Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
پیش از این در "Broadchurch"
تریش وینترمن» یه پیامک تهدیدآمیز ناشناس» از یه شماره مسدود شده دریافت کرده
تریش» ، امکانش هست پیامک از طرف همون» مردی باشه که صبح روز حمله باهاش خوابیدی؟
بهتون گفتم راجع بهش صحبت نمیکنم
احتمالاً دیاناِی اون رو از ملافههای تختـت پیدا میکنیم
اون درگیر شوک بعد از حادثهست خیلی بهش فشار میاری
باید فشار رو کمتر کنی
11هزارتا برای زندگی پسر کوچولومون؟
من جبران خسارت نمیخوام من عدالت میخوام
ما اون رو نمیخوایم . داریم بهت میگیم به نظر نمیرسه حرف ما رو بشنوی
برای به جریان انداختن یه پرونده شهروندی باید بدونید آقای «میلر» کجاست
به آدرسـش نیاز پیدا میکنیم - همینه . پس نمیتونیم -
هیچکی نمیدونه کجاست
اون چیزهایی که با لپتاپی که بهت دادم انجام دادی رو میتونی پاکشون کنی؟
کامپیوتر رو برسون بهم منم حذفشون میکنم
«باید به یاد بیاری «تریش
باید هر کمکی که میتونی به اونها بکنی تا دستگیرش کنن
اگه نتونی همهمون توی خطریم
تریش» ، مطمئنی؟»
مجبور نیستی کاری رو که نمیخوای انجام بدی
مطمئنم
میخوام کمک کنم
میخوام یادم بیاد
▶️تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »◀️
"Broadchurch" فصل 3 : قسمت 4
✅ WLH مترجم : حامد ✅
...خب
اون پشت پیاده شدم
از این راه اومدم . میتونم؟
هر جایی که بخوای ما پشت سرت میایم
درباره گلها بهتون گفته؟ - نه . کدوم گلها؟ -
یکی یه دسته گل براش گذاشته با یک کارت بدون امضا
: که روش نوشته بود "به فکر تو هستم"
فکر میکنه از طرف کیه؟ - نمیدونه -
کِی بود؟ - شب پیش -
هنوز کارت رو داره؟ - آره -
وقتی میخواستم بیارمش نشونم داد
«ممنون «بِث
مهمونی توی اتاق اصلی بود . این پایین
...ولی
آشپزها اینجا میرفتن و میومدن . درسته؟
اصلاً اومدی توی آشپزخونه؟
آره ، اومدم . برای یه لحظه
یادم رفته بود
آره . آخرای شب بود چندتا بشقاب رو برگردوندم
میخواستم کمک کنم کارکنان زیادی نمونده بودن
یه چندتا کلمه کوتاه با یکی از کسایی که اینجا کار میکرد زدم
هی ، عقلت کمه؟ داریم اینجا کار میکنیم
باید بهتون میگفتم . متأسفم
به هیچ وجه . بهخاطر همینه که اینکار مفیده
چیزیه که کمکت میکنه حافظهـت برگرده یا به یاد بیاری
حالـت چطوره؟ - خوبم -
واقعاً؟
میخوای تمومش کنی؟
میشه نزدیکم بمونی؟
آره
ممنون
اونشب خیلی خوشحال بودم
اد» آخرین کسی بود که از کنارش رد شدم»
الان باید بریم بیرون
برو . ما دنبالت میایم
مالک هم امروز اینجاست . درسته؟
آره . طبقه بالا میمونه تا سر راه نباشه
اولینباری که اومدیم اینجا متوجه یه گاری توی سالن نشدی؟
نه - نه . منم همینطور -
اینجا سیگار کشیدم
...«و «ایان
سعی داری تحقیرم کنی؟
تو انتخابت رو کردی عوضی
با خودت چی فکر کردی که امشب جندهـت رو آوردی اینجا؟
وقتی جروبحث تموم شد کدوم طرفی رفت؟
نمیدونم . من پشتم رو بهش کرده بودم
و بعد چند دقیقه شنیدم که اسمم صدا زده شد
فکر کنم
منم رفتم به سمت صدا
ولی تشخیص ندادی که کی بود؟
خب ، یهجورایی احساس کردم «ایان»ـه
قبل از اینکه ضربه بخوری نشنیدی کسی پشت سرت باشه؟
نه ، نه . فقط آخرین لحظات
من تقریباً حرکت هوای پشت سرم رو حس کردم
چقدر من رو برد؟ نمیدونم چقدر نزدیکه
خوبی؟
این همون صداست
