Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
▶️تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »◀️
"Broadchurch" فصل 3 : قسمت 1
✅ WLH مترجم : حامد ✅
اومدن
مرسی که سریع خودتون رو رسوندید
چرا روی پلههاست؟
اومده بود گزارش بده ولی پیشخوان بسته بود
اون از یک تلفن عمومی نزدیک اینجا به 101 زنگ زده بود
چرا نبردیش داخل؟ - خودش نمیخواست -
مشخصاتش چیه؟ - فقط اسمش -
«تریش» - خب ، چیز دیگهای نگفت؟ -
نه - «خوبه . مرسی «باب -
سلام ، «تریش» اسمته؟
اسم من «اِلی»ـه کاراگاه پلیس «وِسکس»ـم
راجع به یک حمله زنگ زده بودی
حمله جنسی
باشه
میخوایم ببریمت جایی که بتونیم حرف بزنیم
یک مسیر کوتاهه مشکلی نیست که؟
خوبه
آفرین
ماشین همینجاست . باشه؟
خیلیخب
ممنون
این «اَلِک» همکارمـه ما باهم کار میکنیم . این «تریش»ـه
«سلام «تریش
من ورق مدارک رو روی صندلی پهن میکنم محض احتیاط
برای زمانی که مدرکی از روی لباست بیفته
نگران چیزی نباش . باشه؟
سلام «تریش» ، اسم من «آنا»ست
من مددکار این مرکز تجاوز جنسیـم
اینجا مخصوصه مراجعه قربانیان تجاوز جنسیـه
من تمام مدتی که اینجا هستی رو با تو خواهم بود
تا مطمئن بشم تمام اتفاقی که افتاده رو متوجه بشی
اگه احساس راحتی یا امنیت نکردی
به هر صورتی ما همه چیز رو متوقف میکنیم
تمام افراد اینجا به حرف تو عمل میکنن
از اینطرف
ما این اتاقها رو مهر و موم کردیم
تا مطمئن بشیم که اونها از نظر پزشکی قانونی ایمن هستند
معاینه پزشکی قانونی هم همونجاست
الان من میخوام یه نمونه دهانی ازت بگیرم دلیلی که اینکار رو داریم اول
انجام میدیم بهخاطر اینه که بتونی یه فنجون چای بخوری
باشه
میتونی دهنت رو باز کنی؟
آفرین
بسیارخب عزیزم
میخوام برم به سمت راست
خوبه . آفرین . تقریباً تمومه
خب ، فقط زیر زبونت مونده
تموم شد
خیلی خوب انجامش دادی
خب ، درخواست دوم هم همینقدر راحته
فکر میکنی بتونی یک نمونه ادارت رو بدی؟
سلام - سلام بابا ، منم -
تو راه خونهای؟
نه ، نه هنوز . یه مشکلی پیش اومده
همیشگی که نیست؟ - چرا -
ببین ، من...من نمیدونم کِی برمیگردم
چطور پیش میره؟ «فِرِد» رو بردی تو تختخوابش؟
میتونی تو راه برگشت یه قرص نون بخری؟
باشه . پسرها رو از طرف من ببوس
و سعی میکنم اگه دیر برگشتم بیدارتون نکنم
بههرحال من زیاد نمیخوابم
...نه از وقتی مامانت - خب ، خوبه -
میبینمت . خداحافظ
بابات چطوره؟ - آتیشی -
چقدر میخواد بمونه؟
هنوز راجع بهش بحث نکردیم
بههرحال مراقبت از بچه مجانیه دیگه مگه بده؟
هنوز داخله؟
جراحات پشت سرش رو دیدی؟
آره
و نشونههای اطراف مچ دستش رو
هیچ موبایل یا کارت شناسایی باهاش نبود
فامیلیـش هم مشخص نیست - اون رو نمیشناسی؟ -
ترامپتون» نیست که» من که همه رو نمیشناسم
هی ، خوبه . آفرین
ما سریع میریم اینجا و یه گفتگو کوتاه میکنیم . باشه؟
باشه
تریش» ، میتونی فامیلیت رو به من بگی؟»
