Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
پیش از این در "Broadchurch"
«تریش وینترمن» اهل غرب «فلینتکومب» ادعا کرده که مورد تجاوز قرار گرفته
چی؟ پس شما اومدید دنبال راننده تاکسی؟
لئو» ، شنبه شب کجا بودی؟»
با دوستدخترم
پلیس «وِسکس»...شما کی هستین؟ - اد بورنِت»...اینجا فروشگاه منه» -
چرا توی مهمونی با اد بورنِت» دعوا کردید؟»
فکر نمیکنی باید یخورده بیشتر بهم بگی؟
منظورم اینه که هر چیزی راجع به اتفاقی که افتاده؟
▶️تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »◀️
"Broadchurch" فصل 3 : قسمت 3
✅ WLH مترجم : حامد ✅
پیامک کِی اومد؟
تقریباً 1 ساعت پیش
بهش گفتم که بهتون زنگ بزنه
کار درستی کردی
خوب میشه ، مگه نه؟
آره . زمان میبره
از طرف خودشه . میدونم که هست
اون شمارهام رو پیدا کرده حتماً میدونه کجا زندگی میکنم
فکر میکنید که الان داره تماشامون میکنه؟
میدونی ممکنه چه معنی داشته باشه؟
درباره چی ساکت بشی؟
نمیدونم
...هیچ حسی نداری که
پیامک از طرف کی میتونه باشه؟
نه
تریش» ، این پیام میتونه از طرف» همون مردی باشه که
صبح روز حمله باهاش خوابیدی؟
بهتون گفتم . نمیخوام راجع بهش صحبت کنم
اما اون شماره تلفنـت داره . درسته؟
از طرف اون نیست
احتمالاً به هر نحوی دیاناِیـش رو از روی ملافههای تخت بدست میاریم
اگه بهمون بگی سریعتر پیداش میکنیم
ببین ، متأسفم که توی مصاحبه به اندازه کافی
خوب نبودم - درباره اون نیست -
من اجازه دارم که بهتون نگم
قبل حمله بود . ربطی به هم ندارن
ما مطمئن نیستیم - من مطمئنم -
اگه اشتباه کنی چی؟
میدونیم که چقدر سخته
آره . درسته . میدونی چه حسیه
بسته شده باشی و به بدنت تجاوز بشه
و حس کنی اشتباه خودته
چون تکتک ثانیههای هر روز دارم فکر میکنم
کاری کردم که باعث این اتفاق شده؟
چه کاری کردم که باعث شده این اتفاق بیفته؟
نه . نمیدونم چه حسی داره
ما مردی رو که بهت حمله کرده پیدا میکنیم
هر کی که این پیام ناشناس رو فرستاده هر کسی که باشه پیداش میکنیم
اما بدون همکاری کامل تو طول میکشه
بهت نمیگم با کی خوابیدم
محض رضای خدا «ایان» . خاموشـش کن
" به مامان توی مهمونی «کت» تجاوز شده "
هی ، منم . میتونی صحبت کنی؟
آره . مامان توی اتاقشه
پلیس تازه رفت
مطمئنی «لیاه»؟
فکر میکنی میتونم از خودم درشبیارم؟
...میدونه
میدونه کی بوده؟
فکر نکنم
...ببین ، من
...من نمیدونم مطمئن نیستم چیکار کنم
فکر میکنی باید بیام اونجا؟
نمیتونی . بهم گفته که به تو نگم
چرا باید کسی یه همچین کاری بکنه بابا؟
تلفنش رو توی پاکت مدارک باز شده میزارم
اگه کسی بخواد بهش دسترسی پیدا کنه مجبوره از طریق من اینکار رو انجام بده
ما باید اول منبع پیامک رو پیدا کنیم
به نظر خسته میای
ممنون
چی فکر میکنی «میلر»؟
فکر میکنی حملهکننده اون پیامک رو براش فرستاده؟
خب ، منطقی نیست
چرا الان فرستادتش؟ خبرش پخش شده الان همه میدونن
مگه اینکه گزارشهای خبری باعثش شده باشه
اگه حملهکنندهـش باشه
به نظر میرسه کسیه که میشناستش
واقعاً میخوای اون چای حالبههمزن رو بخوری؟
راجع به چی خفه بشه؟ فکر میکنه هویتش رو میدونه؟
یا چیزهای بیشتری هست که بهمون نمیگه؟
میخوام برم خونه و برم توی تخت
پیشنهاد میکنم تو هم همین کار رو بکنی فردا اول وقت شروع میکنیم
بگیم حملهکنندهـش رو میشناخته
انگیزه چیه؟
یکی از دستش عصبانیه؟
به یه چیزی حسودی میکنه؟
میخواد تنبیهـش کنه؟
یه معاشقه با مستی بوده که تبدیل به خشونت شده؟
با توجه به اینکه بیهوشـش کرده بود معاشقه نبوده قربان
راجع به قدرت و کنترل بوده
نه سکس - میدونم -
«امروز توی خونه «تریش خیلی بهش سخت گرفتی
میدونم خستهای میدونم دنبال یه نتیجه میگردی
