو از هیچکدوم از اون مسیرها
بین بعدازظهر شنبه و بعدازظهر یکشنبه نرفته
حتماً سربهسرم میزارید
خیلی هم جدی هستیم
گفتی شنبه چندتا مرد دیگه هم ماهیگیری میکردن
اسمهاشون چی بود؟ - نمیدونم -
اصلاً با اونها حرف نزدی؟
شب نرفتم ساحل که حرف بزنم رفتم که تنها باشم
دوست داری تنها باشی «آرون»؟ - آره -
آدمی رو که میخوای اذیت کنی پیدا کنی؟ - نه -
این رو آزار دهنده میدونم
صحیح
چیه اینجا اذیتـت میکنه؟
دوباره قربانی شدن
برای چیزی که حتی برای اولینبار هم انجامش ندادم
چی گرفتی؟
چی؟ - چه نوع ماهی گرفتی؟ -
«ماکرل» - چندتا؟ -
10-12تا . زیاد سخت نیست
احتمالاً تو هم بتونی
با «ماکرل»ها چیکار کردی؟
چی؟ - ماکرل»ها رو بعد از اینکه گرفتیشون» -
چیکار کردی؟
گذاشتمشون توی سردکننده
آخر شب آوردمشون خونه
توی خونه باهاشون چیکار کردی؟
روز بعد خوردمشون
کی پختشون؟ - من -
روز بعد همهشون رو خوردی؟
10-12تا بودن خب ، ما هم 6 یا 7تاشون رو خوردیم
با بقیهشون چیکار کردی؟
فریزشون کردم چطور؟ چندتایی میخوای؟
نه
پس اگه الان بریم خونهـت همسرت میتونه تأیید کنه
که یکشنبه براش «ماکرل» تازه پختی؟
آره
و اگه بریم به فریزرت نگاه کنیم بقیه ماکرل»ها رو اونجا پیدا میکنیم؟»
مگه اینکه زمانی که ما اینجاییم همهشون رو خورده باشه
تا حالا توی کلیسای «ابوت» بودی؟
حرف هم میزنه
سوال رو جواب بده لطفاً
نمیدونم - روستایی که منظورمه رو میشناسی؟ -
آره
"مشروبفروشی "رایزینگ سان اونجا رو بلدی؟
فکر نکنم - تا حالا اونجا نبودی؟ -
باید میبودم؟
یه سوال دو گزینهایه
نه
کینگزبر» چی؟ تا حالا «کینگزبر» بودی؟»
میخوای همینجوری اسم مکانهای محلی رو ادامه بدی؟
سوال رو جواب «آرون» لطفاً
تا حالا "کینگزبر" بودی؟
آره - کِی؟ -
یه رفیقی داشتم که اونجا زندگی میکرد
چندبار باهم فوتبال بازی کردیم
اسمش؟
«دِیو کینگ»
هنوز اونجا زندگی میکنه؟ - نمیدونم -
ارتباطمون قطع شد
اتفاقایی که بعد از زندان رفتنـت میفته خیلی شگفتانگیزـه
زندگی اجتماعیـت از هم میپاشه
...«صبر کن . کلیسای «ابوت
کلیسای «ابوت» درست توی روستای کناریه . درسته
عادت داشتیم توی مشروبفروشی اون اطراف مشروب بزنیم
خب ، اگه اسمش "رایزینگ سان"ـه پس بله
اما اخیراً نه؟
نه - چند سال پیش؟ -
آره
2013یا 2014؟
یخورده قبلتر احتمالاً
تا حالا توی مزرعه زراعتی «فلینتکومب» بودی؟
آره . خدمات آیتی رو انجام میدم
شرکتی که براشون کار میکنم با اونجا قرارداد داره
با کی معامله میکنی؟ - مالک -
اسمش چی بود؟ «اد»؟
کارکنای دیگه رو هم دیدی؟
نه
و چندتا کار هم برای "بازاریابی کوپرز" انجام دادی؟
آره ، آره . سیستمشون قدیمی بود
و «لورا بنسون» مسئول قرارداد آیتی بود؟
نه . یه مَردهای بود
تری» نامی بود»
تو هیچ کاری نداشتی که با لورا بنسون» انجام بدی؟»
هرگز «لورا بنسون» رو ملاقات نکردم
بِیکِن توی یخچال رو میخوای یا اونی که توی فریزرـه؟
بهخاطر اینکه خیلی ازش اونجا هست