تریش» ، مجبور نیستی خودت رو» توی این شرایط قرار بدی
میشه دستم رو بگیری «بِث»؟
البته . آره
تریش»؟» - نه ، نه . بذار انجامش بدم -
بهش احتیاج دارم
بوش رو میتونم حس کنم
تریش» ، بیا از اینجا دور بشیم»
نه ، نه
...همون بوئه . اون
آب و برگـند
اما یه چیز دیگه هم هست
ودکا»...یه چیزی مثل اینکه اون» مشروب خورده بود
من میتونستم بوش رو از اون بفهمم
و یه نور درخشانی از اونجا میتابید
چه نوع نوری؟ - نمیدونم . خیلی روشن بود -
فکر میکنی از اون خونه بوده؟
آره . از همون سمت بود - چقدر روشن بود؟ -
...نمیدونم چون بازوهاش دور من بود . من
تریش» ، هر چیز واضحتری از نوع اون نور» یا اینکه کی شروع شد؟
میتونم برم؟ میخوام برم . الان میخوام برم
البته که میتونی - «من میبرمت «تریش -
به سختی میتونم تحملش کنم - آره -
اون نور چی بوده «میلر»؟
آره . شاید نور نگهبانا بوده میتونسته اونم باشه
شایدم از سنسورهای حرکتی بوده
چرا عمل کردن؟
مگه اینکه از داخل روشن شده باشه
معنیش اینه که یکی اون تو بوده - نمیتونیم بهش دسترسی داشته باشیم؟ -
تا حالا از مردی که اونجا زندگی میکنه چیزی نشنیدیم
کِیتی» داره پیگیری میکنه»
فکر کنم میتونسته نور بالای یه ماشین بوده باشه
آره . شاید
اینجا زاویه مناسبیه؟
مگه اینکه از اون چیزی که فکر میکنه نزدیکتر بوده باشه
شاید نور چراغقوه بهش تابیده شده
یا تلفن - آره . ممکنه -
مالک کجاست؟
بعد از اینکه مامورهای شما رفتن همسرم بدون اجازه اینجا رو تمیز کرد
بیشترشون چیزهایی هستن که نوهها بیرون انداختن
پس اینها رو بعد از اینکه مامورهای صحنه جرم ما رفتن پیدا کردید؟
آره . بعد از اتفاقی که اینجا افتاد فکر کنم این روش همسرم
برای پس گرفتن مالکیت اینجاست
جفتمون تحت تأثیرش قرار گرفتیم
و فکر نکردید باید به ما بگید که این چیزها رو پیدا کردید؟
نه ، نه
متأسفم
مربوطه؟ - ما هنوزم داریم -
دنبال سلاحی که برای بیهوش کردن خانمه استفاده شده میگردیم
میفهمم - کیسه مدارک رو بده من -
این چوب باید برای بررسی به آزمایشگاه بره
در واقع این یکی از اون 2تاست
نمیدونم دومیش کجاست
کِیتی» ، حالـت چطوره؟»
داشتم روی این لیست مجرمای جنسی کار میکردم
یه متجاوز محکوم شده که 10هفته پیش از زندان آزاد شده
به منطقه برگشته
جزئیات بیشتر؟
آره . تازه داشتم پروندهـش رو میخوندم
«اِلی»
«قربانیش درست مثل «تریش دستاش و دهنش بسته شده
خب ، آدرسـش رو برام بفرست ما الان میریم اونجا
پس چوب کریکت رفته برای آزمایش
اما هنوز چوبی که شبیهـش بوده پیدا نشده
هنوز چیزی که مهاجم برای بستن دهن «تریش» ازش استفاده کرده پیدا نکردیم
و الان هم باید بفهمیم نوری که تریش» حین حمله دیده چی بوده»
هارفورد» دیگه چی داشت؟»
اپراتور تلفن «تریش» بهش جواب داده
پیامک ناشناس از یه وبسایت فرستاده شده
هر کسی که بخواد یه پیامک ازش بفرسته اول باید واردش بشه
و اونها تمام آیپی آدرسهای
هر فردی رو که پیام میفرسته رو نگه میدارن
خب ، باید اول جزئیاتش رو برای «کِیتی» بفرستن
باشه . خوبه
آرون مِیفورد» 31 ساله ، مشاور آیتی»
3سال برای تجاوز به یه زن توی یه هتل ارزونقیمت
قربانی به تخت بسته شده بود و چیزی هم توی دهنش گذاشته شده بود
توی دادگاه اعلام بیگناهی کرده
و قربانی رو مجبور به شهادت توی دادگاه کرده
چقدر داخل زندان بوده؟