تریش» ، تو به اپراتور کارهای اضطراری» گفتی که بهت حمله شده
میتونی بگی کجا اتفاق افتاد؟
تو یادت نمیاد یا نمیخوای الان به ما بگی؟
کجا زندگی میکنی «تریش»؟
«غرب «فلینتکومب - میدونم کجاست -
بیرون جاده ساحلی
حدود 5 مایل بیرون شهر؟ - آره -
من توی شهر زندگی میکنم «پشت میدان «کانیستون
مردی که بهت حمله کرد کسی بود که میشناختیش؟
من ندیدم
چیزی از حمله یادت میاد؟
صدای آب رو میشنیدم
آب جاری
وقتی بههوش اومدم روی پشتم بودم
روی زمین...مرطوب بود
...و یکی
با من سکس داشت
«داری خوب انجامش میدی «تریش - آره . تو خوب انجامش میدی -
صورتش رو دیدی؟
قبل از حمله بیهوش افتاده بودی؟
یادت میاد کجا بودی؟
یا چیکار میکردی وقتی اون اتفاق افتاد؟
بسته شده بودی «تریش»؟
پشت کمرم
تریش» ، بعد از حمله جایی که اتفاق افتاد» رو ترک کردی
یا به جای دیگهای منتقل شده بودی؟
من اونجا رها شده بودم
امشب چطور به ایستگاه پلیس رسیدی؟
راه رفتی؟
رانندگی کردی؟
متأسفم
چیزی نیست که تو بهخاطرش متأسف باشی
میتونی روی ورق بهایستی
تا من پرده رو کنار میزنم که خصوصی بشه؟ خیلیخب
فقط یکی
هر چقدر که میتونی آروم
آفرین
یه دقیقه دیگه برمیگردم
خب؟
تقریباً تمومه
خراش و کبودی بالای پاهاش علائم دخول با زورـه
آره اما جراحات به نظر تازه نمیان
بیشتر شبیه اینه که مال چند روز پیش هستند
آره . منم به همین فکر میکردم
اگه حمله امروز اتفاق نیفتاده باشه ما باید بفهمیم چه زمانی
انجام شده و از اونوقت تا حالا چه کارهایی انجام داده اگه آماده حرف زدن نباشه
اون رو میبریم خونهاش ببینیم میتونیم چیز بیشتری بفهمیم
آخرین تجاوز عجیب اینجاها کِی بود؟
نمیدونیم تجاوز بوده یا نه مگه اینکه اطلاعات بیشتری بدست بیاریم
نمیتونیم بفهمیم اگه حملهکنندهـش رو نشناسه
من نمیگم که هست من میپرسم که آخریش کِی بوده
خب ، تو زمان من که نبوده
من میخوام به مرکز پاسخگویی تجاوز «وِسکس» معرفیت کنم
اونا یه مشاور مستقل خشونتهای جنسی مشخص میکنن
که احتمالاً توی 24 ساعت آینده باهات تماس میگیره
اگه فکر میکنی میتونه مفید باشه
کارن» میتونه برات یه قرص تجویز کنه»
ما برات یک وقت از کلینیک سلامت جنسی هم میگیریم
تریش» ، الان میخوام تو رو» در اختیار پلس قرار بدم
تو باید بدونی که حمایتهای زیادی
بهخاطر چیزی که داری میگذرونی اینجا هست
اینجا آدمهایی هستن که میتونن ازت مراقبت کنن
راهنماییت کنن . کمکت کنن
تو این رو پشت سر میذاری
تریش» ، ما میخوایم تو رو ببریم خونه»
قبل از اینکه اینکار رو انجام بدیم سوالی نداری؟
من رو باور داری؟
آره
کی اینکار رو با من کرده؟
کلیدهای در جلویی خونه باهاته؟
خوبی عزیزم؟
تریش» ، تنهایی زندگی میکنی؟»
لیاه» دخترم»
اون با چندتا از دوستاش لندنـه
فردا برمیگرده
حالا نگران اونموقع نباش باشه
پدر «لیاه»؟
ما 6 ماه پیش جدا شدیم
این نزدیکیا زندگی میکنه؟
