Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
پیش از این در "Broadchurch"
هی ، «تریش» بودی . درسته؟
در مورد یه حمله تماس گرفته بودی حمله جنسی
«تریش وینترمن» از غرب «فلینتکومب»
ادعا کرده که توسط یه فرد ناشناس مورد تجاوز جنسی قرار گرفته
اگه توی مهمونی اتفاق افتاده باشه لیست طولانی از آدما هست که باید حذف بشن
50تا مرد توی مهمونی شنبه شب بودن؟
آره . حداقل 50تا
پلیس «وِسکس»...تو کی هستی؟ - اد بورنِت»...اینجا فروشگاهمه» -
دعوایی توی مهمونی بود؟ - آره . «اد» لعنتی -
اون هم به اندازه «جیم» مقصر بود نذارید طور دیگهای بهتون بگه
ما یه متعرض جنسی داریم که برای جامعه خطرناکه
▶️تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »◀️
"Broadchurch" فصل 3 : قسمت 2
✅ WLH مترجم : حامد ✅
چقدر اینجا بودی؟ - 1-2ساعت -
میخواستم قبل از جلسه استراتژیک خودم با صحنه جرم آشنا باشم
من مسیر اینجا تا خونه رو قدم زدم
جاهای زیادی هست که حملهکنندهـش میتونسته قایم بشه
اما بهخاطر بارونهای هفته گذشته همهشون گلی هستند
کسایی که به اینجا انتقالش دادن
روی کفشها و لباسهاشون باید گل زیادی مونده باشه
امیدوارم اونها رد پاهای خوبی پیدا کنن
چندتا افسر اضافه داریم؟
2تا کاراگاه پاسبان
چی؟ همهـش همین؟ بیشتر از اینا نیاز داریم
جرمهای جنسی هیچوقت به اندازه قتل منابع در اختیارشون قرار نمیگیره
رئیس گفت تازه من خوششانس بودم که 2تا گیرم اومده
محض رضای خدا
میدونن ما چندتا مظنون بالقوه داریم
چطور انتظار دارن از ما که با این تیم کوچیک سریع جلو بریم؟
اصلاً خوابیدی؟
نه واقعاً
تریش وینترمن» حملهکننده رو ندیده»
یه حمله عمدی و خشن بوده
یه ضربه شدید به پشت سرش خورده
افتاده و بیهوش شده دهنش بسته شده بود
دستاش با یه طناب آبی ماهیگیری بسته شده بود
میلر» یه سرنخی راجع بهش پیدا کرده» - آره . تورهای «هومفریس» داخل شهر -
اونا تولیدکننده اصلی توی جنوب شرق هستن
و بعدش فکر میکنیم از جایی که بهش تجاوز شده
کنار آبشار جابجاش کردن
رد خونش روی سنگهای نزدیک آب پیدا شده
مهاجم دهنش رو بسته باید چیزی که برای
بستن دهنش استفاده شده رو پیدا کنیم و کاندوم استفاده شده
که همهشون نشون دهنده قصد قبلیه
ما از «اتوود» کسی که خونه رو اجاره کرده
خواستیم لیست مهمونها رو تهیه کنه
هارفورد» کاندید شده تا با تمام» کسایی که اونجا بودن مصاحبه کنه
ما باید با غذارسونها مسئولای سرگرمی
شغلهای محلی مثل تاکسیهایی که مسئول حمل نقل هستند هم حرف بزنیم
یه راه ورود و خروج دیگه به املاک وجود داره
پس ممکنه که تجاوزکننده از دعوت شدهها به مهمونی نباشه
میتونیم یونیفرمپوشهای بیشتری برای جستجو بگیریم؟
و قواص برای دریاچه؟ صحنه جرم خیلی بزرگه
نه . برای الان اندازه تیم تحقیقات همینه
یه دوربین مداربسته اطراف خونه
ورودی سالن اصلی هست اما طبق نقشههای طبقات
3تای دیگه برای استفاده در شب بوده
«دیگه دوربینی نیست تا برگردی به «اِی35
نزدیکترین دوربین ترافیک هم 9 مایل از خونه «اکسهمپتون» فاصله داره
حتی اگه تجاوز کننده سواره ماشین یا وسیله نقلیه بوده باشه
الزاماً نمیتونیم ردش رو بگیریم
تریش» اخیراً از همسرش «ایان» جدا شده»
امروز باهاش حرف میزنیم اونا یه دختر دارن
«لیاه» - لیاه»...15 سالشه» -
ما به اطلاعات تمام مجرمین جنسی و جزئیات جرمشون که
تو این منطقه زندگی میکنن نیاز داریم
اولویت با اونایی که تازه آزاد شدن یا با مجوز بیرون هستن
دایره صحنه جرم کارشون امروز تمومه
ما 2تا یونیفرمی برای سوالات خونه به خونه توی روستا گیرمون میاد
اگه به نقشه نگاه کنی در واقع یه دهکدهست
نه روستا - ممنون بهخاطر نکته -
مصاحبه «ب.ب.م» قربانی چی؟ کِی انجام میشه؟ بدست آوردن بهترین مدرک : نوعی مصاحبه با قربانی) (حملات جنسی است که در 4 مرحله انجام می شود
میشه از واژه قربانی استفاده نکنیم؟ اسمش «تریش وینترمن»ـه
مصاحبه «ب.ب.م» زمانی انجام میشه که بتونیم بگیم آمادهست براش
ما آخرهای صبح از مشاورش یه راهنمایی میگیریم
فشار زمانی اینجا هست . درسته؟