16ماه . با عفو مشروط اومده بیرون
خب ، به نظر میرسه خودش باشه
برای دیدنش نمیتونم صبر کنم
«کاراگاه گروهبان «میلر» و کاراگاه بازرس «هاردی «از پلیس «وِسکس
دنبال «آرون» میگردیم
نمیتونید دست از سرش بردارید ، نه؟
آره . اخبار رو خوندم تعجب میکردم اگه اینجا نمیومدید
توی لیستی . نمیخوایم از قلم بندازیمت نه اینگه بگیم کاری کردی یا نه
یه زن توی 50 سالگیش بود . درسته؟
اصلاً به جزئیات پرونده من نگاه کردید؟
درباره سن سختگیری ، مگه نه؟
نباید این رو بشنویی
بسیارخب
من محکومیتم رو گذروندم مستحق یه شروع دوباره هستم
نه . تو با عفو مشروط اومدی بیرون معنیش اینه که هنوز داری مدت محکومیتـت رو میگذرونی
در مورد زنی که بهش تجاوز کردی چی «آرون»؟ اونم یه شروع تازه داشته؟
اگه به حقیقت علاقه دارید
به همون اندازه که من مست بودم اونم بود
دختر؟ مگه چند سالش بود؟
27 - پس زن بوده -
اون زنه و من توی یه کنفرانس همدیگر رو دیدیم
مشروب خوردیم . برگشت به اتاقم
سکس داشتیم . شاد بود
وقتی از خواب بلند شدیم ترسیده بود به من گفت که شوهر داره
همونموقع بود که شروع کرد من رو متهم کردن به این چیزها
مثل بستنش؟
من بستمش . آره
من بازی رو دوست دارم . که چی؟ چیز غیرعادی که نیست
همه توی اتوبوس "پنجاه طیف خاکستری" رو میخونن
من متجاوز نیستم
خب ، طبق نظر هیئتمنصفه هستی
هیئتمنصفه هم اشتباه میکنه . نمیکنه؟
الان چیکار میکنی «آرون»؟
وارد کردن اطلاعات
شرکت جعبههای پروندهها رو برام میفرسته منم اطلاعاتشون رو وارد میکنم
اونا هم پول آزادی من رو تأمین میکنن
توی خونه کار میکنی؟ - آره -
ادارههای زیادی نیستند که بخوان من اونجا باشم . درسته؟
نه
شنبه شب گذشته کجا بودی؟
ماهیگیری
الان هر شنبه شب همین کار رو میکنم
میرم ساحل . تمام شب وسایل رو میچینم
بچه که بودم وقتی توی تعطیلات بودیم من و بابام عادت داشتیم اینکار رو بکنیم
من رو یاد اون میندازه
دنیای خودت رو داری - کدوم ساحل؟ -
یه چند مایل توی شرق شهر
اطراف «فلینتکومب»؟
نه ، نه اونقدر دور . حدود نیم مایل «بین اونجا و «برودچرچ
چجوری رفتی اونجا؟ - با ماشین -
کجا پارک کردی؟
درست کنار ساحل توی پارکینگ "نشنال تراست"
کِی از خونه رفتی؟
حدوداً 12-11 - کِی برگشتی؟ -
طرفای 6:30 یا 7 صبح
وقتی برگشتی همسرت بیدار بود؟
آره . یادش میاد که من اومدم
کسی توی ساحل دیدت؟
یه چندتا مرد پایین ساحل ماهیگیری میکردن
توی راهم برای چیدن وسایل از کنارشون گذشتم
میشه تجهیزات ماهیگیریت رو ببینم؟
به غار مردونه خوش اومدی
تمرین میکنم و ورزش میکنم . میدونی؟
1-2ساعت در روز ذهنم رو باز میکنه
ورزش میکنی؟ - نه -
تجهیزات ماهیگیری
همونی که شنبه استفاده شده
از چه طعمهای استفاده میکنی؟
ماهی «اسکومبری»ـه . فقط قلاب و پلاستیک
چیزی هم گرفتی؟
آره ، گرفتم
گالری کاملی داری
باانگیزه نگهام میداره
قطعاً با انتظاراتش زندگی میکنه
هارفورد» باید دوربینهای مداربسته» بین اینجا تا ساحل رو
توی تمام مسیرها واسه شب شنبه کنترل کنه
میخوام همه چیز رو راجع به اون مرد بدونم
سلام بابا
سلام عزیزم ، اوضاع چطوریه؟
میدونی ، همونطوری
مامانت چیکار میکنه؟
خوب نیست . توی تختِشه
«با پلیس برگشته بود به «اکسهمپتون تا ببینه چیزی یادش میاد
صحیح . عجب . یادش اومد؟
گفت کمکش کرده؟ چیزی یادش اومد؟
نه . مطمئن نیست