ما به جزئیاتـش نیاز پیدا داریم
یه فنجون چای درست میکنی آقا؟
قطعاً
اون چای واقعاً غلیظی درست میکنه
فکر کنم چون سیگاری بوده باعث شده حس چشاییـش رو از دست داده
جوری که اون درستش میکنه رو دوست دارم اما این رو بهش نگو
هر بار اول چای رو درست کن بعدش برو فضولی
فامیلش «وینترمن»ـه تلفنش اونجاست
پیام و تماسهایی که به نظر نمیرسه بررسی شده باشن
قفل درها و پنجرهها تمامشون امنه
سنسور حساس به نور و یه دزدگیر داره
فکر نمیکنم اینجا تو خطر باشه
مگه اینکه حملهکننده کلید داشته باشه
چیکار میکنه؟ چیز بیشتری گفته؟
نه ، هنوز نه
فکر میکنی نمیتونه به یاد بیاره یا نمیخواد بگه؟
باید بهش زمان بدیم - خودمون زمان نداریم -
اگه حمله توسط یه غریبه باشه بقیه هم تو خطرن
خب ، باشه . میدونم - به تقویم اونجا نگاه کن -
اگه زخما مال 2 روز پیش باشن برمیگردن به شنبه
تولد 50 سالگی رفیقش - آره -
میتونه بیمیلیـش به صحبت کردن راجع به اتفاق رو توضیح بده
کس دیگهای کلید رو داره؟
آنی» همسایه 2تا درب پایینتر»
«دوستم «کت
ما دیدیم که به مهمونی شنبه گذشته «کت» دعوت شدی
رفتی اونجا «تریش»؟
اونجا جاییه که حمله اتفاق افتاد؟
حین مهمونی بود یا بعدش؟
از آدمای داخل مهمونی بود؟
من بیرون بودم
و یکی به پشت سرم ضربه زد و من رو انداخت
مهمونی «کت» شنبه بود الان سهشنبه صبحه
بین شب شنبه و شب گذشته که حمله رو گزارش کردی چیکار میکردی؟
اومدم خونه
چطور اومدی خونه؟
فکر کنم پیاده اومدم
از جایی که بههوش اومدی؟ توی پارتی؟
اما نمیدونی دقیقاً کجا بود؟
کنار آب بود
چه نوع آبی؟
مجبوریم الان این رو انجامش بدیم؟
خوبه . تو داری واقعاً خوب انجامش میدی
خب ، بعدش که رسیدی خونه چه کاری انجام دادی؟
توی تختم دراز کشیدم
فکر کردم اگه اونجا دراز بکشم ممکنه اون اتفاق بره
و «تریش» ، لباسایی که دیروز ازت گرفتیم
همونایی نبودن که زمان حمله پوشیده بودی؟
نه
با اون لباسا چیکار کردی؟
انداختمشون گوشه اتاقم
خیلیخب
وقتی کارمون اینجا تموم شد ما به محل مهمونی میریم
باشه؟ - باشه -
من باید الان سر شیفتم باشم
کجا کار میکنی؟
«فروشگاه زراعتی «فلینتکومب
میتونیم بریم اونجا و بگیم حالـت خوب نیست و چند روز مرخصی نیاز داری
نه . دوستم هم اونجا کار میکنه
اون میخواد بدونه چه اتفاقی افتاده
ما ردیفش میکنیم . نگران نباش
باید تحت حفاظت پلیس باشم؟
نه . متأسفم
کسی اینجا هست که بهش زنگ بزنم تا باهات باشه؟
نه
دوستی؟ فامیلی؟ - اصلاً شنیدی که من چی گفتم؟ -
آره
نمیخوام کسی بفهمه
تریش» ، تو حمایت نیاز داری» نمیتونی فقط خودت باشی
اما فقط منم
فقط من
نباید اینکار رو انجام بدم
من شمارهام رو بهت میدم . باشه؟
هر زمانی که خواستی حرف بزنی یا چیزی نیاز داشتی
یه زنگ بهم بزن . باشه؟
مرسی
بهش نگو من این رو بهت دادم - ممنون -
باید خسته باشی . چه حسی داری؟
کثیفی