واقعاً مجبور نیستی همهي اینکارها رو انجام بدی
کار من نیست . کار «اد»ـه
نمیذاشت بدون نصف مغازه بیام اینجا
اینکه به نظر میرسه همه میدونن یهکم سخته برام
هیچکی تو رو قضاوت نمیکنه
چرا باید من رو قضاوت کنن؟
خب ، نه . همین رو گفتم اونها قضاوتـت نمیکنن
میدونی ، ما اینجا کنارت هستیم
کَت» ، باید راجع به یه چیزی» باهات صحبت کنم
درباره حملهست؟ درباره کاریه که باهات کرده؟
چون میتونی هر چی که میخوای بهم بگی
بهت قول میدم به هیچکس نمیگم
...من دوستـتم و اگه - نه -
من و «جیم» باهم سکس داشتیم
صبح شنبه
چی؟
نه
«تریش» - ما سکس داشتیم -
و خیلی متأسفم و نباید اتفاق میفتاد
...و اگه میتونستم برشگردونم - صبر کن . صبر کن . خفهشو فقط -
«خفهشو . فقط خفهشو «تریش
فقط حرف نزن
پس تو بودی؟
آره . میبینی؟ فکر کردم که صبح شنبه یکی بود
میخواستم یه چیزی بگم . میدونی؟
"نه توی روز مهمونیت . ولش کن مرده رو" ولی تو؟
واقعاً؟
تو
خدایا ، استانداردش پایین اومده
...پس
اینجا بود؟
آره - خدایا -
فکر نمیکردم روی بوی کپک شق کنه
متأسفم - اگه اینقدر متأسفی -
پس چرا انجامش دادی؟
اومده بود اینجا که یه نگاهی به دیگ بخار بندازه
خب پس نگاه کرد؟
برنامهریزی نشده بود - نه ، نه -
هیچوقت با «جیم» برنامهریزی نشده بود . هرگز
ولی بو که به مشامش برسه همیشه آمادهست
منظورم اینه که میدونی که نفر اول نبودی؟
حتی نفر 50ـم هم نیستی
البته که میدونستی چون راجع بهش حرف زده بودیم
بهت گفته بودم من بهت اجازه دادم رازهام رو بفهمی
میدونم و خیلی متأسفم
...اگه 1بار دیگه بگی متأسفم
...پس
دوستش داری؟
احمق نشو - چطور این احمقانهست؟ -
متأسفم «تریش» اگه احمقانه بود
فقط اینکه من باهاش ازدواج کردم و شوهرمه
و فکر کنم این سوال منصفانهایه اونم از زنی که
اخیراً باهاش بیشتر از من سکس داشته
میدونه که به من گفتی؟
آره - ...خدایا...پس تو -
تو دیدیش و باهاش حرف زدی
از اونموقع تو همسرم رو دیدی
و این رو برنامهریزی کردی
خدایا پس «جیم»ـه دیگه
تو کسی هستی که بهت تجاوز شده
و تو اولین نفری هستی که به من میگی
آره . خب عزیزم به دنیای من خوش اومدی
منظورم اینه که خدا ممنوعش کرده که یکبار گندی که زده رو جبران کنه
پلیس فهمید
همهـش رو با رد دیاناِی انجام شد
فکر کردم بهت مدیونم که بهت بگم چون باهم دوستیم
نه ، نه ، نه عشقم . ما باهم دوست نیستیم
نه . فقط همدیگه رو میشناسیم
خیلیخب
اینجاست که دیگه درک نمیکنم
از بین تموم زنایی که توی اون مهمونی بودن
چرا باید یه نفر به تو تجاوز کنه؟
منطقی به نظر نمیاد
گمشو
«کَت»
امشب نیا خونه
بذار توضیح بدم - «نه . برام مهم نیست «جیم -
یه لحظه بود . اشتباه احمقانه بود
من حس تأسف داشتم براش
چی؟ پس یه سکس دلسوزانه بود؟ به خودشم گفتی؟
نه
میدونی ضعفـت چیه عشقم؟
نه . مطمئنم میخوای به من بگی
احمقی اما فکر میکنی باهوشی
که جای خطرناکیه برای زندگی کردن
هر موقع که بخوام میتونم آتیش بزنم به زندگیت