وقتی برگشت بههمریخته بود واقعاً ناراحت بود
خب ، فکر کنم بایدم باشه
خودت چطوری؟ چطور میگذرونی؟
خوبم
دلم برات تنگ شده بابا
«منم دلم برات تنگ شده «لیاه
گوش کن . میخوام بدونم اگه تا نیم ساعت
دیگه بیام اونجا اشکالی نداره؟
باید لپتاپ قدیمیه رو قرض بگیرم
واسه چی؟
یه سری فایل توش دارم که برای مدرسه نیازشون دارم
آخرای شب بهت پسـش میدم پس مشکلی نیست؟
نمیدونم
خب ، نمیخواد مامانت رو اذیت کنی
نمیخوام ازش بپرسم باید بیدارش کنم
نه ، نه ، نه ، نه . نباید مزاحمش بشی
گوش کن . نهایتاً 2 ساعت طول میکشه
کامپیوتر مامانه باید از خودش بخوای
شاید فردا؟
آره ، آره . باشه
مطمئنم درست میگی البته که درست میگی
خوبه . پس همین کار رو میکنیم
و ببین ، مامانت رو با این مسئله اذیت نکن
بعداً مستقیماً بهش میگم . باشه؟
بعداً میبینمت . باشه؟
آره
خیلی دوستـت دارم عزیزم
منم دوستـت دارم
لعنتی
لعنتی ، لعنتی ، لعنتی ، لعنتی ، لعنتی
خوشبختانه «کت» میتونه توی بازیابی حافظه «تریش» از مهمونی کمکمون کنه
دیشب خوب خوابیدی؟
نه . تو؟
خواب دیدم توی «اکسهمپتون»ـم نزدیک آبشار دراز کشیدم
خیلیخب
احتمالاً امشب باید یه چند ساعت زودتر بری خونه
داری نقش یه رئیس حمایتکننده رو بازی میکنی؟
آره
خوب نبود؟ - افتضاح بود -
کل شهر داره عصبی و وحشتزده میشه
ما به این حرومزاده اجازه نمیدیم بهمون بگه چجوری باید زندگی کنیم
من و «اد» فکر کردیم
میدونی ، یه مسابقه فوتبال توی ساحل
خنده رو به لب همه برمیگردونه
به هر کسی که میشناختم زنگ زدم
بهشون گفتم که این رو پخش کنن
از کسایی هم که میان تیم انتخاب میکنیم
یهجور رقابت حذفی
شما هم باید بیاین همسر و بچههاتون و بقیه رو بیارین
مردم میان؟ - البته -
میتونیم یهکم خوش بگذرونیم ، نه؟ در غیر اینصورت اون میبره
هر کی که هست . هنوز نمیدونیم که کیه
...میخوام از «لیاه» بخوام اونم بیاد محض اینکه
بههرحال ببخشید . ادامه بده هر چی که نیاز داری بپرس
شب مهمونیت چه ساعتی رسیدی خونه «اکسهمپتون»؟
بعد از 6
جیم» گفت که بیشتر بعدازظهر رو اونجا بوده»
از راه رسیدن مهمونها کی شروع شد؟
نیم ساعت از 7 گذشته بود که واقعاً اذیتکننده بود
گفته شده بود 8 . آخه کی برای یه همچین چیزی زود میرسه؟
شبیه خونه آدم نیست که
وقتی مردم رسیدن کجا بودی؟
من توی...یهکم اتاق اصلی . میدونی؟ یهکم کتابخونه
جایی که گروه موسیقی بعدش میزدن
میتونی روی طرح نشونم بدی؟
آره
...خب
همهمون اینجا بودیم
مردم از این در اینجایی میومدن و میرفتن
و غذاها هم اینجا آماده میشدن
هر کسی که توی لیست دعوت شدهها بود رو میشناختی؟
آره ، آره . کم و بیش
یه چندتا از همکارهای «جیم» بودن
میدونی ، تأمینکنندهها و چیزهایی مثل این که شاید برای بار اول بود میدیدمشون
شاهد دعوای بین «جیم» و «اد بورنِت» بودی؟
نه ، نه . من نبودم توی آشپزخونه بودم
یکی دوید سمت من تا بهم بگه
اما وقتی که من رسیدم اونجا تموم شده بود و «اد» رفته بود
از کِی کار برای «اد بورنِت» رو شروع کردی؟
4سال پیش
از همونموقع راجع بهش دعوا دارن
جیم» بهخاطر کار کردن اونجا ازم متنفره»
اگه گاراژ لعنتیـش بهتر بود من مجبور نبودم اونجا کار کنم
میتونی یهکم از حرکاتـت توی اونشب رو بهمون بگی؟
آره
واقعاً زیاد از اون اتاق بیرون نرفتم
یه ذره مشروب خوردم