اگه هنوز توی شوک باشه ممکنه همه چیز رو به یاد نیاره
مست بوده؟ - چی؟ -
هارفورد» ، تو میخوای این جلسه رو» اداره کنی؟
ببخشید قربان
برای مدت زیادی نمیتونیم این رو از مردم قایم کنیم
اما آدمایی هستند که میخوایم قبل از اینکه خبرها درز کنه باهاشون حرف بزنیم
بنابراین برای یه مدت تموم اینا رو پیش خودتون نگه دارین
میلر» ، کارخونه نخ...بجنب»
شما تنها تولیدکننده نخ توی این منطقهاید؟
تور و نخ ماهیگیری باید صنعت اصلی باشه
اما ما تنها تولیدکنندهایم که توی «برودچرچ» باقی مونده
تمومشون بستن ماهیگیری در حال مردنه
خب ، شما دنبال چه نمونههایی هستید؟
یکی از هر محصولی که تولید میکنید
تور و نخ؟ ما زیاد تولید میکنیم
خواهش میکنم یکی از هر کدوم
و واسه چی میخواید اونا رو؟
داری به ما توی یک تحقیقاتِ در جریان کمک میکنی
چیز بیشتری نمیگید؟
نه
نمیدونم . من باهاش راحت نیستم
راحت نیستی؟ چند سالته پسر؟
23
تو مسئول اینجایی؟
گفتم امروز مسئول اینجام
در واقع بیشتر روزها
من کاملاً اختیار تصمیمگیری دارم
اما کار و کاسبی مال خانوادمه
پدرم مالکه
اما بیشتر به گلف علاقه داره پس میذاره من کارها رو اداره کنم
خیلی هم سخت نیست
خب ، اگه اختیار کامل تصمیمگیری رو داری
پس کاملاً تصمیم بگیر با ما همکاری کنی
یا ما با یه حکم برمیگردیم
و ممکنه به پدرت زنگ بزنم
باید این اظهارنامه کوتاه رو بخونی و امضا کنی
چی توش نوشته؟
کی هستی . کجا کار میکنی چه نوع نخهایی میسازی
کی رو تأمین میکنی و چی به ما میدی
اساساً چیزهای واقعیه امضاش کن فقط
چند نفر اینجا کار میکنن؟
فکر کنم 11تا
همه قراردادی؟
بعضی مواقع که سفارش بزرگ داریم نیروی غیرقراردادی میگیریم
لیست تمام کارمندهای 3 سال اخیر رو نیاز دارم
...سعیم رو میکنم ولی
عالیه . ممنون
چیز دیگهای هست که بخوای؟
شب شنبه کجا بودی «لئو»؟
بیرون با دوستدخترم «یه چندتا نوشیدنی هم توی «آنجلرس
بعدشم یه کباب توی راه برگشت به خونه
چه رمانتیک . اونم تأیید میکنه داستانت رو . درسته؟
آره . البته
فکر کنم جزئیاتشم میخوای
خواهش میکنم
خیلی روی خودش غرهست - آره . فقط اون نه -
اما اونا نخ ماهیگیری آبی تولید میکنن
اونا رو با فیبرهای روی زخم مچ دست «تریش» آزمایش کن
اما حتی اگه مطابقت داشتن چی رو ثابت میکنه؟
خب ، چیزی رو ثابت نمیکنه فقط احتمال اینکه
حملهکننده این نزدیکیا زندگی کنه رو افزایش میده
اگه اینجا ساخته شده باشه معنیش این نیست که از این اطراف خریده شده
پسره روی خوشبینی ذاتیـت «اثر گذاشته «میلر
هیچوقت تو حالت سروکله زدن با این جونای گوه نیستم
«بیا بریم پیش «جیم اتوود لیست دعوت شدهها رو بگیریم
اینم لیست
«خرچنگ قورباغههایی که «کت هم توش اضافه کرده هست
اون همیشه مردم رو میبینه و دعوتشون میکنه
بهش گفته بودم بالاخره باید یه جایی دست از این کارش برداره
اما همسر منه . هرگز کلمه نه ازش شنیده نمیشه
عالیه . ممنون
تریش» رو دیدید؟»
الان نمیتونیم راجع به هیچ چیزی بحث کنیم
به غیر از اینکه ما داریم روی یه پرونده حمله جنسی تحقیق میکنیم
ایان» میدونه؟»
ازتون میخوام تا قبل از اینکه ما یه خبر عمومی ندادیم
با بقیه راجع به این صحبت نکنید
مردم همین الانشم دارن راجع بهش صحبت میکنن
مطمئن شو تو یکی ازشون نیستی
چرا با «اد بورنِت» توی مهمونی دعوا داشتی؟
پس دربارش شنیدی؟
همسرت بهش اشاره کرد - واقعاً؟ -
راجع به چی بود؟
همون چیزهای همیشگی که ما راجع بهش دعوا داریم
روشی که فروشگاه رو اداره میکنه
شیفتای زنم و بحران مهاجرین
آره . بیشتر شیفت کاری
اون...آدم بیخودیه
چند وقته تو و «کت» ازدواج کردید؟
این «آگوست» 27 سال میشه امیدوارم بهخاطر رفتار خوب زمانش رو کم کنن
ماهیگیری میکنی؟ - نه -
نه . چندباری امتحان کردم
همهشون رو میذارم اونجا
چون «کت» گفته نمیخواد خونه بههمریخته بشه
منم نمیتونم از شرشون خلاص بشم
میتونی یه زمانی جور کنی بیای ایستگاه
و یه اظهاریه راجع به کارهایی که شنبه شب کردی؟
دلیل خاصی داره که نیاز باشه اینکار رو انجام بدم؟
ما تموم جزئیات رو احتیاج داریم بههرحال مهمونی شما بوده