اما باید آرومتر پیش بری
میترسم دوباره بخواد همین کار رو بکنه
بهخاطر همینه که دارم فشار میارم
من باید برم خونه
شب بخیر - شب بخیر -
تو باید بری خونه
به «تریش» تجاوز شده
آره . میدونم
چطوری فهمیدی؟ «لیاه» تازه بهم گفت
پلیس اومد من رو ببینه
دنبال لیست مهمونا بودن
پلیسا اومدن تو رو ببینن و تو به من نگفتی؟
جاش نبود که من بهت بگم
بههرحال نمیدونم اجازهـش رو داشتیم یا نه
تریش» رو دیدی؟»
من اون بالا بالاهای لیستش نیستم . درسته؟
میدونی چه اتفاقی افتاده؟ - من که چیزی نفهمیدم -
امیدوار بودم تو فهمیده باشی
تنها چیزی که پلیس گفت
این بود که توی مهمونی بوده و آخرای شب بوده
گوش کن
میدونی رفیق که من و «کت» برای کمک به تو و «تریش» اینجا هستیم
تموم مشکلاتی که باهم دارید و داشتید الان مهم نیست
«چیزی که مهمه اینه که به «تریش هر کمکی که میشه بکنیم
و پلیس یارویی رو که اینکار رو باهاش کرده بگیره
آره
ممنون
ببین ، ممکنه منم پام گیر باشه
منظورت چیه؟
پلیس اومد مدرسه من رو ببینه قبل از اینکه بدونم «تریش»ـه
میتونی باور کنی این رو بهم نگفتن؟
جیم» ، قول میدی به کسی نگی ؟»
تا ندونم درباره چی حرف میزنی هیچ قولی نمیدم
هر کاری رو که توی مهمونی انجام دادم به پلیس گفتم
کیا رو دیدم . چطوری رفتم خونه
اما همهـش رو از خودم ساختم
چیکار کردی؟
«ایان»
من غش کردم - محض رضای خدا -
خب ، یه قیل و قالی با «سارا» داشتم بهخاطر اینکه از همهتون متنفره
و تو هم ازش متنفری . بعدشم رفت
با «تریش» هم قیل و قالـم شد
بعدشم شروع کردم به «تکیلا» خوردن
میتونی برام تأیید کنی ، آره؟ اگه یه وقتی صحبتش شد
میتونی بگی اگه بگم «تکیلا» بخورم چجوری به نظر میام
چقدر یادت میاد؟
رفیق ، خیلی مشروب اونشب اونجا بود
منم یه هفته سخت داشتم
فقط یادمه روی چمنای نزدیک دریاچه بیدار شدم
«محض رضای خدا «ایان
پلیسا بررسی میکنن - میدونم -
چیکار کنم؟ هیچی یادم نمیاد
به همسرم تجاوز شده و من نمیدونم کجا بودم
میتونم کمکتون کنم؟
دِیزی» اینجاست؟»
کی میپرسه؟ - باباشی؟ -
تو کی هستی؟
میتونه پارک باشه - میتونه مدرسه باشه -
اسمتون چیه؟ مطمئن میشم بدونه که شما اومدید
بهش بگید پسرها همین اطرافن
پسرها؟
آره
«ممنون بابای «دِیزی
خوبی؟
اینجا چیکار میکنی؟
چرا لبخند میزنی؟ - منم خوشحالم که میبینمت -
یهکم آب برات آوردم هیچوقت به اندازه کافی نمیخوری
ممنون
بعدازظهر هستی؟ - آره -
کلو» چی؟»
وسط روز امتحانش تموم میشه چطور مگه؟
اشکالی نداره من بیام اونجا؟ مثلاً ساعت 1 خوبه؟
برای چی؟ - بعداً بهت میگم -
ادامه بده . نمیخوام دویدنت رو خراب کنم
باشه
تریش» و «لیاه» هستیم» پیغامتون رو بذارید
«من شنیدم چی شده «تریش
باید میومدم اینجا . باید میدیدمت
نمیدونم چی بگم
متأسفم
خدایا تمام این صداها بیفایدن
ببین ، نگاه کن
هر اتفاقی که این چند ماه پیش افتاده اگه بهم نیاز داشتی من همینجام
من میخوام برای کمک به تو اینجا باشم
«دوستـت دارم «تریش
«آخرای دیشب «تریش وینترمن یه پیام تهدیدآمیز
از یه ناشناس که شمارهاش مسدود شده بود دریافت کرده
اولویت با پیدا کردن کسیه که اون پیامک رو فرستاده
: تا معلوم بشه
الف) آیا یه تهدید جدیه؟
ب) از طرف حملهکننده است؟
اگه هست بهترین سرنخیه که داریم
پس از بین لیست مظنونهای احتمالی که داریم کی به شماره «تریش» دسترسی داشته؟
میلر» تلفن «تریش» رو داره»
مخاطبا و تاریخچه پیامهاش باید کنترل بشن
مصاحبه «ب.ب.م» «تریش» از اونچه که فکر میکردیم بهدردنخورتر بود
هنوز دچار آسیب روانیه
باید مصاحبش رو زمانی که بهتر میشد ...انجام میدادیم اما
بهمون گفته که صبح روزی که بهش حمله شده با مردی که شوهرش نبوده سکس داشته