بیشتر شامپاین فکر کنم به خدمهها گفته شده بود
لیوانم رو پر نگه دارن
فقط دم در بودم
میدونی ، ببینم مردم بیان و خوشامد بگم
اونشب زیاد «تریش وینترمن» رو دیدی؟
آره . یه زمان کمی رو اون اولش باهم گذروندیم
بعدش با چندتا از دخترهای سر کار رفت
خبر داشتید که با کسی مشکلی داشته باشه؟
یه جروبحثی بین اون و «ایان» بود شوهر سابقش
ولی قابل انتظار بود دوستدختر لعنتیش رو با خودش آورده بود
بهش گفتم نباید اینکار رو بکنه بههرحال آورده بودش
خب ، «تریش» غیرقابلکنترل نشده بود
تریش» و «سارا» باهم حرف زدن؟»
نه ، نه ، نه . «تریش» فاصلهاش رو از اون حفظ کرده بود
منم متمدن بودم . همهـش همین بود
در واقع دیدم که «سارا» و «ایان» یه دعوای کوچیک بعدش باهم داشتن
خوشبختانه یهکم بعدش اونم گذاشت رفت
با کس دیگهای هم حرف زد؟
«مشخصاً «اد
یا «اد» باهاش حرف زد
اد» اگه میتونست تمام شب رو» با «تریش» میگذروند
برای اینکه نجات پیدا کنه حدودای ساعت 9 اومد پیش من
اد» ذاتاً آدم اجتماعی نیست»
فقط به 2-1تا آدم میچسبه فکر کنم اونم براش کافی بود
مارتین اسکیتلس» از بار»
یه چندتایی دیگه
«مشخصاً «جیم
کت» ، میتونی ازدواجت رو» برای ما توصیف کنی؟
ربطی داره؟
خب ، نمیدونم . بهخاطر همینه که میپرسم
منم بیعشق توصیفش میکنم
ربطش میده؟
میتونی یهکم بیشتر توضیح بدی؟
نه . فکر کنم خلاصهاش همین بود
درباره مهمونی چیز دیگهای هست که بتونی بگی؟
آره
اونموقع اصلاً به این فکر هم نمیکردم
...نمیخواستم به این اشاره کنم ولی
نمیدونم آخرای شب «جیم» کجا بود
چه زمانی رو میگی؟ آخرای شب؟
خب ، از 11:30 تا 1:30
هیچ جا نتونستم پیداش کنم
توی اتاق اصلی نبود توی زمینای اطراف هم نبود
خب ، فکر میکنی کجا بود؟
خب ، نمیدونم . واسه همینه که گفتم
شما باید ازش بپرسین
«بِث»
«اد بورنِت»
از مغازه زراعتی - آره . یادمه -
منتظر بودی تا بیام بیرون؟
یهجورایی
ببین ، میدونم داری به «تریش» کمک میکنی کت اتوود» بهم گفت»
نمیتونم راجع به این باهات حرف بزنم
فقط میخواستم بدونم حالش خوبه؟
فقط واسه اینکه روشن بشه
هر چیزی که بین من و «تریش»ـه محرمانه است
من رئیسـشم . سالهاست که برای من کار میکنه
نگرانشم . همهـش همین - نمیتونم راجع به اون باهات حرف بزنم -
پس میتونی یه پیغام ببری؟
بهش بگو به فکرشم
همهمون هستیم و هر چی احتیاج داره هر چیزی
من کاملاً کنارش هستم
من نباید اینکار رو انجام بدم
باشه
باشه
نمیتونستی از «کت اتوود» بخوای؟ - میخواستم -
میدونی ، یهجورایی محتاط بودم
من باید برم
باشه . ببخشید که معطلت کردم
بعداً برای فوتبال میای ساحل؟
آره
«آقای «لتیمر»؟ «نیک فولکِس پشت تلفن باهم حرف زدیم
آره . قهوه میخواید؟ - نه . واقعاً نمیتونم صبر کنم -
با خودم فکر کردم من که از اینجا رد میشم بهتره که شخصاً بهت بدمش
تا اینکه بذارمـش به عهدهی ادارهی پست که اصلاً کارش معلوم نیست
یادم میاد یه زمانی سیستم پست ما حسادت دنیا رو برانگیخته بود
حالا چی؟ یه تحویل در روز
تازه اگه خوششانس باشیم - چی پیدا کردی؟ -
هر چیزی که بخوای برات جور میکنم
هر چی؟
خیلی طول نکشید
مثل جادو کردن نبود
ولی اونقدرام سخت نبود
صورتحسابم هم اون توئه - باشه . ممنون -
50درصد بهت تخفیف میدم بهخاطر شرایطت
منظورت چیه؟
من واقعاً بهخاطر فقدانـت متأسفم
هی ، هی
سلام - فکر میکردم خودت باشی -