اگه جات بودم الان از ترس خودم رو خراب میکردم
آره . فقط میخواستم درباره تریش وینترمن» بررسیـت کنم»
ببینم چطوری انجامش میدی - عالیه . ممنون -
ارزیابیـت از "خوبه" چیه؟
فکر کنم رابطه خوبی داریم
به نظر میرسه به من اعتماد کرده ملاقاتهای منظمی داریم
چیزی راجع بهش اذیتـت میکنه؟
هیچی . همه چیز خوبه
نه . یه چیزی درست نیست . چیه؟
بِث» ، هدف این نظارت» اینه که با من صادق باشی
من جایی که الان هستی بودم
اما نمیتونم کمکت کنم مگه اینکه بگی چه اتفاقی داره میفته
از من خواست تا برای مصاحبه ب.ب.م» با پلیس»
و زمانی که میخواد اظهارات تکمیلی رو بهشون بده باهاش برم
خب
خیلی دلخراش بود
فقط جزئیات اتفاقی که به سرش اومده
کاری که اون متجاوز کرده
دراز میکشم و بدون اینکه بخوابم ...بهش فکر میکنم . فکر به اینکه
کی یه همچین کارهایی میکنه؟
اون رو بیهوش کرده دستاش رو پشت کمرش بسته
و دهنش رو هم بسته
نمیتونم از ذهنم بیرونش کنم
درسته
طبیعیه؟
کاملاً طبیعی و قابل درکه
ببخشید ، میتونی همهـش رو دوباره بگی؟
اینها چیزهایین که توی ماشین و خونه «آرون مِیفورد» پیدا کردیم
بعلاوه یه همسر ناراضی
اولین و مهمترین چیز درباره شب شنبه دروغ گفته
هیچ «ماکرل»ـی توی یخچال یا فریزرش نبود
همسرش اصلاً از اونا خوشـش نمیاد اصلاً توی خونهشون از اونها نداشتن
چرا باید درباره این دروغ بگه؟ میدونست که بالاخره میفهمیم
اصلاً مثل یه آدم بیگناه به نظر نمیرسه ، نه؟
چون احمقه دلیل نمیشه که متجاوز باشه
نه اما این کاندومها
با اونهایی که توی خونه اکسهمپتون» پیدا کردیم مطابقت داره»
بله؟
میلر» ، چجوری از شر طناب آبی خلاص شده؟»
بِث لتیمر» طبقه پایینه»
میگه باید راجع به یه مورد اورژانسی باهاتون حرف بزنه
تازگی یه جلسه نظارت داشتم
و درباره پرونده «تریش» صحبت میکردیم
آره . ما حدود 1 سال پیش موکلی داشتیم
که با ما مطرح کرد ولی هیچوقت به پلیس گزارش نکرد
و خیلی شبیه حمله به «تریش وینترمن» بود
اسم زنه چی بود؟
بهخاطر توافق با موکل الان نمیتونم بگم
اونموقع با پلیس مطرح نکرده بود
ولی الان میتونم باهاش تماس بگیرم ببینم مایل هست یا نه
حمله کجا اتفاق افتاد؟ - «راه خروجی «بودموف -
بعد مهمونی توی راه برگشت به خونهاش بود
بیهوش شده بود . دهنش با یه جوراب قدیمی بسته شده بود
دستاش بسته شده بود بهش تجاوز شده بود
همونطور که گفتم اصلاً گزارشـش نکرده بود
3تا زن که همهشون توسط یه مهاجم ناشناس بعد از یهجور مهمونی
یا شبی که بیرون بودن بهشون حمله شده
3تاشون یه ضربه به پشت سرشون زده شده دستاشون بسته شده و بهشون تجاوز شده
این زن آخری ظاهراً به بسته شدن دهن با جوراب قدیمی اشاره کرده
«ممکنه ازش برای بستن دهن «تریش هم استفاده کرده باشه؟
ممکنه
اگه این 2تا هم بررسی بشن
ما یه متجاوز سریالی داریم که برای 2 سال گذشته
در حال شکار زنها بوده و هیچکس حتی نمیدونسته که این اتفاق افتاده