اگر چه الان بیمِیلـه که هویتش رو به ما بگه
کمک کاملیه براش - میدونی چیه «هارفورد»؟ -
امروز حال و حوصله سر و صداهای تو رو ندارم
نه قربان
میلر» ، دیگه چی داریم از مصاحبهـش؟»
میدونیم «تریش» توسط تاکسی یه نفر «به اسم «لوکاس» از آژانس «بودموف
به مهمونی برده شده
اون ادعا میکنه که تموم شب بیسیمـش خراب بوده
اما بهونه واضحی برای اینکه در طول حمله کجا بوده نداره
که ما تلاشمون بر اینه که که مجبورش کنیم بهمون بگه
فکر میکنیم بین ساعت 11 تا 1 بوده
اما «تریش» راجع به ساعتی که رفته بیرون و اینکه برای چه مدت
بیهوش بوده مطمئن نیست
ما دنبال سوابق کاری و جزئیات خانوادگی راننده میگردیم
با تکه کاندوم توی صحنه جرم به کجا رسیدیم؟
برندِش رو شناسایی کردیم
و یه لیست از جاهایی که میفروشنش شامل دستگاههای فروش سکهای رو هم داریم
دارم روی تلاش برای پیدا کردن خریدهای اخیر مخصوصاً
توی روزهای قبل حمله کار میکنم
هر چه زودتر بهتر . چیزهای زیادی هست که باید بررسی کنیم . زمان برعلیه ماست
ما با 27تا از دعوتشدههای مهمونی مصاحبه کردیم
باید تموم حرکات رو مشخص کنید
نتیجهـش رو تا آخر امروز میخوام
گرفتن نمونه دیاناِی رو ادامه بدین
یه لیستی از کسایی که از دادن نمونه طفره میرند رو درست کنید
هارفورد» ، خلاصهاش رو روی تخته بنویس»
من امشب جزئیات تمام مردها و حرکاتشون قبل از رفتنـت میخوام . فهمیدی؟
بله قربان
خوبه . برید
از من خوشـش نمیاد . درسته؟
درباره تو نیست
اون نگران و خستهست
مجبور نیست سر من خالیش کنه
میلر» ، بجنب»
تام»؟»
بله . دارم میام پدربزرگ
باید راپورت این 2تا رو بهتون بدم
خیلی ممنون
پس برای چی اینجان؟
یه سخنرانی راجع به اخلاق و آموزههای انجیل؟
نه
5دقیقه حرف راجع به اینکه چرا احمقن
بعدشم 2 ساعت کار سخت
کندن علفهای هرز حیات کلیسا
مدرسه تنبیه رو ترجیح داده
به نظر نمیرسه اونا اولین نفرات باشن
خیلی چیزها هستند ولی اولین نیستن
چیکار میکنی؟ خوبی؟ - من؟ خوبم -
من توی اتاق دخترم میخوابم
درحالیکه اون تا سرحد مرگ کار میکنه
این بازنشستگیـه که همیشه خوابش رو میدیدم
هنوز باید خودت رو زجر بدی
آره . خب ، فقط دارم باهاش کنار میام
نمیتونم عوضش کنم . میتونم؟
...اگه خواستی حرف بزنی - نه . ممنون کشیش -
نه با اونهمه مزخرفات
توهینی نباشه
بجنب «فِرِد» . پیش به سوی زمین بازی
آره . بجنب
پورن روی گوشیاتون؟
واقعاً؟
باشه . عالیه
ممنون
دعوات با «جیم اتوود» درباره چی بود؟
من واقعاً اسمش رو دعوا نمیزارم
این چیزی بود که برای ما توصیفش کردن
چیه؟ پس فکر میکنید من دعوا کردم
و بعدشم رفتم به «تریش وینترمن» تجاوز کردم؟
دعوا سر چی بود؟
«جیم» دوست داره بگه که «کت» کِی باید کار کنه و کِی کار نکنه
به من تهمت میزد که «کت» رو توی شیفتهایی گذاشتم که اون رو ناراحت کنم
سر همین دعوا کردید؟ - اون من رو ناراحت کرد -
یه گاراژ کوچیکه کمارزش داره که اتفاقاً هر روز داره بدتر میشه
ولی جوری رفتار میکنه انگار که جزو خاندان سلطنتیه
اون یه ذره کنایه زد . منم به اندازه کافی کنایه زدم
من رفتم کنار و بهش پیشنهاد دادم بریم بیرون و یهکمی پُرسروصدا شد
اما بعضی وقتا باید خطوط رو مشخص کنی
پس زمانی که انتخاب کردی 50 سالگی زنش بود
میدونستم چی تو سرش میگذره نتونستم جلوی خودم رو بگیرم
دعوا چطور تموم شد؟
4تا مشت پرتاب شد
منظورم اینه که تقریباً چیزی نبود
بعدش چی شد؟ - رفتم خونه -
چطور رفتید خونه؟ - رانندگی کردم -
مست نبودید؟
من مشروب نمیخورم
«وقتی که داشتید با «جیم اتوود دعوا میکردید هوشیار بودید؟
آره
وقتی برگشتید خونه کسی خونه بود؟
تنهایی زندگی میکنم