خوبی؟ - راجع به این مسابقه شنیدی؟ -
آره
بجنب
«برو «نایج
آره
پاشو
برو که رفتیم . بنداز رو پام
«بجنب «جرج
بجنب دیگه
بکش کنار
چیه؟ - چه مرگته «اد»؟ -
کثافت
خوش اومدید
خوبی؟ - آره -
سلام عزیزم ، خوبی؟
یه لیوان چای میخوای؟ - آره -
خب ، ادامه بدید . «تریش»ـه دیگه . لعنتی
بجنب
مایکل» خوب به نظر میرسه»
اون مسائل مدرسه رو پشت سر گذاشته
ببخشید ، کدوم مسائل مدرسه؟
اون و یه پسر دیگه بهخاطر تماشای پورنوگرافی تعلیق شده بودن
متأسفم . فکر میکردم میدونستی
کلایو» به من نگفته بود» - باشه -
خیلیخب
ببین ، من متأسفم
«نگرانم از دستش بدم «پائول
شوهرت رو؟ - پسرم -
همیشه به هم نزدیک بودیم
همه چیز رو به من میگفت یه پسر حرفگوشکن بود
بعدش رسیده به 14 سالگی و همه چیز عوض شده
مایکل» الان به یه پدر نیاز داره»
یهجور دوست داشتن دیگهست
میترسم «کلایو» نتونه اینکار رو بکنه
چطور میتونی یه پدر خوب باشی وقتی هنوز خودت بچهای؟
بابا ، توپ رو پاس بده
باشه . این با من - دیدی؟ -
بهت گفتم که ایده خوبیه
واقعاً بهت افتخار میکنم رفیق
فکر کنم الان آمادهام برم خونه
خوب کاری کردی اومدی اینجا - ممنون -
اشکالی داره این رو بردارم؟ - این کارهای دستیه شرکت شماست؟ -
آره . اگه دوست داری میتونم یه تخفیفی بهت بدم
دست بجنبون «لئو» . خودت رو تکون بده
خوبی؟
سلام ، شما همدیگه رو میشناسید؟ - آره . قبلاً درسـش میدادم -
یهکم عجیب بود که «تریش» آفتابی شد
باهاش حرف زدی؟
نه . احساس کردم موقعـش نیست
...زیادی عمومیه . اون هنوز
بذارید این رو از سر راهتون بردارم
بجنب «لئو» . کارِت رو بکن
نخ آبی توی دروازهها؟
آره
باید بهانه اون پسره رو بررسی کنیم
من از رئیس اجازه شفاهی
نظارت روی دوستمون آرون مِیفورد" رو گرفتم"
تا زمانی که نظارت ردیف بشه تو و «استیو» برید به سمت خونهـش
من تموم اطلاعاتش رو از «آنا» میگیرم
دلیل خاصی براش هست؟
خوشم نمیاد ازش . قبلاً یخورده اذیتش کردیم
پس میخوام بدونم چیکار میکنه و کجا میره
باشه . خبرت میکنم
صحیح
من دارم میرم «میلر» . تو هم باید بری
یخورده استراحت کن . یه نفسی بگیر
خوبی تو؟
خودت نیستی بعد از فقط 12 ساعت کار داری میری
برنامهای چیزی داری؟
نه . اصلاً
باشه . خب ، شب خوبی داشته باشی
هر کاری که نمیکنی بکن
سلام
من «کلوئی لتیمر» هستم
بابات اینجاست؟
نه . متأسفم
خوبه چون میخواستم خودت رو ببینم
من؟
آره . میخواستم توی فوتبال باهات حرف بزنم
ولی خیلی آدم دور و برت بود
شنیدم چه اتفاقی افتاده
نمیدونم راجع به چی حرف میزنی
میدونی
میدونم تازهواردی . سخته
فکر کردم شاید یه دوست بخوای
یخورده آره . میخوام
اَلِک»؟» - «آره . سلام «زوئی -
آره
شناختمت
کتشلوار پوشیدی
مطمئن نبودم . مشکلی داره؟
نه ، نه ، نه . نمره عالی برای تلاشت
بشین لطفاً
مِنو اینجاست - ممنون -
مشروب میخوای؟
شراب سفید بدون آب مثل مرد خودم
نه
من کاملاً مضطربم . تو چی؟
آره
ممنون که گفتی
مردها معمولاً این رو نمیگن - نمیگن؟ -
یهکمی ترسوندیم
دخترم توی کارهای پروفایلها کمکم کرده
بچه داری؟ - آره -
اونجا نبود که
نبود؟
نه - لعنتی -
منظورم اینه که دخترم این برنامه رو برام چیده
پس دخترت همه چیز رو پسندیده؟
...نه . منظورم اینه که من تو رو طبق
منظورم اینه که...من این رو گفتم؟
واقعاً خوب به نظر میرسی