با این اوصاف «آرون مِیفورد» نبوده
من تاریخهای اون رو با تاریخهایی که رئیس «بِث» گفته کنترل کردم
اونموقع توی زندان بوده - پس کاندومها چی؟ -
توی تموم داروخونهها قابل دسترسه
ولی اون راجع به جایی که بوده و مسیری که رانندگی میکرده دروغ گفته
اگه اونها حادثههای جداگانه و مهاجمهای مختلف باشه چی؟
چی؟ پس 2تا متجاوز یا 3تا متجاوز داریم؟
«نمیدونم ولی «تریش» و «لورا بنسون
جفتشون گفتن حملهکنندههاشون بوی مشروب ارزونقیمت میدادن
منم با «کِیتی» موافقم . یه چیزی درباره آرون مِیفورد» درست نیست»
گوش کنید . همهمون راجع به اون همعقیدهایم ولی زمانمون داره تموم میشه
شواهد متناقض زیادی هست که نگه داشتنش رو توجیه میکنه
میتونیم تیم نظارت رو واسهـش نگه داریم
درست وقتی فکر میکنیم به یه چیزی رسیدیم دوباره روز از نو روزی از نو
میدونم . باید قربانیهای دیگه رو هم گیر بیارم تا بتونیم پیش بریم
تا اون زمان اون پسربچه توی کارخونه طناب رو یادته؟
میخوام برم با دختری که بهونهاش بود صحبت کنم
میخوای بیای؟
باید با قید وثیقه «آرون مِیفورد» رو آزاد کنیم
امیوارم بهخاطر این پشیمون نشیم
«سلام «اد
خوبی «ایان»؟
آره
گوش کن
اینجا چندتا کاروان داشتی که اجاره میدادی؟
آره . چرا؟
تو فکر یه جایی هستم واسه زندگیم
پس فکر میکنی برای چند هفته میتونم یکیشون رو ازت اجاره کنم؟
همین هفته؟
فکر کردم "با چی بود اسمش" زندگی میکنی
سارا»...نه . الان خیلی خوب پیش نرفته»
انداختـت بیرون؟
آره . خب ، یه همچین چیزهایی
لعنتی ، همه چیز داشتی خونه خوب ، زن دوستداشتنی
«آره . درسته «اد - و گند زدی بهش -
بسه دیگه
کاروان رو بهم میدی یا نه؟ همین رو میخوام بدونم
نه - چی؟ -
نه ، نمیتونی
چرا؟
بهت اطمینان ندارم تریش» هرگز بهت اطمینان نداشت»
تو با مردم خوب رفتار نمیکنی
در واقع تعجب نمیکنم اگه تو کسی باشی که بهش تجاوز کردی
بیا عزیزم . زیاد بالا نرو . باشه؟
امیدوار بودم که به من نمیگی
اما کاملاً درهمشکسته به نظر میرسی
ممنون . روزگار مشکلیه
ولی میخواستم مطمئن بشم که ببینمت
کاری که خواستی رو انجام دادم با «تریش وینترمن» درباره اینکه
میخوای باهاش حرف بزنی گفتم - عالیه . ممنون -
خودش نمیخواست - صحیح . باشه -
مذهبی نیست و نمیدونه این چقدر میتونه مفید باشه
ولی گفتی که لازم نیست درباره اون باشه؟ این حمایته
گفتم . واقعاً باهاش در این مورد حرف زدم
آماده دیدن شما نیست . متأسفم
درسته
یهجوری گفتی انگار ناامیدت کردم
نه . به هیچ وجه
من خیلی تحسینـت میکنم
روشی که تموم این اتفاقات رو تبدیل به راهی برای کمک به مردم کردی خیلی قشنگه
مردم واقعاً به تو واکنش نشون میدن
اگه بخوام واقعاً باهات صادق باشم یهکم بهت حسودیم میشه
آخرینباری که «مارک» رو دیدی کی بود؟
میدونستم به اینجا میرسیم
پائول» ، نمیتونم بیشتر از این محافظش باشم»
«داره میره دنبال «جو - آره -
میدونی؟
بهم نگفته بود اما این اتفاق میافتاد