و باید یه نمونه دیاناِی ازت گرفته بشه
از تموم کسایی که توی مهمونی بودن میخوایم که همین کار رو بکنن
کاملاً داوطلبانهست
مشکلی نیست
داشتم فکر میکردم
وقتی داشتم لیست رو آماده میکردم
تمام کسایی که اونجا بودن میشناختیم
معنیش اینه که یکی از دوستامون ممکنه اینکار رو انجام داده باشه
لیست همونقدر که واسه قرار دادن مردم توش هست واسه بیرون بردنشون هم هست
خوبه که فهمیدم
مگه اینکه نگرانی خاصی راجع به کسی توی اونشب داشته باشی
میذاری راجع بهش فکر کنم؟
اطمینان 100 درصدی روی مهموناش نداشت . درسته؟
هیچ اسمی رو اون تو میشناسی؟
یه چندتاییشون رو اونها شروع میکنن به
حرف زدن بین خودشون و حدس زدن
بفرما
مگی» ، ببخشید که منتظرت گذاشتم»
3هفته باید صبر میکردم تا یه وقت ملاقات باهات بگیرم
میدونم . شرمندم
اما خوشحالم که اینجایی
میشه بریم سر اصل مطلب؟
نمیتونم با شرکتی کار کنم که اجازه نمیده صفحه اولم رو انتخاب کنم
نزدیک 30 سال اینکار رو کردم من توی اینکار استادم
اگرچه هر کی که صفحه اول من رو این هفته دور انداخت
و جاش این رو نوشت
"بچه گربهها در سطل آشغال"
گربهها از سطل آشغال فرار میکردن
توی صفحه اول؟ - حس خوبی میده . فروش هم داره -
باید صفحه 5 باشه
مدیریت باید اجاره 300تا خونه جدید رو بده
چه احمقی فکر کرده که این بهتره؟
من...من عوضش کردم
امیدوارم از خودت خجالت بکشی
نه ، نمیکشم
شما هر هفته واسه ساختمانها ، پارکینگها و جرائم کوچیک مطلب مینویسین
ما روزنامهی ثبت و ضبط زندگی روزمرهی شهریم
اینجور چیزها روزنامه من رو بیمعنی نشون میده
جایگاه سردبیری من رو هم ضعیف میکنه
اما بعدش یه مدت زمان طولانی بود
تنها روزنامهنگارم رو بهخاطر روزنامههای خبرپراکنی از دست دادم
حالا از من انتظار داری هر داستانی که این اطراف اتفاق میافته رو پوشش بدم
تنهایی توی یه اتاق کوچیک بدون هیچ حامی
میدونم سخته
اما دیگه قرار نیست تنهایی اونجا بمونی
خب ، خوبه
میای اینجا کار میکنی
فکر نکنم گُلم
اجاره ساختمونت تموم شده نمیخوایم تمدیدش کنیم
اینجا برات صندلیهای بالقوه خوبی هست
امکان نداره . من باید جایی باشم که داستانها هستند
جایی که مردم هستند نمیتونم از اینجا انجامش بدم
مگی» ، میدونی هزینه چاپیها» چقدر سختن
ما نمیتونیم توی «برودچرچ» از پسـش بربیایم
میخوایم دفتر رو ببندیم
روزنامه ادامه پیدا میکنه ولی محتوایی که ارائه میدن
از یه منطقه وسیعتر با منابع مشترکه
اینکه خبر محلی نیست
مردم به بازتاب زندگی خودشون نیاز دارن
هدف اصلی همینه
ما داریم منظورمون از محلی رو باز تعریف میکنیم
محض رضای خدا
کِی قراره همه اینا اتفاق بیافتن؟
اجاره 4 هفته دیگه جمعه تموم میشه
برودچرچ اکو» برای 1 قرن» یا بیشتر در خدمت شهر بوده
برای مردم مهمه
پس اونا باید بیشتر بخرنش
«زمانه عوض شده «مگی
سرسری نگیر
من راهنمایی «بِث» رو نمیخوام میخوام کمکمون کنه
«تا هر چه سریعتر از «تریش وینترمن مصاحبه بگیریم
میدونی «تریش» توی چه وضعیتیه 1-2روز ولش کن
نمیشه . خیلی ریسکیه
مصاحبه «ب.ب.م» مدرکی ویدئوییه اصلی توی دادگاهه
اگه پرونده تا اونجا بره
و اگه اشتباهی انجام بده یا حافظهاش مبهم باشه
باعث مشکل بزرگی میشه
بنابراین اگه صبر کنیم تو بدست آوردن اطلاعات حیاتی تأخیر کردیم
و ممکنه زنای بیشتری مورد حمله قرار بگیرن - مسئولیتش با «تریش» نیست -
نه . با منه
من باید ریسک مدارک «تریش» رو با ایمنی اعضای دیگه جامعه سبک و سنگین کنم
میتونیم از جفتشون محافظت کنیم؟
بگو چطوری؟
ما باید هر چه سریعتر هر چی که میدونه رو بدست بیاریم
برای «بِث» خلاصهاش کن باید «تریش» رو به وضعیت مناسب برسونه
تام» 1 هفته از مدرسه معلق شده»
واسه چی؟ - اشتراک گذاشتن پورن روی گوشیش -
نه - آره -
این خیلی خوبه
«لعنت بهش «بِث
این دستگاههای لعنتی نمیدونی چی روشون هست
دسترسی که اونا به این وسایل دارن هرگز ما نداشتیم
بهترین چیزی که داشتم «آلیس ویلسون» بود زمانی که 13 سالمون بود
«قطعههای کثیف «جیلی کوپر رو با صدای بلند میخوند