همسرم 13 سال پیش قبل از اینکه بیام اینجا مُرد
چند وقته «تریش» اینجا کار میکرد؟
9سال . بیشترین سابقه رو بین کارکنان اینجا داره
عالیه . اگه نبود ضرر میکردم
امیدوارم یکی بهتون بگه که هیچ کاری نکرده که به این اتفاق دامن بزنه
از اون دسته از زنها نیست
از چه دستهایه؟
از اون دسته از زنایی نیست که این اتفاق براش بیفته
همین تأسفبرانگیزتَرش میکنه
تو بهشون گفتی من و «جیم» دعوا داشتیم؟
نه
خبری از «تریش» داری؟ - نه -
دارم فکر میکنم برم اونجا
...خدایا ، من نمیدونم . من
میدونی ، احساس شرمندگی و مسئولیت میکنم
مهمونی من بود دیگه
چجوری باید توی چشماش نگاش کنم؟
بعد از اون دعوا چه اتفاقی برات افتاد؟
منظورت چیه؟
خب ، بعد از دعوا دیگه ندیدمت فکر نکنم کس دیگهای هم تو رو دیده باشه
همون اطراف بودم بعدشم رفتم خونه
بجنب . برگرد سر کار کار زیادی سرمون ریخته
پس اون دوربین شب مهمونی کار میکرده؟
آره
تمام فیلمهاش رو گذاشتم اینجا
تموم کسایی که اومدن یا رفتن رو نشون میده . حداقل از این راه
اونشب خودتون اینجا نبودین؟
نه . توی خونه مراقب سگهام بودم
زنم با چندتا دوستان شام میخورد
حالش چطوره؟
خانمه
مراقبشن
بهخاطرش ناراحت و شوکهام
23ساله دارم اینجا رو اداره میکنم
هرگز چیزی شبیه به این نداشتیم
وقتی پدرم زنده بود تابستون رو اینجا میگذروندیم
پایین آبشار زیر درختا جای من اونجا بود
اونجا مینشستم و هیچکس متوجهم نبود
فکر نکنم دیگه اجارهاش بدیم
نه بعد از این اتفاق
کاری مثل این همه چیز رو به کثافت میکشونه
همهمون رو هم لکهدار میکنه
احساس میکنم امروز دشوارترـه
رفتن بیرون از خونه
نمیدونم بتونم انجامش بدم
آسون نیست
بعضی روزها بدون هیچ دلیلی سختتر از بقیه روزهاست
مدام دارم به مصاحبه با پلیس فکر میکنم
درست انجامش ندادم
میتونستم توی صورتشون ببینم
تنها مسئولیتـت گفتن حقیقته
غیر از «لیاه» با کَس دیگهای - راجع به حمله حرف زدی؟ نه -
میخوای؟
نه
کت» باید تا حالا فهمیده باشه» پلیس باید بهش گفته باشه
مدام پیامک میده . منم جواب نمیدم
حرف زدن با اون کمک میکنه اون یه دوست صمیمیه
...آره ولی
میدونی ، مهمونی اون بود
اونا باید برنامهریزی میکردن
و حالا بهخاطر زمانی که این اتفاق افتاده
برای همیشه اون اتفاق یادش میمونه
تریش» ، این به عهده تو نیست»
نمیتونی اینجوری فکر کنی
ما وقتی یه اتفاق بد میُفته خودمون رو سرزنش میکنیم
و نباید اینکار رو بکنیم
«میدونم کی هستی «بِث
متأسفم . تو گوگل دربارهـت خوندم
صحیح
پسری که چند سال پیش کشته شد پسر تو بود
تو مادر «دنی» هستی
آره . منم
بهخاطر اتفاقی که برات افتاده متأسفم
ممنون
نمیدونم چجوری از پسـش بر اومدی
خیلی وقتا نمیتونم
به خودم و به «دنی» قول دادم که تسلیم نشم
هیچی بهترش نمیکنه
تریش» ، دروغ نمیگم»
این برات خیلی سخت میشه
احساس میکنی تنها شدی
اما تو به خانوادت و دوستات نیاز پیدا میکنی
نمیتونی بذاری اون برنده بشه
نمیذاریم اونا برنده بشن
اونقدرا هم بد نبود
خوبی؟ - آره -
بهخاطر اینه که...میدونی؟
چیز زیادی نمیگی - فقط مربوط به خونهست -
ناپدریم یه عوضیه
از حد معمولش عوضیترـه
...در واقع
من فکر میکردم مامانت ازت گرفتـتش
آره اما پسـش گرفتم
هنوز همه چیز همینجاست
رفیق ، من واقعاً دنبال دردسر نیستم
تو هنوز ندیدیش
من دیدم
جای خوبیه . میتونیم بعدش ناهار بخوریم
میلر» ، این شوخی نیست»
این یارو رو داریم . بعدشم موزیسینـه
الانم از برنامه عقبیم - به هوا زندهای؟ -
اصلاً چیزی نمیخوری
عجیب نیست که اینقدر لاغر و بدخُلقی
لاغر و بدخُلق
سلام
«شما شنبه شب برای مهمونی «کت اتوود - پذیرایی میکردین؟ آره -
این اولین کار بزرگ بیرونیمون بود کت» زیاد میاد اینجا»