هر زمانی که آماده بودی بهت نیاز داریم
تا بیای و یه اظهاریه کامل بدی - باشه -
بزودی مشاور خشونت جنسیـت رو میبینی و هشدار دهنده اضطرابِـت رو میگیری
پلیس سریعاً خودش رو میرسونه هیچکس نمیدونه تو ازش استفاده میکنی
ممنون
زود میبینمت
از اینجا چقدر فاصله داره؟ - 5دقیقه رانندگی -
گفت که حمله نزدیک آب اتفاق افتاده
فکر میکنی منظورش دریا بوده؟ - نمیدونم -
چرا گفت آب و نگفت موج یا دریا؟
چرا صبر کرد «میلر»؟ چرا زودتر گزارش نکرد؟
چرا اومد خونه؟
هر کسی یهجور واکنش نشون میده
تا الان 60 ساعت رو از دست دادیم؟
اگه حمله توی مهمونی اتفاق افتاده باشه
لیست بلند بالایی از آدما هست که باید بازجویی و حذف بشن
و مهاجم هنوز اون بیرونه
سلام - «اِلی» -
«تریش» - آره -
تو خوبی «تریش»؟ - آره ، آره . من میخواستم -
کنترل کنم شماره کار میکنه
من درها و پنجرهها رو قفل کردم
عالیه
سعی کن استراحت کنی - باشه -
ببین ، تو هشدار اضطرابـت رو داری
نترس که ازش استفاده کنی
و میتونی هر وقت خواستی زنگ بزنی
چطور باید به دخترم بگم؟
ببین ، سعی کن الان بهش فکر نکنی
خب ، ما تموم اینکارها رو قدم به قدم انجام میدیم
و خیلی از ماها اینجان تا حمایتـت کنن
باشه
ممنون - «باشه . خداحافظ «تریش -
تو شمارهـت رو بهش دادی - شروع نکن -
که چی؟ آره . من شمارهام رو دادم - شماره شخصیـت رو -
چی بهت گفتم؟ - اون نیازش داشت -
«هر دفعه «میلر - ببخش من رو بهخاطر انسان بودن -
ما تحقیق میکنیم سرویسهای خدماتی حمایت میکنن
سرویسهای حمایتی اونجا نیستند - نمیتونی هی اینکار رو تکرار کنی -
1بار قبل - 2بار قبل -
حالا دیگه حساب نگه میداری؟ - آره -
اگه من اینقدر آزار دهندهام چرا برگشتی؟ - شروع نکن بابا -
همیشه میپرونی - یه پروتکلی هست -
من این رو از دست نمیدم بهخاطر اینکه تو مدام سرزنشم میکنی
اون نمیتونه تماموقت بهت زنگ بزنه - بهش تجاوز شده -
نمیدونستم این بیرون چیزی هست
چیه این؟ یه بخش روستایی؟ - نه . یه خونه اربابیه قدیمیه -
با چندتا کلبه که برای کارگرهای املاک استفاده میشده
اینجا یه کلیسای کوچیکه
اما مغازه یا چیزی شبیه بهش اینجا نیست
خانه «اکسهمپتون» برای اجاره خصوصی " " عروسی ، تولد یا سالگرد است
امروز نه . نیست
اینجا دروازه نداره . یعنی هر کسی میتونه تا این بالا بیاد
یه راه ورودی دیگه هم هست اون سمت کنار خونه
چیکار میکنی؟ - من تا نصفهشب بیدار بودم -
تو بهمون برای یه قهوه یا یه ساندویچ بِیکِن هم وقت ندادی
خدایا ، چیه اون؟
تکه شکلات...دستی برای «فِرِد» درستش میکنم
چند وقت اونجا بوده؟ - مهم نیست -
نصفش رو میخوای؟ - نه -
وایسا . میشنوی؟
من یه نگاه به پایین اینجا میندازم
هیچی؟ - نه -
یه نقطه عالی اگه میخوای دیده یا شنیده نشی
بببین . ممکنه خون خشک شده روی اون سنگ باشه
و اینجا
فکر کنم اون گوشه جلد یه کاندوم باشه
با صدای آب جاری که اینجا میاد