وقتی الانم بهش فکر میکنم یهکم مور مورم میشه
وقتی 12 سالم بود ویبراتور مامانم رو پیدا کردم
واقعاً؟ - ازش پرسیدم برای چیه؟ -
اون چی گفت؟ - گفتش که همزنـه -
اما به بابات نگو فکر میکردم برای یه همزن عجیبه
خدای من ، صورتش
نمیتونم تحمل کنم وقتی بهش فکر میکنم
بِث» ، ما به کمکت برای» تریش وینترمن» نیاز داریم»
هنوز حتی ندیدمشم
میدونم ولی نیازه که بازجویی سریعتر پیش بره
اون منبع اصلی مدارکه ماست
اگه مصاحبش رو سریع انجام بده تفاوت خیلی زیادی ایجاد میشه
این کار من نیست نباید این رو میخواستی
اولین ملاقات با موکل به اندازه کافی سخت هست
از سمت تو دیگه فشار نیاز نیست
ما مستقلیم - ...آره . میدونم ولی -
هر کسی که به «تریش» حمله کرده
بدون هیچ دردسری داره بیرون راه میره
و اون بهترین سرنخ ما واسه پیدا کردنشه
هیچ قولی نمیدم
میخواستم بگم تو برای انتخاب انجام همچین کاری چقدر شگفتانگیزی
سعی داری هندونه بذاری زیر بغلم
اونکار رو که انجام دادم الان روراستم باهات
بِث» ، بهت افتخار میکنم»
تریش»؟»
بِث» هستم» - آره -
از ملاقاتـت خوشحالم
احتمالاً یهکم راجع به این عصبی هستی
خب ، من باید شروع کنم بهت یهکم راجع به چیزی که میخوایم انجام بدیم بگم
من از پاسخگویی تجاوز «وِسکس»ـم
ما یه سازمان مستقلیم
بخشی از پلیس نیستیم
ما از کسایی که تجربه خشونت جنسی داشتن حمایت میکنیم
3تا زمینه برای کار ما هست راه انداختن یه خط تلفن کمک
جلسات مشاوره و بعد هم «م.خ.ج.م»ها
مشاور خشونت جنسی مستقل که من باشم
من مشاوره دهنده نیستم ولی میتونم یه جلسه مشاوره ترتیب بدم
نقش من حمایت از تو طی تحقیقاته پلیسه
و اگه کار به محاکمه بکشه من همهجوره باهات هستم
هر کاری که من میکنم با اجازه موکله
هیچ منفعتی برام نداره به غیر از کمک کردن به تو ، خب؟
چیکار میکنی حالا؟
آمادهای برای چندتا کاغذبازی؟
آره . باشه - عالیه -
این میگه که من میتونم اطلاعات رو
اگه لازم باشه با بقیه آژانسها درمیون بذارم
اساساً اگه تو چیزی بگی که باعث بشه من نگران تو
یا بقیه مردم بشم وظیفه منه که اون رو گزارش بدم . فهمیدی؟
بنابراین باید اینجا رو امضا کنی
جایی که نوشته نام قربانی
شرمنده بهخاطر اون . نمیدونم چرا اونها اینجا میزارنش
ما از این لغت استفاده نمیکنیم ما از لغت موکل استفاده میکنیم
ممنون
بعضی از این کاغذها برای خودته که با خودت ببریشون
ما جلسات منظمی داریم
فکری کردی راجع به اینکه چجوری ترجیح میدی؟
میتونیم جاهایی مثل اینجا ملاقات کنیم یا من میتونم بیام خونهـت
اگه پیشرفتی توی تحقیقات بهوجود اومد
یا سوالی از پلیس داشتی من میتونم کمکت کنم
درست فکر کردم که هنوز مصاحبه کاملت رو انجام ندادی؟
چه حسی راجع به انجامش داری؟
میخوام باهاشون حرف بزنم
فقط نمیدونم آمادهام یا نه
تو کاری رو که برات درسته رو انجام بده
راجع به چیزهایی که بقیه میگن هم نگران نباش
میتونم باهات بیام مصاحبه اگه کمکی میکنه
اینکار رو میکنی؟
البته . من برای هر چیزی که نیاز داشته باشی اینجام
فکر میکنم توی بدن خودم نیستم
میتونم درکت کنم
مغز و بدنت حالت طبیعی خودشون رو ندارند
تو داری فرآیند ضربه بعد از حادثه رو تجربه میکنی
اطلاعاتی توی اون برگههایی که بردی
راجع به سندرم بعد از تجاوز هست که میتونه مفید باشه
هر حسی که داری...اگه غمـه
عصبانیتـه ، آشفتگیـه
خستگیـه ، افسردگیـه همهـش طبیعیه . باشه؟
ممنون
نباید بهش فکر کنی اما تو عالی انجامش میدی
نمیکنم - البته -
تو بلند شدی . لباس پوشیدی موهات رو درست کردی . آرایش کردی
اومدی اینجا و با من حرف زدی
اینا پیروزیهای بزرگیاند
این جنایتها باعث میشن احساس کنی کنترل خودت رو از دست دادی
مثل اینکه نوری ته تونل نیست
اما اونجاست ما باهم نور رو پیدا میکنیم
باشه؟
من خیلی احساس شرمندگی میکنم
آرزو میکنم که کاش من رو کشته بود
بِث»؟» - هی -
فکر نکنم امروز آماده باشه
میتونی اونجا نگهـش داری؟ ما میایم اونجا و یهکم حرف میزنیم
میدونی ، من مطمئن نیستم اگه ما فشار بیاریم
اگه «بِث» بگه اون آماده نیست
بِث لتیمر» اینجا مسئول نیست»
خوبی تو؟