خواست که اگه خوشمون میاد غذا رو ما درست کنیم
چندتا آدم با خودتون برده بودید؟
من و «سمی» غذاها رو آماده میکردیم
و 4تا از کارکنانمون هم غذاهای انگشتی رو بردن اونجا (غذاهایی که با انگشت برداشته و خورده میشوند)
طول روز اینجا درستشون کردیم
بعدش به خونه «اکسهمپتون» بردیمشون
ساعت 4 رسیدیم اونجا چیدنشون شروع شد
غذای زیادی بود
چیز غیرعادی اونشب دیدی؟
هیچ چیز غیرمعمولی؟ بحثی؟ درگیری؟
ما غذاها رو پخش کردیم تمیز کردیم . اومدیم خونه
شدیداً خسته بودیم
یه استراحت توی کل شب
10دقیقه توی باغ سرگردان بودیم و همهـش همین بود
چه زمانی بود؟
دیر وقت...11:30 یا 12
کجا قدم زدید؟
تا پایین دریاچه و برگشتیم
کس دیگهای رو اونجا دیدی؟
نه
به اسمها و جزئیات تیمتون نیاز داریم
مشکلی نیست - فقط یه چیز دیگه -
اشکالی نداره نمونه دیاناِی بگیریم؟
از هر کسی که اونجا بوده گرفته میشه
همین کار رو با کارکنان شما هم میکنیم
داوطلبانهست
اگه چیزیه که نیاز دارید
تا وقتی اینجایید چیزی میخورید؟
ما خوبیم . باید بریم
میتونی صبح جمعه مواظبش باشی؟ یه قرار با موکلَم دارم
آره . مشکلی نیست
آسون بود
من سختگیر نیستم
نیستم عزیزم؟
بابای پیر آسون
من برشمیدارم
چیکار میکنه؟ - اینقدر مشکوک نباش -
سلام ، ممنون که اومدی - مشکلی نیست -
از اونطرف
بن»؟» - «بِث» ، «کلوئی» -
خوبه که اینقدر خوب به نظر میرسید
از زمان دادگاه ندیدمتون
اوضاع چطوره؟ - ببخشید ، اینجا چیکار میکنی؟ -
نمیدونستید من میام؟
نه ، نمیدونستیم
من راجع به قدم بعدی فکر میکردم «راجع به «دن
نه «مارک» . بس کن - گوش کن . گوش کن -
این منصفانه نیست - همهـش 10 دقیقه -
اگه راحتترش میکنه من میتونم برگردم
متأسفم «بن» ولی این خجالتآورـه
واقعاً نه . من میرم - تو بمون -
فقط بمون . باشه؟
میدونیم که شانسی برای محاکمه مجدد جو میلر» نداریم . درسته؟»
مگه اینکه مدارک جدیدی رو بشه
واقعاً میخوای ما رو مجبور کنی راجع بهش حرف بزنیم؟
ما هیچوقت راجع به یه پیگرد خصوصی صحبت نکردیم
خدایا...«مارک» ، اینکار رو با ما نکن
جواب نه هست - بذار حداقل راجع بهش حرف بزنیم -
متأسفم ولی وقتی میگی پیگرد خصوصی واسه خودتم واضح نیست
پرونده تا هیئتمنصفه هم رفت اون تبرئه شد
آره اما چیکار میتونیم بکنیم پس؟
من راجع به اینجور پروندهها خوندم بعضی وقتا برای چندین سال طول میکشه
اما آدما تسلیم نمیشن
اگه کاری که سعی داری انجامش بدی ...گرفتن «جو میلر» به جرم قتل «دنی»ـه
این دقیقاً همین کاریه که دارم انجام میدم
میتونی یه پرونده شهروندی برعلیهـش تشکیل بدی . پیچیدهست
اما ممکنه . بهت هشدار میدم که خیلی زمان میبره تا کنار هم جمع بشن
ما جایی نمیریم - «مارک» -
چیه؟
تو مشغولی ، مگه نه؟ تو کارهای بهتری داری که انجام بدی؟
میتونیم به عنوان خانواده اول بین خودمون راجع بهش حرف بزنیم؟
فکر میکنی اینکار رو دارم برای کی میکنم «کلو»؟
دارم به عنوان یه خانواده برای خودمون میکنم
واقعاً؟ چون من و مامان نمیخوایمش
ما داریم این رو بهت میگیم ولی به نظر نمیرسه به ما گوش بدی
همچنین برای به جریان انداختن یه پرونده شهروندی
باید بدونید «جو میلر» کجاست
آدرسـش رو نیاز داریم
اون رفته . شنیدیم که اسمش رو عوض کرده
و هیچکس نمیدونه که کجاست
خیلی سخته
تقریباً غیرممکنه
درسته . خب ، همینه پس
تا حالا ازم درخواست یه نمونه دیاناِی نشده . جالبه
چطور رزرو میگرفتی؟
ما توی مِیخونههای محلی ساز میزنیم
جیم» بعد از نمایش توی «آنگلرس» از ما خواست»
گفت که چندبار ما رو دیده
و باید یه لیست خاص برای همسرش درست کنیم
اینم کارت ما
وبسایتمون هم پشتشه
کارِتون خوبه؟ - آره -
میخوای ما رو رزرو کنی؟ - نه -