ممنون
تو هم همینطور - منم؟ -
آره
باید یه نگاهی به مِنو بندازیم
باشه . آره
کلوئی»؟»
خونه دوستشه
لیزی» هم بالا خوابه» - «مارک» -
ببین ، قبل از اینکه شروع کنی میدونم . میدونم
...احمق بودم ولی
این یه عذرخواهیه
...میدونی؟ فکر کردم شاید
نمیدونم
به «کلوئی» گفتم . اونم فکر کرد ارزش تلاش کردن رو داره
تو اینجا زندگی نمیکنی
خب ، فکر کردم برای امشب یه آشپز مهمان باشم
آشپزی کردی؟
آره . من زیتون و ماهی قدیمی و ویژه خودم رو درست کردم
امروز صبح رفتم بازار و یه ماهی تازه خریدم
بوی سوختگی میفهمم؟
آره . مثل یه احمق پودر سوخاریها رو یهکم بیشتر گرمشون کردم
اما همه چیز ردیفه . پنجره رو باز کردم
نباید همینجوری به خودت اجازه بدی بیای داخل و شروع کنی به آشپزی کردن
میدونم سر کار زمانهای سختی رو پشت سر میذاری
و منم مثل عوضیها بودم
نمیدونم . فکر کردم شاید بتونیم بشینیم
بدون هیچ فشاری ، مثل 2تا رفیق
هنوز رفیقیم ، نه؟
آخرینباری که ماهی پختی کی بود؟
28سالگیت بود - آره -
و اون لباس رو بهم دادی
آره . توی اون لباس خیلی خوشگل بودی
اندازهها رو درست گرفته بودم
بیا و وقتی دارم آشپزی میکنم باهام حرف بزن
بدن هیچ حرفِ از قبل تعیین شدهای؟ - نه -
راجع به هیچ چیز دیگهای صحبت نمیکنیم
«نه «جو میلر
نه . قول میدم
فقط درباره خودمون
همهـش رو تموم کردی؟
میدونی قراره کل شب طول بکشه؟
خدای من
لعنتی
میلر»؟» - ترسوندیم -
بپا جلوی پات رو - بیرون چیکار میکنی؟ -
میرفتم خونه - از قرار لوسبازیـت برمیگشتی؟ -
نه - صورتش رو نگاه کن -
«خفهشو «میلر - خوب بود؟ -
دارم میرم خونه - بوسیدیش؟ -
این رو دیدی؟ تازه رسیده نتایج دیاناِی
نمونهای که از «تریش وینترمن» گرفتن یه مطابقت با یکی از مردهامون پیدا کردیم
کی؟
نمونه دیاناِی که از تو گرفتیم با نمونهای که
از «تریش وینترمن» بعد از اینکه ادعای تجاوز کرد گرفتیم مطابقت داره
خب ، مطابقت نداره . اشتباه کردید
«مطابقت داره «جیم
نه . نمیتونسته داشته باشه
چجوری توضیحش میدی پس؟
اشتباهه
پس توی مهمونی «کت» به تریش وینترمن» حمله نکردی؟»
فکر کردید من توی مهمونی تولد زنم به یه زن تجاوز کردم؟
کردی؟ - نه ، نکردم -
...اون
اون چی؟
ببین «جیم» ، ما فقط حقیقت رو میخوایم
و بهش هم میرسیم
اگه تو بهش حمله نکردی
چرا دیاناِی تو باید توی نمونهاش باشه؟
...صبح شنبه
...روز مهمونی
...«من و «تریش
باهم خوابیدیم
توی صبح روز مهمونی تولد همسرت؟
سر کار بود . شیفت صبح
درسته
«اولینباری بود که تو و «تریش باهم خوابیدید؟
آره
فقط سکس بود
...«بهخاطر اینکه من و «کت
...ما
...ببینید
چیزی که دارم میگم اینه که من به «تریش» حمله نکردم
چرا باید کرده باشم؟
اگه میخواستم باهاش سکس داشته باشم میتونستم
و داشتم
ببینید ، نمیتونید به «کت» بگید
نمیدونم چه کاری میکنه
بهترین دوستمه ...اگه یه روز بفهمه
خدایا ، یه اشتباه بود
هیچوقت راجع به چیزی اینقدر ...حس بدی نداشتم ولی من
فقط سکس میخواستم
اشتباه نیست که بخوای
نه
گلها از طرف کی بود «تریش»؟
نمیدونم . جلوی در خونه بودن
یه کارت هم توش بود
اشکالی نداره ما ببریمش؟
نه
"به فکر تو هستم"
لعنتی - چیه؟ -
تأییدیه کارت اعتباری که برای فرستادن پیامک ناشناس به «تریش» استفاده شده اومده
متعلق به شوهرش «ایان»ـه
چی؟ شوهرش براش پیامک توهینآمیز ناشناس میفرسته؟