قتل رو میتونم بفهمم
...خشونت جنسی
تریش» ، ما میخوایم آخرهای امروز» یه بیانیه درباره حمله بدیم
خیلی خلاصه و بدون جزئیات خاصی
ما به اسمت یا مکان وقوع اشارهای نمیکنیم
ما میخواستیم در جریان باشی اگه یه وقت یه جایی بهش اشاره کردن
درسته . مجبورین اینکار رو بکنین؟
خب ، برای ما مهمه که اطلاعات محدودی رو برای عموم منتشر کنیم
تا شاید شاهدی رو ترغیب کنه که جلو بیاد
ما دوست داریم امروز ساعت 4 برای مصاحبه «ب.ب.م»ـت بیای
باشه . اگه اینطور میخواید
میتونی «بِث» رو با خودت بیاری اگه کمک میکنه
ما هنوز روی زمانش داشتیم حرف میزدیم
نه . تو روش بحث میکنی من تصمیم میگیرم
...میتونیم - نه ، نمیتونیم -
چی میشه اگه به یه زن دیگه تجاوز بشه درحالیکه ما داریم بحث میکنیم؟
چطور با اون حس تا آخر عمرت میخوای زندگی کنی؟
میدونم یه تعادل سخته - در واقع نمیدونی -
«بهخاطر اینکه شبیه تو بودن آسونه «میلر من کسیم که مسئوله
من کسیم که باید تصمیم بگیرم و این کاریه که انجام دادم
بنابراین نمیخوام بیشتر راجع بهش بشنوم
میتونیم روی شوهر سابقش تمرکز کنیم؟
ما داریم روی یه حمله جنسی جدی
«که شب شنبه در خونه «اکسهمپتون اتفاق افتاد تحقیق میکنیم
خدای من ، چی؟ توی مهمونی «کت اتوود»؟
تا اونجایی که ما فهمیدیم تو اونجا بودی
«آره . دوستان خوبین «کت» و «جیم
...ما عادت داشتیم...من و همسرم
«من از همسرم جدا شدم...«تریش
اما زمانی که باهم بودیم ما 4تا خیلی همدیگه رو میدیدیم
خودت تنهایی رفتی مهمونی؟
نه . من با دوستدخترم «سارا» بودم
اون جغرافی درس میده
و تمام شب رو باهم بودید؟
همهي شب رو نه
اما باهم رفتید؟
نه . اون قبل من رفته بود
دلیل داشت؟
سارا» فکر میکرد» خوشامدگویی درستی بهش نشده بود
«بخصوص توسط «کت
پس اون اول رفت
فکر کنم تاکسی گرفت
در واقع میدونم که تاکسی گرفت چون همون رانندهای که
تریش» رو اول مهمونی بعدازظهر» آورده بود رو گرفت
گفت که نمیتونست از شر من راحت بشه حتی توی راه خونه
و زیادی مشروب خورده بودی؟
یهکم
قطعاً زیاد . به اندازه کافی برای همونجا ول کردن ماشین بود
پس چجوری رفتی خونه؟
با یه چندتا از بقیه مهمونها باهم تاکسی گرفتیم
میتونی اسمشون رو بهمون بگی؟ - فکر نکنم بتونم . متأسفم -
منظورم اینه که شبیه عموزادهها یا خالهزادههای «کت» بودن فکر کنم
کدوم شرکت تاکسی بود؟
نمیدونم . فقط نور روی سقفش یادمه
همونطور که گفتم توی اون زمان زیاد وضعیت مناسبی نداشتم
کی اول پیاده شد؟ شما یا اونا؟
فکر کنم من
کت اتوود» میدونه اونا کی بودن؟»
احتمالاً آره
شما گفتین همسرتون توی مهمونی بود؟
آره . چرا؟
باهاش حرف زدید؟
وقتی رسید اونجا یه خوش و بشی رد و بدل کردیم
بعدش یهکم ناخوشی رد و بدل کردیم
منظورت چیه؟
خوشایند نیست که ببینی زنی که باهاش عروسی کرده بودی
مسته و با چندتا مرد غریبه بالا پایین میپره
منظورم اینه که هر جوره حساب کنی
اون طی چند ماه گذشته با دوجین از همینها خوابیده
خدا میدونه چندتاشون توی مهمونی بودن
مایه شرمندگیه . از لحاظ قانونی ما هنوز زن و شوهریم
بنابراین یه چند کلمهای بیرون باهم حرف زدیم
اون رفته بود بیرون برای سیگار
یکی دیگه از علتهای دعوامون
پس یه جروبحث داشتید؟
فکر کنم داشتیم . آره
توی اون نقطه حافظهام یهکم مبهمه
مطمئنم «تریش» هم همین رو میگه
اون اطراف یه شب مشروبی بود
پس جروبحث چطوری تموم شد؟
من رفتم داخل
و برای بقیه شب ندیدیدش؟
نه
پس مردم میتونن شهادت بدن که بقیه شب رو توی سالن اصلی بودی؟
چرا باید نیاز باشه کسی شهادت بده من کجا بودم؟
ما داریم حرکتهای آدما رو پیگیری میکنیم
ببین ، فکر نمیکنید باید ...یهکم راجع به
منظورم اینه که هر چیزی که اتفاق افتاده بگین؟
متأسفانه ما نمیتونیم
اما ما ازتون میخوایم یه نمونه دیاناِی بدین
باشه
صحیح
نمیخوام ناشیانه باشه
من ایدهـش رو دوست ندارم
مجبورم؟ از لحاظ قانونی مجبورم؟
داوطلبانهست
خب ، توی این مورد من نمیپذیرم برای الان اگه اشکالی نداره
من ایده اینکه دیاناِیـم قراره نگهداری بشه رو خوشم نمیاد
مگه اینکه بدونم چرا و چطور نگهداری میشه