کِی برای راهاندازی به خونه اکسهمپتون» رسیدید؟»
حدود ساعت 5
ساعت 5 اونجا بودم
2تای دیگه نیم ساعت بعدش رسیدن
و «بیفی» هم آروم آروم ساعت 6:30 اومد
وقتی داشتید راهاندازی میکردید دیگه کی اونجا بود؟
«خدمه غذا ، «کت» و «جیم
داشتن جروبحث میکردن
چندتا از کارکنان بار...همینا بودن
داشتن راجع به چی بحث میکردن؟
مسائل مهمونی
مشروب کافی نیست . غذا زیاده
گفت که موسیقی زنده نمیخواست اما اون بههرحال ما رو رزرو کرده بود
آخراش خوب شد دیدمش که داره میرقصه
بلافاصله بعد از اینکه اجرا تموم شد چیکار کردید؟
یه مشروب ، جمع کردن و رفتن به خونه
چیز غیرمعمولی ندیدی؟
اون آدمه از فروشگاه زراعتی توی حالت قدیما بود
شبیه این بود که میخواد کسی رو بکشه
دیدمش که رفت سمت باغ
چه ساعتی بود؟
11:30
جدی بخور لطفاً
گرسنم نیست - بهخاطر همینه که اینقدر خستهای -
خسته نیستم - افتضاح به نظر میرسی -
دربیار از ما . تخممرغت رو بخور
چرا برگشتی اینجا؟
محض رضای خدا ، دوباره این
نه . هر بار که این رو ازت میپرسم اینکار رو نکن
2سال هیچ خبری ازت نبود نه پیامی ، نه ایمیلی ، نه زنگی
تلفنم رو گم کردم - نه . گم نکرده بودی -
همه جزئیاتـت روشه - بولاک» گمش کرد» -
توی اینجور چیزها خوب نیستم
چی؟ مردم؟ روابط انسانی؟
فکر کردم برمیگردم خونه . سعی میکنم و خانواده رو درست میکنم
یه امتحانی بکنم ولی خوب کار نکرد
جایی که فکر میکردم خونهست دیگه نبود
...«بعدشم «دِیزی
اون خودش رو توی دردسر انداخته بود
توی جنگ بود با مامانش . جفتمون بودیم
فکر کردم شاید اینجا یه شانسی داشته باشه
همونطور که من داشتم
فکر کردم از اینجا متنفری - بیشتر اوقات هستم -
درباره من نیست
پدرهای زیادی نیستن که اینکار رو برای دخترشون انجام بدن
واقعاً؟
این پرونده رفته توی مخـت ، نه؟
فقط نمیتونم روان مردی که اینجور کارها رو کرده درک کنم
مجبور نیستی بفهمیش فقط باید اون حرومزاده رو بگیری
میدونی چی اذیتم میکنه؟
سبک سنگین کردنش نیست
بهصورت طبیعی ما میتونیم بعضی از این مردها رو بگیم مهم نیستن
ولی شبیه اینه که هر چی بیشتر حرف میزنیم بیشتر داریم میاریمشون توی لیست
همهشون اونجا بودن . همهشون «تریش» رو دیدن همهشون فرصتش رو داشتن
بهصورت ترسناکی تعداشون زیاده الان
یه لحظه نگهـش دار
چی؟ نه
بجنب
سلام ، آره؟
این زنه از شرکت تاکسیرانیه
درسته
دوباره سلام
میتونیم از ایستگاهتون قرضتون بگیریم؟
توی شیفتم
با رئیسـت هماهنگ کردیم
دوست داری با اسم «لوکاس» بشناسنـت
اما اسم اصلیـت «کلایو»ـه
آره
فکر نمیکنم غیرقانونی باشه ، مگه نه؟
وقتی باهم حرف زدیم گفتی شنبه شب بیسیمِـت
خراب بود - آره -
تریش وینترمن» که برای برگشت» رزروت کرده بود
پیداش نشد - درسته -
تو به موبایلش زنگ زدی و جواب نداد - درسته -
رفتی دنبالش بگردی؟
نه
تو توی پارکینگ ماشینای «اکسهمپتون» موندی چراغات هم روشن بود
مردم رو میبردی و میاوردی
این چیزی بود که به ما گفتی - آره . همینا رو گفتم -
هیچکدوم از اون مشتریهات شبیه تریش» از قبل رزروت کرده بود؟»
چندتایی
چندتا؟ - سخته که بگم -
من از رئیسـت یه لیست - از رزرویهات گرفتم خیلیخب -
یه نگاهی بهش بنداز و به ما بگو چندتاشون رو رسوندی
برای ضبط شدن کاراگاه «میلر» در حال نشان دادن فرم به آقای «لوکاس» هستند
میدونی ، سخته
من اسمای مردم رو نمیدونم فقط قیافههاشون
تلاشت رو بکن
باشه
تونی بِرد»...اون رو رسوندم»
سایمس»ها...اونا رو هم رسوندم»
«سم» و «سوفی پاتر»
همینه فکر کنم
چرا دوست داری به ما دروغ بگی؟
ببخشید؟
ما به همه اونا زنگ زدیم هیچکدوم از اونا رو نرسوندی
فکر نکردی که ما بررسیشون میکنیم؟