فکر کنم اینجا جاییه که اتفاق افتاده باشه
کاراگاه بازرس «هاردی» هستم توی خونه «اکسهمپتون» هستم
ما صحنه جرم احتمالی رو داریم
متأسفم . متأسفم این هم یکی از همون روزهاست
کی رو مسخره میکنم؟ همیشه یکی از همون روزهاست
خوبه . بیا راجع بهت صحبت کنیم
5تا موکل خیلی زیاده چطور این چیزها رو پیدا کردی؟
خوبه فکر کنم
یهجورایی
فرق داره
کارن»...اون قبلیه شیاد بود»
فکر نکنم هوشمندانه کنترلش کرده باشم
کارن» آسیبپذیر بود» اون زندگی خیلی سختی داشت
آره . من حس بدی داشتم که اجازه دادم به من برسه
بهخاطر اینکه میدونستم سخته اما فقط بعضی وقتا
نمیدونستم مال من هست یا نه
البته . گوش کن . هر کسی که اینجا کار میکرده
چیزی که تو تجربه کردی رو تجربه کرده
باید تصمیم بگیری که خواستهها اینجا زیاده
یا تو میتونی این راه رو جلو بری - تو چی فکر میکنی؟ -
اینکار آسون نیست ما زنایی رو که توی بحران هستن ملاقات میکنیم
بعضیهاشون مشکل سلامت روانی دارن - این چالشبرانگیزه -
من تو رو توی تمرینها تماشا کردم توی جلسات آزمایشی
توی شرایط زندگی واقعی
بث» ، تو چیزهای ویژهای برای عرضه داری»
ما بهت نیاز داریم
این موکل تازه ارجاع شده
سلام ، «تریش» و «لیاه» هستیم پیامتون رو بذارید
«پیام برای «تریش بث لتیمر» هستم»
شمارهـت به من داده شده فکر کنم منتظر تماس من بودی
من امیدوارم که امروز یا فردا بتونیم بیام ببینمت
پس اگه میخوای تماس من رو جواب بدی
شمارهام 01632960131
منتظرم تا باهم حرف بزنیم
ممنون . خداحافظ
میخوای وایسی و تماشا کنی؟
حالا فکر میکنی من عجیب و غریبم
آره . یخورده عجیب و غریب شدی
من مشتاقم . نیستم؟
کی توی شهری که اتفاق افتاده کتابی مثل اون رو میخره؟
«مردم اهمیت میدن «مارک - واقعاً؟ -
من فکر میکنم اونا فقط از نمایشهای عجیب و غریب خوشـشون میاد
حتی...حتی بعد از 3 سال
چرا نمیری اونجا؟
تصمیم خودت بود که کتاب رو بنویسی
بزرگترین اشتباه زندگیم
بیشتر ضرر رسونده تا سود
سلام گلم ، ممنون بهخاطر منتظر موندنت
میتونی این رو امضا کنی «تونی»؟
«تو رو خدا «مارک» . متأسفم «پائول
ببین . میفهمم تو الان داری افسوسـش رو میخوری
اما قایم شدن پشت بوتهها و تماشا کردن کمکی نمیکنه
بهش بگو . میتونی؟ - یه ساعت گذشته داشتم بهش میگفتم -
مگ» ، نگرانی که فروشِـت رو از بین ببرم؟»
این چیزی نیست که من میگم خودت هم میدونی
تو با من مصاحبه میکنی نمیتونیم الان اینجا تمومش کنیم
الان میدونم . نمیدونم؟
نمای خارجی وسط ناکجاآباد ، عناصر باز
تا الان هم 2 روز گذشته قبل از اینکه ما شروع کنیم
اولین چیزی که نیازه تأیید رد خون روی سنگها با نمونه «تریش»ـه
اینجا همونجاییه که بیهوش شده؟
ما اطلاعاتش رو نداریم بیشتر جایی نزدیک خونه
پس صحنه میتونه از اینجا تا بالای اون راه نزدیک خونه باشه
دوست نداری کارها رو برای ما آسونتر کنی ، نه؟