من طرفدار نگهداری نمونه اطلاعات پزشکی توسط پلیس نیستم
مشکلی نیست
«خب ، حداقل میدونیم «تریش چجوری رفته مهمونی
ما باید رد تاکسی که اون رو برده بگیریم
اولین رد کردن آزمایش دیاناِیمون - آره . تصمیم جالبی بود -
دِیزی»؟» - کجایی؟ -
من سر کارم . همه چیز ردیفه؟
میتونیم برای ناهار همدیگه رو ببینیم
آره . خوبه . میتونیم
تو که نمیای ، نه؟
فکر نکنم الان بتونم بیام . نه «متأسفم «دِیز
نه . مشکلی نیست - واقعاً متأسفم -
پرونده جدیده - آره -
بعداً میبینمت
امشب میریم بیرون . باشه؟
باشه . خوبه . خداحافظ - متأسفم -
همه چیز ردیفه؟ - نه . گند زدم -
چطور انجامش میدی «میلر»؟ همهی کارهای مربوط به ولی مجرد رو؟
با گرفتن حسهای شکست گناه و شرم بهصورت ثابت
اون همون طرفمونه اولین نفر لیست
کنترلکننده رادیوـت بهمون گفت که شنبه شب
«یه نفر رو کرایهای بردی تا خونه «اکسهمپتون
من خیلیها رو بردم و برگردوندم کار زیادی بود
آره و کسی رو از غرب «فلینتکومب» بردی؟
تریش وینترمن»...اون مشتری همیشگیه»
درسته . خوب میشناسیش؟
نه . فقط بهخاطر کار
فقط عقب تاکسی؟
آره
کی رسیدی به باغها؟
20-30دقیقه از 8 گذشته بود
واسه آخر شب و برگشت من رو رزرو کرد
اما پیداش نشد . یه مدتی اونجا منتظر موندم
موبایلش رو امتحان کردم به جاش چندتا از بقیه مهمونا رو تا شهر رسوندم
اسماشون رو یادته؟
نه . من نپرسیدم
چندتا از خیابونهای اطراف کلیسا پیادهشون کردم
تمام شب رو کار کردی؟ - تا ساعت 3 -
شیفت شب تا صبح
خب ، ما با اپراتور بیسیمـت که صحبت میکردیم
گفت نصف شب رو یه اشکالی توی بیسیمـت داشتی
و نتونسته بود باهات تماس بگیره
درسته
مدتی بود براشون ناله میکردیم که وسایل جدید بگیرن
اونا میگفتن گرونه
تموم شب رو بدون بیسیم کار کردی؟
من فکر کردم اگه توی پارکینگ ماشینای مهمونی
با چراغ روشن وایسم میتونم چندتا مسافر بزنم
تو تموم شب رو توی پارکینگ ماشینها بودی؟
نه . مردم رو میبردم و میاوردم
چرا برنگشتی و مشکل بیسیم رو اینجا بهشون نگفتی؟
فکرش رو نکردم
«میدونستم توی «اکسهمپتون مسافر گیرم میاد
ببخشید ، راجع به چیه این؟
توی مهمونی شنبه شب یه تجاوز جنسی جدی صورت گرفته
چی؟ پس اومدید سراغ راننده تاکسی؟
میتونی یه نمونه دیاناِی بدی؟
...ماشین شماره 2
این مسافر واسه منه
میتونیم بعداً انجامش بدیم؟ - البته -
بیسیم الان درسته
آره
قهوه؟ - آره -
همونجوری که دوست داری
راجع به اونشب متأسفم
آره . منم همینطور
موکل جدید چطوره؟
خوب نیست . امروز صبح باهاش بودم
ایدهای دارن که کار کی بوده؟
به من نمیگن - نه -
چطور باهش کنار میای؟
آره . میدونی ، این چیزیه که راجع به این شغل بهت نمیگن
کی حمایتکننده رو حمایت میکنه؟
بهخاطر همینه که خبرت کردم
درسته
بِث» ، تو منصف نیستی»
...میدونی ، تو
نمیتونی فقط ازم بخوای برای یه قهوه بیام ببینمت
انگاری همه چیز مثله سابقه
نمیتونم؟ - نه -
میدونی که میتونی مثله یه سگ کوچیک باهام رفتار کنی
یه سوت بزنی و بدوم بیام
اما نباید اینکار رو بکنی
نمیخوام هیچ امیدی بهم بدی
متأسفم اگه اینجوری حس میکنی
...خب
میخوای من روراست باشم باهات؟
این امروز اومد
طرح جبران خسارت صدمات جنایی
یه چکـه
با یه نوشته عذرخواهی
برای اشتباهات اداری که باعث شد اینقدر طول بکشه
«5500تا برای «کلوئی
5500تا هم برای ما
که باید تقسیمش کنیم - من نمیخوامش -
باید بگیریش
من نمیخوامش
من جبران خسارت نمیخوام من عدالت میخوام
11هزارتا برای یه پسر؟
هر سالی 1000تا این ارزشیه که اون داشت؟
این یه مبلغه استاندارد برای بستگانه مقتوله
میخوای برشگردونیم
«بهخاطر اینکه این «جو میلر رو نمیندازه توی زندان
«من هنوز دارم میجنگم «بِث
میدونم . مشکل همینه
مگی»؟»
همه چیز روبراهه؟
یه احساس کشندهای دارم
فکر میکردم اینجا بتونه آرومم کنه
از کاره؟
کوچیکم نیست
توی حالت عادی باید خونه باشم و با «ژاکلین» ور برم
اما الان برای یه دادگاه بزرگ لندنـه
میخوان روزنامه رو ببندن
نمیتونن اینکار رو بکنن
مدتیه که یادداشتش روی دیواره