چرا راجع به کاری که میکردی اونم تو شبی که به یه زن
تجاوز شده دروغ میگی؟
ببین ، میدونم احمقانهست ولی من بیرون جاده مسافر کرایهای میبردم
چی؟ - میدونم که نباید اینکار رو میکردم قانوناً -
فکر میکردم شما بهخاطر این بهم حمله میکنین
اونها برام دست بلند میکردن و پولش هم خوب بود
40پوند
و هیچوقت به «آنج» توی دفتر نگفتم
پول رو برداشتم
چه زمانی بود؟
تقریباً 9:30 یا 10
من «سارا» همونی که زودتر مهمونی رو ترک کرد رسوندم
داشتم به سمت «اکسهمپتون» برمیگشتم
«بیرون جاده «دورچستر و همونجا بود که اون برای من دست بلند کرد
چند سالش بود؟
30
کدوم طرفی میرفت؟
از «اکسهمپتون» دور میشد و به سمت «ای35» میرفت
وقتی سوار تاکسی شد چه حالی داشت؟
مهربون
چه آدرسی پیادهـش کردی؟
«خیابون راست بالای تپههای «لایم
اون جهتـش رو میگفت - اما اگه ازت بخوایم میتونی ببریمون -
به همون خیابون ؟
نزدیکیاش
ماریا بِرِیدی» کیه؟»
آنجلا» راجع بهش بهتون گفته؟»
چه ربطی به این داره؟ - سوال رو جواب بده -
ماریا» یه مسافر همیشگیه»
درباره من شکایتی کرد
من چندتا علامت رو اشتباه گرفتم
چجور علائمی؟
دوست داره راجع به زندگیش باهام حرف بزنه
چندبار بردمش فرودگاه اون فلاسک و غذا میاورد
ما رابطه خوبی داشتیم
1بار دیر وقت بود
و ازش خواستم که من رو دعوت کنه برم داخل
به نظر خیلی ترسیده بود
اشتباهی بود که انجام دادم
بهطور کامل فهمیدم
ازدواج کردی «لوکاس»؟
آره
تریش» گفت شما 2تا 1بار» بیرون مشروب خوردین
یه قرار بود
گفتی که از طریق کار میشناختیش
1بار بود
فقط 1بار؟ - تکرارش نکردیم -
اون پیرتر بود . میدونی؟
بعد از اینکه شب شنبه اون رو پیاده کردی
دیگه اون رو هیچ جایی ندید؟
درسته
مطمئنی؟
آره
فکر کنم اینجا همونجاست که با عصبانیت به من میگی که چرا «بن» رو آوردم
امروز راجع به چی بود ؟
به چندتا روش مختلف بگم قبل از اینکه من رو بفهمی؟
منظورم اینه که کِی تموم میشه؟ - «عدالت برای «دن -
«اون روزی که هیئتنصفه «جو میلر رو تبرئه کرد تموم شد
من قبولش نمیکنم - منم منظورم همینه -
نه ، نه . کاری که میکنیم میگه که کی هستیم
همون چیزیه که چند سال پیش بهم گفتی . درسته؟
حالا من پدر «دنی» هستم
من دست از پا نمیایستم تا بدونم حقـش رو گرفتم
به عهده تو نیست - «البته که به عهده منه «بِث -
من اونجا پیشـش نبودم باید پیشـش میبودم
«من رو میترسونی «مارک
دیگه نمیدونم چطوری بهت برسم
مثل اینه که فقط خودتی
و چیزی که میخوای و هیچکس دیگهای شانسی برای موفقیت نداره
حقیقت نداره - چرا ، داره -
پسرمون مرده
تموم استعدادهاش هر چیزی که میتونست باشه رفته
اما تو هنوز خانواده داری
تو 2تا دختر داری که هنوز اینجان ما هنوز زندهایم
و تو داری تموم چیزهایی که داری رو حروم میکنی این من رو عصبی میکنه
من باید اوضاع رو درست کنم - برای کی؟ برای من که نه -
و نگو «دن» چون اونم این چیزها رو نمیخواد
از کجا میدونی؟
من هنوز خواب «دن» رو میبینم . تو چی؟
نه
راننده تاکسی چطور بود؟ - چی؟ منظورت «کلایو»ـه؟ -
متغیر
داشتم پشت تلفن با «آلن تامپکینز» حرف میزدم
یکی از دعوت شدههای مهمونی
اون قبلاً راننده تاکسی «بودموف» بود
اون «لوکاس» رو میشناسه ماشینشم میشناسه
گفت که نیمهشب توی پارکینگ ماشین «لوکاس» رو خالی ، قفل نشده
و چراغ روشن دیده
اما نتونسته خود «لوکاس» رو اون طرفا ببینه
این مرد خیلی دروغ به ما گفته
لعنتی ، تلفن «تریش»ـه
پیامک جدید
شماره معلوم نیست دوباره
"متأسفم"
چه معنی داره؟
«لیندزی» ، «میلر» و «هاردی» از پلیس «وِسکس»
میتونی برای 2 دقیقه ما رو ببخشی؟ درباره شوهرتونه
امروز داوطلبانه اومده بود که در رابطه با تحقیقات اظهاریه شاهد بده