ببخشید که دردسر برات درست کردیم
ما رد پاها یا نشونههای مواد رو پیدا نکردیم
باید شانس بیشتری بیاری ببین میتونی نزدیک خونه مدرکی
که حملهکننده جایی برای مخفی کردن داشته باشه پیدا کنی
حق با توئه
ما تکههای اولیه یه طناب آبی یا سیمی رو که
باعث زخم روی دست قربانی شده بود رو داریم
به پشت سرش ضربه زده شده پس ما دنبال هر چیزی که
بتونه برای اینکار استفاده شده باشه میگردیم
حمله خشن ، اثر طناب احتمال کاندوم مصرف شده
با این فرض که شبیه قصد قبلیـه شروع کن
تو گردگیریـت رو بکن نتیجهگیری رو به ما بسپر
فکر کنم تو باید یه متأسفم به «برایان» بگی
«متأسفم «برایان
و متعجبی چرا ما بهش میگیم «صورت تخمی»
چیزی پیدا کردی به ما هم بگو
تریش» اینجا کار میکنه؟» - آره -
بهشون میفهمونیم که اون نمیتونه برای یه مدت بیاد
میتونم یه سوال بپرسم ازت «میلر»؟
البته
چند وقته من رو «صورت تخمی» صدا میکنن؟
از همون اول که اومدی
واقعاً؟ - آره -
رسیدت رو میزارم توی کیفـت ، خب؟
ممنون
کت اتوود»؟» - آره . سلام -
«کاراگاه گروبان «میلر» ، کاراگاه بازرس «هاردی از پلیس «وِسکس» . میشه یهکم حرف بزنیم؟
باشه . «اد»؟ میتونم چند دقیقه برم؟ باید با اینا حرف بزنم
نمیبینید که سر شیفتِـشه؟ - «تو رو خدا «اد -
«هاردی» و «میلر» از پلیس «وِسکس» شما کی هستید؟
اد بورنِت»...اینجا فروشگاهمه» درباره چی هست؟
مربوط به اونه - میتونی سریع تمومش کنی؟ -
نه . میشه خصوصی حرف بزنیم؟ - آره -
«یکی از کارمندهای شما «تریش وینترمن نمیتونه برای مدتی بیاد
به دلایل شخصی
چرا دارم از شما میشنوم؟
ممنون که میزارید «کت» رو قرض بگیریم
ما داریم راجع به اتفاقی شب شنبه توی مهمونی شما
اتفاق افتاد تحقیق میکنیم - اد» لعنتی...میدونستم» -
اون هم به اندازه «جیم» مقصر بود نزارید طور دیگهای بهتون بگه
اونا شبیه یه مشت پسر مدرسهای مست بودن
دعوایی توی مهمونی اتفاق افتاد؟
آره. چرا؟ مگه راجع به این نیست؟
یه ادعای تجاوز هست
شوخی میکنی؟
نه
اما کی؟ خدای من ، کی؟
ما نمیتونیم جزئیات رو فاش کنیم
آره اما من تمام اون زنایی رو که اونجا بودن میشناختم
لعنتی ، «تریش»...«تریش»ـه؟
بهخاطر همینه که نیستش
و جواب تماسها و پیامهام رو نمیده
حالش خوبه؟
حالش خوبه؟
ما یه کپی از تمام مهمونایی که شنبه شب توی مهمونی بودن رو میخوایم
باشه . متأسفم
آره . شما باید با همسرم «جیم» صحبت کنید اون دعوتها رو انجام داد
گاراژش توی شهره من شمارهـش رو بهتون میدم
چند نفر توی مهمونی بودن؟
نمیدونم . ما صورتحسابها و تعداد نهایی رو نگه نداشتیم
ما به مردم گفتیم اگه دوست دارن بیان
سردستی؟
70-80
چندتا مرد؟
50تا
شنبه شب 50تا مرد توی مهمونیـت بودن؟
حداقل 50تا
«تریش وینترمن» از غرب «فلینتکومب»
ادعای میکنه توسط یه مهاجم ناشناس بهش تجاوز شده
اتفاق بنا به گفته اون توی خونه اکسهمپتون» در شب شنبه اتفاق افتاده»