احساس میکنم قدرت ندارم . این تنها چیزیه که میدونم چطور باید انجام بدم
زندگیم رو صرفش کردم
چیکار میتونیم بکنیم؟ نامه؟ دادخواست؟
بریم در ادارههاشون؟
خدا برکتـت بده گلم ولی من به چشمم این
شرکتهای بزرگ رو دیدم
فکر کنم کار بیهودهایه
فقط خوشحال باش که برای زندگیت کاری بدست آوردی
مردم همیشه به یخورده خدا نیاز دارن
ایکاش حق با تو بود
این یکشنبه کلیسا خالیتر از قبل کشته شدن «دنی» بود
تو نمیای
بِث» و «مارک» نمیان» اِلی» و نصف مردم دیگه»
هم تحت تأثیر اتفاقین که افتاده
مردم وقتی رو به سمت خدا میارن که ...چیزی بخوان و بعدش
خب ، الان اونا ترکش کردن
نه «پائول» . نه مردم دوستـت دارن
بیشتر ما رو طی سالهای گذشته تو آوردی جلو
دقیقاً . من کشیشیم که مردم زمانی بهم نگاه میکنن
که صدمه دیدن و بعدش زمانی که همه چیز خوبه فراموش میشم
من چیزهای بیشتری برای عرضه دارم
ببخشید که اینقدر سریع برگشتیم اینجا
گفتی شنبه چه موقع بیسیم لوکاس» خاموش شد؟»
بعد از 10:30
اما کماکان اونجا رزروی داشت؟
آره . داشت کابوسوار بود
روز بعدش بهش توپیدم
بهش گفتم اگه 1بار دیگه شیرینکاری اینجوری انجام بده اخراجه
برابر قانون سفت و سختی قرار گرفته
فکر میکنه از ما بهتره
لیست رزرویهاش رو داری؟
تاکسی «اکسهمپتون» ، چه کمکی میتونم بکنم؟
میتونید چند دقیقه صبر کنید؟
لیست اونایی که انجام داده بود و نداده بود رو دارید؟
یه جایی این پشته
بذارید ببینم میتونم پیداش کنم
خیلی کمک میکنه . ممنون
سلام - سلام -
خوبی؟ خوب بود؟ - عالی بود -
عکسای اینستاـم رو دیدی؟
نه
فکر میکردم فالوم کردی
سلام ، ایشون کی باشن؟
بِث» دوستمه»
سلام
چیکار کردی با سرت؟
مامان؟
مامان؟
تریش» ، من میتونم برم» - نه ، نه -
نیاز دارم اینجا باشی - مامان ، چه اتفاقی افتاده؟ -
زمانی که اینجا نبودی
«شنبه شب توی مهمونی «کت
یه مردی بهم حمله کرد
چی؟ - عزیزم ، بذار تمومش کنم -
اون یه ضربه به من زد و من بیهوش شدم
بعدش بهم تجاوز کرد
«به من تجاوز شد «لیاه
من مورد تجاوز قرار گرفتم
مامان - متأسفم عزیزم -
بیانیه خبری تأیید شد
فقط باید بگی فرستاده بشن
باشه . بفرستش
تریش»ـه»
آره . فکرش رو میکردم
پلیس «وِسکس» گفته یه زن 49 ساله
«شنبه شب توی محدوده خونهی «اکسهمپتون
قربانی یه خشونت جنسی شده
اونا از همه خواستن اگه کسی اطلاعی داره
بهخاطر فوریت موضوع در اعتماد کامل باهاشون تماس بگیره
بیا بزن رفیق
یه چک غرامت امروز اومده برای قتل پسرم
11هزارتا برای خانواده
خدایا ، متأسفم
این چک دوباره همهشون رو آورده بالا
هیچوقت نمیره
تو خوب انجامش میدی - خوشحالم اینطور فکر میکنی -
آره . خیال کردم همه چیز رو امتحان کردم
یوگا ، بوکس ، مدیتِیشن
تمام اون مشاورههای بیخودی
خدا میدونه چند وقت صرف حرف زدن راجع بهش کردم
نوشتن خاطرات کشیدنه تصویرهایی از حالتهای احساسیم
هیچکدومشون بهترم نکردن
اما فقط یه چیزی بود که تمام مدت راجع بهش فکر میکردم
که نمیتونستم از سرم بیرونش کنم
چجوری اشتباه انجامش دادیم
چی رو اشتباه انجام دادیم؟ - «جو میلر» -
زمانی که شانسـش رو داشتم باید از صخره مینداختمش پایین رفیق
اما ما بخشنده بودیم ، نه؟
ما کاری رو که مردم خوب انجام میدن رو انجام دادیم
...اما اگه
اگه میتونستم برگردم 3 سال پیش و عوضش کنم اینکار رو میکردم
چون الان بیرونه
...هنوز
زندهست و آزاده
میدونی ، بعد همه این صحبتا همه اون مشاورهها
این خشم هیچ جا نرفته فقط بدتر شده
ما اشتباه نکردیم
مطمئنی براش آمادهای؟
این لیست مهموناییه که به مهمونی دعوت شده بودن
میتونی آدرسها و مشخصاتشون رو کنار هم بذاری؟
ما باید از همه نمونه دیاناِی بگیریم
نباید زیاد طول بکشه - میخوام کامل انجام بشه -
خب ، نمیخواستم همینجوری انجامش بدم
«میلر»
تریش» برای مصاحبه اینجاست»
«ممنون «کِیتی
خدایا ، واقعاً رو اعصابمه
جداً؟ خیلی خوب قایمش میکنی
تریش» ، باید بدونی این ویدئو»
واسه هر اتفاقی که بیفته که شامل دادگاه هم میشه
به عنوان مدرک قطعی شناخته میشه اگه تا اونجا پیش بره
باشه - آره -
میتونی دقیق بهمون بگی شب مهمونی چی پوشیده بودی؟