و میخوایم چندتا از جزئیات رو تأیید کنیم اگه اشکالی نداره
چند وقته ازدواج کردید؟
16سال
پس زمانی که جوون بودین ازدواج کردین؟
آره . 19 سالگی
توی دانشگاه عاشق هم شدیم
میخواست دکتر بشه
براش آموزش دیده بود؟
رویاش بود . هنوزم هست
چی متوقفش کرد؟
من
ما همدیگه رو میدیدم . عشق جوانی واقعاً شیفته همدیگه شده بودیم
بعدش فهمیدم که باردارم درست قبل از اینکه من و «کلایو» باهم باشیم
من یه سری رابطه داشتم
اما «کلایو» گفت : "اگه اون یارو "این افتخار رو نمیخواد من میخوام
قطعاً یه چیزی بوده
آره . شگفتانگیز بود
تحصیلاتش رو ول کرد تا یخورده پول جمع کنه
میگفت یه روزی برمیگرده به پزشکی
اونجوری که امید داشت نشد
شنبه شب کِی اومد خونه؟
شبیه بیشتر شنبههای دیگه از 1 گذشته بود
روی همون خوابید
من تخت دارم
خب ، وقتی شیفت دیر موقع داره یخورده سخته
نه تنها وقتی شیفت دیر موقع داره بلکه اکثر مواقع همینجا میخوابه
چرا؟
خیانت میکنه
الان 10 ساله که خیانت میکنه
فکر میکنه درغگوی خوبیه ولی نیست
خیلی آسونه که بفهمی
و خیلی هم طول نمیکشه
خودش میدونه که تو میدونی؟
آره
هر بار معذرتخواهی میکنه
هر بار میگه بار آخره
هر بار چیزی تغییر نمیکنه
اگه اشکالی نداره که بپرسم پس چرا باهم موندید؟
زمانی که من اشتباه کردم اومد دنبالم
و یه سوگند خوردیم
برای من سوگند مهمه
ما در حضور خدا قول دادیم
اگه اون میخواد بشکونتش اشتباه اونه
من نگهـش میدارم
میتونم بچهام رو بزرگ کنم
همه عشقم رو صرفش کردم
چیز دیگهای نیاز ندارم
میدونی چیه این پرونده اذیتم میکنه؟
باعث میشه شرمم بگیره که مَردَم
هی رفیق
وقتی اتفاق افتاد فکر کردم میخواد من رو بکشه
فرض کردم...میدونی؟ فکر کردم کارش باهام تموم میشه
بعدش من رو میکشه - خدای من -
نمیدونی کی بوده؟
نشونهای حتی؟
چندتا مرد توی مهمونیت بودن؟
زیاد
چند نفر رو فکر میکنی که میتونستن اینکار رو بکنن؟
چی؟ بعد از چندتا مشروب؟
پلیس مدام ازم میپرسه میتونه از آدمایی باشه که میشناسی
اوایل فکر میکردم نه نه مردهایی که من میشناسم
امکان نداره
اما حالا دارم فکر میکنم ممکنه
مطمئن نیستم
هر کدوم از مردهای توی مهمونی یکی از دوستات بودن
میدونم . میدونم . نمیفهمم
هیچ چیز منطقی به نظر نمیرسه
توی مهمونی مثل اون
نتیجه نمونههای موهای «تریش» که مرکز تجاوز جنسی گرفته بود اومدن
دیاناِی مشخص شده . مال خودش نیست
هنوز هیچ مشابهتی با پایگاه داده ما وجود نداره
خوبه . حداقل یه چیزی داریم که روش کار کنیم
میخواید بیاید و این رو ببینید؟
هر مردی که توی مهمونی بوده
دوباره ماکارونی
چت شده؟
قول بده هیچ ارتباطی با اتفاقی که برای «تریش» افتاد نداری
جدی داری ازم میپرسی؟
باید بیخیال شراب بشی عزیزم
...اگه چیزی شنیدی - چرا باید بشنوم؟ -
...یا به هر کدوم از رفیقات مشکوکی
چرا باید یکی از رفیقای من باشه؟ - اونها اونجا بودن . نبودن؟ -
اونها دوستامون هستن . یکی از اوناست
فکر میکنی راجع بهش به من میگن؟
با صداقت میان به من میگن و منم میگم خوبه؟
سوالم رو جواب ندادی . درسته؟
واقعاً چی داری از من میپرسی؟
من به یکی از بهترین دوستامون تجاوز کردم؟
نیازه که به اون سوال جواب بدم؟
آره
نه
چرا اینجا همدیگه رو میبینیم؟
اون چیزهایی که با لپتاپی که بهت دادم انجام دادی
میتونی حذفشون کنی؟
لپتاپ رو آوردی؟
نه . فکر کردم میتونی از راه دور انجامش بدی؟
نه
اینجوری نیست
نمیخوام کسی پیداش کنه
کامپیوتر رو برسون به من منم حذفشون میکنم
خوبی پسرم؟
آره . خوبم
من میرم - نه -
...مامان ، نیاز نیست - گفتم نه -
✅ WLH مترجم : حامد ✅
«ارائهای از تیم ترجمه «تـي وـي وُرلـد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.