«به واسطه «کت» و «جیم اتوود به مهمونی رفته
بیهوش یه جایی روی زمین افتاده بود
و احتمالاً نزدیک دریاچه بهش تجاوز شده
مشخص نیست که حملهکننده باهاش آشنا بوده یا نه
من و «میلر» اون رو به مرکز تجاوز جنسی توی "پول" بردیم
ما منتظر شواهد اولیه پزشکی قانونی هستیم
افسر صحنه جرم کارش رو شروع کرده
کِی گزارش داده؟ - دیشب -
اما حمله روز شنبه اتفاق افتاده یه فاصله زیادی این بین هست
مطمئنی که اون درست میگه؟
کِیتی» ، وقتی که دوره آموزشی» حملههای جنسیـت رو تموم کردی
فهمیدی که ما از باور داشتن به قربانی شروع میکنیم
...آره اما - جراحاتی که برداشته -
جزئیات اظهاراتی که با حقایق احتمالی صحنه جرم تطابق داره
و ارزیابی شرایط احساسیش
روی این فرض کار میکنیم که درست میگه
فقط یه سوال پرسیدم
خوبه . تو تازهکاری . ما میبخشیمت
تا حالا ما هیچ اظهاریه عمومی ندادیم
رئیس در جریانه و زمانی که نتایج اولیه پزشکی قانونی رو گرفتیم
خبر یه خطر رو به عموم اعلام میکنیم
تا اون زمان حرفی بیرون نره
متأسفم . متأسفم
سلام ، «میلر» هستم
چرا؟ موضوع چیه؟
چی؟
من خیلی متأسفم . اونم متأسفه
متأسف نیستی؟ - چرا ، هستم -
از کجا این رو گرفتی؟ من نمیخواستم دکمه رو بزنم
نمیدونم...چطور؟
من متأسفم
پورن...چرا؟
این چیزیه که اخیراً خیلی باهاش سروکار داریم - فقط اون نیست -
تام» و یه پسر دیگه لینکها» و فایلهای منبع
رو برای بقیه دانشآموزها تأمین میکنن
چی؟ تو رو خدا
...نمیدونم چطور این رو قبول میکنید
توی خونهام من قبول نمیکنم
من این رو نمیبینم ما توی خونهمون پورن نمیبینیم
ما «تام» و دانشآموز دیگه رو 1 هفته محروم کردیم
هوشمندانهست . خوبه
من از رفتارش وحشتزده و منزجر هستم
دوباره اتفاق نمیافته - مطمئنم که همهمون متوجه هستیم -
چقدر به عنوان خانواده براتون سخته
نه ، نه ، نه . نگو اون رو ربطی به اون نداره
نیست . ممنون
«تام»
بجنب
15سالته
خب ، همه این چیزها رو نگاه میکنن
تو همه کس نیستی . تو از اونا بهتری تو باید از این بهتر باشی
من نمیخوام پسر پدرت باشی
این یه موقعیت حیاتیه این اولویت داره
ما قطعاً نمیتونیم صبر کنیم
نتایج اولیه...هر چی که بتونی بهم بگی
هر چه زودتر . ممنونم
متأسفم . نمیخواستم معطلـت کنم
اشکال نداره . همه چیز مرتبه؟ - پرونده جدید -
میتونی راجع بهش بگی؟ - نه . متأسفم -
تکالیفـت؟ - ردیفه -
میرم با یه آدمایی دور کوچیکی توی شهر بزنم
شایدم رفتم خونههاشون
آدما؟ کیا؟ - اونجا -
من ساعت 10 برمیگردم
در هر صورت که سر کاری
مطمئن باشین که پیش هم میمونین
باشه؟ بعد از تاریکی تنها نری خونه
زنگم بزن اگه دیر بود من میرسونمت . یادم نمیره
بابا ، چی شده مگه؟ - فقط مواظب باش ، خب؟ -
این رو به دوستات نگو
خوبه . ممنون که ترسوندیم - قابلت رو نداشت -
بعداً میبینمت
چه خبر «کت»؟
شنبه شب به «تریش» توی مهمونیمون تجاوز شده