یه لباس آبی گلگلی که تا پایین پاها رو میپوشوند
کفش پاشنهدار
یخورده چیزهای براق دور گردنم
گوشوارههای آویزون
لباس زیر چی؟
«ببخشید «تریش ما به این جزئیات نیاز داریم
برند «اماس» ارغوانی اونها جدید بودن
چطوری رفتی به مهمونی؟
«یه تاکسی کوچیک از تاکسی «بودموف
راننده مرد؟ - «لوکاس» -
اون قبلاً هم من رو رسونده بود
ما در واقع 1بار بهصورت تصادفی باهم مشروب زدیم
...فکر کنم فکر میکرد
میخواستم پسـش بزنم
این اولینباری بود که دیدمش
با کی توی مهمونی حرف زدی؟
همه
«ما اسمها رو نیاز داریم «تریش
هر کی یادت میاد شامل زنها هم هست
«واضحه که «کت» و «جیم
ایان» اونجا بود» با «سارا» حرفی نزدم
«اد بورنِت»
بیشتر وقتم رو با 2تا دختر از کار «سالی» و «تینا» گذروندم
همه کسایی که باهاشون حرف زدی همین بود؟
چیزیه که یادم میاد
باشه . چه غذا و مشروبی خوردی؟
چیز زیادی نخوردم
یه چند تیکه کیک میوهای و چندتایی بادومزمینی
مشروب؟ شراب سفید
تینا» «ودکا تونیک» هم برام گرفت»
چندتا از هر کدوم؟
شراب؟ نمیدونم
3تا یا 4تا لیوان
ودکا»؟ 2تا»
صبر کن . قبل از اینکه بیرون برم دخترها چندتا شات «تکیلا» گرفتن
«2تا شات «تکیلا
خیلی به نظر میاد موقعی که جمع کنید
مخصوصاً با شکم خالی
کِی رفتی بیرون؟
مطمئن نیستم
یه ربع به 11 . ساعت 11؟
واقعاً نگاه نکردم
هنوز داشتن سِرو میکردن
چه اتفاقی افتاد وقتی رفتی بیرون؟
ایان» همسرم اومد بیرون»
به من بهخاطر سیگار و شراب توپید
من بهش گفتم کجا بره دوباره اونم رفت
منم سیگارم رو تموم کردم
شنیدم یکی سرفه کرد اون نزدیکیا
بعدش فکر کردم یکی اسمم رو صدام زد
شایدم گفتن هی
من مطمئن نیستم
کدومش «تریش»؟
نمیدونم
یهکم مسیر رو پایینتر رفتم
بعدش احساس کردم یه مشتی خورد پشت سرم
یا شاید یه چیزی خورد بهم
احساس کردی شبیه مشته یا یه دست یا یه چیزی؟
نه . دست نبود . بیشتر شبیه
نمیدونم...یه تکه چوب یا چیزی
بعدش چی یادت میاد؟
روی پشتم بودم . دستام زیرم بسته شده بودن
یه چیزی توی دهنم بود نمیتونستم درست نفس بکشم
کفش پام نبود
پاهام به پایین جمع شده بودن
و یه مردی با من سکس داشت
تریش» ، میدونم این قراره سختتر بشه»
اما نیازه که دقیقاً هر چی منظورته رو توضیح بدی
آلت تناسلیـش توی واژنـم بود
و داشت به عقب و جلو حرکت میکرد
خشن بود
اون به داخل من آسیب زد
میدونی کی بود؟
نه . چشمهام رو پوشونده بود
سعی کردم تقلا کنم ولی اون سرم رو محکم زد به زمین
این آخرین چیزیه که یادم میاد
بعدش چی یادت میاد ؟
راه رفتن از بین مزرعه
سرم کوفته شده بود
خورشید داشت بالا میومد پاهام صدمه دیده بود
آره . فکر کنم اینجوری رسیدم خونه
میتونی بگی کِی رسیدی خونه؟
حموم کردی یا چیزی خوردی یا دندونات رو پاک کردی؟
نه
و بازم متأسفم بهخاطر اینی که ازت میپرسم
اما آخرینباری که با یه
مرد سکس داشتی قبل از این اتفاق کِی بود؟
مجبورم جواب بدم؟
این کاملاً مهمه این میتونه به ما کمک کنه
صبح همون روز بود
صبح شنبه
میتونی بگی با کی بود؟
این ربطی به اتفاقی که افتاده نداره
با رضایت طرفین بود؟ - آره -
یه سکس محافظت شده بود؟ - نه -
واقعاً کمک میکنه اگه بگی بهمون که کی بوده
ربطی نداره - فقط برای اینکه بیرون بزاریمش -
نه - «خواهش میکنم «تریش -
خب ، یه غریبه بود . یه نفر که اینترنتی ملاقاتش میکردم
تریش» ، مطمئنی؟» - میخوام تموم بشه -
هنوز نه - گفتم میخوام تموم بشه -
"خواهشاً نگو "بهت گفته بودم
خب ، ما نمیتونستیم توی بدست آوردن مدارکش بیشتر تأخیر بکنیم
چرا نمیخواد بهمون بگه؟
چه معنی براش داشته؟
چرا قبلاً بهمون نگفت؟
فکر میکنی کسی که توی برنامه قرار" دیده غریبه بوده؟"
تو چی؟
چرا دروغ گفته؟
میبینی؟ حالا دارم فکر میکنم دیگه «تریش» چی بهمون نگفته
سلام - سلام بابا -
انتظار نداشتم امشب ببینمت
باید راجع به یه چیزی باهات صحبت کنم
فقط بین خودمون . میتونم بیام تو؟
شماره ناشناس : خفهشو " " ...خفهشو یا
✅ WLH مترجم : حامد ✅
«ارائهای از تیم ترجمه «تـي وـي وُرلـد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.