میتونستم ببینمش . شاید 2-1 ساله
اما این اواخر بدتر شده - نمیتونستی منصرفش کنی؟ -
چرا هنوز باید راجع به پاک کردن گندکاریهای اون
حتی بعد از اینکه از خونه انداختمش بیرون فکر کنم؟
نمیتونم توی درد و رنج اون زندگی کنم
من انرژی خودم رو جایی که مردم نیاز دارن گذاشتم
«دخترهام و آدمایی مثل «تریش
...بِث» ، اگه کار احمقانهای بکنه»
چی؟ تقصیر ماست؟
نه
انتخاب خودشه
نمیتونی کسی رو که نمیخواد نجات پیدا کنه نجات بدی
هیچوقت اونها رو نخوندم . نامهها رو
خیلی خوب به نظر نمیرسید
و کتاب به اونها نیاز نداشت
پس میدونی ، غیرقابلدسترسیـند
ممنون بهخاطر اونها
بهتره من برم پس
جایی میری؟
آره . یه استراحت کوتاه
فقط میدونی ، یه فضای دیگه
جای قشنگیه؟
داشتم به اسکاتلند فکر میکردم
خوبه - آره -
چند وقت میری؟ - یه چند روزی -
نایج» اوضاع رو سر کار دست میگیره»
راه زیادیه برای یه چند روز
الان دیگه آژانس مسافرتی شدی؟
احتمالاً بشم اگه اوضاع همینطور پیش بره
جایی که میخوای بری آشنایی داری؟
«ممنون که اونا رو آوردی «مگی
«مواظب خودت باش «مارک
همیشه هستم
دنیله لورِنس»؟» - آره . عجیبه -
مردم معمولاً اسمم رو نمیدونن
برای بستنی یخی نیومدیم - از طرف خودت حرف بزن -
«کاراگاه گروهبان «میلر «کاراگاه بازرس «هاردی» از پلیس «وِسکس
خیلیخب
شنبه شب 28ـم «مِی» کجا بودی؟
آره . با دوستپسرم "لئو" "آنگلرس" بودیم
کِی رسیدید اونجا؟ - 7:30 -
کِی اومدید بیرون؟ - نیمهشب...کباب خوردیم -
چه نوع کبابی؟ - «دانر» -
مغازه کبابی شلوغ بود؟ - فکر نکنم . نه -
چند وقته با "لئو هومفریس" میری بیرون؟
بگی نگی چند ماهی میشه
هر آخر هفته میبینیش؟ - نه ، نه واقعاً -
تموم شب باهات بود؟ - چشمام رو ازش برنداشتم -
وقتی برگشتید رفتید خونه کی؟
خونهی اون . باباش زده بود بیرون
لئو» صبح برام صبحونه درست کرد . نیمرو»
آشپز خوبیه؟ - نه واقعاً -
اشکالی نداره این آدما رو رد کنم؟
نه . فکر کنم کارمون تمومه
مایلیم ازت بخوایم برای امضای اظهارنامهای که گفتههات رو تأیید میکنه به ایستگاه بیای
بهطور کلی درباره اینه که اگه دروغ گفته باشی بهخاطر شهادت دروغ میری زندان
مشکلی نیست
«باشه . باهات تماس میگیریم . ممنون «دنیله
سلام ، چی بهتون بدم؟
باور کردی؟ - نه حتی یه کلمهـش رو -
متنفرم از اینکه مردم بهمون دروغ میگن
کجا میری؟
به نظر میرسه کجا میرم؟ کار
میخوایم غذا بخوریم - مهم نیست -
محض رضای خدا
چیزی گفتی؟
آشپزی کردم
دیدی که دارم آشپزی میکنم - ندیدمت -
به کارهایی که شما میکنین توجه نمیکنم
«کلایو»
سلام
داشتم میرفتم
بهخاطر من نیست که؟ - آره -
موفق باشی . درست میشه
همه چیز مرتبه؟ - آره -
باهاش مهربون باش . دختر خوبیه
چی؟
مشکلی پیش اومده؟
خوبی؟
نه واقعاً
من از اینجا متنفرم بابا
خب ، بهش عادت میکنی
نمیکنم
الان نه
منظورت چیه؟
یکی تلفنم رو برداشته
رفتن سراغ عکسهام
...توی عکسهام
عکسی بوده که برای همه فرستادن