آره . جالبه . بریم باهاش یه حرفی بزنیم؟
آره . بریم
توی وبسایتی که بتونید پیامک ناشناس بفرستین ثبتنام کردید؟
نه
«میدونیم که کردید آقای «وینترمن
خب ، خودم دارم میگم که نکردم فکر کنم خودم باید بدونم
خب ، شما چند روز بعد از اینکه به «تریش» حمله شده بود
پیامکی برای «تریش» نفرستادیی که توش بگه
خفهشو . خفهشو یا..."؟"
چی؟ چرا باید اینکار رو بکنم؟
نمیدونم ولی باید کامپیوتر - و تلفنتون رو ببینیم چرا؟ -
چون حساب کاربری که به اسمتون ثبت شده برای ارسال اون پیام استفاده شده
خب ، اشتباهه
من نبودم - به کامپیوترتون نیاز داریم -
فکر کنم بهتره اگه خودت به ما بگی اون پیامک قرار بود چه معنی داشته باشه
من هیچ پیامک کوفتی نفرستادم
خب ، یکی فرستاده - آره . احتمالاً من بودم -
سارا» ، بگو که تو نفرستادی»
شما کی باشین؟
سارا السی»...اینجا با «ایان» کار میکنم»
دوستدخترشم
و الان داری اقرار میکنی که اون پیامک رو تو برای زنش فرستادی؟
زن سابقش - هنوز نه -
آره . من فرستادم
سر کامپیوترت بودم که از کارتـت استفاده کردم
نمیدونستم
وقتی فرستادمش نمیدونستم بهش تجاوز شده
«پائول»
سلام رفیق
همه جا دنبالت گشتم
وقتی میگی همه جا منظورت کلیساست؟
خب ، آره
آره . بعضی وقتا بهم اجازه میدن برم بیرون منطقه ممنوعه
کشیش با حس شوخطبعی؟ باید تبلیغش کنی
امروز چیکارهای؟
واقعاً داری لیست ملاقاتهام رو ازم میپرسی؟
نه ولی فکر میکنی بتونی جابجاشون کنی؟
نه . چرا باید اینکار رو بکنم؟
یه سفری میخوام برم فکر کردم تو هم باید بیای
سفر به کجا؟ - میخوام «جو میلر» رو پیدا کنم -
قطعاً نه
«وقتشه همه چیز درست بشه «پائول
ما کار درست رو انجام دادیم - ...نه . ما -
چرا ، ما انجام دادیم «این کثافتکاری رو تموم کن «مارک
ولش کن بره
متأسفانه نمیتونم
پس خودتی و خودت
باشه
آره . البته کاملاً متوجهام
آره . قطعاً به نظر میرسه مربوط به ما باشه
نه
باشه . چطوره من هفته بعد بهت زنگ بزنم؟
ما فقط تا آخر این ماه اینکار رو میکنیم
ممنون «تونی» . خداحافظ
خداحافظ
نه . ساندویچ بِیکِن
خب ، هر چی که دارن هر چه زودتر برگرد
سلام
چیکار میکنی؟
منم باید همین رو ازت بپرسم
از ماشینم گمشو بیرون - نه -
گمشو
دوستپسرت همینجا ولت کرده ، نه؟
من دوستپسر ندارم
نمیتونه درست باشه - باید همین الان از ماشینم بری بیرون -
پلیسی؟
آره و نزدیک دستگیر شدنی مگه اینکه همین الان بری
فکرشم نمیکردم بخوام با یه دختر پلیس باشم
برگرد توی خونهات
از این لذت میبری - نه -
برگرد توی خونهات . توی سبدت
خوشم میاد نگاهم میکنی
هی «باب» ، همه چیز ردیفه؟
یه زن همین الان رسیده
گذاشتمش توی اتاق شماره 3 باید باهاش حرف بزنی
چرا؟ مگه چی شده؟
سلام ، من کاراگاه بازرس «هاردی» هستم ایشون هم کاراگاه گروهبان «میلر» هستند
گروهبان گفت که میخواید با یه کاراگاه صحبت کنید
درسته - بفرمایید -
درباره چی میخواید با ما صحبت کنید؟
" روزنامه برودچرچ اکو : تجاوز به یک زن محلی "
اطلاعاتی راجع بهش دارید؟
2سال پیش توی مزرعه ...توی راه برگشت به خونه
...من
من رو بست
یه چیزی گذاشت توی دهنم
به من تجاوز شد و هیچوقت به کسی چیزی نگفتم
✅ WLH مترجم : حامد ✅
«ارائهای از تیم ترجمه «تـي وـي وُرلـد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.