چی؟
اما تو چطور میدونی؟
پلیسا اینجا بودن اونا دنبال لیست دعوت شدهها بودن
لعنتی ، خیلیخب
مطمئن هستن؟
من بهش زنگ زدم ولی جواب نمیده
فکر میکنی من باید برم پیشـش؟
نمیدونم . اگه جوابت رو نمیده احتمالاً میخواد تنها باشه
فقط فکر میکنم تقصیر ماست
کلو» ، امتحان انگلیسیـت چطور بود؟» - فکر کنم خوب بود -
هیچکدوم از سوالایی که بهمون گفتن آماده باشیم براشون نبود
مطمئنم که بهترینـت رو انجام دادی
امتحان فرانسهـت کِیه؟ پنجشنبه؟ - آره -
احساس میکنم نمیتونم هیچی رو به یاد بیارم
حتی اگه 1 سال بیشتر از بقیه وقت داشته باشم
هر اتفاقی بیفته میدونی ما بهخاطر این که چسبیدی بهش بهت افتخار میکنیم
مگه نه؟ - قطعاً -
روزت چطور بود مامان؟
امروز ارزیابی داشتم فکر کنم خوب بود
موکل جدید گرفتم اما هنوز ندیدمش
خیلی دور نیست - خب ، این خوب نیست -
یه زنی این نزدیکی بهش حمله شده؟
میدونی که من نمیتونم راجع بهش صحبت کنم
اگه یه زنی اطراف اینجا بهش حمله شده
من نمیخوام هیچکدومتون بعد از تاریکی تنهایی جایی باشین
ما نیاز نداریم تو مواظبمون باشی
ممنون بهخاطر شام
بابا ، نرو - مارک» ، بیخیال» -
خدافظ «لیز» جوجو مواظب مادر و خواهرت باش
پنجشنبه بعد امتحان فرانسهـت میبینمت؟
آره . سینما
...مارک» ، من منظورم» - خداحافظ -
به اندازه کافی بد هست که به سختی میاد اینجا
مجبور نیستی اینجور چیزها رو هم بگی
سلام؟ - اِلی»؟» -
تریش» ، خوبی؟» - من یادم اومد -
یه چیزی توی دهنم بود
اون میخواست یه چیزی بذاره اونجا تو دهنم
فکر کنم داشتم خفه میشدم
وقتی داشتم خفه میشدم اون میدونست که من ممکنه برگردم
بازوهاش رو دور چشمام گذاشت و من نتونستم ببینمش
و بعدش فکر کنم غش کردم
وقتی دوباره بیدار شدم اون چیز دیگه توی دهنم نبود
و دستام بسته نبود
«این بهدردبخور بود «تریش
چرا من رو انتخاب کرد؟
چه غلطی میکنی اینجا؟
داشتم رد میشدم که دیدم چراغت روشنه
چی؟ نصف راه تا بالای تپه رو ساعت 2 شب اومدی؟
امیدوار بودم بیدار باشی فکری راجع به این نکن
تریش» زنگ زد بهم و گفت» مهاجم یه چیزی رو
گذاشته تو دهنش که خفش کنه - آره . من تازه نتایج پزشکی قانونی رو گرفتم -
و؟
فیبر لباسهایی که توی نمونه دهنیـش پیدا شد حرفش رو تأیید میکنه
رد طناب ماهیگیری آبی که مچ دستش رو زخم کرده بود
و باهاش بسته شده بود هم پیدا شده
و مهاجم زمانی که بهش تجاوز کرده از کاندوم استفاده کرده
خدای من
میلر» ، مجبورم این رو به عنوان» یه حادثه استراتژیک در نظر بگیرم
یه فرصت مناسب نبوده برنامهریزی شده و با قصد قبلی بوده
مهاجم با قصد ارتکاب تجاوز به مهمونی رفته
معنیش اینه که یه متعرض جنسی داریم
که برای جامعه خطرناکه
" «فروشگاه زراعتی «فلینتکومب "
✅ WLH مترجم : حامد ✅
«ارائهای از تیم ترجمه «تـي وـي وُرلـد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.