عکسه چی بوده «دِیز»؟
مجبورم نکن نشونت بدم
عزیزم ، نه
همه توی مدرسه دیدنش
حالا تموم پسرها میخوان شکارم کنن و منم نمیتونم اینجا بمونم
کِی این اتفاق افتاد؟ - چند هفته پیش -
چند هفته پیش؟ چرا نگفتی؟
هیچوقت اینجا نیستی
پرونده داشتم - همیشه پرونده داری -
همیشه پروندهها مهمتر بودن
گفتی اینبار فرق داره
داره - نه -
بدتر شده
«دنی» - همونطور که گفتی پلیس اومد -
چی گفتی؟
هر چی بهم گفتی
گفتن اگه دروغ گفته باشم میرم زندان
کی گفته دروغ گفتی؟
الان سومین لطفیه که بهم بدهکاری
پنجشنبه چیکارهای؟
نمیدونم ولی گرون میشه
سلام رفیق ، میرم خونه جاش رو خودت میدونی
گرونه؟
خوبه . برای هر چیزی آمادهام
شوخیت گرفته حتماً
امروز نه . محض رضای خدا
«هنوز توی استراحتم «اد
میدونم اما شبیه کسی هستی که به قهوه نیاز داره
درسته
ممنون
من جذابم «اد»؟ - چی؟ -
بجنب دیگه . یه سوال سادهست
باشه . خب ، باید مراقب باشم
چون به عنوان رئیسـت ...میدونی که قانون آزار جنسی
باشه . ببین ، اگه نمیشناختیم میخواستی که با من سکس داشته باشی؟
خب ، آره احتمالاً
خدایا ، احتمالاً؟
خب ، ممنون برای تأییدت
باشه . قطعاً بههرحال این چه سوالیه؟
نمیدونم . فقط میخوام بدونم از من گذشته یا نه
معلومه که ازت نگذشته
چرا باید این رو بگی؟ تو یه زن خوشچهرهای
تو یه همسر تخمی گیرت اومده اما تقصیر تو که نیست
جیم» با «تریش» خوابیده»
چی؟ - آره -
جیم» و «تریش»؟» - صبح روز مهمونی من -
نمیخواست اینکار رو بکنه
میدونم فکر میکنی خیلی خوشگله و این حرفا
ولی با شوهر من سکس داشته
شایدم «جیم» سکس داشته اونها باهم سکس داشتن
خودش بهم گفت
به چی فکر کرده بود؟
خدای من
امتیاز کامل برای مشاور تخمی بودن
متأسفم
چیکار میخوای بکنی؟
نمیدونم
قبلاً هم زنهای دیگهای بودن ...میدونستم اما الان این
بیشتر درد داره
فهمیدم
فکر میکردم زندگیم اینجوریه که یکی رو دوست دارم
...و اونم من رو دوست داره و
اون تموم زندگیم میشد
خواسته زیادیه؟
عالیه
واقعاً رفیق ، خیلی قدیمیه
ماشین یدککش خراب شده
نه . عوضی نباش
آره . چیه؟ میخوای برات بُکسِلِـش کنم؟
خیلی بامزه بود
مهمونیت بد بود ، نه؟
نمیدونم منظورت چیه - نمیدونی؟ -
نمیتونی باور کنی ، نه؟
چه کارهایی که مردم میتونن انجام بدن
آره . نمیخوام راجع بهش حرف بزنم
اینقدر آزار دهندهست که تا میرسن توی تاکسی راجع بهش صحبت میکنن
تو تنها کسی هستی که مشتاق نیستی
تریش» بیچاره»
از کجا میدونی اون بوده؟ - رفیق ، کل شهر میدونن -
حداقل اسمش رو از توی روزنامهها کشیدن بیرون
برای تو و همسرت هم سخته
حتماً کسیه که دعوتش کردید
حتماً؟ - از لحاظ منطقی -
چرا تو اینقدر علاقهمندی؟
خب ، اونشب من چندتا آدم رو بردم و آوردم
درسته
پس تو همون طرفا بودی اما دعوت نشده بودی؟
آره . میدیدم اونجا چیکار میکنید
واقعاً؟
...بامزه بود . دیدمت
«با «تریش
پارک کرده بودم . اون بیرون بودی
اونطرف خونه
شبیه این بود که یه گفتگوی شدید داشتی
چی داری میگی؟ توی مهمونی زنم داشتی جاسوسیم رو میکردی؟
جاسوسی نه رفیق . فقط دیدم
نه . تو فقط دیدی که 2تا دوست دارن باهم حرف میزنن
یخورده بیشتر از این به نظر میرسید
بزن بغل - چی؟ -
گفتم بزن بغل قبل از اینکه سفت بزنم زیر گوشـت
گوش کن . من دنبال دردسر نیستم
میدونی داری با کی حرف میزنی؟
میدونی چندتا آدم رو توی این شهر میشناسم؟
نه واقعاً - رئیسـت رو میشناسم -
همکارهات و مشتریهات رو میشناسم
میتونم درباره زنت ، بچهـت و حیون خونگیت هم بفهمم
خیلی راحت میتونم زندگیت رو از این چیزی که الان هست رقتبارتر کنم
درسته - درسته -
یه پیام جدید دارید
مارک» ، منم . میتونی بهم زنگ بزنی لطفاً؟»
نگرانتم
پیام حذف شد
اینجا به «تریش وینترمن» حمله شده
به «لورا بنسون» اینجا و سومی توی «بودموف» اینجا
پس یکی توی یه زمین خصوصی یکی توی دشت باز
اون یکی هم گوشه شهر
فکر کنم همهشون مناطق تاریکی باشن
فقط در صورتی به اون محلهها میری که یه آدم محلی پیشنهادشون داده باشه
آره . ممکنه ولی داریم دنبال سوزن توی انبار کاه میگردیم
یخورده
چطوره که ما این آدرسها رو
با آدرسهای تموم دعوت شدهها به مهمونی «اتوود» مقایسه کنیم
باشه . یه نگاهی میکنیم
ممنون
برای اومدن به اینجا - مشکلی نیست -
اگه دوست داشته باشی میتونم باهاش حرف بزنم
فکر میکنی کمک کنه؟
نمیدونم . دختر توئه
میلر» ، احساس میکنم توی» همه چیز دارم شکست میخوردم
این خاصیت پدر و مادر بودنه
مثل اینه که مدام یه سیلی بخوره دور سرت
نه . چی میشه اگه در مورد موقعیت مکانی نباشه؟
اگه فصلی باشه چی؟
چی؟ - تموم حملهها -
توی ماههای تابستون اتفاق افتاده «از «ژوئن» تا آخر «مِی
خب ، ارتباطی بین مکانها نیست ارتباط بین زمانهاشونه
یعنی به کسی که تموم سال اینجا نیست میرسیم؟
آره . کارگرهای فصلی توریستهایی که برمیگردن
نه بهخاطر اینکه چجوری به آدمایی که توی مهمونی بودن ربط پیدا میکنه؟
همهشون همین حوالی زندگی میکنن - خدایا ، نمیدونم -
این کمترش نمیکنه . بیشترش میکنه
دارم بهترین کاری که میتونم رو انجام میدم . اطلاعات رو دنبال میکنم
فقط به یه آدم نیاز داریم . یه کمک
چی؟
«آرتور تَمورف» هستم از خونه «اکسهمپتون»
این شماره به من داده شده
فقط نمیدونم...احتمالاً سگم یه چیز مربوط رو پیدا کرده
بستهایم
کری؟ گفتم بستهایم
متوجه شدم که این توی دهن «پدرو»ـه
نمیدونم کجا پیداش کرده یا چند وقته داشتـتش
فکر کردم باید زنگتون بزنم
حتی اگه یه جوراب قدیمی باشه
فکر کردم مربوط به کارِتون باشه
کاملاً
عالیه بچهها
بیاید تمومش کنیم
روپوشهاتون رو بذارید توی کیسه
جمعشون کنید بیارید پیش من وقتی عوض کردید
دوباره نوبت منه بشورم
مگه اینکه بتونم یه دختری گیر بیارم که واسه من اینکار رو بکنه
✅ WLH مترجم : حامد ✅
«ارائهای از تیم ترجمه «تـي وـي وُرلـد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.